من الان دلم کیک شکلاتی میخواد

سلام دوستای خوبم
حالتون چطوره؟
بچه ها من یک فایل صوتی گوش دادم که یاد حرف یکی از دوستام افتادم.
دوستی که نمیخواست دیگه ازدواج کنه برای اینکه فکر میکرد باید ۱۰ سال پیش ازدواج میکرد.و الان دیگه از وقتش گذشته.
دوست دارم این فایلو گوش بدید و درموردش برام بنویسید.
امیدوارم ننویسید بعدا دانلود میکنم…خخخخ
فقط اومدم تشکر کنم…خخخخ

حجمش کمه ها
خلاصه شرکت نکنید از دستتون رفته هاا…خخخخ

امیدوارم توی کامنتها ببینمتون….خخخخ
خلاصه بحث در مورد موضوع آزاده با اجازه مدیران که چند وقته همشون کم پیدا شدن.

دستهای تو
همان یک اتفاق تازه است
کاشکی برگردنم
این اتفاق افتاده بود !

#امیرعباس_سوری

اینم برای طولانی تر شدن مطلبم…خخخخ
واااااااااااااای الان ذوق ترک میشم
بالاخره منم یه پست من درآوردی زدم….خخخ

خلاصه پست زدم دیگه…خخخ
حالا نیومدین هم نیومدین…خخخ
ولی خداییش بیاین هااا

منتظرتونم با لبخند
ای وای داشت یادم میرفت…خخخخ

اینم لینک

سارای

درباره سارای

سارای هستم بینا متاهل.
این نوشته در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

55 Responses to من الان دلم کیک شکلاتی میخواد

  1. 1

    سلام.
    تا حدی موافقم که باید از خیلی چیزها دل کند.
    ولی خیلی وقتها فقط حرف زدن در مورد دل کندن راحته.
    در صورتی که واقعاً در عمل خیلی همت میخواد.
    خیلی چیزها و کسها هستن که نمیشه ازشون دل کند.
    مثلاً تو این داستان من تا آخر عمرم عاشق پیانو میمونم و هرگز از داشتنش دل نمیکنم.
    حتی اگر پنجاه سال دیگه هم شد یه پیانو خواهم خرید.
    ممنون از پست خوبت.
    موفق باشی.

    • 1.1
      سارای سارای says:

      سلام شهروز
      بله نمیشه از همه چیز و همه کس به راحتی دل کند
      و همچنین دل کندن از همه چیز و همه کس هم اساسا فکر نمیکنم ممکن یا حتی کار درستی باشه…
      در این مورد که به صورت مقایسه ای اومده کیک شکلاتی یا پیانو رو گفته نمیدونم اصلا مقایسه اون با این عشق یکطرفه درست بوده یا نه….
      ولی خب اگه دوطرفه باشه نباید دل کند…باید تلاش کرد و رسید…اگر هم نشد که نشد دیگه…به هرحال همین قدر هم که آدم تو دلش یکی رو دوست داره و میدونه که اونم دوسش داره خیلی ارزشمنده هر چند کمی سخت بگذره.
      آدم که بدون آرزو نمیتونه زندگی کنه

  2. 2

    سلام سارایه.
    گوشش دادم خیلی زیبا و حقیقی بود خیلی.
    من هم گاهی دوست دارم چیزی را داشته باشم و برای به دست آوردنش هم کلی تلاش میکنم وقتی که به دستش میارم میبینم که اونی نیست که میخواستم و گاهی شدیدا سرخورده میشم, گاهی هم تلاشم نتیجه نمیده و بعد از مدتها میفهمم که ارزشه این همه تلاش را نداشته.
    خودم هم نفهمیدم چی نوشتم ببخشید اگر خیلی قاطی پاتی شد.
    ولی این فایل خیلی درگیرم کرد خیلی مرسی سارایه.

    • 2.1

      بازم سلام.
      دیشب کلی فکر کردم به این فایل تو سارایه.. من هیچ وقت از تلاشی که برای پیدا کردن یه کتاب کردم پشیمون نمیشم هر وقت هم یه کتابی را که مدتها دنبالش بودم پیدا کردم خیلی خوشحال شدم.
      یا لپتاپم همیشه از داشتنش خوشحالم خخخخخخخخخخ گویا تازه خریدمش خخخخخخخخخخ.
      مرسی من از دیشب دارم به این فکر میکنم که من گاهی خیلی ناشکرم از این پستت خیلی لذت بردم.

    • 2.2
      سارای سارای says:

      سلام فاطمه جان
      بله دقیقا با حرفت موافقم….خیلی وقتا شاید اونی که میخوایم تو خیالمون با واقعیت خیلی فرق داره…یا اونی که میخوایمو درست و دقیق نشناسیم….منم بعضی چیزهایی که بهش نرسیدم بعد گذشتن چند سال به خودم گفتم چه خوب شد نرسیدم هااا…خخخخ…اصلا اون چیزی که میخواستم نبود…بعدش از نرسیدنش خوشحال میشم…خخخ

  3. 3
    ندا says:

    سلام به نظر من نبايد چون يه چيزي رو در حال حاضر نداريم ازش دل بكنيم بايد تا جايي كه ميشه تلاش كنيم تا چيزي رو كه ميخوايم به دست بياريم اون وقت اگه نتونيم به دستش بياريم از خودمون دلخور نميشيم و حسرت نميخوريم كه اگه مثلا فلان كارو كرده بودم قطعا چيزي رو كه ميخواستم به دست مياوردم. بايد در نهايت وقتي ديگه هيچ كاري از دستمون برنيومد آرزوي داشتن اون چيزو تو عمق وجودمون مخفي كنيم بيجون كنيم اما نكشيم تا وقتي به شكل باور نكردني به دستش آورديم حداقل از غير منتظره بودنش از ته دل خوشحال بشيم.
    واي من چقدر تو اين كامنت چيز چيز كردم. چيزه خداحافظ چيزه برم تا بازم يه چيز ديگه نيومده سر انگشتم يعني چيزه زبونم.

  4. 4
    یکی از شما یکی از شما says:

    سلام. کاش دانلود نمیکردم. خیلی دردناک و ناراحت کننده بود. همه چیزایی که از سالها پیش تا حالا میخواستم و بهشون نرسیدم، اومدن جلوی چشمم.

    واقعاً خیلی مهمه که آدم نیازها و خواسته هاشو به موقع برآورده کنه. از سالها پیش تا حالا چیزهای زیادی بوده که من میخواستم و نمیتونستم بهشون برسم. خیلیهاشو الان نمیخوام. انقدر از این محرومیتها داشتم که الان نمیدونم که چی میخوام و چی نمیخوام. چون همهچی تغییر کرده.
    مرسی عالی بود.
    من سالهاست که از نیازها و خواستههام فاصله گرفتم. ٓ

    • 4.1
      سارای سارای says:

      سلام آقای یگانه
      یعنی یا…کامنت شما را دیدم کلی فحش بار خودم کردم
      آخه دختر …اینم پست بود تو گذاشتی…؟!
      نمیدونم چی بگم…
      شاید من خیلی تخیلی باشم…اما آرزو داشتن خوبه
      سعی کن آرزوهاتو برای خودت داشته باشی
      یا عوضشون کنی و آرزوهای معقولی جاشون بزاری که در دسترست باشند
      میدونم که میشه
      مچکرم که شرکت کردی در گفتگو

  5. 5
    ندا says:

    راستي اين ضات آدمه كه به سمت كامل شدن ميره. اين طبيعيه كه خواسته هاي ما با مرور زمان عوض ميشن يا شكلشون تغيير ميكنه اصن اگه تغيير نكنيم بايد نگران خودمون باشيم كه چرا چرا همينجا وايساديم تكونم نميخوريم نه خودمون نه انديشه ها و خواسته هامون. به نظر من شخصيت داستانت يه كم بي احساس تشريف داره آخه شايد مامان بدبختش براي خريد اين پيانو از خيلي از خواسته هاي خودش زده تازه چقدر ذوق كرده كه براي دخترش پيانو خريده. شايد اين پيانو حالا به كارش نياد يا حالا ديگه براش دوست داشتني نيست اما من اگه جاي او بودم همين كه يكي بود كه حواسش به منو خواسته ده سال پيشم بود نميتونستم نسبت بهش بي تفاوت و مث يخ باشم. براي من مادري كه پيانو خريده بود مهم بود نه پيانو. شخصيت داستان انگار يه جورايي زوم ميكنه رو نداشته هاش يا چيزهايي كه فعلا نميتونه به دست بياره اما اگه همين تلاشي رو كه برا دل كندن ميكرد برا به دست آوردن ميكرد موفقتر ميبود. شايد براي من همين حالا كيك شكلاتي وجود نداشته باشه ولي اين هنر منه كه به محض اينكه كيك شكلاتي به دستم رسيد به جاي اينكه حسرت بخورم كه چررا اين كيكو مثلا چند روز پيش نداشتم ذوق كنم كه خداجوووون اين همين كيكيه كه من چند روز پيش ميخواستم آخ جونم حالا كيك شكلاتي دارم و با لذت نوش جونم كنم بدون غم و غصه و حسرت ديروز.

  6. 6
    محمد رضا خوشی محمد رضا خوشی says:

    سلام
    رفت واسه دانلود

  7. 7
    عمو حسین says:

    بش بگو آخه دختر جون توپ تو شکمت بخوره من الآن کیک شکولاتی از کجاااا بیااااارم خخخخخخ. مرسی سارای گرامی بحث جالبی رو طرح کرده شاید درست بگه شایدم نگه. نمیدونم باید روش فکر کرد بححث کرد یعنی واقعا اگه تو اون لحظه به آرزویت نرسی باید دل بکَنی بیخیالش بشی یا باید انتظار پیشه کنی تلاش کنی خلاصه ذهن‌مو درگیر کرررردی سارای مهربون فقط آرزو میکنم که لااقل خودت به آرزویت برسی و یه روز از پشت غافل‌گیرت کنه و دستاشو رو چشمات حس کنی. و خییییلییییی خوش بحالت بشه تا ما هم خوش بحالمون بشه. پیروز باشی دخترم.

    • 7.1
      سارای سارای says:

      سلام عمو حسین
      نمیدونم عمو …حالا که داوطلب آوردنش شدی از یه جایی پیدا کن بیارش دیگه
      خخخخخخ…یعنی هاااا..من مثل این دختره نیستم …الان کیک شکلاتی میخوام….فردا هم میخوام…پس فردا و فرداهای دیگر….خخخخ
      من دفعه اول که گوش دادم برام دردناک بود…اما چند بار که ریپیدش کردم و دوباره و سه باره گوش دادم…دیدم تکراری شد…خخخخ…دردش هم کم شد.
      من زیاد حوصلم نمیکشه غصه بخورم…زودی تغییر جهت میدم میرم به سمت شادی…مرسی از آرزوهای خوبتون برام.

  8. 8
    ریحان says:

    سلام سارای عزیز . . . . میدونین من فکر می کنم وقتی ما آدما به یچی تمایل داریم تا وقتی بش نرسیم آروم و قرار نداریم سخت به این در و اون در میزنیم بلکه فرجی بشه اون وقتی هم که بش میرسیم بنظرم دیگه اون شور و حرارت قبلی رو نداریم . . . . نتیجه گیریه اخلاقی ورزشی این که . تو یه مقطع از زمان دل کندن اصلا آسون نیست

    مرسی برا پست . . . . راستی زینب هستم

    • 8.1
      سارای سارای says:

      سلام ریحان جان…کدومی شوما…خخخ….زینب؟یادم نیست چرا؟!
      بله درست میگی…زمان در عین اینکه میگن خیلی مسائل و حل میکنه…ما رو هم پیر میکنه…زمان خیلی مهمه…نباید از دستش بدیم…توی خیالات زندگی کردن و انتظار بیخود کشیدن فقط عمر ما رو میگره.

  9. 9

    سلام منم زدم براي دانلود حتما بايد جالب باشه ولي يه چيزي را هم بگم كه من اگر وابسته بشم به اين زوديا نميتونم دل بكنم ازش راستي چرا جواب كامنت ها را نميدي هاااااان؟

  10. 10
    رهگذر says:

    سلام باجی
    خب من به این راحتیا از خواسته هام دل نیمیکنم معمولاً. یادم نمیاد از خواسته های مهم زندگیم دل کنده باشم. آدمارم تا بشه دوسشون دارم، دوسشون دارم، دوسشون دارم… بعد اگه اذیتم کنن تحمل میکنم و به رو نمیارم… تحمل میکنم و به رو نمیارم…تحمل میکنم و به رو نمیارم.. یه جوری که طرف اصلاً متوجه نارضایتی من نیس… بعد یه هو، یه جا، یه لحظه کات میکنم… طوری میرم که انگار هیچ وق وجود نداشتم…همون لحظه ام فراموشش میکنم… یه جوری که انگار هیچ وق وجود نداشته…
    الانم دلم چیتوز موتوری میخواد… همین الانم میخواد…
    ولی خواسته هامو اینقد می چسبم بهشون که بدستشون میارم. نشده کاری رو نصفه رها کنم. بجز یه چیزی. موسیقی رو رها کردم… دیدم بی استعدادم خب. اما با این حال چهار سال کلاسش رو رفتم. بعد که مطمئن شدم دیگه هیچی نیمیشم ولش کردم…

    • 10.1
      سارای سارای says:

      سلام معصوم جان…
      خوبه که از خواسته هات دل نمی کنی…ولی خب درمورد آدم ها نمیشه تا ابد منتظرشون موند…
      میشه فرصت داد…میشه دوباره شروع کرد…میشه باز ساخت…میشه جور دیگه ای ساخت…اما انتظار…انتظار…انتظار….نه
      این قافله عمر عجب میگذرد…
      در مورد تحمل کردن هم من اصلا تحمل نمیکنم…همون لحظه که ناراحت شدم از کسی معمولا میگم…یا یه چند وقت بعد میگم…گله میکنم…بعد هم تمومش میکنمو فراموش میکنم موضوع چی بوده…
      دلم هم میخواد اگه کسی ازم ناراحت شد زود بهم بگه تو دلش نگه نداره…تو هم یادت باشه هاااا…نگی بهم مدیون این محله ای…خخخ

      هی…منم چیتوز موتوری و چیپس دلم خواست…خخخ…بریم بخوریم

      گوله گوله

  11. 11

    خب من دانلود كردم و گوش دادم خيلي غمانگيز بود اي كاش ميشد ما همون وقت كه چيزي را ميخواستيم بهش ميرسيديم
    يه خاطره اي بگم كه از اين حال و هوا بيرون بيام يه دفعه با دوستامون رفته بوديم نمايشگاه كه يه تئاتر هم اجرا ميكردند
    يه دفعه من دلم بد جور ضعف رفت با خودم گفتم اي كاش يه ساندويچي بود كه منم سير ميشدم لابد الآن دوستاي ديگه ي منم گرسنه هستند خدايا تا داشتم با خودم كلنجار ميرفتم كه به دوستم بگم يا نگم كه بره از بيرون يه چيزي برامون بگيره يه ساندويچ اومد تو دستم و بعد هم به دوستاي ديگه هم دادند من اول فكر كردم كه خود نمايشگاه پذيرايي ميكنه اما بعد فهميديم كه يكي از مهمانان همونجا به ما هم داد چه ساندويچ خوشمزه اي هم بود خيلي چسبيد.
    وقتي ميگند كه آرزوي شكم زود برآورده ميشه راسته ديگه خخخخ
    ببخشيد كه كمي بي ربط بود. راستي هنوز هم جواب ندادي هااااا

    • 11.1
      سارای سارای says:

      سلام عزیزم…ساناز بود اسمت؟…من توی پست تولد متوجه نشدم تولد شماست…بعد دیدم انگاری تولد شما بود درسته؟
      بله …هرچیزی زمانی داره…ولی خب درمورد ازدواج که موضوع این فایل هست بیشتر…فکر میکنم آدم اگه به عنوان یک همراه …یک دوست و یک همفکر…یک هم صحبت خوب…. به کسی که میخواد باهاش ازدواج کنه فکر کنه…به هیچ وجه زمان خاصی نداره…میشه آدم توی ۱۰۰ سالگی هم ازدواج کنه و از داشتن یک هم صحبت خوب لذت ببره…خیلی چیزها بستگی به تفکر آدم داره…عوض کردن مسیر فکر و درگیرهایی درونی خود آدم معمولا شرایط زندگی آدمو تغییر میده
      تشکر از اینکه به پستم چند بار سرزدی
      من شاید دیر اما اگه پستی بذارم اینجا حتما جواب میدم
      حالا برو یه ساندویچ خوشمزه هم برای من درست کن حال و هوام عوض بشه….خخخ…چون ساندویچ بیرونو نمیخورم….سوسیس کالباس و همبرگر هم نباشه….خودت ساندویچ خوردی تنهایی میخوای حال و هوای من عوض بشه…خخخخ

      • 11.1.1

        سلامي دوباره نه اون تولد دوستم بود ممنون كه به يادم بودي ما هم اون ساندويچي كه خورديم خونگي بود من خوردم انگار كه تو خوردي ما كه باهم اين حرف ها را نداريم نوش جونت خخخخ

  12. 12
    گوشه نشین says:

    سلام یک روز صرف بستن دل شد به اینو آن … روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت …این قانون دنیاست که ما به همه آرزو هایمان نرسیم ممنون از شما سارای خانم گل….

    • 12.1
      سارای سارای says:

      سلام برشما…ببخشید من اسمتونو نمیدونم…جستجوی محله هم پیداتون نکردم…تشکر از حضورتون.

      یک حادثه بود دیدنت،رفتن نه
      بخشیدن دل سهل، دل کندن نه
      انسانم از آن روی که باور دارم:
      از جنس محبت است دل،آهن نه

      عاکف.م

  13. 13
    بانو says:

    منم کیک خوامه ای میخواااام …. همیشه هم می خواااام …. پر خامه …..
    سلاام بر سارای خانمی عزیز خودمون, من که بعدا دانلود می کنم خخخخ شکلک جدی پست تأمل بر انگیزی هست ها ….. با دیدگاه های دوستان اکثرا موافقم, نظر دومی ندا خانمی هم قابل توجه هست و اما: من خیلی وقت ها نه در زمان خودش که بعد ها به خواسته هام رسیدم و باز اون رسیدن هم برام شیرین بوده, هرچند شاید اون قدر مفید که می باید باشه یعنی در زمان خواستنش می بود نبوده ولی همیشه خواسته هام رو می خوام در هر زمانی …. البته گاهی هم برای رسیدن تلاشی رو که باید بکنم نمی کنم که واااای بر بانویی چون من باد باشد که همتی کسب کرده و رستگار شوم …..
    خیییلی خیییلی ممنون از پست و همیشه شاااد شااااد باشی تا همیشه

    • 13.1
      سارای سارای says:

      سلام ناز بانو
      مرسی عزیزم که اومدی….دیگه وکیل هستی نمیشه بهت چیزی گفت…خخخخ…ولی خب دانلود نکردی از کیک خامه ای هم خبری نیست…خخخ
      مثل اینکه از کامنتا خودت فهمیدی موضوع چیه…تشکر از اینکه شرکت کردی.
      همین که اومدی توی پست من رستگار شدی….خخخ

      ممنونم از محبتت

  14. 14

    سلام بر شما.
    در جواب این مطلب بسیار زیبا که البته کلی غمگینم کرد به خاطر حقیقت های داخلش یک پست از وبلاگم رو می نویسم با عنوان نیاز:
    ******************
    انسان ها در هر برهه ای از زمان زندگیشان نیاز هایی دارند که باید در همان وقت لازم برآورده شوند وگرنه این حرمان ها روی هم جمع می شوند و به عقده هایی درمان ناپذیر تبدیل می گردند.
    کودکی که به محبت پدر و مادرش با هم نیاز دارد همان موقع کودکی تشنه این محبت ها و در آغوش گرفتن هاست؛ نوجوانی که به مشورت پدرش در کار ها احتیاج دارد همان موقع پدرش می تواند کمکش کند و اگر زمان بگذرد به قول معروف دیگر آب رفته را نمی توان به جو برگرداند.
    جوانی که به حمایت خانواده اش چه پدر و چه مادر برای اداره زندگی و تشکیل خانواده احتیاج دارد اگر همان زمان که نیاز دارد این پشتیبانی به هر دلیلی از او دریغ شود دیگر هیچ وقت نمی توان این خلأ را برای او پر کرد.
    من نوعی همین الآن نیاز هایی دارم که اگر همین حالا برآورده نشوند دیگر هیچ وقت نمی توانم جای خالیشان را پر کنم و همیشه به عنوان لکه های سیاهی در دفترچه زندگی من ثبت خواهند شد.
    اگر کار از کار بگذرد و مثلاً ده سال دیگر چه می گویم حتی یک سال دیگر کسی پیدا شود که گوشش به مشکلات من باشد و حرف هایم را بشنود و سعی کند احتیاجات من را برطرف نماید دیگر آن موقع کار از کار گذشته و به قول فاضل نظری باید به او گفت:
    «غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی
    بامن به جمع مردم تنها خوش آمدی
    بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
    می بینمت، برای تماشا خوش آمدی
    راه نجاتم از شب گیسوی دوست نیست
    ای من! به آخرین شب دنیا خوش آمدی…
    پایان ماجرای دل و عشق روشن است
    ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
    با برف پیریم سخنی بیش از این نبود
    منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
    ای عشق، ای عزیز ترین میهمان عمر
    دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی.»

    تاريخ : دوشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩۳

    • 14.1
      سارای سارای says:

      سلام بر شما آقای حسین آگاهی
      چند تا از مطالب وبلاگتونو خوندم قبلا
      ممنونم که این مطلب و هم توی پست من قرار دادی
      حرفاتون حرف نداره…تشکر از این شعر زیبا

      گر چه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
      دل بکن! آینـــه این قدر تماشایـــــی نیست

      حاصل خیــــره در آیینـــه شدنهـا آیا
      دو برابر شدن غصه ی تنهایی نیست؟!

      بــی‌سبب تا لب دریا مکشان قایـــق را
      قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

      آه در آینـــه تنهـــا کدرت خواهد کـــرد
      آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

      آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
      حال وقتــی بـــه لب پنجـــره مــی‌آیــــی نیست

      خواستم با غم عشقش بنویسـم شعری
      گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست

      فاضل نظری

  15. 15
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! این چند داستان مثالی بود از زندگی مختلف انسانها یا زندگی انسانهای مختلف… وقتی درد دل بعضی از دختران و پسران از جمله همنوعان را گوش میکنم به فکر فرو میروم و افسوس میخورم که چرا نمیتوانم برایشان کاری انجام دهم؟! دوستانی که به من اعتماد میکنند و از زندگیشان برایم میگویند و چقدر دیر شده و نمیتوانم کاری انجام دهم… مدتی است که چراغ خاموش به محله میام و حرفی برای گفتن ندارم و اگر هم حرف دارم نگفتنش بهتر از گفتنش است تا کسی را نرنجانم… واقعیت چیست و کجاست؟! واقعیت همینجا در دل دوستان است که کسی نمیتواند بپذیرد یا بشنود… با تشکر از تو که اجازه دادی و موقعیت را فراهم کردی تا چند جمله ای بنویسم!

    • 15.1
      سارای سارای says:

      سلام برشما آقای عدسی…تشکر از حضورتون
      من زیاد از زندگی بچه ها نمیدونم…همشون فقط شادیهاشونو با من قسمت کردند اونایی که باهاشون بودم
      فقط امیدوارم که دوست خوبی براشون باشم و وقتی درکنارشونم اونام مثل من که باهاشون شادم…با من احساس شادی کنند
      خوشحالم کردید ممنونم از حضورتون.

  16. 16
    مظاهری says:

    آقای عدسییییــــِِِِِِِییییییِِِِـــِِِِیییــیی خخخخ،
    سر بزنید بیشتر!
    و اما من!
    حس میکنم بستگی به چیزی داره که میخواستی!
    اگه، مثلا عروسک میخواستی حالا مسلمه که دیگه به دردت نمیخوره، ولی پول آره!
    یا یه خوراکی وقتی گرسنه باشی آره، ولی وقتی سیر شدی به درد نمیخوره،
    یه نمره ی بیست، یه مدرک، یه لبخند از طرف یه نفر در موقعیتی خاص،
    یه حمایت ….
    یه تفریح حتی در موقعیتی خاص، یه یاد گرفتن مهارت در زمانی که نیازش داشتی، بسته به انسانها و نیازهاشون و افکارشون فوق العاده متفاوته به نظرم!
    شخصا خوشم نمیاد بعد از یه مدتی به خواستم برسم، شد که شد، نشد جایگزین واسش پیدا میکنم،!
    درگیرش نمیشم!
    غصشو میخورم شاید، ولی تا حالا که پیش نیومده خواسته ام بعد مثلا چند سال برآورده بشه خوشحال بشم، البته تو زمینه ی مادی تجربش کردم، شاید در موارد دیگه اینطوری نباشم،
    به فرض مثال کوچیک که بودم دختر عمم النگو داشت،
    من کلی حسرت میخوردم،
    حالا دارم ولی چی جبران شد؟!
    آیا حس خوشحالی که اونوقت در اون زمان میتونستم داشته باشم رو دارم؟ نه!

    • 16.1
      سارای سارای says:

      سلام زهره جان…مرسی که اومدی
      با حرفات موافقم…منم بچه بودم همه چیز نداشتم…الانم اونطوری نیست همه چیزایی که میخوامو داشته باشم…
      مثلا من ۶-۷ ساله بودم زمان جنگ برادرم اسیر بود
      بابام هم نتونست برای ما لباسی چیزی عیدی بخره
      اما برای بچه های برادرم لباس خرید
      اون وقت من خیلی دلم لباس نو میخواست بغضم گرفت
      ولی الان خوشحالم که بابام این کارو کرد
      خیلی چیزای دیگه نداشتم و دوست داشتم داشته باشم
      اما نمیدونم چرا همشون یک خاطره قشنگ شدن برام
      یادشون میفتم دوسشون دارم

  17. 17
    سمانه says:

    سلام منم دلم کیک شکلاتی به همراه دو چشم بینا میخاااد خخخخ من همیشه میگم مثلا چه فایده که مشکل بینایی من چندین سال دیگه بر طرف بشه من الآن تو اوج جوونی بهش نیاز دارم الآنه که میخامش و باید ازش استفاده کنم نه چندین سال دیگه مثلا تو سن پنجاه سالگی بیناییمو به دست بیارم ولی چه فایده تو اون سن که اکثرا مشکل بینایی پیدا میکنند و این جوونی منه که از دست رفته و نتونستم مثل تمام بیناها ازش استفاده کنم و لذتشو ببرم

    • 17.1
      سارای سارای says:

      سلام سمانه جان….مرسی که اومدی و برام نوشتی…شما را هم جستجو کردم نیافتم…خخخخ…قبلا فایل رهگذر و که برای تولدت گذاشته بود گوش داده بودم…اون اومد بالا تو سایت…یه بار باید برم کیک شکلاتی بخرم توی محله پخش کنم…دل همه آب افتاد…خخخ…فدات بشم…شاد باشی همیشه

  18. 18

    سلام سارای
    فایل غم انگیزی بود
    من اگه آرزویی داشته باشم و بهش نرسم دیگه برام مهم نیست که در آینده بهش برسم یا نه چون وقتی رسیدم دیگه نمیتونم اون رو به عنوان آرزوی برآورده شده قلمدادش کنم.
    امیدوارم همه به آرزوهاشون برسن و هیچ آرزویی برآورده نشده نباشه.
    پست دومت بود انگار اولش فکر کردم اولین پستته اما یادم اومد که یه پست آهنگ ترکی داشتی.
    خوب و قشنگ بود وقت کردی جواب کامنتهای دوستان رو هم بده عزیزم.

    • 18.1
      سارای سارای says:

      سلام پریسیما…. عزیزم….قربون محبتت….خیلی اون بالاها دیگه هی نوشتم….خخخ…میترسم باز بنویسم هی تکراری باشه جواب کامنتام…خخخ
      تو رو میبینم همش پریسا هم میاد به ذهنم…پریسا کجاست؟حالش خوبه؟
      ببخش دیر شد جوابم.
      حالا باید بیفتی دنبالم هی کامنتا رو اصلاح کنی یا تذکر بدی هاااا…خخخ
      جواب نمیدادم دردسرت کمتر بود
      شاد باشی همیشه

  19. 19
    یکی از شما یکی از شما says:

    دوباره سلام.
    نه چرا فحش! خیلی خوب بود. اگه منو ناراحت کرده دلیل نمیشه بد باشه که. عالی بود و به جا. اتفاقا لازم بود که خواستههام یادم بیاد.
    آرزو که خوبه و هیچ اشکالی نداره آدم حتما باید آرزو داشته باشه و تلاش کنه بهش برسه. ولی خواستهها یه خرده فرق دارن. خواستههای آدم چیزهایین که معمولا تو مدت زمان کوتاه و مشخصی بهشون میرسیم و براورده میشن. اما ممکنه ادامه هم داشته باشن. مثلا من خیلی دوست داشتم برم تیاتر ولی پولشو نداشتم. ولی خب اینطوری نبود که یه بار برم راضی بشم. ولی به هر حال این یه خواسته بود. که الان هم هست ولی کمتر. ولی اگه اون موقع براورده میشد. الان تأثیرات سوءی رو من نمیذاشت و حتی شاید مسیر زندگیمو تغییر میداد و خیلی چیزهای دیگه که خواستههای بزرگ و خاصی نبودن. ولی من شرایط به دست اوردن اونا رو نداشتم.
    چون من به خیلی از اینا نرسیدم، وقتی اون فایلو گوش دادم،اذیت شدم. حتی اگه زمان رسیدن به بعضی از خواستههام گذشته، الان که بهشون فکر میکنم اذیت میشم.

    • 19.1
      سارای سارای says:

      سلام آقای یگانه
      تشکر از اینکه باز اومدید
      حق با شماست…ولی خب زیادم روانشناسانه قضایا را موشکافی کنیم دنبال دلایل ناراحتی بگردیم که حل نمیشه…یه بنده خدایی در مورد افکار مزاحم میگفت زمان بندی کنیم و اجازه ندیم همیشه و هر زمانی بخوان جولان بدن توی ذهنمون و حالمونو خراب کنند…یه زمانی رو اختصاص بدیم…بهش فکر کنیم…بعد بزاریمش کنار…بگیم الان دیگه تموم شد فکر و خیال و غصه و هرچی…برم نوبت شادیه…الان زمان شاد بودنه و باید خوش باشمو بخندم…میتونیم یواش یواش افکار مزاحمو از خودمون دور کنیم…و زمانشونو کم کنیم و دست و پاشونو ببندیم.
      امیدوارم دیگه باعث ناراحتی شما نشم

  20. 20
    مهدی ترخانه says:

    سلام سارای
    خوبه هر وقت اسم شما رو میبینم به یاد اون فیلم ترکمان می افتم و شخصیت خانم اون فیلم که سارای بود . بگذریم .
    سه خط داستان ,ولی پر از معنا .. نکاتی که ما اینقدر کوچکند و ساده , که ما نمی بینیم .
    همش برای حل مسایل خودمون به دنبال کلید هایی طلایی و فرمول های پیچیده هستیم . به درد من که خیلی خورد یکی از بزرگ ترین علامت سوال های زندگیم رو میشه با این جواب ساده ] پاسخ داد . باید بهش خوب فکر کرد تا مفهومش رو درک کرد , با اوج سادگیش خیلی کاربردیه .
    چشم ها را باید شست ,
    جور دیگر باید دید .
    خیلی خوب میشد اگه مغزمون هم یک دکمه یا شرت کات برای refresh شدن می داشت .!

    • 20.1
      سارای سارای says:

      سلام آقای ترخانه
      تشکر از حضور گرمتون
      من یکی که آلزایمر دارم نسبت به ناراحتی هام
      واقعا بعضی وقتا یه جوری فراموش میکنم نارحتیمو که اصلا یکی میاد یادم میندازه مثلا فلان کارو انجام داده و منو ناراحت کرده اصلا یادم نمیاد.
      اصلا حوصله کش دادن مسائلو ندارم
      کلا بعضی چیزا حل نمیشه فقط باید فراموش کرد و بهشون فکر نکرد.

  21. 21

    سلام خانم سارایی ممنونم از داستان زیباتون با این موافقم که ما به یه شیء یا یه انسان دلبستگی پیدا میکنیم ولی وقتی از زمانش میگذره دیگه علاقمون کمتر میشه
    ولی یه چیزایی هست که ما شاید تا آخر عمرمون هم نتونیم فراموش کنیم موفق باشید.

    • 21.1
      سارای سارای says:

      سلام آقای خورشیدی
      ممنونم که اومدید و برام نوشتید
      خیلی بالا زیادی حرف زدم…خخخ…الان همه حرفام دیگه تکراری میشه
      امیدوارم روزهای خوب و خوشی براتون رقم بخوره که فراموش کنید ناراحتی رو میگید.

  22. 22
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! چه آرزو هایی داشتم و چه مدت بعد به آن دست یافتم و خوشحالم و خندانم و شاکرم که به آرزو هایم رسیده ام، در کودکی دوچرخه سواری را دوست داشتم و یک سال است که دوچرخه سوار شده ام! زمانی به آرزویم رسیدم که بعضی از دوستان همنوعم نیز دوچرخه سواری کردند، من حکمتی در دیر رسیدن به بعضی از آرزو ها میبینم!

    • 22.1
      سارای سارای says:

      دوباره سلام…و دوباره تشکر که باز سر زدید
      منم دوچرخه سواری دوست دارم…خودم نداشتم اما دور از چشم مخالفین دوچرخه سواری بانوان توی محلمون شبها با داداشم خیلی رفتم دوچرخه سواری…خیلی کیف داشت…الانم دوست دارم یکی برای خودم بخرمو باهاش برم محل کار…مامانم که حسابی روشنفکره و موافق…نمیدونم شاید یه روزی بخرم…از این دونفره هاشم که دوتا رکاب داره خیلی دوست دارم سوار شم…خخخ

  23. 23
    سیتا says:

    سلام سارایی عسیسم خوبی
    خب بعدا دانلود میکنم خخخخخ
    بابا دانلود کردم فقط به خاطر تو،،،
    خب بعدا میگوشم، دیگه اینو که نگفته بودی گلم.
    راسی امیر عباس کیه آجی جان؟
    منم دلم کیک شکلاتی میخواد منو باش این پست آموزش شکلاته نگو که خود شکلاته
    سارایی گلم خودت کیک شکلاتی دلم برات لواشک یعنی خیییییییلی تنگ

  24. 24
    cheshmak says:

    سلام
    خوب چی میشه گفت واقعا این بر میگردد به شخصیت برخی افراد دیگه
    برای برخی واقعیت دارد برای برخی خیر
    نمیشود گفت برای آنانی که واقعیت دارد سختگیری افراطی است و برای برخی دیگر نه
    ولی عجیب است، عجیب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − هشت =