شعر عاشقانه شیرین و فرهاد

سلام،

در این مطلب شعری را تقدیم حضورتون میکنم که زبان حال جوانهای عاشق هست.

جوانهایی که مشکلات زیادی بر سر راهشون برای رفتن به خانه بخت دارند

انشا الله همه مشکلات جوونها حل بشه و هیچکسی در این عالم بدون همسر نمونه.

برای هم محله ایهای عزیز آرزو میکنم که هرچه زودتر لباس عروس و دامادی بر تن بپوشند.

شعر عاشقانه شیرین و فرهاد.

آنگاه که دل پر احساست در کوچه باغهای عشق به دست باغبانی کمی بی احساس هم چو گلی تیشه به ریشش میزنند

 

تو میمانی و عمری حسرت………..

 

به بهانه ای عاشق میشوی

ولی بی بهانه دلشکسته میشوی

 

نه تو فرهاد بودی و نه من شیرین، ولی کاش میدانستی چقدر دوست دارم هایت برایم شیرین بود.

 

آخرین نامه ام را در صندوق قلبم پست میکنم چون گیرنده ی نامه هام رفته……….

 

بیا این بار جامونو عوض کنیم من بشم قلم تو بنویس از من.

 

چقدر ساده به تو دل دادمو ،چقدر سخت دل کندم،من ساده اما سخت شکستم

 

 

درباره هادی ضیایی فر

سلام، من هادی ضیایی فر متولد 15 خرداد 1368 در استان قم هستم. فارغ التحصیل در مقطع لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی هستم. در حال حاضر در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات تطبیقی هستم. در دانشگاه پیام نور ورامین درس میخونم. خودم به تنهایی از قم به تهران میرم. دانشگاهی که من فارغ التحصیل شدم، دانشگاه قم بود. علاقه مند هستم. دوست دارم با افراد زیادی از محله گوشکن دوست بشم، چون فکر میکنم اگر تعامل بین ما هم محله ایها بیشتر بشه باعث اتحاد بین خودمون و نزدیک شدن دیدگاه‌ها‌مون میشه. من یک ایمیل دارم که در اختیارتون قرار میدم. roozehtazeh@gmail.com یک شماره تلفن دارم که اگر کسی کتابی یا موسیقی خاصی، خواست و یا اگر کسی خواست با من ارتباط برقرار کنه با این شماره تماس بگیره. 09012709178 علاقه‌مندی های من: موسیقی، ورزش، زبان، ساختن کلیپهای صوتی و... من یک آیدی اسکایپ دارم. آیدیم این هست. harfhaiehkhoob دوست دارم با دوستان محله تعامل بیشتری داشته باشم راستی من حدود 6 ماه هست که عمو شدم. البته عمویی که مجرد هست.
این نوشته در شعر ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

13 Responses to شعر عاشقانه شیرین و فرهاد

  1. 1
    elizabeth says:

    سلام مرسی آفرین دوست عزیز

  2. 2
  3. 3
    پریسیما says:

    سلام مرسی قشنگ بود

  4. 4
    رعد بارانی says:

    یک نفر نی می زند در معبد تنهایی ام
    یک نفر گم می شود در خنده ی شیدایی ام
    روی موهایم هزاران یاس آبی رسته است
    بعد ازین من هستم وافسانه ی رسوایی ام
    چشمهای خیس شب در هی هی چوپان دل
    می زند آهنگ اندوه من وتنهایی ام
    این شب آخر که یلدا را سیه رو کرده است
    خواب را پس می زند در نغمه ی لالایی ام
    کاش فردا معنی امروز کشتن را نداشت
    اهل امروزم ولی دیوانه ی فردایی ام
    یک نفر نی می زند در غربت فردای من
    آه از این نغمه واین رقص بی پروایی ام
    باز از امروز تا فردا جنونی دیگر است
    نغمه های گرم چوپان می کند لیلایی ام،،،

  5. 5
    رعد بارانی says:

    هادی جان فامیلیتو اشتباه نوشتی . ض ی ا ی ی . با ز خیلی برای چشم عجیبه .
    ببخشید به عنوان یک ببین وظیفه داشتم که بگم . آخه من معلم املای این محله هم هستم هههههه

    • 5.1
      هادی ضیایی فر says:

      سلام بر رعد عزیز، رعد بزرگ، ضیایی فر با ضاد نوشته میشه، شاید منظور شما از این کامنت این باشه که احتمالاً در بخش معرفی خودم ضیایی فر را با ز نوشته باشم که باز من چک میکنم اگر اشتباهی صورت گرفته باشه اصلاحش میکنم.
      از تذکرتون خیلی خیلی ممنونم.

  6. 6
    elizabeth says:

    سلام رعد ,خیلی شعرت قشنگ بود,خیلی.

  7. 7

دیدگاهتان را بنویسید