گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم

سلام امیدوارم که همیشه حالتون خوب و خوش و سلامت باشه 
سلامتی بزرگترین آرزوی قلبی برای شما هم محله ایهای گلم هست
در این پست میخوام هم شعر براتون بنویسم و هم نوشته هایی که خودم همیشه از خواندنشون لذت بردم و باخودم گفتم شما دوستای گلم هم بی نصیب نمونید بنابر این دست به کیبورد شدم و نوشتم امیدوارم از خواندنشون لذت ببرید نظر فراموش نشه دوستون دارم  خیلی خیلی خیلی

هرکسی عاشق شود کارش به عصیان میکشد

عشق آدمهای ترسو را به میدان میکشد

گرچه از تقدیر آدمها کسی آگاه نیست

رنج فال قهوه را عمریست فنجان میکشد

آسمان نازا که باشد رود میخشکد ولی

رنج این خشکیدگی را آسیابان میکشد

کی خدا در خاطرات خلقتش خطی سیاه

عاقبت با بغض دور نام انسان میکشد

خوب میدانم چرا با من مدارا میکنی

جور جهل بره را همواره چوپان میکشد

بَرده داران خوب میدانند کار خویش را

بَرده وقتی سیر شد کارش به طغیان میکشد

من از آن دیوانه  های زودباور نیستم

ساده لوحی بر جنونم خط بطلان میکشد

من شبی تاریکم و ماه تمامم نیستی

ماه اگر کامل شود کارش به نقصان میکشد

میرسی از سمت دریاهای دور انگار باد

رشته های گیسویت را تا بیابان میکشد

گاه اما اشک میریزی و دستان خدا

شانه ای از ابر بر گیسوی باران میکشد

این بهترین و واقعیترین  توصیف از واژه دوست است که تا کنون شنیده ام.

دوستانت تورا دوست میدارند اما حتما معشوق تو نیستند مراقب تو هستند حتما از اقوام تو نیستند آمده اند  تا در درد تو شریک شوند اما حتما از بستگان خونی تو نیستند آنها دوستانت هستند یک دوست واقعی همانند پدر سخت سرزنشت میکند همانند مادر غمت را میخورد مثل یک خواهر سر به سرت میگذارد مثل یک برادر ادایت را در میآورد و آخر اینکه بیشتر از یک معشوق دوستت میدارند و این نوشته  ایست برای تمام دوستان خوبم

از پل نامردان عبور نکن بگذار آب تورا ببرد

از ترس شیر به روباه پناه نبر بگذار شیر تورا بخورد

ببر باش و درنده ولی از کناره آهویی آرمیده به آرامی عبور کن

موفق و پیروز باشید

درباره جابر جعفری

زاهد ظاهر پرست از کار ما آگاه نیست.در حق ما هرچه گویند جای هیچ اکراه نیست.بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود.خود فروشان را به کوی می فروشان راه نیست.بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است.ورنه لطف شیخ و خواجه گاه هست و گاه نیست. با سلام و درود فراوان خدمت شما بازدیدکننده گرامی من جابر جعفری نابینا متاهل دارای مدرک کارشناسی مددکاری اجتماعی متولد 1364 مدت سه سال است ازدواج کردم خانومم بینا و یک فرزند پسر به نام حسین دارم تحصیلات راهنمایی و دبیرستان را در تهران مجتمع شهید محبی گذراندم در حال حاضر ساکن شهرک کارچان شهر اراک استان مرکزی میباشم همچنین مثل خیلی از هم نوعانم بیکار و جویای کار هستم از عضویت در این سایت خرسندم دوستان برای ارتباط با من از طریق ایمیل به نشانی jaber.jafari92@gmail.com وهمچنین از طریق اسکایپ به نشانی jaber.jafari4 اقدام بفرمایندبا ذکر نام و نشان خود یا حق التماس دعا
این نوشته در شعر, صحبت های خودمونی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 Responses to گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم

  1. 1
    saayeh says:

    سلام آقای جعفری پست زیبایی بود من که از اون شعره خیلی خوشم اومد ممنون

  2. 2

    سلام ممنون خيلي زيبا بود
    اين شعر ها آيا از خودتون بود؟
    خيلي جالب بود.

  3. 3
    عمو حسین says:

    سلام جابر جان. ممنون از خوندنشون لذت بردم. موفق باااشی. هنوز نیامده خوب داری فعال میشیااا آفرین بر تو مددکار محله.

  4. 4
    saayeh says:

    آخجووووووون بالأخره منم اول شدم هوووووووورااااااا

  5. 5

    سلام بر جابر عزیز.
    اشعار و مطالب زیبایی بود ممنون.
    ولی نگفته بودی که کدومش از خودت بود.

  6. 6
    مهدی ترخانه says:

    سلام جابر خان ,
    خیلی زیبا بود, تو هر بیتش یک دنیا معنی داشت . حیف که این صفحه خوان ها , این جوریند. ممنون که زحمت کشیدی .

  7. 7
    saeed says:

    با دورود فراوان ممنون از پستت.

  8. 8
    مهران اسلامی says:

    سلاااام جابر جان
    عالی بود داداش
    مرسی که هستی

دیدگاهتان را بنویسید