اولین پست رویا. نابینایان باید طرف مقابل را در نظر بگیرند.

با سلام و  درود خدمت دوستان عزیز هم محله ای

 

امیدوارم خوب و خوش و سرحال باشید.

این اولین پست منه امیدوارم که برای همه مفید واقع بشه. و از نظرات و تجربه های هم استفاده کنیم تا باهم دیگه به یک نتیجه ی مطلوبی برسیم.

عزیزان همانطور که میدانید ما نابینایان به خاطر نداشتن دید بینایی سعی میکنیم از حواس دیگرمون به نحو احسن استفاده کنیم. از جمله  حس لامسه که برای لمس کردن شی و یا هر چیز دیگر از آن حس استفاده میکنیم.اما در بعضی مواقع استفاده ی بیش از حد از حس لامسه به نظر من مناسب نیست.

شاید این سوال رو بپرسید پس چی کار کنیم؟

درسته. حق باشماست. اما باید دیگران را هم در نظر بگیریم.برای اینکه متوجه منظورم بشید یه مثالی میزنم.من بعضی از همنوعانمون رو میشناسم که وقتی میاد کنار کسی بشینه همش دستشو میکشه به لباس و یا دستش صورتش / سرش و …کسی که نابیناست نمیبینه که افراد بینا چطور بهش نگاه میکنن. شاید کسی از این کار بدش بیاد. من که خودم نابینا هستم اگر کسی  منو اونطوری لمس کنه یعنی هی دستشو بکشه به سر و صورتم و یا لباسهام به شدت حساسیت دارم.

اگه واقعا برام مهم باشه که بدونم ترز پوشش و یا قیافه طرف مقابل چه طوره از یک فرد بینا که باهاش صمیمی هستم ازش میپرسم. و یا اگر فرد بینا در دسترس نباشه مهم نیست ظاهر طرف مقابل رو بدونم.

من بعضی از افراد بینا رو  میشناسم به طور غیر مستقیم در جمع نابینایان گفتن که من خوشم نمیاد کسی دست منو بگیره تو دستاش نگه داره و ول نکنه.

در هر حال به نظر من ما نابینایان باید در حد نیاز از حس لامسه مان استفاده کنیم و طرف مقابلو اذیت نکنیم. چون این کار باعث میشه که طرف مقابل حتی اگه دوستمون باشه خوشش نیاد کنارمون بشینه چون واقعا اذیت میشه.شایدم نمیتونه به خودمون بگه چون اگه بگه حتما ناراحت میشیم. اما بعضیها هم مستقیم و یا غیر مستقیم میگن. خود من تا حالا به کسی  جرات نکردم بگم که از این نوع حرکات بدم میاد. چون مطمئنم که ناراحت میشن. بنا بر این تصمیم گرفتم که این موضوع رو با شما عزیزان هم محله ای در میان بذارم تا ببینم نظر شما در این مورد چیه؟

منتظر نظرات شما در کامنتها هستم.

موفق و پایدار باشید.

 

درباره roya

سلام دوستان. من رویا مطلبی هستم نابینای مطلق متولد 18.9.1363 ساکن اردبیل. از کودکی به موسیقی علاقه داشتم و از 8 سالگیم موسیقی را با نواختن ساز کیبرد به صورت گوشی شروع کردم. و با گروه سرود مدرسه مون همکاری داشتم. در مقطع راهنمایی برای گروه سرود آهنگسازی میکردم. و از اون موقع کار آهنگسازی رو شروع کردم. بعد از گرفتن دیپلم/ موسیقی را به صورت تئوری یاد گرفتم. چند بار در جشنواره های موسیقی معلولین شرکت کردم که مقامهای کشوری را کسب نمودم. در سال 92 در اردبیل 2 بار با گروه موسیقی شیدا که همگی آنان افراد بینا بودن من هم با اون گروه همکاری داشتم و به عنوان نوازنده پیانو و همخوانی با گروه کر در صحنه به اجرای کنسرت پرداختم. مدتی هم با افراد نابینا و معلولین کمتوان ذهنی در زمینه موسیقی با آنها به عنوان نوازنده و آهنگساز همکاری داشتم. من در حال حاضر عضو خانه موسیقی ایران هستم.و تو کار آهنگسازی مشغولم. همچنین در مدارس و ادارات در اجرای مراسمهایشان با نوازندگی کیبرد با آنها همکاری میکنم. علاقه زیادی به کامپیوتر و مطالعه کتاب در زمینه های روانشناسی علمی و عرفان دارم. با سپاس . منتظر پیشنهادات و انتقادات شما در کامنتها هستم
این نوشته در روانشناسی, صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

60 پاسخ به اولین پست رویا. نابینایان باید طرف مقابل را در نظر بگیرند.

  1. 1

    سلام.
    خب میگم این که کل پست رو بخونی، کل شناسنامه رو بخونی، اولین نفر توی اولین پست نویسنده لایک بزنی و اولین نفر هم کامنت بدی کاریه که شهروز حسینی انجام داده و دیگه تکرار نخواهد شد خخخ.
    حالا خوبه این همه تعریف کردم توی این فاصله که من مینویسم یکی دیگه اول بشه.
    با پستت موافقم. ما نباید با لمس بیش از حد طرف رو آزرده کنیم.
    اگر خیلی باهاش راحتیم از خودش بپرسیم که مثلً چی پوشیده.
    اگر هم نه که از یکی دیگه که باهاش راحتیم بپرسیم.
    اگر یکی دیگه هم نیست که این سؤال برامون تا همیشه بدون جواب خواهد ماند خخخ.
    راستی من پیشنهاد میکنم اگر آهنگ ساختی یا تکنوازی با پیانو داری اینجا برامون بذار. اگر هم کارهات رو به دست ما برسونی میتونیم توی آرشیو رادیو بذاریم تا توی برنامه های مختلف ازشون استفاده بشه.
    موفق باشید.

    • 1.1
      رویا says:

      سلام آقای حسینی. بله خیلی سخته . اما شما تونستین از عهده این کار در بییان. و اول شدین. ممنون از حضورتون. چشم حتما از آهنگهای خودم هم همینجا منتشر میکنم. با شما هم هماهنگ میشم تا از رادیو هم پخش بشه. شما هم موفق باشید

  2. 2
    مهرداد چشمه محمدرضا چشمه says:

    سلام بر رویا.
    انتشار اولین پستت رو تبریک عرض میکنم و بهت شادباش میگم.
    توی اولین پستت به موضوع بسیار مهمی که شاید کمتر کسی بهش پرداخته اشاره کردی.
    من خودم بارها و بارها از کودکی شاهد این عمل توسط نابینایان مختلف بودم و بسیار ناراحت شدم.
    چرا نابینا باید با این عمل موجبات دلخوری افراد بینا رو فراهم کنه.
    دستمالی کردن بیناها یه جور توهین محسوب میشه ولی اونها بخاطر نابینا بودن ما تحمل میکنن و چیزی نمیگن. یکی دیگه از عاداتی که من در نابینایان بسیار سراغ دارم، بالا و یا پایین گرفتن بیش از حد سره، که باعث تابلو شدن ماست، بالا گرفتن بخاطر مطلق بودن یا دیدن اندک نوری که احساس میکنن، یا پایین گرفتن بیش از حد سر بخاطر پنهان کردن معمولا ناموفق نابینایی که بیشتر توی چشم بیناها میره و زودتر به شرایط ما پی میبرن.
    از این موارد بازم هست که امیدوارم دوستان بهش اشاره کنن تا کمتر شاهد اینجور موارد باشیم.
    خیلی از ورودت به جمع نویسندگان گوشکن خوشحال شدم و برات آرزوی موفقیت روز افزون رو دارم.

    • 2.1
      رویا says:

      درود بر شما آقای چشمه. شما لطف دارین. ممنون که کامنت گذاشتین و نظر دادین و به موضوع بسیار مهمی اشاره کردین. ما نابینایان باید حواسمون باشه . در کل باید از هر لحاظ خودمونو حفظ کنیم. تا طرف مقابل مخصوصا افراد بینا در مورد نابینایان ذهنیت و یا تصور دیگه ای نسبت به ما نداشته باشن. یعنی ما را هم از خودشون بدونن. در هر حال حرف برا گفتن زیاده . منتظر نظرات بقیه دوستان هم هستیم. ممنون از حضور شما آقای چشمه

  3. 3
    پرواز says:

    سلاااااااااااااااام/.خخخخخخ چه با حاااااااااااال.فك كن مثلا ب بيني طرف مقابل دس بزنيم ببينيم چه شكليهههههه.ولي از شوخي گذشته من شخصا هيچوقت تجربش رو نداشتم ب كسي دست بزنم ببينم لباسش چيه يا چه شكليه.خيلي كارِ زشتي هست ب نظرمممممممم.شايد فكر ديگري در مورد مون بكنن خو …مثلا بگن …هعي

  4. 4
    پرواز says:

    رويا …اون حق منو خوردههههههه.وگرنه من اول بودم .هعي
    ب احترامش رفتم كناااااااااااااااااار

  5. 5
    sverige says:

    سلام.
    من هم ورودت رو به جمع نویسندگان سایت تبریک میگم و امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشی.

  6. 6
    نیما حسینی says:

    درود و تبریک برای ورود شما رویا به این محله.
    این نکته که اشاره کردی از عادت های وحشتناکیه که تعداد کمی از نابینایان متاسفانه هنوز دارند.
    به نظر من دلایلش میتونه عدم آموزش مناسب و آگاهی رسانی به این گروه باشه.
    این عادت بد خیلی سریع برطرف میشه. چون خیلی به چشم میاد و قابل لمسه. و احتمالا افراد زیادی با دیدن یک همچین رفتاری به اون شخص توضیح میدن که این کار برای مخاطبشون خوشایند نیست.
    در مقابل رفتار های سوءی که ملموس نیستند و کمتر به چشم میان براحتی قابل اصلاح نیست.

    منتظر پست های بعدی رویا هستیم

    • 6.1
      roya says:

      سلام. ممنون از شما که اومدین و نظر دادین. اما اکثرا افراد بینا ایرادات نابینایان رو نمیگن. چون ناراحت میشن. بعضی ها هم که اگه بگن چنان بهش برمیخوره که …

  7. 7
    ملیسا says:

    سلااااآااااآاا،ااا،ااا،ااا،ااا،ااااععععآععععآععععآعععآعععآععععآععععآعععععآاااام بر رویا خوبی آیا خخخخ برا خودش شعری شد هااااآااا هوهوههوهوه
    خوب پستت نه یکبار بلکه هزاران باااار لایک داره نانازی،،،دقیقا منم بدم میاد که وقتی یه جایی میریم دوستام منو لمس میکنن که مثلا من چی پوشیدم یا حالا هر چیز دیگه ای،،خوب من چند وقت تو یک مراسمی بودم یکی از دوستامو بعد از تقریبا دو سال دیدم بعد اون شروع کرد از بالا تا پایین منو لمس کرد که مثلا من تو این مدت چه تغییراتی کردم یا چی پوشیدم منم که از این کار بدم میاد اما روم نشد که بهش بگم که فلانی تورو خدا اینقدر منو دست نزن که بقیه دارن ما رو نگاه میکنن تنها کاری که تونستم بکنم بعد از چند دقیقه از کنارش بلند شدم و رفتم برا خودم یه جا دیگه نشستم،،خوب این کار بسیار زشتی هست که یکی رو لمس میکنن یا هر چیز دیگه خوب عزیز من از یکی دیگه بپرس که ملیسا مثلا چی پوشیده یا دستش چی هست یا کیفش چجوریه یا حالا هر سوالی که برات پیش میاد نه اینکه میون این همه جمعیت بگیری کلا دست بکشی که چی به چیه هاااااآااا ههههخخخخ
    خوب گیگیلی جونم اولین پستت رو بهت تبریک و مبارکا میگم نانازی
    میسی زیااااآااااد از پست بسیار مفیدت هوهوه هوهوه یهوووٱوووٱوووٱوووٱوووٱوووٱووو
    خدافسی بایییییی بااااآاااایییٱییییٱیییٱیییٱ

    • 7.1
      roya says:

      سلاااام ملیسا جون. آخیییی درکت میکنم. میدونم تو توی اون مراسم چه قد برات سخت گذشت.. همش خجالت میکشیدی و حرس میخوردی. عزیزم خیلی خوشحال شدم که اومدی و نظر دادی. موفق باشی

  8. 8

    sal aam. Man ham a’hv val een poass teht oo no tab reek me ga’hm, shoam aa beh noak teh yeh za’hr e fee ehsh r ehh kaor deed! Man keh khoash bakh taa neh een toar e neess tam

  9. 9
    میلاد says:

    سلام و درود بر شما
    اولین پست شما را تبریک گفته و ورودتان را به این محله خیر مقدم عرض میکنم
    و اما بعد
    از پست زیبایتان کمال تشکر را دارم من نیز هیچ موقع به ظاهر آدم ها توجه نداشتم و حتی نیز به طرز لباس پوشیدن طرف نیز اهمیت نمیدهم و کنجکاوئی هم نمیکنم همانطور که خودتان فرمودید بیناها تمام حرکات ما را زیر نظر دارند بنابراین من نیز حواسم را خیلی جمع میکنم که زیاد جلب توجه نکنم برای فرد مقابل

    اما خانم مطلبی من نیز نوازنده ترومپیت هستم و همانطور که میدانید نت های کیبورد و شیپور یکی هست دوست دارم از تجربیات شما استفاده کنم ایمیل من milad2761@gmail.com
    هست اگر برایتان مقدور هست ایمیلی بزنید یا در اسکایپ من را به مخاطبین خود اضافه کنید تشکر .

    • 9.1
      roya says:

      درود بر شما . خواهش میکنم. ممنون که نظر دادین. چه جالب امیدوارم که موفق باشید. و در عرصه موسیقی شاهد پیشرفتهای شما باشیم.

  10. 10

    سلام خانم مطلبی. ورودتون رو به جمع نویسندگان این سایت بهتون تبریک میگم.
    با پستتون هم موافقم یعنی واقعاً معضلی شده برا خودش این دست زدن نابیناها به دیگران.
    امیدوارم که یه روزی برسه که این مشکل واقعاً حل بشه.
    راستی خیلی خوشحال شدم که یکی دیگه از همشهریهام و همکارامو اینجا دیدم.
    موفق باشید.

    • 10.1
      roya says:

      درود بر شما آقای خیر اندیش. ممنون از لطفتون. منم خیلی خوشحال شدم که اومدین کامنت گذاشتین. بله امیدواریم که هرچه زودتر این معضل حل بشه.

  11. 11
    عمو حسين says:

    سلام بر خانم هنرمند و فهيم محله رؤياي گرامي.
    بله من هم مثل دوستان ديگر و خود شما معتقدم كه خيلي نبايد از حس لامسمون در ارتباط با ديگران استفاده كنيم. چون كاري زننده است. البته اگر جا و موقعيتش مناسب باشد چندان اشكالي ندارد.
    مثلا اگر بچه اي لباسي خريده و پوشيده اشكالي نداره كه صداش كني و بگي كه بيا لباستو نشونم بده وقتي اومد لباسشو لمس كني بعد بگي بهبه چه لباس قشنگي. چقدر قشنگه. اينطوري بچه خوشحال ميشه و ميفهمه كه اين فرد نابينا كه از بستگان هم هست ميتونه نظر بده و نسبت به لباسش بيتفاوت نباشه.
    بعضي از ما با همين بهانه كه نبايد خيلي از لامسه استفاده كنيم شايد با ديگران كمتر ارتباط برقرار كنيم و همين سبب انزواي ما ميشه.
    ولي نابيناياني كه خودشونو بيشتر قاطي مسائل بيناها ميكنند موفقترند.
    من دوستي دارم كه هركي هرچي بخره چه لباس باشه چه كفش باشه چه وسيله ديگري باشه ميگه بده ببينمش. بعد ميگيره لمس ميكنه و دربارهش نظر ميده. و همين باعث شده كه بين خانواده محبوب باشه و با همه اطرافيان چه زن چه مرد چه جوان چه مسن تونسته ارتباط خوبي برقرار كنه ولي يكي مثل من كه از خودم كنجكاوي نشون نميدم سبب ميشه كه در جمع حرفي براي گفتن نداشته باشم.
    البته همين دوستم وقتي تازه ازدواج كرده بود در مهمانيها زنش كنارش مي نشست و او هم هي دستماليش ميكرد البته درحد اينكه بازو هاشو لمس كنه و همين رفتار اعتراض برخي را بر انگيخته بود كه البته شايد اونم از روي حسادت بود.
    خلاصه ميخوام بگم صرف نظر از اينكه لمسيدن رفتار خوبي باشه يا بد ولي ميخوام نتيجه بگيرم كه كسانيكه اين رفتار را دارند بهتر با جمع ميجوشند و از بودن در جمع خسته نميشوند.

    • 11.1
      roya says:

      سلام بر عمو حسین. البته خوده منم به خانوادم و یا به دوستان صمیمی ام خیلی راحت میگم که اگه یه چیز جدید بخرن میگم بده منم نگاه کنم. نه اینکه یه دفعه دستمالی بکشم. اما به نظر من تو جمع کار خوبی نیست. ممنون از شما که اومدین و نظر دادین

  12. 12
    امیر مهدی says:

    سلام رویا خانم. شاید من رو نشناسید ولی من فقط میتونم بگم با نظرتون موافقم. و اما من هم در حال حاضر به صورت حرفه ای در حال کار موسیقی ویولن هستم و سه سال و خورده ای دارم کار میکنم. و حالا حالا من سیر نمیشم از ساز خودم.

    • 12.1
      roya says:

      درود بر شما. ممنون که اومدین. خیلی خوشحالم که شما هم در عرصه موسیقی فعالیت میکنید. امیدوارم که موفق باشید

  13. 13
    vahidemperatoor says:

    بَهبَه ببین کی اومده
    با پست خوبی اومده
    با ساز و آواز خودش
    به گوش کن خوش اومده
    رویا خانم، هنر مند گرامی من هم اولین نوشته خوبت را خوندم خیلی خوشحال شدم که یک همشهریم به جمع این محله اضافه شد
    من هم از این حرکات دوستانی که با لمس کردن میخواهند چیزی را بفهمند خوشم نمیاد
    یاشاسن

    • 13.1
      roya says:

      سلام بر شما آقا وحید. ممنون نظر لطفتونه. منم خیلی خیلی خوشحال شدم که اومدین کامنت گذاشتین. سیزی ده یاشیاسوز

  14. 14
    عمو حسين says:

    بازم سلام و درود بر همگان.
    ببينيد دوستان، شما خيلي روي اين مسئله كه بيناها ما را ميبينند و بنا بر اين زشت است تأكيد داريد در حاليكه به نظر من ما همش نبايد بخاطر خوش آمدن يا نيامدن ديگران و بيناها كاري را بكنيم يا نكنيم.
    مثلا همان مثالي كه مليسا زد به نظر من اگر طرف زياده روي نكند و فقط بخواهد مانتو يا كيفش يا…. را ببيند چه اشكالي دارد. مگر بيناها نميدانند كه نابينا براي تشخيص بايد از لامسه استفاده كند.
    درسته زماني اين عمل بد و زننده است كه اين وارسي و لمسيدن به مدت زيادي طول بكشه و شامل سرتاپاي طرف بشه بله اين كار درستي نيست ولي اگر بگويد كيفت را بده ببينم يا اگر ممكن باشد بگويد روسريت را بده ببينم و همان طور كه گفتم در حد معقول و با حفظ شرايط باشد چه اشكالي دارد. ما نبايد در جمع بيناها سمٌ بكم بشينيم مثل مجسمه صامت و ثابت باشيم صرفا بخاطر اينكه بيناها ما را ميبينند.
    اين را هم بگويم كه بعضي از ما وقتي در جمع بيناها قرار ميگيريم ديگر علاقه اي به ارتباط با دوستان نابينا نشان نميديم و خود را جداي از آنها مي دانيم گويي كسر شأنمان ميشود كه با دوست نابينايمان ارتباط برقرار كنيم حرف بزنيم شوخي كنيم و….
    شايد آنقدر كه ما خود نسبت به رفتارمان مقابل افراد بينا حساسيت نشان ميدهيم بيناها آنقدر حساس نباشند.
    پس باز هم مي گويم كه اولا نبايد صرفا بخاطر خوشآمدن يا نيامدن افراد بينا كاري را بكنيم يا نكنيم دوم اينكه شرايط و موقعيت را در نظر بگيريم ولي در يك كلام اصل بر راحتي ما بايد باشد اصل بر ارضا حس كنجكاويمان بايد باشد. اصل ايجاد ارتباط با اطرافيان و مردم و جامعه بايد باشد.
    من روزي رفتم پيش يكي از دوستانم كه اين دوستم پيش يكي از بستگانش بود كه دندانساز بود. من كنجكاو شدم و از طرف كلي سؤال پرسيدم و خواستم كه از نزديك ببينم كه چطور دندان ميسازند قالبها را نشانم دهد.
    وقتي رفتم بعدش دوستم گفت كه فاميلمون خيلي ازت خوشش آمده بود و ميگفت كه چه خوب ميپرسيد و چه خوب كنجكاو بود علتش هم اين بود كه اين دوست من هرگز به خودش اجازه نداده بود كه از ساخت دندان سؤالي بپرسد يا كنجكاو باشد.
    خلاصه من گمان كنم كه مردم از بچه هاي فضول و كنجكاو بيشتر خوششان بيايد تا افراد ساكت و خجالتي و به اصطلاح مؤدب

    • 14.1
      roya says:

      آخه بعضیا واقعا اذیت میکنن. یه روز یکی از بچه های نابینا دستش رو روی صورتم میکشید انگشتاش رفت تو چشام. تازه ولم نمیکرد. بعضی ها هم هستن دست آدمو میگیرن تو دستاشون اصلا ول نمیکنن. برا من که زیاد پیش اومده. هی من دستامو میکشم کنار شاید ولم کنه. اما اون دوباره همین کارو میکنه. من که شخصا از این نوع لمس کردنا خوشم نمیاد. در هر حال نظر شما هم برا ما محترمه.

  15. 15
    پریسیما says:

    سلام رویای عزیز
    اولین پستت رو بهت تبریک میگم خانم هنرمند
    خوشحالم که یه آذری زبان دیگه به جمعمون اضافه شد
    خود من زیاد کنجکاو نیستم ولی اطرافیانم هرچی که میخرن میارن تا من هم نظر بدم توی مهمونیها هم مثل افراد عادی برخورد میکنم اگه دلم بخواد لباس کسی رو ببینم بعداً ازش میخوام ولی زیاد برام مهم نیست
    پست جالبی بود در ضمن آقای چشمه هم به نکته ی مهمی اشاره کردن من چند نفر رو میشناسم که غیر عادی سرشون رو میندازن پایین که همیشه بهشون هشدار میدم

    • 15.1
      roya says:

      سلام پریسیما. پس با این حساب شما هم آذری زبانید. منم از حضورت خوشحالم ممنونم که اومدی و نظر دادی. موفق باشی

  16. 16
    javanmardeh daana says:

    با اون چیزی که خودم از مطالب پست فهمیدم. موافقم.

  17. 17
    متین says:

    سلام رویا خانم امیدوارم حالتون خوب باشه یه سوال داشتم اگه کسی خواست باهاتون ارتباط برقرار بکنه راهش چیه با تشکر

  18. 18

    با درود! اول ورودتون؟ رو به جمع نویسندگان گوشکن تبریک میگم! منم تا حالا یادم نمیاد کسیرو هی لمس کرده باشم برای فهمیدن شکل و قیافش! و از لمس شدن متنفرم! روی لباسهام هم خیلی حساسم! به نظرم اگر از بچهگی تو خونه و مدارس به بچه ها یاد بدن که این کار کار درستی نیست مشکل حل بشه!‏

  19. 19
    یک مادر says:

    سلام خدمت خانم رویا به جمع نویسندگان محله ی خوب و صمیمی ما خوش اومدین
    من از موضوع مطرح شده خوشم اومد، پسر کوچولوی من هم خیلی از لامسه استفاده میکنه که حق داره اما مثل خیلی عادتهای کودکی باید تغییر کنه ،کم رنگ بشه و قوانین خودش رو داشته باشه، و حتماً باید در این مورد آموزش ببینه،همونطور که به ما آموزش میدادن که توی صورت مردم غریبه زل نزنیم و نگاه نکنیم. پیروز و سربلند باشین

  20. 20
    صبا says:

    سلام.
    خوشحالم از این که یه دوست جدید تو محله پیدا کردم.
    با نظرت کاملا موافقم. من خودم از اون دسته آدمهایی هستم که به لباسی که طرف مقابل پوشیده اهمیت نمیدم. ولی کیف و در مواردی هم کفش دوستم برام مهم بوده. همین دیروز برام پیش اومد که میخواستم کفش دوستم رو ببینم. چون گفت که روش یه پاپیون داره و با تور تزیینش کردن، برای اینکه تور و پاپیون رو لمس کنم باید کفشش رو ازش میگرفتم. نکته ی قابل توجه اینه که فقط من و دوستم بودیم و دیگه هیچ کس. ولی اگه تو جمع بودیم، هرگز به خودم این مجوز رو نمیدادم که بگم کفشت رو بده ببینم، یا اینکه خودم خم بشم و لمسش کنم. حتی تصورش هم برام سخته. ولی کیف خیلی توجهم رو جلب میکنه. گاهی پیش میاد که وقتی دستم به کیف دوستم میخوره و حس میکنم که با قبلی فرق داره به مدت چند ثانیه ازش میگیرم و جنسش و شکلش رو لمس میکنم. الآن دیگه خیلی از فامیلها این ویژگی من رو شناختن و وقتی کیف جدیدی میخرن، بدون اینکه من چیزی بگم، میارن به من نشون میدن و حتی کاملا خالیش میکنن که من ببینم که چه قدر وسیله توش جا میشه. درسته که ما نابیناها نباید در اینکه دیگران رفتارهای ما رو زیر نظر دارن دچار افراط بشیم، ولی در صورتی که رفتارهای ناخوشایند از ما سر بزنه برای بعد اجتماعی شخصیتمون اصلا خوب نیست و موجب میشه که دیگران ما رو خوب نشناسند و در باره ی ما قضاوت نادرست بکنن.
    پاینده باشی

  21. 21

    سلام به خانم رویا .
    نجور سن . یاغچی سن . ساقل سن . معلم ترک زبان .
    به نظر من بعضی از آدمه ها آدمها رو با گوشیهای لمسی اشتباه میگیرن . خخخخ تا شارژشون رو تموم نکنن بی خیال نمیشن .
    باز دوباره بنظر من هر مطلبی رو به هر زاویه ای میشه نگاه کرد خانم مطلبی .
    منفی یا مثبت .
    کسی که بخواد زاویه مثبت بنگره دلایل مثبت میاره و کسی که بخواد منفی نگاه کنه دلایل منفی میاره .
    من که خودم شخصا مسیله ای رو مهم نمیدونم نه تنها این بلکه موارد دیگر یعنی یا از صد درصد شاید نود درصد رو بی خیالی بگذرونم ده درصد واکنش نشون بدم . باز اون ده درصد رو هم با لحن بی خیالی واکنش نشون بدم . . یکی به نعل یکی به میخ .
    خوب یجاهایی نیازه که این کارو انجام بدیم . مثلا کسی که میخواد بره و همسر زندگیش رو یه ظاهر نمایی کنه خوب مثلمن نابینا اینجوری بهتر و بیشتر میفهمه که طرفش چه شکل و شمایلی داره .
    خود من چون قبلا بینا بودم این نکته برام مهم هستش و با لمس کردنه صورت یه تصویر ذهنی رو تصور میکنم و از اونچی که برداشت کردم یه نتیجه گیری میکنم و مثلا خود طرف میگه مثلا رنگ من سفید هست یا مثلا سبزه هست . البته میگن آتیش سبزه ها خیلی تنده .
    یا مثلا همین هفته پیش بود توی یه جمع نابینایی که همه هم مرد بودیم حرف از مو شد و همه اومدن موهای منو با لمس کردن فهمیدن که موی فر بلند به چی میگن . برای من که دیدم خوب تازگی نداره یا جای سوال نیست ولی برای اونیکه نداره وندیده خوب یه معمای سخت به حساب میاد .
    بعد من به سر یکی که خیلی مشکوک میزد لمسیدم بعد دیم خیلی نرم و زبر بود یعنی اون کچل کچل بود یعنی مورچه اونجا اسکیت بازی میکرد منم شکم رو گرفتم از خنده مردم . البته دور از عموهایی که اینجا کچل هستن .
    بعد یاد یه داستان افتادم که واسه زمان بینایی من بود . من یه انگشتری رو خریدم که مثل خود صاحب مغازه قشنگ بود . بعد یکی از دوستام گفت بده ببینم چی جوری هست بعد منم انگشتر توی دستم بود و نشون دادم و گفتم ببین که حتی انگشتمم سر و ته کردم که خوب ببینه . هیچی خلاصه گفت نه بده ببینم تو دست خودم . منم گفتم شتر در خواب بیند پنبه دانه . گفتم خوب این داره چرت میگه خوب اینکه تمام و کمال انگشتر رو تو دستم دیده میخواد بپیچونه . خلاصه ندادیم و تا یه هفته باهم حرف نمیزدیم بعد یه هفته که آشنا شدیم گفت بده ببینم . بعد گفتم فلانí خدایی گرفتی مارو یا میخوای بزنی تو گوش انگشتر . یارو هم قسم مرده و زنده خورد که فقط نیتش دیدن هست نه چیز دیگه . نتیجه گیری : ما امسال تابستان خوبی رو در کنار خانواده گذراندیم : خخخخ
    نه خدایی ما نتیجه میگیریم که این واقعا یه نوع تیک حساب میشه البته دور از جون واسه اونایی که روی هر مسیله ای رو میخوان ببینن نه اینکه به وقتش طرف باید این کارو کنه و افرادی که به همه چیز توجه میکنن و همه چیز رو مهم میدونن دوست دارن که آمار همه چی رو در بیارن . بازم میگم یجاهایی باید طرف واسه همسرش که لباس خریده باید نظر بده تا بعد ها دچار دلسردی از هم نشن . یعنی چه زن یا چه مرد نابینا مطلب رو بفهمن که حالا چه لباس باشه یا حتی تغییر دکور اسیون مو یا خونه یا هر چیز دیگه که طرف به هم ارزش قایل بشن .
    و اینم که روابط این افراد باید خیلی خیلی نزدیک باشه . مثلا دوستی که از بچگی باهم بودن و سر یه سفره نشسته باشن . .
    ولی در کل آدم حتما نباید راه رو بره و تجربه بدست بیاره . یا میتونه از تجربه دیگران استفاده کنه حالا اگه مهم نیست به مرور زمان متوجه میشه . یا مثلا بره توی یه جمعی مخصوصا بیناها . مستقیم حرف رو نزنه بره حرف بندازه تا نظر دوستاشون رو بدونه از این بابت . ولی تمام راه ها با کمی تفکر کردن نتیجه میده .
    شرمنده جای پست کامنت شد.

    • 21.1
      roya says:

      سلام آقای خسروی. ممنون از نظر و تجربیاتتون. منظور من و بقیه ی دوستان این نیست که اصلا لمس نکنیم. اما باید طرف مقابل رو هم در نظر گرفت. شاید یکی مثل من خوشش نمیاد. همه هم نمیتونن بیخیال بشن. ممنون که اومدین

  22. 22

    سلام رؤیا خانم ممنونم از این پستتون به موضوع مهمی اشاره کردید
    من وقتی بین نابیناها هستم خیلی از این چیزا برام پیش میاد و واقعا برام غیر قابل تحمله
    بعضی از نابیناها هم برای این که شخص رو شناسایی کنن به سر و صورت و لباسش دست میکشن
    خدا کنه این عادتها یه روز بین ماها از بین بره و اون افرادی که این کارها رو میکنن متوجه رفتار نادرستشون بشن
    در ضمن اولین پستتون رو بهتون تبریک میگم و منتظر پستهای بعدیتون هستم با شهروز هم کاملا موافقم اگه آثارتون رو این جا منتشر کنین خیلی عالیه موفق باشید.

  23. 23
    سارا بشارت سارا بشارت says:

    سلام رؤیا جان!
    خب منم به نوبه خودم ورودت رو به محله تبریک میگم و انگشتان هنر مندتو به گرمی میفشارم (البته قول میدم زیاد از حد نباشه لمس انگشتات که اذیت نشی)
    به قول بچه محل ها خخخخخخخ
    خب منم با نظرت کاملا موافقم کلا ما نابیناها یه عادت بدی هم که داریم وقتی با هم جمع میشیم حالا فکر کن یه اتاق صد متری هم که باشه چنان به هم میچسبیم و سرمونو تو سر هم فرو میبریم که انگاری کمبود شدید جا داریم
    یه جورایی فکر میکنیم اگه این مدلی نشینیم صدا به صدا نمیرسه.
    خداییش اگه یه بینا ما رو این مدلی ببینه با خودش چی فکر میکنه.
    کاش میشد واقعا یه سری عاداتمونو کنار میذاشتیم
    موفق باشی عزیز

    • 23.1
      roya says:

      سلام بر سارای عزیز. مرسی عزیزم . امیدوارم با آموزش های مناسب بعضی از عادات بد رو ترک کنیم. لااقل توی اینجور سایتها از همدیگه یاد بگیریم. نظرات و تجربیاتمونو باهم در میون بذاریم. ممنون که نظر دادی سارا جان. راستی یه چیز یادم افتاد. بچه ها کی از خانم معلم تحرک و جهت یابی خبر داره؟ به سلامتی من داشتم ترز عصا گرفتنو از ایشون یاد میگرفتما . کجا رفتن پس؟

  24. 24
    mohsen naderloo says:

    درود بر رویای عزیز
    به محله خوش اومدی امیدوارم لحظات خوشی رو در کنار هم سپری کنیم
    من با نظر شما کاملا موافقم و پست شما رو صد بار لایک میکنم
    شناسنامتون رو خوندم خیلی عالیه که در کار موسیقی موفق هستید من هم موسیقی کار میکنم و رشته ی اصلیم پیانو هستش
    امیدوارم بتونیم از تجربیات هم استفاده کنیم
    پیروز و شادکام باشید

  25. 25
    سامان نیکوپرست says:

    سلام.
    یکم دیر اومدم اما اومدم که اولاً: تبریک بگم واسه اولین text که گذاشتید و بسیار هم درست بود.
    من که خودم یه پسرم دلم نمیخواد کسی لمسم کنه.
    اما واقعاً ریشه این کجاست!!! آیا واقعاً نابینایانی که لمس میکنن چقد میتونن بفهمند که طرف مثلاً چطور کت و شلواری پوشیده؟؟؟
    شخص نابینا فقط میتونه بفهمه مثلاً طرف پیراهن پوشیده اما آیا واقعاً میتونه بفهمه طرف مقابل چه رنگی رو واسه پیراهنش انتخاب کرده؟؟؟
    آیا طرحش کلاسیک هست یا مدرن؟؟؟
    و نظایر این که بگذریم.
    در هر حال آره کار خوبی نیست و من کلاً چنین چیزی رو نمیپذیرم.
    اها راستی: مطلب جالبی بود و کاربردی.
    like.
    Skype ID: saman.1391
    موفق باشید.

  26. 26
    نخودي says:

    سلام بر رؤيا خانمي عزيز و گرامي هنرمند موسيقي دان
    اولين پستت هزار هزار بار تبريك و اميدوارم پست هاي جالب و آموزنده ت رو مرتب توي محله ببينيم و بخونيم و بياموزيم و رستگار شويم ….
    من كه بدون چون و چرا تك تك كلماتت رو لايك مي‌زنم و ميپسندم و قبول دارم و ….. اي كاش كه درس گيريم ….
    سربلند باشي و موفق

  27. 27
    gentleman says:

    درود من هم حرفاتونو لایک میکنم اما نه بخاطر اینکه بیناها مارو میبینن فقط بخاطر ترک ۱ رفتار تاحدودی غلط یجورای هم بابخشی از حرفای عمو حسین موافقم
    سپاس

  28. 28
    javad.tyros says:

    به به سلام آبجی رویا به جمع هم محله ایهای با صفا خوش اومدین.
    خوب هستین؟
    واقعاً پست شما را در محله دیدم خوشحال شدم.
    چند بار هم کامنت شما را خونده بودم اما الان که شدین یکی از سر دمداران نویسندگان محله بهتون تبریک میگم.
    چون من خودم هم خجالتی هستم در مورد پستتون نمیتونم نظر درست حسابی بدم.
    یه جورایی جو گرفتگی درم رخ داده اما با اجازتون یه معرفی کوچولویی میکنم:
    بله دوستان ایشون دومین نفر از هم کلاسیهای من هستند تو محله اومدند،
    یادش به خیر بچگیا در مدرسه.
    که واقعاً تو کلاس دور هم خواهر و برادری خیلی خوبی داشتیم و هنوز هم همکلاسیها همدیگر را میبینیم همان صفای کلاسمون هست.
    اولین همکلاسی بنده که تو این محله پست گذاشتند الهام خانوم همسر گرامی دوست خوبم آقا اصغر خ…ش بودند.
    به امید روزی که همکلاسی بعدیمون هم روزی تو محله پست بزاره و جمعمون مثل اون روزا جمع باشه!!
    به عبارتی الان گلمون کمه.
    در هر حال برای شما هنرمند و خواهر بزرگوارم آرزوی موفقیت میکنم.
    شرمنده جسارت کردم.

    • 28.1
      roya says:

      سلاااام. بر شما آقا جواد . درسته واقعا یادش بخیر. چه روزایی داشتیم. ما از بچگی باهم تو یه مدرسه بزرگ شدیم. خیلی خوشحال شدم که اومدین کامنت گذاشتین

  29. 29

    با درود! به رویا خانوم! در مورد طراحی سایت من بهتون ایمیل زدم! ولی جوابی دریافت نکردم!‏

    • 29.1
      roya says:

      درود. من الان ایمیلمو چک کردم از طرف شما برا من ایمیلی نیومده. اگه میشه شما آدرس ایمیل و یا اسکایپتونو اینجا بذارید تا خودم تماس بگیرم

  30. 30
  31. 31
    علی نعمتی says:

    سلام ضمن تشکر از مطلب خوبتان من هم با صحبتهای عمو حسین موافقم موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *