نقدی بر اشتباه های فقط چهار نسخه از روزنامه ی ایران سپید

مقدمه:

خواننده ی گرامی، نیت من از مطالبی که در ذیل می آورم، فقط و فقط ارتقای سطح کیفی روزنامه ایست که متعلق به خود ماست و ما با تمام معایب و مزایایش، دوستش داریم و گاه، اخبار واقعا مفیدی از این روزنامه به دست می آوریم. همیشه اشتباه های املایی، دستوری و علامت‌گذاری زیادی در روزنامه ی ایران سپید دیده ام و برای اینکه خدایی ناکرده سوء ظنی در میان نباشد، نسخه های پر‌اشتباه‌تر را بررسی نکردم و از همین امروز تا چهار روز پیش را بررسی کردم تا بی‌طرف و منصفانه عمل کرده باشم. لحن طنز‌گونه ی مرا بگذارید به پای نمک نقد و نه ریگ کفش.

روزنامه ی ایران سپید شنبه، 19 اردیبهشت 93.

* جواب جدول پیشین: گروه اول: زنبور. گروه دوم: ژنرال. گروه سوم: باریک.گروه چهارم: بستنی. گروه پنجم: آسیاب. گروه ششم: راندن. گروه هفتم: سلسله. گروه هشتم: زمینه. گروه نهم: برادر. گروه دهم: ترسان. گوه یازدهم: انتها. گروه دوازدهم: مخصوص. گروه سیزدهم: هندسی. گروه چهاردهم: قرابه. گروه پانزدهم: طاقچه. گروه شانزدهم: کوتاه. گروه هفدهم: شرافت. گروه هجدهم: منسوب. گروه نوزدهم: معتمد.

خوب. همونطور که مشاهده میکنید، یا طرف وقتی خواسته گروه یازدهم رو بنویسه ی لحظه قند خون مغزش زده پایین و حرف ر رو نتونسته پیدا کنه که بنویسه، یا خواسته بنویسه و صفحه ی کلید کامپیوترش یاری نکرده و یا هم اصن قرار بوده مصحح رو آزمایش کنند ببینند چند مرده حلاجه که انگار کلا نبوده. بیخیال!

روزنامه ی ایران سپید پنجشنبه، 17 اردیبهشت 93.

* دیدار نماینده بان کی مون در یمن با نماینده ایران در سازمان ملل: نماینده جدید دبیرکل سازمان ملل در یمن در دیدار با غلامعی خوشرو نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد پیرامون بحران جاری در یمن و راههای ممکن برای حل این بحران گفتگو کردند.

بابا اینقدر سخت نگیرید خوب. مگه این بنده ی خدا چقدر حقوق میگیره که تازه انتظار دارید حرف ل در کلمه ی غلامعلی رو جا نندازه!؟ اصن من فکر میکنم این حرف ع توی زبان فارسی شاید اضافی باشه. همون الف مگه چش بود. اگه علی با الف بود، حتما ل هم که کنارش بود زده میشد و جا نمی‌موند! شایدم واقعا این صفحه کلید تحریریه ی روزنامه رو عوامل بر هم زننده ی امنیت مطبوعاتی عمدا ی طوری طراحی کردند که گاهی حرف ها رو نزنه تا روزنامه ی نابینایان رو خراب کنه. کلا من میگم بیخیال این بحث ها بشیم بهتره.

با فرار متهم مجدد تحقیقات تخصصی پلیسی از سرگرفته شد.

خوب. اینجا زیاد اظهار فضل نمی‌کنم فقط گوشزد می‌کنم که دوباره روزنامه‌مون گاف داده و واژه ی “مجددا” رو “مجدد” نوشته. شایدم واژه ی “مجدد” درست بوده و فقط باید بعد از واژه ی “فرار” قرار میگرفته که نگرفته. در ضمن، عبارت “از سر گرفته” رو “از سرگرفته” نوشته. خخخ

روزنامه ی ایران سپید چهارشنبه، 16 اردیبهشت 93.

* راه اندازی مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی تهران: رئیس مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران از راه اندازی مرکز استاد و کتابخانه مرکزی پایتخت در سال جاری خبر داد و گفت: با راه اندازی مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی پایتخت، مجموعه اسناد پژوهشی، تاریخی، حقوقی و… ویژه شهر تهران ساماندهی شوند.

اینجا رو من به تحریریه حق میدم اشتباه کرده باشه. ببینید دوستان گل و عزیزم، حروف ت و ن خیلی کنار همند. تازه اگه توی لپتاپ باشند، یعنی اگه طرف اینا رو با لپتاپ تایپ کرده باشه باید بهش خیلی خیلی حق بدید چون توی لپتاپ ت و ن مث دوقلو های خیلی به هم چسبیده می‌مونند. حالا ی بار “اسناد” رو نوشته باشند “استاد”، طوری میشه آیا؟ یعنی شما باید اینقدر بخیل باشید که به تنها روزنامه ی بریل خاور میانه هم گیر بدید. ای مسب شما ها رو شکر که به هیچ چیز رحم نمی کنید! تازه یکی اومده توی گوشم داره میگه که آخر همین خبری که خوندید، “می شوند” رو “شوند” نوشتند و “می” جا افتاده. من دیگه خجالت میکشم برم پاراگراف قبلی رو بخونم بینم طرف داره درست میگه یا نه. بذارید رد بشیم و سیاه‌نمایی نکنیم!

روزنامه ی ایران سپید سهشنبه، 15 اردیبهشت 93.

– بین الملل: محمد بن سلمان 10 میلیارد ریال به ولیعهد سابق حق السکوت داد: فعال سیاسی مشهور عربستانی معروف به مجتهد در صفحه شخصی خود در توییتر فاش کرد: محمد بن سلمان، جانشین جدید ولیعهد برای ساکت نگه داشتن مقرن بن عبد العزیز، ولیعهد سابق آل سعود 10 میلیارد ریال (7/2 میلیارد دلار) به او پرداخت کرده است.

وقتی میگید 10 میلیارد ریال یعنی یک میلیارد تومان. حالا یک میلیارد تومان با دلاری 3500 میکنه به 285714 دلار. پس شما چطوری حساب کردید که یک میلیارد تومان شده 7/2 میلیارد دلار. من دو جور این قضیه رو بررسی میکنم. فرض میکنیم منظور شما از علامت اسلش (/) که بین هفت و دو گذاشتید نقطه بوده. یعنی هفت هزارو دویست میلیون دلار. میدونید این به ریال چقدر میشه آیا؟ میشه بیست و پنج بیلیون و دویست میلیارد تومان. خوب. اینکه منطقی نیست. فرض کنیم اصن منظور شما همون علامت تقسیم بوده که نمیدونم چرا بوده. یعنی 7/2 رو میگیریم 3.5. یعنی سه میلیارد و پانصد میلیون دلار. حالا این رو ضربدر 3500 تومان کنی بازم ی رقم نجومی در مییاد. میشه دوازده بیلیون و دویست و پنجاه میلیارد تومان. بیخیال. این حساب و کتاب ها رو کردم که ی کم دور همی بخندیم و از فضای خشک نقد، خارج بشیم. پر واضح هستش که منظور دوستان، ریال عربستان بوده ولی یادشون رفته وقتی واحد پول ایران و عربستان یکی هست، باید برای ابهام‌زدایی، کلمه ی “عربستان” رو بنویسند. پیش خودشون گفتند خواننده باید از متن خبر که در مورد عربستان هست بفهمه این واحد پول کودوم کشوره. باشه، از این به بعد سعی میکنم خبر ها رو با دقت بیشتری بخونم! اصن چه کاری بود! اگه ی کمی عقل داشتم، این همه حساب کتاب نمیکردم که! خخخ لامسب غلط که پیدا نمی‌کنم میزنه به مغزم الکی گیر میدم. حالا اینو داشته باشید:

چند روز پیش نیز با تصویب این طرح در کمیسیون مربوطه مجلس شورای اسلامی قرار است بزودی در صحن عمومی مجلس مورد بررسی نهایی و در معرض رأی نمایندگان گذاشته شود.

من در این مورد هیچ نظری نمیدم. هرچی شما از این جمله و ترکیب قید زمان گذشته با فعل آیندهش فهمیدید منم فهمیدم. بیخیال. همون بحث نیاز مبرم کشور به کنترل دوز انسولین که ما میگیم کسی جدی نمیگیره!

اغلب در زمستان و بهار، عفونت گوش به طور معمول بعد از یک دوره سرماخوردگی بروز میکنند.

من که نمیدونم چرا نوشته “بروز میکنند.” من فکر کردم باید مینوشت: “بروز میکند.” آخه عفونت گوش مفرد هست و فعل مفرد میخواد. میبینید غلط گیر نمیارم به چیا گیر میدم؟! شاید این به صورت “عفونت های گوش، بروز میکنند” بوده و تحریریه یادش رفته “های” رو بنویسه. هااان؟! شما چی فکر می کنید؟

در پایان، یک سری نکته رو گوشزد میکنم:

اولندش که این کلید کاما رو واسه خنده و تفریح نیافریدند و پیشنهاد میشه از اون توی متون روزنامه استقبال بیشتری به عمل بیاد و کلا اصن این کلید رو ی کمی تحویلش بگیرید. می ترسم از فردا کلا کاما هایی که متعلق به صفحه کلید های افراد نابینا هستند، در یک اعتصاب عمومی از کار بیفتند ها! حالا از من گفتن بود. تازه گاهی جاها هم که کاما هست، خیلی وقت ها کامای لاتینه. ای خدااا!

بعدشم این علامت نیم‌فاصله هست، آهان، دقیقا خودشو میگم. اینو برای کلماتی مث “ملی‌پوشان” و “با‌کیفیت‌تر” استفاده کنید که هم خدا رو خوش بیاد و هم صفحه‌خوان ها درست بخونند. دقیقا همینطوری که من نوشتم.

آخرشم بگم که این نقد، مربوط به فقط چهار‌تا نسخه ی پشت سر هم از امروز تا چهار روز پیش بود. خدا به داد اون چند هزار نسخه ای که بررسی نکردیم برسه. امیدوارم حد اقل تیتر این قضیه به گوش یا به چشم مسئولین امر برسه و در تایپ مطالب‌شون تجدید نظر کنند. روزنامه هایی که به خط بینایی منتشر میشند، محتوای بسیار زیادتری دارند ولی این درصد از غلط توشون نیست. ناگفته نمونه که من خودم طرفدار روزنامه ام. نقد طوری نیست ولی خدایی ناکرده به هیچ شخص حقیقی یا حقوقی توهین نکنید تا کامنت شما بتونه منتشر بشه.

لذت ببرید از زندگی!

درباره مجتبی خادمی

مجتبی خادمی. متولد 7 بهمن 66. دارای مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه اصفهان. ارزیاب مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب. مؤسس و گرداننده اسبق محله نابینایان. مدرس علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی. طراح وب. برنامه نویس. مجری برنامه های رادیویی. آشنا به راه اندازی و استفاده از چاپگر های خط بینایی و بریل. دوره پیش دبستانی را در مدرسه کمتوانان ذهنی بصیرت زرین شهر گذراندم. دوره های دبستان و راهنمایی را در مجتمع آموزشی ابابصیر اصفهان. پایه اول دبیرستان را در دبیرستان غیر انتفاعی محمد باقر زرین شهر. پایه های دوم و سوم هنرستان را در رشته کامپیوتر در هنرستان ملا صدرا. مقطع کاردانی کامپیوتر را در دانشگاه های آزاد مبارکه و دولتی شهرکرد. و مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی را در دانشگاه اصفهان گذراندم. همزمان، در انجمن موج نور نابینایان، به عنوان مسئول تولید محتوا، مؤلف کتب صوتی ویژه نابینایان، صدابردار، مسئول کنترل کیفی مواد آموزشی، پاسخگو به پرسش های کامپیوتری نابینایان، طراح سامانه تلفن گویا، مدرس کلاس های آموزش رایانه و مسیر یابی ویژه نابینایان، مدرس دوره های تربیت مربی آموزش رایانه به نابینایان، و تحلیلگر نیاز های آموزشی نابینایان در خانه ریاضیات مشغول به خدمت شدم. در ادامه، به عنوان اپراتور در مرکز تماس گروه صنعتی انتخاب مشغول بودم و اکنون در مقام ارزیاب در تیم پایش عملکرد در گروه صنعتی انتخاب خدمت می کنم. از دوران کودکی، مخارج زندگی و تحصیل را شخصا به عهده گرفتم و به سختی فراهم کردم. در دوران دبیرستان، اولین رساله ی گویا در ایران از آیتالله مکارم شیرازی را به کمک خواهرم و روحانی محل، تهیه کردم و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع کردم. در همان دوران، اولین مجموعه ی آموزشی بازی های کامپیوتری ویژه نابینایان را تولید و در سطح وسیعی بین نابینایان در کشور توزیع نمودم. در دوران نوجوانی، اولین بازی رایانه ای ویژه نابینایان به زبان فارسی با نام دو در جنگل را طراحی کردم و توسعه دادم. به ترجمه و دوبله ی بازی های رایانه ای محبوب نابینایان از جمله تخت گاز و شو‌دان جهت استفاده ی نابینایان این مرز و بوم مبادرت ورزیده ام. اولین کتابچه ی راهنمای آموزش رایانه به کودکان نابینا را طراحی کردم و توسعه دادم. در دوران دانشجویی، اولین، پر بازدید ترین و پر محتواترین سایت ویژه نابینایان ایران با نام گوشکن را تأسیس کردم. همواره در سایت گوش‌کن، سه شعار آموزش، استقلال و تفریح نابینایان را دنبال کرده و در جهت سوق دادن نابینایان به سمت این سه هدف، اقدام به ضبط آموزش های مختلف، تولید و ترجمه ی مقالات مرتبط و تشویق دیگران به انجام نظیر این کار ها نموده ام. تهیه کننده و مجری یکی از پر شنونده ترین برنامه های اولین رادیوی اینترنتی نابینایان ایران (که چند سال پیش تعطیل شده است)، بودم. همیشه از مصاحبه های آگاهی بخش با رسانه ها از جمله برنامه به روز شبکه سوم سیما به عنوان یکی از کارشناسان فاوا و نابینایان استقبال کرده ام. به دلیل تجربه ی تدریس موفق به دانش آموزان، همواره با استقبال والدین کودکان و نوجوانان جهت تدریس روبرو بوده ام. از تألیفاتم می توانم به کتاب آموزش نرم افزار آماری SPSS به اتفاق استاد ندا همتپور اشاره کنم. یکی از مهمترین نرم افزار های مسیریابی نابینایان را با نام نزدیک یاب به همراه دفترچه راهنمای استفاده، جهت کمک به استقلال نابینایان در رفت و آمد، ترجمه کردم و به رایگان در سطح بین المللی برای تمام فارسی زبانان منتشر نمودم. در حال حاضر، رویای امکان سفر به استان های محروم جهت همسان سازی سطح آموزشی و پرورشی کودکان محروم با کودکان کلان شهر ها را در ذهن می پرورانم. اطلاعات تماس: شماره موبایل شخصی: 09139342943 آدرس ایمیل شخصی: gooshkon2020@gmail.com شناسه اسکایپ: mojtaba1007 شناسه تلگرام: @luckymojy آدرس شناسه تلگرام: https://t.me/luckymojy شماره واتساپ: 09139342943 آدرس وبلاگ شخصی: https://gooshkon.wordpress.com
این نوشته در طنز, گزارش, مقاله ها ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

14 Responses to نقدی بر اشتباه های فقط چهار نسخه از روزنامه ی ایران سپید

  1. 1
    مهدی عزیززاده says:

    سلام مجتبای عزیزم. همه ی انتقادات بجات به کنار اما تورو خدا این نیم‌فاصله رو خعلی خعلی خوب اومدی. من از جایی خوندم که می‌بایست رعایت بشه. اما افسوس که صفحه خوان‌ها این علامت رو نمی‌شناسند. اما در عمل کلمه رو خول می‌خونند. اتفاقاً میخواستم به ررععععد بزرگ بگم این نکته رو هم در قالب تذکر نکات ویرایشی به عنوان معلم ادبیات فارسی به ما ها تذکر بدن. مرسی ازت لذت ببرید از زندگی.

    • 1.1
      رعد بارانی says:

      سلام به مهدی جان ؛ پسر خوبم . من معمولاً در پست های مخصوص به نبین ها کاری ندارم.
      نمیدونم روزنامه ی سفید چه شکلیه ولی خب حدس میزنم سفید رنگ باشه و کلی روی صفحش ، ناهموار باشه . ی چیزی که میدونم اگه لمسش کنم ؛ احساس بد بی سوادی بهم دست میده .
      ولی اسم خودموتوی این پست دیدم ، با خودم گفتم برم پستو بخونم ببینم چی گفته شده و از اون جایی که طولانی بود منصرررف شدم ،
      چون این روزا ی حس مبهمی داره بهم میگه ؛ رعععععد چشات داره چقدر زود خسته میشه ! کمی هواشو داشته باش ، کمی باهاش مدارا کن .
      تا حدودی فهمیدم ، مبحث درباره علائم نگارشی ، که خیلی در خوانش مهمه باشه .چرا که ما دبیرای ادبیات ، درباره اهمیت علائم نگارشی همیشه میگیم : به اندازه ی جون آدمیزاد مهمه . و این مثالو که حتماً همتون شنیدید روی تابلو می نویسیم . البته قبلش ی داستان هم در موردش میگیم که تو خاطره ی همه نقش ببنده ، و اون این جملس :
      بخشش لازم نيست اعدامش كنيد!
      و بعد بعد از بخشش ی کاما یا ویرگول میذاریم . البته نمی دونم اون صفحه خونای بد آوا درست می خونن و متوجه ی ویرگول میشن یا نه ؟؟؟؟؟؟
      بخشش ، لازم نيست اعدامش كنيد!
      خب این همه تایپ کردم که بگم : مهدی ! پسر گلم ، رعععععد بزرگ ، از وقتی اومده به این محله اسمش فقط بزرگه خخخ و تبدیل به رععععععععععد صغیر شده خخخ و جرأت نداره به کسی گوشزد ، اونم علائم نگارشیو داشته باشه .
      کلاً خودش هم از تنبلی خوشش اومده و رعایت معایتو گذاشته کنار .

      • 1.1.1
        مهدی عزیززاده says:

        رعععععد بزرگ: زمانی که مدرسه عادی بودم معلم هنرم میگفت: به یه شخصی که با خط بریل مریل آشنا نبود یه کاغذ حاوی نوشته های بریل دادن دستش گفتن روش دست بزن میتونی بخونیش اونم لمس کرد و گفت: این رنده چیه؟ خخخ دنده های رنده کردن هویج یا خیار‌شور یا …. رو میگفت. خخخخ من کلی خندیدم. رععععد شما اصلاً کوچک نیستیا! شکسته نفسی مکن. بابا بزرگ.

  2. 2
    مهدی عزیززاده says:

    راستی مجتبی جان میگم: آیا میشه این علامت رو به صفحه خوان‌ها شناسوند؟ یعنی تا control+shift+2 رو میگیریم بگه نیم‌فاصله؟ یا ئقتی داریم کاراکتر به کاراکتر رو واژه‌ها حرکت میکنیم هنگامی که به نیم‌فاصله رسید سکوتی مرگبار بر فضای اسپیکر حاکم نشه؟ خخخ چگونه؟

  3. 3
    آرتیمان says:

    درود بر مجتبی راستش هر کاری میکنم نمیشم یعنی نشدم چی نشدم؟ یعنی متوجه نشدم و نمیشم. تو را خدا به من نادون کمک کنید یکی بیاد در راه خدا به من کمک کنه و بگه لزوم بودن این روزنامه چی هست چرا بودجه بیت المال را الکی حروم میکنن. کاش لا اقل تبدیل به هفته نامه میشد. تازه این که چیزی نیست سازمان استثنایی کشور زحمت کشیدن و کتابهایی را واسه دانشآموزای ما چاپ کردن که سرشار از اشتباهات چاپی و املایی هست تازشم با افتخار اونجا نوشتن لطفا نظرات خود را به واحد چاپخانه استان خراسان رضوی بفرستید من دیدم اگه بخوام بنویسم میشه مثنوی هفتاد من کاغذ بیخیال شدم

  4. 4
    samaaneh says:

    سلام.
    علامت نیم‌فاصله با ترکیب shift, controle, و 2 ساخته می‌شه. NVDA اسمش رو میگه ولی Jawz چیزی نمیگه.
    موفق باشید

  5. 5
    مظاهری says:

    اوه نگووو, واگذاری رو نوشته بودن واگزاری, و کلی اشتباه دیگه, البته من واقعً دوست دارم بهتر بشه,

  6. 6
    سیتا says:

    سلام آقا یکی به من بگه که من بریل چطوری یاد بگیرم آخه خب نخند بلد نیستم
    الان شروع کنم کی یادش گرفتنشو تموم میکنم آیااا ؟؟؟
    بعدش این روزنامه کاملا صحیح رو متنشو به طور معمولی باشه از کجا گیر بیارم بخونم؟؟؟؟؟
    هر کی جواب بده خدا بهش کلوچه بده ههه

  7. 7

    سلام.
    میگم تو پارتی بازی کردی قبول نیست.
    از امیر چرا غلط نگرفتیییی؟
    روابط تا چه حد آیااااا؟

  8. 8

    سلام
    سيتاي عزيز اگر بخواي من يادت ميدم

  9. 9
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! آقا لطفا ویرایش کنید پاک کردن حرام است!

  10. 10
    ترانه says:

    سلام کلی خندیدم ولی این جور اتفاقات! فقط مختص این روزنامه نیست کلی متن خنده دار جاهای مختلف خوندم یه وقت حسش بود میام اینجا می نویسیییم!هههه خب منم یه کم سوژه بشم مگه چی میشه!

  11. 11
    محمد رضا خوشی says:

    سلام مجتبی یک مستند خندهبازار بود ،راستی چرا از جنگ عربها نبود از جانشینی و اون به اون پول داده هو از اینجور چیزا بیخیال رد شیم

دیدگاهتان را بنویسید