گوشکنیها کجا رفتن!

سلام به گوشکنیهای عزیز! امیدوارم که هرجا هستید، خوب و خوش و سلامت باشید!
مخاطب من اینجا اون گوشکنیهای خاصه. اون حرفه ایها. اونا که نمیشد یه روز از خواب پا بشن و سراغ گوشکن نیان. به ندرت پیش میومد که به پستی سر نزنن. کجایین؟ نه وژداناً بگید چه خبره؟ غذیه چیه؟ خب بگید ما هم بدونیم. مگه میشه شما خبر نداشته باشید که گوشکن باز شده. ههَهَه. نه. غیر ممکنه.
رفتم ببینم بازدیدهای امروز و دیروز با ده دوازده روز پیش چقدر فرق داره. متأسفانه نتونستم. حیف که قبلا این چیزا رو بررسی نمیکردم. تا دو هفته پیش، اگه 24 ساعت به سایت سر نمیزدیم، بعد از 24 ساعت میومدیم و میدیدیم چار پنج تا پست جدید داریم. وارد هر پستم که میشدیم سی چل تا کامنت خورده بود. دیگه بازدیدا و لایکا رو یادم نیست که چقدر بود. عجیبه که بعد از جا به جایی سایت، میشه گفت تعطیل شده. یه روز کامل که میگذره یا یه پست جدید داریم یا اونم نداری. شایدم دوتا باشه. که بیشتر اونا رو هم مدیرا زدن. بعد وارد میشی میبینی چارتا پنج تا کامنت بیشتر نداره. مگه میشه! خودتون باور میکنید. نمیخوام کار بچههای دیگه رو زیر سؤال ببرم هاا! سوء تفاهم پیش نیاد؟ گفتم که مخاطبام اونایین که همیشه و همه جا هستن. حالا اینا هیچی. اصلا خودتون نیستید.نه پستی، نه کامنتی، نه اظهار خوشحالی از برگشتن گوشکن. تو این قسمت پرسش و پاسخ هم که نیستید. نمیدونم باید چی بگم. یه چیزی هی تو ذهنم تکرار شد. ولی سخته برام باورش کنم. هی گفتم یه پست بزنم و حرفامو بگم. هی جلوی خودمو گرفتم. اما نتونستم.
یه چیز دیگه ای رو هم بگم. شاید ربطی به این موضوع نداشته باشه ولی اینجا فرصت خوبیه برای مطرح کردنش. یکی از بچههای عزیز، کسی که قبولش دارم و براش احترام قائلم، از من ناراحت شده. به خاطر این که باهاش چنتا شوخی کردم. راستش نمیتونم بپذیرم که کسی با من قهر باشه. من اصلا بلد نیستم که با کسی دشمنی داشته باشم، یا بخوام کسی رو اذیت کنم، یا از کسی کینه ای داشته باشم. همیشه به همه خوشبین بودم. با همه هم شوخی میکنم. ولی چند بار به خاطر شوخیهای تندم کسانی رو ناراحت کردم. خب همیشه سعی کردم بهشون ثابت کنم که قصد ناراحت کردن یا اذیت کردنشو نداشتم. معمولا قبول کردن. اما اینجا من به ایشون دسترسی نداشتم. تو اسکایپ هم منو از مخاطبهاش حضف کرد. راستش از شهروز خواستم پیگیر بشه. خبری نشد و من بیخیال شدم. گفتم خب دوست نداره ارتباط داشته باشه. این امید رو هم داشتم که یکی آستین بالا بزنه و ما رو آشتی بده. خخخ چقدر پررو! حالا اینجا رسما عذرخواهی میکنم و امیدوارم که از من ناراحت نباشه و دیگر هیچ.
این شعرم تقدیم میکنم بهتون
قطار می‌رود…
تو می‌روی…تمام ایستگاه می‌رود…و من چقدر ساده‌ام که سال‌های سال
در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده‌ ام و همچنان به نرده‌های ایستگاه رفته تکیه داده‌ام‌‌!
“قیصر امین پور”

بدرود

درباره یکی از شما

به نام حق و حقیقت. سلام به دوستای دوست داشتنیم. من عباس منتخب یگانه هستم. متولد اسفند61 . پنج سالم بود که پدر مادرم متوجه شدن چشمام داره روز به روز ضعیفتر میشه. تا شیش ماه برای درمان من به این بیمارستان و اون بیمارستان میرفتن. ولی دکترا نمیتونستن تشخیص بِدَن. و برای این که کم نیارن میگفتن عقبموندس. تا این که دکتر خلعتبری متوجه شد یه غده رو عصب چشم راستمه و باید هرچه زودتر عمل بشه. ایشون گفتن اگه سه ماه زودتر تشخیص داده میشد، بَچّتون بینایی کاملشو به دست می آورد و اگه 10 روز دیگه می آوردینَش خودش از دست میرفت. خلاصه عملم کردن و غده رو در اوردن. ولی اون غده عصب چشم راستمو کاملا له کرده بود و به عصب چشم چپَم هم آسیب رسونده بود. یعنی الان فقط چشم چپَم یه کم میبینه. و به چنتا بیماری دیگه هم مبتلا شدم که اینجا مجال بیانش نیست. مثل همه عاشقها نفهمیدم از کی عاشق شعر و ادبیات شدم. و عاشق موسیقی سنتی هم هستم. آثار سعدی رو خیلی دوست دارم. سال 89 تو آزمون آموزش پرورش شرکت کردم و بعد از قبولی برای مصاحبه منو فرستادن ناکجا آباد برای گزینش هم رفتم. وقتی رفتم که نتیجه رو بگیرم مسوول مربوط گشت و گفت نتیجه استخدامت نامعلومه. بعد از کلی رفت و آمد به ادارات مختلف فهمیدم که به خاطر معلولیت مَنو نپذیرفتن در حالی که تو همه مراحل امتیاز لازمو گرفته بودم. نامه سه درصد رو هم از بهزیستی برده بودم. اون موقع هرچی رفتم دنبالش به نتیجه نرسیدم. سال 92 یه آشنا پیدا کردم و مُشکِلَمو بهش گفتم و ایشون منو معرفی کرد به معاون فنی اداره وقتی رفتم اداره متوجه شدم که دارن کار بچههای نابینا رو درست میکنن. مسوول سه در صد منو فرستاد آموزش پرورش شهرستانهای تهران. خلاصه مدتهای زیاد رفتم دنبالش و بارها و بارها زنگ زدم تا این که اردیبهشت 93 بهم زنگ زدن که برای گزینش برم اداره. گزینش هم رد شدم و با اعتراض و میانجی گری آشنامون تونستم وارد بشم و از اول مهر 93 آموزگار مدرسه گلستان شدم. البته اونجا هم سرگردانم و کلاس مشخصی بهم ندادن. به هر حال الان راضیم. اومدم اینجا که تجربه‌هامو با شما تقسیم کنم و از تجربههای شما هم استفاده کنم. خوشحالم که با شما دوست و همسایه شدم. امیدوارم همسایه خوبی براتون باشم. کسایی که با من همسلیقن یا همینجوری میخوان با من ارتباط داشته باشن. اسکایپ من montakhabyeganeh هست و ایمیلم montakhabyeganeh@gmail.com شماره تماسم 09192261989 اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد. باقی همه بیهودگی و بی ثمری بود.
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

28 Responses to گوشکنیها کجا رفتن!

  1. 1
    پریسا says:

    سلام یکی از ما.
    من حرفه ای نیستم ولی تا دلت بخواد گوش کنی هستم و الان هم اینجام. همیشه اینجام. حالا گیریم این روز ها1کوچولو واسه1سری گرفتاری شخصی مجبورم کمتر پشت سیستم باشم و در نتیجه مجبورم با گوشی اون هم یواشی تقلب کنم گرفتاری ها رو دور بزنم بیام توی محله بی صدا بچرخم. با اینهمه من هستم. حسابی گوش کنی هستم و اولین لایک پست شما رو هم خود خودم زدم. آخ جون.
    بقیه هم هستن. مطمئن باش. اون بنده خدا هم که من نمی دونم کیه امیدوارم با این پست شما کدورت از دلش بره و باز با هم شفاف باشید.
    ایام به کامت.

    • 1.1
      یکی از شما says:

      سلام پریسا.دمت گرم که هستی و دمت گرم که جواب دادی و لایک کردی! امیدوارم که هرچه زودتر مشکلت حل بشه و مثل پریسای سابق بشی. امیدوارم هیچوقت گرفتار نباشی! امیدوارم که بچههای دیگه هم باشن و گوشکن مثل قبل ما رو از کار و زندگی بندازه! خخخخخ امیدوارم اون بنده خدا هم پستو بخونه و هر حرفی داره رک و راست بیاد بگه. امیدوارم.

  2. 2
    مریم شیبانی says:

    سلام
    من البته خیلی قدیمی نیستم ولی وقتی سایت تعطیل شد گفتم یک کم کم‌تر بیام تا توی سایت معتاد نشوم.
    ولی این بخش پرسش و پاسخ باز من را این جا کشاند.
    ولی با این حال تازگی‌ها پستی که همه را دور هم جمع کند کم شده.
    من سعی می‌کنم همیشه باشم تا جایی که بشه
    پستهای تجربی بچه‌ها را زیاد دور هم جمع می‌کند
    ممنون از شما

    • 2.1
      یکی از شما says:

      سلام. خیلی فرق نمیکنه که قدیمی باشید یا جدید. اما اینجا مخاطبان من اونا بودن که همیشه هستن. مثل خود پریسا. ولی معلومه که شما هم خیلی فعالید. خخخ. نمیشه به این سایت معتاد نشد. منم به خاطر همین تعجب کردم. نمیدونم شایدم دلیلش همین بوده. شاید پستا رو بچهها دوست نداشتن. البته من قانع نمیشم. به نظرم اینطوری هم نیست. ممنون از حضورتون

  3. 3
    عمو حسین says:

    عباس دغدغه های تو دغدغه های شخص من هم هست. عدم استقبال درست حسابی از برخی پستها ممکنه سبب دلسردی نویسندهها بشه. بویژه شرکت در پستهای مهم و اساسی نسبت به برخی پستها کمتره. مثلا انتظار میرفت که در پست لایحه حمایت از حقوق معلولین و یا پستی که مربوط به مصوبات هیئت دولت میشد افراد بیشتری شرکت کنند و نظرات بیشتر و مفیدتری ابراز بشه. یعنی ما باید این مصوبات و لایحه رو بخونیم و بتونیم نقاط مثبت و منفیش را در بیاریم و بگوش نمایندگان برسونیم چون بخصوص لایحه باید در مجلس مطرح بشه و میطلبد که ما و تشکلهایمان فعالتر با قضیه برخورد کنیم.
    به هر حال ممنونم که مثل من و خیلیهای دیگه محله اینقدر برات مهمه.
    راستی من از شرکت آوا هوشمند قلم خواستم که بیایند و به پرسشهای بچهها جواب بدند و خوشبختانه این کار رو هم کردند ولی اگه استقبالی از پست مورد نظر نشه، خب خیت میشیم دیگه. خخخخ.

    • 3.1
      یکی از شما says:

      سلام عمو حسین. آره واقعا. نگران کنندس. پستهای دانلود کلی طرفدار داره. بچههای ما هم آدمای سطحی نیستن که بگی این چیزا رو درک نمیکنن یا به کارشون نمیاد.نمیدونم واقعا. با این وجود نبودن بچهها باز هم عجیبه و این دلایل قانع کننده نیست.
      جدیدا پستها دارن به سمت و سوی خوبی میرن و مسائل اساسی و تأیین کننده و مباحث فرهنگی خیلی داره بیشتر میشه. امیدوارم همه مشارکت کنن. ممنون از حضورتون.
      اما خوب واقعا اگه بچهها به این مطالب نیاز ندارن…..

  4. 4

    سلام عباس جون.
    من که هستم.
    بودم و احتمالا هم خواهم بود.

  5. 5
    ali asghar hasanpoor says:

    سلام عباس من گوشکنی بودم و تا آخرین نفس هم گوشکنی هستم راستی مرسی از شعرت

  6. 6
    بی ادعا says:

    درود. من هم اگه لایق باشم, گوش کنی هستمو خواهم بود. ولی یه چند وقتی هست دارم رو یه پروژه ای کار میکنم که ببینم چه کاری میتونم برا همنوعام انجام بدم. تا ببینیم خدا چی میخواد. ولی به پستها سر میزنمو میخونمشون. آموزش ها رو هم آماده دارم که در جای خودش منتشر میکنم. بعضیها فکر نکنند ما خلف وعده کردیم.
    خوشو خرمو پیروز باشید.
    همیشه بهتر از دیروز باشید.

    • 6.1
      یکی از شما says:

      سلااام علی جون! چطوری؟ امیدوارم که هرچه زودتر و بهتر پروژت به نتیجه برسه. آره کم و بیش متوجه حضور تو بودم. مخصوصا این که همیشه برای گوشکن تبلیغ میکنی. حیاقتشو داری چرا که نه. اونقدر که تو برای گوشکن کار کردی، من نکردم.تما لمنتظر آموزشت میمونم. مرسی که حاضری زدی.

  7. 7

    سلام سلام منم حرفه ای نیستم اما اینجا هستم مگر من را به زور بیرون کنند

    • 7.1
      یکی از شما says:

      سلام خانم کاظمیان! خواهش میکنم. اختیار دارید.
      فکر کنم شما تنها کسی هستید که تو همه پستا بودید. البته غیر از دوستانی که تازه به گوشکن پیوستن و اونا هم همه جا هستن.
      شما تو همه پستها، یا بعد از من کامنت میذاشتید یا قبل از من.
      مرسی از حضورتون.

  8. 8
    گوشه نشین says:

    سلام اولاً از آشنایی با شما خیلی خوشحال شدم هرچند به صورت مجازی بنظر من ایجاد پست پرسش و پاسخ کمی مشکل دارد یا من با آن مشکل دارم بهتر است یک آموزش براش بگذارند. البته استقبال نابینایان از گوشکن خیلی به نحوهی مدیریت مدیران محله دارد در جواب عمو حسین عزیز باید عرض کنم که در مورد این لایحه اکثر نابینایان دچار نا امیدی و بیثمر بودن آن+ هستند… به به هر حال گوشکن باید بماند و حتماً هم خواهد ماند. ++++ ++

    • 8.1
      یکی از شما says:

      سلام به گوشه نشین! منم از آشنایی شما خوشحالم. امیدوارم بیشتر با شما آشنا بشم.
      من نمیدونم شما دقیقا با کدوم بخش پرسش و پاسخ نمیتونید کار کنید. به هر حال این بخش تازه راه اندازی شده و کم کم شرایط بهتر میشه و کار کردن با اون ساده تر میشه. خوب اگه ضرورتش احساس بشه یکی از بچههای خودمون آستین بالا میزنه و آموزش کار با این بخْشو میزاره تو سایت.
      راستش متوجه نِمیشم که منظورتون از این که استقبال نابینایان از گوشکن به نحوه مدیریت اون بستگی داره یعنی چی! خوب مسلمه که بستگی داره. به هر حال من نمیتونم در این زمینه نظر بدم. غیر از این که اگه پیشنهاد یا انتقادی در مورد سایت و نحوه مدیریتش دارید، در بخش تماس با مدیران نظرتونو بگید. مطمئن باشید بررسی میکنن و اگه لازم ببینن تغییراتی اعمال میکنن.
      آره، منم موافقم که بچهها نا امید شدن و قید خیلی چیزا رو زدن. با توجه به گفتههای آقای معینی، تو همون پست، بهزیستی خیلی کم تو جلسات بررسی اصلاحات قانون حمایت از حقوق معلولان شرکت میکرده. پس هر حرفی که در مورد بهزیستی گفته میشه مبنی بر حمایت نکردن بهزیستی از معلولان اینجا ثابت میشه و نابیناها حق دارن که نا امید پیگیری نکنن. اگرچه با پیگیری نکردن مخالفم.
      مرسی از حمایت و مشارکت و حضورتون

  9. 9
    ‌آر‌تی‌مان says:

    درود بر تو من که همیشه هستم گوشکن باش تا ما هم باشیم

  10. 10
    سیتا says:

    سلام آقای معلم اجازه، ما هستیم. راستی الان فصل مسافرت هستش بیشتر گوشکنیا هم دارن ایران گردی میکنن نگران نباشین ما گوش کنی ها هر جا باشیم به یاد گوش کن هستیم و به محله بر میگردیم. آقای معلم یگانه ای یکی از ماها خخخ موفق و بالنده باشین.

    • 10.1
      یکی از شما says:

      سلام سیتا خانم.
      خخخخ یعنی چی!
      خوب شما اگه دانشآموز خوبی بودی که الان نمیومدی. خخخخ
      نمیدونم. شاید. ولی فکر نکنم. یعنی پارسالم اینطوری بوده؟ فکر نکنم. نه. من که قانع نمیشم.
      به هر حال امیدوارم، هرچه زودتر برگردن.
      خیلی ممنون! همچنین. مرسی از حضورت

  11. 11
    مظاهری says:

    خودمم که به دلیل سرعتم نشد وارد حساب کاربریم بشم, سلاااام!! خوبین خوشین سلامتین, آقای معلم شما چطورین, راستی من اون پستتون رو یه جایی که اینترنت گیر اورده بودم خوندمش, خلاصه من نت ندارم, گل ریزون کنید مبینت بخرم گرونه, هیجا ساپورتم نمیکنن, خخخ
    خلاصه خوشحالم امیدوارم کامنتم ثبت بشه, دو ساعت یه پست رو باز میکنم میذارم میرم آروم آروم باز بشه

    • 11.1
      یکی از شما says:

      بیاید که یکی دیگه شونم گرفتم. خخخخ…
      سلام خانم مظاهری! مرسی منم خوبم. شما چطوری؟
      وقتی میگی معلم، واقعا با خودم درگیر میشم. عمل نکردن به تعهدات، لیاقت نداشتن تو این کار، سوء سابقه ای که دارم، حماقتها و بچگیهایی که تو سال گذشته کردم همه از ذهنم میگذرن. به هر حال ممنون که به اون پستم توجه کردی.
      خوب بچهها پولاتونو بزارید رو هم برای این مستضعف مبینت بخریم. خخخخخ من حاضرم ۵۰۰ تومن بدم. حالا چه قدر میشه پولش؟
      خوب خدا رو شکر که کامنتت ثبت شد. وگرنه، اِسمتو جز غایبا رد میکردم. خخخ اینترنت ما هم دست کم نداره. من که وقتی میخوام برم تو اینترنت، گوشیمم میزارم دم دستم. از گوشی مثلا وارد اینستاگرم میشم. تا اون باز بشه میام اینجا یه کامنت میزارم. تا کامنتم بره میرم پیامامو میخونم.. خلاصه باید در کنار اینترنت یه کار دیگه هم بکنی. مثلا کتابی چیزی بخونی.
      ممنون که اومدی و امیدوارم که هرچه زودتر به اینترنت دسترسی پیدا کنی.

  12. 12
    عباس says:

    سلام عباس
    منم هستم،ولی دیگه چراغ خاموش میرمو میام
    به هر حال هر کسی یه کاری،مشکلی،گرفتاری،مشغلهیی داره دیگه
    منم تا جایی که وقت بهم اجازه بده هستم

    • 12.1
      یکی از شما says:

      سلام عباس. ایشالا که هرچه زودتر چراغت روشن بشه. خخخخخخخ
      آره خوب ولی احساس میکنم تا حالا کمتر همچین اتفاقی افتاده باشه. مأمولاً هر کاری هم داشته باشن میان اینجا. به هر حال، عدم الان ۱۰ روز نیستن. البته یکی شونم تو بودی ها! خدا کنه که مشغلهها و گرفتاریهای همه خوب باشه و مشکلی نداشته باشن.
      بزار یه چیزی رو لو بدم. این عباس آقا سرش شلوغ بوده. میدونید چرا؟ رفته مسابقات بین المَمَلیی، نه ببخشید!مسابقات ملی دو و رتبه دو رو تو دوی ۲۰۰ متر و رتبه سه تو دوی صد متر اورده. با وجود این که مربا نداشته و حتی مسؤولای اون بخش نذاشتن بره و گفتن رتبه نمیاری و از این حرفا. حالا دیگه خودتون میدونید چی کارش کنید.

  13. 13
    آریا says:

    سلاام بر عباس عزیز
    منم هستم اما کم این روزا خیلی گرفتارم
    من یک کامنت گوشکن رو با هیچ سایتی عوض نمیکنم
    شااد باشی

  14. 14
    فاطمه says:

    سلام سلام خوبید خوشید؟ خوب خوشحالم که خوبید: عجب چی بگم بابا؟ من که خیلی سرم شلوغ شده کلی مشکل برام پیش اومده: گاهی وقتها که فکر میکنم به یاد میارم قبلً ها بیشتر میومدم و بیشتر از محله خبر میگرفتم ولی الآن به زور همون ماهی یک بار رو میام: البته توی سایتهای دیگه هم نمیرم: خیلی دپرسم: شرایطم بهتر که شدش حتمً بر میگردم: تا اون موقع به خدای مهربون میسپارمتون:

دیدگاهتان را بنویسید