عشق یا دوست داشتن آیاااا

سلام به دوستای خوبم،،،امیدوارم که حالتون خوب باشه….

مدت ها پیش که این متن از دکتر شریعتی رو میخوندم برام خیلی دل نشین بود،چندین باری تا امروز مرورش کردم

امروز به صورت اتفاقی دوباره دیدمش و برام تکرار شد…گفتم اینجا بزارم که شما هم لذت ببرید،خخخخخ…

دوست دارم بشینیم و با هم به گفت و گو بپردازیم..،به نظر شما،،این دو واژه چه تفاوتی با هم دارن آیا؟؟؟؟…

پس بزن برییییم،

 

واژه ها و صدا ها و خاطرات….

 

عشق یک جوشش کور است

و پیوندی از سر نابینایی،

دوست داشتن پیوندی خودآگاه

و از روی بصیرت روشن و زلال.

 

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و

هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،

دوست داشتن از روح طلوع می کند و

تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،

و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد

دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

 

عشق طوفانی ومتلاطم است،

دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت.

 

عشق جنون است

و جنون چیزی جز خرابی

و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست،

دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود

و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین میکند

و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.

 

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،

دوست داشتن زیبایی های دلخواه را

در دوست می بیند و می یابد.

 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،

دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،

بی انتها و مطلق.

 

عشق در دریا غرق شدن است،

دوست داشتن در دریا شنا کردن.

 

عشق بینایی را میگیرد،

دوست داشتن بینایی میدهد.

 

عشق خشن است و شدید و ناپایدار،

دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.

 

عشق همواره با شک آلوده است،

دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

 

ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،

از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.

 

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،

دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،

که دوست را به دوست می برد.

 

عشق تملک معشوق است،

دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

 

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،

دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد

ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست

در خود دارد ،داشته باشند.

 

در عشق رقیب منفور است،

در دوست داشتن است که:

 

“هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

که حسد شاخصه ی عشق است

عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند

و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید

و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و

معشوق نیز منفور میگردد

 

دوست داشتن ایمان است و

ایمان یک روح مطلق است

یک ابدیت بی مرز است

از جنس این عالم نیست.”

 

دکتر علی شریعتی

 

پایین میبینمتون،فرت فرت،،هورااااآاااااا

 

درباره ملیسا

شلالالاااااامی،که،مینا جووووون ملاشاهی هستم،متولد اردیبهشت،زاهدانم،لیسانس علوم تربیتی دارم،عاشق کتاب و کتاب خوندنم،آهاااا راستی متاهلم خخخخخ،کلا دختر شاد شادانی هستم،فوق العاده خونگرمم، همین دیگه بسه تونه که همینقدر
این نوشته در صحبت های خودمونی, مقاله ها ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

69 Responses to عشق یا دوست داشتن آیاااا

  1. 1
    فرشاد says:

    ملیسا سسسلام من اولین کسیم که برات پست میذارم. من با دوست داشتن موافقم. چون وجود داره و میشه به طور واقعی ازش لذت ببری. بعضی ها هم میگن عشق همون دوست داشتن بی ترمزه. سخت نگیر. ببین دلت چی میگه؟ چه موقع قلبت برا کسی تب تب میکنه؟ شاد باشی.

    • 1.1
      ملیسا says:

      سلااااام بر فرشاد،خوبی،میگم مگه میشه تو پست پست گذااااشت آیااااا خخخخ،حرفت رو که گفتی ببین چه موقع دلت برا کسی میتپه رو هزااااران بار لایک میکنم،راستی ممنونم که تو پستم اولین نفری بودی که کامنت دادی،بفرما بیا اینم مداااال مال تو،،هوهو هوهو،خدافسی

  2. 2
    پریسا says:

    سلام ملیسای عزیز.
    اول معذرت می خوام عزیز ازت واسه اونهمه تاخیرم در جواب دادن به مهربونی های شفافت. من کمی تا قسمتی بدم ملیسا کاش ببخشیم!
    عشق و دوست داشتن. بحث گسترده و پر و پیمونیه از نظر من. با دکتر شریعتی در مورد عشق موافقم. عشق چیز خطرناک، دردسر ساز و ویرانگریه. مثل توفان میاد و میره و آخرش هیچی از موجودیت آدم باقی نمی ذاره جز1مشت ویرانه و همون هیچ. دوست داشتن ولی معتدل تر، عاقلانه تر و قشنگ تره. عشق ظاهر زیبا تری داره البته شاید. ولی به تحمل دردش نمی ارزه. من اگر باشم ترجیح میدم به دوست داشتن رأی بدم تا عشق.
    چه بهم اینهمه جدی حرف زدن نمیاد. نمی دونم چرا حس کردم بهم نمیاد.
    ایام به کام.

    • 2.1
      ملیسا says:

      سلااااآاااااآااااآااااآااام پریسایی نانازی،نه گیگیلی من ایرادی نداره،پیش میاد دیگه بوبولی،حرفت درست خیلی قشنگ،خوب هر کسی یه تعریفی برا خودش داره،اما من ترجیح میدم این دوتا رو با هم داشته باشم،ممنونم از نظرت نانازم،بععععله که بهت میاد که جدی بنویسی چرا که نه عزیزم،هوهو هوهو

  3. 3
  4. 4
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! بهبه رسیدن بخیر: واقعیتی از زندگی انسانها است که کمتر کسی آن را درک میکند، آفرین مطالب خوبی را اینجا گذاشتی، اما کو گوش شنوا؟! کو دختر و پسر واقع بین؟! کو-کو…کو…کو…؟ کو…؟99درصد خوانندگان این مطالب چشمی کور و گوشی کر و… دارند و خود را عاشق میدانند!.

  5. 5
    زینب عبدلی says:

    سلاااااااااااااااام ملیسا جونم

    ملیسا خیلی عالی بود

    ممنوووووووووووووووون ازت

    دوووووووووووووووووووووووووووست دارم

  6. 6
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! آهای لافزنها و ریاکاران بشتابید که ملیسا واقعی ترین مطلب را برایتان پست کرده! به نظر من این پست باید هزار کامنت بگیره، اگر نگیره ثابت میشه که…….؟…؟…؟…!

  7. 7
    پریسا says:

    میشه من الان به اول نشدنم معترض بشم؟ مجازم؟ آآآی من معترضم.
    شوخی کردم. فرشاد به دل نگیری ما اینجا زیاد با هم شوخی می کنیم. معذرت می خوام پارازیت شدم وسط بحث جدی. همین1دفعه بود به خدا.

  8. 8
    رعد بارانی says:

    ملیسا زمونه تغییر کرده دختررم.
    زمونای سابق ، دوست داشتنو با عشق میریختن تو کاسه با هاوون میزدن تو سرش و یه مخلوط و معجونه خوشمزه ای به عمل میومد. که مزه ی دوستی و عشقو با هم داشت.
    رعد بزرگ ، دوست داشتناش با عشقه دختر مو کلاغی ، چه با ادا ، چه نازی ، میای بریم به بازی؟؟؟

    • 8.1
      ملیسا says:

      سلااااام بر بابا بزرگ رعد نانازی،میگم ترکیبی از عشق و دوست داشتن آفرین همینه،احسنت منم با این موافقم،،منم منم دختر مو کلاغی،با هم بریم به بازی،آهای آهای رعدی،بریم پیش سعدی،خخخخخ

  9. 9
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! پریسا برو دهتا نوشابه برای خودت باز کن، برای اینکه چشم زخم نخوری برو یه جعبه خرما خیرات کن، یه نفر در بررسی بوده که پریده در خانه ی اول! خخخخخهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها،حالا برای اینکه پریسا ناراحت نشه از یه مدیر سوسول درخواست میشه بیاد از منو پپپتتتتتتتک کوب کنه!

  10. 10
    عدسی بشاشadasi says:

    مگه خودت شوخی های مردونه را میپذیری! عقرب در حال نیش زدن بعضها!

  11. 11
    پریسا says:

    از چی ناراحت باشم جناب عدسی؟ شما که چیزی نگفتی. درسته که توی وبلاگ خودم از ظرفیت محدودم گفتم ولی دیگه اینهمه هم پایین نیستش که!

  12. 12
    پرواز says:

    سلاااااااااااااااام ململ /…چطوري دخترم ؟؟؟
    خو اين متون عشق و اين چيزا چيه ميذاري اينجااااااا؟؟؟نميگي جوون مردم بره عاشق شه بعد ب عشقش نرسه بعد امتحاناشو بيفته بعد افسرده شه بعد اخراج شه بعد معتاد شه بعد خانوادش نخوانش ديگه بعد بره تو خيابونا برا موااااااااااااد بعد .عه بسته ديگههه خخخخخخخخ
    ولي خب انصافا متن جالبي بودددد .پريساااااااااع .متاسفم/چون خودم كامنت قبليتو تاييد كردم خخخخخ.تسلاي دل باز ماندگان …

    • 12.1
      ملیسا says:

      سلاااام پرپر،میگم دارم ریسه میرم که،،یعنی پرپر من کشته این نسیحت هاتم یعنی،یعنی جوون مردم یکمی علق نه بابا چیز عقل تو کلش وجود داره که یعنی،هخخخخ،میسی پرپری که جاااالب بود،هوهو هوهو

  13. 13
    سعید درفشیان says:

    درود
    من این متن رو قبلا تو کتاب کویر دیده بودم.
    چیزی که همون موقع هم به فکرم رسید، این بود که با چنین توصیفاتی ما صرفا با کلمات بازی میکنیم.
    من شخصا بین دوست داشتن و عشق تمایزی قائل نیستم.
    در واقع فکر میکنم اون چه دکتر شریعتی ازش به عشق تعبیر میکنه جز خودخواهی چیزی نیست و در مقابل اون چه رو دوست داشتن توصیف میکنه، میشه معنای عشق هم براش قائل بود.

  14. 14
    زینب عبدلی says:

    درود من چی؟ میتونم اعتراض کنم یا نه؟
    ای بابا به جون خودم من پست که منتشر شد نظر گذاشتم ولی به قول پریسا منم شوخیدم خنده جادوگری جججججججججججججججججججججججج
    جججججججججججججججججججججججججججججججججج

    ججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججججج

    ججججججججججججججججججججججججججججججججججججج

    ملیسا شمارمو برات ایمیل کنم بهم میزنگی؟ آخه دوست دارم با افراد مثل خودم صحبت کنم

    همیشه احساس تنهایی میکنم از این که دوستی ندارم

  15. 15
    پریسیما says:

    سلااام ملیسا جان
    من معتقدم اول باید عشق به وجود بیاد کم کم تبدیل به دوست داشتن بشه و بعد اون دوست داشتنه میشه شالوده ی زندگی و دیگه از بین نمیره
    خب عاشق حسود میشه ولی اون حسد دلیلش این نیست که طرف رو دوست نداره دلیلش اینه که اتفاقا به قدری دوستش داره که میخواد فقط و فقط مال خودش باشه
    من فکر میکنم با توجه به این دوران و تغییر عقاید جوونها و نگرش غلطشون به عشق اسم عشقی که دکتر نوشتن رو باید هوس گذاشت و اسم دوست داشتن رو عشق یا دوست داشتن گذاشت
    اگه بخواهیم درست و منطقی به این بحث نگاه کنیم اسم مهم نیست مهم نفس کاره

    • 15.1
      ملیسا says:

      سلاااا،ااا،ااااام پریسیمایی خوبی نانازی،کلا کلا کلا باهات موافقم اونم به چه شدتی،یعنی بگم این کامنتت میلیونها که نه میلیاردها بار لایییییک داره،،سخنان دکتر هم قابل احترامه،اما هر کسی یه عقیده ای داره برا خودش،هوس آفرین هوس رو خووووب اومدی،بععله سعید بازی با کلمات رو خییییلی باحال گفت،کلا میسی عزیزکم

  16. 16
    عباس کاظمی says:

    سسللاااآاااالااااآاام به ملیسا خاااانم
    اییوووووللاییوووووووللل به تو که مطلب زیبایی اینجا گذاشتی

    واقعا زیبا بود،منم با نظر پرواز موافقم،اگر این پرواز بیچاره به عشقش نرسه تو باید گردن بگیریهااا،اگه من به عشقم نرسم تو برام ردیفش میکنی؟
    خخخخخخخخخخخخخخخخخ
    شکلک شوخی با ملیسا
    شکلک الفرااااااااآآآآآااااااآآآآآاااااررررررررررر الفرآآآآاااااآآاارااآآارآآآاارآآآآآاررااارراراررررر

    • 16.1
      ملیسا says:

      سلام عباس،میگم میسی که زیبا بود اما تو پست قرار شد که هر کسی بیاد و نظرشو تجزیه و تحلیل کنه،زیبا بود که نشد حرف پسرم خخخ،خوب اگه تو هم به عشقت نرسی میگیم مجتبی مدیر رو میگم یه فکری به حالت برداره هخخخخ،

  17. 17
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! بهبه ملا جون-حرف تورو باید با آب طلا نوشت و قاب کرد و زد سردر محله، حرف پریسیما را هم باید با طار و پود قالیچه ای بافت و نصبش کرد به دیوار ورودی محله! اما کو گوش شنوا و کو چشم بینا که هم خوب بشنود و هم خوب ببیند…!

  18. 18
    آریا says:

    هر چه دادم به او حلالش باد
    غير از آن دل كه مفت بخشيدم
    دل من كودكي سبكسر بود
    خود ندانم چگونه رامش كرد
    او كه ميگفت دوستت دارم
    پس چرا زهر غم به جامش كرد فروغ فرخزاد
    سلام بر ملیسای عزیز
    ممنون از پستت
    در زندگی عشق کنار دوست داشتن. دوست داشتن کنار عشق زیباست.
    این دوتا مکمل همند
    بازم مرسی ازپست زیبایت
    موفق باشی
    بدرود

    • 18.1
      ملیسا says:

      سلام بر آریا،بله قطعا همینطوره این دوتا کنار هم خوبه و مکمل هم هست،تا دوست نداشته باشی نمیتونی عاشق بشی و تا عاشق نشدی هم نمیتونی دوست داشته باشی،پس این دوتا به تنهایی زیاد معنا نداره و جالب نیست… میسی از نظرت.

  19. 19
    محمدرضا چشمه says:

    سلام بر ملیسا.
    متن بسیار زیبایی بود.
    تبه نظر من درسته که برای عشق ورزیدن اول باید بسترهای اون که همون غرایز جسمانی و طبیعی انسانه باید وجود داشته باشه، اما دوست داشتن یه مقوله کاملا جدایی هست که وقتی پیش بیاد و انسان مطمین بشه اون وقته که یواش یواش اون عشقه تجلی پیدا میکنه و هردوی اینها یعنی دوست داشتن و عشق با هم ترکیب میشه و همون عشق افسانه ای رو به وجود میاره که متاسفانه کمتر ما شاهد اون هستیم، چون هیچ کدوم از این دو اصل رو معمولا کامل به دست نمیاریم و معمولا عشقها موقتی، شکننده و بعضا هدفدار هست و دوست داشتن رو به عنوان یک اصل خیلی خوب نمیشناسیم و هر لرزش دل رو به دوست داشتن تعبیر میکنیم که همین باعث رفتن به بیراهه و احیانا ازدواجهای لاجرم و معمولی و بی روح میشه.
    یک ضرب المثل عربی میگه العشف بعد الزواج، یعنی عشق بعد از ازدواج به وجود میاد، این ضرب المثل نشون میده که چقدر فرهنگهای مختلف عشق و دوست داشتن رو با شرایط فرهنگی هر قومی چطور به چالش میکشن و تعبیر و تفسیر میکنن.
    فرهنگ غربی بیشتر به عشق معتقده و فرهنگ شرقی بیشتر به دوست داشتن و دوست داشته شدن اهمیت و ارزش قایله.
    ببخشید زیاده گویی کردم.
    خیلی پست باحالی بود، امیدوارم که حرف اشتباهی نزده باشم.

    • 19.1
      ملیسا says:

      سلام عمو،کاملا درسته،تا عشق نباشه آدم نمیتونه دوست داشته باشه،آدم میتونه همه انسان ها رو از روی انسانیت دوست داشته باشه اما نمیتونه عاشقشون باشه،اما وقتی پای عشق در میون میاد برا زندگی باید جفت این دوتا رو با هم دیگه داشته باشی،من اصلا با اون ضرب المثل عربها موافق نیستم،به نظر من برا اونا عشق اصلا معنا نداره که به وجود اومدن اون بعد از ازدواج رو معتقد هستن،ولی خداییش چه تضمینی هست که اون عشق بعد از ازدواج به وجود بیاد خخخ،ریسکه،خیییلی نظرت زیبا و جالب بود عمو،ممنونم

  20. 20

    به قول جناب چاووشی که می فرماید:
    دوست داشتن یا عشق؟
    دوست دارمت با عشق.
    عشقِ من به دوست‌داشتن،
    قابل تصور نیست.

  21. 21
    javad.tyros says:

    سلام ممنون از پست خوبتون.
    من با تحلیل استاد شریتی کاری ندارم چون فکر میکنم تا امروز برداشت من از عشق و دوست داشتن درست بر عکس اینا بوده که دکتر جمع بندی فرموده اند.
    اما نمیدونم چیست هرچی هست عشق یک مرض است.
    مثل فرد معتاد اعتیادآور است و الان من موندم که یه نفر که همیشه برام عزیز است دوسش دارم یا عاشقشم.
    در کل از روی تحلیل دکتر شریتی باید بگم دوسش دارم و عاشق هم هستم اما از نوعی که عشقم هیچ وقت به نفرت تبدیل نشده یعنی حتي مواقعی که از دستم رفته.
    خوش باشید.

  22. 22
    نخودی says:

    سلااام بر مليسا خانمي گل گلابتون
    مي‌گم من شدييييد طرفدار دوست داشتن هستم واقعيت يه جورهايي عشق رو غير منطقي و غير واقعي مي دونم و معتقدم دوست داشتن ارزشش از عشق هم بيشتره و ديگه اين كه دوستتون داريم خانم معلم خعلي زياد تر از زياد ….

    • 22.1
      ملیسا says:

      سلاااام بر وکیل محله،میگم جفتشون با ارزش و منطقی هست،با هم خوبه نه جدا از هم،زمانی غیر واقعی و غیر منطقی میشه عشق وکه همراه با هوس باشه،اگه با دوست داشتن یکی بشه مکمل هم دیگه میشن نانازم،دیگه این که من هم عااااشقتم و هم هم دوووست دارم گیگیلی من،بوس بوس بوس

  23. 23
    gentleman says:

    دوست داشتن به حرف نیست….!!

    به وقتیه که برات میذاره،

    به ارزشیه که برات قائل میشه،

    به دلگرمیه که بهت میده،

    اما وقتی طرفت همش نیست!!

    وقتی تو توی لحظه لحظه زندگیت تنهایی..

    این دوست داشتن نیست!!

    “دوست داشتن”این نیست که جاخالی هاشون رو باتو پر کنند! اینه که بخاطرتو…” جاخالی کنند”.!!!

  24. 24
    تبسم چلوی says:

    سلام ملیسا. مرسی از پستت. من عاشق نگرش ها و نوشته های دکتر شریعتی ام.
    آری دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
    بی انتها و مطلق است.

    • 24.1
      ملیسا says:

      سلاااام تبسمی خوبی نانازی،میگم دکتر قشنگ میگه اما من با این با تحلیلش از دوست داشتن و عشق زیاد موافق نیستم نانازم،میسی که اومدی بوووووٱووووٱووووٱوووٱوووٱووووس بوسی بوسی گیگیلی من

  25. 25

    سلام ملیسا.
    خب یکی از عواقب دیر رسیدن اینه که بقیه هرچی که گفتنی بود رو گفتن.
    من با سعید و آریا کاملً موافقم.
    عشق اگر درست تعریف بشه و درست عشق ورزیده بشه چنان دوست داشتنی به وجود میاره که هیچ طوفانی اون رو برنخواهد چید.
    اوخ چی گفتم.
    مرسی از پست مفیدت.
    خدافظی.

    • 25.1
      ملیسا says:

      سلاااام شهروزی،میگم بعععله بابا دیگه باید هم سرت شلوغ پلوغ باشه بابا شاه قاجار که بودی،مدیر محله هم که شدی منم باشم آخر از همه میام نظر میزارم که همه حرفا تموووووم بشه برا من هیچی نمونه خخخخخ،کلا لاییییک داری میسی ،خدا قاجار خخخخ

  26. 26

    سلام ملیسا
    خوبی ممنون از پستت
    هر کی هر جور خواسته و توانسته تفسیر میکنه :
    یکی دوست داشتن رو دوست نداره و هزار جور وصله ناجور میزنه بهش :
    یکی دوست داشتن رو دوست داره تشبیه به خدای روی زمین میکنه :
    یکی هر دو رو قاط میزنه و خوب و بد میگه نه دوستیش معلومه نه دشمنیش :
    یکی اهل منطق هست و از منطق میگه :
    یکی هم هر چهار تاش رو چهار بار میگه
    عشق و دوست داشتن مثل شباهت شب و روز هست که آسمان پدیدار این دو هست
    روح و جسم هم باید باشند تا موجود روی زمین باشد وگرنه هیچ کدام بی هم شدنی نیستن :
    از متن دکتر شریعتی برخی متوجه نشدم :
    شکلک خواهشا کاری به دیپلم نداشتنم نداشته باشین
    کلمات که بالا هستن نر و مادگی ندارند و هویت نداشتند بنظر من
    ولی آنچه دریابم از این پست عشق باری منفی هست و دوست داشتن باری مثبت : اگر عشق دیوانگی و جنون و در اصل نفهمی باشد و ندونم کاری : چرا مجنون عاشق مشهور و معروف ماند
    چرا همه فکر میکنن دوست داشتن و عاشقی فقط برای جنس مخالف هست یعنی دختر و پسر :
    خودم عاشق تنهایی هستم : عشق یه معادله یا معامله هست :
    وقتی من بخاطر عشقم که تنهایی هست معامله های بزرگی با خودم و عشقم میکنم :
    مثلا خیلی از موقعیت ها و لذت های بورونی رو ترجیح دادم و معامله کردم مثلا پارک رفتن یا مسافرت رفتن های زیاد یا چیزای دیگه رو با تنهایییم معامله کردم که این دوست داشتن من به عشقم هست که بخاطر یه چیز از ده چیز دست کشیدم :
    مثلا ی پسری با چند تا خانم در ارتباط هست و همشون رو هم دوست داره البته ماشا الله قربونش برم کم نیستن : بعد این طرف از میون اونها اونیکه رو خیلی خیلی دوست داره و بقولی عاشقش هست رو با چند تای دیگه مقایسه میکنه و حاضره که بخاطر اون یکی همشون رو از دست بده
    زمانی که هم جز اون یه نفر هیچ کس و هیچ چیز رو نبینه جنون یا عشق دامن گیرش شده :
    عشق دو جور میشه گفت :
    دونسته و ندونسته :
    میگن عاقلانه برو جلو تا عاشقانه زندگی کنی ولی اگه عاشقانه بری جلو عاجزانه زندگی میکنی :
    دکتر فری اسلام الدین خسرویان
    ولی وای به اون روزی که عشق ندونسته باشه و بدون دلیل
    بنظر من آدم اول که خدا ولی بعد از خدا باید عشق به خودش داشته باشه یا به ورزه : بنظر من آدم باید درونی خودخواه باشه خودخواه به این معنی که یعنی اینکه تا من اول خاطر خودم رو نخوام دیگران هم نمیخوان :
    بقولی وقتی خودم برای خودم ارزش قایل نشم اونوقت نباید توقع داشته باشم دیگران برای من ارزش قایل بشن :
    البته درونی باید اینطور باشد و بورونی باید خودمون رو خاطرخواه دیگران نشان بدیم :
    بنظر من آدمهای بزرگ دوست دارن خودشون رو کوچیک نشون بدن ولی آدم های کوچیک دوست دارن خودشون رو بزرگ نشون بدن :
    دوباره آقا فری اسلام الدین خسرویان
    حالا ملیسا یه سوالی دارم تو که نوشتی اگه عشق و دوست داشتن بدون هوس باشه واقعی هست میخوام بگم چرا اگر قبل از ازدواج دو تا معشوقه بخوان با هم رابطه داشته باشن باید ارزش دوست داشتن و عشق بره زیر سوال ولی همون دو اگر ازدواج کنن یعنی فقط نام هر دو بره توی شناسنامه هم آنوقت اون رابطه نه تنها بد نام نمیشه بلکه امری خدا پسند هست :
    چرا فرهنگ ما اینجوری هست یعنی آیا فقط اسلام دلیل اصلی این هست یا طرز تفکر این هست
    اگر قبل از ازدواج هوس محسوب میشه که خوب هیچ باید تا همیشه اینجور باشه
    این بود انشای من

    • 26.1
      ملیسا says:

      سلام فرفره،واییی آفرین احسنت خععععلی قشنگ نوشتی،زیبا و دلنشین واقعیات رو بیان کردی،اما ببینفرفره خوبه خودت میگی امری خداپسند،پس چه خوبه که دوتا عاشق واقعی که هم دیگه رو دوست دارن دنبال راه حلالش باشن نه اینکه بدون ازدواج دست به هر کاری بزنن،که مثلا یعنی همو دوست دارن و عاشق هم هستن آیاااا،نه من این رو اصلاا قبول ندارم و به شدت رد میکنم که چون حالا عاشق هم هستن و بر اثر عشق این دوست داشتن به وجود اومده پس نباید دنبال راه حل اسلامی،قانونی و شرعی باشن،هر چیزی حساب و کتابی داره هااااا….،بعدشم من که نگفتم فرفره که اگه دوتا معشوق هم دیگه رو قبل از ازدواج دوست داشته باشن یعنی هوس و اگه شناسنامه ای بشه یعنی عشق واقعی نه فرفره اشتباه متوجه شدی،خوب ببین اولا که اسلام و ثانیا فرهنگ جامعه ای که ما توش زندگی میکنیم این رو ایجاب میکنه که بهتره که کلا شرعی و قانونی صورت بگیره،تا خدای نکرده بعضی از افراد عشق و دوست داشتن رو با هوس اشتباه نگیرن و جامعه به فساد کشیده نشه،کلا احسنت میسی از نظرت،….

  27. 27
    زهره says:

    سلام ملوسا, نظر جنتل مرد لایک, خدافسی

  28. 28
    gentleman says:

    عوارض خطرناک کلداکس
    ***************************
    یک پزشک اورژانس در یکی از بیمارستان های تهران هشدار داده است تا اطلاع ثانوی از تجویز داروی کلداکس برای بیماری سرماخوردگی خودداری شود.
    در چند هفته ی گذشته بعضی از کسانی که کلداکس مصرف کرده اند، دچار عوارض خطرناکی مثل کاهش هوشیاری ، دوبینی، توهم، تهوع و از دست دادن تعادل شده اند.
    این پزشک اورژانس می گوید: در یک خبرنامه ی داخلی پزشکی در مورد این مسئله هشدار داده شده است. چند شرکت دارویی مختلف کلداکس تولید می کنند و این دارو ترکیبی است از چند داروی دیگر. به نظر می رسد به دلیل نامعلومی دوز یکی از داروها بیشتر از حد مجاز بوده و باعث به وجود آمدن این عوارض جدی شده است.
    البته این مشکل در کلداکس همه شرکت های دارویی وجود ندارد ولی بهتر است تا مشخص شدن کارخانه تولید کننده داروی مشکل دار هیچ کلداکسی مصرف نشود.
    با توجه به اینکه این دارو در داروخانه ها بدون نسخه در اختیار بیماران قرار . گیرد، در این رابطه به نزدیکان خود اطلاع رسانی کنید.
    منبع : http://www.shafajoo.com/content/news/977

  29. 29
    سامان نیکوپرست says:

    سلام.
    عشق، دوست داشتن، جالبه. مطلب بدی نیست.
    میتونم در بیان نظر خودم این شعر رو تقدیم دوستان کنم:

    در این سکوت خیابان بیا قدم بزنیم
    به قدر غربت انسان بیا قدم بزنیم
    که پا به پای تو رفتن نهایت عشق است
    که تا نهایت امکان بیاد قدم بزنیم
    چقدر بی تو هوابم گرفته و ابری ست
    تو ای ستاره ی پنهان بیا قدم بزنیم
    من امتداد درختان بید مجنونم
    در امتداد درختان بیا قدم بزنیم
    اسیر چشم تو شد چشم های باران هم
    تو ای نجابت باران،بیا قدم بزنیم

    فعلاً

  30. 30

    سلام ملیسا واااای من الآن خیلی سر به زیرم به خدا
    چون همیشه دیر اومدم فکر کنم نمره ی انضباطم رو بدی صفر
    و اما اگه بخوام عشق و دوست داشتن رو با هم مقایسه کنم باید بگم با تمام حرفهایی که از دکتر شریعتی اینجا نوشتی کاملا موافقم
    چون طبق تجربیاتی که از دوستام به دست آوردم و همچنین خودم هم بارها عاشق شدم و سرم خورده به سنگ به این نتیجه رسیدم که عشق آدم رو کور میکنه و بر منطق و عقل غلبه میکنه
    خیلی از دوستام بارها میگفتن عاشقیم بعد که ازدواج میکردن میگفتن طرف مقابلمون اصلا اون چیزی که فکر میکردیم نبود خودم هم به این نتیجه رسیدم که عشق نمیذاره کسی رو که انتخاب میکنیم خوب بشناسیم
    بنا بر این دوست داشتن رو خیلی زیاد لایک میکنم و با عشق موافق نیستم از این پستی که گذاشتی متشکرم خدا نگهدار.

  31. 31
    عباس کاظمی says:

    سسسلااااااام به ملیسا
    باشه منم نظرمو میگم
    به نظرم هم دوستی و هم عشق باید همیشه و همیشه باهم باشن
    اگه این دوتا نباشه اصلا معنی نداره
    دوستی به دونه عشق معنی نداره و همینطور عشق بدونه دوستی معنی نداره
    این بود نظر من ،حالا نمیدونم شما و دوستان چطور این نظرو برداشت میکنید
    بعد اینکه دعا کن به عشقم برسم
    حححححححح
    الفرااااآآاررر الفراااااار

    • 31.1
      ملیسا says:

      سلام عباس،آفرین بر تو،خوب حالا همه دستا بالا،خدایا خدایا عباس رو به عشقش نرسون نه چیزه برسون برسون برسون،بعد اینکه پسرم تو هنوز زووووده برات،ولی ما که دعامون رو کررررردیم ههخخخخخٱ،

  32. 32
    عمو حسين says:

    سلام. اين ازجمله مباحثيست كه آدم ميمونه چي بگه حتي اگه هيچي نگه بهتره.
    واقعا چطور ميشه بين عشق و دوست داشتن تمايز قائل شد.
    شايد همون بازي با كلمات عبارت درستي باشه. ولي برخلاف نظر فري عزيز وقتي از عشق صحبت ميكنيم فورا جنس مخالف در ذهن تداعي ميشه در حاليكه دوست داشتن فراگيرتره و شامل همه انسانها و حتي غير انسانها هم ميشه.
    روزي دوستي گفت كه تركيبي از محبت و شهوت عشق ناميده ميشه. اين حرفش هنوز تو خاطرم مونده و فكر ميكنم درست هم گفته. اگه شهوت برداشته بشه احتمالا عشق هم نخواهد بود چون كشش دروني كمتري وجود خواهد داشت.
    عشق انحصار به همراه داره يعني اينكه ميخواي معشوق فقط مال خودت باشه در حالي كه در دوست داشتن اينطور نيست و فرد مورد علاقه و دوست داشتنت ميتونه مورد علاقه و دوست داشتن ديگران هم باشه. خب اين فقط در رابطه با جنس مخالفه كه صدق ميكنه كه به محض اينكه احساس ميكنيم از كسي خوشمون اومده ديگه دوست نداريم اون فرد مورد توجه ديگري باشه و اگه باشه احساس ميكنيم كه به حريم خصوصي ما وارد شده.
    ولي از آنجا كه من معمولا دوست دارم همه چيز را تحليل منطقي و عقلي كنم بر اين باورم كه اينها بستگي به شرايط رواني و تيپ شخصيت افراد داره. مثلا همين وابسته شدن بيش از حد به يك نفر كه آن را عشق ميناميم فكر ميكنم كه ناشي از يك ضعف شخصيتيست . فردي كه احساس ميكند مورد توجه ديگران نيست و در واقع كمبود محبت و توجه دارد در سنين بزرگسالي اين كمبود و ضعف را در وابستگي به يك نفر جستجو ميكند و ممكن است ديوانه وار فرد مورد نظر را دوست داشته باشد و حتي پرستش كند حال چنين فردي اگر كمترين رقيب يا مزاحمي در رابطه اش احساس كند نميتواند طاقت بياورد دست به اعمال خشونتبار ميزند يا اينكه خود را از جامعه و مردم جدا ميكند و منزوي ميشود.
    پس بهتر است از دوران كودكي روي شخصيت بچه ها كار شود به خانواده ها آموزش داده شود كه فرزندان خود را درست و بموقع مورد محبت و توجه قرار دهند تا زير بناي شخصيت اين بچه درست ساخته شود. همچنين اگر در جامعه ما هم مثل غرب جوانان ميتوانستند بموقع اقدام به دفع شهوت كنند آن وقت ميديديم كه خيلي از اين عاشق معشوقبازيها شكل نميگرفت و افراد فقط براي تشكيل خانواده بخاطر اهداف مهمتر با يكديگر ازدواج ميكردند و نه اينكه اولين هدف دفع شهوت باشد و بعد از اينكه اين امر انجام شد بعد بفهمند كه چه اشتباهي كرده اند و چقدر از يكديگر دور بوده اند و چقدر قادر به درك يكديگر نيستند.
    ضمنا حالا كه صحبت از دكتر شريعتي شد به اطلاع دوستان عزيزم ميرسونم كه من اخيرا آثار صوتي دكتر را تا جايي كه در توانم بوده و امكان داشته مرتب كرده ام مثلا دروس تاريخ اديان و اسلام شناسي را به ترتيب تاريخ مرتب كرده ام كه حدود 40 درس ميشود يا سخنرانيهاي ايشان را بر اساس سال و روز ايراد آن مرتب كرده ام كه فكر ميكنم فرد علاقه مند با آگاهي بهتري ميتواند از نظرات و افكار دكتر شريعتي بهرهمند بشه.
    اگر كساني مايل به داشتن اين مجموعه هستند يك ايميل ناقابل بزنند تا هماهنگ بشيم ولي به جوانان عزيز توصيه ميكنم كه يك بار هم كه شده مروري بر عقايد و افكار ايشان داشته باشند چون فكر ميكنم هنوز تازگي و جذابيت خود را دارند و حد اقل اينكه كمي با تفكر و تدبر آن هم از نوع دكتريش آشنا ميشوند.
    البته بنياد دكتر شريعتي هم اقدام به بهسازي نوارها كرده و تا حالا 12عنوان از سخنرانيهاي دكتر را آماده توزيع كرده كه هر سي دي دو هزار تومن است همچنين يك ديويدي تهيه كرده كه همه آثار دكتر در آن جمعآوري شده كه خب چون پي دي اف هست فعلا ما قادر به استفاده از آن نيستيم.

    • 32.1
      ملیسا says:

      سلاااام عمویی،میسی از نظرت،اما خوب اونایی که جمعآوری کردی اینجا برا همه رو سایت قرار بده البته اگه امکانش وجود داره تا هر کس که مورد استفادش هست بتونه دانلود کنه و از اونا بهرهمند بشه،باز هم ممنونم ازت عمویی زیااااد،خدافسی

  33. 33
    عمو حسين says:

    درود. اول دو عذرخواهي داشته باشم يكي از مليساي مهربانم كه در كامنت قبلي يادم رفت از اش بخاطر پست مفيد و ارزنده اش تشكر كنم كه الآن ميگم مليساااا ممنون متشكر.
    دوم بخاطر اينكه فراموش كردم ايميلم را بذارم. و اين هم ايميلم:
    h.movahedzadeh@gmail.comو اما در خصوص پيشنهاد مليسا مبني بر قرار دادن سخنرانيها در محله خب يكي اينكه هنوز اين كار رو درست بلد نيستم چندي پيش ميخواستم پستي به همراه يك لينك دانلود بذارم كه تا وسط هاي راه رفتم ولي موفق به انجام كامل آن نشدم كه ظاهرا آنچه را آپلود كرده ام در قفسه مربوط بخودم موجود هست ولي منتشر نشده.
    اين از اوليش اما دوميش اينكه فكر كردم اين كار مغاير با اهداف محله باشه و احتمال داره كه انواع فايلهاي مذهبي به سمت محله سرازير بشه و اگه مدير بگه كه آقا اينجا قرار نبوده فعاليت خاص مذهبي باشه اون وقت خواهند گفت كه چرا اينو به فلاني نگفتي. خلاصه شايد به درد سرش نيرزد. هرچند كه ارزش اين كار رو داره و بايد اين آثار در جايي قرار داده بشند تا دسترسي راحت و عمومي باشه.
    اما سوم اينكه كمي حجمش زياد است و بصورت ام پي3 دو ديويدي و بصورت wma يك ديويدي ميشه. كه خب شايد سرعت و حجم اينترنت من اجازه اين كارو نده. ولي اين سومي بيشتر بهانه است شما بيشتر رو اولي و دومي تمركز كنيد.هاهاها

  34. 34
    هادی عباسی says:

    سلااااام بر خانم ملیسای گرامی.
    ۱- دوست داشتن احساسی پاک و شفاف است که هر کس در اولین قدم برای ابراز لذت خود از شکل گیری تصویری در مقابلش بیان می‌کند. ابراز دوستی برای ابراز کننده بیشتراز ابراز شونده، ایجاد تعهد می‌کند. یعنی اگر کسی به فردی یا چیزی ابراز علاقه (همان دوست داشتن ساده) کرد، خود را ملزم به انجام تعهداتی می‌کند که تا قبل از
    آن، بر عهده نداشت.
    شما اگر به گلی علاقه‌مند شوید، باید به آن گل آب بدهید، چون گل نیازمند آب است. اگر به انسانی ابراز علاقه کردید، فرد را نیازمند احساسات و عواطفی می‌کنید
    که در او شکل داده‌اید. پس با ابراز علاقه و ایجاد نیاز در فرد، نمی‌توانید از زیر بار حداقل خواسته‌ها و مسئولیت‌هایی که ایجاد کرده‌اید، شانه خالی کنید. (نگوئید
    من از کسی توقع ندارم و یا اگر کسی توقع داشت انجام نمی‌دهم، آن‌وقت اصل انسانیت زیر سوال می‌رود و دوست داشتن محلی برای ابراز پیدا نمی‌کند. به موضوع، به صورت
    حقیقی نگاه کنید.) پس در تعریف اول می توانیم بگوئیم؛ دوست داشتن ترکیبی شفاف و واقعی از یک حس و تصویر (مجازی یا حقیقی) است که بسیار دقیق و حقیقی است.
    ۲- قدم دوم برای بیان علاقه بیشتر، اضافه کردن کلمات است تا به کسی یا چیزی که مورد علاقه ماست، نشان دهیم دوست داشتن ما از میزان خود کمی بیشتر شده است. غافل
    از اینکه با اضافه کردن هر کلمه (مثل خیلی دوستت دارم، زیاد دوستت دارم و یا نمی‌دونی چقدر دوستت دارم.) بار مسئولیت‌های خود را بیشتر می‌کنیم، در جهت عکس آن،
    توانایی خود را پائین می‌آوریم. پس فرآیند اضافه کردن علاقه، مساوی خواهد بود با کم شدن توان اجرا، که در مجموع، ما را برای اثبات حس خود، به سمت نداشته‌ها
    و ناتوانی‌ها سوق می‌دهد، در نتیجه، گوینده به نوعی مجبور به گفتن دروغ می‌شود.
    فرد در این شرایط چون توان اجرا ندارد، هر روز بر تعداد بهانه‌ها افزوده و برای دل‌جویی مجبور به گفتن دروغ می‌شود. مثل پسری که دختری را دوست دارد و چون به
    علتهای مختلف قابلیت نگهداری او را ندارد، برای حفظ معشوق، مجبور است بهانه‌تراشی کند. پس وقتی دوست داشتن از جایگاه طبیعی خود فراتر رفت، دروغ در خانه را نیمه‌باز
    می‌گذارد.
    ۳- قدم سوم برای اثبات علاقه، خارج رفتن از حد انتظار و حد طبیعی انسان بودن است. فرد در این شرایط، حاکمیتی بر عقل خود ندارد. در حالیکه در قدم اول و تا حدی
    در قدم دوم، حاکمیت عقل وجود دارد و فرد می‌تواند تصمیم‌های بهتری گرفته و قدم‌های محکم‌تری پیش بگذارد. به قول عام، چشم و گوش بازتری دارد. در قدم سوم، به
    دلیل اینکه اختیار عقل کم‌کم از او سلب می‌شود و نمی‌تواند بر احساسات خود غلبه کند (بیشتر هوس است تا علاقه)، برای اثبات دوست داشتن خود، علاوه بر استفاده
    بیشتر از دروغ ، به سمت جنون نیز کشیده می‌شود. در این حالت، اغلب از کلماتی چون (می‌میرم برات، خودمو می‌کشم و …) استفاده می‌شود که یا به علت عبور از خط قرمز
    احساس ایجاد شده، یا فرد قصد اجرای هوس‌های خود را دارد. در این مرحله، هر آنچه از نظر احساسی از فرد بروز کند، غیر واقعیست و تنها قصد دارد خود را تخلیه نماید.
    این مرحله در هر وضع و شرایطی باشد، ناپایدار و خطرناک است. یا فرد دست به خودکشی می‌زند که از نظر خداوند گناهی نابخشودنیست، یا سرانجام خود را به هدف می‌رساند
    که به علت خطایی که از او سر زده، یا دچار بحران روحی می‌شود یا از معشوق فرار خواهد کرد.
    در جمع‌بندی از این سه مرحله؛ می‌توان گفت کسانی که برای ابراز علاقه خود با کلمات بازی نمی‌کنند و به همان دوست داشتن ساده اکتفا می‌کنند، به حقیقت نزدیکترند
    تا کسانی که از خط قرمز علاقه عبور کرده‌اند. این دسته از انسانها، افرادی آرام و شریف و عاقل هستند که شاید با رد علاقه از سوی طرف مقابل، به راحتی از سر راه
    معشوق کنار می‌روند. حال اگر کسی توانست این سه مرحله را با عقل و منطق و بدون آزار خود و یا دیگری پشت سر بگذارد، توانسته است خود را به مرز عشق برساند. یعنی
    به جایی رسیده است که حاضر است برای معشوقی جان دهد که در آخرت او را مواخذه نکنند. در این مرحله خودکشی وجود ندارد بلکه این معشوق است که عاشق را در بر می‌گیر
    و عاشق توان دل کندن از او ندارد و به نوعی، در معشوق ذوب می‌شود. البته، مرحله‌ی عشق هم خود پله‌هایی دارد که باید اساتید عرفان آن را بیان کنند و از توان
    این حقیر خارج است.
    تا اینجای مطلب توانستم هرچند ضعیف و پر اشتباه، به سه مرحله تا رسیدن به مرز عشق اشاره کنم که ماحصل آن این است: در بعد زمینی، دوست داشتن اعتبار بیشتری نسبت
    به عشق دارد. عشق در حیات زمینی تقریبا دست نیافتنی است و شیرین و فرهاد، تنها یک قصه‌است برای رسیدن به عشق الهی.

    • 34.1
      ملیسا says:

      سلااااآاام بر داش هادی گل گلااااب،میگم خوبی آیا،وااایییی که کلا جامع و کامل توضیح دادی،بابا این خودش برا خودش یه مقاله میتونه باشه،بح بح بح خییییلی خوشمان آمد از تجزیه و تحلیلت داش هادی،میسیمیسی میسی زیااااد استاد ،دستت درد نکنه،خدافسی

  35. 35
    javanmardeh daana says:

    خب اگه بخاییم در مورد عشق یا دوست داشتن حرف بزنیم صحبت زیاده. از اونجایی که عشق و دوست داشتن از آن ما انسانهاست پس هیچ چیزش مطلق نیست و این هیچ چیز شامل تعاریفش هم میشه. اما یادمون باشه که نعمت عشق یا دوست داشتن هر چی که میخایم اسمشُ بزاریم فقط و فقط به انسانها عطا شده. نه به فرشتگان و نه به حیوانات اما نظر من عشق احساس مثبتیست که ما به طرف مقابلمون پیدا میکنیم یعنی به قولی ازش خوشمون میاد وقتی جوانب مثبت شخصیتش و منفی شخصیتش رو شناختیم از مثبتها لذت بردیم و با منفیهاش کنار اومدیم و اجازه دادیم که او هم با ما به همین صورت برخورد کنه میشه دوست داشتن البته اگر او هم به همین صورت برخورد کنه میشه دوست داشتن متقابل.که البته اول عشق متقابل لازم هست. خخخ. اینم نظر من.

دیدگاهتان را بنویسید