دانلود نوار قصه ی مشتی صفر گربه ای داشت

درود به همه ی شما دوستان خوبم.
امیدوارم هرجا هستید خوب باشید.
بالاخره پرونده ی مشتی صفر به نتیجه رسید.
توی این پست با کمک آقا مصطفی نوار قصه ی مشتی صفر گربه ای داشت رو براتون میذارم.
راستی آقا مصطفی یه سایت خوب داره که اگر خواستید میتونید از آدرس زیر واردش بشید و ازش بازدید کنید.
http://www.maliwerdi.tk
اما بریم سراغ نوار قصه ی مشتی صفر گربه ای داشت.
این نوار قصه محصول شرکت بچه ها سلام هست و نویسنده و قصه گوی اون زنده یاد حمید عاملی هست.
بازیگران این نوار قصه هم عبارتند از:
منوچهر آذری، مینو جبارزاده، فرهنگ مهرپرور، عباس محبی، مهناز رشیدی و عباس بصیری.
این نوار قصه کیفیتش اگر خیلی مناسب نیست پیشاپیش پوزش میخوام.
تازه کلی با برنامه روش کار کردم که شده این.
به هر حال شما میتونید نوار قصه ی مشتی صفر گربه ای داشت رو با حجم بیست و هفت مگابایت از
اینجا
دانلود کنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چیه؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خب مگه قراره هر پست شعر داشته باشیم؟
خب الآن شعرم نمیاد.
چی کار کنم؟
آهان.
میریم برای خداحافظی.
تا پست بعد، مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
بدرود.

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
این نوشته در اجتماعی, داستان و حکایت, شعر, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان, موسیقی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

47 Responses to دانلود نوار قصه ی مشتی صفر گربه ای داشت

  1. 1
  2. 2

    سلاااام شهروز.
    آخیییش بالاخره این ماجرای دنباله دار مشتی صفر هم به پایان رسید، ولی داستان گربه مشتی صفر هنوز ادامه داره مثل اینکه.
    حالا بگرد نوار قصه دو مرغابی در پیاده رو رو پیدا کن، که اگه نکنی آقت میکنم به آرزوهات نرسی هاااا.
    ممنون بابت پست.

  3. 3
    آریا says:

    سلام شهروز
    ممنونم از نوار قصه
    به قل عمو چشمه ایول داری میییدونم
    دمت گرم
    شاد باشی از حال تا همیشه

  4. 4
    مصطفی says:

    سلام خدمت دادا و همه دوستان!من هم به نوبه خودم امیدوارم از دریافت این داستان زیبا لذت برده باشید!ارادت داریم یاحق

  5. 5
    ملیسا says:

    شلا،لا،لا،لا،لااااااااٱااااا،م،ی،که،خوبی شهلوژی،آآآخ جونمی قشه قشه،دوش دالم که،میگم عمو شهلوژی،،همیسه بلامون اژ این قشه ها بژال که،یعنی که من دوش دالم قشه،یعنی اوووخی میسم اگه بلامون قشه نذالی خب،میسی میسی میسی بینهایت تا که،دشتت دلد نکنه که،اوم اوم اومی،ام ام امممی،هولالالالالا،لااااا،لالالالااااییی،هوم هوم،دلتون لواشکی آبنباتی که،خخخخی،خدافسی

  6. 6
  7. 7
    مظاهری says:

    مشتی صفر گربه ای داشت, گربش رو خیلی دوست میداشت, الکی این به ذهنم رسید یه دفعه, من خیلی از اینا رو هنوز ندانلودیدم, ایشالا سر فرصت,
    راستی به یه نتیجه هم رسیدم ببین درست میگم,!
    تو در بیشتر مواقع, اگه ناراحت باشی شعر میذاری آخر پستت, الآن نسبت به اون پستها شادتری, مگه نه؟!
    ..
    بگو آره ضایعم نکن خخخخ

  8. 8
    پریسا says:

    سلام.
    به جان خودم تا همین امروز صبح که اسمش رو دیدم خیال می کردم سر کاریه. راستش هنوز هم خیال می کنم سر کاریه. باید دانلود کنم گوش بدم مطمئن بشم که سر کاری نیست. چیکاتر کنم دست خودمه مگه؟ وای آخجون آخجون آخجون آخجون آخجون این رو ندارم. شکلک از خوشی پریدم چسبیدم به سقف گیر کردم نمیام پایین. برم دانلودش کنم تا گربهه در نرفته.
    ایام به کام.

  9. 9
    پریسا says:

    نمی دونم چه داستانیه که توی کامنت هام در پست های شهروز همیشه اشتباه دارم. الان این ت وسط چیکار نمی دونم چیکار می کنه. این ها همهش تقصیره…وای خداجون ممنونم که حافظهم رو در آخرین لحظه بیدار کردی و به خاطر آوردم که صبح5شنبه زمان خوبی واسه اذیت کردن بعضی ها نیست. شهروز منظورم تو نیستی ها! به جان ابلیس اگر من هیچ وقت بخوام اذیتت کنم. من و این حرف ها! ابدا. تا خراب تر از اینکه شده نکردمش ایام به کام من در رفتم به ارتفاعات.

  10. 10

    سلام شهروز جان خیلی ممنونم از داستانهای قشنگت حالا اگر امکان داره می خوام ازت خواهش کنم هر چی داستان داری چه اونایی که برای دانلود تو سایت گوش کن گذاشتی چه اونایی رو که هنوز فرصت نکردی بگذاری اگر امکانش است تمامشو برای کتابخانه نابینایان و کم بینایان شهرستان بروجرد بفرستی
    ممنونت می شم این کارو انجام بدی
    با تشکر از تو دوست خوبم مهدی مقدسی مسؤول کتابخانه نابینایان و کم بینایان شهرستان بروجرد
    آدرس کتابخانه لرستان شهرستان بروجرد خیابان 45 متری بسیج جنب پارک مادر کتابخانه علامه سید جعفر شهیدی بخش نابینایان و کم بینایان
    تلفن: 066-42465800 و همراه 09163685237

    • 10.1

      سلام به مهدی عزیز هم مدرسه ای قدیمی.
      خوشحال شدم که اینجا پیدات کردم.
      ببین این آرشیوی که من دارم ناقصه.
      یعنی یه سری از نوارهای سایت رو بچه های دیگه گذاشتن که من ندارمشون.
      من فکر کنم اگه بری توی هدینگ موضوعات محله و لینک کودکان و نونهالان رو بزنی، تمام نوار قصه ها رو میتونی اونجا پیدا کنی و دانلودش کنی.
      از طرفی من آرشیوم رو مدام دارم تقویت میکنم برای همین اگه الآن برات بفرستم، دوباره بعداً جدیدترهاش رو از دست میدی.
      بازم هر طور بگی من در خدمتم.
      مرسی از حضورت.
      موفق باشی.

  11. 11

    سلام شهروز عزیز.
    واقعا که شاهکار کردی. چند سالی بود دنبالش بودم.
    پیشاپیش، دستت درست. دارم دان میکنم. حتما خوبه دیگه. مثل همه ی کارای دیگت.
    موفق باشی.

  12. 12

    سلام
    اولش فكر كردم ميخوايد از مشت زدن حرف بزنيد يا يه داستان راجع به مشت زدن ميخوايد برامون بذاريد خخخخ
    پس شعر كوووووو من اين شعر هاي پاياني را خيلي دوست داااارم
    راستي چه خبر از چيز يعني همون كه ميدونيد خيلي وقته كه پيدااااااش نيست نكنه كه ناراحتش كرده بااااشيد؟

  13. 13
    رعد بارانی says:

    سلاااام . خوبی شبو شور ؟؟؟
    چه خبر از عسلای ناب ؟؟؟
    راستی ی زنگ به داداش پروازت بزن . توی جشن تولد آسمانه دیدمش ههه دور از جونش مثل ی مرده متحرک شده بود .
    من که پیرو علیلم بی زحمت تو ی خبر ازش بگیر . نذار این یکی پسر هم مثل اون یکی نیست و دود بشه بره از محل .
    راستی همچین میگی شعر گفتنم نمیاد که اگه کسی ندونه فک میکنه شبو شور شده شبو شعر . ی ترانه از جهان بذار ما کیفشو ببریم . به حرف بزرگتر گوش کن

  14. 14
    پریسیما says:

    سلام شهروز
    بالاخره پیدا شد
    خب تبریییییک
    امیدوارم به همه ی خواسته هات مثل این نوار برسی
    موفق باشی

  15. 15
    رعد بارانی says:

    شبو شوور منم شعرهام مثل خودته . از اینو اونه ههههه
    ﻋـﺴـﻞ ﺑـﺎﻧـﻮ ﻫﻨـﻮزم ﭘـﻴـﺶ ﻣـﺎﻳـﻲ
    ‫اﮔﺮﭼﻪ دﺳﺖ ﺗﻮ، ﺗﻮ دﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ
    ‫ﻫـﻨـﻮزم ﺑـﺎ ﺗـﻮام ﺗـﺎ آﺧﺮﻳـﻦ ﺷﻌﺮ
    ‫ﻧﮕﻮ وﻗﺘﻲ واﺳﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪن ﻧﻴﺴﺖ
    ‫ﺣﺎﻻ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﺎورم ﻛﻦ
    ‫ﺑـﺪون ﺑـﺎ ﻳـﺎد ﺗـﻮ ﺗـﻨﻬﺎﺗـﺮﻳﻨﻢ
    ‫ﻫﻨﻮزم زﻳـﺮ رﮔـﺒﺎر ﺗـﺮاﻧﻪ
    ‫ﻛﻨﺎر ﺧﺎﻃﺮات ﺗﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻢ

    ‫ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ ﻋﺴﻞ ﮔﻴﺴﻮ ﻋﺴﻞ ﭼﺸﻢ
    ‫ﻣـﻨـﻮ ﻳـﺎد ﺧـﻮدم ﺑـﻨـﺪاز دوﺑـﺎره
    ‫ﺑﺬار از اﺑﺮ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻧﮕﺎﻫﻢ
    ‫ﺑﺎزم ﺑﺎرون دﻟـﺘﻨﮕﻲ ﺑﺒﺎره

    ‫ﺗﻮ رﻓﺘﻲ ﺑﻲ ﻣﻦ اﻣﺎ ﻣﻦ دوﺑﺎره
    ‫دارم از ﺗـﻮ ﺑـﺮاي ﺗﻮ ﻣﻴـﺨﻮﻧﻢ
    ‫ﺳﻜﻮت ﻟﺤﻈﻪﻫﺎي ﺗﻠﺨﻮ ﺑﺸﻜﻦ
    ‫ﻧـﺬار اﻳﻨﺠﺎ ﺗـﻚ و ﺗـﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ

    ‫ﻋـﺴـﻞ ﺑـﺎﻧـﻮ ﻫﻨـﻮزم ﭘـﻴـﺶ ﻣـﺎﻳـﻲ
    ‫اﮔﺮﭼﻪ دﺳﺖ ﺗﻮ، ﺗﻮ دﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ
    ‫ﻫـﻨـﻮزم ﺑـﺎ ﺗـﻮام ﺗـﺎ آﺧﺮﻳـﻦ ﺷﻌﺮ
    ‫ﻧﮕﻮ وﻗﺘﻲ واﺳﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪن ﻧﻴﺴﺖ
    ‫ﺣﺎﻻ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﺎورم ﻛﻦ
    ‫ﺑـﺪون ﺑـﺎ ﻳـﺎد ﺗـﻮ ﺗـﻨﻬﺎﺗـﺮﻳﻨﻢ
    ‫ﻫﻨﻮزم زﻳـﺮ رﮔـﺒﺎر ﺗـﺮاﻧﻪ
    ‫ﻛﻨﺎر ﺧﺎﻃﺮات ﺗﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻢ

    ‫ﻋﺴﻞ ﺑﺎﻧﻮ ﻋﺴﻞ ﮔﻴﺴﻮ ﻋﺴﻞ ﭼﺸﻢ
    ‫ﻣـﻨـﻮ ﻳـﺎد ﺧـﻮدم ﺑـﻨـﺪاز دوﺑـﺎره
    ‫ﺑﺬار از اﺑﺮ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻧﮕﺎﻫﻢ
    ‫ﺑﺎزم ﺑﺎرون دﻟـﺘﻨﮕﻲ ﺑﺒﺎره

    ‫ﺣﺎﻻ ﻫﺮﺟﺎ ﻛﻪ ﻫﺴﺘﻲ ﺑﺎورم ﻛﻦ
    ‫ﺑـﺪون ﺑـﺎ ﻳـﺎد ﺗـﻮ ﺗـﻨﻬﺎﺗـﺮﻳﻨﻢ
    ‫ﻫﻨﻮزم زﻳـﺮ رﮔـﺒﺎر ﺗـﺮاﻧﻪ
    ‫ﻛﻨﺎر ﺧﺎﻃﺮات ﺗﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻢ

    ‫ﺗﻮ رﻓﺘﻲ ﺑﻲ ﻣﻦ اﻣﺎ ﻣﻦ دوﺑﺎره
    ‫دارم از ﺗـﻮ ﺑـﺮاي ﺗﻮ ﻣﻴـﺨﻮﻧﻢ
    ‫ﺳﻜﻮت ﻟﺤﻈﻪﻫﺎي ﺗﻠﺨﻮ ﺑﺸﻜﻦ
    ‫ﻧـﺬار اﻳﻨﺠﺎ ﺗـﻚ و ﺗـﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ
    ‫ﻧـﺬار اﻳﻨﺠﺎ ﺗـﻚ و ﺗـﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻢ

  16. 16
    رعد بارانی says:

    راستی الان با خودم میگم نکنه متن آهنگ که کپی کردم از نوع پیف پیفکی باشه و صفحه خونا براتون نخونه خخخ یا اگه میخونه شلم شوروا بخونه .
    شبو شور از کجا بدونم که ی متن پی دی افه . تا اونو براتون کپی نکنم ؟؟؟؟؟ واقعا برام مهمه . اگه میدونی بگو …..
    ولی چه مزه ای داد اونوروز که همتون افتادید توی دردسر خخخ حقتون .
    چون من میدیدم که نوشته شهروز حسینی در حال ویرایش ، ملیس در حال ویرایش .
    آی حرص می خوردم ، فک می کردم دارید با گوشکوب میزنید توی چشم پستم هههه
    تو نگو دارید ابروشو بر میدارید و خوشگل مشگلش میکنید خخخ
    پری سیرت هم تو دردسر افتاد ههه
    خب ی تماس می گرفتن تا دوباره کپی کنم .

  17. 17
    رعد بارانی says:

    اینا که گفتی یکیشو میفهمم . این که خطش شکسته نباشه . ولی خب من همه رو میبینم که از راست به چپ نوشته شده . حالا این چندتا بیتو با دستان مبارکم تایپ کردم .
    باشد که مورد قبول عسل جان و خانم مهربان یا همون کاظمیان بیفتد . مهم ونوسیا هستن هههه شبو شور فیلمای صمد به کارگردانی پرویز صیادو نگاه کردی ؟؟؟ ی جا صمد با ی آقا میره کتو شلوار بگیره . صمد کتو میپوشه به دوستش که مثلا با کلاسه میگه این کت خیلی تنگه . دوستش میگه اینجوری خوبه . خانوما این جوری دوست دارن ، بعد صمد که انگار ی کشف مهم کرده با لهجه ی خودش میگه : ها این خوبه . خانوما اینجوری می پسندن ؛ مهم خانوما هستن . شما که آدم نیستید . اصل خانوما هستن خخخ خلاصه از اونجا به بعد هی میگه ها خانوما اینجوری میپسندن ، شما که آدم نیستید خخخ خلاصه خیلی دیالوگ خنده داریه . مریخی خونه ی ما هم تا من میگم این قشنگه تو که سلیقه نداری تبدیل به صمد میشه ههههه
    حالا این همه گفتم که این شعرو با دست خودم تایپ کردم . خانوما مطمئنم خوششون میاد

    عسل بانو هنوزم پیش مایی / اگر چه دست تو ، تو دست ما نیست
    هنوزم با توام تا آخرین شعر / نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست
    حالا هر جا که هستی باورم کن /بدون با یاد تو تنهاترینم
    هنوزم زیر رگبار ترانه / کنار خاطرات تو میشینم

  18. 18
    علی سعدالله خانی says:

    سلام شهروز جان بازم گل کاشتی دستت درد نکنه همین طور از آقا مصطفی هم تشکر میکنم میگم این پریسا کوش کجاست چیشد قهوه خونه چرا ندیدمش ارتفاعات کجاست منظورش سقف خونشون بود بگو تو که برای خونوادت کاری نمیکنی دیگه چرا خرج رو ی دستشون میذاری بسر خودت رحم نمیکنی به سقف خونه رحم کن میگم پریساآآآآآ بستنی یخی اردو یواشکی بعدن میگیم یادت نره هاآآآآآ آخه چراآآآآآ میگم رععععد اون شعر بود یا پارسآوا بیتربیت شده این دیگه چی بود خوب میخوای چیز بهمون بدی یه جوری بگو تا بفهمیم و یه جواب درست و درمون بهت بدیم بازم ممنون شهروز جان راستی کار درستی میکنی که یه خط در میون شعر میذاری همین درسته بذار ملت تو کف بمونن

  19. 19
    پریسا says:

    سلام.
    بیام بیرون از پناه گاه؟ امنه آیا؟ من اینجام داداش علی. آب زرشک بدم خدمتتون؟

  20. 20
    پریسا says:

    شهروز اینجایی؟ تو هم آبزرشک می خوایی بدم خدمتتون؟ داداش علی رو بیدارش نکنی بنده خدا خسته هست یواش آفرین.

  21. 21
    علی سعدالله خانی says:

    سلام حالا دیگه اینجوریه آب زرشک بالاخره دیر یا زود که از اونجا میای بیرون یه آب زرشکی بهت نشون بدم که هزارتا اردو یواشکی و هزار هزارتا بستنی ی یواشکی از بغلش بزنه بیرون فعلا باش تا صبح دولتت بدمد

  22. 22
    پریسا says:

    یو هوووووو! شرمنده داداش علی چاره ای نداشتم ببخشید دیگه. ایام به کااااام.

  23. 23
    پریسا says:

    احتمالا توی بوقی شیپوری سوتی چیزی میدمد شاید هم توی بادکنک بدمد.
    حالا که معمات رو حل کردم بیخیال اذیت کردنم بشو.

  24. 24
    پریسا says:

    سلام. با گوشی اومدم. آخ جون.
    به جان خودم سوال داشتم ولی الان که با تمرین و خطا احتمال میدم نام کاربریم رو درست زده باشم از ذوق سوالم یادم رفت. بذار روی پستت تمرین کنم شهروز آفرین گناه دارم.
    وای اگر آزمایشم موفقیت آمیز باشه میرم به نشانه تشویق خودم1بستنی فالوده یواشکی با آب لیمو می خورم به یاد هیچ کسی هم نیستم تا بستنیم تموم بشه. یعنی صداقتم تکه.
    ایام به کاااام.

  25. 25
    مهدی says:

    سلام
    ممنون بابت فایلهاتون . تا حالا 2 تا از نوار قصه های قدیمی که هیچ جا نداره رو اینجا پیدا کردم و خیلی خوشحالم
    اما اگه میشه این چند تا نوار رو هم بگداری ممنون میشم
    اولی : موش موشک آسته برو آسته بیا ، که گربه شاخت نزنه ، پنجول و چنگت نزنه
    دومی : حمله سوی قبیله ، کسی اسیر نگیره ، پیر و جوون و بچه، اسب و الاغ و گله

دیدگاهتان را بنویسید