تاریخ هنر ایران و جهان….جلسه اول

سلام عرض ادب و احترام خدمت دوستای گلم…

چند وقتی بود فکری بودم که تخصص من بدرد دوستان گوشکنی میخوره یانه…امروز با خودم اندیشه همی کردم که آیا یک نابینا میدونه وقتی میگیم فلان کتاب اکسپرسیونیسمیه یعنی چی؟ یا کلیسای ایکس به سبک گوتیک ساخته شده یعنی چی؟ یا فلان شعر فوتوریسمیه چیه؟!

فرقی نمیکنه من نابینا باشم یا بینا…بعضی چیزا هست که دونستنش بهتر از ندونستنشه…هر دوره ی تاریخی یک سبک خاص برای خودش داره که شما با دونستن مشخصات اون سبک چشم بسته میتونید بگید مال چه دوره ایه…مثال میزنم: شما با خانواده وارد یک بنای تاریخی میشید…خانواده در وهله اول میگن: اووووو…این ساختمان همش آجریه…چه عجیبه آجر چینیش…و شما در همین حین میپرید وسط حرف بزرگترا و میگید: این سبک معماری دوره سلجوقیه….خانواده ممکنه بهتون بخنده…ولی وقتی رفت و شناسنامه تاریخی اون مکان رو خوند، حالش گرفته میشه و میفهمه که خنده ش کاملاً بیجا بوده… یا خوبه آدم بدونه که چی شد که کار هنر به اینجا کشید که کاسه توالت مارسل دوشان در سبک دادائیسم بعد از جنگ جهانی اثر هنری شناخته شد… یا سبک کوبیسم توی ادبیات چه تأثیری داشت…

اولین کلمه ای که باید بشناسیمش هنر هست…کلمه هنر در زبان فارسی به سانسکریت برمیگرده به لفظ سونر و سونره که در اوستایی و پهلوی با هونر و هونره به معنای نیک مردی و نیک زنی همریشه است…در زبان فارسی قدیم چهارهنران به معنای فضایل چهارگانه شجاعت، عدالت، عفت، و حکمت عملی به معنای فرزانگی اومده و در اشعار فارسی هم بسیار به این هنر اشاره شده…مثل: تا مرد سخن نگفته باشد

عیب و هنرش نهفته باشد

پس میبینیم که هنر در ایرانِ ما با هنر در دنیای غرب تفاوتش بسیار بوده…در تفکر ما هنرمند کسی بوده که دارای فضائل اخلاقی باشه و  در تفکر غرب هنرمند کسی بوده که خالق اثر هنری باشه…البته امروز تقریباً ما و غربیها هم صدا باهم یک تعریف از هنر ارائه میدیم…

و اما هنر در تفکر غرب: خنده داره ولی هنوز به یک تعریف کلی از هنر نرسیدیم در غرب…برخی میگن که هنر زیباییه…بعضی میگن هنر بازنمایی طبیعته، برخی دیگه میگن هنر نوعی بیانه…بعضی دیگه میگن: هنر احساسه و بقیه هر کدوم در طول تاریخ یک جور هنر را تعریف کردند و همین تفاوت در تعاریف مختلف باعث بوجود اومدن سبکهای مختلف هنری شده…رئالیسم و باروک و روکوکو و رومانتیک و غیره و ذلک که در ادامه بهش خواهیم رسید…

زیبایی چیه؟ در تعریف این کلمه هم تا به حال به یک تعریف جامع نرسیده بشریت…بعضی میگن زیبایی در نظم و تعادله، بعضی میگن زیبایی در هنر باید غیر مغرضانه باشه…یعنی من وقتی یک آهنگ روشنیدم، فی نفسه از آهنگ لذت ببرم…نه اینکه چون منو یاد جشن عروسیم انداخته…یا یاد معشوقم افتادم، یا یاد هر چیز دیگه…آهنگ خود خودش بی غرض باید بدل آدم بشینه…در اون صورت آهنگ زیباست و اثر هنریه…بعضی هم توی سر خودشون میزنن و میگن هنر زیباتره یا طبیعت؟ اینها مقولاتیه که سرش جنگ و دعوا بسیاره و موضوع بحث ما نیست…ما قراره سبکهای هنری رو بشناسیم…جلسه بعدی راجع به هنرهای پریمیتیو یا هنرهای ابتدایی صحبت خواهیم کرد…

جلسات رو کوتاه برگزار میکنیم تا خسته نشید….

زییییییییییییییینگ…پاشید برید خونه هاتون…..

این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

91 پاسخ به تاریخ هنر ایران و جهان….جلسه اول

  1. 1
    javad says:

    سلام بر رهگذر یا معصوم یا آبدارچی!!!!
    شما این پست رو پسندیدید!
    اما بریم سر پستت خیلی عالی جالب و بی همتاست این کارت(اگه ادامه دار باشه که عالیتر میشه)
    خوشحالم که کسانی هستند جز پست های…(نگم بهتره)پست های درست و حسابی هم میزنن….
    امیدوارم بچه ها قدر کسانی مثل تو و رعد رو بدونن…
    من خودم خیلی تاریخ خون و تاریخ دونم و کمبود این مسائل رو تو خودمون خییییلی حس کردم…
    راستی همین افتخار واست بس که منی که کامنت نمیزارم افتخار دادم و کامنتیدم!!!!

    • 1.1

      تک تک پستهای این سایت برای ما و مخاطبان این سایت قابل احترامن دوست عزیز.
      لطفاً در کامنت دادن دقت کن.
      در ضمن افتخاری هم اگر باشه برای شماست که همچین پست خوبی رو اینجا خوندی.
      لطفاً احترام سایت رو نگه دارید.

      • 1.1.1
        رهگذر says:

        سپاسگزارم آقای جواد…خدا را شکر که دوس داشتید…
        انشالله ادامه دار خواهد بود…بچه ها نسبت به من و رعد لطف دارن همه شون…حالا که تاریخ خوانید، لطف کنید و تو جلسات بعدی هم شرکت کنید و هر جا نکته ای بود که من از قلم انداخته بودم توی کامنتها یادآور بشید…
        ایام عزت مستدام…

  2. 2
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام بر رهاااای رددی خوبی ؟
    این درسای سخت چیه تو میخونی ؟اصلا مخت کشش حفظ این سبکارو داره .
    سبک چی ؟؟داداییسم خخخ
    عجب عجب ….
    راستی رهاااایی گفته بود نقاشی برای نبینها میکشی ؟آیا تا حالا نمایشگاهت شلوغ شده ؟نبینای سایت تا حالا اومدن تابلوهاتو ببینن. ؟
    رهاااای رهگذری اگه تابلوهات زشت باشه کی بهت میگه ؟
    سر نبینای من کلاه نذاری که خوش ندارم خخخ

    • 2.1
      رهگذر says:

      سلام بر بابا رعدی من…که کلاس من به گرد پای غلط ننویسمای تو نمیرسه…این دفعه همینطور که پستت رو میخوندم هی میگفتم: خدایا این از کجا میاره این کلماتو؟ خیلی قشنگ و باحال مینویسی…خوش بحال دانش آموزات…
      اینا عشقه رعععد…تو حالا بیا از من بپرس دودوتا؟ من باید بدوم دنبال ماشین حساب و انگشتای دست و پامم به یاری بگیرم تا آخرش جواب بدم: پنش تا…خخخخخخ…هر کسی را بهر کاری ساختند خو…
      دادائیسم از مکتبهای مورد علاقه منه چون زد تمام سنتهای هنری قبل از خودش رو پکوند تو هم…حالا بش میرسیم…
      نمایشگاه؟ بش نرسیدم رعد…تازه دارم رو به راه میشم…بعد ماه رمضون یک ماهی بد بودم…یک سری قرصهای مکمل غذایی گرفتم دارم میخورم، که بهتر شدم…

  3. 3

    سلام سلاااام
    منم ازت تشكر ميكنم
    ببخشيد اينو ميگم نميدونم چرا من از تاريخ دل خوشي ندارم
    اما تو شيرين درس ميدي اميدوارم كه علاقه مند بشم دوستت دارم زيااااد
    يه كامنت بي ربط هم بدم! بدم؟ ندم؟ خخخخ بيخيال ميشم خخخخ

  4. 4

    راستي مثال ديگه اي جز كاسه ي توالت نبود آخه؟ هاااااان
    راستي سوتي هاتون چقدر خندهدار بود كلي خنديدم اگر دعوام نميكني يه چيزي بگم؟ بگم؟ نگم؟ وااااااي بيخيال.

    • 4.1
      رهگذر says:

      کاسه توالت مارسل دوشان بهترین مثال در سبک هنری دادائیسمه…نقطه آغاز یکی سری جریاناتی شد عجیب و غریب…که شاید نتونم در موردش توی سایت حرف بزنم…اگر زمانی همدیگه رو دیدیم یادم بندازید تا حضوری براتون بگم که شاخاتون در بیاد…
      سوتی بانو خیلی با حال بود…بسکی خندیدم اشکم در اومد دیشب…تاریخ هنر با تاریخای دیگه فرق میکنه…بش علاقمند میشید…قول میدم…ای کاش یه نفرم میومد راجع به تاریخ نمایش و تئاتر مطلب میذاشت…اونهم خیییلی قشنگه…یا تاریخ موسیقی…

  5. 5
    سعید ویسی پور says:

    با درود بر رهگذر گرامی
    پست جالبی بود ممنونم.
    راستی خیلی خوب شد که اسمتونو به همون رهگذر تغییر دادید، من که معصوم برام یه جورایی بود راستش خیلی باهاش مأنوس نبودم، رهگذر خیلی برای شما برازندهتر و به شخصیتتون بیشتر میخوره.

    باز هم سپاس.

    • 5.1
      رهگذر says:

      آقای ویسی پور…شما تو نجف آباد با اون لهجه ی شیرین جنوبی بمن گفتید: مو بو اسم خودُم میام سایت…أ اسم مستعارُم خوشُم نمیاد… چیه رهگذر، عدسی، حلیم….خخخخخخخخخخ…یادتون نیس…ولی من یادمه…خخخخخخخخ…
      قبول دارم رهگذر حالش بهتر از معصومه…وقتی شما رهگذر رو قبول میکنید یعنی من باید خیالم راحت باشه همه جوره…مرسی…خدا راشکر که کلاس تاریخ هنر مارو هم دوست داشتید…
      سپاسگزارم…

  6. 6

    سلام.
    خب پست که خیلی خوب بود.
    فقط یه چیزی.
    میگم الآن حقته بزنم اینجا رو به یه چتروم توپ تبدیل کنم حالت جا بیاد آیا خخخ.
    انتقام بگیرم ازت؟
    دستور حمله بدم اینجا میره رو هوااااا.
    ولی خب من اصولاً آدم دلرحمی هستم خخخ.
    مرسی از پست.

    • 6.1
      رهگذر says:

      عرض ادب و احترام خدمت آقای مدیر…
      احتراماً بدینوسیله خدمتتان عرضه میدارم که شما در این محله صاحب اختیار میباشید…خواه بزن بره رو هوا…خواه آبادش بنما… هر چه کنی به خود کنی…بعدش در یک عملیات انتحاری به خودم بمب میبندم میام سفرنامه تو منفجرش میکنم و چند صد کشته و زخمی بر جای میگذارم…مسئولیتش رو هم به عهده میگیرم…
      امضاء: سرکرده گروهک تروریستی تکثیری کاف گاف لام میم نون واو ه ی…

  7. 7

    نه نكنيد آقاي حسيني اگر بدونيد كه اين دوست من چقدر به فكر اين سايت و آدم هاي زحمت كش اين سايت هست؟ نه نكنيد هااااااا

  8. 8

    سلام بر رهگذر عزیز
    امیدوارم همیشه تندرست باشی
    پست بسیار عالی ای بود. واقعا این میتونه شروع یک کار هنری باشه. ولی امیدوارم تداوم داشته باشه. به امید روز های خوب برای شما
    ولی یک انتقاد از آقای جواد یوسفی
    آقا جواد. لطفا از جو دموکراسی سایت سوء استفاده نکنید. ما اصلا نیازی نمیبینیم که امثال شما به سایت بی ارزش ما تشریف بیارن و نظر بدن. لطفا دیگه نیا
    بای

    • 8.1
      رهگذر says:

      سلام ملکیادس دانشمند…
      شنیدم شما هم اهل هنر هستید…بسیار عالی…پس در مباحث کمک کنید…هر جا کمی و کاستی میبینید بگید…اگر سؤالی هست بپرسید و اگر سؤالی بود که من جوابش رو نمیدونستم زحمتش رو شما بکشید…
      شاد باشید…

  9. 9
    پریسیما says:

    سلام رهگذر جووووونم
    مرسی عزیزم
    من خیلی دوست دارم اینارو یاد بگیرم پس زود زود بیا درس بده تا ما هم یه کمی به این تاریخ علاقه مند بشیم
    معلم خوبی هستیاااا زود زنگو میزنی بری سر کارمون خخخ

    • 9.1
      رهگذر says:

      پری جان سلااام…جلسه بعدی روی سبکهای معماری و هنری ایران حرف میزنیم انشالله…جوری که برای دوستان نابینا کاربردی باشه…ای کاش این کلاسها حقیقی بود و با هم میرفتیم توی این بافتهای تاریخی و توی خود مکان راجع بهشون حرف میزدیم…خو امکانش نیست دیگه…من همینجا بصورت مفید و مختصر جوری که بچه ها اذیت نشن و حوصله شون سر نره مباحث رو مطرح میکنم…باشد که رستگار شویم…قال بانو علیها سلام….

  10. 10
    مرد اردیبهشت says:

    سلام و سپاسِ فراوان از مطلبِ خوبتون… مشتاقِ خواندنِ قسمتهای آتی هستم… پاینده باشین…

    • 10.1
      رهگذر says:

      عرض ادب آقای اردیبهشتی…فقط نخونید…مباحث رو باز هم بکنید…وقتی من روی معماری دوره باروک صحبت میکنم شما میتونید بیاید و روی ادبیات اون دوره صحبت کنید…اینطوری خیییلی عالی میشه…ما هم از شما یاد میگیریم…
      اصلاً شما چرا پست نمیگذارید در ارتباط با ادبیات نمایشی؟ جای اینطور مباحث تو گوشکن خالیه…

      • 10.1.1
        مرد اردیبهشت says:

        بزرگوارین… اگر در حدِ دانشِ محدودم و در محدوده ی دانسته هایم چیزی بدانم عرض خواهم کرد و عرضه خواهم داشت… باید بیاموزم عجالتا از عزیزانی چون شما… اگر زمانی حس کنم چیزی هست که می‌توانم ارائه کنم به دوستان، دریغ نخواهم کرد…

  11. 11
    سیتا says:

    سلاااام عسیسم، بیا اینم کلاهت که اومدنی راننده محله داد بهم گفت بده به لیلی محلتون و بش بگو آقا لیلی جان کلاه انسان چیزی نیست که یک روزی باد ببره یک روزی از سرش برشدارند اگه هم نه کلاه جای مانی کرایه ماشین نمیدند خخخخخ
    حالا باقی رو نگم الان یکی با تخته پاک کن دیجیتالی محله میاد سراغ کامنتم خخخخخ ترانه جونم خخخخ پاک کن دیجیتالی خخخخ
    گلم قشنگ بود که، هنر رهگذره زیبایی هم سیتاییه اینم یک تعریف جامع و مانع خخخ
    خیلی خب دیگه بشینم به درس خانم معلم گوش بدم، راستی خانم معلم عینکت کو هاااااان خخخخ
    برم دوباره میام
    راستی رهگذر عزیزم برو از همون جا که بهم آدرس دادی وارد محله میشی کامنت ترانه جون رو در پاسخ به پریسا بخون جالبه شکلک ارادت به خودت و همزباناته خخخ
    مرسی از پست هنریت عسلم

  12. 12
    سیتا says:

    راسی رهگذر ی مکتب جدیدی اومده ازش اطلاعات داری “مکتب سیتائیسم” ی مکتب زیبایی شناسیه بیا بیشتر بگو ازش خخخخ
    آقا؟
    آقا؟
    آقا اجازه من مبصر کلاس بشم هااااان خخخخ قول میدم پا به پای بقیه شلوغ کنم که یعنی همون دیگه خخخخ
    آبدارچی محله برای خانِم معلم یک لیوان چایی یا شربتی بیار دیگه آخه به افتخار زود تعطیل کردن کلاسش. خخخ
    زییییییییییییینگ

  13. 13
    javad says:

    من از پست رهگذر خوشم اومد این به سلیقه خودم مربوط هست…عادتم ندارم تعاریف احمقانه بکنم..
    پست های چرت و پرتم دوست ندارم و نظر هم نمیدم….
    جناب حسینی من از شما قدیمیتر هستم تو این سایت ولی از وقتی کار دست امثال شما ها افتاد ترجیح میدم خودمو از شما ها دور کنم….
    حداقل مجتبی اینقدر شهامت و جرات و اعتماد بنفس داشت و داره که با انتقاد دست و پاش نمیلرزه.. من همیشه بدترین انتقاد ها رو به مجتبی کردم….
    شهر که شلوغ میشه قورباغه هم هفت تیر کش میشه…
    نکته بعدی ظاهرا این سایت دیگه امنیت درست و حسابی نداره جناب صدسال تنهایی یادم نمیاد جایی فامیلیم رو گفته باشم!!…مگر مدیرا اطلاعات شخصی کاربرها رو لو میدن !!!
    رهگذر اینقدر کارت خوب هست که نیازی نیست من جایی توضیحی چیزی بدم…
    یاد اون روزایی بخیر که مجتبی خادمی تنها مدیر بود و راحت حرف میزدیم و غلامی نبود که شاه ببخشه و اون نبخشه….
    سانسور چی سانسورش کن خیلی مونده جای مجتبی رو بگیری….

    • 13.1

      جالب بود.
      من فکر میکنم همیشه افکار عمومی عادلترین قضاوتها رو کرده و احتیاجی نیست من این بحثو ادامه بدم.
      فقط باید توضیح بدم که صد سال تنهایی مدیر نیست و افشای نام خانوادگی شما ارتباطی به حفظ حریم شخصی شما توسط مدیران نداره.
      ایشون دسترسی به اطلاعات شخصی کسی ندارن و اگر اسم شما رو میدونن لابد از جای دیگه ای بوده.
      امضا، قورباغه ی هفتتیر کش.

    • 13.2
      رهگذر says:

      یا امامی زمون…شما آقایون چرا مث ساموراییا همیشه آماده نبردید؟
      آروم باشید آقای جواد…آرووووم…آرووووم…اینجا کلاس تاریخ هنره نه کلاس تاریخ ایلخانی..خخخخخخخخ…یه آبی به صورتت بزن و بی خیال شو بابا…
      تو این پست باید لبخند به لب داشته باشی…اینجا بحث از هنر و زیباییه…نفس عمیق بکش و لبخند بزن…شهروز حسینی از دوستان ماس جواد…نکنه فک میکنی فقط داری سر شهروز داد میزنی؟ نه عزیز…تو بروی همه ما شمشیر کشیدی… چون ما همه با هم دوستیم…اگر کسی با شهروز یا مجتبی یا رعد یا کاظمیان یا با تو بد اخلاقی کنه در واقع با همه ما بد اخلاقی کرده… پس شمشیرت رو غلاف کن…و بیا بشین اول کلاس تا حواسم بهت باشه…اگه بازم با اسلحه بیای سر کلاس ازت یه مجسمه ترسناک میسازم میذارم میدون شهر…خخخخخخخخ… یا از اون بدتر
      تو کلاسای ما هر کی گوشیش زنگ میخورد استادا مجبورش میکردن بره برا همه شیرینی بخره…اگه باز با شمشیر بیای سر کلاس مجبورت میکنم بری با شیرینی برگردی…خخخخخ

  14. 14
    سیتا says:

    شکلک نوشابه و در بازکنی خخخخخ رهگذر این مرد محله ما خخخ یعنی مرد اردیبهشتی رو از کجا میشناسی بلااااا خخخخخ

    • 14.1
      رهگذر says:

      خب…بالاخره رسیدم به سیتی شیطون…سیتی من خیلی کم تدریس میکنم…خیلی کم…چند باری که رفتم پای تدریس به زور و افتادن توی رو در وایسی بوده…امااااا…همیشه شاگردای شیطونم رو خییییییلی دوس داشتم…حالام تو رو خیییییلی دوسِت دارم…
      آقای اردیبهشتی از دوستان ما هستند در کتابخانه فاطمه زهرای اصفهان…ایشون ساکن اصفهان نیستند ولی با کتابخونه ما ارتباطات زیادی دارند…رو این حساب بنده تا حدودی میشناسمشون…مثلاً میدونم که به ادبیات نمایشی علاقه ویژه ای دارند…و در تلاشند که یک سری از نمایشنامه های مطرح دنیا را که در ایران گویا نشده و دوستان نابینا باید بشناسند رو گویا کنند…

  15. 15
    Eagle says:

    سلام معصوم. کارت خیلی خوبه. حتما ادامه بده بهتره که همه تخصصاشونو بیارن تو محله و بقیه استفاده کنن، ولی چرا دوباره عقبگرد کردی و برگشتی رفتی سراغ رهگذر، تو اون موقعی که فقط سری به اینجا می زدی رهگذر بودی نه الآن الآن این اسم دیگه واسه تو بیمعنیه الان تو بچه اینجایی، رهگذر دیگه اسم بیمسماییه، معصومه هم درسته که یه اسم ایرانی نیست و خیلی هم زیبا به نظر نمیاد، ولی خلاصه اسم خودته، منم چند باری رفتم ثبت احوال تا اسممو عوض کنم و بذارم گودرز یا چیز دیگه ای ولی گفتن نمیشه باید از طریق دادگاه اقدام کنی، مرتضی هم یه چیزیه همردیف معصومه. بگذریم، راستی واسه تکمیل شدن کلاست بگم که هر اصطلاحی که به کار می بری لطفا اسپل دقیقشو به انگلیسی هم بنویس، تا کار را تمام و کمال انجام داده باشی. شاد باشی.

  16. 16
    رهگذر says:

    سلام جناب نخست وزیر…اشکالی نداره…یه مدتی عوضش کردم بعد دیدم باش راحت نیستم…انگاری عادت کردم به همین رهگذر…
    اسم معصوم رو هم فی نفسه دوسش دارم… دلیل دوس نداشتنم تعداد معصومهای فامیله…توی داستان اصفهانیه هم بهش اشاره کردم اگه یادتون باشه…تمام دوستان بهم میگن که هیچ اسم دیگه ای بهت نمیاد جز معصوم…شاید راس میگن…یکی یه حرف خیلی با حال زد بهم یه بار…گفت: تا وقتی دهنتا باز نکردی واقعاً معصومی…خخخخخخخخ….
    خب…چشم…اطاعت امر دکتر مصدق از واجباته…من از این به بعد انگلیسی کلمات تخصصی رو هم میگذارم برای دوستان…

  17. 17
    مهدیه says:

    سلام مرسی از پست بسیار عالیتون

  18. 18
    سیتا says:

    بیبین رهگذر نپیچونم برو تو زیر کامنتای شماره ۱۱و ۱۲ رو هم جواب بده؛ که
    خب دوسم داری که داری؛ فدات بشم الهی منم دوسِت دالم.
    رهگذر منم کلاسای دانشگاهمو به زور ادامه میدم تا آخر ساعت، عشق زود زنگ خوردنم زییییییییییینگ
    بخدا اگه ترس از مسئول آموزش نبود زود تعطیل میکردم با بچه های کلاسم میرفتم دنبال شوخی موخی بگو و بخند خخخخ ولی عشق تدریسم. خصوصا اگه مخاطبام زرنگ باشند.

    • 18.1
      رهگذر says:

      سیتی…کی حالشا داره بر تا اون بالا…همین جا جوابنا میدم…از بس مدیرا نذاشتن چت کنیم مجبور شدیم یه پست بزنیم…خخخخخخخ…دیشب در حالت مستی حرفایی زدیم که حالا تا عمر داریم قراره تاوان پس بدیم…خخخخخخخخ…آبرو واس خودمون نذاشتیم…آره خوندم کامنت ترانه رو…اصلاً من همیشه اول اون بالا رو میخونم بعد میام سر کامنتا…خخخخخ…….شکلک فوضولی… سیتی خیلی دوس دارم بیام سر کلاست ببینمت…جدی میگما…بت نمیاد جدی باشی…

      • 18.1.1
        سیتا says:

        خخخخ منم شکلک فضولیم دالما
        نه رهگذر جونم تو عالم واقعیم خیلی هم شوخی نمیکنم که؛ خیلی سعی میکنم که تو کلاس جدی باشم.
        منم دوس دارم که همو از نزدیک بیبینیم.
        آها راسی اینو جواب ندادی که اصل اصل منظورم بوداااااا
        آقا؟
        آقا؟
        آقا اجازه من مبصر کلاس بشم هااااان خخخخ قول میدم پا به پای بقیه شلوغ کنم که یعنی همون دیگه خخخخ

  19. 19
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    رهااااایی بذار مریخیا خون همو بریزن زمین. چی کارشون داری ؟؟؟
    این مریخیا همش عشق دس به یقه شدن دارن. البته اکثریتشون .
    بگذریم .
    رهااااای هنری میدونی ی جورایی با مخاطبت توی سایت میحرفی که انگار داره اون اتفاق رو به روت رخ میده .
    تو اولین ببین دنیا هستی که حرفات عمیق به دلم میشینه . ببین باشی و به دل رععععد بشینی یعنی اینکه محشری خخخخ
    راستی خوبه که اسمتو عصمت که همون هم خانواده ی معصومه هست نذاشتن .
    پاورقی : مراجعه شود به پست من به نام رععد بزرگ بالاخره موفق به دیدن یک نابینا شد خخخخ
    در اون پست چون مجبور بودم ی اسم مستعار برای نبینکم انتخاب کنم ؛ اسم عصمت جونو انتخاب کردم.
    میگم خیلیا اکی با اسم رعععد که خیلی شیکو خوش آواس مشکل دارن ،
    بیا تو بشو عصمت منم میشم شوکت خخخ دو تا خواهر افسانه ای هاهاهاها

  20. 20
    رهگذر says:

    عصمت و شوکتا پایه ام…خخخخخخ…بشدت….رحمت و برکت و نعمتم که داریم…جعبه مداد رنگیمون کامل میشه…میمونه یه عزت…که میدیمش به سیتی…
    رعععد بچه پسرا رو چطور باهاشون کنار میومدی تو کلاسات…اینا تا میخورن بهم جرقه میزنن..خخخخخخ…

  21. 21
    javad says:

    سلام ببین شهروز همه شما مدیرا میدونید که این اسم و فامیل جعلی هست!و من فقط اینجا استفاده اش میکنم!پس جز کسانی که تو سایت مسئولیتی دارن کس دیگه ای نمیدونه مثلا من یوسفی هستم!!!!ببینید کی گاف داده که این آقا مثلا فامیلی منو میدونه!!!!…
    خوب رهگذر بدون اینکه منو بشناسی و حتی یه آشنایی کوچکی هم باشه فهمیدی باید چه بکنی!(خوب من کمی بعضی وقتا برخوردم سنگین هست!خانومم هم دقیقا اخلاقش همینجوری مثل تو هست با یه شوخی ساده همه چی رو تموم میکنه)…
    من اگه دوستان دیگه باهام کاری نداشته باشن دیگه بحثی ندارم….تازه از اول هم مشکلی نبود من فقط از پست رهگذر خوشم اومد و به سبک خودم ازش تعریف کردم(حتی اسم پست کسی رو هم به بدی نیاوردم)…
    خوب دیگه باید گفت:
    این سخن پایان ندارد ای جواد
    ختم کن الله و اعلم به رشاد

    • 21.1
      رهگذر says:

      سلام مجدد بر آقای جواد محله که معلوم شد متأهلند و پس بازم معلوم شد که خانم مهربونی هم دارند…آفرین بر خانم شما که بلده چطور باید با یه سامورایی صحبت کنه…خخخخ…سلامهای خالصانه مارا به بانوی مهربونتون برسونید…و بهش تبریک بگید بخاطر داشتن اخلاق حسنه…اینها همش تعریف از خود بودا….خخخخخ….
      حالا برای اینکه شما شوهر زره پوش هم دلتون نشکنه به شما هم تبریک میگم بابت طبع شعرتون…
      جوادا عاقبت منزل ما وادی خاموشان است
      خوش خبر باش که سر میشکند دیوارش…
      ها؟ چی شد؟ چرا همچین شد؟ ببخشید من که رشته م ادبیات نبوده خو…چه انتظاری دارید؟

  22. 22

    سلام.
    خیلی عالی بود ادامه بدید حتماً چون بسیار دوست می داشتم از گذشته ها چیزی شبیه به فلسفه هنر یا تاریخ هنر و در کل مطالبی از این دست رو پیدا کنم که تا حالا نیافته بودم.
    اما این مطلب، من رو امیدوار کرد.
    با تشکر.

    • 22.1
      رهگذر says:

      کاکو الان شیرازی یعنی؟ آقای همساده رم میبینی یعنی؟ مو عاشق خاطرات این همساده ام…تو یه قسمتی میگف: من الان احساس میکنم که آبستن حوادثم…خخخخخخخ…خیلی خندیدم بش…
      آره حسین آگاهی…خود منم حواسم به فلسفه هنر هست…فقط تاریخ هنر را نمیگیم…تفکر پشت هر سبکی رو هم میگیم که حسابی شیرین شه بحثمون…البته من مباحث رو کوتاه میارم که حوصله سر بر نشه…خوش باشی…

  23. 23
    سمانه says:

    سلاااام بر رهگذر معصوم محله خخخ میگم خانمی کاری که شروع کردی خیلی عالی و با ارزشه منم خیلی خیلی بهش علاقه دارم امیدوارم بتونم مطالب خوبی از شما یاد بگیرم خب دیگه تعریف بسه برم بشینم نیمکت ردیف اول ببینم استاد چی میخواد برامون درس بده فعلا با اجازه

  24. 24
    رهگذر says:

    سلاااااام سمانه ،آفتابگردان خودمون…خوبی عزیز؟ دلم برات تنگ رفته…تو که اومدی آفتابم افتاد تو کلاس…پاشید صندلیا رو بکشید این طرف کلاس…خخخخخخخخ

  25. 25
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    رهاااای هنری اگه بدونی چقدر به کامنتت اونجایی که جواب سعید خان ویسیو دادی خندیدم . چطوور میتونی اینقدر قشنگ ادای لهجه های مختلفو در بیاری ؟؟
    راستی جان من به اسم رعد بزرگ گیر نداد ؟
    ولی عدسی حلیمش خیلی جالب بود .
    رهای هنری بابا تو دیگه کی هستی ؟؟؟

  26. 26
    آریا says:

    بههه سلاااام بر رهگذر عزیز
    ممنونم عاالی بود
    منتظر پست های بعدیت هستم
    شااااد باشی

  27. 27
    رضوان ولی زاده says:

    درود بر رهگذر ارزشمند و دوست داشتنی
    خیلی فکر خوبی کردی که این مطالب رو بگذاری.
    مرسی عزیزم. عالی بود.
    راستی رهگذر شوهرم لهجه جنوبی نداره. اصلاً از مو استفاده نمی‍کنه. سعید هم همیشه از خاطرات نجف آباد به نیکی یاد می‍کنه.
    شیطنتهات رو خیلی دوست دارم. مرسی که هستی.

    • 27.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام رضوان خانوم. سعید خان همسر شماس ؟؟
      شما همون دختری بودی که توی پست من همش از شوهرت تعریف میکردی و میگفتی خیلی ماهه ؟؟ هههههه
      دختر تو بازم سنگ شوهرتو به سینه زدی ؟؟ هاهاها
      اونقدر ازش دفاع نکن. خداییش کدوم مریخی ماه و خوب از آب درومده که شووووَر شما ماه باشه . ؟؟؟ هاهاها
      وای بر زنانی که پاچه خواران شوهرانند . زمانی میرسد که در محفل زنان راهی ندارنند و آنان از زیانکارانند .
      ای شوهر ذلیل هاهاهاها

      • 27.1.1
        رضوان ولی زاده says:

        سلااااااام رعد جونم. بببببببله من همونم.

        • رعد بارانی رعد بارانی says:

          هاهاها.
          خوش به حال شوهرت والاه .
          ولی از من به تو پند که اینقدر لی لی به لالای این سعید خان نذار . خخخخ
          خب سعید خان بیا بگو تعریف کن ببینم این رضوان خانوم آشپزی بلده یا سنگ خارارو به جای حلیم بهت میخورونه هاهاها

          • رهگذر says:

            واااااای خدای من…مرسی…خانم رضوان همسر آقای ویسی پوره…چه عالییی…
            نه رعد…این آقای ویسی پور خییییلی مرد خوبی ان…من دیدمشون…باور کن… با همه فرق میکردن… نه رضوان جان لیلی به لالاش بذار… من دقیق یادم نمیاد لهجه شونا…ولی جملاتشون همین بود…گفتن از اسم مستعار خوششون نمیاد…خخخخخخخ…. ولی لهجه رو دارن تا حدودی…اگر نداشتن من از کجا میفهمیدم ایشون جنوبی ان…منکه موقع معرفی بچه ها نبودم…از هیچ کسم نپرسیدم از کجا اومدی…بجز پریسیما و پریسا و خانم جوادیان… از لهجه شون فهمیدم…گوشات عادت کرده دختر…
            خیلی خوبه که شما دو بزرگوار با هم از این بحثهای تاریخی خوشتون اومده…چشم…ادامش میدم…

          • رضوان ولی زاده says:

            دست پختم بی‍نظیره. بیا اهواز و ببین. سعید هم مثل شما آذریه. حالا طالع بینیش رو بگو ببینم…
            ووووووووای الان رهگذر میاد حسابمون رو می‍رسه. داریم توی پستش چت می‍کنیم. من که رفتم بای بای

            • رهگذر says:

              آذری نیستن…پس لهجه آذری رو چیکارش کردن؟ شما دختر جنوبیا پسرای ما رو میبرین و لهجه شونا میزنید میپکونید تو هم…خدایااااا…رگ غیرتم….

              • رعد بارانی رعد بارانی says:

                خره منظورش متولد آذره هاهاها
                رضوانی خدا به داد دلت برسه خخخ
                مرد آذری عجیب رفیق بازه .
                همیشه به فکر سفره .
                وای مرد خطرناکیه . دوست پرسته هاهاها
                شکلک رعععد بدجنس تا رضوانو به جونه سعید خوشبخت نندازه آرووم نمیشینه هاهاها

  28. 28
    یکی از شما یکی از شما says:

    خانم اجازه!
    اِ! کسی که تو کلاس نیست. بازم مَدرسم دیر شد.
    رهگذر! منم عاشق این مطالبم. آفرین کار خوبی کردی. فقط کلاسارو زود زود برگذار کن. شگفت انگیز ترین بخش هنر و ادبیات تعریفناپذیر بودنشه. یه چیزی تو این مایهها.
    اگه کاربرد سبکایی رو که معرفی میکنی تو ادبیات هم بگی خیییلی خوب میشه.

  29. 29
    javad says:

    سلام خانومم هم سلام میده به شما…رهگذر مدیرا منو میشناسن البته جملات معروفمو الانا دیگه استفاده نمیکنم تو سایت چون اونجوری همه منو میشناسن !!
    من هیچ کلمه ای رو الکی استفاده نمیکنم وقتی گفتم ما ها باید قدر ادمایی مثل تو و رعد رو بدونیم واسه این گفتم که خانوم خودمم جزو ببین هاست به قول رعد….من قبلنا خودمم ببین بودم!!!!اینقدر اطلاعات دادم که مردم دیگه….
    راستی یه خاطره از زمانی که سال ۸۸بچه ها رو آوردم اردو اصفهان بگم!!اینو جایی نگفتم دیروز که واسه خانومم تعریف کردم کلی خندید به این کارای من!!!
    اومدیم اصفهان من دیدم اینجا کسی مارو نمی شناسه گفتم کمی با اصفهانی ها شوخی کنیم!!!
    تو مینی بوس پشت چراغ قرمز به یکی از بچه ها یاد داده بودم به یه لهجه یکی از روستاهای خراسان یه آدرسی بپرسه اونم از زنا یا دخترای خوشکل خوش لباس پشت فرمون!یا ایستاده کنار خیابون!خلاصه این بنده خدا ها یه کلمه نمیفهمیدن این چی میگه!…
    یا وقتی پیاده شدیم یه شعر بهش یاد دادم یادش دادم با لهجه خودتون بخونه اینقدر مردم میخندیدند که میمردن!یا میگفتم وقتی از خیابون رد میشیم واسه اینکه کسی نزنه بهمون داد بکشیم همه!خلاصه کلی حال داد اصفهان…..

  30. 30
    رهگذر says:

    آخه تو بخش ادبی متخصص داریم تو محله…آقای دکتر جوان هستند…وقتی ایشون هستند من وارد این حوزه نمیشم…
    کلاسارم هفته ای یه بار برگزارش میکنیم که خسته نشید…
    دیر رسیدی…برو وایسا گوشه کلاس…خخخخ….

    • 30.1
      رهگذر says:

      آره این آقا معلمو باید بدمش دست تو سیتی…تو مگه مبصر نیستی؟ تنبیهش با تو…بزن سیاش کن…آزادی…
      وقتی برمیگردم سیا شدشو تحویلم بده…خخخخخخخ…

      • 30.1.1
        سیتا says:

        اوه اوه اوه خخخخ چه خوشحال شدم که مبصر شدم دیگه خخخخ
        آخه نگفته بودین موافقین که مبصر کلاستون باشم که
        اما خانم معلم من مبصرم نه ناظم خخخ بده دست ناظم محله
        راسی خانم این دفعه رو به خاطر روی گل سیتا ببخشش که قول میدن زود بیاند
        آقای معلم از جلسه بعدی زود بیایین که من ریش گرو گذاشتم شکلک نمیدونم این آقای معلما کجا میرن سر کلاس دیر میاند.

      • 30.1.2
        یکی از شما یکی از شما says:

        نه خانم! تو رو خدا! قول میدم از دفه بعد به موقه بیام. تو رو خدا منو نزنید! خوب صدای زنگو نشنیدم.
        من حاضرم صد بار از رو درس بنویسم. اینجوری بهتره ها! درسم خوب یاد میگیرم. تو رو خدا!

  31. 31
    رهگذر says:

    اون بالا جانبود اومدم پایین…خخخخخخخخ…چه گیجم…فک کردم ترکه!…خخخخخ…آخه ترکا هر چقدرم که تلاش کنند باز لهجه رو دارن…نمونش خود من…داغونم…خخخخخخخخ….
    راستی رعد…خانومای آذری چه جوریان؟ من اصلاً طالع بینی بلد نیستم…
    منم آذری ام خوب…

  32. 32
    یکی از شما یکی از شما says:

    خو ای کامنتا چرا جا به جا شدن!!!

  33. 33
  34. 34
    لنا says:

    سلام بر رهگذر جوووونیم. چطوری ؟؟؟این خودتی آیا که نگفتی معلمی چرا؟آخ میدونی من از معلمای دوره مدرسه …. نمی گم دل خوشی ندارما ,دارم اما خیییلی خشک و رسمی رفتار می کردن یه سریاشون. حالا که دیر رسیدم مثل همممیشه بگم که من از تاریخ خوشم نمیاد کلاً. هی نگاه می کردم پستو …. می گفتم … اووووه این تاریخه ….. من شعر می خوام. من ادبیات دوست دارم زیاد. ولی یه حسسس عجیب خخخخ چیزی شبیه یه معجزه … یه الهام غیبی شاید… واااااای چه مسخره شد ها… هیچی دیگه اومدم و خوندم و خیییییییییییلییییی هم لاااااااااایکش کردم واسه اولین بار یه پست تاریخی رو. یاد گرفتم و ازت خواهش می کنم بازم ادامه بده که من بازم دیر برسم, اما دیر رسیدن بهتر از هیچ وقت نرسیدنه. همیشه دوست داشتم بدونما ولی حالش نبود دیگه ولی پستای دوستای هم محلیم باعث میشه من فقط و فقط به مسائلی که برام لذت بخشه نپردازم و یه کم اطلاعاتم زیاد بشه ….خب بد چیزی نیست که…. چوب معلم ار بود زمزمه محبتی /جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را……شعری از شاگردی که می خواد غیبتشو موجه کنه معلم خخخخخخخخ
    لاااااااااااااااااوووووووووو شاد بااااااااااااااش عزییییییییییزم.

    • 34.1
      رهگذر says:

      منم الان با کوبیده شدن در از خواب پریدم و فک کردم صبح شده، دیدم هنوز شبه…خخخخ…گفتم بذار یه سر به محله بزنم که دیدمت…خوبی خانومم؟ عزیزی لنا جان….منم معلممو دوس نداشتم….خخخخخ…خصوصاً معلم تاریخم رو…خخخخخخخ…چن وق پیش دیدمش هی اون ذوق کرد هی من خنده رو لبام ماسیده بود…خخخخخ…
      خوبه که دوس داشتی و پشیمون نشدی از خوندن پست…آره ادامه میدم ببینم تا کجا میتونم پیش برم…این بحث تو سی چهل جلسه ام تمام نمیشه…ولی خب…شروع کردیم فعلاً…حالا ایشالله تا تهش زنده میمونیم…خخخخخخخ….
      راستی سلام کردم؟ سلام…حواس ندارم این روزا…

  35. 35
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    رهای هنری رعد بزرگ این لنا خانوم شیک و خوش فکرو خوب میشناسه .
    خیلی فرهیخته و با ادبه .
    میدونم اگه اصفهوون بود دوست خوبی برات میشد . خدارو شکر که این لنایی اصفهووون نیست . خخخخ
    رعد به لنا خوش آمد میگه . و میگه دیر میرو بی خیال . مهم اینه که قلب تو پذیرای تمام زیباییها و نورها و روشنیهاست .

  36. 36
    لنا says:

    وااااااااااااای من عاشششقتم بابابزززززززرگه خوبه. پس منو نشناختی که جنبه ندارم. ازم تعععریف کنی بااااورم میشه ها. بعد که باورم بشه بدجوری عادت میکنم بهش ها. من دارم می چتم آیا؟؟؟واقعنی؟ خب حوصله ام سر رفته بخدا. خخخ. عاشششششششقتونننم.
    رهگذر جون من شب بخیر می خوام. دوست دارم نوشته هاتو خب

    • 36.1
      رهگذر says:

      اتفاقاً چن شب پیش یه شب بخیر نوشتم…حالا هر وقت حسش بود میذارمش تو محله…لطف داری به نوشته های پر از رنج و بدبختی و فلاکت من…شکلک فروتنی…خخخخخخخخ…
      شب بخیر لنا جان…

  37. 37
    رهگذر says:

    رعد عزیز…سلام… رععععد….رعععد…رععععد…از خواب پریدم مخم تکون خورده…میشناسم لنای عزیزتو…با هم رفیقیم اتفاقاً… دختر بسیااااار مؤدبیه…و زنده دل و شیطون… صدای خوبی ام داره…خبر نداری، گوینده شم کردیم رفت…خخخخخ …یه کتابم برامون خونده…هنوز نتونستم گوش بدم ولی گوش نکرده مطمئنم که کارش بیسته…. تو رم میکشیمت تو این وادی…باید بیای تو گود کم کم…آخرش میای…اگه ندیدی!…این خط اینم نشون…

  38. 38
    رهگذر says:

    مهم نیس کدوم درسته…مهم اینه که شما وارد یه پست شدی و بدون انتقاد از اون پست خارج شدی…

  39. 39
    samaaneh says:

    salaaaaam! baba dokhtar baz ke shodi rahgozare khodemun! khkhkh
    mersi, mesle hamishe khube khube….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 1 = three