اینجا شب نشینی ششم محله هست که امشب از کامنت 1692 ادامه داره

درود بر شما دوستان عزیز.
امیدوارم حالتون خوب باشه.
بالاخره تسلیم شدم خخخ.
از امشب شب نشینی ششم محله شروع میشه.
همون طور که میدونید، شب نشینیها ساعت نُه شروع میشه و ساعت یازده شب تموم میشه.
البته شبهایی که فرداش تعطیله تا ساعت یک شب ادامه میدیم.
اما موضوع امشب شب نشینی.
امشب بیایید در مورد نه گفتن حرف بزنیم.
شما چه قدر جرأت نه گفتن دارید؟ اگر واقعاً نتونید کاری رو انجام بدید، تو دوراهی نه گفتن و رودربایستی کدومو انتخاب میکنید؟ مهمتر از همه این که اگر خاطره ی جالبی از نه نگفتن در مقابل درخواستی که براتون دردسر بوده و روتون نشده نه بگید دارید برامون تعریف کنید.
اینم تکراریه ولی قشنگه:

از خانه بیرون میزنم، اما کجا امشب،
شاید تو میخواهی مرا، در کوچه ها امشب.
پشت ستون سایه ها، روی درخت شب،
میجویم اما نیستی، در هیچجا امشب.
میدانم آری نیستی، اما نمیدانم،
بیهوده میگردم، به دنبالت چرا امشب.
هر شب تو را بی جستجو، مییافتم اما،
نگذاشت بیخوابی، به دستانم تو را امشب.
هر شب صدای پای تو، می آمد از هر چیز،
حتی ز برگی هم، نمی آید صدا امشب.
تا سایه ای دیدم، شبیهت نیست اما حیف،
ای کاش میدیدند، دو چشمانم خطا امشب.
امشب ز پشت ابرها، بیرون نیامد ماه،
بشکن قرق را ماه من، بیرون بیا امشب.
گشتم تمام کوچه ها را، یک نفس هم نیست،
شاید که بخشیدند، دنیا را به ما امشب.
طاقت نمی آرَم، تو که می دانی از دیشب،
باید چه رنجی برده باشم، بی تو تا امشب.
ای ماجرای شعرو شبهای جنون من،
آخر چگونه سَر کنم، بیماجرا امشب.

اون پایین منتظرم.
مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
بدرود.

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
این نوشته در اجتماعی, شعر, صوتی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1,927 Responses to اینجا شب نشینی ششم محله هست که امشب از کامنت 1692 ادامه داره

  1. 1501

    بیا پریسا بیا بپر

  2. 1502

    خیلی خلوت شده امشب.
    راستی پریسیما پست تو چه کرد با دکتر پرواز؟؟؟اون از کامنتهای دیشبش امشب هم که نیست.

  3. 1503

    خخخ نمیدونم
    یعنی واقعا پست من مؤثر بود؟ پروااااز کجایی؟

  4. 1504
    پریسا says:

    پری سیما بخند عزیز من خودم اون لحظه از درد اشک توی چشم هام بود ولی قاه قاه داشتم می خندیدم نمی دونم چه حکمتیه که من نمی تونم به زمین خوردن ها نخندم. حتی به زمین خوردن خودم. چنان می خندم که نفسم بند میاد. به خدا دست خودم نیست نمی خوام خدای نکرده کسی رو مسخره کنم ولی واقعا نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم. خیلی ها دلگیر میشن ولی وقتی می بینن من به خودم هم مروتم نمیاد می فهمن داستان چیه دیگه از دستم دلگیر نمیشن. عوضش زمانی که من می افتم همراهم می خندن. حالا نخند کی بخند. آی پام آی دستم آی همه جام.

  5. 1505
    روشنک says:

    پریسیما تو واقعا آدم با دقتی هسنی رمز موفقیتت چیه؟ من کلا میزان یرخوردهام بالاس

  6. 1506
    پریسا says:

    آخجون مرز پریدن این دفعه دیگه واقعا شد مال خودم! پروااااز نیستی عیشم رو خراب کنی خودم پریدم آخجون آخجون آخجون

  7. 1507
    پریسا says:

    روشنک بیا بیا که از جنس خودمی! ندیدن من داره4ساله میشه و هنوز اشیای اطرافم توی خونه بغلم می کنن.

  8. 1508

    وای که مردم از دست اینترنتمون
    رسیدم تا حالا همه رو خوندم
    اگه من قرار باشه از کسی چیزی بخوام تا حالا بهش فکر نکردم حالا می اندیشم.

  9. 1509
    روشنک says:

    کتاب آشیزیو وقت نکردم دانلود کنم کاربردش چطوره آسونه؟

  10. 1510

    بابا موفقیت چیه؟ خخخ
    خب دیگه حفظم دیگه

  11. 1511
    پریسا says:

    بچه ها1بار چنان خوردم به اپن آشپزخونه که چوب بالاش از سنگ کناریش جدا شد هنوز هم جداست و هنوز هم بهش می خورم و جا به جا میشه دوباره بر می گردم درستش می کنم پهلوم رو می چسبم میرم پی کارم. فقط زمانی به شدت از برخورد کردن هام عصبانی میشم که مثلا مادرم یا کسی دیگه باشه و ببینه و بگه ای بابا مواظب باش. وایی طرف اون لحظه خداگیر میشه. مثل سگ دره جهنم می پرم بهش. ولی خودم که باشم به هر جا خوردم خوردم. پا میشم بعد از آخ واخ کردن میرم رد کارم.

  12. 1512

    خب آسونه دیگه
    ببین غذا پختن کلا راحته اما بعضی دسرها و چیزهایی که با فِر درست میشن خیلی سخته.

  13. 1513

    منم به دیگران میخندم به خودم هم میخندم,درد نمیتونه اشک من را در بیاره.
    آفرین پریسیما خیلی خوبه,البته من توی خونه خیلی میخورم به در و دیوار بیشتر هم موچ یا آرنجم میخوره,اما بیرون از خونه نه.
    شاید چون توی خونه بیخیال هستم.

  14. 1514
    پریسا says:

    آقای آگاهی رو جا گذاشتیم. آقای آگاهی اندیشه رو بیخیال بشید ببینید من چه راحت به موضوع امشب جواب دادم حل شد؟ خخخ! شکلک سوراخ موش می خریم.

  15. 1515
    روشنک says:

    من همیشه حتی از دوران کودکی به این که یک روزی از کی چی بخوام فکر کردم……

  16. 1516

    یا حضرت عباس خوردی به اوپن؟ خدای من!
    پریسا حالا جدی میگم یه کم مراقبتر باش عزیزم
    خطرناکه.

  17. 1517
    پریسا says:

    شکلک به این میگن امر خطیر سَمبَل کارییی.ییی.ییی

  18. 1518

    راستش منم اهل خواستن از کسی نیستم
    راستش غرورم اجازه نمیده از کسی نه بشنوم
    اگه نه بشنوم ناراحت میشم شاید به روی کسی نیارم اما میرنجم.

  19. 1519

    من گرفتم بعضی هاش را هم گوش کردم خیلی جالبه,همون دیشب گرفتم.

  20. 1520
    پریسا says:

    پری سیما امروزی رو خداییش تقصیر من نبود. از توی قوطیش در رفت افتاد زمین من هم که ندیدمش همونجا موند در کمین من بیچاره بعدش هم… آخ آخ الان هم1وری دارم زندگی می کنم.

  21. 1521

    فهمیدم من از خدا با تمام جدیت توجه کنید در همین لحظه یک جفت چشم برای دیدن میخوام.
    قصد ندارم حالتون رو خراب کنم ولی جدی این مورد رو الآن خیلی خیلی میخوام.

  22. 1522

    به خاطر همونه که اصلا اصلا از کسی درخواست نمیکنم.
    خودمو به آب و آتیش میزنم تا خودم مشکل خودمو حل بکنم اما به کسی دهن باز نکنم.

  23. 1523
    پریسا says:

    روشنک بگو. شکلک فضولی

  24. 1524
    روشنک says:

    یه چیزیو فهمیدم وقتی تنهام ناخوداگاه دقتم بالا میره و کمتر برخورد پیش میاد ولی وقتی کسی باهام باشه انگار نقطه اتکا پیداکنم کلا دقتم میره پایین برای خودمم عجیبه چون هر دو حالتش نا خواستس

  25. 1525

    اگه قرار بود یه جفت چشم بهمون بده ازمون نمیگرفتش
    نخوایین اینو نخواین که شدنی نیست.

  26. 1526
    پریسا says:

    بچه ها به نظرم پرواز محتویات کتاب پری سیما خورده الان جنازه شده. پری سیما عجب مخی داری بابا این طوری طرف رو کشتیش کسی نفهمه کار تو بود؟

  27. 1527

    از کسی به جز خدا چیزی بخواییین
    این قبول نیست آقای آگاهی.
    بیخیال بابا زندگی رو هرطور بگیری همون طور پیش میره بیخیال باشید بدون چشم هم میشه زندگی کرد.

  28. 1528
    پریسا says:

    به جان خودم من1از توی کامنتم داشتم الان نیست. خوب یعنی چی پری سیما بنده خدا کتاب آشپزی گذاشت دیگه این از خوردن نداشت که! شکلک گریه

  29. 1529

    حتی یه زمانی یه مطلبی تو وبلاگم هم در باره اگه روزی ببینم چی میخوام ببینم نوشتم که خوندنش خالی از لطف نیست:
    می خواهم از آرزو هایم بنویسم؛ صریح و ساده بگویم کسی حق ندارد به من بگوید نباید از اگر ها صحبت کنی که خودت هم می دانی بی نتیجه هستند؛ در جواب چنین کسانی پیشاپیش می گویم اولاً دیدن برای من محال نیست و از کجا معلوم روزی نتوانم از این حصار نابینایی رها شوم و بتوانم با دریچه ی نگاه به دنیا و مافیها بنگرم؛ از طرفی اگر هم محال باشد تصور محال که محال نیست و پرنده ی خیال که آزاد و رهاست می تواند تا هر جا که بخواهد به اهتزاز در آید و دنیاهایی را ببیند که اصلاً وجود خارجی ندارند؛ اصلاً اگر ما این قوه ی تخیل را نداشتیم چه باید می کردیم؟
    روزی که ببینم اولین کاری که انجام می دهم این است که با هر چه پول که در اختیار دارم روانه ی بازار می شوم و کتاب های روز دنیا را می خرم و در اسرع وقت مطالعه می کنم. آن قدر می خوانم و می خوانم که دیگر هیچ وقت اضافه ای نداشته باشم که به بطالت بگذرانم.
    صبح ادبیات می خوانم، ظهر فلسفه، عصر روان شناسی و شب تاریخ و جامعه شناسی و … …خلاصه کلی موضوعات دیگر را که با تک تک سلول هایم چشم انتظار آن روز هستم.
    می خوانم می خوانم، یادداشت بر می دارم، سؤالاتی را که برایم پیش می آیند می نویسم و در اولین فرصت فرد متخصص در آن حوزه را پیدا می کنم و با او به بحث می نشینم.
    مشترک کلی نشریه و مجله می شوم و سعی می کنم هیچ شماره ای از آن ها را که مورد علاقه ام هستند از دست ندهم.
    می نویسم می نویسم، هر جا که بتوانم می نویسم، هر جمله ای که به نظرم زیبا برسد در دفتر یادداشتم ثبت می کنم تا فراموشم نشود.
    روزی که ببینم در کلاس های خطاطی ثبت نام می کنم و سعی می کنم خط زیبای نستعلیق را یاد بگیرم و از آن وقت به بعد با آن خط متن هایم را بنویسم
    من باید خودم در کلاس ها جزوه بنویسم، نباید وقتی استاد روی تخته چیزی می نویسد مثل مجسمه ابو الهول بنشینم و با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت به سمتی خیره شوم.
    من باید ببینم که وقتی برای سؤالی دستم را در کلاس بالا می برم موقعی که استاد می گوید: بفرمایید و من شروع به صحبت می کنم بعد متوجه نشوم با فرد دیگری بوده است.
    شاید برایتان جالب باشد که بدانید در تمام کلاس هایی که در این دو سال دانشگاه شرکت کرده ام هیچ وقت وسط کلاس حتی اگر مجبور بودم بیرون نرفتم؛ علتش هم این است که درست است که در دانشگاه ها معمولاً برای خروج از کلاس ها اجازه نمی گیرند ولی من دوست ندارم سرم را همین طوری بیندازم پایین و بیرون بروم، اگر هم بخواهم اجازه بگیرم نمی توانم با اشاره به استاد منظورم را تفهیم کنم تازه بر فرض هم که چنین کردم استاد جز با حرف زدن نمی تواند نظر مثبت یا منفیش را به من بگوید؛ از آن جا که بسیاری از هم کلاسی هایم با اشاره از استاد اجازه می گیرند و او هم با همین روش به آنان اجازه خروج می دهد من نمی خواهم با صدا این کار را انجام دهم که همه متوجه شوند من از کلاس خارج شده ام.
    تا یادم نرفته از نقاشی هم بگویم؛ نمی دانم چه قدر در مورد من می دانید منظورم بیناییم در حال حاضر است؛ من می توانم از خیلی نزدیک رنگ ها را تشخیص دهم و شاید یکی از عواملی که من را بیشتر به فکر دیدن می اندازد دیدن این همه طرح و رنگ در جهان خلقت باشد؛ بچه که بودم تا جایی که امکان داشت اول اشکال ساده ای مثل خانه و کوه ها و خورشید را البته در سطح افراد بسیار مبتدی با وسایل مخصوص نابینایی برجسته می کردم و بعد با مداد رنگی داخل خطوط را رنگ آمیزی می کردم. خانواده و دوستانم که خیلی تعریف می کردند؛ نمی دانم برای خوشی دل من می گفتند یا واقعاً کار هایم ارزش دیدن داشتند؛ خلاصه وقتی که ببینم سعی می کنم اشیا را آن طور که هستند نقاشی کنم و بدون محدودیت از رنگ های مختلف چه مداد رنگی، چه آب‌رنگ و چه مداد های شمعی برای رنگ کردن نقاشی هایم استفاده کنم.
    وای که کلی مستند طبیعت و اطلس و نقشه ی جغرافی در انتظار من هستند که باید همه شان را ببینم و تمام زیر و بم کوه ها، رشته کوه ها، دریاها، جلگه ها و … را در خاطر بسپارم.

  30. 1530

    آره دیگه سیاست دارم دیگه قتل خاموش انجام دادم
    حالا یکی بیاد بگه من کشتمش مگه من زیر بار میرم؟ نه اصلا به هیچ وجه.

  31. 1531

    به من میگن تو خیلی مغروری,ولی من فکر نمیکنم,از بچگی از کسی انتظار نداشتم نمیدونم چرا.

  32. 1532
    پریسا says:

    چشم! یعنی اگر داشتم الان1وری نبودم آیا؟ به نظر خودم که بودم. من اگر می دیدم هم حواسم رو به راه نبود. نشون به اون نشونی که در زمان های دور که هنوز تاریک مطلق نبودم هم هرگز عاقل و حواس جمع کامل نبودم.

  33. 1533
    پریسا says:

    پری سیماااا من فهمیدم. شکلک خنده خبیس. الان میرم از پری سیما1عمر باج سکوت می گیرم آخجان

  34. 1534

    آقای آگاهی میدونستید که خیلی خوب مینویسید؟
    قلمتون عالیه.

  35. 1535
    پریسا says:

    این ها در دسترس نیستن من هم اینجا موندم ول معطل که اذیت کنم نمیشه. هیچ کدوم شما ها رو دلم نمیاد اذیت کنم.

  36. 1536
    روشنک says:

    متنفرم از این که از کسی چیزی بخوام، از بچگی آرزو داشتم یه روز تو خواب یا بیداری خدا بگه امروز یه آروزتو برآورده میکنم…
    منم بگم خدا خداجون با شه فقط یکی یه آرزو دارم اونم اینه که تو کاری کنی که به همه آرزوهام برسم…
    مال عالم بچگیه ولی هرچی بزرگتر شدم بیشتر حس کردم این عاقلانه ترین آرزویه که میشه از یزرگترین اجابت کننده خواست
    فکر کنم دستم برای خدا رو شده که هیچ وقت چنین پیشنهادی بهم نداده خخخخخخخخ

  37. 1537

    نمیتونی ثابت کنی که
    باج بهت نمیدم پریسا جان

  38. 1538
    پریسا says:

    آقای آگاهی من خونده بودم و جوابیه هم براش نوشتم اتفاقا همینجا توی گوش کن پستش رو زدم.

  39. 1539
    پریسا says:

    پری سیما به بهانه خونخواهی پرواز به کشتنت میدم این که کاری نداره

  40. 1540

    شاید پیشنهاد بده روشنک جان
    دقیقا مثل خودمی
    جالب اینجاست که حتی از خدا هم برا خودم چیزی نخواستم الآن سه چهار ساله که دعا برا خودم نکردم.

  41. 1541

    آقای آگاهی خیلی جالب بود.
    منم مثل شمام اگر ببینم فقت کتاب میخرم و میخونم وای چه شود.

  42. 1542
    پریسا says:

    آی وبلاگ آقای آگاهی الان آقای آگاهی اینجاست شکلک پریدم لب آستینش رو بکشم خوردم زمین بیخیال دوباره پریدم پا شدم ول کن بذار اول بپرسم بعد باقی صحنه رو بسازم آقای آگاهی چرا بخش کامنت های وبلاگ شما واسه من اینهمه سخته؟ جدی نمی فهمم چه جوریه که هر بار1بازی سرم در میاره. انگار هرچی می کنم مدلش توی مخم جا نمیشه

  43. 1543
    روشنک says:

    عالیییی بود آقای آگاهی
    لایییک

  44. 1544
    پریسا says:

    1مدتی که اصلا برام باز نمی شد تمام پست ها رو هم می گفت0نظر. گفتم شاید شما کل کامنت های وبتون رو بستید. ولی چند وقت پیش برام باز شد و کامنت هم دادم خیال نمی کردم ثبت شده باشه اما دیدم که ثبت شد و الان باز هم مدلش برام نمی دونم چه مدلیه.

  45. 1545
    پریسا says:

    آخجون دوباره داریم می رسیم به لحظه پرواااااز نمی فهمم چرا من اینهمه دوست دارم این بخش ماجرا رو!

  46. 1546

    ولی برا من خیلی سخته پریسا اصلا تند تند پریدن رو دوست ندارم

  47. 1547

    میگم روشنک چه آرزویی داری ها.
    بچه که بودم دوست داشتم قول چراغ جادو مال من میشد,یا یه فیلمی میداد که دوتا بچه یه دفتر داشتند هرچی توش آرزو مینوشتن برآورده میشد اون مال من بود خخخخخخخخخ.

  48. 1548
    روشنک says:

    پریسیما ! تو هم که مثل منیییی خدای من

  49. 1549

    جدی کامنت هاش سخت نیست پرشین بلاگ قاطی کرده میگه صفر نظر ولی هم نظر هست و هم ثبت میشه و هم جواب های من ثبت میشن اول باید اسم بنویسید در ادیت باکس دومی هم ایمیل و در بعدی آدرس وبلاگ یا سایت و در آخری هم نظرتون هیچ کدوم رو هم پر نکردید و فقط نظر بدون اسم و نشون هم بفرستید ثبت میشه.
    بزرگ ترین مشکلش اینه که اعلام نمی کنه نظر شما ثبت شده.

  50. 1550
  51. 1551
    پریسا says:

    این دفعه هم مال خودمه شکلک پریدم خیز برداشتم به مرز پرواز به صفحه بعدی برسم شکلک ندیدم خوردم به1میز گنده شکلک این بلندگو بزرگه بود روی تریبون کار می ذاشتنش از اون بالا تاب خورد اومد پایین با نمی دونم چندتا باند هاش افتاد روی بساط قلیون سماور شهروز شکلک سر و صدای حاصل از این در هم ریختگی جرنگ جرینگ جورونگ ترق تاق توق شکلک میز کلا بر اثر برخورد نابهنگام و شدید من بهش اعلام انصراف از ادامه ایستادگیش داد و با هرچی روش بود ولووو شد زمین پایه هاش رفت هوا تماااام محتویات روش از آجیل گرفته تا وردست و میوه و چاقو و چنگال و شیرینی تر و خشک و پارچ نوشیدنی های مجاز و چندتا چیز ریز و درشت دیگه همه پخش زمین شدن و الان همه جای سالن داره صدای جینگ جونگ میاد و لیوان و استکانه که همچناااان در حال قل خوردن و گشت و گزار در4گوشه طالار هستن و و و و و و و و و و آخ بسه دیگه باقیش بمونه واسه قسمت بعدی سریال حالا یکی بیاد از وسط این قیامت جمعم کنه به نظرم دیگه رسما مردم

  52. 1552

    سلام طاها خوبی؟

  53. 1553
    روشنک says:

    میدونی فاطمه آرزوهای آدم تمامی نداره به خصوص اگه بخواهی برای همه توش جایی بازکنی…

  54. 1554
  55. 1555

    خخخ جالبه که بی نتیجه موند خخخ
    نگه دار برا دفعه ی بعد
    پریساااااا برات متأسفم خخخ خخخ خخخ

  56. 1556
    پریسا says:

    آخجااان رفتیم و کامنت اولی این صفحه من شدم. شکلک الکی خوشم من هم واسه خودم!

  57. 1557

    آره روشنک
    چون آدمیزاد حریص میشه

  58. 1558

    بعله بایدم اینو بگی پریسا جان خخخ خخخ خخخ
    طاها جاتو گرفت

  59. 1559
    پریسا says:

    پری سیمااا به من می خندی طاها بیا بهت بگم این چه بلایی سر پرواز خدا آمرزیده آوردههه

  60. 1560
    پریسا says:

    این طاها رو بعدا حلش می کنم. احتمالا وقتی خوابه با1چیزی بزنم بکشمش.

  61. 1561
    پریسا says:

    بچه ها بیایید پری سیما و طاها رو با هم دعوا بندازیم بزنن همدیگه رو

  62. 1562
    پریسا says:

    آخجان اگر بخت یاری کنه3تا پشت هم خودم میشم

  63. 1563

    تازه حالا که فکر می کنم در اون متن موتور سواری و ماشین سواری و حتی دو چرخه سواری رو فراموش کرده بودم.
    در مورد بخش نظرات وبلاگم هم چهارتا ادیت باکس هست اولی اسم دومی ایمیل سومی آدرس وبلاگ یا سایت و چهارمی هم نظر که میشه حتی بی نام و نشون فقط نظر نوشت.
    تنها مشکلی که داره اینه که بعد از ارسال نظر باید حتماً صفحه رو دوباره باز و بسته کنید که نظرتون رو ببینید.

  64. 1564
    پریسا says:

    4تا پشت هم خودم شدم که! میگم که الکی خوشم واسه خودم باز بگید نه!

  65. 1565

    سلام طاها به اسکایپت سر بزن.

  66. 1566

    به جای سه تا چهارتا شدن پریسا
    من با طاها در نمی افتم اصلا

  67. 1567
    پریسا says:

    این پرشین بلاگ به نظرم از مدلم خوشش نمیاد. مگه من از رو میرم؟ باز میام.

  68. 1568
    طاها says:

    سلام بر خانوم پریسیما

  69. 1569
    روشنک says:

    خخخخ خخخخ خخخخ پریسای پر شر و شیطون خخخخخ

  70. 1570
    پریسا says:

    پری سیما پرواز رو که فرستادی هوا من که میگم این طاها رو هم همین شکلی می فرستیش ور دست پرواز. شکلک شیر کردن پری سیما. حالا برم سراغ طاها شیرش کنم

  71. 1571
    طاها says:

    سلام به شما خانوم پریسا

  72. 1572

    آقا طاها چتون شده شما؟

  73. 1573
    پرواز says:

    سلام حضور خانم پریسا .با من امری داشتید >؟؟

  74. 1574
    پریسا says:

    وایی! طاهااا! چی شدییی! بچه هااا! نکنه این روحشههه! پری سیمااا!

  75. 1575
    روشنک says:

    4 تایی بودن چه حالی داره پریسا

  76. 1576
    پریسا says:

    سلاااام پرواااااز بیا این پری سیما رو بکشش الان نبودی داشت پشت سرت کری می خوند بیااا. پری سیما بگیر اومد این پرواااز رو داشت بهم می گفت اومده جنازت کنه برهههه

  77. 1577
    روشنک says:

    پذیسیما راستی مشکل شعر من حل نشد

  78. 1578
    طاها says:

    سلام بر شما آقا حسین خوب هستید چشم

  79. 1579
    پریسا says:

    روشنک حالش به اینه که مطمئنم دفعه بعد5تایی میشم. اصولا من توی همه چیز دنبال عشق و حالم. حتی کامنت بازی هام. عاقل که نیستم که!

  80. 1580
    پریسا says:

    شکلک کله پرواز و طاها رو1دفعه به ضرب تمااام کوبیدم به هم و پاخی صدا داد و الان هم تا سر گیجه این2تا برطرف نشده باید1جایی فرااار کنم

  81. 1581

    مشکل چی حل نشد روشنک؟
    کدوم شعر عزیزم؟

    • 1581.1
      روشنک says:

      شعری که دیشب گفتی توی نوتپد ببرمش…. بردم ولی بازم فاصله هاش یه طوری شکل داره

  82. 1582
    پرواز says:

    من چرا باید خانم پرریسیما رو بکشم ..ایشون یکی از با شخصیتترین و قابل احترام ترین اشخاص این سایت هستن سرکار خانم پریسا …
    گناه دارن که

  83. 1583

    ممنونم آقای پرواز نظر لطف شماست.

  84. 1584
    طاها says:

    استاد پرواز خوب هستید از دوست عزیز مون آقا شهروز حسینی خبر ندارید؟ دل مون براشون تنگ شده

  85. 1585
    پریسا says:

    شکلک پرواز شیرجه زد بگیردم شکلک پری سیما رو بلندش کردم کوبیدمش توی سر پرواز ولی ای وای خوردش توی کله طاها طاها عقبکی پرتاب شد افتاد روی پرواز همه باهم خوردن به پایه تریبون وسط سالن همراه تریبون دسته جمعی اومدن پایین و عجب صدای موزیکالییییی وای خداااا می خوام بیام توی بغلت الان فقط در آغوش خودت از دست انتقام این3تا در امانم

  86. 1586
    پریسا says:

    شما3تا چی می دونید که من نمی دونم؟ یا میگید یا میگید. انتخاب سومی در کار نیست.

  87. 1587
    طاها says:

    پریسا خانوم دلتون میاد آیا من به شما کاری داشتم

  88. 1588
    پریسا says:

    بچه ها شهروز همچنان در خارج از جهان مجازی به سر می بره. یعنی الان چه حالی داره آیا؟

  89. 1589
    پرواز says:

    لطف عالی مستدام خانم پریسیما ..
    سلام جناب طاها .خیر .از این بزرگوار بیخبرم …خانم پریسیما فرمودن ک دسترسی به نت ندارن ظاهرا ..

  90. 1590

    چیزی نیست عزیزم

  91. 1591
    پریسا says:

    طاها لازم نیست تو بهم کار داشته باشی من کار دارم. اتفاقا با هر کسی از این مدل های امشب شما3تا باشه بیشتر کار دارم. الان میرم1بلای جدید سرتون در میارم. زود باشید بگید جریان چیه.

  92. 1592

    سلام به آقا تاها و دکتر پرواز.
    من نمیدونم چرا بعضی وقتها کامنت که میزارم سایت یه باره میره و کامنت من را هم میپرونه؟؟از شانس بد هم کامنتهای تولانی میرن که من هم حسش را ندارم بنویسم.

  93. 1593
    پرواز says:

    پریسا خانم .منم که با شما کاری ندارم که .شما میتونین مشکلاتتونو با خانم پریسیما تنهایی حل کنین .

  94. 1594

    شهروز نت نداره آقا طاها

  95. 1595
    پریسا says:

    آخجون دوباره صفحه بعدی. جدی خیلی خوشم میاد شما ها چرا دوستش ندارید؟

  96. 1596
    وحید says:

    سلام به همگي
    شب خوش

  97. 1597
    طاها says:

    چیزی نیست خانوم پریسا

  98. 1598
    پریسا says:

    فاطمه جان اول توی ورد بنویس بعدش اینجا کپی کن وردپرس ببینه کامنت هات نپریده نتونسته حالت رو بگیره از رو میره

  99. 1599
    پریسا says:

    سلام وحید تو هم نکنه مدل این3تا شده باشی؟

  100. 1600

    دوستان اینترنت ما داره حسااااابی بازی در میاره اگر نتونستم دیگه کامنت بفرستم شب همه تون به خیر و شادی.
    راستی با این باران هایی که این چند وقت در شهر های مختلف اومده این شعر رو هم بهتون که از جلیل صفربیگی هست تقدیمتون می کنم.
    شبتون پر از ستاره.
    کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
    بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند
    قطره قطره رقص گیرد روی چترِ لحظه ها
    رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند
    بشکند در هم طلسمِ کهنه ی این باغ را
    شاخه های خشک و بی بارِ دعا را تر کند
    مثلِ طوفانِ بزرگِ نوح در صبحی شگفت
    سرزمینِ سینه ها تا ناکجا را تر کند
    چتر هاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها!
    شاید این باران -که می بارد- شما را تر کند.

  101. 1601

    سلام آقا وحید خوب هستید؟

  102. 1602

    اینجا یه خبری هست پریسا راست میگه,ولی شما خیال ندارید بگید نههههههه؟؟؟؟؟

  103. 1603
    پریسا says:

    بچه ها بسیااار حس می کنم1کامنت این وسط ها از دستم در رفته میرم پیداش کنم الان میام.

  104. 1604
    پرواز says:

    پریساااااااااااااااااااااااااا .دیگه داری خععععععععععععععععععععععععععععععععععلی پاتو از گلیمت درازتر میکنی ..اول پاتو قطع میکنم .بعد سرتو ؟ بعدم دستاتو ..
    بعد ک خوب جنازه شدی اینجوری تیکه تیکت میکنم تا حسابی حالت جا بیاد ..له لهت میکنم .تا میندازمت تو چرخ گووشت یا آسیاب برقی تا پودر شیییییییییییییییییییییییییییییییییی .
    بعد…عه عه عه ..عجب ..نمیذارن متین باشما

  105. 1605
    طاها says:

    ممنون پریسیما خانوم که گفتید جای آقا شهروز خالی هست

  106. 1606

    شعر قشنگی بود آقای آگاهی
    خیلی خوشحال شدم امشب بودید
    موفق باشید.

  107. 1607
    پریسا says:

    پیدا کردم کامنت آقای آگاهی بود آقای آگاهی اگر هستید شعر قشنگی بود اگر نیستید یعنی که چی باید باشید.

  108. 1608
    وحید says:

    سلام پريسيما خانم. احوالتون؟
    پريسا من شبيه چي شدم؟ خخخ

  109. 1609
    پرواز says:

    سلام فاطمه ..پریسیما قربونت بره ..چه خبری آخه ..
    والا تا من خواسم چن رو متین باشم ییهو طاهای جنازه هم تصمیم گرفته ک ظاهراا رسمی باشه ..خییییییییلی تصادفی ..همین ..به مرگ پریسا و پریسیما …شهروزو تو کفن ببینی .هیچ خبری نیس ..

  110. 1610
  111. 1611

    سلام آقا وحید.
    خیلی زیبا بود آقای آگاهی مرسی.

  112. 1612
    پریسا says:

    آخجان موفق شدم پرواز خودش شد حالا نوبت این2تاست. ولی اول پرواااز. آآآییی پرواااز بیا اینجا می خوام جنازت کنم بگو از سرت شروع کنم یا از پا هات؟

  113. 1613
    طاها says:

    استاد پرواز امکان داره اسم تون را لینک دار کنید؟

  114. 1614
    پریسا says:

    طاها و پری سیما زود توضیح بدید شما2تا جعلی هستید زود بگید اصلی ها رو چیکارشون کردید

  115. 1615
    وحید says:

    خدا رو شكر
    سلام فاطمه خانم

  116. 1616
    مهدی نوروز‌بیگی says:

    سلااااااام

  117. 1617
    پریسا says:

    خداییش من حال ندارم برم بچرخم تمام پست های گذشته رو کامنت به کامنت وجب بزنم. زود خودتون بگید جریان چیه

  118. 1618
    پرواز says:

    جنازه های محترم ..ب شماها متانت نیومده ..
    از این پس میدونم چیکا کنم …پریسیما ….زود سرورتو به یه نسکافه ی داغ مهمون کن ..
    نمیبینی ؟؟البته ک نمیبینی ..نمیشنوی از سر کار اومدم خستم ؟؟؟
    پریسا .تو هم برو از سر کوچه نون بگیر پریسیما میخواد شوم بپزهه …بدویین یالا ….

  119. 1619
    پریسا says:

    سلااام مهدی. تازه وارد شبنشینی ها هستی اگر اشتباه نکنم. بیا کاش شلوغ باشی!

  120. 1620

    زنده باد پریسا,اینجوری خیلی بهتره دکتر,جدی که مینویسی آدم فکر میکنه یکی دیگه داره جای تو مینویسه,جنازه که نوشتی خیالم راحت شد که خوبی و خدا را شکر مشکلی نیست.

  121. 1621
    پرواز says:

    استاد طاها .به مرگ همین پریسا ک انشا الله فردا باشه بلد نیسم …
    پریسیما چش وزغی ..بیا یاد بده ..مگه نمیبینی استاد طاها میخوان اسم سرورشونو لینک دار ببینن ..بدو وزغ

  122. 1622
    پریسا says:

    پرواااز الان میارم برات آبگوشت. فعلا آب جوشش رو نوشجان کن تا باقی محتویاتش برسه. شکلک1لیوان آب جوش رو همچین تمیییز پاشیدم روی دماغش و اطراف دماغش. شکلک فرااار با تمام وجود اگر دستش بهم برسه هیچی ازم باقی نیییست خدا نجاتم بده

  123. 1623

    راستی خدا نکنه اینجوری نگو.
    من خیلی به این دو پری ارادت دارم.

  124. 1624
    وحید says:

    منم ترجيح ميدم از كسي چيزي نخوام مگه اينكه واقعا اخلاق و رفتارش را بشناسم و بدونم كه واقعا آدم با اخلاصي است.
    در اين سايت هم آدمهاي با اخلاص خوبي را مي شناسم. واقعا از اين افراد ممنونم.

  125. 1625

    شام مام خبری نیست چند بار بگم نسکافه لطفا
    از من چایی میخواد این دیگه کیه؟؟

  126. 1626
    روشنک says:

    قاطمه من طولانیها را بعد از نوشتن با کنترل و a انتخاب میکنم و کپی میکنم اگه بپره داخل کادر دوباره پیست میکنم تا وورد پرس ضایع بشه خخخخ

  127. 1627
    پرواز says:

    بچا .ولی …ولی …ولی …ولی ..خدافظ .بهم اطلاع دادن که یه اتفاقی افتاده ک باس برم .
    شبتون خوش .خدافظ .من دیگه رفتم

  128. 1628
    پریسا says:

    خوب این از پرواز که درمون شد. حالا میریم سراغ پری سیما. پری جانم عزیز دلم بیا1دقیقه اینجا1چیزی بگم بهت. شکلک کسی کاری نکنه. شکلک گرفتمش زیر قلقلک حالا نده کی بده. خوب پری یا خودت میشی یا ادامه میدم تا جسارتا زیر قلقلک بری به عدم. دیگه با خودت.

  129. 1629

    سلام آقا مهدی.
    من هم از پریسیما پرسیدم لینک دار شد,اینهم یه جور جعل میشه دیگه نه؟؟؟

  130. 1630
    پریسا says:

    بچه ها پرواز رفت تیپ آب جوشیش که براش ساختم رو درست کنه. شکلک بسیار محتاط مواظب اطراف هستم که1دفعه از1طرفی ظاهر نشه بزنه پودرم کنه

  131. 1631

    ببین برو رو نوشته های خودت وقتی رسیدی به اسم خودت یعنی نوشته بود نوشته شده by پرواز روی پرواز که رسیدی enter بزن نوشته هاتو نشون میده همون لحظه f6 بزن آدرستو نشون میده اونو کپی کن ببر تو شناسنامه بذار تو قسمت وبلاگت بعد به روزش کن
    اینطوری میتونی لینکدار بشی.
    شیرفهم شد یا یه جور دیگه حالیت کنم؟ هااان؟

  132. 1632
    پریسا says:

    فاطمه جان ممنونم عزیز شکلک خجابلت کشیدن در حال قلقلک دادن پری سیما

  133. 1633

    راستی فکر کنم پریسیما از دست من یه روز فرار کنه بس که بهش برای هر کاری میزنگم.
    جدی اگر بینا بودی اینقدر راحت بهت نمیزنگیدم ها پریسیما.

  134. 1634

    پرواز کاش اتفاق خوبی باشه
    بعدا بگو چی بود نگرانت شدم

  135. 1635
    پریسا says:

    یکی الان بهم توضیح بده این ب از کجا سبز یعنی نه ببخشید سبز نه مشکی شد توی کامنت من؟ تقصیر شهروزه. ول کن نیستش که بذار بندازم تقصیرش کی به کیه؟

  136. 1636

    فاطمه اگه نزنگی ناراحت میشم
    حتما بزنگ خوشحال میشم

  137. 1637
    پریسا says:

    خوب مثل اینکه قلقلکه داره کارساز میشه. پری جان1کم دیگه تحمل کن بذار ادامه بدم یا میمیری یا کامل درمون میشی.

  138. 1638
    طاها says:

    شب همگی بخیر شب خوبی در کنار شما دوستان داشتم

    کاش که من بال و پری داشتم
    جانب کویش گذری داشتم
    آتش عشقش چو بجانم فتاد
    سوخت اگر بال و پری داشتم
    میزدم آتش به نهال حیات
    گر نه امید ثمری داشتم
    گلشن حسن تو ، که شاداب باد
    منهم از آن چشم بری داشتم
    رفتی از این شهر و نگفتی که من
    شیفته ی در بدری داشتم
    دل به رهش پر زد و میگفت باز
    کاش که من بال و پری داشتم

  139. 1639
    رهگذر says:

    عمووو یادگار رخصت…
    سلااااااااااام دختر مخترا… پسر مسرااااا…خخخخخخخ… خوشید؟

  140. 1640
    پریسا says:

    بعدش هم نوبت طاهاست. وای خدا با این یکی چیکار کنم این1تلنگر بهم بزنه من کلا از لحاظ جسم و روح با هم نیست میشم که!

  141. 1641
    روشنک says:

    منم کم کم برم دیگه

  142. 1642

    سلام رهگذر چرا دیر اومدی؟

  143. 1643
    پریسا says:

    سلااام رهگذر کجایی بابا بیا که خوشم آمد از آمدنت

  144. 1644
    پریسا says:

    طاها جدی داری میری؟ باش تا11فقط20دقیقه دیگه مونده. همه با هم میریم دیگه. روشنک تو هم همین طور. نشستیم حالا.

  145. 1645
    وحید says:

    سلام رهگذر

  146. 1646

    پریسا پریسیما مشکلی نداره همیشه همینجوری هستش مگه نه؟؟؟
    دکتر بود و آقا تاها,دکتر که خودش شد حالا تو موندی و آقا تاها.
    من از ورد توی نوشتن استفاده نمیکنم این هم خوبه ها.
    البته از یه نظر خوب بود که پرید شاید با خوندنش به حال دیروز من دچار میشدید خدا نخواست شما غصه دار بشید..

  147. 1647

    طاها خدا نگهدار

  148. 1648
    روشنک says:

    رهگذر…
    آمدی جانم به قربانت و حالا چرا دیر کردی امشب

  149. 1649
    پریسا says:

    اصلاح می کنم. نشستید حالا. آخه من که ننشستم. به بیش فعالی اینترنتی مبتلا هستم درمون هم نداره

  150. 1650
    رهگذر says:

    خب موضوع چی چیس؟…خخخخخخ
    داشتم مطالعه میفرمودی ام… خخخخخخخ… مطالعاتم رو نمیشد ول بنمایی ام…خخخخخخخخخخ… خوش گذشته بهتون… ای آکله بیگیری پریسااااا… شیش ساعته دارم میخونم تا برسم بهتون… خخخخخخخخخخخ… ارادت آبجی پریسیما…

  151. 1651

    چرا غصه دار فاطمه؟

  152. 1652
    پریسا says:

    چراااا شماره ها این شکلی شدن؟ کی این وسط کامنت انداختههه؟ مگه گیرش نیارم

  153. 1653
    رهگذر says:

    سلاااااام وحید آسفالتی… خخخخخخخ… وای من اسم هر کیا یاد بگیرم اسم تو را یاد نیمیگیرم…خخخخخخخخ

  154. 1654
    پریسا says:

    فاطمه جان چی شده عزیز؟

  155. 1655

    سلام رهایی کجایی دختر؟؟
    پریسا من دوستان را خوب نمیشناسم اگر نه میومدم کمکت,میترسم حرفی بزنم یا کاری بکنم دلخور بشن.

  156. 1656
    وحید says:

    خر خون شدي رهگذر خخخ خخخ . يه امضا بده بابا بچه درس خون

  157. 1657
    روشنک says:

    شب همگی خوش

  158. 1658
    پریسا says:

    یکیش رو پیدا کردم مونده دومیش

  159. 1659

    خدا نگهدار روشنک جان

  160. 1660

    پریسا جان پیدا کردی بگو کجاست منم ببینم

  161. 1661
    پریسا says:

    روشنک جان شبت پر از مهتاب

  162. 1662
    رهگذر says:

    من خرخون بشو نیستم وحید رحمتی…خخخخخخ… همه چی میخونم الا درس…خخخخخخ… خرخون دکترتونه…خخخخخخخخ…

  163. 1663

    رهگذر موضوع موضوع انتخابی توئه
    اگه بخوای از یکی چیزی بخوای و اون یه نفر هم رو حرفت حرف نزنه, از کی چی میخوای؟

  164. 1664
    پریسا says:

    فاطمه جان مشکلی نیست آشنا میشی اصلا نگران نباش. طاها که در رفت ولی این2تا رو به نظرم درمونشون کردم.

  165. 1665
    مهدی نوروز‌بیگی says:

    متعسفانه متوجه نشدم چون با گوشی کامنت میدم

  166. 1666
    وحید says:

    ننه رهگذر به خودت فشار نيار. هر چي دوس داري صدا بزن . يه شب از سر در خونتون ميام خونتون و اون وقت ديگه واويلا واويلا واويلا رهگذر شهيد شد واويلا واويلا واويلا

  167. 1667
    پریسا says:

    پری سیما یکیش روی619هست

  168. 1668
    رهگذر says:

    واااااااااااای چرا همه تون وایسادید لای در به خدافظی؟ صبر کنید خب… من جخ اومدم… باشه…
    خدافظدون… شکلک لب و لوچه ی آویزووووون…

  169. 1669
    پریسا says:

    بابا اینجا همه1پا خطرن واسه خودشون. اون یکی که جنازه می کنه، این یکی که نصف می کنه، این دومی که از سر در خونه میره داخل ناکار می کنه، من هم که دیگه گفتن ندارم.

  170. 1670

    هنوز 12 دقیقه داریم

  171. 1671
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! خوب اون یکیشم منم، البته کامنتارو نخونده پریدم جلو پریسا!

  172. 1672
    پریسا says:

    رهگذر! نکنه تو هم قلقلک لازمی! شکلک بسیااار تهدید آمیز

  173. 1673

    مرسی پریسا جان

  174. 1674
    پریسا says:

    سلاااام عدسی. کو اون کامنتت گیرش نیاوردم

  175. 1675

    نوشته بودم پنجشنبه یه مرده نیمبینا که هم زن داشت و هم دوتا دختر خودکوشی کرد,چون دکتر بهش گفته که سرطان داری و اون هم چون کار و پول نداشته خودکشی کرده,میگن به دخترش گفته برام طناب پیدا کن اون طفلک از همجا بیخبر هم پیدا کرده,نیم شب رفتن دیدن خودکشی کرده.
    شب خوش دوستان شاید نشه بعد بنویسم.

  176. 1676
    پریسا says:

    بچه ها ساعت سیستم من عادت کرده دروغ بگه میگه7دقیقه بیشتر زمان نیست. به نظر شما بزنم ریزش کنم آیا؟

  177. 1677
    وحید says:

    دوستان يواش يواش شبتون خوش. من ديگه مغزم بق بقي شده خخخ خخخ

    با تو چه زندگي هايي
    كه توي روياهام گذاشتم
    با تو تنها بودم اما
    تورو تنها نمي زاشتم
    چه سفرها با تو كردم
    چه سفرها تو را بردم
    دم مرگ رسيدم اما
    به هواي تو نمردم

  178. 1678
    رهگذر says:

    به به… وحید قیری بودی حالا دزدم شدی…خخخخخخ… ما هیچی نداریم خونه مون وحید … اومدی یه فرش و تلویزیونم بیار با خودت… کف زیمی زندگی میکنیم… خخخخخخخخخ
    من؟ از کی باید چیزی بخوام نصفه شبی؟ اونم دم در؟ خخخخخخخخخ… وااااااااااای صبر کنید از یکی یه چیزی بخوام خب..
    از یه آمریکایی میخوام که منو به فرزندی قبول کنه…خخخخخخخخ… بعدم ورم داره ببرتم از این شهر و دیار…خخخخخخخ… خدافظ دیگه…

  179. 1679

    پریسا درست میگه خخخ

  180. 1680
    پریسا says:

    فاطمه جان اون بنده خدا روحش شاد. ولی… نمی دونم ما که جاش نبودیم بدونیم چه فشاری تحمل کرده. خواستم بگم کار درستی نکرد دیدم باید جای کسی باشم که بتونم سنگینی فشار دردش رو احساس کنم پس ترجیح دادم قضاوتش نکنم. فقط اینکه خدا رحمتش کنه و به خونوادش تحمل بده.

  181. 1681
    رهگذر says:

    پریساااااااااااااا.. اسم قلقلک که میاد خندم میگیره…خخخخخخخخخخ… واااااااااای خدافز … این دفعه آخره…

  182. 1682

    بابا چه کم اشتها!
    آمریکا بی من بری خودت میدونی

  183. 1683
    مهدی نوروز‌بیگی says:

    آقا من اینجا هیشکی رو نمیشناسم .یکی معرفی کنه

  184. 1684
    پریسا says:

    فاطمه اگر رفتی شبت پر ستاره.

  185. 1685

    کی معرفی بکنه
    این همه ایم آخه خخخ

  186. 1686
    عدسی بشاشadasi says:

    پس صاحب پست کجاست، نکنه کم آورده دررفته!

  187. 1687

    سلام عدسی.
    اینجا چرا اینجوری شده میخواستم اون بار بنویسم یادم رفت من همینجوریش هم گیج میزنم بابا اینجوری نکنید

  188. 1688

    بچه ها منم میرم درو ببندم دیگه
    همه تونو به خدا میسپارم
    تا فردا بااای.

  189. 1689
    پریسا says:

    بچه ها تا بسته نشده شب همگی تون هم رنگ صبح. مهدی الان که شبنشینی تموم شد1خورده توی محله بچرخی شب ها هم از9بیایی شبنشینی قشنگ همه رو می شناسی خیلی هم بهت خوش می گذره. توی محله و توی شبنشینی. بچه ها ایام به کام همگی

  190. 1690
    پریسا says:

    عدسی شهروز اینترنت نداشت نرسید امشب

  191. 1691

    الان وقت برای معرفی نیست.
    فردا بیاید.

  192. 1692
  193. 1693
    مهدی نوروز‌بیگی says:

    سلام ببخشید دیشب وقت نشد خداحافظی کنم

  194. 1694

    کسی نیست گویا من برم.

  195. 1695
    رهگذر says:

    سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام… رهگذر هستم از اصفان پایتخت فرهنگی جهان اسلام…

  196. 1696

    سلام آقا مهدی.
    مشکلی نیست من هم روزهای اول از دوستان جا میموندم,عادت میکنید.

  197. 1697

    سلام دوستان…..

  198. 1698
    پریسا says:

    سلام سلام دیر کردم ببخشید1جایی توی اینترنت بودم تا برسم دیر شد.

  199. 1699
    پریسا says:

    آخجون سر پرواز رسیدم که!

  200. 1700
    پریسا says:

    برم بخونم ببینم کی ها هستید کی ها نیستید

  201. 1701

    سلام به رهگذر از اصفهان,خوبی دختر؟؟؟

  202. 1702

    شهروز موضوع امروز چیه؟
    دیشب اصلا یادم نبود موضوع بگیرم.
    بچه ها اگه موضوعی دارید پیشنهاد بدید.

  203. 1703

    سلام پریسا رهگذر فاطمه و آقا مهدی

  204. 1704
    پریسا says:

    الان باید کامنت بدم تا جدیدی ها رو نشونم بده آیا؟

  205. 1705

    بله کامنت دادی و نشونت داد

  206. 1706

    سلام به پریسا و پریسیما.
    آره منم بعد از شب نشینی یادم افتاد که موضوع نداریم.

  207. 1707
    پریسا says:

    سلام پری سیما رهگذر فاطمه مهدی

  208. 1708
    پریسا says:

    من یادم بود ولی تجربه بهم گفته بود هیچی نگم. خخخ

  209. 1709

    بچه ها به نظر من موضوع این باشه:
    غرور تا چه حد لازمه؟
    آقایون بیشتر مغرورن یا خانما؟
    غرور بده یا خوب؟
    غرور لازمه یا نه؟
    چطور کمتر مغرور باشیم؟

  210. 1710

    رهگذر بود نیست شد کجا رفت.
    خوبی پریسا؟؟
    چه میکنی پریسیما؟؟

  211. 1711
    پریسا says:

    اوخجان یادم رفت ذوق کنم مرز اول امشب شد مال خودم.

  212. 1712

    چرا تجربه گفته بود هیچی نگو پریسا؟
    بعد از این یادت افتاد بگو بابا تجربه رو بیخیال.

  213. 1713
    پریسا says:

    رهگذر کوشی نکنه اونی که داشتم مثل فشنگ می اومدم زدم دروش کردم تو بودی

  214. 1714
    پریسا says:

    پری سیما آخه دیده بودم هر کسی توی شبنشینی ها می گفت بچه ها فردا شب موضوع چیه باید خودش موضوع می داد ترسیدم بگم این بلا سرم بیاد نگفتم.

  215. 1715

    وای پریسیما چه موضوعی پیشنهاد دادی.
    من فکر میکنم دختر باید مغرور باشه,به نظر من غرور برای یه دختر خیلی خوبه.

  216. 1716
    پریسا says:

    ببخشید1دونه د از اول دیده افتاده گم شده. از یابنده تقاضا می کنم، نه بابا دستور میدم تهدید می کنم زور میگم این د رو بیاره تحویل بده بذارم سر جاش.

  217. 1717

    به نظر من غرور تا یه حدی لازمه که به زندگی فرد لطمه نزنه ولی متأسفانه در مقابل آقایون من خیلی مغرور هستم.
    شایدم این غرور نیست و خودم فکر میکنم که مغرورم.

  218. 1718
    پریسا says:

    بچه ها جدی رهگذر کوش؟ من نکشتمش. من ندیدم زدم بهش رد شدم. من لهش نکردم. من پودرش نکردم. من نیستش نکردم. من بی گنااااااهم

  219. 1719

    تو از این به بعد بگو ما از تو موضوع نمیخوایم عزیزم.
    راستی منم نمیتونم موضوع خوب پیشنهاد بدم

  220. 1720

    گذاشتمش سر جاش.
    چقدر زود فهمیدی برش داشته بودم!

  221. 1721

    من حس میکنم آقایون خیلی بیشتر از خانمها مغرور هستن.

  222. 1722

    بچه ها من نمیدونم چاره ی مغرور نبودن چیه؟
    اگه کسی روشش رو میدونه بگه.

  223. 1723
    پریسا says:

    ببخشید رفته بودم این زیر ها گرد خاک به جا مونده از رهگذر رو جمع کنم.

  224. 1724

    وای کامنتم نمی اومد.

  225. 1725

    واقعا رهگذر کجاست؟

  226. 1726

    من با تو موافقم پریسیما.
    من خودم هم در مقابل آقایون مغرورم,میخواستم این را بنویسم گفتم بد میشه,ولی به نظر من دختر باید در مقابل آقایون مغرور باشه,خوصوصا دختر مجرد.
    منظورم اینه که اجازه نده کسی زیادی از حدش در رفتار و گفتار بگذره.

  227. 1727
    پریسا says:

    آخ بیچاره شدم باز دستم خورد به این چک باکسه الان هرکی کامنت میده ایمیل گوشیم سوت می کشه بچه ها باشید من برم درستش کنم الان میام. آآآآآآییی شکلک بسیار عصبانی

  228. 1728

    پریسا چه کار میکنی که هر وقت ایمیلی دریافت میکنی بهت پیام میاد؟
    بعد یه سؤال دیگه: میشه چندتا ایمیل رو طوری تنظیم کرد که هردو ایمیلم به گوشیم فرستاده بشه؟

  229. 1729
    رهگذر says:

    واااااااااااای… یعنی شماها براتون ایمیل میاد گوشیاتون سوت میکشه؟ جل الخالق… خخخخخخخ… پس چرا من سوت نمیکشم هیچ وق؟
    هیییی… بچه ها من به طرز فاجعه باری مغرورم… خیلی ام بابتش ضربه خوردم… در مقابل آقایون که دیگه هییییچچییییییی…

  230. 1730
    پریسا says:

    بَه اینجارو گفتم الان تا بیام40-50تایی جا موندم خوابید که! نه این طوری نمیشه. شکلک چرخیدن کله به چپ و راست برای یافتن1وسیله برای اذیت کردن خوابیده ها

  231. 1731

    خب الآن مغرور بودن خوبه یا نه؟
    چه کار کنیم که ضربه نخوریم؟

  232. 1732

    منم نمیدونم چارش چیه ولی من میگم بعضی آدمها که خیلی زیاد مغرورن باید کنترولش کنن.
    نه پریسیما آقای مغرور کم شده عزیزم.وای از این مردهای جلف که توی جمع رفتارهای جلف و زننده میکنن متنفرم,من به جای اونا از مرد بودنشون خجالت میکشم,من از اینجور آدمها حالم به هم میخوره.
    دیدی زناشون چه افتخارم میکنن که آره شوهر من این کار را میکنه خخخخخخخخخ خوبه آقایون نیستند.

  233. 1733
    پریسا says:

    پری سیماجان باید ایمیلت رو بدی به گوشیت. اگر گوشیت اندرویده باید بری افزودن حساب رو بزنی ایمیلت رو وارد کنی حله.
    آره عزیز تو هر چندتا ایمیل هم که داشته باشی می تونی از همین بخش افزودن حساب بدی به گوشیت و هر زمان برات ایمیل بیاد بدون کامپیوتر با همون گوشیت میشه بری چک کنی، حذف کنی و حتی جواب هم بدی.

  234. 1734

    افزودن حساب رو از کجا پیدا کنم؟
    تو تنظیماته یا نه؟

  235. 1735
    پریسا says:

    رهگذر تو هم همین طور. برو به جیمیل گوشیت ایمیلت رو بده اون وقت سوت هم می کشی.

  236. 1736

    در ضمن مرسی پریسا

  237. 1737

    کجا بودی دختر نگران شدیم نیست میشی ها.
    من بابته مغرور بودنم ضربه نخوردم.

  238. 1738
    پریسا says:

    جیمیل گوشیت رو باز کن توش1چرخی بزن بعدش با گوشیت حسابی ایمیل بازی کن.

  239. 1739

    رهگذر اگه شهروز اومد نصفش کن.
    دو شبه که نمیاد.

  240. 1740
    پریسا says:

    البته هی میگم جیمیل چون من جیمیل دارم. احتمالا اون هایی که مثلا یاهو میل یا همون ایمیل دارن باید برن ایمیل گوشیشون رو باز کنن.

  241. 1741

    مرسی از راهنماییت.

  242. 1742
    پریسا says:

    خواهش می کنم پری جان کاش همین امشب کارت راه بیفته!

  243. 1743
    پریسا says:

    بچه ها دقت کردید آقایون هنوز نیستن؟ رهگذر پری راست میگه شهروز رو پیداش کردی بزن لهش کن معلوم نیست کجا گیر کرده نمیادش

  244. 1744

    روشش رو بدونم انجامش میدم
    امشب فعلا حوصله شو ندارم.

  245. 1745
    پریسا says:

    شهروز! یا بیا یا من با سرعت نور میرم

  246. 1746

    سلام.
    من چون تازه اومدم یه دور اون بالاها میزنم برمیگردم.

  247. 1747
    پریسا says:

    شکلک1دونه پر بلند گیر آوردم دارم آروم می چرخم بالای سر بقیه ببینم کی خوابه این پر رو فرو کنم توی دماغش

  248. 1748

    تو با سرعت نور برو پریسا.
    این شهروز احتیاج به یه تنبیه درست و حسابی داره خخخ.
    رهگذر جان دست به کار شو من میرم چرخ گوشت رو بیارم.

  249. 1749

    چرا اینجا اینقدر خلوته؟؟؟حسابی جمع زنانست.

  250. 1750
    پریسا says:

    بچه ها به جان خودم اگر می دونستم جواب میده زود تر می گفتم!

  251. 1751
    طاها says:

    سلام دوستان

    اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا میرساندم

    اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها میکشاندم

    اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم

    اگر مانده بودی زتو می نوشتم تو را می سرودم

    مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

    این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت

    با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت

    با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر هم سفر داشت

    هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی

    مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی

    با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود

    خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

    بعد تو خشم دریا و ساحل بعد تو پای من مانده در گل

    مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

    با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم

    بهترین شعر هستی را با تو مانده بودی اگر می سرودم

    شب بخیر دوستان

  252. 1752

    خب اومد.
    رهگذر فعلا دست نگه دار.

  253. 1753
    پریسا says:

    بچه ها صاحبش اومد

  254. 1754
    پریسا says:

    یوهووو،ووو،ووو،ووو،وووف،ووو،وووف،ووو،وووف،ووو دلیلش رو هم دیگه از بس گفتم نخ نما شده دیگه نمیگم

  255. 1755

    سلام طاها
    شعرت عالی بود.
    شب به خیر یعنی داری میری؟

  256. 1756
    پریسا says:

    سلام طاها. بچه ها بگیریدش در نره

  257. 1757
    نازنین says:

    سلام به همگی
    چه خبر؟
    خوبید؟ امیدوارم خوب نباشید!!!.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    عالی باشید!

  258. 1758

    سلام حسینی.
    وای صاحبش اومد پریسا.
    رهگذر باز گویا نیست شدی نه؟؟؟؟بیا بزن نصفش کن دیگه.

  259. 1759
    پریسا says:

    سلام شهروز. داره می خونه یکی هم یکیه جا بمونه کیف میده

  260. 1760
    پریسا says:

    سلام نازنین. من شکر خدا خوبم. بتونم شهروز رو اذیت کنم بهتر هم میشم.

  261. 1761

    سلام نازنین
    خوبیم مرسی.

  262. 1762
    پریسا says:

    طاها! الان رفتی آیا؟

  263. 1763
    پریسا says:

    آخجون طاها حال نداره الان اینجا خوابش می بره من توی دماغش پر فرو می کنم!

  264. 1764

    سلام آقا طاها و نازنین.مریسی برای شعر.

  265. 1765
    پریسا says:

    بچه ها شهروز با نردبون رفته اون بالارو بخونه بکشم نردبون رو بیفته بخندیم آیا؟

  266. 1766
    پریسا says:

    شکلک آخرش رو یادم رفت. شکلک خنده بی صدا ولی بسیار خبیس

  267. 1767

    نه گناه داره می افته پاش میشکنه.
    اون وقت دیگه اصلا شب نشینی نمیاد..

  268. 1768
    پریسا says:

    وایهمه خوابشون برد شهروز از اون بالا چی سرشون پاشیدی؟

  269. 1769
    پریسا says:

    آخجان من اومدم با این پر توی دستم. ببینم اول نوبت کیه؟ شانست گفت پری سیما که بیدار شدی وگرنه اولیش تو بودی.

  270. 1770

    خب پریسیما و پریسا بیایید این کنار ببینم.
    حالا دیگه واسه من توطئه میکنید هاااان!
    پریسیما تو باید از اول تا آخر کامنتهای این پست رو بخونی تمام غلطهای املاییش رو لیست کنی بهم تحویل بدی.
    پریسا تو هم باید امشب توی همین پست موضوع فردا شب رو تعیین کنی.
    تا شما باشید که دیگه واسه من نقشه نکشید.

  271. 1771
    پریسا says:

    خوب میریم سراغ فاطمه. فاطمه بیداری یا بیدارت کنم؟

  272. 1772
    پریسا says:

    ششششهروز بببه خخخدا مممن فففقط گگگفتم واواواسه چی نینینینیستی.

  273. 1773

    چی میییگیییی؟

    من این کارو نمیکنم.
    رهگذر بکشش.
    زودتر بکشش.
    این نباید زنده باشه.

  274. 1774

    به نظر من دخترا مغرورترن.
    البته غرور خوبه ولی غرور کاذب نه.
    غرور کاذب باعث خیلی اختلافها میشه.
    مثلاً یکی از بارزترین اسناد مغرور بودن خانمها اینه که کافیه بفهمن یکی دوسشون داره.
    دیگه چنان بلایی سر طرف میارن که نگو خخخ.

  275. 1775

    وای پریسا میخوای بکشیش ها.چی کارش داری؟؟
    باز این رهگذر نیست شد.وای چی بنویسم آخه؟؟

  276. 1776
    پریسا says:

    رهگذر روحش شاد اینهمه موضوع اون شبی ردیف کرد یکیش رو بردار دیگه یادگاریش هم میشه دعا هم به روانش می فرستیم حتما باید من بیچاره رو اذیت کنی؟ ای بابا!

  277. 1777

    پریسیما اعلام ندامت کن زووود.
    وگرنه اعمال مدیریت میشیییی.
    پریسا موضوع رو روش فکر کن.

  278. 1778
    پریسا says:

    فاطمه همین اعلام بیداریت نجاتته. خخخ!

  279. 1779
    پریسا says:

    شهروز خداییش تو اینهمه موضوع داری از رهگذر من هیچی نمی دونم که!

  280. 1780

    فاطمه تو هم یه بار تو یه کامنتت با اینا همکاری کردیهااا!
    یعنی درست دیدم آیا؟

  281. 1781
    رهگذر says:

    آهآآآآآآآآآآآآآآآآی شهروز حسینی شب و شور زاده ی اصل تهرانی… دختران ازم خواستن نصفت کنم… از کدوم زاویه راحت تری؟ افقی یا عمودی؟ زانو بزن مدیر… تبرم رو بدید دختراااااااااااااااااااااا… شترققققققققققققققق….
    اااااییییی دل… اااااایییییی دل… ااااااییییی دل…. جوووووووون بووووودی…. چرااااااااااا رفتییییییییییی؟…. بزن بر سینه و بر سرررررر…..خخخخخخخخخخخخ

  282. 1782
    پریسا says:

    بچه ها1چیزی بدید من بزنم توی سر این!

  283. 1783

    بچه ها دقت کردید هر وقت من هستم روشنک نیست هر وقت روشنک هست من نیستم خخخ.

  284. 1784

    عمرا ندامتم کجا بود؟
    شهروووز خودم دست به کار میشم نیستت میکنماااا.
    از من بترس شهروووز…

  285. 1785
    پریسا says:

    خوب مثل اینکه رهگذر حلش کرد نمی خواد هیچی بدید بزنم توی سرش دیگه چیزی ازش باقی نموند. دستت درد نکنه رهگذر جان قربونت بشین1لیوان آب خنک بدم دستت خسته شدی عزیزم

  286. 1786

    باید همون نردبون را از زیر پاش میکشیدی پریسا.
    من بیدارم فقط نمید.نم چی بنویسم بابا.

  287. 1787
  288. 1788
    رهگذر says:

    مرسی پریسا جون… من وقتی کسی رو نصف میکنم بشدت عطش میکنم…خخخخخخخخخ…

  289. 1789

    رهگذر وایستا وایستا.
    ببین اگر منو بکشی دیگه کی میخواد برات فایل توی پستهات بذاره لینکهاتو درست کنه آیا؟
    یه کم منطقی فکر کن.
    نذار دوتا دختر از روی احساسات خودشون برات دردسر درست کنن.

  290. 1790

    مرسی رهگذر جان عزیزم ممنون.
    بیا اینم چرخ گوشت.
    بزن چرخش کن فردا ماکارونی با گوشت چرخ کرده ی فراووون داریم.

  291. 1791
    پریسا says:

    فاطمه جان اصلا نگران نباش دفعه دیگه ای هم در کاره باز هم این نردبونه هست و باز هم اهم اهم یعنی چیزه وای چه هوای خوبیه!

  292. 1792

    مُردی تموم شد لینک چیه شهروز؟
    تو دیگه زنده نیستی.

  293. 1793
    پریسا says:

    یعنی خخخ! وای خدا خخخ! آییی من جدی می خواستم فردا ماکارونی درست کنم عمرا اگر طرفش برم

  294. 1794
    رهگذر says:

    هی راس میگه این پسر… پریسیما چرخ گوشتتا وردار….خخخخخخخخخخ… یکی نخ و سوزن بده من این ور و اون ور این بچه رو بدوزم به هم… اینورش حسینیه… اون ورش شهروز… نخ مشکی بدید بابا… شهروز بیا بیشین بدوزمت به حسینیت…خخخخخخخخخ

  295. 1795

    ببین رهگذر، پریسیما امروز داشت به من میگفت که این رهگذر دیگه داره خیلی تو محله با همه شوخی میکنه.
    تازه پریسا هم میگفت جدیداً از رهگذر و کارهاش خیلی خوشم نمیاد.

  296. 1796
    پریسا says:

    یعنی این الان روانشه که داره تهدید می کنه آیا؟

  297. 1797

    واااای خخخ درست نکن دیگه
    ماکارونی شهروز به درد نمیخوره خخخ

  298. 1798
    پریسا says:

    پری سیما بدو به نظرم دیگه باید جفتشون رو بفرستیم به عدم

  299. 1799
    رهگذر says:

    واااااااااااااای پریسیماااااااااا وایسا بکشمت، هوس تاسکباب کردم…
    پریساااااااااااااااا … برو بخواب تو پیاز و آبلیمو فردا کبابت میکنم ترد باشه گوشتت…خخخخخخخخخخخخ…

  300. 1800
    پریسا says:

    میگم هیچ راهی نداره این 2تا شماره اختلاف حل بشه الان آیا؟ پرواز ها کوفتم میشه آخه

  301. 1801

    رهگذر آدم فروشی نکن
    بابا بذار کار تموم بشه دیگه
    باشه بیا برو اون طرف خودم تمومش میکنم
    شکلک به کار انداختن چرخ گوشت.

  302. 1802

    ببین حسینی من ویرایشگر نیستم نمیتونی من را به کاری مجبور کنی خیالم راحته.
    زنده باد رهگذر.آفرین.

  303. 1803
    پریسا says:

    آخجااان الان بزن بزن میشه

  304. 1804

    بچه ها این که طوری رفتار کنید که دیگران حدشون رو بدونن مغرور بودن نیست.
    مغرور بودن وقتی میشه که شما مثلاً اشتباهی میکنید ولی براتون سنگینه که قبولش کنید و عذرخواهی کنید.
    یا مثلاً با این که میتونید به کسی ابراز احساس کنید ولی این کارو برای خودتون بد میدونید.
    یا مثلاً با کسی که قهرید غرورتون اجازه نمیده که آشتی کنید.

  305. 1805

    نه دیگه حل نمیشه چون وسطا کامنت گذاشتن

  306. 1806
    پریسا says:

    ایول فاطمه خوب من هم ویرایشگر نیستم چم شده بود1دفعه؟ به جان خودم من فقط1کاربر معمولی هستم این دستش هیچ مدلی نمی رسه اذیتم کنه فاطمه مرسی یادم انداختی.

  307. 1807
    پریسا says:

    بچه ها بفرمایید نارنگی

  308. 1808

    من وقتی قهرم آشتی نمیکنم
    اشتباهمو قبول میکنم و عذرخواهی هم میکنم
    عشقمم به کسی بیان نمیکنم یعنی پیشقدم نمیشم.

  309. 1809
    پریسا says:

    خداییش خودم موندم چه مدلی هم می نویسم هم می خونم هم این رو پوست می کنم می خورم.

  310. 1810
    پریسا says:

    یادم باشه بعدا سر فرصت قربون خودم برم

  311. 1811

    پریسا موضوع بده زوووود.
    راستی رهگذر فاطمه هم امروز پیام خصوصی بهم داد که این رهگذر رو بهش بگو سنگینتر باشه تو سایت خخخ.

  312. 1812

    حالا جناب شهروز خان من چقدر مغرورم به نظر تو؟

  313. 1813
    پریسا says:

    بچه ها کسی می دونه رهگذر چرا قطع و وصل میشه؟

  314. 1814
    رهگذر says:

    مسأله 2694- خوردن گوشت مدیر که لینک میگذارد برای رهگذر حرام است و در صورت خوردن آن احتیاط واجب است که خود را به رهگذر بسپارید تا خونتان را ریخته و ازگناه مبرایتان نماید….

  315. 1815

    شهروووز این جوری نگو بابا رهگذر باورش میشه.
    رهگذر جان باور کن کلا دروغه خخخ

  316. 1816
    پریسا says:

    شهروز به خدا من موضوع بلد نیستم. اصلا بیشین بینیم باباااا! این همه موضوع دارییی!

  317. 1817

    پریسیما نگفتم پیشقدم بشی.
    ولی تو فکر نکنم حتی اگر طرف هم پیشقدم بشه به احساسش جواب بدی.
    یا مثلاً بعد از این که یه نفر بهت ابراز احساس کرد بعدش تو هم این کارو در قبالش انجام بدی.

  318. 1818

    بابا خودم لینکاتو میذارم به جان خودم
    باور کن خودم کاراتو انجام میدم
    تو چرخش کن حله.

  319. 1819
    پریسا says:

    بدید بیاد ساطور پرواز رو! خدا بیامرز یادش ماندگار شده. نه نشده به جای یادش این ساطورش ماندگار شده من باهاش بزنم شهروز رو ریزش کنم.

  320. 1820

    نه اشتباه نکن
    من ماجراهای عشقی زیادی داشتم
    به کسایی که پیش قدم میشن بعد از تحقیق جواب میدم.

  321. 1821

    رهگذر باور نکن. این سه نفر پشت سرت یه چیز میگن جلوی روت یه جور دیگه هستن.
    پریسا موضوع بده لطفاً.
    پریسیما اتفاقاً تو پیشقدم برای آشتی نشدی ولی به هر حال یه بار با من آشتی کردی.

  322. 1822
    پریسا says:

    شهروز اگر از طرفت در خطر نبودم دلم می سوخت برات از بس الان اینجا دشمن داری.

  323. 1823
    رهگذر says:

    فاااااااااااااطمه…من تو رو قیمه قورمه ت میکنم… خخخخخخخخخخ… من سبکم آیاااااااااااااااااااا؟ بزنم صد قسمتت کنم؟ بچه ها تا حالا کتلت فاطمه خوردید؟ خیییییییلی خوشمزه س… خصوصاً اگر بهش آویشن هم بزنید…خخخخخخخخ

  324. 1824

    شهروووز تو منو یه دیو بد اخلاق فرض کردی هااان؟
    به جان خودم من مهربونم.

  325. 1825
    پریسا says:

    موضوع؟ خوب باشه الان میدم1لحظه وایستا! پیش پیش! پیسپیس! پری سیما! بده بیاد اون لیست رهگذر رو! اونشبی دست تو بودش! زود باش1دقیقه بده پس میدم بهت!

  326. 1826

    حسینی من؟؟؟؟یه چیزی بگو باور کردنش راحت باشه بابا.
    ببین تو تنها کسی هستی که راحتم اینجا باهاش البته بینه آقایون.دیروز به پریسا هم گفتم من بچه ها را خوب نمیشناسم برای همین باهاشون شوخی نمیکنم حالا تو هم اگر ناراحت میشی میتونی بگی راحت.بعدش هم مم بلد نیستم پیغام خصوصی بدم خخخخخخخخخ

  327. 1827

    هرکس بخواد باهام آشتی کنه نه نمیگم.

  328. 1828

    رهگذر پریسیما به شناسنامه و این چیزها دسترسی نداره.
    کارهای مدیریتی رو من باید انجام بدم فقط.
    ببین حواست باشه گولت نزنن.
    اینا خیلی چیزا پشت سرت گفتنااا!

  329. 1829
    پریسا says:

    الان وصلی رهگذر کانالت تنظیم باشه دیگه قطع نشو دیگه

  330. 1830

    بچه ها فاطمه جان شهروز داره شوخی میکنه
    اینارو میگه که رهگذر از قتلش صرف نظر کنه
    جدی نگیر عزیزم.

  331. 1831
    رهگذر says:

    جدی پریسیما تو برام میذاری لینک؟ مرسی عزیزم…
    شهروز حسینی خیانت پیشه ی انگلیس صفتِ تفرقه بنداز حکومت کن… خودت با دستای خودت خودتا چرخ میکنی سرخت میکنی …. آقامون گفته دس به نامحرم نزن…خخخخخخخخخخ

  332. 1832
    پریسا says:

    شهروز اگر رهگذر1درصد از این ها که میگی رو باورش بشه خودمم1دستی توی آب زرشک خفهت می کنم

  333. 1833

    فاطمه راحت باش.
    پریسا به جان خودم لیست رهگذر الآن جلومه.
    موضوعت از بین اونها باشه من میدونم و تو.
    شب نشینی فردا شب رو به اسم تو میارم بالا.
    میبینی که ازم یه کارایی بر میاد.

  334. 1834
    نازنین says:

    یه چی درباره موضوع بگم و خداحافظی کنم برم.
    با توجه به نظر آقا شهروز منم تا حدودی مغرورم.
    یه بار گفتم زیاد اهل قهر کردن نیستم و اتفاقا زود هم آشتی میکنم، ولی احساساتمو به راحتی بروز نمیدم.
    اشتباهات خودمو میپذیرم.
    به طور کلی با غرور کاذب مخالفم.

  335. 1835
    پریسا says:

    بچه ها دقت کردید من پارازیت موضوع های هر شب هستم؟

  336. 1836
    رهگذر says:

    ای پریسیمای کذاب خالی بند… حسینی دس به ترکیب خودت نزن فعلاً…خخخخخخخخخ….

  337. 1837

    ببین رهگذر تو که میدونی من بلد نیستم پیغام خصوصی بفرستم.مگه نمیدونید ما نابیناها ناتوانیم بابا چرا این حرفها را میزنی حسینی بابا بهمون کارت نمیدن ها.

  338. 1838
    پریسا says:

    بچه ها من فردا شب قراره پناهنده بشم به بوووووووو،وووووووو،وووووووو،وووووووو،وووووووو،ووووووووق. شهروز حله آیا؟ بله که حله. خخخ!

  339. 1839

    ساده نباش رهگذر.
    پریسیما خودش لینکها رو برای من میفرسته من درست میکنم.
    منتها من نمیگم که غرورش نشکنه.
    اگه راست میگی پریسیما الآن یه لینک درست کن ببینم.

  340. 1840
    آریا says:

    سلام دوستان عزیز
    امیدوارم سلامت و خورم باشید
    تو نیستی که ببینی
    چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست !

    چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست !

    چگونه جای تو در جان زندگی سبز است !
    *
    هنوز پنجره باز است.
    تو از بلندی ایوان به باغ می نگری.

    درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

    به آن ترنم شیرین,به آن تبسم مهر
    به آن نگاه پر از آفتاب,می نگرند.
    *
    تمام گنجشکان

    که در نبودن تو

    مرا به باد ملامت گرفته اند

    تو را به نام صدا می کنند !

    هنوز نقش تو را از فراز گنبد کاج
    کنار باغچه
    زیر درخت ها
    لب حوض
    درون آینه ی
    پاک آب می نگرند
    *
    تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده ست
    طنین شعر نگاه تو در ترانه ی من.

    تو نیستی که ببینی چگونه می گردد

    نسیم روح تو در باغ بی جوانه ی من.
    *
    چه نیمه شبها کز پاره های ابر سپید
    به روی لوح سپهر
    تورا چنان که دلم خواسته ست ساخته ام !

    چه نیمه شبها- وقتی که ابر بازیگر
    هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
    به چشم هم زدنی

    میان آن همه صورت تو را شناخته ام !
    *
    به خواب می ماند
    تنها به خواب می ماند

    چراغ آینه دیوار بی تو غمگینند
    تو نیستی که ببینی
    چگونه با دیوار
    به مهربانی یک دوست از تو می گویم
    تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
    جواب می شنوم.
    *
    تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
    به روی هرچه درین خانه است
    غبار سربی اندوه بال گسترده ست
    تو نیستی که ببینی دل رمیده ی من
    به جز تو یاد همه چیز را رها کرده ست.
    غروب های غریب
    در این رواق نیاز

    پرنده ساکت و غمگین

    ستاره بیمارست
    دو چشم خسته ی من

    در این امید عبث

    دو شمع سوخته جان همیشه بیدارست

    تو نیستی که ببینی !

  341. 1841

    امشب قراره آرزوت برآورده شه… یه آرزو بکن…
    -چه جور آدمی هستی؟

    آخرین بار کی گریه کردی؟ واس چی؟ کی تو رو گریه میندازه؟ تا حالا کسیو گریه انداختی؟
    فک کن گوشیت گم میشه و خاک بر سر میشی… نگران چی چیش هستی؟ عکساش؟ اسمساش؟ شماره هاش؟ یا اصلاً نگران نیستی…

    چه وقتایی اعتماد بنفستون خیلی بالاس؟ کجا اعتماد بنفستون می افته؟
    وقتی عصبانی میشید چطوری میشید؟
    قوانین زندگیتون چی چیه؟
    چی چی تو بچه گی خیلی خوب بود؟
    فک کن یکی مزاحمت میشه… مثلاً تلفنی… چطوری کله ش میکنی؟
    تو زندگی دلتون به چی خوشه؟ چی خوشحالتون میکنه؟
    حاضری زندگیتو فرمت کنی؟ بعد دوباره از اول شروع کنی؟
    از چه درسی خیلی خوشتون میومد… از چه درسی خیلی بدتون میومد و چرا؟
    خاطرات شیطونیای مدرسه…
    … تجربه ی سیگار و قلیون و مواد داشتید آیا؟ خخخخخخخخ

  342. 1842
    پریسا says:

    بابا زود باشید شروع کنید بزنید هم رو دیگه! حالا1شب من اومدم فقط تماشا کنم چیزی پرتاب نکنم وسطشون یکی رو بلند نکنم بکوبم توی سر اون یکی به نام سومی تموم بشه تریبون نندازم میز چپه نکنم هیچ کار ی نکنم ها! مگه می ذارن؟

  343. 1843
    رهگذر says:

    موضوع میخواید؟
    1- چه غذاهایی رو دوس دارید و چی بلدید بپزید
    2- بنظر خودتون موفق هستید؟ چه کارایی باید بکنید تا موفق شید و از این حرفا..
    3- از چی لذت میبرید تو زندگیتون؟ کتاب؟ خواب؟ خوردن؟ چی خییییلی بهتون میچسبه؟
    الان خیلی فکرم کار نیمیکنه شرمنده…

  344. 1844

    تازه رهگذر هیچ کس به جز من و مجتبی و سعید به قفسه ی تو دسترسی ندارن.
    یعنی پریسیما نمیتونه بره توی قفسه ی تو برات کاری انجام بده.
    پریسا من کاری ندارم تو کجا میری.
    مهم اینه که پست شب نشینی به اسم تو بیاد بالا.
    فاطمه من خودم هم الآن نمینویسم که.
    داداشم داره مینویسه.
    تو هم لابد دادی به اون یکی فاطمه برات نوشته.
    یعنی خودت گفتی که غلطگیر داره برات مینویسه خخخ.

  345. 1845

    سلام آقا آریا شعرت قشنگ بود مرسی.

  346. 1846
    پریسا says:

    آریاااااا پخ. سلااااام.

  347. 1847
    پریسا says:

    رهگذر و پری سیما! یعنی شما2تا مااااهید. شکلک بغلشون کردم بوس بارونه.

  348. 1848
    وحید says:

    سلام سلام صد تا سلام

  349. 1849
    پریسا says:

    بچه ها اگر به منه میگم از آخر هفتمی موضوع فردا شب باشه.

  350. 1850
    آریا says:

    ممنونم دوستان مرسی

  351. 1851
    رهگذر says:

    مگه من قفسه دارم؟ خخخخخخخخخخخ…. واااااااای شهروز حسینی… یه سؤال: رمز ورود و کاربری بچه ها دس کیه؟

  352. 1852
    پریسا says:

    جدی نمی دونم چیه همین طوری چشم بستم دستم رو گذاشتم روی یکیشون هنوز هم وقت نکردم برم بشمرم ببینم چی زدم.

  353. 1853

    آریاااااا.
    خودت با پای خودت خودتو تسلیم کن.
    چی کارت کنیم؟
    جشن پتو، قلقلک، سیبیل آتشین، کلاغپر، آهان تو کلاغپر برات خوبه.
    زوووود.

  354. 1854
    پریسا says:

    وحید علیک علیک200تا علیک

  355. 1855

    ببین حسینی من هر دختری که دیدم در مقابل عشق پسرها زود کوتاه میان,و من همیشه به خاطره این موضوع باهاشون بحثم شده.
    ولی خودم هیچ وقت توی شرایطش قرار نگرفتم,ولی من خوشم نمیاد تا به یه دختر میگن دوستت دارم اونم عاشق میشه یعنی حالم را به هم میزنه این عشقهای آبکی.

  356. 1856

    پریسا جان بالا هم بیاد من خودم درشو باز میکنم و میبندم
    نگران نباش.
    شهروووز یعنی لینکهای منو تو میذاری؟
    یعنی واقعا؟ یعنی خخخ یعنی تو خیلی دیوونه ای.

  357. 1857
    پریسا says:

    شهروز موضوع دادم دیگه دستم رو ول کن بذار برم شیطونی

  358. 1858
    پریسا says:

    پری سیما یعنی تو عزیز دلمی.
    شهروز تهدید نکن این پست خودته تا نره توی صفحه بعدی شبنشینی جدید رو نمیشه بزنی. خخخ!

  359. 1859

    سلام آقا وحید…..

  360. 1860
    پریسا says:

    آریا از بس نیستی اصلا نیستی الان باید دیوار کوبت کنیم دوباره غیب نشی.

  361. 1861
    پریسا says:

    وحید دیگه دسته کیف نپروندی؟

  362. 1862
    پریسا says:

    بچه ها من1کوچولو برم پایین محله الان میام.

  363. 1863
  364. 1864
    وحید says:

    من كه هنوز نفهميدم موضوع چيه؟
    فكر كنم موضوع اينه كه كي گيگيلي كيه؟ كي عسل كيه؟ كي ناز كيه؟ كي عشق كيه؟ كي ناناز كيه؟ كي عشق كيه؟ كي كي كي كي كي كي كي كي كي ؟
    الفراااااااار

  365. 1865
    پریسا says:

    خوب، دوباره میریم که این پر رو وارد عمل کنیم.

  366. 1866

    سلام آقا آریا.ببین حسینی لینک گذاشتن را پریسیما به من یاد داد.دیگه این را نگو

  367. 1867

    بابا پایین برا چی بری آخه؟
    شهروز پست رو هم بزنه خودش درشو برات میبنده نباشه من هستم نگران نباش.
    اتفاقا خوبه که بچه ها هم پستهای شب نشینی رو بزنن.

  368. 1868
    وحید says:

    نه پريسا اين دفعه مي خوام گردن بپرونم

  369. 1869
    پریسا says:

    شکلک به سبک شمشیر کشیدن پر رو از آستینم می کشم بیرون. خوابیدگان محترم دماغ ها بالا!

  370. 1870

    راستی سلام آقا وحید.

  371. 1871

    آقا وحید موضوع غروره
    غرور خوبه یا بد؟
    به چه کسایی میگن مغرور و چطور میشه مغرور نبود؟
    آقایون بیشتر مغرورن یا خانمها؟

  372. 1872
    پریسا says:

    وحید بیا بیا این شهروز اولیش باشه خیلی دیگه خطری شده باید بفرستیمش ور دست پرواز بیا

  373. 1873

    وای پریسا شمشیر داری خدای من.

  374. 1874
    پریسا says:

    یعنی وحید اینهمه سریع بود آیا؟ شهروز الان نیست شد آیا؟ کارش ساخته شد آیا؟ روانت شاد آدم خوبی بودی حالا1خورده اذیتم می کردی ولی خوب بخشیدمت دیگه چیکار کنم اینهمه مهربونم خودم می دونم ولی دیگه از دست این دل آخ از این دل که اینهمه حساااااسه

  375. 1875

    رهگذر رمزا همه دست منه.
    پریسا گفتم خودت باید موضوع بدی.
    زوووود.
    در ضمن پست شب نشینی ته صفحه هست ولی تا فردا از صفحه خارج میشه.
    پریسیما تو مگه بلدی پست باز و بسته کنی.
    تو که همه ی کارها رو میگی من انجام میدم برات خخخ.

  376. 1876
    پریسا says:

    فاطمه شمشیر ندارم1پَرِ بلند دارم مثل شمشیر کشیدمش بیرون برم فرو کنم توی دماغ هر کسی توی چرت رفته

  377. 1877
    مهدی نوروز‌بیگی says:

    سلام منم اومدم

  378. 1878

    آره آقا وحید راست میگه این حسینی فقط تحدید میکنه.ببینم چه میکنید ها.

  379. 1879
    وحید says:

    سلام بر پريسيما خانم و فاطمه خانم.
    به نظر من غرور بد نيست ولي نه بيش از اندازه. بيش از اندازه كه بشه تقريبا شورش درمياد و يه غرور كاذب ميشه.
    به نظر من هم زنها مغرورند و هم مردها. اين بستگي به اخلاق طرف داره. البته كسي كه به خودش اعتماد به نفس كاذب داشته باشه غرورش هم كاذبه.

  380. 1880
    پریسا says:

    شهروز جدی که همچین کاری نمی کنی! مگه نه؟!

  381. 1881

    نه بابا من اینجا نقشم منفعله.
    کاری بلد نیستم که خخخ.
    چی بگم بهت آخه خخخ
    دیشب کی این کارو کرد به نظر تو؟ خخخ
    شهرووووز مهدور الدم شدی.

  382. 1882
    پریسا says:

    مهدی اولش بودی بعدش نبودی بیا نرو

  383. 1883

    سلام آقا مهدی.
    همین پر هم خوبه,اصلا تو دکتر را با چی زدی نایست کردی بیاار با همون حسینی را هم نیست کنیم.

  384. 1884

    بازم سلام آقا مهدی

  385. 1885
    وحید says:

    پريسا شهروز كه پسر خوبيه.
    منم قند عسلم خخخ خخخ
    به اعصابت مسلط باش پريسا خخخ

  386. 1886
    پریسا says:

    بچه ها امشب روشنک نبود، رهگذر قطع و وصل می شد، پرواز نبود، نازنین کم بود، طاها کم بود، وحید1کمی کم بود، مهدی کم بود، آریا خیلی دیر بود و درضمن کم بود، شهروز فعلا این ها رو جریمه کن تا باقی آمار یادم بیاد. شکلک آدم فروووشم در حد بی نهایت.

  387. 1887

    راست میگه خوب این پریسیما,دیشب که نبودی نت هم نداشتی اینم جای تشکره حسینی؟؟؟؟نه قتلت لاذم شد.

  388. 1888

    رهگذرررر تو نباید متکی به اینا باشی.
    اینا خودشون کارهاشون گیر منه.

  389. 1889
    پریسا says:

    میگم دفعه بعدی که موضوع شبنشینی ها جدی بود بد نیست روی طرح ورود ممنوع من1کمی کار کنید. خداییش الان نگاه کردم به نظرم رسید باید کتکم بزنن بقیه. کلا بحث های جدی توی شبنشینی ها با حضور من خاطی از دست رفتن.

  390. 1890
    وحید says:

    شكلك آب زرشكهاي پريسا را خوردم تا ديگه كسي رو جريمه نكنه خخخ

  391. 1891
    نازنین says:

    میخوام برم ولی دلم نمیاد. از بس کامنتا بانمکند. خخخ.
    یعنی خیلی خوب شد من امشب با رهگذر پریسا پریسیما و فاطمه همدست نشدم.
    وگرنه منم به اعمال شاقه محکوم میشدم. خخخ.
    جدی برم دیگه دیروقته.
    خوش بگذره خداحافظ همگی.
    البته اگه دوباره برنگردم. خخخخخخخ.

  392. 1892
    پریسا says:

    الان به نظر شما باید خجالت بکشم آیا؟

  393. 1893

    پریسا جان اگه نباشی شب نشینیها خیلی آروم هستنااا
    همیشه باش عزیزم.

  394. 1894

    نازنین جان خدا نگهدارت عزیزم.

  395. 1895

    خب من در همین لحظه متحول شدم.
    پریسیمااا، تو واقعاً چه قدر خوبی. چه قدر کار راه بندازی، چه قدر چیزی بلدی، چه قدر همکار خوبی هستی، اصلاً نمیدونم چی بگم.
    رهگذر اینو ولش کن. این تو تیم ماست.
    پریسا ولی نه.
    بزن نصفش کن خخخ.

  396. 1896
    آریا says:

    سلام شهروزی خخخ
    بااابااا گناه میدم
    به قل ملیسا
    الان له لهانم خخخ
    دلم عجیب تنگیده بود
    میگم خانساره رو بیااار که خرااابم خخخ

  397. 1897

    راست میگه همش ما را بیخودی جریمه میکنی برو این اصل کاری ها را جریمه کن,ما که کاری نکردیم فقط بر علیه مدیر شورش کردیم و میخواستیم بکشیمش.

  398. 1898
    پریسا says:

    وحید اون ها رنگ های غیر مجاز بودن چرا خوردیشون؟ خیال کردی من آب زرشک هام رو میارم اینجا؟ جاشون امنه کسی هم دستش بهشون نمی رسه. شکلک نگاه متأثر به وحید. برید دکتر بیارید براش طفلک تموم شد.

  399. 1899
    وحید says:

    شكلك يه ليوان آب خنك دادم به پريسا تا بخوره و حالش جا بياد .

  400. 1900
    وحید says:

    شكلك يه خط كش محكم زدم رو دست پريسا تا به من كلك نزنه.

  401. 1901

    پریسا تو که نیستی خوش نمیگذره.خیلی هم خوبه من هم همش چرت و پرت مینویسم.بیخیال

  402. 1902

    فاطمه هم دروغ گفتم.
    چیزی ننوشته بود.
    میبینی چه صادقم من خخخ.

  403. 1903
    پریسا says:

    پری سیما لطف داری بهم عزیز. جدی نمی دونم چرا اینهمه بیش فعالم.

  404. 1904
    پریسا says:

    فاطمه جان شما هم همین طور.

  405. 1905
    وحید says:

    پريسا تو بايد توي شب نشيني ها باشي. وگرنه من بايد به كيف كي لگد بزنم؟ هاااااااان؟
    شكلك جيغ زدن در گوش پريساااآااآااآااآ

  406. 1906

    بچه ها من دیگه میرم
    همه تون رو به خدا میسپارم.
    پرواز کاش از فردا باشی
    دو ساعت به دست لطمه نمیزنه

  407. 1907
    پریسا says:

    وحید به من چه؟ خودت رفتی اون ها رو خوردی مگه من گفتم بخوریشون؟ بیخیال همه رو خوردی الان میمیری دیگه چی بگم بهت گناه داری دم آخری

  408. 1908

    آریا من میرم درو میبندم بعدش با هم یه خانسار مشت میزنیم.
    خب من برم.
    بچه ها احتمال خیلی زیاد فردا شب پست شب نشینی عوض میشه.
    نویسندش هم سورپرایزه.
    موضوعشم نویسنده مشخص میکنه.
    پس تا فردا شب، مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید، شبتون به خیر، بدرود.

  409. 1909
    پریسا says:

    وای11شد که! اصلا نفهمیدم چرااا

  410. 1910
    مهدی نوروز‌بیگی says:

    من باید برم فعلا خدافظ

  411. 1911

    بچه ها شاید بعدا نشه پس الان میگم شب خوش.هستم ولی میگم تا نمونم

  412. 1912
    پریسا says:

    شهروز! آخه بنده خدا زمانی که پستی ازم دستت نیست چه مدلی می خوایی چیزی به نامم بزنی؟ 1چیزی بگو که شدنی باشه!

  413. 1913
    وحید says:

    پريسيما خانم جوابتون را دادم. به نظرم هم زنها غرور دارند و هم مردها. اين بستگي به اخلاق طرف داره و اينكه غرور تا حدي خوبه كه آدم دچار غرور كاذب نشه.
    خخخ پريسا. اين دفعه يه آب آلبالو و پر از مواد منفجره بهت ميدم بخوري. خخخ هاهاهاهاهاهاهاها
    بچه ها شبتون خوش
    خوب بخوابيد.
    خععععععلي دوستتون دارم

  414. 1914

    پرواااز نبودی جات خالی بود

  415. 1915
    پریسا says:

    بچه ها الان لای در گیر می کنم پس تا بسته نشده شب همگی به خیر ایام همگی تا همیشه ایام به کام

  416. 1916

    میخواستی الان هم نگی این من را به صد تکهی مساوی تقسیم کرد,حالا چرا حسینی.

  417. 1917
    پریسا says:

    وحید یادم باشه از دستت چیزی نخورم تو زیادی خطرناکی با اون پرونده ای که از خودت اینجا توی خاطره ها رو کردی. خخخ!

  418. 1918

    پریسا جان این امکان هست عزیزم
    اشکالی نداره پستت رو خودم مراقبش هستم

  419. 1919
    آریا says:

    شب خوش دوستان

  420. 1920
  421. 1921
    پریسا says:

    پرواااز خدا رحمتت کنه!

  422. 1922
  423. 1923