زندگی؟ یا بندگی؟

سلام بر دوستان خوب هم محله ای.
مدتی از شر مطالب من راحت بودید هااااااا!!
یه سفر چند روزه بود که تموم شد.
ولی من دوباره سر و کلهم پیدا شد.
این بار با یه گزارش خبری و بسیار عجیب از بسته ترین کشور دنیا.
بله، همون کشور پر رمز و راز کره شمالی.
این گزارش رو با تصویر توی سایت چشمه سرا هم منتشر کردم که هرکس دوست داشت میتونه به اون سایت مراجعه کنه و عکسهاش رو ببینه.
راستش من حیفم اومد که دوستانی که به اون سایت سر نمیزنن این مطلب جالب رو از دست بدن و نخونن.

چندی پیشArtemy Lebedev، از فعالان طراحی وب، سفری به کره شمالی داشت. او عکس‌های بسیار جالبی در جریان سفرش به این کشور عجیب و غریب گرفته است؛ کشوری که حقیقتا از آن اطلاعات بسیار کمی در دسترس ذهن‌های کنجکاو است…

به محض رسیدن به فرودگاه بایستی تلفن همراه‌تان را تحویل دهید، هیچ سرویس رومینگی در دسترس نیست. هیچ شخصی با تلفن همراه دیده نمی‌شود. اما استفاده از لپ تاپ اشکالی ندارد، به نظر می‌رسد که کره شمالی‌ها از کارت‌هایی باخبر نیستند که توانایی تبدیل لپ تاپ به تلفن همراه را دارد.
خبری از اینترنت نیست، تنها اینترانت وجود دارد.

وقتی که به کره شمالی وارد می‌شوید به شما یک راهنما و یک راننده اختصاص می‌دهند و همیشه همراه‌تان هستند. شما نمی‌توانید خودتان هتل را ترک کنید. برنامه روزانه شامل ۲ تا ۳ بازدید تفریحی می‌شود. در هتل می‌توانیدBBC، چندین شبکه از چین و همچنین شبکه NTV روسیه را مشاهده کنید

نفت تقریبا وجود ندارد بنابراین بیشتر کارها دستی انجام می‌شود.

در شهر روشنایی‌ها ساعت ۱۱ خاموش می‌شوند. شهر در شب ترسناک است. خبری از روشنایی در خیابان‌ها نیست.

در طول روز آسانسور برای ۱۵ دقیقه کار نمی‌کند.

تمام «پیونگ‌یانگ» به این شکل است. از راهنما درباره خانه‌های قدیمی پرسیدم، او گفت، پیرها دوست ندارند که به خانه‌های جدید بروند، زندگی در این خانه‌ها را می‌پسندند.

در ساحل کره شمالی، سیم خاردارهای برق دار شده وجود دارند تا از این طریق شهروندان کره شمالی فکر شنا کردن به سرشان نزند. و البته شما اجازه عکس گرفتن هم ندارید.

در حدود ۱۰ درصد از جمعیت در ارتش خدمت می کنند. عبور از سربازان غیرممکن است.

در نزدیکی مرز دو کره، جاده برای مقابله با هجوم دشمن آماده است. مکعب‌های بزرگ برای این است که با افتادن به جاده، تانک‌های دشمن را به تله بیاندازند.

تنها تبلیغات در کره شمالی، تبلیغاتی برای یک ماشین است (ساخته شده با همکاری کره جنوبی) که آن را تنها در پایتخت خواهید دید.

هر شهروند در کره شمالی، نشانی از «کیم ایل سونگ» بر سینه ی خود دارد؛ به جز کودکان و خدمتکاران که احتمالا این نشان به دلیل پوشیدن لباس کار مخفی شده است.
شما نمی‌توانید این نشان را خریداری کنید.

همانطور که گفته شد، شما نمی‌توانید آزادانه در کره شمالی حرکت کنید. همه جا ایست بازرسی وجود دارد. وقتی که ماشین از ایست بازرسی عبور می‌کند، راننده چراغ می زند. احتمالا به این معنا است که فردی خارجی در حال عبور است.

ورودی مترو فرسوده به نظر می‌رسد.
در ورودی مترو نوشته ای وجود دارد که معنایش می شود: «کیم جونگ ایل» – خورشید قرن بیست و یکم!
ترن‌ها از ۴ واگن ساخته شده اند. درب‌ها با دست باز شده و خودکار بسته می‌شوند.

ویژگی شهرها، نبود ماشین است. همه پیاده مسیر را طی می‌کنند، گاهی اوقات از تراموا و اتوبوس‌ها استفاده می‌کنند. دوچرخه نایاب و گران‌قیمت است.

روند ساخت هتلی نیز از ۱۹۹۱ متوقف شده است. توصیه شد که از نزدیک عکسی گرفته نشود،
البته اشکالی ندارد که از فاصله ی دور این کار را انجام دهیم!

کره ای‌ها عادت دارند در هنگام راه رفتن، دست‌هایشان را در پشت محکم کنند. به ندرت مردان لباس‌های روشن می‌پوشند.

تمام خارجی‌ها را به تماشای پارک اصلی می‌برند. محلی‌ها اجازه ورود ندارند!

اما برخی از قوانین عجیب:

سکونت مادام العمر در یک محل مگر با اجازه حکومتی!
با وجود اینکه طبیعت کره شمالی بسیار زیبا و دل انگیز است و تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی دارد اما مردم این کشور در هر نقطه از این سرزمین که روزگار می‌گذرانند باید تا آخر عمر همان‌جا بمانند و حق خروج از منطقه محل سکونت خود را ندارند و اگر زمانی هوای سفر به سرشان بزند یا بخواهند برای کاری از روستا یا شهر خود خارج شوند، حتما باید اجازه حکومتی داشته باشند، در غیر این صورت قانون را شکسته اند و مجازات خواهند شد.

بیدار شدن رأس ساعت شش با صدای شیپور!
قوانین حاکم بر کره شمالی تمامی جوانب زندگی مردم را تحت کنترل قرارداده و بر تمامی بخش‌های زندگی‌شان به نوعی تاثیر گذاشته است. تقریبا ۵۰سال است که مردم کره شمالی صبح‌‌ها با نواختن صدای شیپوری که راس ساعت شش به صدا درمی‌آید و از طریق بلندگو در تمام مناطق پخش می‌شود از خواب بیدار می‌شوند.

برنامه های اجباری قبل از آغاز فعالیت های روزانه!
مردم کره شمالی موظف هستند پیش از شروع کار روزانه، در مقابل مجسمه کیم ایل جونگ و پدر او ادای احترام کرده و سر تعظیم فرود آورند. همه مردم کره شمالی موظف هستند با لباس‌های رسمی خاص از منزل خارج شوند یا علامت مخصوصی روی لباس داشته باشند تا وزارت اطلاعات و امنیت این کشور از اینکه چه افرادی در حال عبور و مرور هستند، آگاهی کامل داشته باشد؛ البته کار به همین‌جا ختم نمی‌شود و آنها باید پس از رسیدن به محل کار ده دقیقه ای را هم وقت بگذارند و به سخنرانی‌های مافوق خود گوش دهند و پس از آن پنج دقیقه علیه دشمنانشان شعار بدهند. پس از انجام تمامی این کارها تازه نوبت آغاز فعالیت روزانه می‌شود و آنها می‌توانند کار خود را شروع کنند.

خدمت سربازی؛ ده ساله!
در پیونگ یانگ، پایتخت کره شمالی، هر دو ساعت یک‌بار از بلندگوهایی که صدای بسیار قوی دارند در گوشه گوشه شهر مارش نظامی پخش می‌شود تا قدرت ژنرال‌های این کشور به رخ همه کشیده شود. آنها بنا بر عادتی دیرینه کیم جونگ ایل، رهبر کشور خود را ژنرال صدا می‌زنند؛ البته دادن چنین لقبی به او چندان هم بیراه نیست چراکه خدمت سربازی اجباری در این کشور گاهی به ده سال هم می‌رسد.

عدم حق استفاده از خودرو برای رفتن به محل کار!
مردم این کشور برای رفتن به محل کار خود حق استفاده از خودرو را ندارند و معمولا با دوچرخه رفت و آمد می‌کنند. استفاده از خودرو تنها مختص به مقامات بلند رتبه نظامی این کشور است.

هیچ خانواده ای حق خواب دیدن ندارد!
پس از پایان کار و فعالیت روزانه، شب‌‌ها ساعت 9 در سراسر کره شمالی خاموشی زده می‌شود و به این ترتیب مردم خود را برای یک روز کاری دیگر آماده می‌کنند. نکته عجیب دیگر این است که در کره شمالی هیچ خانواده ای حق خواب دیدن ندارد و اگر پدر و مادری صبح از خواب بیدار بشوند و خوابی را که شب قبل دیده‌اند تعریف کنند، فرزند آنها موظف است تا علاوه بر خوابی که والدینش دیده اند خواب خود را هم به نماینده وزارت اطلاعات و امنیت کشور که در کلاس‌شان حضور دارد، گزارش دهد.

عدم استقلال رسانه ها!
در کره شمالی هیچ رسانه خصوصی دیده نمی‌شود و ۱۲ روزنامه و۲۰ نشریه موجود در این کشور کاملا تحت نظر دولت هستند و بی آنکه خبرنگاری وظیفه تهیه گزارش‌‌ها را برعهده داشته باشد، مطالب آنها را خبرهایی تشکیل می‌دهد که هر روز از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت و دقیقا همان اطلاعات بدون کوچک‌ترین تغییری منتشر می‌شود؛ در تمام رسانه‌های کره شمالی، انتشار هرگونه خبر ناخوشایند در مورد کره شمالی در همه زمینه‌‌ها از سیاسی و اجتماعی گرفته تا اقتصادی و فرهنگی به شدت ممنوع است.

با وجود قحطی و گرسنگی، عدم پذیرش کمک‌های غذایی دیگر کشورها!
با توجه به اینکه دولت مسؤول آذوقه رسانی و تهیه مواد لازم به صورت کوپنی در کره شمالی است، درآمد ماهانه مردم بسیار ناچیز است؛ در بیشتر موارد هم نه کمک‌های دولت و نه درآمد مردم کفاف مایحتاج و نیازهای اولیه آنها را نمی‌دهد و فقر و قحطی بر بسیاری از خانواده‌های این کشور حاکم شده و سالانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی جان می‌دهند.
دولت کره شمالی با وجود نیازهای شدیدی که به کمک‌های غذایی دیگر کشورها دارد اما به خاطر اینکه معتقد است این غذاها روی طرز فکر مردم اثرات سوء دارد و برای اینکه از آلودگی فرهنگی که نتیجه مصرف این غذاهاست در امان بماند، از پذیرفتن آن سر باز می زند. شدت قحطی و گرسنگی در این کشور به حدی است که سازمان تغذیه جهانی وابسته به سازمان ملل در این‌باره به شدت هشدار داده است.

ممنوعیت ورود هرگونه خبرنگار و عکاس به کره شمالی!
مسؤولان این کشور نه تنها از پذیرفتن هرگونه کمک امتناع می‌کنند بلکه ورود هرگونه خبرنگار و عکاس را هم به کره شمالی ممنوع کرده اند؛ بلکه ورود اصحاب رسانه به این کشور ممنوع است

مرگ و تیرباران سرنوشت شهروندان تماس گیرنده با تلفن به خارج!
خروج شهروندان کره ای هم از کشورشان به شدت کنترل می‌شود و اگر شخصی بخواهد به دنیای بیرون از کره قدم بگذارد به عنوان عامل دشمن دستگیر می‌شود؛ این قانون آنقدر سختگیرانه در این کشور به اجرا درمی‌آید که اگر فردی حتی از طریق تلفن با خارج از کشور تماس برقرار کند، ممکن است سرنوشتی جز مرگ و تیرباران در انتظارش نباشد؛
به عنوان مثال در ماه مارس امسال یک شهروند کره شمالی که در یکی از شرکت‌های نظامی کره شمالی مشغول به کار بود با تلفن همراه خود با یکی از دوستانش که در سال ۲۰۰۱ به سئول پایتخت کره جنوبی گریخته بود، تماس گرفت و در مورد قیمت برنج و شرایط زندگی در کره شمالی با او صحبت کرد؛ این کار وی از طرف دولت تخطی از قوانین تلقی شد و در نتیجه حکمی جز اعدام برای او صادر نشد.
این درحالی است که مدتی بعد خبرگزاری یون‌‌هاپ، مرگ فرد خاطی به نام جونگ را تایید کرد و گفت این شهروند اولین فرد در کره شمالی است که به دلیل تماس با خارج از کشور اعدام شده، اما جزئیات بیشتری از این ماجرا منتشر نکرد.

در کره شمالی فقط یک شرکت مخابراتی تلفن همراه که منطقه پایتخت، پیونگ یانگ، را پوشش می‌دهد مشغول به فعالیت است. مشترکان این شرکت مخابراتی حق استفاده از خدمات این شرکت برای تماس با خارج را ندارند. در نتیجه بسیاری از شهروندان کره شمالی برای تماس با بستگان و اقوام خود که در خارج از این کشور زندگی می‌کنند از تلفن‌های همراهی که به طور غیرقانونی از چین به کره شمالی وارد شده اند، استفاده می‌کنند.

شرط ازدواج؛ رضایت وزارت اطلاعات آری، رضایت خانواده خیر!
اگر پسر و دختری در کره شمالی قصد ازدواج با یکدیگر را داشته باشند، رضایت خانواده آنها هیچ نقشی در این ازدواج ندارد بلکه این وزارت اطلاعات و امنیت این کشور است که صلاحیت ازدواج این دو نفر را صادر می‌کند. به این ترتیب که هم پسر و هم دختر باید یک گزارش کامل از نحوه آشنایی، میزان علاقه، علت آشنایی و… … را به وزارت امنیت ارائه بدهند. پس از این مرحله و بررسی‌های لازم و شناسایی تمامی اقوام دختر و پسر برای آنها قرار مصاحبه صادر می‌شود و پس از حضور دختر و پسر و پاسخ دادن به سوال‌های خاص اگر مورد مشکوکی دیده نشود، اجازه ازدواج آنها صادر می‌شود.

با تمام این تفاسیر مردم کره شمالی از زندگی خود ناراضی نیستند و معتقدند خوشبخت ترین انسان‌های روی زمین هستند

منبع : ایسکا نیوز.

درباره مهرداد چشمه

سلام. من مهرداد چشمه، متولد 22 تیرماه 1343 در شهر قایم شهر در استان مازندران. بزرگ شده در شهر اراک در استان مرکزی. و سالیان درازیست که ساکن شهر کرج در استان البرز هستم. تحصیلات من در حد دیپلم، هست، که البته به خاطر برخورد با انقلاب فرهنگی در اوایل انقلاب و کمبود امکانات در اون زمان با این که سه سال متوالی در دانشگاههای دولتی و تربیت معلم قبول شدم نتونستم به تحصیلات عالی دست پیدا کنم. من کارمند شرکت آب و فاضلاب استان البرز هستم و در شغل شریف اپراتوری تلفن مشغول به خدمت میباشم. از علایق شخصی خودم، میتونم به شنیدن موسیقی ملل، دیدن یا شنیدن فیلمهای کلاسیک و ارزشمند، خوندن رمانهای فاخر دنیا، کامپیوتر و اینترنت و غیره اشاره کنم. پست الکترونیک: mr.cheshmeh@gmail.com آدرس سایت چشمه سرا: cheshmehsara.com آیدی اسکایپ: mr.cheshmeh تلفن همراه: 09121641278 تلفن محل کار: 02632224020
این نوشته در اخبار, مقاله ها ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

35 Responses to زندگی؟ یا بندگی؟

  1. 1
    نازنین says:

    سلام
    مطلب جالبی بود. مخصوصاً قسمت خواب دیدن و مجوز ازدواج از وزارت اطلاعات.
    ممنون.

    • 1.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام بر نازنین.
      این نشون میده که واقعا پست رو تا آخر خوندی و کامنت گذاشتی و اول شدی.
      در نتیجه مدال طلا حلالت باشه.
      کره شمالی کشور عجایب اجتماعی هست و بسیار هم مرموز.
      ممنون که آمدی و نظر گذاشتی.

  2. 2
    parisa says:

    سلام.
    امیدوارم سفر شما به پایان خوبی ختم شده باشه. از اون پایان ها که هر زمان آدم یادش می افته با لبخندی از ته دل بگه آخ یادش به خیر عجب خوش گذشت!
    بگذریم.
    این واقعا…الان جدی حالم خوب نیست. اصلا تصور نمی کردم1همچین چیزی هم توی دنیا باشه. الان در هنگ صد درصد به سر می برم. یاد کتاب1984افتادم. دقیقا همین مدلی بود. این جماعت میگن خوشبختن؟ من هم بودم همین رو می گفتم. اگر جایی گیر کرده بودیم که حتی تماس با تلفن اعدام داشت و ازمون نظرخواهی می کردن که آیا رضایت داریم یا نه خداییش چی می گفتیم؟ من که می گفتم خوشبخت ترین آدم دنیام. مگه اینکه از جونم سیر شده باشم.
    ایام به کام.

  3. 3
    یک مادر says:

    سلام و تشکر ، تفکر برانگیز بود. اصولاً نادانی و نا آگاهی به انسان آرامش میده برای همین بیشتر مردم کره ی شمالی از زندگیشون راضی هستن .باز هم تشکر

  4. 4
    ملیسا says:

    سلاااام عموییی خوبی
    میگم عجب قوانینی دارن هااااا یعنی بیچارهها نمیتونن برن شنااا وااااییی نه اگه من بودم که هیچی دیگه از اون کشور فرار میکردم یعنی هههه
    آخی نازی گناهی هستن که یعنی سر ساعت شش باید با بوق بوقان بیدارشون بشه یعنی نامردی هست یعنی ایییییش
    میسی عمویی خععععلی مفید بود و به اطلاعات عمومی افزوده شد عمو
    خدافسی باااااااییییی بای

  5. 5
    نخودي says:

    سلام بر جناب چشمه گرامي تر از گرامي هميشه به سفر شكلك خوش به حالتون شدييييد ….
    مي‌گم من كه هنگ نكردم … قبلاً كتابشو خوندم، اگه اشتباه نكنم “1984” نوشته ژرژ ارول …. دقيق همينه …. فكر كنم آقاي ژنرال هشتصد باري اين كتاب رو خونده باشه يعني باشند ….
    ممنون كه اين مطلب رو اينجا هم پست كرديد و اميدوارم هميشه سربلند و موفق باشيد.
    در پناه حق باشيد

    • 5.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام بر بزرگ بانوی محله.
      این گزارش یک خبرنگار بود.
      اون کتاب که اگه اشتباه نکنم در سال 1949 میلادی نوشته شده، یعنی 4 سال قبل از شروع جنگهای کره که نتیجهش تقسیم این کشور به دو کشور شمالی و جنوبی بوده.
      اینها همه واقعیات امروز کره شمالی هست که من برنامه مستندش رو هم در یکی از شبکه های خارجی دیدم و همه این گزارش رو تایید میکنم.
      از حضور ارزشمند شما ممنونم.

  6. 6
    ثنا says:

    وای چقد سخت و بد
    حالا بعضیاش کمک کنندستبه آدم ولی در کل معقول نبود کاراشون شکلک عصبانیت
    ممنون از شما ولی فکر کردم پست فلسفی گذاشتید تعجب کردم چون شما چنین کاری رو اینجا صلاح نمیدونید

  7. 7
    زهره says:

    بی چاره پارا المپیکیها کجا رفتن و خبر نداشتن, اصلا من فقط به همین خاطر باهاشون نرفتماااآ
    والا من تا آخر آخر خوندم ولی اومدم بپسندم دیدم انگاری نمیپسندم که بخام بپسندم, خخخ, با یک مادر هم موافقم, چرا آسایش کاذب, والا خیلی هم آسایش صادق دارن, آخیییش نفس میکشن, خخخخخ
    شکلک زهره در جنون

    • 7.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام زهره.
      اولا که پارا المپیک در کره جنوبی بود نه در کره شمالی زهره دلبندم.
      دوم اینکه بپسند تا دنیا هم تو رو بپسنده خخخ.
      سوم این چه آسایشی هست که مردم یه کشور باید توی یه پادگان بزرگ زندگی کنن و بردگی کنن؟
      چهارم از این که اومدی کره شمالی ممنون.
      پنجم خدافسی.

  8. 8
    یلدا says:

    وایی خدایا . چقدر زندگی به آدمای اون کشور داره سخت میگذره . شکلک گناه دارن که . اه چقدر بد . خدا صبرشون بده ها . راستی سلام که . همیشه به سفر که . شاد شادان باشی که همیشه

    • 8.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلاااااام یلدایی.
      کجایی تو آخه؟
      دلمون برات تنگ میشه بی انصاف.
      در مورد کره هم حق با شماست مردم چه عذابی میکشن و خودشون حالی شون نیست.
      بیشتر به ما سر بزن.
      ممنون، بااااااااااای.

  9. 9
    پرواز says:

    پرواز را ب خاطر نسپار پرنده زنده است …
    هعي منم ميرم اونجا زندگي ميكنم راحت ميشم از اينجااااااااااا خداحافظ

  10. 10

    بیخبری خوش خبری هست یا نه اگر مغز علاوه بر وظایف دیگر دود هم تولید میکرد الآن اینقدر دود از مغز من بیرون میآمد که کل محله را فرا میگرفت

  11. 11

    سلااام
    سفر به خیر آقای چشمه
    خُب مطلب جالبی بود.
    واقعاً سخت زندگی کردن در اونجا
    به هر حال ممنون از شما
    ولی حیف که نگفتن که اونجا به معلولان چقدر مستمری میدن خخخ
    موفق باشید.

    • 11.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلااااام بر اصغر عزیز.
      مردم عادی توی کره شمالی بعضی وقتها به خوردن علف و میوه های جنگلی مجبورن، دیگه معلول و حقوق اجتماعی کجا بود داداش من.
      فعلا همین حقوق معلولیت توی ایران رو بچسبیم یه وقت ازمون نگیرن خخخخ.
      ممنون که آمدی.

  12. 12
    حمیدرضا رضایی says:

    درود
    چطوری آمو خیلی باحال بود من میخام برم کره شمالی میدونین چرا ببخشید بی ادبیه اما تماشای آدمایی که با این فلاکت زندگی میکنن ولی اینقدر خر هستن که از زندگیشون راضین خیلی با حاله. ای خدایی که نسل دایناسور رو منقرض کردی ریشه جهل و نادونی رو از بیخ و بن برکن

    • 12.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلااااام بر حمید گل و بلبل.
      کاکو برای تماشای جاهلان و نادانان چرا راهت رو دور میکنی و رنج سفر رو تحمل میکنی؟
      یه نگاه خریدارانه به دور و برت مشکلو کلا حل میکنه.
      خعععععلی مخلصیم.

  13. 13
    علیرضا ایزدی says:

    سلام بر آقای چشمه. عجب زندگی عجیب و غریبی! خیلی توش قانونمداری برقراره. از اون ور بوم افتادن! بر خلاف اینجا که هی قانونشکنی میشه. فکر کنم این همه کارهایی که میکنن بعضیهاش مثل ممنوعیت ارتباط با خارج از کشور به خاطر شرایط این کشور و احتمال حمله کره جنوبی به این کشور باشه. نه؟
    بعد هم که کلا به نظر من تفریط کردن. اگر به این حد سخت نمیگرفتن واقعا خیلی هم جای خوبی بود. ولی خب اگر مردمشون راضی باشن چه مشکلی داره؟ مگه عیب این کارها به جز نارضایتی مردم چیه؟ از تهاجم فرهنگی که در امانن. جاسوسی هم اتفاق نمی افته. دیگه چی میخوان؟ والاااااااا! من نظر خودم رو عرض کردم. موفق و پیروز باشید. یا حق.

    • 13.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام علیرضا.
      بلا اخره یه دوستدار کره شمالی پیدا شد.
      دکی پرنده قراره بره اونجا دکتری کنه.
      آماده شو باهاش بروف اونجا خیلی امن و راحته.
      از دستت میره هااااااا!!
      ممنون که نظر دادی.

  14. 14
    مهدی ترخانه says:

    سلام
    چند وقت پیش که ژنرال پدر مرد و به وثیتش پسر کوچکش جانشینش شد همه دنیا منتظر نرمش پیونگ یانگ بودند با ژست هایی که رهبر جدید میگرفت با همسر مدرنش ولی ناگهان با ازمایش موشک قاره پیما و ازمایش اتمی همه چیز به هم ریخت در مراسم سوگواری پدر ژنرال خدا نیامرز هر کس کم گریه کرده بود به اعدام محکوم شد و من فیلم رسمیش را دیدم ژنرال هایی با چند کیلو مدال به هوا میپریدند و با کلاه و دست به سر و صورت میزدند که جگر ادم اتش میگرفت
    ما هم اگر فکر میکردیم مردم جهان در غار زندگی میکنند اونجا رو بهترین جای جهان میدونستیم
    زحمت کشیدید .ممنون

    • 14.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام مهدی جان.
      ورودت به محله رو تبریک میگم و ارج میذارم.
      از اعلام مرگ سوزناک کیم ایل سونگ توسط خانم مجری تلویزیون کره شمالی، و همچنین اعدام شوهر عمه عزیز کیم جونگ ایل چیزی نگفتی!!
      البته شگفتیهای این کشور کم نیستن.
      ممنون از حضور و اطلاعات شما.

  15. 15
    پریسیما says:

    سلام کامنتها رو نخوندم فقط میتونم بگم زندگی خیلی سختی دارن افتضاحه

  16. 16
    علی اکبر حاتمی says:

    سلام بر آقای چشمه ی عزیز، این مطلب را حدود یک و نیم سال پیش خوانده بودم، من فکر میکنم آن جا معلولین در بدو تولد و یا به محض معلولیت به مرگی مرموز محکومند. راستی فرمودید اینجا حق معلولیت میدهند، میشه بفرمایید کجا، چطوری، ما هم بریم بگیریم.

    • 16.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام بر استاد حاتمی عزیز.
      شما علامتهای تعجب بعد از این مطلب حق معلولیت رو احتمالا متوجه نشدید.
      در مورد از بین بردن معلولین در کره شمالی هم بعید نیست، یعنی دولت اون کشور دنبال اینطور درد سرها نمیگرده که بیاد یه حالی هم به معلولین کشورش بده، پس بنابر این بهترین راه معدوم کردنشونه.
      ممنون از حضور شما.

  17. 17
    هادی عباسی says:

    سلام بر آقای چشمه بزرگوار
    به نظر من احساس رضایت از زندگی حتی زندگی در جهنم را قابل تحمل نه بلکه خوشایند می کنه.
    خیلیها از بهترین امکانات بهره مندند ولی از زندگی خود به هیچ وجه رضایت قلبی ندارند و دست به خودکشی می زنند.
    موفق و شادکام باشی

    • 17.1
      محمدرضا چشمه says:

      سلام بر هادی.
      بله این مسیله میتونه در مورد انسانهایی که باری به هر جهت زندگی میکنن و تحلیل روشنی از هدف زندگیشون ندارن کاملا صدق میکنه.
      ولی افرادی که معتقدند انسان صرفا یک موجود آزاد و مختار متولد میشه و زندگی میکنه، این سبک زندگی قابل تحمل نیست و لا اقل در خفا قابل نقد شدیده.
      مسلما روشنفکران و اندیشمندان و افرادی که اهل تحلیل و برهان هستن ناراحت و ناراضیند، افراد بی اندیشه که به قول تو توی جهنمم که باشن فکر میکنن لاجرم باید همینجوری زندگی کنن و جهنم رو هم بهشت تعبیر میکنن.
      ممنون از حضورت.

  18. 18

    سلام.
    آقا همه ی اینا رو بذار کنار.
    اگر آدم نصفه شب یه خواب بد ببینه جرأت نمیکنه به یکی بگه یه لیوان آب دستش بده خخخ.
    خواب به خواب بری بهتره ظاهرً.
    مرسی عمو.

دیدگاهتان را بنویسید