راهنمای گردشگری به خط بریل برای نابینایان در امارات متحده عربی

پلیس گردشگری ابوظبی، ۱۰۰ بولتن از مطالب استخراج شده دررابطه با جاذبه های گردشگری ازروزنامه ها و مجلات گردشگری را به صورت خط بریل منتشر و به سازمان عالی زاید ABU DHABI که یک مرکز بشردوستانه حمایت از نابینایان و افراد کم بینا درامارات متحده عربی است ارائه داد . یک مقام مسئول درپلیس گردشگری عنوان کرد اجرای این طرح نشان دهنده توجه مسئولین به افراد نابینا و کم بینا درجامعه است و اهمیت ارتقاء گردشگری و شناساندن جاذبه های توریستی , تفریحی , فرهنگی امارات متحده عربی به عنوان یک مقصد اصلی و محبوب توریستی درجهان بشمار می رود .

شیخ سیف بن زاید آل نهیان معاون نخست وزیر نیز هدف ازاین ابتکار را توجه و حمایت بیشتر از معلولین و بویژه نابینایان برای زندگی مناسب و معقول و حضور فعال تر در فعالیتهای اجتماعی عنوان کرد . او اضافه کرد: شهروندان معلول باید ازحقوق مساوی با سایر افراد جامعه برخوردارباشند و با بالابردن سطح آگاهی عمومی باید نسبت به تامین نیازهای خاص معلولین دررابطه با مسائل مختلف و بویژه خدمات گردشگری تلاش بیشتری صورت بگیرد . وی همچنین یادآور میشود: مسئولین امور توریسم درکشور امارات متحده عربی باید از تمام پتانسیل موجود برای ارائه ی خدمات مطلوب و برتر به مردم خصوصا” افراد نابینا و کم بینا استفاده کنند .

یک هیئت ازبخش پلیس گردشگری امارات به تازگی سازمان عالی زاید را برای مراقبت های بشردوستانه و تامین نیازهای ویژه گردشگران نابینا و کم بینا تاسیس کرده اند که این سازمان درقدم های اولیه نسبت به گردآوری و انتشار ۱۰۰ عنوان بروشور به خط بریل با هدف گسترش فرهنگ توریسم و آشنایی افراد نابینا و کم بینا با جاذبه های توریستی به دو زبان عربی و انگلیسی اقدام نموده است . رئیس بخش پلیس گردشگری در مراسم رونمایی , عنوان کرد: انتشار این بروشورها کمک می کند تا افراد نابینا و کم بینا درزمینه تقویت روابط اجتماعی و مشارکت در ارتباط استراتژیک با نهادهای اجتماعی فعالیت کنند .

این بروشورها علاوه بر معرفی جاذبه های توریستی , محبوب ترین عبادتگاه ها , هتل ها , لباسهای سنتی , آداب و رسوم , ارزش های اجتماعی و قوانین رانندگی در کشور امارات متحده عربی , نحوه تماس با پلیس گردشگری در مواقع ضروری , اطلاعات مربوط به استفاده از خدمات تاکسی و تاکسی های کرایه , اجاره خودرو , برخی قوانین محلی درخصوص استفاده ازالکل و مواد مخدر , مسافت بین شهرهای امارات در سفرهای زمینی و هوایی و دریایی , لیست شماره تلفن های مهم و ضروری مانند بیمارستان , مراکز تجاری , فرهنگی , فرودگاه ها , ایرلاین های فعال , ایستگاه های پلیس و …. را به خط بریل برای گردشگران نابینا توصیف کرده است .

منبع : www.global accessibility news.com 10/8/2015

شهروز حسینی

درباره شهروز حسینی

سلام دوستان. من شهروز حسینی، متولد 21 فروردین 1368 در تهران هستم و از همون بدو تولد دیدم که نمیبینم. تحصیلاتم رو تا پیش دانشگاهی در مدرسه ی شهید محبی گذروندم و پیش دانشگاهی رو تلفیقی خوندم. فارغ التحصیل رشته ی فلسفه ی غرب در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شمال هستم. صنایع دستی معرق کاری و سفالگری و قالیبافی رو تا حدود زیادی یاد گرفتم. پیانو هم میزنم. سال نود یکی از پایه گذاران کانون نابینایان حس اول در فرهنگسرای معرفت در تهران بودم که به دلیل عدم حمایت لازم از طرف شهرداری منحل شد. اول بهمن نود و پنج، با یکی از همنوعان و هم محله ایهای خودمون، یعنی پریسیما ازدواج کردم. یه پرسپولیسی 2 آتیشه هستم و غذای مورد علاقه ی من هم فسنجونه. کسایی هم که میخوان از طریق اسکایپ با من در تماس باشن آیدی من اینه. hosseinishahrooz25 ایمیلم هم هست: hosseinishahrooz@gmail.com امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم. مواظب خودتون و خوبیهاتون باشید.
این نوشته در اجتماعی, اخبار, گزارش ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

38 Responses to راهنمای گردشگری به خط بریل برای نابینایان در امارات متحده عربی

  1. 1
    هستی says:

    سلام شهروز مرسی از پست خوبت راستش من خط بریل بلد نیستم لازم شد که برم یاد بگیرم این جور موقع ها به دردم می خوره خخخشاد باشی

    • 1.1

      سلام هستی.
      اگر یه نابینا خط بریل بلد نباشه یعنی به نوعی هیچ ارتباط نوشتاری با جهان خارج نداره. تایپ رو بذارید کنار. شما اگر روزی مجبور باشید به دور از همه ی تکنولوژیها چیزی یادداشت کنید دستتون به هیچ جا بند نیست به جز سواد خوندن و نوشتن که میشه همون خط بریل.
      پس حتماً سعی کن یادش بگیری.
      ممنون از حضورت.
      موفق باشی.

  2. 2
  3. 3

    سلام
    خوش به حالشون ما هميشه از همه جا عقب هستيم
    در ضمن اولين لايك را خودم زدم

  4. 4

    سلام شهروز.
    فکر کن همچین بروشوری توی تهران منتشر بشه.
    از پل شیخ حسن نصر الله، به طرف خیابان شیخ فضل الله نوری.
    اینجا میدان احمد قصیر میباشد.
    اینجا ابتدای خیابان پاتریس لومومبا به طرف چهار راه شیخ نمر باقر النمر میباشد.
    ترمینال خالد اسلامبولی نبش پارک مارتین لوتر کینگ.
    مرکز خرید عماد مغنیه، شهر بازی سیمون بولیوار.
    خخخ، طرف فکر میکنه که توی دنیای مجازی داره قدم میزنه، و از توی قبر این و اون داره رد میشه.
    همون بهتر که توی تهران از این نقشه ها منتشر نشه.

    • 4.1

      سلام عمو.
      حالا فکر کن از بین این همه مسیر بخواد از اتوبان شهدای گمنام رد بشه خخخ.
      تازه مثلاً توی تهران ما یه بلوار ابوذر داریم سمت خونه ی ما هست که همون آریاشهر هست، یه بلوار ابوذر هم داریم سمت خیابون پیروزی. فکر کنم دیگه شخصیت کم آورده بودن گفتن ابوذر دوتا میزنیم خلاصه مردم خودشون حواسشون هست.
      مرسی عمو از حضورت.
      پیروز باشی.

  5. 5

    سلام
    ای داد بیداد اندازه ی یه عرب اماراتی هم ارزش نداریم!
    ببین کار دنیا رو ایرانی باشی به آریایی بودن خودت ببالی اما اندازه ی عرب …. هم بهت ارزش قائل نباشن.
    خب فکر کنم صد سال دیگه این مسئولین ایرانی متوجه بشن که عربها دارن بیشتر از اونا سیستم پیشرفته میشن و معلولین رو مثل زباله دور ننداختن.!!!
    شهرووووز ببین این پست رو زدی درد دل مجروحم زیاد شد.
    حالا اشکالی نداره ممنون از پست خخخ

    • 5.1

      سلام پریسیما.
      عربها از جاهلیت به اینجا رسیدن بعد نماینده ی مجلس مملکت ما هنوز نمیدونه که یه نابینا چه تواناییهایی داره بعد میگه بریل کردن قوانین بار مالی داره.
      البته اینم بگم که این کار رو یه تشکل نابینایی تو امارات انجام داده.
      مثلاً اصفهان که مدعی هست پایتخت فرهنگی ما هست انجمنهای نابیناییش میتونن با یه هزینه ی حد اکثر یکی دو ملیونی عین این کار رو تو ایران برای اصفهان انجام بدن. روشن بین و موج نور انجمنهای خوبی هستن که هم چشمک و هم سعید رو تو این سایت دارن که مطالبو میخونن. امیدوارم این پست رو هم بخونن و این طرح رو تو اصفهان کلید بزنن.
      مرسی که هستی.
      شاد باشی.

  6. 6
    هستی says:

    سلام مجدد حرفای پری سیما رو لایک می کنم تا دیروز داشتن سوسمار می خوردن الان چی شدن خیلی برای خودمون متاسفم

  7. 7
    ریحان says:

    سلام

    و حالا چه میکنند این اماراتی ها خخخ .نه واقعا به نوع خودش کار جالبیه .فقط حیف که این خط بریل خیلی خسته کنندست شدید .هیچ ازش خوشم نمیاد واااای من بخوام راهنمای گردشگری به خط بریل بخونم !!!!

  8. 8

    درود. اولاً که حرفای عمو چشمه و پریسیما خانم رو لایک میکنم شدید. دوم این عربای کشور ما عرب زبان هستن اکثرشون نه نژاد عرب.
    سوم فراموش نکنید ببینید من کی گفتم همین عربستان که کلی مسائل حقوق بشری داره شک نکنید که از ما جلو خواهد زد.
    یکی نامه ای بر حریر سفید /نوشتند و پر بیم و چندی امید
    بعنوان بر از پور هرمزد شاه /جهان پهلوان رستم کینه خواه
    سوی سعد وقاص جویند جنگ /پر از رای و پر دانش و پر درنگ
    بمن باز گوی آنکه شاه تو کیست /چه مردی و آیین و راه تو چیست
    بگرد که جوئی همی دستگاه /برهنه سپهبد برهنه سپاه
    به نانی تو سیری و هم گرسنه/نه پیل و نه تخت و نه بار و بنه
    زشیر شتر خوردن و سوسمار/عرب را به جایی رسیده ست کار
    که فر کیانی کند آرزو /تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
    شما را به دیده درون شرم نیست /ز راه خرد مهر و آزرم نیست
    بدین چهر و این مهر و این راه و خوی/همی تخت و تاج آیدت آرزوی
    جهان گر باندازه جوئی همی/سخن بر گزافه نگوئی همی
    سخنگوی مردی بر ما فرست /جهاندیده و گرد دانا فرست
    بدان تا بگوید که رای تو چیست / به تخت کیان رهنمای تو کیست
    موفق باشی.

    • 8.1

      سلام علی.
      این مسأله کاملاً جدا از مباحث سیاسی هست.
      چیزی که مشخصه اینه که حد اقل نگاه خیلی از کشورهای منطقه به معلولین نگاه درستتری نسبت به نگاه مسئولین ما به معلولین هست و این برای مایی که تمام ساختارهای سیاسی و اجتماعی این کشورها رو مدام نقد میکنیم جای تأسف داره.
      مرسی از حضورت.
      موفق باشی.

  9. 9
    سعید says:

    با درود بچه ها ما نشستیم دنیا بسرعت پیش میره عربها هم با این پولهایی که در میارند از این سرعت استفاده میکنند اما ما نشستیم و همش میگیم ایرانی فرهنگش فلانست ژنش بهمانست بابا دنیا بسرعت نور داره جلو میره ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم در ضمن گفته های شهروز نازنین و عمو چشمه را لایک میکنم.

    • 9.1

      درود بر سعید گرامی.
      بله متأسفانه ما فقط بلدیم به گذشته ی خودمون افتخار کنیم و هی اونو به رخ دنیا بکشیم.
      در حالی که گذشته رو فقط نباید بهش افتخار کرد. باید ازش استفاده هم کرد که متأسفانه ما فقط بخش راحتشو انتخاب کردیم.
      ممنون از حضورت.
      شاد باشی.

  10. 10

    سلام شهروز.
    شاید در عرصه تبلیغاتی به نابینایان این کشور توجهی شده باشه، اما به نظرم در عمل، اتفاق بزرگی برای نابینایان این کشور شیخ نشین نیفتاده.
    اما یه چیزی خیلی واسم جالبه که حیفم میاد بهش اشاره نکنم.
    دقت کردی وقتی کوچیکترین اتفاقاتی برای نابینایان فلان کشور میفته، همه ی ما میاییم به به، چه چه می کنیم و میزنیم تو سر خودمون و میگیم ای وای.
    وای به حال ما.
    ولی وقتی کار های مشابه اون در کشور خودمون هم اجرایی میشه، همه بی تفاوت از کنارش رد میشیم و در بدو کار، با دید منفی به اون نگاه می کنیم و برای عملیاتی شدنش هم هیچ کاری نمیکنیم.
    حاضرم قسم بخورم. اگه همین اتفاق در کشور ما افتاده بود، یعنی این که یه انجمن یا یه نهاد میومد اطلاعات گردش گری مناطق توریستی کشورمون رو به خط بریل منتشر می کرد، همه میومدن میگفتن اصلا نیازی به همچین کاری نیست، بریل که دیگه منسوخ شده، اصلا چه کاریه که اطلاعات گردشگری به بریل منتشر بشه، خب هر جا که بخوایم بریم یه سرچ تو گوگل میزنیم و به صورت صوتی اطلاعات مورد نظرمون رو میخونیم، نیازی به چاپ بریل و صرف این همه هزینه نیست و از این حرفا.
    مگه همین پارسال دکتر صابری در برنامه ما خبر احداث یک باغ گل ویژه نابینایان در تهران رو ندادن.
    خدا وکیلی بچه ها چطور برخورد کردن؟
    مگه شرکت پکتوس طرح پایلوت مناسب سازی موزه ها برای نابینایان رو عملیاتی نکرد؟
    چقدر بچه ها استقبال کردن؟
    کی اومد یه نظر و پیشنهاد درست درمون ارائه کنه.
    مگه همین الان طرح دسترس پذیری عملیات بانکی برای نابینایان در حال پیگیری و اجرایی شدن نیست؟
    چند نفر اومدن نسبت به این مسئله واکنش نشون دادن و استقبال کردن.
    در حالی که اگه همین خبر مربوط به بانک ها رو مثلا کشور ژاپن پیاده سازی کرده بود، کلی میومدیم اینجا میزدیم تو سر خودمون که ای داد. ای بی داد. تو فلان کشور نابینایان میتونن خودشون مستقل در بانک ها همه کار بکنن اما در کشور ما مسئولین میگن باید امین داشته باشی.
    خب حالا که این بستر فراهم شده.
    حالا که بانک ها دارن میان به این سمت.
    پس چرا کسی حرفی نمیزنه.
    چرا هیچ انجمنی واکنش نشون نمیده.
    چرا کسی نمیره ببینه اصلا این سامانه بانکی ویژه نابینایان چطور هستش.
    چرا و هزاران چرای دیگه.
    من حاضرم با هزینه شخصی، اطلاعات توریستی پنجاه تا از مناطق دیدنی ایران زمین رو به خط بریل منتشر کنم.
    اونم نه در قالب صد تا بروشور.
    بلکه ۲۰۰ تا بروشور.
    اما خب که چی.
    کجای این طرح دردی رو از من و تو برطرف می کنه و باعث استقلال ما میشه.
    صرفا یک سری نوشته، بریل شده.
    پس خواهش می کنم، اول به صورت دقیق به اصل خبر توجه کنید بعد اینجوری خودمون رو بکوبیم.
    شهروز.
    من منتظر جواب به همه ی اون چرا هایی که مطرح کردم، هستم.

    • 10.1
      • 10.1.1

        سلام امیر.
        من با بخشی از حرفهای تو موافقم. ولی به نظر تو ریشه ی این مشکلات کجاست؟
        ریشه ی این مشکلات ما نبود یه انجمن قوی و یه تشکل درست و حسابیه.
        به نظر تو ما یه دونه. فقط یه دونه انجمن یا تشکل که طبق استاندارد بین المللی تو ایران در زمینه ی نابینایان فعالیت کنه داریم؟ انجمن خوب شاید داشته باشیم. ولی انجمن استاندارد نداریم. اونهایی هم که هستن تمام فعالیتهاشون رو محدود به حوزه ی جغرافیایی خودشون کردن.
        بله من تو کامنتهای قبلی هم گفتم. با یه هزینه ی خیلی کم میشه طرح اماراتیها تو ایران پیاده سازی بشه. ولی همین قدرش رو هم کدوم انجمن اومده انجام داده؟ پکتوس در زمینه ی فعالیتهای اجتماعی چه وظیفه ای داره که باید دنبال این بانک و اون بانک بیفته تا سیستماشون رو مناسب سازی کنن. چرا ما انقدر باید انجمنهامون بی دست و پا و شل و ول باشن که یه شرکت کامپیوتری بره دنبال این مسائل؟ چرا مثلاً انجمن نابینایان ایران حتی مدیرش بلد نیست با کامپیوتر کار کنه چه برسه به این که بخواد براش تصمیمات کلان هم بگیره؟ چرا همین انجمن ادعا داره که بزرگترین انجمن نابینایان ایران هست، ولی تا حالا نتونسته حتی ده بیست نابینا رو صاحب شغل مطمئن کنه؟
        چرا تو همین انجمن یه پروژه ی مسکن هم سن من داره میشه تقریباً؟ چرا و خیلی چراهای دیگه که هیچ تشکلی نمیتونه جوابشو بده؟ چرا همین سایت گوشکن که در مقابل خیلی از سایتها از نظر فنی یه وبلاگ فکستنی هم محسوب نمیشه، به تنهایی تو این بیش از چهار سال اندازه ی تمام انجمنها و تشکلهای نابینایی تو ایران به نابیناها خدمت کرده؟ این بچه ها به کدوم انجمن و تشکل باید اعتماد کنن؟ به اونایی باید اعتماد بشه که حساب مالی شفافی ارائه نمیکنن یا اونایی که با کلی زد و بند به جایی که هستن رسیدن؟ یادمه چند سال پیش تو یه مراسم افطار شرکت کرده بودم. اونجا چند خَیِر اومدن و مبالغ هنگفتی کمک کردن. چند نفر هم چندتا مینیبوس اهدا کردن و حتی چند قطعه زمین هم به اون مکانی که ما در اون حضور داشتیم اهدا شد. خب الآن اون زمینها چی شدن؟ چندتا مکان ورزشی و فرهنگی یا اصلاً چند واحد مسکن برای نابینایان ساخته شد؟ در مورد طرح بانکها و موزه هم بهتره به خودمون دروغ نگیم.
        این طرحها در اولویت نابیناها نیست. سایتهای بانکی و خدمات غیر حضوری بانکها خیلی بیشتر از خدمات حضوری احتیاج به مناسب سازی دارن. من طرح پکتوس رو زیر سؤال نمیبرم ولی این شرکت هم دلش برای من نسوخته و در درجه ی اول داره محصولش رو ارائه میکنه و منطقی هم هست. به هر حال این شرکت هم از راه درست و قانونی و شرعی داره محصولش رو ارائه میکنه و من نابینا هم این بغل یه امکان جدیدی برام فراهم میشه.
        در صورتی که تو همین امارات اگر قرار بود این طرح انجام بشه، یه تشکل نابینایی میومد وسط و با یه پیگیری، کاری میکرد که در عرض شاید یک یا چند ماه دولت امارات تمام بانکهاش رو مجبور کنه که امکانات و خدماتشون رو برای نابیناها مناسب سازی کنن. میدونی که واقعاً این موضوع درسته و حتی شاید تا حالا اتفاق هم افتاده باشه ما که خبر نداریم.
        مثلاً تو توقع داری نابینایی که تو یه روستا در ایلام زندگی میکنه بیاد در مورد طرح مناسب سازی پست بانک اونم تو خیابون کریمخان تهران چه نظری بده یا چه حمایتی بکنه. اگر واقعاً راست میگن این امکان رو تو تمام شعباتشون راه بندازن. فرق ما با کشورهای دیگه همینه. توی کشورهای دیگه با یه بخشنامه و یه دستور العمل همه ی مأسسات هدف اون بخشنامه در دور افتاده ترین مناطق اون کشور ملزم به رعایت اون میشن، ولی در کشور ما مثلاً تو همین طرح اون بانک میاد دو سه تا شعبه ی خلوت خودش رو مجهز میکنه و از سر خودش باز میکنه.
        من شخصاً اگر روزی مهمترین و محرمانه ترین کار بانکی عمرمو داشته باشم پا نمیشم برم اون سر شهر تا از طریق این شعبه ای که نه دسترسی خوبی داره و نه مسیرش نزدیکه کارمو انجام بدم.
        پکتوس شاید زورش همین قدر میرسه. خب دستش درد نکنه. چرا تشکلهای ما خوابشون برده و نشستن فقط نگاه میکنن؟
        اگر خیلی هنرمندن ساختار درست داشته باشن، عملکرد قوی داشته باشن، بعد اگر کسی حمایت نکرد، اگر کسی تشکر نکرد، اگر کسی مغرضانه حرف زد، اولین کسی که محکومش میکنه خودم هستم.
        پس سعی کن نگاه منطقیتری داشته باشی. حرکت اماراتیها حرکت بزرگی نبود. ولی حد اقل نشون داد که اونا به همه ی شهرونداشون احترام میذارن نه بعضی از شهرونداشون.
        این پیامیه که ما هم میتونیم با کمی هزینه و با کمی منطق و با کمی نگاه منفعت طلبانه نداشتن به همه ی دنیا بدیم.
        مرسی که هستی.

    • 10.2

      سلام
      لایک لایک خیلی هم لایک
      به نظر منم که بچهها کم لطفی میکنند
      واقعا متاسفم

  11. 11
    روشنک روشنک says:

    سلام حسینی
    خوب بود ممنون
    فقط یه نکته: در موزها و کلکسیونهای معتبر بین المللی متل موزه لوور، بریتیش میوزین. و … کنار خود غرفه های آثار هنری، باستانی، طبیعی و غیره یک توضیحاتی به خط بریل همراه با ماکت برجسته نگاری شده اون شی تدارک دیدن…تازه اگز نابینا برای پزوهش یا درک بهتر نیاز به لمس خود شی داشته باشه با یک نامه ساده از سوی دانشگاه یا مرکز تحقیقی مربوطه اجازه این کار را بهش میدن البته همراه با یک لیدر متخصص و حرفه ای
    اینی که گفتم خبرشو ۲۰۰۸ بهم داده بودن
    خوش بحال نابیناهاشون مگه نه ؟

    • 11.1

      سلام روشنک.
      همچین طرحی رو موزه ی ایران باستان خودمون هم به صورت آزمایشی چند ماه پیش اجرا کرد که مستند صوتیش هم ما تو همین محله گذاشتیم که ازش بازدید کرده بودیم.
      برو پیدا کن گوش بده.
      مرسی که هستی.

  12. 12
    ملیسا says:

    سلااام شهروز،میسی از پست،میگن عرب جاهل ولی مثه اینکه اشتباهه،چون اونا به حقوق شهروندشون احترام میذارن،نه تنها عرب بلکه همه کشورای خارجی،ولی ایران ما چی؟ ایران ما حتی نمیخواد قانون سه درصد رو تو استخدامیاش اعمال کنه چه برسه به اینکه بخواد به حقوق شهروند نابیناش احترام بذاره،میسی فراوونتا،خدافسی

  13. 13

    سلام مجدد به شهروز
    اینکه چرا ما یک انجمن با استاندارد های بین المللی نداریم، باشه برای یه فرصت دیگه که خودش بحث مفصلی رو میطلبه.
    در کل نهاد های مدنی در کشور ما با توجه به ساختار های اجتماعی موجود، نمیتونن اونقدرام قوی عمل کنن و ما یک NGO قدرتمند واقعی حتی خارج از حوزه معلولین هم نداریم. بررسی چرایی این مسئله بمونه واسه یه فرصت دیگه.
    اما گفتی طرح هایی مثل طرح بانک ها و موزه جز اولویت های نابینایان نیست.
    چرا شما فکر می کنید حتماً اول باید مشکلات اصلی حل بشن بعد پله به پله بریم جلو.
    خب هر ارگان و نهادی وظایف خاص خودشو داره.
    این چه منطق بی منطقیه که ما پیش خودمون فکر کنیم، خب حالا که اشتغال نیست، حالا که شرایط برای ازدواج فراهم نیست، حالا که مشکلات فرهنگی و نگاه غلط نسبت به معلولین داریم، پس فعلا هم نباید بانک ها و موزه ها دسترس پذیر بشن. اینا اولویت های ما نیستن.
    در خصوص موزه ها، مشخصاً سازمان میراث فرهنگی وظیفه داره مکان های مرتبط با خودشو برای نابینایان دسترس پذیر کنه.
    چرا فکر می کنیم اگه مثلا این سازمان این کارو نکنه، بهش بگیم خب تو فعلا به جای اینکه این هزینه رو برای مناسب سازی موزه ها کنی، بیا برای اشتغال نابینایان هزینه کن. فعلا اشتغال مهمتره.
    خب معلومه که این کارو نمیکنه.
    یا مثلا بریم به بانک شهر بگیم ببخشید فعلا دسترس پذیری شعب بانکی در اولویت ما نیست. بی زحمت بیایین بجاش عصا های با کیفیت واسمون بخرین.
    هر سازمان و ارگانی متناسب با محل اعتبارات خودش وظایف مشخصی داره. ما هم باید به صورت همه جانبه در همه ی بخش ها فعال باشیم و در زمینه مناسب سازی برای نابینایان، هر چقدر که از دستمون بر میاد، تو هر سازمان یا نهادی شده، بریم و احقاق حق کنیم.
    اما گفتی من حتی اگه مهمترین کار بانکی هم داشته باشم، بلند نمیشم برم اون سر شهر و از این خدمات استفاده کنم.
    آره. قطعاً ما از اون نابینایی که در روستا های ایلام زندگی می کنه، انتظار نداریم بیاد در خصوص سامانه بانکی خیابان میرزای شیرازی تهران اظهار نظر کنه.
    اما از تو نوعی، من نوعی، انتظار میره که حد اقل برای یک بار هم که شده، به این شعب سر بزنیم و به مسئولین مرتبط برای تداوم و گسترش چنین طرح هایی، بازخورد بدیم و دلگرمشون کنیم.
    خیلی ببخشید. اما اگه همین تو نوعی انقدر تنبلیت میاد یه مترو سوار بشی نهایتا نیم ساعت ۴۰ دقیقه در راه باشی و مثلا بری به شعبه میدان ولی عصر بانک شهر و این سیستم رو از نزدیک مشاهده کنی، پس دیگه نباید انتظار داشته باشی مدیر این بانک بیاد در زمینه عابر بانک ها هم حرکتی بکنه. تا من نرم، تا تو نری، معلومه که گسترش نمیدن.
    پیشرفت و توسعه در هر جامعه ای تاوان داره شهروز جان.
    باید تاوان بدیم. باید یکم به خودمون زحمت بدیم تا مسئولین رو متقاعد کنیم برای ما کاری کنن.
    در کشور آلمان، دولت میخواست میزان مستمری نابینایان اون کشور رو یکم کمتر کنه. بعد حدود ۱۰ هزار نفر از نابینایان این کشور در میدان بن تجمع کردن و همون گردهمایی بزرگ، دولت آلمان رو منصرف کرد.
    اگه ادعا داریم، باید خودمون هم یکم همت کنیم.
    نکنه انتظار داری مدیر پست بانک بیاد سر کوچه شما یه شعبه بزنه یه آژانس هم واست بگیره تو رو تا سر کوچتون ببره. بعد یه محافظ هم واست در نظر بگیره. بعد بگه بفرما آقا شهروز.
    بفرمایید حساب باز کنید. شرمنده که دیگه نشد بیاییم تو خود کوچه شعبه بزنیم.
    نه اینکه نشه ها.،، میشد. منتاها دیگه شهرداری اجازه نداد. خلاصه آقا شهروز ما رو ببخش. ببخش که برای استفاده از خدمات بانکی سی چهل متر پیاده روی کردی. هه
    این واقعا نهایت بی منطقیه که انتظار داشته باشیم مثلا پست بانک بیاد توی هر ۴۰۴ شعبه اش این تجهیزات رو راه اندازی کنه.
    بزرگترین بانک های انگلستان و آمریکا هم نمیان در تمامی شعبه ها و یا عابر بانک هاشون این تجهیزات رو به کار بگیرن.
    البته که به یک یا دو شعبه هم خلاصه نمیشه و خیلی بیشتره.
    خب در کشور ما هم اول یه بانک میاد میگه من تو سه شعبه راه اندازی می کنم. بعد اگه ببینم استقبال میشه، گسترشش میدم. ولی وقتی همین خود تو تنبلیت میاد یه سر بزنی و نظراتتو به رئیس اون شعبه بگی، دیگه چه توقعی برای توسعه چنین خدماتی داری. هر چند گفتم. در کنار شعبه، مناسب سازی سایت های بانک ها و اینترنت بانک ها هم در این طرح ما که معروف به سامانه بانکی ویژه نابینایان شده، هست و صرفا محدود به شعبه نیست.
    راستی. یه چیز دیگه هم که منو یکم ناراحت کرد، نگاه نژاد پرستانه برخی از هم محلی های خوبمون در کامنت های این پست بود.
    مباحث عجم و عرب، ۱۴۰۰ سال پیش مطرح بود.
    اما الان، در قرن ۲۱، در دنیای امروز، برتری نژادی دیگه معنایی نداره و به کار گیری فناوری اطلاعات و مشارکت با قدرت های جهانی در زندگی مدرن امروزی، حرف اول و آخرو میزنه.
    همین کشور شیخ نشین امارات، با استفاده از افراد کاربلد در حوزه های مختلف که البته عمدتا از کشور های اروپایی و آمریکایی هم هستن، در خیلی از زمینه ها به شاخصه های توسعه نزدیک شده.
    نتیجه اینکه به عمل کار براید. به سخنرانی نیست.
    نشستیم تو خونه، انجمن های فعال نداریم، اتحاد نداریم، هر کی به فکر خودشه، فقط میگیم چرا بهزیستی فلان کارو نمیکنه. چرا دولت بیسار کارو نمیکنه.

    • 13.1

      سلام.
      واقعاً کم ظرفیتی امیر.
      ببینم پسر خوب. من توی طرح موزه ی ایران باستان نبودم یا توی افتتاح طرح پست بانک که مثلاً به من متلک میندازی که نمیخوام با مترو نیم ساعت راه برم. اولاً که وظیفه ی پست بانکه که توی اکثر شعبه هاش این سیستم رو داشته باشه. الآن بگو ببینم پست بانک بعد از سه ماه کدوم شعبه ی دوم و سوم رو راه انداخته که بگیم دارن طرحشون رو گسترش میدن؟ موزه ی ایران باستان چندتا وسیله ی جدید به لیستش اضافه کرده؟ کدوم سایت اینترنتی بانکها بهینه سازی شده؟ این که من انتظار داشته باشم بتونم نزدیکترین شعبه به محل زندگیم برای انجام کارهای بانکیم مناسب باشه کجاش توقع زیادیه؟ تویی که بچه های این سایتو محکوم میکنی، مگه برای همین نماینده های مجلس، از طریق همین سایت بیش از دویست کامنت برای سایت ایرانسپید گذاشته نشد؟ در حالی که در طول چهار روزی که قبل از انتشار پست مربوط به مجلس تو سایت ایرانسپید مطلب منتشر شده بود پنج کامنت هم نخورده بود. اگر بچه های این سایت در صحنه نیستن، چرا سهیل معینی چهار روز مدام زنگ میزد بهت که تو گوشکن مطلب بزنی در مورد نماینده ها؟ این بچه ها بد شدن چون از پکتوس حمایت نمیکنن؟ چون نمیگن بهبه چه شرکت خوبی؟ نمیگن چه نرم افزارای خوبی داده بیرون؟ واقعاً منظورت از حضور در صحنه چیه؟ همین بچه ها برای آسایش همنوعان خودشون، شصت نفر شدن و یه نرم افزار ویژه ی نابینایان خریدن. همین بچه ها کلی کارها کردن تا حالا که صدتای مدیرای انجمنهای الکی ما نکردن. اون آژانس و بادیگاردت هم واسه خودت. چون من بهش احتیاجی ندارم. کارهای بانکی من همونطور که تا حالا پیش رفته از این به بعد هم پیش میره. دیگه هم بر خلاف گذشته تو هیچ افتتاح طرحی شرکت نمیکنم چون فقط یه شو و نمایش مسخره برای خودنماییهای مدیرا بیشتر نیست. آهان اینم بگم. من قرار بود در این مورد یه مصاحبه فردا با باشگاه خبرنگاران بکنم. خیلی بعیده که دیگه این کارو بکنم. چون مطمئنم چیزهایی که تو این مصاحبه میگم چیزهایی نیست که تو و همکارات و اون خبرنگارا دنبالش هستن. دیگه هم اگر ظرفیتش رو نداری و میخوای مسائل شخصی رو مطرح کنی این بحث تو این پست ادامه پیدا نکنه لطفاً. موفق باشی.
      یه چیز دیگه. تو همین شرایط نامناسب مدنی، مأسساتی مثل رعد و محک به وجود اومدن که شهرت جهانی پیدا کردن. پس این توجیهت رو اصلاً قبول ندارم. مقصر اول و آخر نداشتن یه تشکل محکم و قوی خود ما هستیم و بس.

      • 13.1.1

        متأسفم.
        فقط همین.
        قبلاً تجربه بهم ثابت کرده بود که نباید باهات وارد بحث بشم.
        اشتباه از من بود. ببخشید.
        معذرت میخوام آقا شهروز.
        فقط یه نکته.
        حتماً فردا با اون خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان مصاحبه بکن.
        چون هر چی که بخوای بگی، قطعاً در جهت بهبود زندگی بچه هاست.
        حد اقل تو که به فکر این بچه هایی، برو مصاحبه بکن و حرف دل اونارو بزن.
        یه جوری میگی چیزایی که بخوام بگم اون چیزایی نیست که شما به دنبالشین که انگار ما…
        دسترس پذیری تمامی عملیات بانکی تو طرح سامانه بانکی ویژه نابینایان بوده که باید مرحله به مرحله اجرایی بشه. از سایت بانک ها گرفته تا اینترنت بانک، موبایل بانک، شعب، کیوسک ها و عابر بانک ها.
        مگر اینکه مثل الان بخوای بگی. اینا همه شو و نمایش و مسخره بازی هستش و نابینا رو چه به دسترس پذیری عملیات بانکی.
        همونطور که تا به حال حالا با کمی توهین کارامون پیش رفته، از این به بعدم پیش میره.
        برو و حرف دل بچه ها رو بزن و وارد نمایش های مسخره امثال ما هم نشو.
        دستت درد نکنه رفیق.
        گفتم توی نوعی، خواستم باهات شوخی کنم و مثال سر کوچه رو زدم، اما حواسم نبود تو همه چیزو با هم قاطی می کنی.
        نقد من به بچه ها صرفاً به خاطر مسئله برتری نژادی در کامنت های این پست بود. مگر نه کیه که منکر همه ی اون الطاف بچه های این محله بشه که تو بهش اشاره کردی.
        من فقط نظرمو گفتم و محکومیتی در کار نبود.
        در خصوص در صحنه نبودن هم منظورم عدم مشارکت تمامی انجمن ها و نهاد های مرتبط هستش. نه صرفاً اعضای این محله.
        گفتم که اشتباه از من بود. ببخشید.

  14. 14

    سلام. مطالب پستو خوندم همچنین کامنتهای پستو.
    در مجموع شاید نقد منصفانه و نتیجه گیری درست از این پست جمع کامنت امیر و جواب شهروز بود.
    از طرفی حرفهای امیر کاملا درست و علاوه بر مثالایی که امیر زد چند مورد دیگه هم این اتفاق مسبوق به سابقه بوده، جای دور نریم بچه ها! (شهروز و امیر)… تو همون مدتی که برنامه های زندگی ادامه داره و امید نشاط زندگی رو کار میکردیم چند بار دیگه شاهد این بیتوجهیها از سوی همنوعان خودمون نسبت به دعوت به مشارکتشون تو برنامه بودیم؟!
    اصلا یه مثال دیگه میزنم:
    اوایل همین ماه بود که یه گروه همخوان با همکاری یه انجمنی که اسم از هیچکدامشون نمیارم یه جنگ به مناسبت هفته وحدت برگزار کرد.
    از حواشی و اتفاقات فراوانش که مؤید حرفام رد میشمو فقط به یه نکته کوچولو اشاره میکنم: تو چند شبی که واسه دیدن برنامه رفتم و تو شبی که خودم مجری برنامه بودم به وضوح مشخص بود که بچه های نابینایی که تو سالن بودند وقتی گروه کر به روی صحنه اومد برای اجرای برنامه اغلب یا سالن رو ترک کردند و یا هیچ استقبالی از اجرای این گروه نکردند!
    در حالی که افراد متخصصی تو این گروه بودند و کارهاییم که اجرا کردند انصافا کارهای قابل قبولی بود اما انگار که این کارها برای یک سالن خالی داره اجرا میشه.
    این برخوردهای سرد و اتفاقاتی از این دست که امیر هم بهش اشاره کرد بیشتر از هر چیزی این ضرب المثل رو به ذهن متبادر میکنه که:
    ‏”مرغ همسایه غاز”!
    اما خب در عین حال از اون بخش از حرفهای شهروز که در مورد ضعف و ناکارآمدی انجمنها و تشکلهای نابینایی بود هم نمیشه گذشت!
    خلاصه اینکه انگار همه چیزمون به هم میاد چون به جز موارد معدود و انگشت‍شمار از انجمنها و تشکلهایی که یه کارای قابل توجهی انجام دادند در اکثر موارد همین افراد که مصداق ضرب المثلی که گفتم هستند صاحب پست و مقام در انجمنها و تشکلها هستند.
    هرچند تأکید میکنم که از انجمنها و تشکلهایی که از نعمت حضور نابینایان شایسته و خلاق و درستکار برخوردارند نباید گذشت چرا که زحماتشون قابل تقدیر.
    یه نکته شخصی هم به خود شهروز بگم به شکل یک توصیه دوستانه:
    اگر به خاطر سواد و دانش بالا و موقعیت و پایگاه اجتماعی بالات متوجه ضعف کسی شدی سعی نکن میکروفون به دست بگیری! اسرار نگو رو خیلی بیشتر از این حرفا هم تو بلدی و هم من! اما از نظر شرع هم اصل بر حفظ آبروی مؤمن.
    درست که حق ماست که عملکرد ضعیف انجمنها و نهادهای مربوط به خودمون رو منصفانه نقد کنیم و همچنین مثلا آشنا نبودن به کامپیوتر هم ضعف بزرگی واسه مدیر یه تشکیلات!، اما اخلاقی نیست که حالا که متوجهش شدیم بخایم میکروفون به دست بگیریم. گویین که من هم نقد تو رو در باره ضعف انجمنها و نهادها کاملا قبول دارم اما خب به هر حال:
    جز راست نباید گفت، هر راست نشاید گفت!… .

  15. 15

    البته دومین کامنت امیرو نخونده بودم که الان خوندم.
    اتفاقا با این کامنتتم موافقم و باید خودمون حتی اگر شده یک بار به این بانکها و مکانهای مشابه سر بزنیم و نشون بدیم که اگر بیتوجهیهای فراوان نسبت به خودمونو رصد میکنیم معدود توجهاتو با هر قصدو نیتی که پشتش میبینیم و خواهانیم که این توجهات بیشتر بشه.

    • 15.1

      سلام اشکان.
      خب در مورد اون برنامه کمی مدیریت هم نقش داره. مثلاً شما باید وقتی میدونید احتمال داره اجرای گروه موسیقی نابینایان چندان طرفدار نداشته باشه، اون رو اوایل برنامه بذارید تا کسی سالن رو ترک نکنه و آیتمهای جذابتر رو برای اواخر برنامه حفظ کنید.
      تو همین اختتامیه ی جشنواره ی فجر هم دقت کنی میبینی که بعد از این که برنده ی سیمرغ بازیگرها مشخص میشه دیگه کم کم حاضرین سالن رو ترک میکنن و سیمرغهای دیگه در حضور تماشاگران کمتری اهدا میشه.
      برنامه ی ما هم چون دستش برای به چالش کشیدن مسئولین بسته بود شاید خیلی بچه ها نظر نمیذاشتن. به هر حال توقع افکار عمومی از برنامه ی ما این بود که گره ای از مشکلات باز کنیم که خب به دلایلی که هردومون میدونیم نمیشد و طبیعیه که عده ای که از پشت پرده ها خبر ندارن تصور دیگه ای در مورد ما بکنن.
      در مورد نقدت هم شاید درست بگی. ولی همین انجمنها اگر همشون رو هم بخوان گزارش کار سالانه بدن، نتونن ده صفحه رو پر کنن. انقدر که ماشا الله پر کارن خخخ.
      مرسی از حضورت.

  16. 16
    گوشه نشین says:

    سلام شهروز با تشکر از انتشار پست خوبت بنظر من اگر یک نفر به طور اتفاقی سری به این محله بزنه به این نتیجه میرسه که بیشتر انجمنها و شرکتهای تجاری و خدماتی یک نماینده در محله دارند تا هرکجا که ضرورت پیدا کرد از انجمن یا شرکتشان دفاع کند . بنظر بعضی از این انجمنها و شرکتها نابینایان موظفند که هرکاری که این شرکتها انجام میدهند استقبال کنند و و برای همیشه نردبان ترقی این شرکتها باشند اگر موفقیتی و سودی بدست آمد که مال آن شرکتهاست ولی اگر به دست نیامد هیچکسی جوابگو نیست این آقایان چگونه انتظار دارند همه طرح ها در تهران متمرکز بشود و در عین حال نابینایان شهرستانی این خبرها را بشنوند و بهبه و چهچه هم بکنند….

    • 16.1

      سلام به گوشه نشین عزیز.
      خب حد اقل اینه که این سایت رو انقدر بزرگ میدونن که اولین جایی که فعالیتهاشون رو بازتاب میدن اینجا هست.
      همین برای این سایت میتونه نکته ی مثبتی باشه.
      با بقیه ی کامنتتون هم موافقم. اگر قراره کاری انجام بشه باید همه ی نابیناها ازش بهره مند بشن نه چند صد یا چند هزار نفر.
      ممنون از حضورتون.
      موفق باشید.

  17. 17
    طاها طاها says:

    سلام شهروزیییی خوبی جالب بود پست قسمتی از کامنت امیر و اشکان و کامنت های تو را لایک میزنم

    این هم قسمت پایانی شعر

    حوله ی بی حال تو مانند من
    گشته ز هجران تو مدهوش دوش
    دورم اگر از تن داغت ولی
    هیچ نیفتاده دل از جوش دوش

  18. 18
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! امیدوارم حالا که دیر آمدم افرادی باشند که به این کوچه سری بزنند و نظرم را بخوانند… همانطور که ما سختی های رفت و آمد را تحمل میکنیم و به مسافرت و شبنشینی و از این قبیل جاها از این نقطه کشور یا شهر یا استان به نقطه ی دیگر میرویم بهتر است برای استفاده از امکانات بانکی و غیره برای نابینایان حد اقل در هر ماه یک بار از امکانات موجود در آن قسمت شهر برویم و استفاده کنیم و مسئولین را متقاعد کنیم که ما نیاز داریم که از آن سوی شهر به اینجا میآییم و آنان را تشویق کنیم که به مرور زمان آن امکانات را در نزدیک ترین مکان به محل زندگی ما هم قرار دهند… مثلا در شهر ما یک کتابخانه ی نابینایان وجود دارد و به نظر من همین یکی کافی است ولی عابر بانک زیاد است اگر در چند نقطه از شهر ما عابر بانک را برای نابینایان مناسب سازی کنند خیلی عالی میشه… حالا اگر در یک نقطه هم مناسب سازی شود ما رضایت میدهیم و دوستان را تشویق به استفاده از آن میکنیم تا به مسئولین بفهمانیم که نابینایان احتیاج دارند و این کار باید در چند نقطه مناسب سازی شود… اما اگر نابینایان تشویق به استفاده نشوند مسئولین چگونه باور کنند که نابینایان احتیاج دارند… پس دوستان عزیز لطفا از خر شیطون پیاده شوید و برای گسترش وسایل برای نابینایان به نقاط مختلف چند بار به خودتان سختی دهید و از امکانات موجود استفاده کنید… آیه ی یإس خواندن باعث پیشرفت نمیشود… همبستگی باعث پیشرفت میشود!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت − 5 =