کتاب صوتي “به کسی مربوط نیست”. (مجموعه داستان). اثر جومپا لاهيري. کتابخانه فاطمه زهراي شهرداري اصفهان

ترجمه گلي امامي. نشر چشمه 1387. 387 صفحه. 230 مگابایت.
درباره کتاب و نويسنده
زندگی زیر سایه غربت
«آدمیزاد هم مثل سیب‌زمینی است، اگر نسل اندر نسل در همان خاك بی‌قوت بكارندش خوب رشد نمی‌كند. بچه‌های من هر كدامشان جایی به دنیا آمده‌اند و اگر سرنوشتشان دست من باشد، باید در خاك غریب ریشه بدوانند.»
جملاتی از ناتالی هاثورن، اولین كلماتی است كه به محض ورود به مجموعه داستان «خاك غریب» به چشم می‌خورد. این مجموعه داستانی سومین اثر جومپا لاهیری، نویسنده مجموعه داستان «مترجم دردها» و رمان «همنام» محسوب می‌شود. (هردو این کتاب ها قبلا گویا شده و در آرشیو ما موجود است).
به نظر می‌رسد لاهیری در این اثر هم مثل دو اثر پیشین خود همچنان به تم غربت وفادار است و این تم محور اساسی عمده داستان‌های این نویسنده محسوب می‌شود. شخصیت‌هایی كه یا از زادگاه پدری خود به غربت پناه آورده‌اند یا از پدر و مادری ساكن در سرزمینی غریب به دنیا آمده‌اند. این مجموعه داستان كه با ترجمه امیرمهدی حقیقت روانه بازار كتاب ایران شد، به چاپ دوم رسیده است.
خانم جومپا لاهیری نویسنده‌ای‌ هندی‌تبار است كه ملیت آمریكایی دارد. او سال 1967 در لندن به دنیا آمده است. پدر و مادر لاهیری برای كسب فرصت شغلی و معیشتی بهتر هندوستان را به مقصد انگلستان ترك كردند اما بعد از مدتی راهی آمریكا شدند.
لاهیری پس از تحصیل رشته ادبیات انگلیسی، در دانشگاه بوستون سه مدرك كارشناسی ارشد در رشته‌های ادبیات انگلیسی، نگارش خلاقانه و ادبیات تطبیقی و در همانجا مدرك دكترا در زمینه مطالعات رنسانس كسب كرد.
جومپا لاهیری طی 6 سال تحصیل در بوستون شروع به نگارش داستان كوتاه كرد و بعدها 9 داستان از آنها را در نخستین مجموعه داستانی‌اش به نام مترجم دردها در سال 1999 منتشر كرد. در این داستان‌ها موقعیت‌هایی چون مشكلات ازدواج، ناامیدی و قطع ارتباط میان نسل‌های مهاجران روایت می‌شوند.
لاهیری می‌گوید: «در ابتدا كه این داستان‌ها را می‌نوشتم هرگز نسبت به ترسیم زندگی آمریكایی‌های هندی‌تبار خودآگاه نبودم و بدون تصمیم قبلی این داستان‌ها با كاراكترهایی هندی‌تبار شكل گرفتند. در واقع انگیزه اصلی كه مرا به این سمت برد مخلوط كردن و آزمودن پیوند دو دنیا چون هند و آمریكاست كه من به آنها تعلق دارم؛ امری كه پیش از نگارش یافتن روی صفحه كاغذ برای انجام آن شجاعت یا بلوغ كافی نداشتم.»
مجموعه داستانی مترجم دردها با تیراژ 600 هزار نسخه، فروشی فوق‌العاده داشت و جایزه پولیتزر سال 2000 را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد.
دو ویژگی اساسی در آثاری كه تاكنون از جومپا لاهیری منتشر شده‌‌اند یكی متن ساده و واضح با جملات كوتاه و بی‌تكلف و دیگری شخصیت‌های داستانی آثار او هستند. شخصیت‌های داستان‌های لاهیری اغلب مهاجران هندی‌اند كه در آمریكا زندگی می‌كنند و میان دو دنیای سنتی در زادگاه پدری با ویژگی‌های فرهنگی و بومی خاص خود و دنیای نو با ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی دیگر در كشاكش هستند.
آثار لاهیری به تعریفی نوعی زندگینامه خود نوشت به شمار می‌روند چرا كه بر پایه تجربیاتی كه نویسنده در ارتباطات خود با خانواده، دوستان و اجتماعات هندی در آمریكا داشته است، تكوین یافته‌اند. از این رهگذر داستانی، لاهیری در تلاش برای ترسیم اضطراب و درگیری‌های درونی و خانوادگی كاراكترهای داستانی و ثبت جزئیات و ظرافت‌های روانی و رفتاری مهاجران هندی در آمریكاست.
تا پیش از نگارش مجموعه داستان خاك غریب، داستان‌های لاهیری زندگی نسل اول مهاجران هندی به آمریكا و تلاش آنها برای اداره خانواده در جامعه تازه را روایت می‌كردند. در خاك غریب نویسنده جای شخصیت‌های مهاجر نسل اولی را به فرزندانشان داده كه در آمریكا به دنیا آمده و خود را عمیقا از لحاظ فرهنگی با هنجارهای جامعه جدید وفق داده‌اند.
در واقع ایمان و باور نسل جدید به آموزه‌های خانوادگی و ریشه‌های فرهنگی هندی آن مورد موشكافی قرار می‌گیرد و طبیعتا با آمدن نسل‌های جدید رشته هاي پيوند با گذشته و سنت هندی كهنه و پوسیده‌تر شده و انسان‌هایی بدون تعلق به سرزمینی خاص شكل می‌گیرند كه چون درختی در خاكی غریب شاخ و برگ پیدا می‌كنند.
مجموعه داستان خاك غریب كه در برگیرنده 8 داستان كوتاه است، به 2 بخش تقسیم می‌شود. بخش اول شامل 5 داستان مجزاست كه با داستان خاك غریب آغاز می‌شود و بلندترین و زیباترین داستان آن به شمار می‌آید.
در این داستان دختر هندی‌تباری به نام روما به همراه همسر سفیدپوست خود آدام و پسر كوچكش آكاش در سیاتل آمریكا زندگی می‌كند. روما و آدام نمونه خانواده تازه و جوانی هستند كه دو فرهنگ شرقی و غربی را گرد هم آورده است.
پدر روما كه بتازگی همسر خود را از دست داده است، تصمیم به اروپاگردی می‌گیرد و ضمن سفرهای خود كارت‌پستال‌هایی به آدرس دختر خود در آمریكا می‌فرستد. اما به طور غیرمنتظره‌ای پدر برای دیدن دختر خود به سیاتل می‌آید و روما با نگرانی از حضور پدرش در خانه جدید‌شان در سیاتل استقبال می‌كند.
با وجود این، قطعا ملاقات روما با پدر او را مجبور به مواجه شدن با اختلافاتی خواهد كرد كه میان نسل اول و دوم خانواده‌های مهاجر به وجود می‌آید. سفر به كشورهای جدید یا اسكان در سرزمینی دیگر، كارت‌پستال‌هایی از كشورهای خارجی و فواصل موجود میان انسان‌ها و فرهنگ‌ها در فضای داستانی همگی در خدمت وجوه سمبولیك عنوان داستان خاك غریب محسوب می‌شوند. اما پایان غم‌انگیز داستان تنها در اثر كارت‌پستالی ساده كه به مقصد نرسیده‌ است، شكل می‌گیرد.
تمركز لاهیری در مجموعه داستان خاك غریب به طور مداوم روی گروهی از مردم هند در آمریكاست كه در تلاش برای كسب مدارج دانشگاهی، موقعیت‌های اقتصادی و فرصت‌های بهتر هستند.
چهار داستان دیگر بخش اول مجموعه خاك غریب نیز وجوه تماتیك مشتركی با داستان نخست دارند. در داستان «جهنم بهشت» زن جوانی دوران كودكی خود را به یاد می‌آورد و آن زمانی است كه جوانی كلكته‌ای به دوست خانوادگی و بعدها بخشی از زندگی او و به طور حیرت‌انگیزی، مادرش تبدیل می‌شود.
در داستان «انتخاب جا» (یكی دیگر از عناوین پر معنی این مجموعه داستانی) زوج میانسالی به نام آمیت و مگان، كه مانند دیگر داستان‌ها دو انسان از دو فرهنگ متفاوت هستند، در خلال ازدواج دوستی به نام پم در مدرسه شبانه‌روزی قدیمی آمیت، خود و ناگفته‌هایی از گذشته خود را بازكاوی می‌كنند.
در داستان «خوبی محض» دختری بنگالی به نام سودا كه بتازگی صاحب فرزندی شده، سعی دارد با برادر الكلی‌اش و نقشی كه او احیانا در اعتیاد برادر داشته، كنار بیاید. راهول را می‌توان یكی از قویترین كاراكترهای موجود در این مجموعه داستانی به شمار آورد.
بخش دوم خاك غریب از 3 داستان پیوسته تشكیل شده كه دوشخصیت محوری به نام هما و كاشیك دارد. اولین بار هما و كاشیك یكدیگر را پس از بازگشت والدین كاشیك از هندوستان به بوستون ملاقات كرده بودند. خانواده هما تصمیم می‌گیرند خانواده كاشیك را تا زمانی كه جایی مناسب برای زندگی‌ كردن پیدا كنند در خانه خود اسكان دهند.
اتاق پیشین هما تبدیل می‌شود به اتاق كاشیك كه 3 سال از او بزرگ‌تر است و هما به اتاق والدینش منتقل می‌شود. اما در پس تمام این اتفاقات، تراژدی پنهانی وجود دارد كه خانواده هما از آن آگاهی ندارند. داستان اول به نام «اولین و آخرین بار» از زاویه دید هما روایت می‌شود، داستان دوم «آخر سال» 3 سال بعد از زبان كاشیك روایت می‌شود و سومین داستان، «رفتن به ساحل» از نگاه هر دو روایت می‌شود.
خانم لاهیری همانند داستان ابتدایی این مجموعه یعنی خاك غریب، داستان آخر را نیز به طور غمناكی به پایان می‌رساند.
خانم لاهیری خود درباره كاراكترهای هما و كاشیك می‌گوید: «زندگی این دو كاراكتر را بیش از یك دهه با خود تجربه كرده‌ام و پیش از آن‌كه رمان همنام را آغاز كنم بسیار به آنها فكر می‌كردم. من می‌دانستم در این داستان دو خانواده وجود دارند و یكی از آنها از هند به آمریكا می‌آید، به هند برگشته و بار دیگر به آمریكا باز می‌گردد.
سه سال پیش در ابتدا پیش‌نویس خامی كه در حال حاضر به نام «اولین و آخرین بار» در این مجموعه وجود دارد را نوشتم. اما همچنان به آن فكر می‌كردم كه بعد چه می‌شود؟ و برای این خانواده‌ها و بخصوص برای كاشیك چه اتفاقی می‌افتد؟ به این سبب داستان ادامه یافت و روایتی از زبان كاشیك در آخر سال شكل گرفت و پس از آن فكر كردم نیاز به داستان سومی نیز هست و داستان با نگارش رفتن به ساحل تكمیل خواهد شد.»
اما در میان همه داستان‌های مجموعه خاك غریب، «رفتن به ساحل» تنها داستانی است كه در روزگار حاضر روایت می‌شود. داستان‌های پیشین با نشانه‌هایی چون ویدئو ركوردر، تلفن‌هایی با سیم‌های طولانی و وسایل زندگی‌ای كه در خانه‌های كنونی به نام قدیمی تلقی می‌شوند، خانه‌های دهه هشتادی را روایت می‌كنند.
فضایی كه خانم لاهیری به طور تصادفی انتخاب نكرده بلكه نشان از نوعی نوستالژی نسبت به گذشته‌ای در جایی متفاوت و زمانی دیگر دارد؛ زمانی كه هنوز اینترنت و جهانی‌سازی در روابط و نظم جهانی‌نو دست نبرده بود.
بخشي از اولين داستان اين مجموعه را مي توانيد از
این لينک
بگيريد.
و کل فایل ها نيز از
اين لينک
قابل دريافت است.
پاينده باشيد.

درباره سعید عابدی

در خميني شهر اصفهان به دنيا آمده ام، اول مرداد 59. به گمانم فقط همين يك كار را اول وقت انجام داده باشم. نابينا و كمشنوا هستم. دوره ابتدايي ام در ابابصير گذشت و راهنمايي و دبيرستان را بين بچه هاي محل خودمان بودم در مدرسه هاي پرجمعيت تلفيقي. سال 79 رفتم دانشگاه اصفهان و بعد از كلي تغيير رشته كه مجال شرحش اينجا نيست، عاقبت ليسانس حقوق گرفتم. بعد مثل خيلي ديگر از همسن و سال هايم فكر كردم جايي خبري هست و لذا يك فوق ليسانس هم گرفتم در گرايش حقوق عمومي از دانشگاه شهيد بهشتي. چند سال بعدي را اول به تقلاي بيحاصل براي قبولي در دوره دكتري گذراندم و بعدش كه ديدم اين دروازه باز شدني نيست، افتادم دنبال كار. بالاخره شدم كتابدار بخش گوياي كتابخانه فاطمه زهراي شهرداري اصفهان. تناسب رشته و شغل را ملتفت هستيد؟ ولي جاي شما خالي، بينهايت راضي ام الحمد لله. در زندگي ام فعلا چيز ديگري كه ارزش نوشتن و خواندن داشته باشد هم نمي آيد. اگر اتفاق تازه اي افتاد شما را هم خبردار مي كنم.
این نوشته در داستان و حکایت, صوتی, کتاب, کتاب صوتی ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to کتاب صوتي “به کسی مربوط نیست”. (مجموعه داستان). اثر جومپا لاهيري. کتابخانه فاطمه زهراي شهرداري اصفهان

  1. 1
  2. 2
    یکی از شما says:

    سلام. مرسی از داستان و توضیحات دقیق و کاملتون

  3. 3
    سعید says:

    با سلام و تشکر از قای عابی نازنین فکر میکنم اگر در قسمت توضیاتی که میدهید نام راوی را هم متذکر شوید نیکو باشد باز هم از زحمات را پاس میدارم.آ

  4. 4
    مهدی عابدی says:

    سلام سعید دارم میگیرمش بازم ازین چیزا بذار

دیدگاهتان را بنویسید