یه خبر خوب و یه خبر بد!!!

سلام بر همه دوستان عزيز و گرامي

با آرزوي سلامتي براي شما عزيزان

دو تا خبر هست که بايد خدمتتون اعلام کنم که يکيش خوبه يکيش بده اول کدومش رو بگم

شکلک يک ساعت فکر کردن و به جايي نرسيدن

يه موسسه توريستي رو رفيقامون به ما معرفي کردن که براي سفر به مشهد هست خودمم تا به الان باهاشون همسفر نشدم ولي به گفته اونها مسافرت مشهد رفتني با هواپيما و برگشتني با قطار سه روز در کل صد و نود و پنج هزار تومان هست که ديدم واقعا قيمتش خيلي خيلي مفته : فقط سه سال پيش من هفتاد و پنج هزار تومان پول بليط هواپيما دادم سه سال پيش اونم تازه نيم بها بود حساب کردم نزديک به صد و پنجاه هزار فقط پول بليط در مياد که حالا مابقيش هم هزينه اقامت و غذا هست هم براي اين ور سال صحبت کردم هم براي اون ور سال بهار و تابستون :

لازم به ذکر هستش اينم بگم اگه ببينم قطعي بشه صد درصد مراحل تضميني و قطعي رو حضوري پيگيري ميکنم و مطمئن باشين تا زماني که لحظه به لحظه کار رو اوکي نکنم براي تضمين شما قدم از قدم بر نميدارم يعني اگه بخواين بياين خودم شيش دانگ حواسم هست که يک لحظه پا رو خطي نشه واسه هيچ کس

حالا ديگه منتظر اعلام آمادگي شما هستم که ببينم قبل از عيد کيا هستين و بعد از عيد که بهار يا تابستون هست چند نفريم : زمانش رو که شما ها خوب ميدونيد رو هم اعلام کنيد به نظرم از اواخر خرداد تا اواخر شهريور باشه بهتره واسه بچه ها و اوليا هم بهتر هست
خوب دومي خبرم هم خيلي مسخره و ناراحت کننده هست : چندي پيش با دوستان بوديم که گفتن يه دوستي که حسين نام داره ساکن فلاح که نزديک محله ما هست ساعت چهار پنج غروب دم گل فروشي که سه راه آذري بود وايستاده بوده و گمان که زودتر از همه اومده و خيلي منتظر مونده که برن هيأت بچه هاي نابينا که توي اين حال ماموراني که حالا يا از شهرداري بودن يا از کلانتري ميان و به اتهام گدايي اين رو ميبرن کلانتري که حالا اونجا يارو بنده خدا ميگه داستان از اين قراره بذارين زنگ بزنم تا همه چي روشن بشه که اصلا به بنده خدا امون ندادن و فرو کردنش توي ماشين و بردنش و زماني که هم دو پسر بينا رفتن کلانتري محله البته اين محله نه محله خودشون رو ميگم اين محله از اين مرام ها نداره خدا رو شکر : خلاصه بعد از پاچه خواري محله گفتن که به خاطر اعتراض دو پسر اون مرد نابينا با پسران هم برخورد شده گاز اشک آور به صورت اونها زدن

الان هم که با آقاي لشکري مدير جامعه نابينايان صحبت ميکردم که گفتن اعتراض نامه اي فرستادن سمت شهرستان فکر کنم ميانه بود يا اونورا که در کل گفت دوستان تُرک زبان بودن و اونجا هم جنجال شده

در کل اول اينکه دوستان ببخشن اين حرف رو ميزنم قصد جسارت به هيچ دوستي رو ندارم البته اين اول اينکه اون دوستاني که حالا سنشون خيلي بالاست و حوصله داستان ندارن

ميگم هم اون دوستاني که البته باز ببخشيد ولي ديدم متاسفانه زياد هم ميبينم که رفيق ما نابيناست ولي به لباس پوشيدنش توجه نميکنه يعني با زبون بي زبوني گفتن

که ما که نميبينيم بي خيال

آره اگه دوستان ظاهر خوبي نداشته باشن براي لباس پوشيدن به مشکل بر ميخورن ولي دوستاني که اهل حق گيري هستن با اين قضيه سخت برخورد کنين يعني من شايدم لباس نادرست

بپوشم برم بيرون واسه همين داستان ولي اگه سمت من بيان با جسارت و گستاخي جوابشون رو ميدم و هر چقدر صرشون داد بزنيد تا بفهمن چيکار دارن ميکنن : اصلا شما

بگو دارن گدايي ميکنن خوب بنده خدا نداره که اين کارو ميکنه وگرنه مخش تاب نداره که اين کارو کنه : نه کاري نه در آمدي نه مستمري درستي که پول پاستيل آدم هم

نميشه نه چيز ديگه اي

خلاصه آمادگي هر حادثه اي رو داشته باشين توي خيابون تا کم نياريم

فقط کولي بازي در بيارين و با صدايي بلند صحبت کنيد و بگين چرا اينجور هست مملکت چون اگه بخواين منطقي و آرام صحبت کنيد مثل اون حسين آقا بنده خدا ميشين : منظور

از کولي يعني تند و خشن باشين

منتظرتون هستم توي کامنت ها منتظر جواب اردو هم هستم .

اين بود انشای من…..

درباره فرامرز خسروی

سلام محمد متولد سال: 66/9/23 هستم که در سال 84 که هیجده سال داشتم بر اثر تصادف با موتور بینایی خود را به کلی از دست دادم قبلش هم توی شرکت مشغول به کار بودم از سال نود بعد از چندین سال دوندگی موفق به گرفتن حق و حقوق شدم و الان مستمر بگیر یا همون از کار افتاده هستم بیشتر طلبه فیلم و آهنگ های قدیمی هستم ، از سال 85 شروع به نوازیدن نی کردم به شکل کوچه بازاری و در حال حاضر تدریس به افراد نابینا و بینا رو هستم بطور خصوصی و یک گروه رو تشکیل دادم که در مراسم ها برنامه اجرا میکنیم مجرد هم هستم ولی با بالا سری جفت خوردیم چون عشق اون ما رو سر پا نگه داشته ، در اصل معنی زندگی کردن رو بعد از یک سال بعد از تصادف رو چشیدم و نابینایی رو نعمت میدونم آیدی اسکایپ ما mamal.aamrikayi بچه تهران هم هستم و اسم مستعارم هم فری هست شاد زیستن و خدمت به خلق خدا رو هنر میدونم و دوست دارم خوش باشم و بی خیال همه چی و دقیقا هم هیچ چیز واسم مهم نیست ولی به همه چیز هم فکر میکنم خوش باشین همیشه
این نوشته در اجتماعی, اخبار, صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

26 Responses to یه خبر خوب و یه خبر بد!!!

  1. 1
    قاسمی says:

    سلام یعنی اگه من بخوام از مشهد بیام مشهد باید چی کار کنم؟ خخخ
    در مورد خبر دومتون به نظر من این پیشنهادی که شما دادین اصلا خوب نیست. البته ببخشید که راحت گفتم. خب این نظر من هست. تا وقتی که زبان ملایم و حرف حساب هست چرا این کارها آخه؟ حتما به رفتار زشت دیگرانی که ناعادلانه و نسنجیده انجام دادن هم پاسخ داده میشه. همچنین لباس مناسب داشتن ربطی به نداری و بیپولی فرد نداره. به اعتقاد من نابیناها باید بیشتر به نوع لباس پوشیدن و ظاهرشون اهمیت بدن. میشه با پول کم یه لباس مرتب و تمیز پوشید. تا کسی برداشت اشتباهی پیدا نکنه.

    • 1.1

      سلام بر شما خوب شما بیاید تهران از تهران عازم مشهد بشین اینجوری ثوابش دو چندان میشه : یا مثلا میتونید هنگام نشستن روی صندلی بر عکس بشینید مثلا اگه سمت مشهد بریم اونجوری سمت تهران میرین شما .
      البته شکلک شوخی
      و بعد و نظر من درباره نظر شما که دومی هست و نظر توی نظر میشه اینکه اون حسین آقا هم با نرمی و عفت کلام صحبت میکرد که اونها ورش داشتن بردن وگرنه ما هم از جنگل فرار نکردیم بالاخره یه جاهایی زبون شیرین جواب نمیده آدم باید با زبون تلخ و تند صحبت کنه : حالا اگه اومدین تهران یه سر سه راه آذری برین دم گل فروشی بعد یکی دو ساعت وایستین بعد که اومدن ببینید میشه یا نه اگه میشد بنده خدا بازداشتگاه نمیرفت
      این نکته رو هم خدمتتون عرض کنم که این داره برای مملکت ما فرهنگ سازی میشه یعنی اگر نابینایی گدایی کند و یا آنها مشکوک بشن به افراد نابینای که مشکوک میزنن رو قپونی میبرن : یعنی تصویب شده و در کل حالا بر فرض مثال هم فلانی گدایی کنه و نابینا هست ولی از روی مرض و بیکاری که سمت این کار نمیره بخاطر اینکه مجبور شده و هست ولی البته اینم بگم دوستانی که نمیتونن کار کنن یا کار نیست بنظرم دستفروشی بهتر از این کار هست ولی در کل اگر هم باشد برای نابینا که ناتوان هست البته افراد سن بالا و ناتوان مشکل و عیب نیست
      و در اون موضوع هم بله شما راست میگین همه ما البته نه همه خیل یها با سیلی صورتمون رو سرخ نگه میداریم یعنی از لقمه دهن میزنیم میدیم به لباس سر و وضعمون
      اینم بگم خیلی ها هم مایه دار هستن ولی به فکر سر و وضعشون نیستن و اینجوری خوشن
      خلاصه ممنون
      قربون حضور شما

  2. 2
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! چند دقیقه پیش خوندم و اومدم نظر بدم که نظر دادن بسته بود، من که تازه یه هفته است که از مسافرت سیاحتی زیارتی مشهد اومدم، خیلی هم دوست دارم خاطره ی این مسافرت باحال را اینجا یعنی در این محله با جزئیات کامل پست کنم، اما افسوس پتک داران و چوماق به دستان این محله و بعضی از دوستان ظرفیت شنیدن اتفاقات افتاده را ندارند، پس بیخیال نوشتن خاطره! اما موضوع حسین و گل فروشی: حدود یک ماه پیش که داشتم با عصا کنار خیابان راه میرفتم تا دوچرخه بخرم وقتی از کنار ماشین متوقفی عبور میکردم یه نفر پول کاغذی مچاله شده ای را در کف دستم فشار داد که گفتم: نه نه… و جواب گرفتم: بگیرش… جواب دادم: من یکی از سرمایه داران این شهر هستم و نیازی ندارم و تو برو به نیازمندان کمک کن، به نظر من بعضی از مردم بی فرهنگ به لباس نگاه نمیکنند و فقط به عصای نابینا پول میدهند و اگر نابینایی ناخواسته پولی بگیرد گدا محسوب میشود، مثلا بعضی از مردم بی فرهنگ و احمق انتظار دارند من دست کمک کننده را رد نکنم و پول را بگیرم و به نیازمندان بدهم تا شخصیت کمک کننده خورد نشود، شاید حسین هم از چند نفر پول گرفته بوده تا به دست نیازمندان برساند که دچار مإموران شده تا دیگه جرإت نکند از این کارهای به ظاهر ثواب بکند!

    • 2.1

      سلام .
      قبول باشه عمو زیارت یا که چش چرونی
      نه عمو بنویس هر چه دل تنگت میخواهد بنویس . هر وقت شما از ملت پول گرفتی اون حسین هم میگیره : اول اینکه گدایی نمیکرده دوم اینکه اگه کسی از نابینا هم گدایی کنه با این وضعیت مملکت خوب حق داشته .
      بعدش درسته شما فرض کن مثلا دو تا خانم میرن بیرون : یکی با ظاهری درست و پوشیده و دومی با ظاهری نادرست و آزاد
      حالا بنظر شما به کدوم تیکه میندازن
      شاید به همشون تیکه بندازن از چادری تا اون آزادش ولی اول اینکه مثلا تیکه ای که بار یه خانم چادری کنن این هست که به چادری ها وام میدن ولی تیکه هایی که به خانم های لباس آزاد میندازن خوب خیلی الفاظ نادرست هست : پس ظاهر کار همیشه مهم هست در مرحله و دید اول . البته بلا نسبت خانم های محترم محله
      ولی عمو چقدر سرمایه داری بیا با هم کارخونه سیم ظرفشویی بزنیم عمو
      یا علی

  3. 3
    مهدیه says:

    سلام داداش من با نظرتون در مورد لباس پوشیدن مناسب کاملا موافقم اما بعضیها اینقدر درگیر زندگی هستند که یادشون میره لباس خوب بپوشن به نظرم مشکل چیزه دیگه ای هست ما نابیناها به شکلهای مختلف تو جامعه دیده میشیم مثل گدا یا امامزاده و غیره به هر حال ما معلولین باید دلمون را بزرگ کنیم تا مشکلات را توش جا بدهیم در مورد خبر اولتون من تو شهرستان هستم و نمیتونم به شما بپیوندم خیلی دوست دارم با همنوعام مسافرت کنم چون فقط اونها هستند که درکم میکنند بای

    • 3.1

      سلام آبجی مهدیه : ممنون : بله درسته شخصیت آدم حالا چه از لباس پوشیدنش و چیزایی دیگه از کارهای شخصی آدم هست و بنظرم مهمترین کار آدم اول باید این رو انجام بده
      از دید مردم هم بله مردم ما رو اونجور تشبیه میکنن یا خیلی بیچاره و بینوا مثل گدا یا مثل یه امامزاده : البته روایت هست هر کسی یا هر چیزی اگر مردم رو یاد خدا بندازه از فرشتگان محسوب میشه
      و ما اگه پذیرش کنیم این نوع و فرهنگ زندگی کردن با مردم رو قضیه باور ما میشه و تحمل این ها واسه ما آسون میشه و دیگه خیلی آسون میتونیم با مردم و مشکلات کنار بیایم البته آدم ها زمانی باید توی زندگیشون از دست حرف و کارهای مردم ناراحت بشن که روی طرف خیلی حساب کنن نه مردمی که توی فکرشون و ذکرشون ما رو تحقیر میکنن
      و در آخر واسه مسافرت هم باشه اونم اوکی میکنم حالا مثلا یا ساعت فلان فلان جا باشیم بریم یا یه مکانی از بهزیستی میگیریم حالا چندین ساعت دوستان دور هم جمع میشیم و بعد حرکت میکنیم
      فقط دوست داشتم بچه ها بگن هستن تا مجبور بشم و آمار دقیق رو بگیرم :
      خیر پیش بای

  4. 4
    محمدرضا چشمه says:

    سلام فری جون.
    خبر اولت که قابل توجه زایرین گرامی.
    خبر دومت هم که باعث شرمندگی نیروهای امنیتی هست که این ماجراها رو با بی تدبیری به وجود میارن و باعث آبرو ریزی میشن.
    توصیه هات رو هم جدی نمیگیرم.
    تو قلبت رئوف تر از این حرفهاست.

    • 4.1

      سلام عمو چشمه عزیز
      خبر اول که زایرین قرار بود اگه خدا بخواد که میخواد همه حتی شما هم زایر بشیم عمو
      دومم هم عمو در کل که حالا نمیدونم از شهرداری بودن یا کلانتری ولی خوب در کل هر چی بودن نباید اون رفتار رو با نابینا میکردن .
      توصیه های ایمنی رو جدی بگیریم : نه جون عمو میدونی عمو قلب ما از همین ها درد میگیره : اصلا من به خودم میگم میگم بر فرض طرف گدا بوده خوب وقتی اون میره سمت این کار اول اینکه توانایی کار دیگه ای رو نداشته جدا از معلولیتش که نابینایی بوده بعد هم اینکه یعنی یه نابینا حق زندگی کردن نداره حالا چه خوبش چه بدش
      یعنی طرف از گشنگی بمیره چون نابینا هست : بینا خیلی خیلی بهش فشار بیاد یا قاچاق میکنه یا دزدی ولی نابینا چی :البته فکر خوبی رسید بنظرم قاچاق میشه کرد اصلا خودم توی این اردو زد و بند میکنم شصت کیلو مواد میارم تهران عمو
      بخدا عمو من دلم نمیاد به یه مورچه هم آزار برسونم حالا جدا از زمانی که یخورده تند میشم ولی بمولا قسم وقتی میبینم بلا نسبت همه دوستان نابینا این محله ولی یه نابینای بد بخت رو میبینم که اینجور باهاش رفتار میشه دوست دارم تا پای آخرش لجبازی کنم و داستان بشه : حالا این موضوع قراره که اجرایی بشه در کل واسه همه نابینا ها ولی عمو بنظرم منطقی صحبت کردن با اینها انگار داریم خودمون رو هل میدیم توی جوب
      دوستان عزیز در کل اینم شمارش هست
      02188896315
      خانم منشی بیشتر از مشتری صحبت میکنه حالا میتونید آمار دقیق هم بگیرید که آیا چقدر میشه و هستش هزینه کلی یادم هم نبود که بزارم شماره رو تا مراحل رو روی حساب کتاب انجام بدم
      دمت گرم عمو نظریدی خلاصه خیلی مخلصم عمویی
      یا حق

  5. 5
    محمد رضا خوشی says:

    سلام فرامرز
    خوبی پسر
    خبر اولت را تأیید میکنم
    فکر خوبی تو ذهنت هست
    ولی پسر فکر نکنم توانشو داشته باشی
    جسارت نباشد ،آقایی
    اول این فکری که داری بکار طهرانی ها میاد
    بعد تور به کار ما نمیاد
    3 این باید دست یک آدم با تجربه فراوان باشه
    دیگه بیشتر راجع بهش حرف نمیزنم
    خواستی بیا تو اسکایپ
    راجع به خبر بد هم بگم فرامرز،اینجا ایران است
    یعنی کشوری که همه چیز درونش ممکن هست
    ببین خدا شاهده اگر همچین برخوردی راجع به من میشد؟
    اگر کوتا نمیامدن با حرف
    دو کار میکردم
    یا باهاشون میرفتم و اگر ثابت نمیکردن
    اون وقت پدرشونا در میاوردم، قانونی
    یا این که قبل از این که ببرنم چون میدونستم هر کاری کنم باید ،برم
    سربازی که میخواست ببردم با خاک یک سانش میکردم
    تا جای که راه داشت میزدمش
    حالا هرچی باداباد
    یا ولم میکردن،یا میبردنم
    فرامرز ،تنت سالم باشه
    من اخلاقی که دارم باج کسی را به خونه نمیبرم ،حالا هر کس میخواد باشه

    • 5.1

      سلام داش محمد رضا جون : مخلصم داش تو خوبی داش
      خبر اول لاک خورد ایول :
      خوب یه موقع میشه آدم میشینه فکر میکنه و یه موقع هم میشه آدم توی موقعیت میفته بع میشینه فکر میکنه : من توی این چند ساله یچیز رو خوب یاد گرفتم اینکه هیچ کار نشد نداره حتی مرگ : وقتی این جور فکر کنی مطمین باش توی زندگیت خیلی جلو میفتی :
      نه دادا خوب من فکر کلی کردم مثلا شما یزد هستی و به دوستانت اطلاع میدی که حالا بعضی هاشون فعال هستن توی سایت بعضی هاشون هم فعال نیستن توی سایت ولی نابینا هستن بعد مثلا اگه تو مسیول بخش استان یزد بشی یعنی یه آمار بگیری و تعداد بگی این خودش یعنی اینکه هر کس احساس مسیولیت کنه توی این کار و بخشی از اون رو روی دوش بگیره و بعد وقتی هر دوستی از هر کجا که هست بیاد تهران مثلا شما فرض کن هشت ساعت توی راه یزد به تهران هستی در نظر میگیری حالا یکی دو ساعت زودتر میاین تهران تا دیر نشه بعد همگی راهی میشیم . اوکی اگه فقط واسه تهران بود مینوشتم که تهران هست ولی بجز مشهد هر دوستی از هر کجا خواست بیاد تهران که مبدا هست
      تجربه هم خیلی گیرم اومده مثلا : وقتی توی انجمن ها دیدم طرف جز مشکل بینایی مشکل دیگه هم داره یا قبول نمیکنم یا اگه قبول کنم باید با اولیا بیاد که فردا واسم داستان نشه : از اینکه حتی نحوه سوار شدن توی هواپیما رو هم فکر کردم . حالا شاید یه سریع مشکلات مالی باشه که اونم ردیفش میکنم و در کل اینجور فکر کردم :
      هر دوستی از هر کجا خواست بیاد مثلا چهار غروب پرواز هست مثلا از اصفهان چهار ساعت راه هست تا فرودگاه مهر آباد حالا مثلا ما از ساعت ده صبح فلان جا که حالا با بهزیستی اوکی کنم جمع میشیم تا همون ساعت سه مثلا راهی بشیم سمت فرودگاه بعد اونجا مستقر میشیم و شایدم یه تفریح هایی هماهنگ کنم با بچه ها آخه خودم اصلیتم مشهدی هست بعدش هم مثلا بجز این تور توی مسافرخونه مشهد شبی سی هزار تومن میگیره با غذا نهار شام صبحانه و اقامت حالا یا هتل که شبی هشتاد باشه مثلا شیش نفر رو توییه اطاق باشه شبی نزدیک به پانزده هزار میشه که سه شب چهل و پنج هزار میشه بجز غذاش که اونم هر پرسی بگیر صبحانه که هیچ پای هتل هست و نهار و شام روزی زیاد باشه پانزده هزار هست که اونم سه شب میشه چهل و پنج هزار شد نود هزار اقامت و غذا حالا اگه بخوایم هم قطاری بریم بجز این توریست گیریم نفری بیست تومن هم پول قطار بدیم حالا در کل پنجاه هزار رفت و برگشت خوب اینجا نزدیک به صد و پنجاه میشه که حالا مثلا یه هزینه ای هم برای غذای در حین مسافرت باشه که در کل اینجوری بدون توری هم حساب کنیم زیر دویست تومن میشه حله داش پس هیچ کاری نشد نداره حالا ببینیم آیا دوستان میان یا نه . منم خداییی قسم فکر دلالی ملالی نیستم خوب خیلی ها از این راه نون میخورن که حالا دارن نون عقلشون رو میخورن ولی من توی این داستان ها نیستم واسه هر داستانی هم فاکتور میگرم که فردا سو تفاهم نشه : با چهار تا حرف هم از کارم دنده عقب نمیگرم حاجی . خلاصه حله اسکایپ اومدیم بیشتر میحرفمی .ولی دوست دارم بچه ها بیان و نظرشون رو بگن
      بابت اون داستان هم نمیخوام تظاهر کنم ولی من توی هر سازمان دولتی که میرم یه کلید توی جیبم هست که روی دیوار میکشم همیشه یعنی دیوار رو خط خطی میکنم : من بخاطر قضیه داستان بیمه نزدیک به شیش سال توی این خیابون ها عصا میزدم و یجورایی کینه ای شدم به این داستان و اگه منم اتفاق بیفته واسم سکه یه پولشون میکردم و تو هم ایول خوب گفتی اول حرف منطقی و حرف عقل رو گفتی و بعد که اونها نتونستن اتهامشون رو ثابت کنن دیگه باید رسوا بشن
      با نظرت هم لاک : اول منطقی و عاقلانه و در آخر بزنی جاده خاکی
      حله داش یا حق

  6. 6
    زینب عبدلی says:

    سلام, به نظر من که خیلی عالیه که همچین توری واسه افراد باشه این خبر خوبی بود
    اما خبر دومتون لباس پوشیدن اصلا مربوط به پول داشتن نیست
    لباس گران پوشیدن ربط به پول داره و بعدم در نظر به پیام خانم یا آقای قاسمی گفتید یه نابینای ناتوان, هدف از وجود این سایت, از تلاشهای همه ما اینه که ثابت کنیم ما ناتوان نیستیم, هیچ کدوم از ما سن هم مهم نیست چون هر کس در سن و وضعیت خودش یه سری توانایی داره البته بگم که اصلا بر خورد اون نیروهای کلانتری درست نبوده و جای تأسف داره و نباید زود قضاوت میکردن

    • 6.1

      سلام خانم عبدلی گرامی
      خواهش میشه اگه شما هم خواستین خوب میشه
      و لباس پوشیدن هم ربط داره هم ربط نداره : مثلا کت و شلوار دویست هزاری هم هست کت و شلوار هشتصد هزاری هم هست حالا هر کی هر چی انتخاب کنه
      که لباس ساده هم زیاد هزینه نداره کسی که شیک باشه و نزاره لباسش کثیف بشه یعنی با لباس تمیز بره بیاد حتی اگه ساده ترین ها رو هم بپوشه نشون داده میشه که اون بهترین رو میپوشه
      در مورد استقلال این سایت هم لایک درسته این پست ها فقط بخاطر سر پا وایستادن نابینا روی پای خودش هست
      هم بیناش ناتوان هست هم نابیناش . یک مرد مسن هفتاد هشتاد ساله بینا کاری نمیتونه انجام بده یا به سختی میتونه کار انجام بده . حالا جدا از این بحث یکی رو میبینی مریضی داره و سنش بالاست و خیلی چیزایی دیگه که مشخص هست که طرف توان نداره برای کار کردن که هستش و نظر من مخالف نظر شماست : نابینا و بینا نیومده مخصوصا کهولت سن
      دیگه آشکار تر از این نیست که جوون های لیسانسه نابینا دارن دستفروشی میکنن این دیگه بحثش به سن و کم توانی مربوط نمیشه
      موفق باشید

  7. 7
    بانو says:

    سلام
    خب پست رو كه باز كردم تيترش هيجاني بود گفتم اول مراتب هيجان خودم رو اعلام كنم بعدي بخونم….
    ولي واااي جدي همه نابينا ها رو با هم دستگير كردند بردند زندان خخخخ يعني يه اردوي نابينايي به مقصد زندان …..
    خب برم بخونم “بر مي گردم”

  8. 8
    بانو says:

    خب مجدد سلام بر آقاي خسروي
    اولش برم سراغ دومي خب اين اصلاً هيجان انگيز نبود من فكر كردم مثلاً كل اعضاي يه انجمن نابينايي رو بخاطر يعني به اتهام گدايي و تكديگري گرفتند بردند زندان كه اين طوري هيجان انگيز تر مي‌شد ولي جداً براي حسين آقاي رفيق شما متأسف شدم، ان شا الله كه ديگه از اين ماجراها براي هيچ يكي از دوستان و البته دشمنان كه خب دشمن نداريم همون دوستان هم نوع پيش نياد…..
    ولي از بس يه كم قاتي پاتيي نوشته بوديد من نفهميدم اون دو نفر بينا جز آدم خوباي داستان بودند يا جز آدم بدا ….؟
    و در مورد سفر مشهد هم اگر از اصفهان هم پرواز داشته باشه به سمت مشهد يا ايستگاه اول قطارش اصفهان باشه يا فوقش ايستگاه وسطش فقط اصفهان براي ما مبدأ و مشهد مقصد باشه من بعد از عيد هستم “البته انشا الله و اگر خدا بخواهد و امام رضا “ع” بطلبه…..
    و در پايان هم هميشه سربلند و شاد باشيد تا هميشه…..

    • 8.1

      سلامی دوباره خانم بانو گرامی
      حقیقتش توی فیلم ها هم اینجور نیست یه هیات رو بگیرن ببرن بازداشتگاه خخخخ
      و بعدش اینکه خانم بانو این نظر تصویب شده توی قانون توی پست نوشتم که آقای لشکری مدیر جامعه نابینایان هم گفتن که فلان جا هم جنجال شده واسه این قضیه یعنی در آینده اگه نابینایی گدایی کنه یا اونا به نابینایی مشکوک بشن دوباره همین آش و همین کاسه : من بقول معروف خواستم پیشگیری بهتر از درمان هست بشه : یعنی در جریان باشید که حالا هر دوستی هر واکنشی خواست نشون بده ولی بنظرم نرم و مهربون صحبت کردن مثل فرو رفتن بیشتر داخل باتلاق هست
      البته منظورم هم از اون دو نفر پسران یعنی فرزندان یا پسرانش یعنی دو بچه بینای حسین آقا توی کلانتری بخاطر اعتراضشون گاز اشک آور زدن به صورتشون : حالا اگه ممکن هست پسران رو بکنید پسرانش که دوستان متوجه داستان بشن
      و درباره نظر مشهدتون هم واقعا ممنون ولی میشه گفت دو تا راه هست برای رفتن دوستانی که از استان های دیگه میخوان بیان مشهد :
      اول اینکه همگی جمع بشن و با یه اتوبوس بیان تهران از اینجا همگی بریم و یا اینکه خواستن بیان مشهد و اونجا آدرس اقامتگاه یا هتل رو بدیم بهشون ولی دو نکته اول اینکه باز نکته اول که دوستانی هستن که از زنجان هم میومدن تهران برای مسافرت های شمال یا مشهد انجمن و دومی هم اینکه اگه دوستان خودشون بخوان بیان مشهد یا باید هزینه کلی تور رو بدن که رفتش با هواپیما هست یا باید تور رو بی خیال بشیم خودمون به تعداد بلیط بگیریم یعنی من فقط واسه اونایی که تهران هستن و اومدن بلیط بگیرم و دوستان دیگه خودشون بیان و هزینه بلیط رفت یا برگشت رو دیگه مجبور نشن فقط هزینه اقامت با غذا رو بدن : حالا باز میمونه به نظر دوستان و نظر سنجی دوستان : ولی فقط تابحال شما نظر اوکی مشهد رو دادین خانم بانو
      و در نهایت بنظرم اگه تابستان یعنی اواخر خرداد که امتحان بچه ها هست تا اواخر شهریور که تعطیلی هست توی این سه ماه بچها یا شما بگین عالی میشه
      ممنون از حضورتون
      یا حق

  9. 9
    کیوان شریعتی says:

    واااااااای تو رو خدا از این مقوله صحبت نکنید دیگه. چندش آوره. بسه خسروی جان. فقط مشهد رو بگو. اون یکی رو جان خودت بیخیال شو

    • 9.1

      رفیق آنست که رفیق را بگریاند نه آنکه بخنداند .
      یعنی یک روز هم من و تو حسین توی خیابون میشیم که مامور ها اشتباهی ما رو میبرن . یعنی مشکل اون مشکل من و شما هم هست اوکی
      حالا دیگه صلاح خویش رو خسروی دانند
      واسه مشهد هم داش کامنت ها رو بخونی کل مطلب از ریز و درشتش متوجه میشی داش ولی هم توی خوشی ها باش هم توی ناخوشی ها
      چقدر خوشی شد محمد رضا جان
      یا علی داش

  10. 10
    کیوان شریعتی says:

    خواهش میکنم بحث حسین آقا رو تمام کن. منم یه خاکی به سرم میکنم

  11. 11
    کیوان شریعتی says:

    دوست عزیز. حق با شماست. ولی با بیناهاش هم خیلی وقت ها برخورد بد میشه . این که یک چنین برخوردی با یکی از دوستان شما شده درست
    ولی این دلیل بر این نمیشه که با همه چنین برخوردی بشه
    پس این سخنان فقط مظلوم نمایی و جلب ترحم میباشد.
    این سایت هم تأسیس شده که نابینایان اطلاعات و دانسته های خود را در اختیار عزیزان قرار دهند. هدف از تأسیس این سایت این نیست که بچه ها در اینجا مظلوم نمایی کنن
    ضمناً مأمور نیروی انتظامی یا مأمور هر نهاد دیگر, نمی ایسته که شما بتونی با خاک یکسانش کنی
    یک باتوم که توی سرت بزنه حساب کار دستت میاد
    با تشکر از شما…

    • 11.1

      خوب من نه حسین رو دیدم نه میشناسم نه دوستمه

      و فکر کنم شما از منظور پست چیزی متوجه نشدی و اگر هم شدی اگر کاری نمیتونی انجام بدی بهتره بزاری دوستان دیگه نظر بدن
      ترحم به کی جلب توجه به چی به حسین که الان بیرونه یا به من که الان پشت کامپیوترم نوشتم یا خواستم بازار گرمی کنم : من که متوجه حرفات نمیشم شما هم یا بهتر بخون پست رو یا بی خیال نظر بی ربط نده لطفا و بخشی که میخوای فعالیت کنی نظرتو بگو
      این هم اطلاعی بود که باید به گوش بچه ها میرسید که رسید حالا هر کی هر جور خواست فکر کنه و برداشت کنه ولی باید نظر مثبت بدن
      منم وای میستم نگاه میکنم که با باتون بزنم توی سرم : ما قبلا باتون هامون رو خورده بودیم دوست عزیز درد یک لحظه هست ولی غیرت و شرف یک عمر :
      اون یکی کامنتم رو کدوم یک از مدیران حذفیدن

  12. 12
    کیوان شریعتی says:

    باشه دوست عزیز. عصبانی نشو خخخخ. منم که قصد جسارت نداشتم. فقط گفتم با داد و فریاد چیزی درست نمیشه. حالا خوبی؟ خوشی؟

    • 12.1

      نه دوست من خخخ با ترس هم چیزی درست نمیشه . مولا علی گفته : حق گرفتنی هست : و من کاری به کسی ندارم ولی درکم میرسه به اونایی که میترسن از بازداشتگاه یا باتون ب بی ادبی و جسارت نکنم . نه دوست من حرف آخر رو هم میزنم دوستم ندارم کامنتی بیاد چون میخوام دوستانه بزنم بهت : اگه اون داداش شما بود بازم آروم میشدی یا اگه مثلا اون پدر شما بود بازم این حرفا رو میزدی من الان احساس کردم به برادر و پدر خودم بی ادبی کردن و واسه من درد داشت و داره و نمیتونم لب روی لب بزارم بگم بی خیال بابا بمن چه چون درد یه نابینای دیگه درد منم هست : زمانی باید بی خیالی طی کنم که هیچ حسی به این قضیه نداشته باشم :
      کامنت شما هم منو یاد یکی میندازه که خودی هست . موفق باشی و لطفا دیگه بحث رو ادامه نده .یا علی

  13. 13
    کیوان شریعتی says:

    دوست عزیز. باشه حق با شماست. یه خواهش ازت دارم. در صحیح نوشتن مطالب دقت کن. غلط املایی زیاد داری. البته ببخشیدا, این پست غلط ننویسیم و چگونه درست بنویسیم را حتماً دنبال کن. البته فقط منظور شما نیستید
    شب خوش

    • 13.1

      دوست بسیار عزیز عزیز من : من فهمیدم داستان چیه : تاحالا شما رو ندیده بودم بعد توی پست مجتبی که واسه ناینا ها بود اومدی گفتی کور حق زندگی نداره و از این حرفا بعد الان اومدی جیک و پیک سایت رو میدونی و میگی و با عقل جور در نمیاد کسی که تازه بیاد اینقدر اطلاعات داشته باشه و خیلی روان صحبت کنه و بدون هیچ تردیدی
      دوست بسیار نزدیک من که الان هم آفلاین هستی میدونم میدونی که من هیجده سال چشمام میدید و غلط املایی ندارم اگر هم باشه بخاطر سرعت تایپ هست یا اشتباه نوشتن چون ظاهر کلمات رو دیدم و خاطرم هست ولی شما از من بیشتر هواستون به همه چی هست دقیقا خیلی کارت درسته و دقیقا اون کامنت جنگی منم همون لحظه پاک شد مثل اینکه شما مثلا جز مدیر یا مسؤول های سایت باشی و در آخر حیرتم داش . بازم موفق باشی دوست بسیار نزدیک من . یا حق

دیدگاهتان را بنویسید