یازدهمین مقالۀ ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، رویکردی اجتماعی و فرهنگی به چالش‌های شغلي نابينايان در ايران

دانلود متن با حجم900KB از

اینجا

 

رویکردی اجتماعی و فرهنگی به چالش‌های شغلي نابينايان در ايران

 

اسد‌الله بابایی فرد[1]

 

چکیده:

 

 

با وجود آن که در سطح جهاني توجه خاصی به حقوق معلولان می‌شود، در ايران هنوز معلولان در زندگي روزمره‌ی خود دچار مشكلات جدی هستند. قوانينِ مصوبِ دولتيِ حاميِ معلولان، به ويژه نابينايان و كم‌بينايان، در زمينه‌‌هایی همچون اشتغال تاكنون به طور مطلوب در ايران اجرا نشده‌اند. مسائل و مشكلات نابينايان داراي زمينه‌ها و عوامل متعددي است، كه از مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به زمينه‌ها و عوامل اجتماعي و فرهنگي اشاره كرد. هدف این پژوهش عبارت است از بررسی وضعیت اشتغال نابینایان در ایران و چالش‌های موجود در این زمینه. اهداف فرعی این پژوهش نیز عبارت است از: بررسی مشکلات نابینایان و نقش کم‌توجهی نهادهای رسمی و غیررسمی جامعه در این زمینه، بررسی قوانين حامي اشتغال و زندگي افراد نابينا و وضعیت اجرایی شدن آن‌ها، بررسی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی مشکلات اشتغال نابینایان و ارائه‌های راهکارهایی برای بهبود وضعیت اشتغال نابینایان در ایران. به طور كلي، عدم انعكاس مشكلات نابينايان و كم‌بينايان در رسانه‌هاي ارتباط جمعي، عدم توجه كافي جامعه‌ی علمی کشور به مسائل و مشكلات نابينايان و كم‌بينايان، عدم توجه كافي به اشتغال اين قشر از جامعه، وجود نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی منفی در جامعه، به ويژه در ميان كارفرمايان، نسبت به توانمندي‌هاي نابينايان و كم‌بينايان، ضعف احساس خودشکوفایی، احساس استقلال و عزت نفس در ميان نابينايان و كم‌بينايان، به علت ضعف بنيان‌هاي اشتغال آن‌ها در جامعه، از مهم‎ترين مسائل و چالش‌هاي پيش روي نابينايان و كم‌بينايان در جامعه‌ي ما است. بنا به چنين دلايلي، ضرورت دارد كه مسائل و مشكلات شغلي نابينايان، به ويژه زمينه‌هاي اجتماعي و فرهنگي آن‌ها، از نظر علمي مورد بررسي قرار گيرد تا از اين طريق كاستي‌ها و چالش‌هاي موجود شناسايي شده و در راه برطرف كردن آن‌ها اقدامات لازم از سوي كارگزاران رسمي و غيررسمي انجام شود.

 

واژگان كليدي

 

حقوق معلولان، اشتغال، نهادهای رسمی و غیررسمی، قوانين حامي اشتغال، زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی، رسانه‌ها، نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی منفی، ضعف احساس استقلال و عزت نفس.

 

 

  1. طرح و بيان مسأله

معلولیت به ناتوانی در انجام تمام یا قسمتی از فعالیت‌های عادی زندگی فردی یا اجتماعی، به علت وجود نقض مادرزادی یا اکتسابی در قوای جسمانی یا روانی اطلاق می‌شود. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت، معلولیت، ایجاد اختلال در رابطه‌ي بین فرد و محیط دانسته شده است. از نظر این سازمان، معلولین، بزرگ‌ترین اقلیت جهان محسوب می‌شوند، زیرا به طور میانگین 10 درصد از افراد هر جامعه‌ای را معلولین تشکیل می‌دهند. طبق آمار، در حال حاضر حدود 600 میلیون فرد معلول در جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلولیت هستند که 80 درصد از این افراد در کشورهای جهان سوم زندگی کرده و یک سوم از آن‌ها را کودکان تشکیل می‌دهند. آمارها نشان می‌دهند که از هر 10 کودکی که در جهان به دنیا می‌آید، یک نفر معلول متولد می‌شود. به‌طور کلی، می‌توان معلولیت‌ها را به دو نوع جسمی و ذهنی طبقه‌بندی کرد، که هر کدام موارد خاصی را شامل می‌شوند. در ایران، معلولیت یکی از حوزه‌هایی است که درباره‌ي آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد و آمار دقیقی از تعداد افراد معلول در دست نیست. با این حال، طبق آماری که از سوی رییس انجمن دفاع از حقوق معلولان کشور اعلام شده، در حال حاضر حدود سه میلیون معلول شدید و متوسط (با احتساب معلولیت‌های خفیف این رقم به حدود 10 میلیون نفر نیز می‌رسد) در کشور وجود دارند. طبق آمارها، روزانه یک‌صد و ده نفر و ماهیانه سه هزار و سیصد نفر به تعداد معلولان کشور افزوده می‌شود که رقم سالیانه‌ي آن حدود چهل هزار تن را شامل می‌شود. این افراد در اثر حوادث، بیماری ژنتیکی و زایمان‌های غلط و اقدامات بهداشتی که به‌موقع انجام نمي‌شود، به تعداد معلولین اضافه می‌شوند. چنین جمعیت وسیعی، طیف گسترده‌ای از مسائل ویژه‌ي خود را دارا هستند، که مهم‌ترین این مسائل مربوط به اجرایی نشدن قانون جامع حمایت از معلولان است. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مفاهيم بسياري در اصول 21، 28 و 29 قانون قابل تعميم به حقوق انساني و شهروندي معلولان و جانبازان است، اما به طور مشخص قانون جامع حمايت از معلولان اقدام قانوني ديگري است كه در ارديبهشت‌ماه 1383 توسط نمايندگان مجلس شوراي اسلامي تصويب شد و ابلاغ آن توسط رياست جمهوري در 17 خرداد 1383 انجام گرديد. به اين ترتيب، كشور ما هم به جمع حدود 50 كشوري پيوست كه داراي قانوني براي امور معلولان خود هستند. اين در حالي است كه از سال 2000 بر اساس پيشنهاد مكزيك، مجمع عمومي سازمان ملل متحد، كميته‌اي متشكل از كشورهاي عضو را براي تدوين كنوانسيون جامع حقوق معلولين تشكيل داد. حدود 3 سال پس از تصويب قانون جامع در ايران، يعني در دسامبر 2006، كنوانسيون جامع حقوق معلولان در مجمع عمومي به تصويب رسيد و براي امضاي كشورها از مارس 2007 (10 فروردين 1386) آماده شد. بنابراين، نوعي پيشگامي نسبت به تدوین لايحه و تصويب قانون جامع حقوق معلولان در ايران وجود داشته است. اساساً كشورهايي كه كنوانسيون را امضا مي‌كنند، متعهد خواهند شد تا قوانيني را تصويب و اقداماتي را در جهت حقوق معلولان انجام دهند و نيز قوانين و سنت‌هايي را كه به نحوي عليه معلولان تبعيض‌آميز است، كنار بگذارند. به محض تصويب اين كنوانسيون در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، 132 كشور در همان روز اول به آن پيوستند. هدف كنوانسيون، حمايت از حقوق معلولان، پيش‌برد و دفاع از حقوق انساني و حرمت افراد معلول و رسيدگي به مشكلات اجتماعي آن‌ها، دسترسي به عدالت، شركت در اجتماع، تحصيلات، سلامتي، توانمند‌سازي و توانبخشي، مشاركت در زندگي فرهنگي، تفريحي و ورزشي، حضور آن‌ها در محيط‌هاي مدني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با فرصت‌هاي مساوي در كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه اعلام شده است. همچنين، بر اساس اين كنوانسيون، تبعيض در ازدواج و روابط شخصي و خصوصي براي معلولان حذف مي‌شود. معلولان از حق انواع خدمات آموزشي، سلامت و بهداشت با كيفيت و رايگان، مانند ساير افراد، برخوردار مي‌شوند و پي‌گيري اين حقوق، وظيفه‌ي دولت‌هاست (ابراهیمی، 17/2/1391).

به طور کلی، با وجود آن که در سطح دنيا به حقوق معلولان توجه خاصی می‌شود و امكانات متعددي براي آن‌ها فراهم می‌گردد، در ايران هنوز معلولان براي ابتدايي‌ترين و ساده‌ترين مسائل روزمره‌ی خود دچار مشكلات جدی هستند. قانون شانزده ماده‌اي حمايت از معلولان مواد مختلفي در زمينه‌‌هایی همچون مناسب‌سازي فضاهاي شهري، اماكن عمومي، دسترسي به حمل و نقل مناسب براي عبور و مرور معلولان، تحصيلات رايگان تا مقطع آموزش عالي، معافيت يكي از اعضاي خانواده‌ی آن‌ها از خدمت نظام وظيفه، اختصاص سه درصد از سهميه‌ی اشتغال دستگاه‌هاي دولتي به معلولان، ايجاد صندوق حمايت از اشتغال معلولان، حمايت از آن‌ها در زمينه‌ی امور درماني، تأمين مسكن، مسائل رفاهي، فروش بليط نيم‌بهاي هواپيما، قطار و غیره را دربرمی‌گیرد، اما حرکت در مسیر عملیاتی شدن آن‌ها چندان قابل توجه نیست. شانزده دستگاه مختلف در كشور در اجراي كامل اين قانون دخالت دارند، اما هماهنگي لازم براي اجرا ميان آن‌ها وجود ندارد. به همين دليل، اين قانون از ضمانت اجرايي مناسبي برخوردار نيست. از سوي ديگر، مهم‌ترين مسأله‌اي كه باعث اجرايي نشدن قانون جامع شده است، تأمين نبودن منابع مالي و بودجه براي عملياتي شدن آن است (همان منبع).

در دنيا تقريباً 284 ميليون نفر مشكلات بينايي دارند. بيش از 39 ميليون نفر نابيناي مطلق، 245 ميليون نفر كم‌بينا يا دچار اختلالات بينايي، مانند مشكلات انكساري درمان نشده (نزديك‌بيني، دوربيني و آستيگماتيسم) هستند. بيش از 90 درصد مبتلايان به اختلالات بينايي در كشورهاي در حال توسعه و فقير زندگي مي‌كنند، جايي كه افراد مسن، به‌خصوص بانوان مسن، با مشكلات متعدد در دسترسي به درمان‌هاي مورد نياز چشمي روبه‌رو هستند. در هر 5 ثانيه، يك نفر به تعداد نابينايان افزوده مي‌شود و در هر دقيقه يك كودك و طي يك سال يك تا 2 ميليون نفر دچار مشكلات بينايي مي‌شوند. بر اساس گزارش‌هاي جهاني، گستره‌ی نابينايي در جوامع توسعه‌‌يافته 60 نفر در هر يك ميليون نفر است. اين رقم در جوامع در حال‌توسعه و فقير به بيش از 10 برابر، يعني 600 نفر در هر يك ميليون نفر، مي‌رسد. هرچند كه سه چهارم اختلالات بينايي، قابل‌پيشگيري و درمان است، اما كارشناسان پيش‌بيني مي‌كنند در صورت ‌انجام نگرفتن اقدام‌هاي پيشگيرانه، تعداد افراد نابينا در سال 2020 به 76 ميليون نفر و افراد مبتلا به نقص بينايي به بيش از 200 ميليون نفر برسد (صرافي؛ مترجم، 9/6/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران؛ سايت شيعه‌نيوز، 24/7/1391).

تعداد افراد نابینا و کم‌بینا در برخی از کشورهای جهان طبق آخرین آمار منتشر شده به شرح زیر است: چین حدود ۷ تا ۹ میلیون نفر، هند ۹ میلیون نفر، قاره‌ی آفریقا ۷ میلیون نفر، انگلستان ۲ میلیون نفر و ایالات متحد آمریکا ۳/۱ میلیون نفر. در مورد ایران، علی‌رغم تلاش‌های به عمل آمده، آمار دقیق و قابل استنادی در این زمینه وجود ندارد. چنانچه متوسط نرخ بین‌المللی برای کشورهای در حال توسعه را یک درصد جمعیت در نظر بگیریم، می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که حدود ۷۵۰ هزار نفر در کشور ما دچار اختلالات بینائی هستند، که افراد نابینا و کم‌‌بینا را در بر می‌گیرد (سایت کرج‌بلایندز، 18/5/1394).

در ايران از هر هزار تولد، يك كودك با اختلالات بينايي به دنيا مي‌آيد. هم اكنون در كشور بيش از 410 هزار نفر نابينا و كم‌بينا نيازمند خدمات توان‌بخشي هستند. كارشناسان بهداشتي معتقدند اگر براي پيشگيري از برخي بيماري‌هاي چشمي تدبیری اندیشیده نشود، طي 20 سال آينده ارقام ذكر شده تا 2 برابر افزايش خواهد يافت. بر اساس مهم‌ترين مطالعه‌ی اپيدميولوژيك، آمار كم‌بينايي در سطح شهر تهران 13/2 درصد و آمار نابينايي 28/0 درصد است. چنان‌چه اين آمار به كل كشور تعميم داده شود، حدود يك ميليون و چهارصد هزارنفر در كشور از اختلالات بينايي رنج مي‌‌برند. 90 درصد آمار نابينايي‌ها مربوط به كشورهاي در حال توسعه است، به گونه‌ای كه در منطقه مديترانه‌ی شرقي از 455 ميليون نفر از ساكنان اين منطقه بيش از 3 ميليون نفر نابينا و بيش از 20 مليون نفر مبتلا به يك يا چند نوع اختلال بينايي هستند، كه نيازمند حمايت‌هاي اجتماعي، روحي و مالي هستند. در ایران به ازاي هر 40 هزار نفر جمعيت يك چشم‌پزشك وجود دارد و اين در شرايطي است كه در كشور هلند و آلمان به ازاي هر 36‌‌ هزار و 16 هزار نفر جمعيت يك چشم‌پزشك وجود دارد. نابينايي نيز، مانند بيماري‌هاي ديگر، علت‌هايي دارد كه در چهار دسته جاي مي‌گيرند كه عبارتند از: 1. وراثت: يكي از عوامل نابينايي، وجود مشكلات ارثي است كه شايع‌ترين دليل آن‌ها را ازدواج‌هاي فاميلي دانسته‌اند. بيماري والدين به ويژه مادر، در نابينا شدن نوزاد هنگام تولد تاثير فراواني دارد؛ 2. بيماري‌ها: برخي از بيماري‌هاي عمومي و بسياري از بيماري‌هاي عفوني اگر به موقع و به طور صحيح درمان نشود، به نابينايي فرد مي‌انجامد. تنبلي چشم، ديابت، آبله، سرخك، سرخجه، آب مرواريد و آب سياه، از بيماري‌هايي هستند كه مي‌توانند به نابينايي بينجامد؛ 3. حوادث: آسيب‌هاي ناشي از حوادث گوناگون يا سهل‌انگاري و بي‌توجهي نيز از علت‌هاي از دست دادن بينايي است؛ 4. پيري: انسان وقتي به پيري قدم مي‌گذارد، خواه ناخواه با كاهش ديد روبه‌روست. هر عضوي در بدن عمر مشخصي دارد كه ضعف و حتي نابينايي به معناي كهولت چشم‌ها و پايان عمر طبيعي آن‌هاست (سايت خوب‌لينك، 21/5/1394).

اساساً بينايي يك قابليت مهم انساني است و نقشي بنيادي در ابعاد گوناگون زندگي انسان ايفا مي‌كند. به ويژه، بينايي نقشي اساسي در آموزش انسان دارد، به گونه‌اي كه محروميت از بينايي مي‌تواند اختلالي بنيادي در اين زمينه براي انسان ايجاد كند. از آن جا كه افراد نابينا فاقد چنين قابليتي هستند، در ابعاد گوناگون زندگي خود داراي مسائل و مشكلات زيادي هستند. به ويژه، در جوامعي همچون جامعه‌ي ما كه امكانات ضروري زندگي و فعاليت حرفه‌اي براي افراد نابينا به اندازه‌ي كافي فراهم نيست، اين قشر از جامعه داراي مسائل و مشكلات مهمي هستند. به طور كلي، مسائل و مشكلات نابينايان، به ويژه در جامعه‌ي ما، داراي زمينه‌ها و عوامل متعددي است، كه از مهم‌ترين آن‌ها مي‌توان به زمينه‌ها و عوامل پزشكي، آموزشي، قانوني، اقتصادي و فرهنگي اشاره كرد. از اين رو، براي رويارويي با مسائل و مشكلات نابينايان در جامعه بايد اين تعدد زمينه‌ها و عوامل مورد توجه كارشناسان، صاحب‌نظران و مسئولان باشد.

مدير كل دفتر معلولان جسمي، حركتي و حسي سازمان بهزيستي كشور در مورد مشكلات نابينايان مي‌گويد: نمي‌توان مشكلات فراروي نابينايان را از مسائل ساير اقشار جامعه مجزا كرد، و اين درحالي است كه اين مشكلات براي نابينايان و كم بينايان حادتر بوده، به گونه‌اي كه براي اين گروه به معضلات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تبديل شده است. از عمده‌ترين مسائل نابينايان مي‌توان به آموزش، تردد و اشتغال اشاره كرد. در حوزه‌ی آموزش نياز مطالعاتي روزافزون نابينايان به علت محدوديت منابع مطالعاتي برای آن‌ها برآورده نمی‌شود. بالا بودن هزينه‌ی تهيه‌ی وسايل كمك آموزشي و عدم به كارگيري نيروي انساني مجرب جهت همكاري با نابينايان و كم‌بينايان در جلسات آزمون‌هاي مختلف دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي و عدم پيش‌بيني فضاي مناسب‌سازي شده جهت برگزاري آزمون حوزه‌ی امتحاني برای اين گروه از مهم‌ترین مشکلات آموزشی نابینایان در ایران است. در زمینه‌ی مشکلات تردد افراد نابینا در کشور نيز بايد به عدم مناسب‌سازي فضاهاي عمومي شهر، وسايل نقليه‌ی عمومي و معابر شهري، عدم نصب چراغ راهنمايي ويژه‌ی عابران نابينا، كمبود مسيرهاي برجسته در پياده‌روها، اختلاف سطح چشمگير بسياري از پياده‌روها و انجام عمليات حفاري در آن‌ها، حذف سرويس اياب و ذهاب ادارات دولتي و عدم طراحي و ساخت ايستگاه‌هاي مترو جهت استفاده‌ی نابينايان اشاره کرد. در زمینه‌ی اشتغال نيز باید به مسائلی همچون در نظر نگرفتن سهميه‌ی استخدام 3 درصدي معلولان در وزارتخانه‌هاي دولتي، توجيه نبودن كارفرمايان به توانايي‌هاي نابينايان و كم‌بينايان و عدم اجراي آيين‌نامه‌ها و بخشنامه‌هاي موجود در خصوص به كارگيري 60‌ ‌‌‌درصد اپراتورهاي تلفن از ميان نابينايان مندرج در قانون جامع حمايت از حقوق معلولان اشاره كرد. به گفته‌ی مدير عامل مؤسسه عصاي سفيد در حال حاضر 70 درصد از نابينايان كشور بيكار هستند و برخي از شاغلان هم كار مفيد و مطلوب ندارند. وی با اشاره به قانون استخدام سه درصد از نيروي انساني معلول توسط دستگاه‌هاي دولتي مي‌گويد: اين قانون در جامعه اجرا نمي‌شود، زیرا بسياري از نابينايان در آزمون‌هاي ورودي به دستگاه‌هاي دولتي پذيرفته شده، اما در مصاحبه رد مي‌شوند. به گفته‌ی وی، اغلب نابينايان در خانواده‌هاي با سطح فرهنگي، بهداشتي و اقتصادي پايين زندگي مي‌كنند و اغلب پرجمعيت و جزء طبقه‌ی محروم جامعه هستند، به گونه‌ای كه گاه ديده مي‌شود سه تا پنج نفر از اعضاي يك خانواده از نابينايي و كم‌بينايي رنج مي‌برند (همان منبع).

يكي از زمينه‌هاي مهم مشكلات شغلي نابينايان عدم اجراي قوانيني است كه توسط مراجع قانون‌گذار براي حمايت از اشتغال و زندگي افراد نابينا تدوين و تصريح شده‌اند. اصولاً در جامعه‌ي ما قوانيني كه در راستاي حمايت از اشتغال نابينايان وجود دارند عملاً اجرا نمي‌شوند، از اين رو، بخش مهمي از نابينايان داراي مشكل اشتغال و به تبع آن داراي مشكلات مالي هستند (مشفق، 23/7/1393، در سايت: خبر فارسي). اساساً بزرگ‌ترین چالش برای گروه‌های معلولان مورد غفلت قرار گرفتن در همه چیز است؛ ما با یک جامعه‌ای روبه‌رو می‌شویم که افراد دارای معلولیت نه تنها دیده نمی‌شوند، بلکه تا حد امکان از حضور در جامعه باز داشته می‌شوند. مثلاً آن‌ها از ورود به حوزه‌هاي تصميم‌گيري و تصميم‌سازي در سطح كلان جامعه منع مي‌شوند، يا سیستم حمل ونقل عمومی فقط برای افراد عادی تعریف شده و در آن جایگاهی برای نابینایان و سایر معلولان جسمی دیده نشده است. در آموزش و پرورش هم همین سیاست حاکم است. اساساً در کشور ما مشکل نگرش به مسائل معلولان وجود دارد، در حالي كه از نظر قانونی به اندازه‌ي کافی در این زمینه غنی هستیم، زيرا در قانون اساسی برای احقاق حقوق بین معلولان و سایر افراد هیچ تفاوتی قائل نشده است. در سند چشم‌انداز هم حقوق برای همه‌ي افراد جامعه تعریف شده و در برنامه‌های توسعه‌ي کشور هم همه‌ي افراد حقوق یکسان دارند. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اسناد بالادستی بین افراد معلول و غیرمعلول تفاوتی قائل نشده‌اند. مسئولانی که نگرش منفی نسبت به معلولان دارند بزرگ ترین مشکلات را در این زمینه رقم می زنند. به عنوان مثال، وزیر سابق آموزش و پرورش 40 هزار نیرو در این وزارتخانه استخدام کرد، اما حاضر نشد سهم ۳ درصدی معلولان را که یک هزار و ۲۰۰ نفر بود به آن‌ها بدهد. بنابراین، مشکل ما قوانین و اسناد بالادستی نیست. ما قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در کشورمان داریم. این قانون بسیار مترقی است، اما به این قانون عمل نمی شود (کمالی، 23/7/1392، در سايت: خوزستاني).

به طور کلی، هدف این پژوهش عبارت است از بررسی وضعیت اشتغال نابینایان در ایران و چالش‌های موجود در این زمینه. اهداف فرعی این پژوهش نیز عبارت است از: بررسی مشکلات نابینایان و نقش کم‌توجهی نهادهای رسمی و غیررسمی جامعه در این زمینه، بررسی قوانين حامي اشتغال و زندگي افراد نابينا و وضعیت اجرایی شدن آن‌ها، بررسی زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی مشکلات اشتغال نابینایان و ارائه‌های راهکارهایی برای بهبود وضعیت اشتغال نابینایان در ایران.

 

  1. مشکلات نابینایان و کم‌توجهی نهادهای رسمی و غیررسمی جامعه

مسائل و مشكلات افراد نابينا و كم‌بينا بسيار متعدد هستند؛ همچون اشتغال، مسكن، ازدواج، مسائل و موضوعات آموزشي، مسائل و مشكلات مربوط به مهارتهای زندگی روزانه، مسائل و مشكلات پزشكي و درماني و غيره (سايت روشن‌سرا، 12/5/1394). از زمان تصويب قانون عصاي سفيد حدود 60 سال مي‌گذرد، با اين حال، نابينايان هنوز جزء افراد محرومي هستند که با وجود شمار بالاي‌شان در کشورهاي در حال توسعه، از حداقل امکانات رفاهي برخوردارند. بررسي‌ها نشان مي‌دهد که 45 ميليون نفر از مردم دنيا نابينا هستند که 90 درصد از اين تعداد در کشورهاي توسعه‌نيافته زندگي مي‌کنند. آن‌ها دارای مشکلات متعددی همچون مسائل و مشکلات مالی و اقتصادی، اشتغال، ازدواج، کمبودهاي آموزشي، مشکلات فرهنگی و اجتماعي، رفت و آمد در سطح شهرها و غیره هستند. آمار سازمان بهداشت جهاني نشان مي‌دهد که حداقل حدود 120 هزار نفر نابيناي مطلق در ايران وجود دارد و 450 تا 500 هزار نفر كم‌بينا نيز در كشورمان زندگي مي‌كنند؛ جمعيتي که براي خودکفايي و استقلال نياز به خدمات حمايتي، اشتغال و آموزش دارند، اما تا به حال نتوانسته‌اند به حقوق خود دست يابند. علي‌اکبر جمالي، مدير عامل انجمن نابينايان ايران در اين باره مي‌گويد: «مشکلات نابينايان در کشور ما زیاد است. نابينايان در سني که بايد آموزش ببينند، با كمبود تجهيزات آموزشي و كمك آموزشي مواجه‌اند. منابع مطالعاتي آن‌ها محدود است، چون هزينه‌هاي انتشار کتب به خط بريل و يا کتاب‌هاي صوتي بالا است. نابينايان همچنين در زمينه‌ی دسترسي به تجهيزات رايانه‌اي هم به دليل گران بودن تجهيزات يا محدود بودن فعاليت متوليان، در مضيقه قرار دارند. بنابراين، با مشکل حرفه‌آموزي رو به رو مي‌شوند و نمي‌توانند استعدادهاي‌شان را در مهارت‌هاي گوناگون شکوفا کنند. همين مسأله زمينه‌ساز بيکاري آنان مي‌شود و در زمان اشتغال، از بازار کار جا مي‌مانند… در دنياي امروز نابينايان در اغلب كشورها توانسته‌اند جايگاه خود را در جامعه پيدا کنند، در حالي که در کشور ما هنوز حقوق آن‌ها به رسميت شناخته نمي‌شود. نابينايان زيادي بيكار هستند، چون مهارتي ندارند، اما عده‌اي از آنان که از توانايي‌هايي برخوردارند، در محيط‌هاي كاري انتخاب نمي‌شوند و کارفرمايان از استخدام آن‌ها سر باز مي‌زنند» (جمالي، 7/1/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران).

اساساً مسائل معلولان، از جمله نابینایان، چنان‌که باید در رسانه‌ها منعکس نمی‌شود، قانون جامع حمایت از حقوق افراد معلول اجرا نمی‌شود و مشکلات عاطفی و معیشتی با زندگی بسیاری از آنان عجین شده است. اما موضوع مهم این است که جامعه‌ی علمی کشور ما تاکنون توجه چندانی به موضوع نابینایی و کم‌بینایی نداشته است و اساساً برای حل مشکلات نابینایان، تحقیقات کاربردی قابل قبولی صورت نگرفته است. بررسی منابع علمی موجود در مؤسسات و مراکز آموزش عالی، نشان دهنده‌ی این واقعیت است که موضوع نابینایی و کم‌بینایی، کم‌ترین منابع علمی را به خود اختصاص داده است؛ چنان که در حال حاضر مجموعه کتاب‌های منتشر شده در این رابطه، کم‌تر از 30‌ عنوان کتاب است، که برخی از آن‌ها نیز از لحاظ قواعد ترجمه و تالیف، دارای کیفیت مطلوبی نیستند. دامنه‌ی پژوهش‌های انجام شده در حوزه‌های روان‌شناختی، اجتماعی و جامعه‌شناختی معلولیت‌های بینایی هم بسیار محدود است. اسناد پژوهشی موجود حاکی از آن است که تحقیق در این‌باره، چندان مورد توجه اساتید و دانشجویان قرار نگرفته است. البته ضعف ارتباط‌های بین‌بخشی میان سازمان‌های متولی امور معلولان و مراکز آموزش عالی یکی از اصلی‌ترین دلایل این بی‌توجهی است. ضعف موضوعات مرتبط با افراد معلول بینایی، نه‌تنها در منابع علمی مکتوب بلکه در محیط‌های مجازی و رسانه‌های سمعی و بصری نیز کاملا مشهود است. همه ساله تعداد معدودی از پایان‌نامه‌ها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری با محوریت مسائل نابینایان تهیه می‌شود، در حالی ‌که هیچ نشانی از این تحقیقات در پایگاه‌های اطلاعاتی پژوهشکده‌ها و دانشگاه‌ها یافت نمی‌شود. نبود سایت‌های تخصصی که اطلاعات آموزشی و پژوهشی مورد نیاز محققان و کارشناسان را به‌صورت متمرکز ارائه کنند، کار علمی در این عرصه را دشوار می‌کند.

در حوزه‌ی رسانه‌ها، هرچند دست‌اندرکاران مطبوعات در ‌مقایسه با صدا و سیما، فضای مساعدتری را برای طرح مشکلات افراد نابینا و کم‌بینا فراهم آورده و حتی در برخی موارد، متخصصان را نیز به این بحث وارد ساخته‌اند، اما نگاه رسانه‌ای آنان موجب شده تا طرح چنین موضوعاتی، تنها به مناسبت‌های خاص محدود شود یا تحت‌الشعاع مسائل سازمانی و دیدگاه‌های خاص مدیران اجرایی قرار گیرد. ترغیب محققان به پژوهش در زمینه‌ی انواع معلولیت‌های بینایی و مسائل مبتلایان، در وهله‌ی نخست مستلزم تقویت ارتباط‌های بین‌بخشی میان مراکز آموزش عالی و سازمان‌های متولی امور معلولان است. تنها در پرتو چنین روابطی است که فرصت هم‌اندیشی و طرح انتظارات متقابل، به‌ویژه ترغیب جامعه‌ی دانشگاهی به فراهم‌سازی‌ منابع آموزشی و پژوهشی مرتبط با افراد معلول بینایی مهیا می‌شود. آشنایی هرچه بیش‌تر دانشجویان با مراکز آموزشی و توان‌بخشی نابینایان در دوره‌های کارورزی نیز به تقویت دیدگاه‌های علمی دانش‌پژوهان و توجه آنان به رسالتی که بر عهده دارند، کمک مؤثری خواهد کرد. بدیهی است که عوامل مشوق، مانند اعطای امتیازات علمی به محققان حوزه‌ی معلولان، پرداخت کمک‌های مادی و حمایت از چاپ و نشر آثار مربوطه، دارای تأثیرات مهمی در ارتقای انگیزه‌ی محققان خواهد بود (حسن زاده، 10/6/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران).

یک مقام مسئول در یک مدرسه‌ی ویژه‌ی نابینایان، که خود نیز یک نابینا است، در مورد مسائل و مشکلات نابینایان در کشور می‌گوید: باید نابینایان را جزئی از جامعه دانست و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کرد. در سال‌های گذشته برخی روزنامه‌ها ستونی را مخصوص نابینایان در نظر گرفتند، اما کاری مشابه انجام نشد. در حالی که نابینایان نیز نیازمند به خواندن اخبار و گرفتن اطلاعات هستند. اساساً نهادها و ارگان‌های دولتی توجه چندانی به مسائل و مشکلات نابینایان ندارند. کاستی‌های جامعه، همچون علم محدود پزشکی، عدم دسترسی به پزشک در زمان مناسب، نبود مشاور ژنتیک، عدم اشاعه‌ی فرهنگ رویارویی با پدیده‌ی نابینایی و نابینایان، دلایلی برای بروز نابینایی و گسترش آن هستند. اگر جامعه به درستی نقش خود را ایفا کند، چنین مشکلاتی به وجود نمی‌آیند. وی می‌گوید: جامعه نسبت به معلولین متعهد است و باید به گونه‌ای در طول عمر فرد نابینا به او کمک کند. برای مثال، در آلمان حق نابینایی برای نابینایان پرداخت می‌شود؛ در سوئد، نابینایان حقوق بیش‌تری دریافت می‌کنند. این‌ها به دلیل جبران مشکلی است که نابینا در جامعه دارد. از سوی دیگر، باید در نظر گرفت که هزینه‌ی زندگی نابینایان از مردم عادی بیش‌تر است. نباید حقوق بین کارمند نابینا و بینا یکسان باشد. وی با تأکید بر به رسمیت شناختن کارشناس معلولین در دستگاه‌های اجرایی می‌گوید: حدود دوازده سال است که سازمان سنجش برای نابینایان سؤالات بریل طرح می‌کند. با این حال، این کار محدود بوده و تنها در سطح مقطع کارشناسی انجام می‌شود (حسن زاده، 10/6/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران). اساساً وجود هزاران نفر از نابینایان و کم‌بینایان تحصیل کرده و دارای مدارج عالی علمی نشان می‌دهد بیش از هر گروه دیگر افراد دارای معلولیت، نابینایان در بالاترین سطح فعالیت اجتماعی حاضرند و از توانایی خدمت در پست‌های متعدد کارشناسی، اجرایی، آموزشی و مدیریتی برخوردارند. به همین دلیل توجه خاص مسئولان و پیگیری وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مرتبط برای تحقق وعده‌ها و بهبود شرایط زندگی این اقشار بیش از گذشته ضروری است (سايت نيويدار، 24/7/1393).

از اين رو، ضرورت دارد كه مسائل و مشكلات شغلي نابينايان از نظر علمي مورد بررسي قرار گيرد تا از اين طريق كاستي‌ها و چالش‌هاي موجود شناسايي شده و در راه برطرف كردن آن‌ها اقدامات لازم از سوي كارگزاران رسمي و غيررسمي انجام شود. اصولاً در جامعه‌ي ما اشتغال يك مسأله‌ي اجتماعي مهم براي بخش چشمگيري از افراد واقع در سن فعاليت است و مختص قشر خاصي، همچون نابينايان، نيست، اما از آن جا كه نابينايي و كم‌بينايي، خود از عوامل مهم مؤثر بر وضعيت اشتغال است، و به ويژه، در كشور ما مكانيسم‌هاي اجرايي و عملياتي قوي براي حمايت از اشتغال افراد نابينا وجود ندارد، مسائل و مشكلات شغلي آن‌ها نسبت به اقشار ديگر جامعه مضاعف است. به بيان ديگر، هرچند در كشور ما در حال حاضر بخش چشمگيري از افراد واقع در سن فعاليت بيكار هستند، يا داراي شغل مناسبي براي كسب درآمد و تأمين زندگي خود نيستند، افراد نابينا به علت وضعيت خاص بينايي‌شان از نظر اشتغال داراي مشكلات حادتري هستند. حتي با وجود آن‌كه در كشور ما قوانين و مصوبات قانوني مترقي زيادي در زمينه‌ي اشتغال نابينايان وجود دارد، اما اين قوانين و مصوبات قانوني چندان اجرايي و عملياتي نشده‌اند. بنا به چنين دلايلي ضرورت دارد كه مسائل و مشكلات اشتغال نابينايان به طور دقيق و با استفاده از ابزارهاي علمي مورد بررسي قرار گيرند، تا از اين طريق چالش‌ها و فرصت‌هاي موجود مورد شناسايي قرار گرفته و زمينه‌هاي لازم براي اشتغال نابينايان و تأمين زندگي آن‌ها فراهم شود.

 

  1. قوانين حامي اشتغال و زندگي افراد نابينا

شايد بتوان گفت در بخش مهمي از تاريخ، انسان‌ها چندان نگاه همدلانه‌اي به افراد نابينا نداشته‌اند. در بخشي از تاريخ چنين تصور مي‌شد كه معلوليت انسان‌ها، به طور اعم، و نابينايي آن‌ها، به طور اخص، ناشي از عملكرد نادرست فرد معلول يا يكي از بستگان او در زندگي است. گاه نيز پديده‌‌ها و آسيب‌‎هايي همچون معلوليت را با اِسناد به عوامل موهوم و خرافي، همچون نقش نيروها و عوامل ماوراءالطبيعي، تبيين مي‌كردند و توجهي به زمينه‌هاي ژنتيك، پزشكي، رواني، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگيِ معلوليت‌ها نداشتند. با توجه به چنين ذهنيتي، حتي در برهه‌هايي از تاريخ بشر توسط برخي افراد يا گروه‌ها برخوردي نادرست، خشن و غيرانساني با افراد معلول صورت مي‌گرفت. نمونه‌ي بارز چنين مسأله‌اي برخورد هيتلر و همفكران و كارگزاران وي با افراد معلول كشورش بود. مبناي فكري چنين افراد و گروه‌هايي تصفيه‌ي نژادي بود، كه بعداً، هم دانش پزشكي مفروضات آن‌ها را در زمينه‌ي انتقال ويژگي‌هاي ژنتيك به نسل‌هاي بعديِ افراد معلول باطل اعلام كرد، و هم اين كه نهادهاي حقوقي، چه در سطوح ملي و محلي و چه در سطوح جهاني، اقدامات تبعيض‌آميز و نژادپرستانه‌ي چنين افراد و گروه‌هايي را مغاير با حقوق بشر دانسته و آن را محكوم كردند. از اين رو، در عصر جديد قوانين متعددي در بخش‌هاي مختلف جهان جهت حمايت از حقوق انساني افراد معلول، به طور اعم، و نابينايان، به طور اخص – به ويژه حق اشتغال و فعاليت اقتصادي آن‌ها – تدوين شدند. يكي از اين قوانين قانون عصاي سفيد است.

عصاي سفيد قدمتي کم‌تر از يک قرن دارد. نابينايان دنيا از صدها سال قبل به عصاهاي چوبي و فلزي‌شان تکيه مي‌کردند، اما بعد از جنگ جهاني اول که آمار نابينايان همپاي معضلات اجتماعي و ويراني و آشوب‌ها به طور تصاعدي بالا رفت، کم‌کم عصاي سفيد جاي خود را در ميان مردم نابینا باز کرد. مجروحان جنگي با ايده گرفتن از جيمز بيگز، عصاي سفيد را به عنوان پرچم آزادي‌شان دست گرفتند تا در شهر ديده شوند و از امنيتي که حداقل حق شهروندان است، بهره‌مند باشند. عصای سفید از ابداعات جيمز بيگز است. او عکاس اهل شهر بريستول انگلستان بود که در سال 1921 ميلادي بر اثر يک سانحه بينايي خود را از دست داد و از آن به بعد تصميم گرفت براي در امان ماندن از خطر وسایل نقليه عصايي به رنگ سفيد در دست بگيرد تا از فاصله‌هاي دور هم قابل ديدن باشد. شانزده سال بعد از فراگير شدن اين ايده‌ی بيگز، دو نفر از برجسته‌ترين محققان آمريکايي به نام‌هاي دکتر ناول پري، رياضيدان، و دکتر جاکوپس تن بروک، حقوقدان، خواستار تصويب قانوني به نام عصاي سفيد شدند که بر اساس آن، بايد حقوق نابينايان دنيا به رسميت شناخته شده و فرصت‌هاي برابري براي آن‌ها در نظر گرفته مي‌شد. اما اين بحث و گفت وگوها با شـــروع جنگ جهاني دوم متوقف شد و قانون ياد شده سرانجام در پانزدهمين روز از ماه اکتبر سال 1950 ميلادي به تصويب رسيد و به قانون عصاي سفيد شهرت پيدا کرد تا اين روز در دنيا، به نام نابينايان رقم زده شود. در اين قانون تمامي حقوق اجتماعي فرد نابينا به عنوان عضوي از يک جامعه‌ی متمدن عنوان شده و جوامع ملزم به رعايت آن‌ها شده‌اند. از جمله اين که نابينايان حق استفاده از همه‌ی امکانات رفاهي معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پياده‌روها، خيابان‌ها، بزرگراه‌ها و وسايل حمل و نقل همگاني، مانند هواپيما، قطار، اتوبوس، اتومبيل، کشتي، هتل، اماکن عمومي، مراکز تفريحي و مذهبي، استفاده کنند و اگر در بعضي اوقات محدوديتي هم براي استفاده از اين تسهيلات و اماکن وجود داشته باشد، بايد فراگير و شامل همه‌ی افراد جامعه باشد و اگر شخص يا سازماني فقط براي نابينايان در استفاده از تسهيلات همگاني، محدوديت ايجاد کند يا حقوق نابينايان عاقل و بالغ را ناديده بگيرد، مجرم شناخته مي‌شود. بند ديگري از اين قانون به رانندگان وسايل نقليه مربوط مي‌شود و آنان را موظف مي‌کند تا مراعات کامل نابيناياني را که هنگام عبور و مرور از عصاي سفيد استفاده مي‌کند، در نظر داشته باشند. از سوي ديگر، بر اساس اين قانون دولت‌ها موظف هستند که نابينايان را به مشارکت در امور دولتي تشويق كنند و آنان را به خدمت گيرند. در کنار اين فعاليت‌ها مسئولان دولتي طبق قانون موظف شدند پانزدهم اکتبر (مطابق با 23 مهرماه) هر سال را به عنوان بزرگداشت نابينايان و قانون عصاي سفيد ارج نهند و از مردم بخواهند که رفتار معقولانه‌اي با نابينايان داشته باشند (سايت علمي دانشجويان ايران؛ 7/1/1392).

 

  1. زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی مشکلات اشتغال نابینایان

بخش مهمی از مسائل و مشکلات نابینایان مسائل و مشکلات فرهنگی است. اساساً نابینایان و کم‌بینایان در سطح جامعه و در بیش‌تر ابعاد فرهنگی و اقتصادی و علمی مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند. مثلاً، با وجود تلاش‌هایی که در زمینه‌ی اشتغال این قشر از جامعه صورت گرفته است، اما هنوز شاهد اجرای کامل مهم‌ترین بندها، مثل فراهم کردن تحصیلات دانشگاهی رایگان برای تمام نابینایان، نیستیم. مناسب‌سازی شهری آن‌چنان که باید و شاید صورت نگرفته است و از همه مهم‌تر این که در بُعد برخورد با معلولان، مخصوصاً نابینایان، افراد جامعه آموزش لازم را ندیده‌اند. همچنین، توانمندی‌های نابینایان در جامعه هنوز مورد پذیرش قرار نگرفته است. با این که دو درصد از معلولین نخبه هستند، اما شاهد بیکاری گسترده‌ی قشر تحصیل‌کرده‌ی نابینا هستیم، به گونه‌ای که مراکز مختلف فعالیت اقتصادی بیش‌تر افراد کم‌بینا و نابینا را با وجود تحصیلات و توانمندی بالا فقط در بخش‌هایی مثل تلفنخانه یا تدریس استخدام می‌کنند.

نسرین اطیابی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه‌ی بُشری، ویژه‌ی نابینایان و کم‌بینایان در زمینه‌ی برخوردهای اجتماعی با نابینایان و جایگاه آن‌ها در اجتماع می‌گوید: نابینایان نه تنها از نعمت دیدن محروم هستند، بلکه از دیده شدن توسط افراد جامعه نیز محرومند. وی با اشاره به این که برای نابینایان در سطح کشور به اندازه‌ی انگشتان یک دست هم نشریه نداریم، می‌گوید: یک نابینا می‌تواند نویسنده یا مسئول یک نشریه باشد، اما این امکانات در جامعه برای او مهیا نیست. اطیابی با تأکید بر این که نشریات نابینایان باید مناسب حال تمامی گروه‌های سنی باشد، می‌گوید: در ایران چنین نشریاتی برای کودکان و نوجوانان وجود ندارد و این معضل از لحاظ پرورش فکری و ارتقاء دانش نوجوانان نابینا بسیار نامطلوب است. وی فضاهای فرهنگی برای نابینایان را نه تنها کافی نمی‌داند بلکه با نگاهی منتقدانه می‌گوید: در نمایشگاه‌های بین‌المللی، مثل نمایشگاه مطبوعات یا نمایشگاه قرآن یا نمایشگاه کتاب، میزان بسیار کمی از تولیدات به کار نابینایان می‌آید؟ در این زمینه، چندان قرآن و ادعیه و کتاب با خط بریل چاپ نمی‎شود. در انتخاب محل یا مناسب‌سازی مکان‌های نمایشگاهی به حضور نابینایان توجه چندانی نشده است. وی بهترین راه مدیریت رفتارهای اجتماعی با معلولان را آموزش‌های درست به خانواده‌ی آن‌ها و بعد در سطح جامعه می‌داند (غلامی توکلی، 26/8/1390).

اساساً افراد نابينا با مشكلات اقتصادي متعددی رو‌به‎رو هستند که بيكاري و عدم اشتغال نقش مهمی در آن دارند. در اين زمینه زنان نابينا نسبت به مردان نابینا دارای مشكلات بیش‌تری هستند. هوتنويل در تحقيق خود مشاهده كرد كه افراد نابينا در زمينه‌ی مشكل اقتصادي و عدم اشتغال وضعيتي شبيه به ساير ناتواني‌هاي شديد، مثل افراد داراي فلج مغزی و عقب مانده ذهني دارند (هوتنويل، 1997). كريچنر و اشميدل نيز تأکید می‌کنند كه افراد نابينا در بين ساير افراد عادي و افراد معلول بيش‌ترين مشكلات را در زمينه‌ی اشتغال و نگهداري شغل دارند؛ آنها بيان می‌کنند که در سال 1997 حدود 80-70 درصد افراد داراي مشكلات بينايي در سن اشتغال بيكار بوده‌اند. هرچند در سال 2001 اين آمار به حدود 60 درصد كاهش پيدا كرده است (مك‌نيل، 2001). به طور کلی، آمار و ارقام نشان می‌دهند که افراد نابينا نسبت به ساير جمعيت افراد عادي و افراد معلول نرخ بيكاري بیش‌تری دارند.

کارشناسان معتقدند در حالی که نابینایان تحصیلکرده‌ترین افراد در میان معلولان هستند، اما بیش‌ترین نرخ بیکاری به آنان اختصاص دارد و این موضوع مهم‌ترین مشکلی است که با آن مواجهند. نابینایان قادر به انجام کارهای بزرگی هستند. این افراد دارای حقوق اجتماعی و قانونی بسیار زیادی هستند که باید مسئولان برای تحقق این حقوق برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام دهند. سازمان‌های مختلف، از جمله سازمان فنی و حرفه‌ای، باید آموزش‌های لازم را در اختیار معلولان قرار دهد. در حالی که چنین آموزشهایی، از جمله آموزش مهارت‌های زندگی روزانه و زندگی مستقل، به نابینایان، به ویژه زنان و دختران مناطق محروم، ارائه نمی‌شود، و همین امر باعث بُروز مشکلات فراوانی در زندگی آنان می‌شود (پايگاه خبري تحليلي قم فردا؛ 23/7/1393).

به طور كلي، مطالعات تطبيقي نشان مي‌دهند که اگرچه تعداد زيادي از نابينايان جهان در کشورهاي آسيايي و توسعه‌نيافته زندگي مي‌کنند، اما با اصلاح زيرساخت‌هاي فرهنگي و اجتماعي در اين کشورها، هزينه‌ی زندگي اين افراد تا حدود زيادي کنترل شده است. كشورهاي شرق آسيا با ايجاد مشاغل جديد مثل ماساژدرماني، نوازندگي و كوك كردن پيانو بخش عمده‌اي از نابينايان جامعه‌ی خود را وارد بازار کار کرده‌اند، به گونه‌ای كه تنها در چين 40 هزار ماساژور نابينا تعليم داده شده‌اند و مشغول به كار هستند. در آيوواي آمريكا هم نابينايان كافي‌شاپ‌ها را اداره مي‌كنند، به عنوان بازارياب فعاليت دارند و در رستوران‌ها به فعاليت‌هاي خدماتي مشغولند. علاوه بر اين مشاغل، تعميرات اتومبيل و دوچرخه، مسئوليت فروش، مشاوره و برنامه‌ريزي، پذيرش هتل و بيمارستان، بسته‌بندي، ترجمه و کار در داروخانه‌ها هم از رده‌هاي شغلي است که در اروپا و آمريکا براي نابينايان بازار جذب خوبي دارند (صرافي؛ مترجم، 9/6/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران).

نابينايان به خودي خود هزينه‌هاي زيادي دارند، از آموزش گرفته تا تفريحات و رفت و آمد در شهر. اين مقوله در تمامي دنيا ثابت است و سازمان جهاني بهداشت هزينه‌هايي براي زندگي اين افراد در جامعه محاسبه کرده است که نشان مي‌دهد دولت‌ها براي بهبود شرايط زندگي اين افراد، بار اقتصادي هنگفتي را متحمل مي‌شوند. اين آمارها نشان مي‌دهد که در مجموع نزديک به 180 ميليون نفر کم‌بينا و نابينا در دنيا زندگي مي‌کنند و از نظر اقتصادي ميليون‌ها دلار براي اقتصاد جهاني هزينه دارند. با اين حال، وضعيت نابينايان در کشور ما کمي متفاوت است. نابينايان ايراني، اگرچه از بيمه‌ی خدمات درماني سازمان بهزيستي بهره‌مند هستند، اما هيچ پشتوانه‌ی حمايتي براي دوران بازنشستگي ندارند، مگر اين که موفق به اشتغال شده باشند. جمالي مي‌گويد: «حتي در کشورهاي عربي منطقه هم نابينايان خدمات حمايتي زيادي از قبيل حق معلوليت، تسهيلات اشتغال و ازدواج و تسهيلات ويژه‌ی مسکن دريافت مي‌كنند، اما اين امکانات در ايران وجود ندارد» (صرافي؛ مترجم، 9/6/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران). مشکلات اقتصادی نابينايان غالباً شامل مشكل اشتغال و ديگر مسائل معیشتی مورد نیاز زندگی است. در حال حاضر حدود دو و نیم میلیون نابينا در كشور ما مشکل ازدواج دارند. اين مشكل به دلیل ضعف مالی و یا به دلیل نوع معلولیت آن‌ها است که موجب مشکلات زیادی در زمینه‌ی ازدواج آن‌ها شده است (زارعی، 23/7/1392، خبرگزاری مهر).

واقعیت‌ها نشان می‌دهند که تعداد بسيار اندكي از افراد نابینا در کشور ما مشغول به كار هستند و از اين تعداد هم بسياري از آن‌ها، علي‌رغم داشتن تحصيلات بالا، در مشاغل بسيار سطح پايين يا مشاغل غيرمرتبط مشغول به كار هستند. در حالي كه تمام آن‌هايي كه نابينا مي‌شوند لزوماَ نبايد بدون شغل بمانند، حتي آن‌ها بدون هيچ وقفه‌اي مي‌توانند به كار خود باز گردند. بنابراين، بينايي تنها عامل موفقيت شغلی نیست. همان طور که نابینایی به تنهایی عامل عدم پیشرفت در شغل و کسب فرصت‌های شغلی نیست (شریفی درآمدی، 1379، به نقل از: شجاعي و همتي علمدارلو، 22/1/1390). علی‌رغم این که در كشور ما سطح تحصیلات نابینایان نسبت به سال‌های گذشته افزایش یافته است، اما هنوز آمار اشتغال آنان بسیار پایین است. به گونه‌اي که نابینایان بسیاری در کشور بیکارند و برخی از شاغلان نیز کار مفید و مطلوبی ندارند. اساساً استقلال اقتصادی و احساس امنیت مالی، رابطه‌ای تنگاتنگ با شغل دارد؛ از نظر نابینایان کار برای کسب امنیت، احساس تعلق به دیگران، احساس اعتماد به نفس، کسب احترام و احساس خودشکوفایی است و بدون تردید کسب فرصت‌های شغلی توسط نابینایان، موجب می‌شود که آنان از زندگی یکنواخت فاصله بگیرند. در كشور ما برخي سازمان‌ها، همچون سازمان بهزیستی، به معلولان مستمری و بیمه‌ي درمان و کمک‌های یارانه‌ای می‌دهند، اما این ارقام و این کمک‌ها هیچ تناسبی با نیاز معلولان نداشته و حتی نمی‌تواند حداقل استانداردهای معیشتی را برای آن‌ها فراهم آورد (سايت نيويدار، 24/7/1393).

در قانون جامع حمایت از معلولان مصوبات مترقی در حمایت از این قشر آمده است، اما در عمل بخش مهمی از آن‌ها اجرا نمی‌شوند. مهم‌ترین مواد این قانون عبارتند از: الف. ماده‌ی 1: دولت موظف است زمینه‌های لازم را برای تأمین حقوق معلولان، فراهم و حمایت‌های لازم را از آن‌ها به عمل آورد؛ ب. ماده‌ی 2: کلیه‌ی وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی و انقلابی موظفند در طراحی، تولید و احداث ساختمان‌ها و اماکن عمومی و معابر و وسایل خدماتی به نحوی عمل نمایند که امکان دسترسی و بهره‌مندی از آن‌ها برای معلولان، همچون افراد عادی، فراهم گردد؛ پ. ماده‌ی 3: سازمان بهزیستی کشور موظف است در چارچوب اعتبارات مصوب در قوانین بودجه‌ی سالانه اقدامات ذیل را به عمل آورد: 1. تأمین خدمات توانبخشی، حمایتی، آموزشی و حرفه‌آموزی مورد نیاز معلولان با مشارکت خانواده‌های معلولان و همکاری بخش غیردولتی (خصوصی، تعاونی، خیریه) و پرداخت یارانه (کمک هزینه) به مراکز غیردولتی و خانواده‌ها؛ 2. گسترش مراکز خاص نگهداری، آموزشی و توانبخشی معلولان واجد شرایط (معلولان نیازمند، معلولان بی‌سرپرست، معلولان مجهول‌الهویه، معلولان با ناهنجاری‌های رفتاری) با همکاری بخش غیردولتی و پرداخت تسهیلات اعتباری و یارانه (کمک هزینه) به آن‌ها؛ 3. تأمین و تحویل وسایل کمکی توانبخشی مورد نیاز افراد معلول؛ 4. گسترش کارگاه‌های آموزشی، حمایتی و تولیدی معلولان و ارائه‌ی خدمات توانبخشی حرفه‌ای به معلولان جهت توانمندسازی آنان؛ ت. ماده‌ی 4: معلولان می‌توانند در استفاده از امکانات ورزشی، تفریحی، فرهنگی و وسایل حمل و نقل دولتی (مترو، هواپیما، قطار) از تسهیلات نیمه‌بها بهره‌مند گردند؛ ث. ماده‌ی 5: افراد تحت سرپرستی معلولان با معرفی سازمان بهزیستی کشور تحت پوشش بیمه‌ی خدمات درمانی و معلولان تحت پوشش بیمه‌ی خدمات درمانی و بیمه‌ی مکمل درمانی قرار می‌گیرند؛ ج. ماده‌ی 6: یکی از فرزندان اولیایی که خود ناتوان و معلول بوده (هر دو یا یکی از آن‌ها معلول باشد) و یا حداقل دو نفر از فرزندان آن‌ها ناتوان و معلول باشد از انجام خدمت وظیفه‌ی عمومی معاف می‌گردد؛ چ. ماده‌ی 7: دولت موظف است جهت ایجاد فرصت‌های شغلی برای افراد معلول تسهیلات ذیل را فراهم نماید: 1. اختصاص حداقل سه درصد از مجوزهای استخدامی (رسمی، پیمانی، کارگری) دستگاه‌های دولتی و عمومی، اعم از وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات، ، نهادهای عمومی و انقلابی و دیگر دستگاه هایی که از بودجه‌ی عمومی کشور استفاده می‌نمایند به افراد معلول واجد شرایط؛ 2. تأمین حق بیمه‌ی سهم کارفرما توسط سازمان بهزیستی کشور و پرداخت آن به کارفرمایانی که افراد معلول را به کار می‌گیرند؛ 3. پرداخت تسهیلات اعتباری به واحدهای تولیدی، خدماتی، عمرانی و صنفی و کارگاه‌های تولیدی حمایتی در مقابل اشتغال افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه‌ی سالانه مشخص می‌گردد؛ 4. پرداخت تسهیلات اعتباری خوداشتغالی (وجوه اداره شده) به افراد معلول به میزانی که در قوانین بودجه‌ی سالانه مشخص می‌گردد؛ 5. پرداخت تسهیلات اعتباری (وجوه اداره شده) جهت احداث واحدهای تولیدی و خدماتی اشتغال‌زا به شرکت‌ها و مؤسساتی که بیش از شصت درصد سهام و سرمایه‌ی آن‌ها متعلق به افراد معلول است؛ 6. اختصاص حداقل شصت درصد از پست‌های سازمانی تلفنچی (اپراتور تلفن) دستگاه‌ها، شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی به افراد نابینا و کم‌بینا و معلولان جسمی، حرکتی؛ 7. اختصاص حداقل شصت درصد از پست‌های سازمانی متصدی دفتری و ماشین‌نویسی دستگاه‌ها، شرکت‌ها و نهادهای عمومی به معلولین جسمی- حرکتی (ابراهیمی، 17/2/1391، پایگاه گفتمانی تحلیلی امید).

اساساً وضعیت زندگی، به ویژه وضعیت اشتغال افراد نابینا، در کشور ما به حدی نامطلوب است که برخی از مسئولان خود اقرار دارند که در مورد این قشر آن‌چنان که شایسته است اقدامات لازم از سوی نهادهای رسمی انجام نشده است. مثلاً، در این زمینه، حسین طلا، نایب‌رئیس اول کمیسیون اجتماعی مجلس با تأکید بر مشکلات متعدد نابینایان در جامعه می‌گوید: «مسائل معیشتی، استخدامی و استاندارد نبودن فضای شهری برای تردد آسان، از مهم‌ترین مشکلات نابینایان است… می‌توان گفت دستگاه‌های اجرایی به میزان کمی به وظایف خود در قبال نابینایان عمل کرده‌اند و بخشی از حقوق قانونی این قشر نیز مغفول مانده است ،اقدامات انجام شده در خور و شأن این جمعیت عظیم نیست… نابینایان با مشکلات متعددی برای استخدام و معیشت خود مواجه هستند و متأسفانه بسیاری از سازمان‌های دولتی و خصوصی از جذب این افراد به ‌عنوان نیروی کار خودداری می‌کنند» (طلا، 8/5/1394، در سایت ممتازنیوز). آمارهای جهانی نرخ بیکاری افراد نابینا را 50 درصد گزارش می‌کنند؛ در حالی که این آمار در ایران بیش از این است. در ایران سازمان بهزیستی به معلولان مستمری و بیمه‌ی درمان و کمک‌های یارانه‌ای می‌دهد، اما این ارقام و این کمک‌ها هیچ تناسبی با نیاز معلولان نداشته و حتی نمی‌تواند حداقل استانداردهای معیشتی را برای آن‌ها فراهم کند. دولت پیشین در مراسم روز جهانی نابینایان قول داد که دو هزار نفر از نابینایان در دستگاه‌های دولتی استخدام شوند، اما این موضوع فقط در حد وعده باقی ماند و با گذشت چند سال عملی نشد (سایت برترین‌ها؛ 24/7/1392؛ سایت کُردتودی؛ 18/5/1394). حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، بر عملی نشدن قانون سه درصد استخدام معلولان از سوی دستگاه‌های دولتی تأکید کرده و می‌گوید: در زمینه‌ی اشتغال نابینایان بیش از دیگران مورد ظلم واقع می‌شوند. به عنوان مثال، سازمان فنی و حرفه‌ای هیچ برنامه‌ای برای آموزش مهارت نابینایان ندارد. همچنین، امکان اشتغال، استفاده از تکنولوژی‌های جدید، استفاده از رسانه‌ها، امکان حضور در جامعه به صورت مستقل و امکان تشکیل زندگی برای بسیاری از نابینایان وجود ندارد و باید اذعان داشت که علی‌رغم تمام تلاش‌ها در بخش دولتی و غیردولتی نابینایان دیده نشده‌اند.

در فعاليت‌هاي سازمان بهزيستي دو برنامه‌ی اصلي مرتبط با اشتغال معلولان وجود دارد. يكي از اين برنامه‌ها به تبصره‌ی 11 يا همان اعطاي وام خود‌اشتغالي به معلولان مربوط مي‌شود كه بر اساس آن، وام‌هاي قرض‌الحسنه در اختيار معلولان قرار مي‌گيرد تا با راه‌اندازي مشاغل مبتني بر حرفه‌ی خود، به خودکفايي برسند. برنامه‌ی ديگر اين سازمان، پرداخت حق بيمه‌ی سهم كارفرماست كه تشويق كارفرمايان در نگهداري و يا استخدام نيروهاي كار معلول در مراكز توليدي، مي‌تواند منجر به اشتغال‌زايي براي معلولان شود. اما شايد مهم‌تر از همه، قوانين مرتبط با استخدام معلولان در ادارات و سازمان‌هاي دولتي است که بر اساس آن 3 درصد از نيروي کار استخدامي در هر سازمان بايد از ميان معلولان انتخاب و به کار گرفته شوند. علي‌اکبر جمالي، مدير عامل انجمن نابينايان ايران در اين باره مي‌گويد: «قانون 3 درصد استخدامي در حال حاضر در کشور ما اجرا نمي‌شود. نزديک‌ترين نمونه‌ی آن آموزش و پرورش است که به تازگي 40 هزار نفر را استخدام کرده، اما در ميان آنان کسي از نابينايان وجود نداشت. ما پيگيري‌هاي زيادي را از طريق مجلس شوراي اسلامي، نهاد رياست جمهوري و حتي وزارتخانه انجام داديم، اما باز هم به نتيجه‌اي نرسيديم». آمارهاي تاييد نشده‌اي وجود دارد که نشان مي‌دهد در جوامع بين‌المللي 105شغل براي نابينايان تعريف شده است، اما از ميان آن‌ها تنها دو شغل در ايران براي نابينايان مهيا است: اپراتوري و معلمي. در مراحل بعدي جايگاه يک نابينا کارگاه‌هاي توليدي، مثل بافندگي، است و اگر قرار باشد يک نابينا با فراگيري مهارتي وارد عرصه‌هاي شغلي توليدي شود، معمولاً با درهاي بسته رو به رو خواهد شد. جمالی در اين باره معتقد است: «با واگذاري واحدهاي توليدي و صنعتي به بخش خصوصي، وضعيت از اين هم بدتر شده است، چون کارفرمايان بخش خصوصي ترجيح مي‌دهند نيروهاي سالم را به خدمت بگيرند تا از توانايي‌هاي آنان، استفاده‌هاي بيش‌تري ببرند. در واقع، اگر در گذشته يک نابينا منشي و تلفنچي بود، امروز با پيشرفته شدن تجهيزات و تخصصي‌تر شدن امکانات، يک نابينا که دسترسي محدودي به کامپيوتر دارد، عملاً از نيروهاي آموزش ديده‌ی ديگر جا مي‌ماند… اشتغال، بزرگ‌ترين مشکل نابينايان کشور است. اما دليل اصلي اين مشکل، آموزش‌هاي ناکافي و نامناسب براي نابينايان است. فرد نابينا نيازمند مهارت‌هاي بيش‌تري نسبت به يک فرد عادي است تا بتواند شغلي را به دست بياورد. اما سازمان فني حرفه‌اي در اين زمينه کوتاهي مي‌کند و نابينايان را به حال خود رها کرده است. در حالي که بر اساس ماده‌ی 7 قانون عام حمايت از معلولين، بايد امکانات آموزشي را براي معلولان به طور رايگان فراهم کند. از سوي ديگر، در اساسنامه‌ی سازمان فني و حرفه‌اي آمده است که اين سازمان موظف است امکانات آموزشي را براي آحاد جامعه آماده کند، يعني استثنايي براي افراد معلول وجود ندارد. اما عملاً مي‌بينيم که اين اتفاق نمي‌افتد» (جمالي، 7/1/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران).

وجود نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی منفی در جامعه از جمله مهم‌ترین موانع اشتغال نابینایان است. در اين زمینه نگرش كارفرمايان به عنوان يك عامل مهم سد راه اشتغال افراد نابينا است. پژوهش‌های تجربی نیز نشان می‌دهند که از میان افراد داراي آسيب بينايي شاغل، افراد بيكار علاقه‌مند به اشتغال و افراد بيكار فاقد علاقه به اشتغال، هر سه گروه، يكي از عوامل اصلي سد راه اشتغال را نگرش منفي كارفرمايان بیان كرده‌اند. عامل مهم دیگر در این زمینه مشكل دسترسي به مطالب نوشتاري و چاپ شده است. از جمله، كرودن در سال 1998 در تحقيق خود بر روي افراد نابيناي جوياي شغل، علاوه بر نگرش مردم و كارفرمايان و نبود توانايي‌هاي شغلي، مشكل در دسترسي به نوشته‌ها و مسائل مربوط به دسترسی به کامپیوترها را به عنوان موانع مهم در اشتغال از نظر اين افراد ذكر كرده است. اين يافته‌ها را تحقيقات مك بروم ( 1999)، روميل و همكاران (1997) و روميل و همكاران (1998) نيز تأييد مي‌كنند. یکی دیگر از عوامل مؤثر در عدم اشتغال افراد نابینا نقص در ارائه‌ی برنامه‌هاي عمومي مورد نياز براي افراد نابينا است. در پژوهشی که توسط كرچنر و اودي، كاواناف و استين من و بروم و همكارانش (1999) در مورد يك گروه 45 نفره از متخصصان و كارمندان توانبخشي صورت گرفته است، يكي از موانع اشتغال چنین افرادی موانع اداري و اجرايي ذكر شده است. در این پژوهش، همچنين، گفته شده است كه تغيير دائمي در ابزارها و كمبود بازآموزي براي اين ابزارها، ارائه‌ی خدمات ناكافي و زمان كم، همگي اشتغال افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي را به تعويق مي‌اندازد. اودي (1999 ) نیز در مصاحبه با بيست نفر فرد نابيناي بيكار علاقه‌مند به اشتغال نتايج زير را به دست آورد: اين افراد ذكر كرده‌اند كه مانع آن‌ها براي اشتغال ناشي از هر دو عامل برنامه‌هاي اجتماعي و عمومي است. برنامه‌ی اجتماعي شامل انتظارات پايين، نگرش‌های قالبي و نگرش‌هاي عمومي منفي درباره‌ی افراد نابينا است. از طرف ديگر، آنها اعتقاد دارند خود مؤسسات توانبخشي مانعی در راه اشتغال هستند، زیرا این مؤسسات باعث وابستگي اين افراد به دريافت حمايت از چنین مؤسساتی می‌شوند. چنین چیزی باعث می‌شود که آن‌ها اطلاعات و دانش كافي در مورد ترغيب به كار كردن، شيوه‌هاي نگهداري شغلي و چگونگي حمايت از خود را به دست نیاورند. كمبود دانش و آگاهي كافي نسبت به خدماتي كه مؤسسات توانبخشي ارائه مي‌دهند، كمبود بودجه و زمان كافي براي ارائه‌ی خدمات و عدم برنامه‌ريزي زماني مناسب براي ارائه‌ی اين خدمات، ويژگي‌هاي شخصيتي افراد نابينا از دیگر موانع اشتغال در پژوهش‌های مذکور بوده است. كروودن و مك بروم (1999) از طريق مصاحبه‌ی شفاهي با 179 فرد شاغل نابینا يا داراي آسيب بينايي، علاوه بر ذكر همه‌ی مواردي كه در بالا به آن‌ها اشاره شد، ويژگي‌هاي مربوط به خودناتواني را نيز عامل ديگري عنوان كردند. به بیان دیگر، افراد نابينا به علت شرايط خاص، همچون ناتوانی در ورود به برخی مشاغل، نمی‌توانند استخدام شوند (شجاعي و همتي علمدارلو، 22/1/1390).

اساساً از طریق اشتغال هم نیازهای اولیه‌ی انسان برآورده می‌شود و هم نیازهای ثانویه‌ی او، همچون خودشکوفایی، احساس استقلال، عزت نفس و غیره. از طریق مولد بودن و مؤثر بودن و برقراری ارتباط با همسالان و همکاران، افراد رضایت شغلی پیدا کرده و نيازهاي گوناگون خود را برآورده مي‌کنند. به طور كلي، كار علاوه بر مزاياي مادی، به انسان احساس هويت، كمال و استقلال مي‌بخشد. همچنين، حضور فرد در محيط كار زمينه را برای برقراری روابط اجتماعي خارج از منزل برای او فراهم مي‌كند. برخی مطالعات نشان می‌دهند كه افراد شاغل بعد از اشتغال عزت نفس‌شان افزايش يافته و سطح خودكارآمدي‌شان نیز بالاتر می‌رود؛ و برعكس، در صورت بيكاري، میزان افسردگي در افراد غيرشاغل افزايش یافته و عزت نفس‌شان نیز كاهش می‌یابد. علاوه بر این، مطالعات نشان می‌دهند که بیکاری تأثير منفي بر زندگي و روابط خانوادگي و بين فردي افراد بیکار می‌گذارد (لئونارد، 2002: 73-63). از این رو، ضرورت دارد که نهادهای رسمی و غیررسمی، زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی لازم را برای اشتغال نابینایان و کم‌بینایان در جامعه فراهم آورند.

 

  1. پيشنهادهاي پژوهش

 

  1. تغییر نگرش مسئولین و مردم نسبت به نابینایان: مسأله‌ی مهمی که مسئولیت آن به عهده‌ی نابینایان، والدین و دیگران است، تغییر نگرش در نسبت به نابینایان و کم‌بینایان و توانمندی‌های آن‌ها و ایجاد نگرش مثبت نسبت به نابینایی و کم‌بینایی است. اگر تصورات درست و نادرست جامعه در گروه‌های مختلف شغلی و اجتماعی نسبت به نابینایی و کم بینایی بیان شود، متوجه می‌شویم که تأثیر تغییر نگرش نسبت به نابینایی و کم بینایی تا چه حد می‌تواند پایه‌ای مهم برای بسیاری از فعالیت‌های نابینایان و کم‌بینایان باشد. بنابراین، باید طراحی و انجام فعالیت‌های آموزشی و توان‌بخشی برای نابینایان و کم‌بینایان، متناسب با ناتوانی‌ها و کم‌توانی‌های آن‌ها، صورت گیرد تا این افراد بتوانند پس از گذراندن آموزش‌ها و سپری کردن دوره‌های ویژه، موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب خود را به دست آورند (حسن زاده، 10/6/1392، در سايت علمي دانشجويان ايران). یک نابینا در مورد تصور نادرست کارفرمایان در استخدام افراد نابینا و نادیده گرفتن قابلیت‌های آن‌ها می‌گوید: «اغلب کارفرمایان فکر می‌کنند که افراد نابینا فقط می‌توانند منشی یا تلفن‌چی شوند، در حالی که ما هم در دوران آموزشی خود کار با کامپیوتر، قالی‌بافی، هنرهای دستی، خیاطی و حتی تصحیح کتب بریل، که یک کار تخصصی است، را می‌آموزیم، اما به دلیل عدم اعتماد کارفرمایان نسبت به ما، که از دید منفی آن‌ها در مورد ناتوانی و محدودیت ما ناشی می‌شود، کم‌تر می‌توانیم استعداد و توانایی واقعی خودمان را نشان دهیم» علی‌اکبری، 18/4/1394، در سایت اکبربیاد.بلاگفا). مادامی که چنین برداشت‌های نادرستی در مورد نابینایان و کم‌بینایان و قابلیت‌های آن‌ها در جامعه وجود داشته باشد، امکان اشتغال و بهره‌گیری از توانمندی‌های‌شان در عرصه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم نخواهد بود و بدتر از آن یک قشر مهم از جامعه از حقوق انسانی‌شان محروم خواهند شد.

 

  1. آموزش مهارت‌های حرفه‌ای و ایجاد اشتغال برای افراد نابینا: اشتغال مقدمه ساخت زندگی مطلوب است، اما نابینایان علی‌رغم کسب مهارت‌ها و طی کردن مدارج دانشگاهی همواره در استخدام‌ها از سوی بخش دولتی و خصوصی نادیده گرفته می‌شوند. اساساً مهم‌ترین مشکل نابینایان اشتغال است، زیرا سازمان‌های دولتی برای آموزش مهارت‌های لازم به نابینایان اقدامی انجام نمی‌دهند. حتی نابینایان دارای تحصیلات دانشگاهی و مهارت‌های حرفه‌ای با کم‌توجهی ارگان‌های دولتی در استخدام‌ها مواجه می‌شوند و علی‌رغم این که توانمند هستند، بیکار باقی می‌مانند. وقتی فرد شغل نداشته باشد، تأمین اجتماعی امکان‌پذیر نیست و وقتی تأمین اجتماعی وجود نداشته نباشد امکان ازدواج، تهیه‌ی مسکن و تأمین زندگی نیز وجود نخواهد داشت. اساساً سازمان‌های دولتی برای آموزش افراد نابینا و اشتغال آن‌ها برنامه‌ریزی زیربنایی و اصولی نداشته‌اند. ایجاد فرصت‌های برابر میان نابینایان و و دیگر افراد جامعه، احیای حقوق نابینایان و احیای برنامه‌هایی در خصوص آگاه‌سازی افراد جامعه نسبت به توانمندی نابینایان یک ضرورت است (جمالی، 19/8/1391، در سایت مددکار. بلاگفا).

 

  1. فراهم کردن زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی برای اشتغال نابینایان و کم‌بینایان: اولین قدم عملی در اشتغال نابینایان، مصوبه‌ی شورای انقلاب اسلامی در بهمن‌ماه 1358 است که در آن استخدام نابینایان برای شانزده رشته‌ی شغلی مجاز شده و در الویت قرار گرفته است. این مشاغل عبارتند از: 1. کارگر ساده‌ی بسته بند؛ 2. کارگر فنی؛ 3. تلفنچی و مأمور آسانسور؛ 4. مونتاژکار؛ 5. ماساژور و فیزیوتراپ؛ 6. مسئول امور پانچ؛ 7. کار در تاریکخانه؛ 8. گویندگی و پیج کردن؛ 9. آموزگار؛ 10. دبیر؛ 11. مترجم؛ 12. روزنامه نگار روابط عمومی و تحقیقات؛ 13. مشاور حقوقی؛ 14. کارشناس راهنمایی تحصیلی؛ 15. مشاور امور تربیتی و تحقیقات روان‌شناسی و جامعه‌شناسی؛ 16. مشاور امور دانشجویان و مدیریت. امروزه مدیریت نیروی انسانی در صنعت و اقتصاد یک جامعه و کشور از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و نقش مهمی در پیشرفت و تعالی اقتصاد و فرهنگ یک جامعه دارد. در این راستا مدیریت نیروی انسانی آسیب‌دیده و معلول در اقتصاد و صنعت به تدریج جای خود را باز کرده و روز به روز بر اهمیت آن افزوده می‌شود. نابینایان و کم‌بینایان نیز جزئی از نیروی انسانی معلول به شمار می‌آیند که درصد قابل توجهی از معلولان را شامل می‌شوند. این افراد یا به هنگام کار در کارخانجات و محیط کار نابینا شده‌اند و یا در اثر عوامل ژنتیکی و حوادث. مدیریت نیروی انسانی وظیفه دارد که با برنامه‌ریزی صحیح و آموزش مهارت‌های لازم و فراهم نمودن امکانات و شرایط مساعد و برابر برای این قشر بتواند از امکانات و پتانسیل‌های نیروی انسانی آسیب‌دیده و معلول به نحو مطلوب استفاده کند. به طور کلی، زمینه‌های ایجاد بستر‌های مناسب برای اشتغال نابینایان عبارتند از: 1. رسانه‌های ملی، مانند صدا و سیما و نشریات از طریق اطلاع‌رسانی و آشناسازی مردم با معلولین، به ویژه نابینایان و کم‌بینایان، و تغییر دیدگاه جامعه نسبت به توانایی‌های آنان، می‌توانند مهم‌ترین نقش را در راستای فرهنگ‌سازی جهت اشتغال نابینایان و کم‌بینایان ایفا کنند؛ 2. اگرچه در ایران قوانینی در رابطه با اشتغال معلولان تصویب شده است (قانون 3 درصد استخدام معلولان یا ماده‌ی ۷ قانون جامع حمایت از معلولان)، اما همچنان بخش مهمی از نابینایان و کم‌بینایان بیکار و جویای شغل هستند. یکی از عوامل محدودکننده‌ی اشتغال نابینایان در ماده‌ی ۷ قانون جامع حمایت از معلولان ایران، پیش‌بینی یک شغل، آن هم اپراتوری تلفن، برای این قشر است. با از بین بردن محدودیت شغلی پیش‌بینی شده در این قانون و با توانمندسازی حرفه‌ای معلولین، می‌توان این امکان را به سازمان‌ها و مؤسسات داد که آن‌ها مناسب با شرایط سازمانی خود و همچنین تحصیلات و توانایی‌های فنی نابینایان، اقدام به تعریف و طراحی شغل مناسب برای نابینایان و کم‌بینایان کنند؛ 3. یکی از روش‌های مفید برای اشتغال نابینایان و کم‌بینایان تشکیل شرکت‌های تعاونی توسط خود نابینایان و کم‌بینایان است تا از این طریق آنان وارد عرصه‌ی تولید و اشتغال کشور شده و فعالیت اقتصادی انجام دهند. بنابراین، پیشنهاد می‌شود ارگان‌هایی همچون وزارت تعاون، تسهیلات و امتیازات ویژه‌ای برای حمایت از تشکیل تعاونی‌های کاری و شغلی معلولین، به ویژه نابینایان و کم‌بینایان، در نظر بگیرند.

در کنار حرکت‌های مرتبط با حقوق اقشار مختلف در جامعه، باید فرهنگ­سازی در سطح جامعه نيز صورت گيرد. در اين راستا، بايد در بحث حقوق افراد معلول راهکارهای فرهنگی را مورد توجه قرار داد. در اين زمينه، سازمان‌های غيردولتی در حرکت­های مدنی مي­توانند بسيار مؤثر باشند و چنين سازمان­هايی در ايران در سال‌هاي اخير در حال ايجاد و گسترش هستند (باباخاني، به نقل از صابري، 13/9/1389، در سايت معلولين ايران). به بيان ديگر، افراد نابينا به جاي آن كه صرفاً متكي به كمك‌هاي نهادها و سازمان‌هاي رسمي باشند، بايد از طريق تعامل با همديگر، و به ويژه ياري گرفتن از سازمان‌هاي مردم‌نهاد يا غيردولتي استقلال خود را در بيش‌تر حوزه‌هاي زندگي به دست آورده و بر خود متكي شوند.

نابينايان استعدادهاي فراواني دارند اما فاقد تشكل‌هاي قوي هستند. در كشورهاي توسعه‌يافته تشكل‌هاي فعال در زمينه‌ی مسائل و مشكلات افراد نابينا و كم‌بينا اين امكان را يافته‌اند كه با دريافت حق انحصار پاره‌اي فعاليت‌هاي تجاري و نيز جلب كمك‌هايي از سوي افراد خير، بخش عمده‌اي از هزينه‌هاي خود را تأمين كنند. سازمان‌هاي امور نابينايان عمدتاً به صورت هيأت امنايي اداره مي‌شوند. هسته‌ی مركزي اين تشكل‌ها را افرادي تشكيل مي‌دهند كه به صورت ثابت يا استخدام دائمي به كار مشغولند، اما در بخش خدمات خاص از نيروهاي داوطلب نيز استفاده مي‌شود. در كشورهاي اروپاي شرقي، روسيه و اوكراين شاهد وضعيت مشابهي هستيم؛ در اين كشورها دولت‌ها كوشيده‌اند ضمن ارائه‌ی خدمات عام به افراد نابينا، با قرار دادن برخی فعاليت‌هاي اقتصادي در انحصار سازمان‌هاي امور نابينايان، منابعي را به منظور درآمدزايي براي اين مؤسسات فراهم كنند (مهراد، 1387). اساساً نابینایان نباید تنها به فکر استخدام در دستگاه‌های دولتی باشند، بلکه باید با ایجاد شرکت‌های تعاونی کوچک و مشاغل خرد خانگی، کارآفرینی کنند. وی مناسب‌سازی اماکن عمومی، پیاده‌روها و خیابان‌ها را نیز یکی از مشکلات اساسی این قشر ذكر کرده و مي‌گويد:نابینایان همیشه دغدغه‌ي مسیر مناسب را دارند. اگر این قشر به راحتی نتوانند تردد کنند، زنجیره‌ي ارتباط آنان با جامعه کم‌تر شده، و این امر موجب مشکلات زیادی برای این قشر خواهد شد. وی با بیان این که باید شهري بدون مانع برای این قشر ایجاد کنیم، مي‌گويد: چاله‌ها و حفاری‌های مکرر سطح پیاده‌روها موجب ایجاد مشکل برای این قشر می‌شود. باید در سطح پیاده‌روها علامت‌هایی باشد که نابینایان بتوانند جهت مسیر ایمن خود را پیدا کنند و حتی در سر چهارراه‌ها باید علاوه بر تغییر رنگ، چراغ‌هاي صوتی برای این قشر تعبیه شود. بیش‌تر نابینایان برای فرار از خطر سقوط مجبور می‌شوند که از کنار دیوارها حرکت کنند، که گاه با کنتورهای گاز و پله‌های منازل و اماکن برخورد می‌کنند. خلیل زاده مي‌گويد: در استان خراسان شمالی تنها حدود 20 درصد اماکن عمومی، پیاده‌روها و خیابان‌ها برای تردد نابینایان مناسب‌سازی شده‌اند (خلیل زاده، 25/7/1391، در سايت خبرياب).

به طور کلی، علاوه بر تغییر نگرش جامعه، به ویژه کارفرمایان، در راستای اشتغال افراد نابینا، از راهبردهاي مؤثر دیگر در این زمینه حل مشكلات مربوط به رفت و آمد آن‌ها از طريق تسهيل استفاده‌ی آن‌ها از وسايل حمل و نقل عمومي، بهسازي شهرها و معابر شهري، آموزش و راهنمايي رانندگان وسايل حمل و نقل شخصی و عمومي، از يك طرف، و عموم افراد جامعه، از طرف ديگر، است. علاوه بر اين، تسهيل دسترسي افراد داراي آسيب بينايي و نابينا به مطالب چاپ شده و فراهم كردن زمينه‌ی مطالعه‌ی آن‌ها برای عقب نماندن از دانش روز، از جمله راهبردهاي ديگر غلبه بر موانع اشتغال نابینایان است. البته، آموزش‌هاي شغلي و حرفه‌اي به موقع و مناسب و كمك و حمايت‌هاي مراكز توانبخشي و مشاوران حرفه‌اي و جستجوي شغلي نيز مي‌تواند در این زمینه كارساز باشد. اساساً با فراهم ساختن زمينه‌هاي ارتباطي بين كارفرمايان بالقوه و افراد داراي آسيب بينايي يا نابينا، از يك طرف، و آگاه ساختن عموم جامعه در مورد توانمندي‌ها و ويژگي‎هاي اين افراد، از طرف دیگر، مي‌توان كمك بسيار مؤثري در استخدام و اشتغال افراد نابينا يا داراي آسيب بينايي در محيط‌هاي اشتغال رقابتي انجام داد. همچنین، كفايت و شايستگي افراد نابينا و يا داراي آسيب بينايي در تحرك و جهت‌يابي، وجود تكنولوژي‌هاي كمكي مورد نياز آن‌ها در رابطه با شغل‌شان، تشكيل دوره‌هاي بازآموزي با تغيير تكنولوژي‎ها و كفايت و مهارت در استفاده از بريل از راهبردهاي بسيار مؤثر ديگر در غلبه بر مشكلات و موانع اشتغال نابینایان و کم‌بینایان هستند. بنابراین، لازم است برای تحقق زندگی همراه با استقلال، رفاه و عزت نفس افراد نابینا و کم‌بینا، نهادهای رسمی و غیررسمی شرایط و زمینه‌های حقوقی، علمی، تکنولوژیک و آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم کنند.

 

منابع

 

ابراهیمی، شاهو؛ 17/2/1391، نگاهی به مسائل و مشکلات معلولان در کشور، پایگاه گفتمانی تحلیلی امید، قابل دسترس در:

http://nedayechakavak.blogfa.com

باباخاني، فاطمه؛ 13/9/1389، همراه با هنگامه صابری، از مدرسه کودکان استثنايی شيخ محمد خيابانی تا فوق دکتری حقوق در هاروارد، در سايت معلولين ايران، قابل دسترس در:

http://www.idp.ir/find.php?item

پايگاه خبري تحليلي قم فردا؛ 23/7/1393، بيست و سوم مهر، روز جهانی عصای سفید، قابل دسترس در سايت:

http://www.qomefarda.ir/news/107632

جمالی، علی اکبر؛ 19/8/1391، عصای سفیدی که هنوز دیده نمی‌شود، در سایت:

http://madadkarir.blogfa.com/post-1275.aspx

جمالی، علی اکبر؛ 7/1/1392، مسائل و مشکلات نابینایان در ایران، در سایت:

http://www.pnuha.com/printthread.php

حسن زاده، پانیسا؛ 10/6/1392، نگاهی به مشکلات نابینایان در جامعه به مناسبت روز عصای سفید، روزنامه‌ي مردم‌سالاری، در سايت:

http://www.pnuha.com/printthread.php

خلیل زاده، حسین؛ 25/7/1391، مسئولان مشکلات ما را نمی‌بینند، به نقل از خبرگزاري ايرنا، در سايت:

http://www.khabaryaab.com

زارعی، احمد؛ خبرگزاری مهر؛ 23/7/1392، چشم پنج هزار روشندل همدان به بهبود معابر شهری؛ مسئولان مشکلات نابینایان را ببینند، در سايت:

http://www.mehrnews.com/news

سایت برترین‌ها؛ 24/7/1392، نابینایان ایران، محروم از کار و حقوق شهروندی، قابل دسترس در:

http://www.bartarinha.ir/fa/news

سایت حلزون؛ 29/6/1391، ده نابینایی که جهان را تغییر دادند، در سایت:

http://halzoon.ir

سايت خوب‌لينك، 21/5/1394، نابينايان را از ياد نبريم، قابل دسترس در:

http://khublink.ir/eogksa

سايت روشن‌سرا، 12/5/1394، معرفی جامعه‌ي نابینایان و کم‌بینایان شهرستان خواف، قابل دسترس در:

http://roshansara.5fun.ir

سايت شيعه‌نيوز؛ 24/7/1391، به مناسبت روز جهانی نابینایان، قابل دسترس در:

http://www.shia-news.com/fa/news

سايت علمي دانشجويان ايران؛ 7/1/1392، نابينايان ناديده مانده‌اند، در سایت:

http://www.pnuha.com/printthread.php

سايت علمي دانشجويان ايران؛ 8/1/1392، حرفه‌آموزي، نياز امروز نابينايان، در سایت:

http://www.pnuha.com/printthread.php

سایت کُردتودی؛ 18/5/1394، بی‌توجهی به اشتغال بزرگ‌ترین مشکل نابینایان و کم‌بینایان، قابل دسترس در:

http://kurdtoday.ir/news

سایت کرج‌بلایندز، 18/5/1394، آمار افراد نابینا و کم‌بینا در جهان و ایران، قابل دسترس در:

http://www.karajblinds.org/

سايت نيويدار؛ 24/7/1393، معلولان محروم از حق قانونی سه درصدی خود در استخدام ادارات، قابل دسترس در:

http://www.nividar.com/news

سراوانی، حسین؛ 7/6/1393، نابینایان هم می‌بینند؛ اشتغال نابینایان، در سایت:

http://www.kmt22.org/print-1129.html

 

شجاعي، ستاره؛ قربان همتي علمدارلو؛ 22/1/1390، موانع اشتغال افراد با آسيب بينايي، در سایت:

http://nabinayan.ir

صرافي، حسين (مترجم)؛ 9/6/1392، پرونده‌اي براي نابينايان در آستانه‌ي روز جهاني عصاي سفيد، در سايت:

http://www.pnuha.com/printthread.php

طلا، حسین؛ 8/5/1394، شغل و معیشت مهم‌ترین مشکل نابینایان است، در سایت:

http://www.momtaznews.com

علی‌اکبری، زهرا؛ 18/4/1394، نابینایی ناتوانی نیست، در سایت:

http://akbarbyad.blogfa.com/8605.aspx

غلامی توکلی، منیره؛ 26/8/1390، مراکز فرهنگی و نشریات برای نابینایان کم است، در سایت:

http://www.persianpersia.com/social/sdetails.php

کمالی، محمد؛ 23/7/1392، مشكلات نابینایان را ببینیم، در سايت:

http://www.khuzestani.com

مشفق، مژگان؛ 23/7/1393، رفع مشکلات نابینایان فقط مناسب‌سازی محیطی نیست، در سايت:

http://khabarfarsi.com/ext

موسوی چلک، حسن؛ 19/8/1391، مسائل و مشکلات شغلی نابینایان، در سایت:

http://madadkarir.blogfa.com/post-1275.aspx

مهراد، جعفر؛ 1387، مباني فناوري‌هاي اطلاعاتي، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها («سمت»).

 

Houtenville, A. J; 1997, A Comparison of the Economic Status of Working-age
Persons with Visual Impairments and those of other Groups, Journal of Visual Impairment & Blindness, No. 97.

Leonard, R; 2002, Predictors of Job-seeking behavior among persons with visual impairments, Journal of Visual Impairment & Blindness, No. 96.

McNeil, J; 2001, Americans with Disabilities: Current Population Reports, Washington D.C, United States Government Printing Office.

1. دکتری جامعه­شناسی فرهنگ و استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه کاشان (babaiefardm@gmail.com).

 

 

این نوشته در اجتماعی, روانشناسی, گزارش, مقاله ها ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 Responses to یازدهمین مقالۀ ارائه شده در همایش جامعۀ بینا شهروند نابینا، رویکردی اجتماعی و فرهنگی به چالش‌های شغلي نابينايان در ايران

  1. 1
    مهدی ترخانه says:

    سلام عمو حسین
    ممنون که اطلاع رسانی میکنی . میگم این کیبورد ژلاتینی هم معجزه میکنه ها ..
    دلت مثل هوای شهر ما سپید سپید.
    موفق باشی و پایدار .

    • 1.1
      عمو حسین says:

      ممنونم مهدی جان. آره، صفحه کلیدهای خوبی هستند هرچند که گاه چون شل هستند گاه دکمهها درست فشرده نمیشند ولی همین که مجبور نیستم مرتب از صفحه کلید لپتاپ استفاده کنم خوبه. تشکر از حضورت مهرت پایدار

  2. 2

    سلام ممنون و سپاس از شما موفق باشيد

  3. 3

دیدگاهتان را بنویسید