تقدیر از مربی فهیم والیبال ایران

سلام به دوستان عزیز مسابقات لیگ جهانی والیبال و پیروزیهای ارزشمند تیم ملی را به یاد دارید اون وقتهایی که بچه ها تیمهای بزرگ را درو می کردند و دل ملت ایران شاد می شد پشت این پیروزی مردی بود که کمتر از اون حرف میزدند مرحوم حسین معدنی آره درست خوندید مرحوم حسین معدنی این مربی جوان و با اخلاق و کاپیتان و پاسور سابق تیم ملی ایران امروز صبح جمعه دهم مرداد بر اثر بیماری به دیار باقی شتافت و جاودانه شد و قلبها را متاثر کرد همون اشک هایی که از سر شوق برای پیروزیهای درخشان بچه ها ریخته میشد امروز برای از دست دادن حسین عزیز سرازیر میشود. محله ی نابینایان و اعضای گوش کن این واقعه تاسف بار را به خانواده حسین عزیز تسلیت عرض کرده و برای بازماندگانش آرزوی صبر و بردباری دارد روحش شاد یادش گرامی باد در زیر نوشته ای کوتاه در مورد حسین معدنی که از خبرگزاری ایسنا تهیه شده منتشر میگردد.

حسین معدنی چشم از جهان فرو بست، اما نام او برای همیشه در تاریخ والیبال ایران ماندگار شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، چقدر زود دیر می شود. بازی های آسیایی گوانگجو. چهار سال قبل. تیم ملی والیبال ایران برای نخستین بار در تاریخ نایب قهرمان بازی های آسیایی شد. افتخاری که توسط یک مربی جوان و خوشفکر رقم خورده بود. بعد از رفتن زوران گاییج، حسین معدنی به خوبی والیبال ایران را هدایت کرد. تیم او در گوانگجو همه بازی ها را برد و تنها به چند اشتباه فردی فینال را باخت. کسی فکرش را هم نمی کرد سرمربی جوان و خوشفکر والیبال ایران تاوان آن فینال کذایی را بدهد و برکنار شود.
موج انتقادهای زیادی علیه “حسین” راه افتاده بود. رسانه ها یکصدا از او انتقاد می کردند و به ترکیب بازیکنان و چیدمان تیمش خرده می گرفتند او اما مثل همیشه صبور بود. با همان لبخند همیشگی فارغ از کینه توزی برخورد دوستانه ای با منتقدانش داشت. او صراحتا از جریان سازی های برخی علیه خود ابراز تاسف کرد. اما هجمه وسیع انتقادها کافی بود تا فدراسیون از سرمربی تیم ملی حمایت نکند. آن ها دنبال مربی خارجی بودند. نام آناستازی، ولاسکو و پرندی مطرح می شد.
حسین معدنی اما از این نامهربانی ها اگر چه رنجیده خاطر شده بود اما هرگز اخلاق را فراموش نکرد. سکوت سنگین آن روزهای حسین برای آن هایی که از شعله ور شدن حواشی در ورزش سود می بردند، سوهان روح بود.

حسین معدنی
ولاسکو سرمربی تیم ملی والیبال ایران شد. پرافتخارترین مربی والیبال جهان جای حسین معدنی در تیم ملی والیبال ایران نشست. اگر چه پیش از انتخاب او معدنی معتقد بود ولاسکو بعد از سال ها دوری از دنیای حرفه ای مناسب ترین گزینه برای سرمربیگری در ایران نیست، اما بعد از آمدن ولاسکو به ایران از او استقبال کرد. حسین دستش را به گرمی فشرد و برای کمک به تیم ملی اعلام آمادگی کرد.
خولیو ولاسکو، سرمربی آن روزهای والیبال ایران، مغرورتر از آن بود که از حسین معدنی کمک بگیرد. او شخصا تک تک بازیکنان والیبال را زیر نظر گرفت. تقریبا همه را به اردوی تیم ملی دعوت کرد. با ترکیبی متفاوت به مسابقات انتخابی لیگ جهانی 2010 رفت و ناکام بود. تئوریستین والیبال مدرن به تدریج بازیکنان زیادی را در پست های مختلف تیم ملی ایران آزمایش کرد اما در نهایت به یک ترکیب ثابت دست یافت؛ ترکیبی که کمترین تغییر را نسبت به تیم حسین معدنی در گوانگجو داشت.
حسین آن روزها خانه نشین شده بود. بیشتر خطاطی می کرد. گاهی هم در سفرهای جاده ای عکس می انداخت و در صفحه های اجتماعی منتشر می کرد. او عاشق هنر بود. در مراسم خیریه حضوری فعال داشت. سعی می کرد بیشتر بیاموزد. از انتقاد پیرامون جریان های سیاسی و اجتماعی هراس نداشت. در کوران موفقیت های تیم ملی والیبال در سال های بعد، کسی از حسین معدنی خبر نمی گرفت. اگر خبرنگاری هم نظرش را درباره تیم ملی جویا می شد، جز آرزوی موفقیت از زبان حسین چیزی نمی شنید. سرمربی برکنار شده تیم ملی والیبال هیچ گاه حتی زمانی که ولاسکو ناکام بود حتی یک مصاحبه انتقادی علیه او انجام نداد. او مرد تسامح و تعامل بود.
در طول سه سال مربیگری ولاسکو در ایران، خیلی ها در کنار او تیم ملی را تمرین دادند. خیلی ها آمده بودند تا روی نیمکت تیم ملی بنشینند. آن ها بعد از اینکه چراغ سبزی از ولاسکو ندیدند عطای تیم ملی را به لقایش بخشیدند. سرانجام خولیو قبول کرد که به حضور حسین معدنی در کادر فنی تیم ملی نیاز دارد. معدنی در آخرین سال حضور ولاسکو در ایران در کنارش کار کرد. ولاسکو اما آنقدر مغرور بود که اجازه ندهد یک مربی ایرانی در لیگ جهانی روی نیمکت تیم ملی بنشیند. او صراحتا اعلام کرد که معدنی نمی تواند در مسابقات رسمی کنارش باشد. حسین اما این بار هم آشفته نشد. مرد اخلاق والیبال ایران نشان داد که دنبال شهرت و برچسب زدن افتخارات به خود و سفرهای خارجی نیست. او پذیرفت بدون هیچ حاشیه ای در کنار تیم ملی باشد اما روی نیمکت تیم ملی ننشیند.
با حضور حسین معدنی در کادر فنی تیم ملی، پازل موفقیت های والیبال تکمیل شد. اما هیچ کس کمترین سهم را برای او قائل نشد.
ولاسکو از ایران رفت. همه بر این باور بودند که دیگر موفقیت برای والیبال ایران محال است. حسین اما چیز دیگری می گفت. او معتقد بود که “بعد از ولاسکو بازیکنان ایرانی انگیزه زیادی دارند تا خودشان را به جهانیان ثابت کنند. انگیزه بالایی دارند که نشان دهند همه چیز والیبال ایران ولاسکو نبوده است.”
تیم ملی در بلاتکلیفی به سر می برد. ولاسکو رفته بود. فدراسیون با هیچ کس به توافق نرسیده بود. زمان به سرعت می گذشت. تا لیگ جهانی سه-چهار ماه بیشتر زمان نبود. در حالی که هر روز نام یک سرمربی خارجی مثل آناستازی و مک کاشین و … به عنوان ناجی احتمالی و سرمربی جدید والیبال ایران از زبان مسئولان شنیده می شد، این حسین معدنی بود که به تنهایی تیم ملی را تمرین می داد. او مثل همیشه با عشق به نام ایران از بازیکنان می خواست تا بار دیگر بعد از رفتن ولاسکو توانایی های خود را نشان دهند.
سه ماه گذشت. کواچ سرمربی جدید تیم ملی ایران همچنان غایب بود. حسین معدنی شخصا لیست اسامی بازیکنان مورد نظر برای حضور در لیگ جهانی 2014 را نوشت. او به خوبی بازیکنان را تمرین داد. تیمی قبراق و سرحال را راهی لیگ جهانی کرد. تیمی که حسین معدنی ساخت یک هفته قبل از شروع لیگ جهانی به دست کواچ افتاد. این تیم در لیگ جهانی برزیل و ایتالیا و لهستان را چند بار شکست داد، افتخارآفرین شد و برای نخستین بار در لیگ جهانی به مقام چهارم رسید. تیمی که حسین آماده کرد، پنج پله بالاتر از تیم ولاسکو در لیگ جهانی قرار گرفت. اما باز هم کسی سهمی برای مربی جوان و بااخلاق والیبال ایران در نظر نگرفت.
حسین معدنی مردی که پررنگ ترین نقش را از زمان سرمربیگری گاییچ، خودش، ولاسکو و کواچ در تیم ملی داشت، کمتر از سایر همتایان خارجی خود دیده شد اما بیشتر از همه مورد نقد قرار گرفت.
تشدید بیماری کهنه بدن معدنی را تخریب کرده بود. او درگیر تیم ملی بود و نمی توانست وقت خود را به درمان اختصاص دهد. حسین درگیر لیگ جهانی بود. او تنها مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی ایران در لیگ جهانی 2014 بود. نمی توانست وقت خود را صرف درمان کند. نمی توانست تیم ملی را در حساس ترین برهه تنها بگذارد. دست تقدیر اما امان نداد. حسین در حاشیه اردوهای تیم ملی از شدت درد و بیماری زانو زد. به بیمارستان منتقل شد.
حسین معدنی متولد 17 اردیبهشت 1350بود. کاپیتان سال های دور والیبال ایران، عنوان بهترین پاسور آسیا در سال 2002 را در کارنامه داشت. به عنوان یک سرمربی جوان دو مدال طلا در جام کنفدراسیون ها، یک نقره قهرمانی آسیا و یک نایب قهرمانی در بازی های آسیایی بدست آورد. بعد از دو سال دوری از تیم ملی بار دیگر ارزش هایش را ثابت کرد. حسین معدنی همیشه در اوج بود.
هیچ کس حتی تصور نمی کرد پشت چهره خندان و پرانرژی حسین معدنی، چنین بیماری سخت و طاقت فرسایی خیمه زده باشد. عمل جراحی کیسه صفرا ناموفق بود. او دیگر به سختی نفس می کشید اما دلش برای حضور در کنار ملی پوشان پر می کشید. پزشکان به او اجازه مرخصی ندادند اما روح حسین معدنی آنقدر بزرگ بود که سرانجام بیمارستان را ترک کرد و به کنار ملی پوشان رفت.
او در بامداد دهم مرداد 1393 چشم از جهان فروبست. اما هرکس که حسین معدنی را می شناسد، بر این باور است که او هرگز تیم ملی را ترک نمی کند. روح حسین تا ابد کنار تیم ملی والیبال ایران روی نیمکت یا در بین تماشاگران برای والیبالیست ها آرزوی موفقیت میکند.

درباره یاسر فرجی

به نام خداوند بزرگ من یاسر فرجی متولد 20اردیبهشت 1368اهل شهرستان جویبار استان مازندران کارشناس ارشد حقوق خصوصی و وکیل پایه یک دادگستری هستم
این نوشته در اخبار, صحبت های خودمونی, ورزش ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 Responses to تقدیر از مربی فهیم والیبال ایران

  1. 1
    میلاد says:

    با عرض تسلیت درگذشت مربی تیم ملی حسین معدنی را به جامعه ورزش بخصوص والیبالیستان گرامی تسلیت میگویم.

  2. 2
    مسعود says:

    حیف شد حسین.
    قدرشو ندونستیم.
    نمیدونم این ویژگی ما ایرانیها که قدر زنده هامونو نمیدونیم و مرده هامونو میپرستیم تا کی قراره ادامه داشته باشه.
    حیف شد.‏ حیف.
    به همه ی ایراندوستها تسلیت میگم.

  3. 3
    زهره says:

    سلام
    من اولین کسی که بعد از این خبر به ذهنم رسید مسعود بود و چقدر متأثر و متأسف شدم
    ممنون از اطلاع رسانی
    راستی اون کشتی گیره هم بود داخل کما بود
    اونم به رحمت خدا رفت
    روحشون شاد

  4. 4
    یاسر فرجی says:

    سلام خانم مظاهری جامعه ورزش از دیروز تا حالا 3 نفر را از دست داد که جا داره به جامعه ورزش و خانواده هاشون تسلیت بگیم. ناصر احمدپور پیشکسوت رسانه های ورزشی حسین خواجه وند کشتیگیر تیم ملی فرنگی جوانان و حسین معدنی عزیز

  5. 5
    بنده ی خدا says:

    روانش شاد باد که به راستی با خوندن نوشته ی زیر، متوجه فروتنی و اخلاق وارسته ی این شادروان میشیم.
    —————-
    حسين معدنی سرمربی سابق تيم ملی واليبال ايران و دستيار اسلوبودان کواچ که به دليل گرفتگی مجرای صفرا چند روزی در بيمارستان بستری بود، در ۴۳ سالگی چشم از جهان فرو بست.

    آقای معدنی سال ۲۰۰۷ در دوران سرمربيگری زوران گائيچ به عنوان دستيار در کنار او نشست. اما نتايج ضعيف گائيچ در جام ملت‌های ۲۰۰۷ آسيا در اندونزی و عنوان پنجمی ايران باعث شد خود معدنی هدايت تيم ملی را به مدت سه سال برعهده بگيرد.
    قهرمانی در دو دوره جام کنفدراسيون آسيا برای نخستين بار در تاريخ واليبال ايران با او رقم خورد. نايب قهرمانی ۲۰۰۹ آسيا و مدال نقره بازی‌های آسيايی ۲۰۱۰ نيز حاصل دوران پربار سرمربيگری معدنی بود که تيمی پر انگيزه را تحويل خوليو ولاسکو داد.

    برخی کارشناسان و پيشکسوتان واليبال معتقد بودند نتايج معدنی بسيار خوب بوده و دليلی ندارد ولاسکو به ايران بيايد اما خود معدنی، پذيرفت سمت خود را بدون اعتراض به يکی از پر افتخارترين اساتيد واليبال جهان بسپارد.

    ولاسکو حتی در ابتدا حاضر نشد از معدنی به عنوان کمک مربی استفاده کند. معدنی در اين باره به ايسنا گفت: “اجازه دهيم خود ولاسکو در آرامش درباره دستيارانش تصميم بگيرد و به تصميماتش هم احترام بگذاريم. نبايد ولاسکو احساس کند چيزی به او تحميل شده.”

    مرحوم معدنی سرمربيگری تيم ب ايران در سال ۲۰۱۳ را برعهده گرفت و با اين تيم در مسابقات کشورهای اسلامی به قهرمانی رسيد. ولاسکو در واپسين سال حضورش در تيم ملی سرانجام به معدنی اعتماد کرد. معدنی دوم بهمن ۹۱ به ايرنا گفت: “حتی با يک ساعت صحبت کردن با ولاسکو هم خيلی چيزها از او ياد می‌گيرم اما نمی‌خواهم سربار تيم ملی باشم.”

    ولاسکو او را دعوت به همکاری کرد. با اينحال، اجازه نشستن روی نيمکت را به معدنی نداد. حسين معدنی باز هم اعتراضی نداشت و اسفند ۹۱ در اين باره گفت: “با موضوع ننشستن روی نيمکت مشکلی ندارم. نه عشق نيمکت دارم، نه عشق مسافرت. برای يادگيری به اردو آمده‌ام.”

    او همراه با تيم ولاسکو هم در ليگ جهانی پارسال خوش درخشيد. امسال هم عنوان چهارمی ليگ جهانی ۲۰۱۴ آخرين افتخار مرحوم حسين معدنی است.

    با رفتن ولاسکو از ايران تيم ملی چند ماه در بلاتکليفی به سر می‌برد. قبل از به پايان رسيدن مذاکرات فدراسيون با گزينه‌های متعددی مانند لورنزو برناردی، مک کاشين، آناستازی و سرانجام اسلوبودان کواچ، اين حسين معدنی بود که تيم ملی را تمرين می‌داد. فهرست بازيکنان برای حضور در ليگ جهانی به انتخاب او بود. تيمی که يک هفته قبل از شروع ليگ جهانی، توسط معدنی به کواچ تقديم شد.

    سوابق درخشان در دوران بازيگری

    حسين معدنی قره‌لر متولد ۱۳۵۰ و اهل اردبيل و دارای مدرک تحصيلی مهندسی شيمی، به عنوان کاپيتان تيم ملی، عنوان بهترين پاسور آسيا در سال ۲۰۰۲ را نصيب خود کرد.

    آقای معدنی پيش از اعزام به فينال ليگ جهانی امسال به دليل دل‌درد شديد به بيمارستان مراجعه کرد. پزشکان با قرار دادن لوله مجرا را باز کردند. از عوارض اين عمل، التهاب پانکراس بود که به ريه هم سرايت کرد. طوری که او فقط با دستگاه قادر به تنفس بود.

    او در ليگ جهانی امسال روی نيمکت تيم ملی نشست و با اين تيم در کسب نتايج تاريخی همراه بود اما بروز ناگهانی بيماری‌اش باعث شد نتواند در مرحله آخر مسابقات به ميزبانی ايتاليا حضور يابد.

    طی سال‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۱ دو دوره حضور در رقابت‌های قهرمانی مردان آسيا حضور داشت و عضو تيم ملی در بازی‌های آسيايی ۱۹۹۴ هيروشيما بود. او همراه با تيمی که سرمربيگری‌اش را ماتسو موتو برعهده داشت، در رقابت‌های قهرمانی ۱۹۹۸ جهان هم حضور يافت. آنها پس از ۲۸ سال توانسته بودند طلسم راهيابی به مسابقات جهانی را بشکنند.

    معدنی طی سال‌ها حضور در عرصه باشگاهی برای تيم‌های استقلال، بنياد شهيد، صدا و سيما، فتح، بانک کشاورزی، هما، دانشگاه آزاد، آيدانه و پيکان بازی کرد.
    پنج دوره حضور در جام باشگاه‌های آسيا با تيم پيکان در کارنامه او ثبت شده که حاصلش کسب موفقيت در هر پنج دوره بوده. يعنی يک مدال طلا، دو نقر و دو برنز.
    او در عرصه مربيگری سابقه هدايت تيم‌های استيل آذين، داماش گيلان، باريج اسانس کاشان و شهرداری تبريز را هم دارد.

    غزاله عطاپور قبل از درگذشت همسرش درباره وضعيت او گفت: “برخلاف شايعات همسرم در کما نيست و فقط بايد با اين التهاب شديد بجنگد تا ريه دوباره به کار خود ادامه دهد. همه چيز بستگی به مقاومت بدنش دارد.”

    خبر درگذشت اين مربی جوان، با واکنش‌های احساسی بازيکنان تيم ملی واليبال در رسانه‌ها و صفحات اجتماعی آنها مواجه شده. حسينعلی مهرانپور مربی معدنی در اين باره به ايسنا گفته: او دوست و فاميل و همه چيز ما بود. مودب بود و هميشه مورد پسند مردم، زيرا رفتار مقبولی داشت. هوش سرشاری داشت و از بهترين مربيان نسل خودش شد.”

    مهرانپور که خودش از سال ۱۹۸۹ به مدت سه سال سرمربی تيم ملی بوده، در ادامه گفته: ورزش ايران يکی از بهترين‌های خود را از دست داد. همان زمان که بازيکن هم بود سعی می‌کرد از بهترين‌های جهان الگو بگيرد. دوست ندارم بگويم حسين شاگردم بود. چون خيلی چيزها به من آموخت. حتی همين اواخر کمک زيادی به من می‌کرد و دانش روز واليبال را در اختيارم می‌گذاشت.

  6. 6
    نخودي says:

    سلام
    ان شا الله كه خدا بيامرزدشون
    ولي چه قدر ما مردمان بدي هستيم كه تا وقتي يكي زنده هست خبرش رو نمي‌گيريم و بهش توجه نمي‌كنيم ولي وقتي كه رفت بعد مي‌گيم چه آدم خوبي بود و ال بود و بل بود …. آقاي معدني گمانم در زمان حياتشون بيشتر از اين زمان نياز به دلجويي و توجه مردم ايران داشتند البته طلب مغفرت براي ايشون هميشه به دردشون خواهد خورد ….. نمي‌دونم در هر حال خدا ايشون رو بيامرزه و البته همه ما رو هم تا نيامرزيده از اين دنيا نبره ….

  7. 7
    نخودي says:

    واقعاً شرمنده خيلي كامنتم آشفته هست …. من چندان ظرفيت شنيدن اين خبرها و تسليت گفتن رو ندارم …. بازم شرمنده

  8. 8
    بنده ی خدا says:

    ای امان از ملت مرده پرست، گفته ایم او خوب بود و خوب هست.
    آنکه اکنون خفته در انبوه خاک، ما همه گوییم، او خوب است و پاک.
    ای دریغ از مردمانی بس غریب! مدح مرده می کنندی بس عجیب!
    مرده را ما عزت و حرمت نهیم، وقت مردن سوی گورش میبریم.
    حیف این حرمت برای مردگان، ما دریغش میکنیم از زندگان.
    دل برای مردگان، پَر میکشد، کِی به گاه زندگی یادش کند؟
    در زمانِ بودنش غیبت کنیم، وقت رفتن بَهرِ او حسرت خوریم.

  9. 9
    شهروز حسینی says:

    سلام.
    من خاطره انگیزترین بازی تیم ملی که آقای معدنی سرمربی تیم ملی بودن برام بازی ایران و ایتالیا توی مسابقات قهرمانی جهان 2010 بود که اگر اون بازی رو میبردیم از گروهمون سعود میکردیم.
    ما توی ست پنجم 13 12 جلو بودیم و ایتالیا با تجربه ی خودش 15 13 بازی رو برد.
    ولی اون بازی شروع درخشش تیم ایران مقابل تیمهای بزرگ جهان بود.
    رروحش شاد و یادش گرامی باد.

  10. 10
    سیدرضا says:

    سلام. خیلی ناراحتم. هم برا اون خبرنگار هم برا اون جوان کشتیگیر مظلوم و هم برا حسین معدنی باغیرت. عزیزان متوجه باشید حسین بخاطر تیم ملی بخاطر آبرو و سربلندی ایران یه ماه پیگیر بیماریش نشد. یه ماه برا مقام پر افتخار چهارمی کشورش جنگید. و در آخر روح بلندش از بدن بیمارش پرواز کرد. چه حیف شد. تسلیت. امیدوارم با اهل بیت محشور بشن. یاسرجان پستت عالی بود.

  11. 11
    اصغر خیراندیش مقدم says:

    سلام، من هم به نوبه ی خودم درگذشت این سه عزیز پر افتخار را به جامعه ی ورزش و خانواده هایشان تسلیت عرذ میکنم،
    روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

دیدگاهتان را بنویسید