نابینایی که رنگها را با لمس کردن میبیند

سلام بچهها! همه خوب و سرحالید؟ خوشحالم که دوباره دارم باهاتون حرف میزنم.
آره یادمه. تو پست قبلیم به‌تون قول داده بودم که دفه بعد، نسخه جدید nvda رو براتون بذارم و نکات کاربردی درباره اونو بهتون بگم.ولی وقتی پستی رو که در مورد اشتغال نابینایان تو سایت دیدم یادم اومد که تو خبرگذاری ویستا یه مطلبی رو درباره 5 نابینا که کارای خارق العاده انجام میدادند، خونده بودم. خواستم اون مطلبو دوباره پیدا کنم و تو یه کامنت خلاصه‌‌شو بذارم. هرچی گشتم پیداش نکردم شما بگردید، اگه پیدا کردید حتمن تو سایت بذارین. اما من به یه مطلب خیلی جالب برخورد کردم که اینجا براتون میذارم و میدونم که برای شما هم جالب خواهد بود.
(سرگئی فتیسوف) مردی روس از اهالی شهر (ولادیمیر) شاید در ظاهر انسانی معمولی به نظر برسد ولی وقتی کمی بیشتر با او صحبت می‌کنیم درمی‌یابیم که قدرتی خارق‌العاده در دستان او نهفته است. (سرگئی فتیسوف) نابینا می‌تواند با لمس کردن اشیای مختلف رنگ‌های آنها را تشخیص دهد. او حتی ادعا می‌کند که می‌تواند تشعشات بدن انسان‌ها را نیز حس کند و با دقت در آنها دردهایشان را بفهمد…
سرگئی در چهارده سالگی نابینا شد و این اتفاق حاصل اشتباه خودش بود و او هیچکس دیگری را در این امر دخیل نمی‌داند. در آن روز شوم، سرگئی داشت با یک تپانچه دست‌ساز کار می‌کرد و آن را آزمایش می‌نمود که اسلحه درست در میان دستان پسرک چهارده ساله منفجر شد و یک گلوله به درون چشم چپش رفت و تقریبا تمام جمجمه‌اش را درنوردید. پزشکان به اطرافیانش گفتند که او زنده نخواهد ماند ولی سرگئی زنده ماند.
این تراژدی سبب شد وی تا آخر عمر کاملا نابینا شود. با این وصف سرگئی فتیسوف به طور باور نکردنی پرانرژی و فعال بود. او هیچ وقت ناامید و تسلیم نشد و انگیزه‌های خود برای ادامه یک زندگی نسبتا معمولی را حفظ نمود. کمی که سنش بیشتر شد به (انجمن نابینایان روسیه) پیوست و یاد گرفت چگونه خط (بریل) را بخواند و در احساس کردن با دست استاد شد.
چندین سال پیش بود که سرگئی برای نخستین بار به استعداد منحصر به فرد خود پی برد. یک روز خانمی به انجمن نابینایان آمد و گفت می‌تواند به نابینایان یاد بدهد چطور با لمس کردن، رنگ‌ها را تشخیص دهند. اکثریت اعضای نابینای انجمن نتوانستند نام رنگ‌های کارت‌هایی را که آن خانم به آنها ارائه می‌داد بگویند ولی سرگئی در این کار کاملا موفق عمل کرد. او پس از آموزش‌ها و تمرینات مداوم یاد گرفت چطور هر رنگی را تنها با احساس انگشتانش بفهمد و نام آن را بگوید ولی حتی دوستان نزدیک سرگئی نیز به این موضوع مشکوک بودند و باور نمی‌کردند او بتواند بدون دیدن، رنگ‌ها را نام ببرد.
یک روز خواهرش از سرگئی خواست با لمس کردن موهایش بگوید آنها چه رنگی هستند. سرگئی دسته‌ای از موهای خواهرش را جدا کرد و مدت طولانی آن را در دستانش نگه داشت. مدتی بعد گفت نمی‌تواند بگوید موهای او دقیقا چه رنگی دارند. انگار سرگئی گیج شده بود. تعجب کرده بود چطور نمی‌تواند رنگ آن را تشخیص دهد. او بالاخره گفت: (متاسفم ولی موهای شما چند رنگه است. هم قرمز است، هم سفید و هم سیاه. این خیلی عجیب به نظر می‌رسد.) خواهر شروع به خندیدن کرد وقتی خنده‌هایش تمام شد گفت: (مدتی پیش من قسمتی از موهایم را با رنگ‌های مختلف رنگ کرده‌ام. راستش را بخواهید این رنگ‌هایی هم که سرگئی گفت توی آن رنگ موی عجیب و غریب پیدا می‌شد.)
چندی پیش (سرگئی فتیسوف) دوباره غرق در تعجب و حیرت شد، زیرا توانست استعداد جدید دیگری را نیز در خودش کشف کند.
او دریافت که در کمال تعجب می‌تواند تشعشعات ساطع از بدن افراد را نیز تشخیص بدهد و بفهمد آنها از چه ناراحتی و دردی رنج می‌برند. او تاکید می‌کند که نمی‌تواند با این حس اشخاص مختلف را شناسایی نماید و از هم تمیز دهد بلکه فقط دردهایشان را درک می‌نماید، مثلا اگر کسی دندان درد یا سردرد داشته باشد، سرگئی می‌فهمد. او این کار را با لمس کردن افراد انجام می‌دهد.
(اورا) یا تشعشعات بدن، هوای صادره از بدن است که به شکل بیضی و به ضخامت دو تا سه فوت ۶۰( تا ۹۰ سانتی‌متر) اطراف بدن را فرا گرفته و درست شبیه به حوزه مغناطیسی آهن‌رباست و همین حوزه مغناطیسی است که حس خوب یا بد داشتن را در اطرافیان ایجاد می‌نماید. تشعشعات بدن انسان‌ها با یکدیگر متفاوت است ولی هیچ وقت از یک رنگ تشکیل نمی‌شود.
سرگئی در این باره می‌گوید: (تشعشعات خوب به رنگ‌های روشن و سبک هستند. رنگ‌هایی همچون قرمز یا زرد و تشعشعات بد، رنگ سیاه یا قهوه‌ای دارند.)
(اندری بانیکوف) مسئول اداره توانبخشی انجمن نابینایان روسیه می‌گوید: حساسیت انگشتان افراد نابینا خیلی زیاد است. کسانی که توانایی دیدن ندارند، خط بریل و خواندن کتاب‌هایی که با این خط نوشته شده را خیلی سریع‌تر می‌آموزند. بعضی از آنها حتی می‌توانند متن‌های غیربریل را هم با لمس برجستگی‌های خط بخوانند ولی تا به حال نشنیده‌ام کسی بتواند با لمس کردن، رنگ‌ها را تشخیص بدهد. لااقل هیچ یک از دویست و دو هزار عضو نابینای این انجمن نمی‌توانند این کار را انجام دهند. شاید این کار سرگئی
فتیسوف به خاطر توانایی خاص او در درک عرفان و یا نوعی هیپنوتیزم باشد.
منبع: دنیای معلولان – ویستا
ویرایش وتلخیص:آکاایران

درباره یکی از شما

به نام حق و حقیقت. سلام به دوستای دوست داشتنیم. من عباس منتخب یگانه هستم. متولد اسفند61 . پنج سالم بود که پدر مادرم متوجه شدن چشمام داره روز به روز ضعیفتر میشه. تا شیش ماه برای درمان من به این بیمارستان و اون بیمارستان میرفتن. ولی دکترا نمیتونستن تشخیص بِدَن. و برای این که کم نیارن میگفتن عقبموندس. تا این که دکتر خلعتبری متوجه شد یه غده رو عصب چشم راستمه و باید هرچه زودتر عمل بشه. ایشون گفتن اگه سه ماه زودتر تشخیص داده میشد، بَچّتون بینایی کاملشو به دست می آورد و اگه 10 روز دیگه می آوردینَش خودش از دست میرفت. خلاصه عملم کردن و غده رو در اوردن. ولی اون غده عصب چشم راستمو کاملا له کرده بود و به عصب چشم چپَم هم آسیب رسونده بود. یعنی الان فقط چشم چپَم یه کم میبینه. و به چنتا بیماری دیگه هم مبتلا شدم که اینجا مجال بیانش نیست. مثل همه عاشقها نفهمیدم از کی عاشق شعر و ادبیات شدم. و عاشق موسیقی سنتی هم هستم. آثار سعدی رو خیلی دوست دارم. سال 89 تو آزمون آموزش پرورش شرکت کردم و بعد از قبولی برای مصاحبه منو فرستادن ناکجا آباد برای گزینش هم رفتم. وقتی رفتم که نتیجه رو بگیرم مسوول مربوط گشت و گفت نتیجه استخدامت نامعلومه. بعد از کلی رفت و آمد به ادارات مختلف فهمیدم که به خاطر معلولیت مَنو نپذیرفتن در حالی که تو همه مراحل امتیاز لازمو گرفته بودم. نامه سه درصد رو هم از بهزیستی برده بودم. اون موقع هرچی رفتم دنبالش به نتیجه نرسیدم. سال 92 یه آشنا پیدا کردم و مُشکِلَمو بهش گفتم و ایشون منو معرفی کرد به معاون فنی اداره وقتی رفتم اداره متوجه شدم که دارن کار بچههای نابینا رو درست میکنن. مسوول سه در صد منو فرستاد آموزش پرورش شهرستانهای تهران. خلاصه مدتهای زیاد رفتم دنبالش و بارها و بارها زنگ زدم تا این که اردیبهشت 93 بهم زنگ زدن که برای گزینش برم اداره. گزینش هم رد شدم و با اعتراض و میانجی گری آشنامون تونستم وارد بشم و از اول مهر 93 آموزگار مدرسه گلستان شدم. البته اونجا هم سرگردانم و کلاس مشخصی بهم ندادن. به هر حال الان راضیم. اومدم اینجا که تجربه‌هامو با شما تقسیم کنم و از تجربههای شما هم استفاده کنم. خوشحالم که با شما دوست و همسایه شدم. امیدوارم همسایه خوبی براتون باشم. کسایی که با من همسلیقن یا همینجوری میخوان با من ارتباط داشته باشن. اسکایپ من montakhabyeganeh هست و ایمیلم montakhabyeganeh@gmail.com شماره تماسم 09192261989 اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد. باقی همه بیهودگی و بی ثمری بود.
این نوشته در اخبار ارسال و , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 Responses to نابینایی که رنگها را با لمس کردن میبیند

  1. 1
    رضا نظری says:

    سلام دوستم
    این نیرو همون انرژی درمانیه
    خیلی چیزه جالبیه
    هر کسی هم که بخوادو بره دنبالش میتونه به دستش بیاره

  2. 2
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! این همه نابینا در خارج از ایران چرا درمان نشده اند! این نابینای خارق العاده را به ایران بیاورند تا مردم ایران بگویند نابینایان ایرانی بی عرضه هستند و نابینایان خارجی با عرضه هستند!

  3. 3
    عباس یگانه says:

    سلام به آقا یا خانم ادسی.! منظورتونو نفهمیدم. اگه شما میگی نابینای استثنایی تو ایرانم هست، کاملاً با شما موافقم.

  4. 4

    سلام آقا عباس ممنون واقعا مطلب جالبی بود

  5. 5
    آریا says:

    سلام عباس جان
    ممنونم از پستت
    موفق باشی

  6. 6
    پریسیما says:

    سلام آقای یگانه
    جالب بود ممنون موفق باشید

  7. 7
    عمو حسین says:

    درود بر عباس آقاي عزيز.
    واقعا اينجاست كه ميگند خدا گر ز حكمت ببندد دري ز رحمت گشايد در ديگري.
    نه مثل ما كه شامل خدا گر ز حكمت ببندد دري ز رحمت زده قفل محكمتري هستيم. خخخخ البته خودمو گفتمااا به كسي بر نخوره هاااا.
    به هر حال از پست جالب توجهت ممنونم عباس گل.

  8. 8
    عباس یگانه says:

    سلام به پریسیما خانوم و عمو حسین! ممنون! عمو حسین! خودت قفل زدی به خدا چه.

  9. 9
    نخودی says:

    سلام بر آقاي يگانه گرامي
    خب منم يادم هست دبستان كه بوديم يه خانمي بود مي گفتند اوشون هم رنگ ها رو با لمس تشخيص مي ده ولي بعد ها فهميديم كه نه اون طوري كه هي تبليغ كرده بودند و ما تصور مي كرديم نبوده ….
    ولي ما من عام الا وقد خص….
    يعني ايني كه گفتم دليلي نميشه كه متن پست شما رو انكار كنم ….
    ممنون از پست و سربلند باشيد

دیدگاهتان را بنویسید