نبین های عاقل !به حرف رعد دانا گوش کنید

سلام.این روزا میخوام شروع کنم به نوشتن پست های طنز غلط ننویسیم. اما واقعاً نمیتونم طنز بنویسم.
فک کنم دپرس شدم. نه بابا کمی دلشوره درون دلم به قول مشتبهی نمکک زده .

بی خیال طنز خخخ البته توی کامنتا اگه خواستید طنزش کنید . هاهاها ی بارم شما بطنزید و رعععد بخنده . ثواب داره به خدا ههههه

—————————-
کمی الان خط فاصله کشیدم. یعنی بحث داره عوض میشه . شما متوجه میشید که خط فاصله ، اونم از نوع نقطه چینش کشیدم ؟؟؟هاهاها
بریم برسیم به حرفای خودمونیمون

بچه ها کمی ازتون میترسم ، میگم نکنه ناراحت بشید . ولی دلم میگه : رعد نترس ! برو جلو ! تو میتونی خخخ تو توی دلت هیچی نیست و هدفت کمک به نبین های مادرزاده . نهایتش اینه که به ی عده بر میخوره ولی تو رو که نمیکشن. خخخخ
خدا تورو زده رعععد هاهاها نهایت اینه که این نبین ها هم میزنن توی سرت خخخ ولی خب جا خالی بده …. غمی نیست

من رعععد آسمانیم ؛ وجود انسانی ندارم ، آوایی در دل آسمانهایم . گویا و خوش زبانم خخخ پندت دهم فراوان با آنکه به قول خودم نبونم و به قول جناب چشمه زبون کوتاهم خخخ
گوش کنید ببینید چی می خوام بگم …………….

تا حالا از اطرافیان پرسیدید که تیک دارید یا نه ؟ بچه ها آیا از دوستها و نزدیکاتون پرسیدید که آیا الکی به خودتون حرکت میدید یا نه ؟

ده روز پیشا بود که توی اتوبوس با همکارم نشسته بودم. ی پسر نبین هم روی یکی از صندلیایی که رو به روی خانوما بود، نشسته بود .

اتوبوس خلوت و رادیو هم در حال پخش آهنگ بود . نبین عزیز ما ، بی جهت خیلی خودشو به طرفین حرکت میداد . جوری که همکارم فک

کرد این بنده خدا شاید از لحاظ عقلی هم مشکل داشته باشه . اما من توجیهش کردم و گفتم ما با دیدن یاد گرفتیم که چطور بیاستیم و

در هر زمان چه ژستی بگیریم. این بنده خدا به احتمال الان با شنیدن این آهنگ حس خوبی بهش دست داده .

و بعد در مورد میمیک صورت که نبین ها در موردش بی اطلاعن صحبت کردم. و برای اینکه بهش ثابت کنم ؛ به سمت اون نبین رفتیم و باهاش کمی صحبت کردیم.

البته نمیدونم چرا به سمت من نگاه نمیکرد.؟؟؟؟؟؟

و به جای اینکه به سمت من نگاه کنه صورتش سمت پنجره بود. خلاصه باهاش حرف زدیم .و نوع کلامش نشان از تحصیلات و شعور بالاش میداد.

همکارم به من گفت : رعععد چرا به تو نگاه نمیکرد ، منم الکی گفتم به احتمال زیاد شنواییش مشکل داشته خخخخ الکی گفتم هاهاهاها

بعداً که با یکی از نبین ها صحبت کردم ، حرف جالبی زد ، گفت اون بنده خدا خوب میدونسته که صدا از کدوم سمت میاد ولی به احتمال

زیاد نمیدونسته و یاد نگرفته که باید صورتشو به سمت صدا و مخاطبش ببره .
ای ددم واااای .

یعنی چی اونوقت ؟؟؟؟؟؟
این یعنی فاجعه . (میمیک صورت بخوره توی کلۀ رعععد .) جان رعد خیلی مهمه که وقتی با کسی حرف میزنید و یا کسی با شما حرف میزنه صورتتون به اون سمت باشه .
______________________

خب الان ی خط فاصله کشیدم اومدم اینجا که نتیجه گیری کنم .

۱- وقتی راه میرید سر مبارکتونو ثابت نگه دارید و حرکت اضافه بهش ندید .

۲- خواهشا از بیناهای اطراف بخواهید که اگه تیک دارید بهتون گوشزد کنه

۳- رععععد بزرگ یک پدیدۀ قرنه . قدرشو بدونید . چرا که هر هزار سال یکی مثل من متولد میشه که با همه خوبو بدیاتون ، دوستتون داره . ____________________________

سخنی با مدیریت محترم :
برچسب زدن یعنی چی ؟؟؟

من سمت چپ گزینه های آموزشی و حرف های خودمونیو تیک زدم ؛ اینا میشه برچسب ؟؟؟؟ بر خلاف همیشه طنزو نتیکیدم خخخخ
به نظرم این مورد از صدتا پست آموزشی ، علمی تره خب .
اگه مدیرا ببیند چیارو تیک زدم ، از اعتماد به عرش رععععد بزرگ ،خودزنی میکنن و راهی ترکستان سفلی میشن .

رعد بارانی

درباره رعد بارانی

سلام .اینجانب خانوم باران.ملقب به رعد بزرگ هستم . البته اسم مستعارم بارانه . در آذرماه سال 57 به دنیا اومدم. . به صورت کاملا اتفاقی با نابینایی موفق اشنا شدم و به این محله اومدم.و خودم بینا و متاهل هستم. از اخلاقام بگم:. آدم رک و بی شیله پیله ای هستم.و هیچ چیزی نمیتونه منو عصبانی کنه چون سریع از اون آدمی که اذیتم کرده یه دنیا دور میشم و تنهاش میزارم.خخخ دیگه باید بدونید دروغ نمیگم ، از هیچ کسی هم بخاطر مقام و موقعیتش تعریف نمیکنم. باید بگم چندتا چیزو در این دنیا خیلی دوست دارم ، کوه ، درخت و باران.از نگاه کردن به این سه تا سیر نمیشم. عاشق پیییاده روی هستم ، در ناراحتی و خوشحالی ، در شادیو غم ، در درد و در بی دردی میرررم پیاده روی که همه چی بهتر از قبل بشه ...
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

175 پاسخ به نبین های عاقل !به حرف رعد دانا گوش کنید

  1. 1
    رهگذر says:

    سلاااااااااااااام… حالا یعنی رهگذر بدبخت فلک زده اجازه داره اینجا بشیطونه؟ میترسم بخداااااااااااااااااااااااااااااا…. هاهاههاهاهاهاهاههاهاهاها… دارم میترکم از بی تحرکی خب…

    • 1.1

      بعله عزیزم اجازه داری این پست طنزه و میتونی توش شوخی هم بکنی.
      حالا نترک خخخ

    • 1.2
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      رهای من ، تو اینجا سمت مدیرو داری . گویا شبو شور هم نیست ، چون از کامنت پریسیرت فهمیدم ، بقیه هم که زبون در کام کشیدن ، بزن پستو تبدیل کن به کوه آتیش فشفشون ههههه
      راستی رها تو نبین زیاد دیدی .
      جان رعععد ، رهارو کفن گلدوزی کنم ، آیا نبین ها به این حرکات دچارند ، یا اون یکی از استثنائات بوده ؟؟؟؟؟؟؟
      رها باید رهااااا و بدون محافظه کاری باشه خخخخ

    • 1.3

      واااای رهگذر خودمون تو را خدا کمی شیطنت کن! تو را خدا کمی شیطنت کن
      به خدا دلم برای شیطنت هات تنگ شده عزیزم شیطونی کن
      بچهها به شیطونی های تو عادت کردند و دلشون تنگ شده.

  2. 2

    سلام رعد
    اتفاقا به موضوع خوب و مهمی اشاره کردی.
    خیلی از بچه های نابینا به خصوص نابیناهای مطلق تیک دارن و اون تیکها شامل تکون دادن سر, تکون دادن بدن, بازی با روسری, بازی با دستها به صورت نامتعادل, گذاشتن دست روی چشم, پایین بردن بیش از حد سر, مدام و بی وقفه چرخیدن و حرف زدن
    اینایی که گفتم رو از نابیناهای زیادی دیدم و اگه مثالهای دیگه ای به ذهنم برسه یا یادم بیفته باز میام و مینویسم.
    خب اگه خانواده یا اطرافیان نابیناها بهشون اشکالاتشون رو گوشزد کنن این مشکلات کمتر میشه اما واقعا بعضی از نابیناها رها شدن و بهشون اهمیت داده نمیشه.
    به نظر من باید سمج بود و پرسید.
    خونواده ی من خدا رو شکر خیلی خوب به اعمال و رفتار من دقت میکنن و نمیذارن دست از پا خطا کنم اما خودمم مدام میپرسم وقتی یه کاری رو از دوستم میبینم و ازشون میپرسم بهم میگن که چقدر زشته که یه دختر مدام به جلو و عقب حرکت کنه و حرف بزنه.
    حالا نگاه کردن:
    ببین به نظر من حتی اگه نتونی چشم تو چشم به طرف نگاه کنی چون احتمال اینکه نشه کامل به چشمای طرف مقابل نگاه کرد باید و بازم میگم باید به سمت کسی که باهات حرف میزنه برگردی و بهش با این کار احترام بذاری
    همونطور که ما انتظار داریم که یه بینا موقع حرف زدن با ما بهمون نگاه کنه ولو اینکه مطمئن باشه که ما اونو نمیبینیم.
    برچسب هم نوشته هایی هستش که من الآن نوشتم و به عنوان برچسب نمایش داده میشه مثل توصیه های رعد و اینا.
    اینا رو باید بنویسی و محل نوشتنش هم قسمت برچسبها و افزودنشه اونجا تو کادر باید فارسی بنویسی و بدون فاصله یه کامای انگلیسی , بذاری و باز بدون فاصله فارسی بنویسی بعد افزودن رو بزنی.
    اونایی که تو انتخاب کردی دسته هاست و اتفاقا درست هم انتخاب کرده بودی فقط من متفرقه رو برداشتم چون دسته بندی شده بود و جزء متفرقه ها نمیشد.
    بازم ممنون از پست
    موفق باشی.

    • 2.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      بهبه . معلومه که کار بلدی .
      خب دخترم پس بیا ازین پست ها بزن .
      گویا هم میدونی و هم زیرزیرکی میبینی و هم میتونی هههههه
      رهاایی این پریسیرت واقعا نبینه ؟؟؟

  3. 3
    رهگذر says:

    چون میدونم حواست به لایکه.. نیمیزنم براد تا کش و قوس بیاد جونت…هاهاهاههاهاههاهاهاهاها…
    بقول بچا مدالمو رد کون بیاد.. مدالمو بدین برم… میخوام به قربونش برم… عاشقشم.. دیوونشم.. از صب تا شب در خونه تم… مدالمه میخوامش.. دنبالشم میپامش.. هر چی داره تو دنیا.. میخوام کنه به نامم… هاهاههاههاهاههاه…
    آهاااااااااااااااای رهگذری تا لنگه دمپایی نیومده سمتت بزن به چاک… برو تا نزدیم بیمیری…
    ببخشید… رفدم… شکلک دختر کبریت فروش… شکلک کوزت… شکلک همه ی آدم مظلومای تو فیلما و قصه ها از دوره ی رنسانس به این ور…آه…
    مرسی آق داداش.. خیلی پست مفیدیه.. باور کن.. خیلی…
    بچا به حرف رعد دانا گوش کونید…
    تو فرهنگ خاور دور لاک پشت نماد خردمندی و داناییه…خخخخخخخخخخخ.. همینطوری گفدم.. منظوری نداشتم… هاهاهاههاهاهاهاها…

    • 3.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      فک کردی نفهمیدم که پست مهربان خانوم هم لایک نکردی خخخ
      هزاران لایک در آخرت به من مدیون میشی .
      اگه معنی لایک رو میدونستی ، فراموشت نمیشد
      در ضمن اگه من لاک پشتم تو هم کلاغ هستی هاهاها
      نازنینا!… لایک یعنی انتخاب
      یعنی: از بنده سلام از تو جواب

      لایک یعنی دل به ما بستی رفیق؟!
      لایک یعنی یاد ما هستی رفیق؟!

      لایک یعنی: مطلبت را دیده ام
      یعنی: احوال تو را پرسیده ام

      لایک یعنی:در رفاقت، کاملی…
      لایک یعنی: نیستی و… در دلی!

      لایک یعنی:دوستی را لایقم؟…
      تو: حقیقت… من،”مجازن عاشق”م!

      لایک یعنی:کار و بارم خوب نیست…
      تو نباشی، روزگارم خوب نیست

      لایک یعنی:بغض لبخندم شکست…
      دوری و جای تو گلدانی نشست

      لایک یعنی:مثل جان و در تنی…
      لایک یعنی:خوب شد تو با منی!

      لایک یعنی:حسرت و لبخند و آه…
      می شوم دلتنگ رویت گاه گاه

      لایک یعنی:جای پایت بر دل است…
      دوری از تو جان شیرین!… مشکل است

      لایک یعنی: نکته های پیچ پیچ…
      لایک یعنی:جز محبت، هیچ… هیچ!

      لایک یعنی:از سکوت من بخوان!…
      لایک یعنی:در کنار من بمان!

      لایک یعنی: خنده های ریزریز…
      لایک یعنی: دوستت دارم عزیز!

      • 3.1.1

        رعد شعرت را صفحه خوانها بد میخونن

        • رعد بارانی رعد بارانی says:

          حالا چی درست شد ؟؟؟ صفحه نخونای تقلبی ننگ بر شما . خواهش میکنم درست بخونید
          نازنینا!لایک یعنی انتخاب
          یعنی:از بنده سلام ازتو جواب
          لایک یعنی دل به ما بستی رفیق
          لایک یعنی یادما هستی رفیق؟
          لایک یعنی:مطلبت رادیده ام
          یعنی:احوال توراپرسیده ام
          لایک یعنی:دررفاقت،کاملی
          لایک یعنی:نیستی ودر دلی!
          لایک یعنی:مثل جان و در تنی
          لایک یعنی:حسرت و لبخند و آه
          می شوم دلتنگ رویت گاه گاه
          لایک یعنی:جای پایت بر دل است
          دوری از تو جان شیرین!مشکل است
          لایک یعنی:نکته های پیچ پیچ
          لایک یعنی:جز محبت،هیچ هیچ
          لایک یعنی:از سکوت من بخوان
          لایک یعنی:درکنارمن بمان!

      • 3.1.2

        سلام سلام
        وای چقدر شعر قشنگی بود n v d a که خیلی قشنگ میخونه خخخخ

    • 3.2

      سلام رهگذر خیلی باحالی کلی خندیدم.
      خخخخخخخخخخخخ هاهاهاهاهاهاهاهاهاها

      • 3.2.1
        رعد بارانی رعد بارانی says:

        هاهاها
        به حسابش میرسم . بذار برمو برگردم. خخخ

      • 3.2.2
        رهگذر says:

        نوچ…
        بچه بودم مامانم میخواس بره بیرون منو نمیخواس ببره و من پشت سرش عرررررررر میزدم که منم میام میگف: نه مادر، داریم میریم لایک بزنیم…
        من میترسم داداشی… نعععععععععععع… با من نععععععع…

    • 3.3
      ساناز امیدی says:

      کجا کجا رها خانم تند تند نرو دست ما را هم بگیر بذار باهم شیطونی کنیم مثه گنجشک اینور و اونور میری ازین شاخه به اون شاخه اگه یبار دیگه ببینم اخم کرده باشی مثل کاغذ مچالت میکنم در آخر خیلی دوستت دارمحالا اگه من یوقت تییک دارم بهم بگو بای بای

  4. 4
    محمد says:

    سلام دوست عزیز. از این پست مفید و دلسوزانه ی شما کمال تشکر را دارم. جای اینگونه پستها از طرف دوستان ببین در سایت خالیه. تشکر.

  5. 5

    سلااااااااااام به رعععععععد عزیز و نازنین.
    رهگذر چرا لایک نزدی خخخخخخخخخخ. راحت باش پست رعد بابا چت آزاده ها پس شیطنت هم آزاده.
    آره رعد این را قبول دارم من یادم نیست کی و کجا شنیدم شاید هم یه مطلب روانشناسی بود که توی اون خوندم که اگر میخوای که کسی که با تو حرف میزنه حس نکنه که تو به حرفهاش گوش نمیدی باید به صورتش نگاه کنی, این مطلب برای بیناها بود, ولی من از اونجا یاد گرفتم که باید صورتم به طرف شخصی باشه که با من حرف میزنه یا من باهاش حرف میزنم…
    اما تیک را نمیدونم باید روش فکر کنم.یعنی تا حالا کسی بهم نگفته چون من یکی دوتا دوست دارم که میدونم بهم میگن چون که من باهاشون راحتم و اونها هم راحت خیلی چیزها را بهم گفتن.
    مرسی ازت من را به فکر انداختی که به رفتارم بیشتر فکر کنم.

    • 5.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر فاطمه .
      بله باید به چهره نگاه کرد . فک کن اگه من با ی نبین حرف بزنم و اون صورتش به سمت دیگه ای باشه ، حتماً خودزنی میکنم و رهارو قربونی میکنم .
      باسه عشق تو میدم قلبموبه چه آسونی میدم رهاییو قربونی خخخ
      رها بیمیره به حرفهای رعععد بگوشید

    • 5.2
      رهگذر says:

      سلام فاطمه جان. با حالی از خودته.. قربونت.. بوچ بوچ…

  6. 6

    وای اینجا چه خبرِ؟؟؟؟ من یه باره دیدم پنج تا کامنت اضافه شد خخخخخخخخخخخخخخخ.

  7. 7

    گل گفتی پریسیما من بچه که بودم دست روی چشمم میذاشتم اما خوانودم همیشه این را تذکر میدادن تا ترکش کنم.
    یه دایی دارم که خیلی از این کار من ناراحت میشد, بچه که بودم بهم میگفت: یه بار دیگه این کار را بکنی دستت را میبندم من هم فکر میکردم جدی میگه خخخخخخخخخخخخخخخخ.
    پریسیما راست میگه خانواده خیلی مهم هستن باید حواسشون باشه و بگن به بچه هاشون.

  8. 8

    سلام خانم رعد بارانی امیدوارم حالتون خوب باشه.
    رعد بزرگ این پست شما من رو یاد یک خاطره ای انداخت. من یک دوستی داشتم که مثل خودم نبین بود. ما زمانی که در دوران راهنمایی درس میخواندیم این دوست من دو تا تیک بزرگ داشت. یکی از تیکهاش این بود که با دستش گاهی اوقات به پیشونیش میزد. تیک دیگر دوستم این بود که سر کلاس عربی بعضی اوقات بالا و پایین میپرید البته این بالا و پایین پریدن دوستم شبیه رقص بود. معلم کلاس ما نابینا بود البته نه از اون نابیناهایی که هر اتفاقی که در کلاس میفتاد هیچ چی حالیش نبود دبیر عربی ما اتفاقا فرد بسیار باهوشی بود و برخورد بسیار تندی میکرد. نکته ای که میخوام بگم این هست که متأسفانه بعضی از دوستان نابینای ما از خودشون بعضی از حرکات را انجام میدن که در چشم مردم عادی جامعه برداشت غلطی میشه. چه بهتر که ما نابینایان هنگامی که میخواییم صحبت کنیم دقت کنیم که رو به فرد مقابلمون بایستیم تا فرد مقابل ما برداشت غلطی از شخصیت یک نابینا نداشته باشه. از تذکر به جای شما خانم رعد بارانی بسیار سپاسگزارم.

    • 8.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر هادی خان عاقل و خیلی با دقت .
      خب هادی خان واقعیتش ، مردم اطلاع کمی در مورد نبین ها دارن . و این نبین ها هستن که باید خودشونو وقف بدن. چاره ای نیست .
      هرگز نشه فراموش
      حرکت اضافه موقوف

  9. 9

    آره رعد الان درست میخونه مرسی.

  10. 10

    آموزش,
    آموزش های رایگان,
    اجتماعی,
    خاطره,
    صحبت های خودمونی
    این بالایی ها می شدند دسته یا موضوعات که تیک زدی.
    و اما این پایینی ها که یا خودت نوشتی توی برچسب ها یا ویرایشگران واست نوشتند و با کامای لاتین , واست جدا کردند از هم، اینها می شند برچسب تا یکی که توی اینترنت توی گوگل یا یاهو مثلا جستجو می زنه، با این دسته های بالا و برچسب های پایین، راحت ی مطلبو پیدا کنه. پس اینها برچسبند:
    توصیه های رعد بزرگ,
    توصیه ی رعد به نابیناها,
    تیک نابیناها,
    نگاه نابیناها
    ***
    —————-
    من همیشه زود زود دوش می گیرم، ضد عرق، ادکلن و عطر می زنم و آدامس فایو نعنایی می خورم تا وقتی با طرف مقابلم فیس تو فیس میشم، بوی خوش دهنم طرف رو به ادامه ی صحبت با من ترغیب کنه و ی تجربه ی خوشایند از صحبت با ی نبین شامل حال طرف بشه.
    متأسفانه به خاطر ثابت بودن توی محل کارم، وقتی زیاد بشینم، به حرکت غیر ارادی پام عادت کردم و فعلا ی شبه تیکه که داره به تیک تبدیل میشه. خدا به خیر کنه!
    اتفاقا به عنوان ی نابینا، منم بچه که بودم تیک ناشی از نابینایی داشتم. ریتم گرفتن با هر موزیک، گذاشتن سر روی میز هنگام صحبت معلم، تکان های شدید سر به اطراف، فرو کردن دست در چشم، بازی با دکمه های لباس و ی سری چیزای دیگه که بی خیال! خخخ
    فکر کنم از ده سالگی بود که تمام تیک هام رو خودم خودخواسته یکی یکی نابود کردم که البته این پروسه شش هفت ماه طول کشید.
    اما لمس کردن چیزی هست که هر چه قدر ببین ها باهاش مخالف باشند و هر چه قدر خودم اون رو کاری دور از عرف می دونم ولی تا حدی لمس کردن رو حق نابینا می دونم.
    شما راحت می بینید طرف چاقه، چی پوشیده، جیبش به علت چپاندن محتوای زیادی برجسته شده یا نشده، اندامش چه فرمیند، کجاش چه جنسیه و این ها ولی ی نابینا فقط و فقط ی صدا در اختیار داره و اگر چه که شاید مشکل خودش باشه ولی لمس رو برای حل این مشکل به کار می گیره که هر کسی از این لمس کرده شدن توسط ی نابینا خوشش نمییاد.
    بچه های نابینا به لمس کردن خیلی علاقه دارند و من هیچ وقت خودم شخصا به ی بچه ی نابینا نمیگم منو یا این وسیله رو لمس نکن چون این بخشی از حس کنجکاوی فرد نابیناست که هم با لمس کردن ارضا میشه و هم اطلاعات مفیدی از جهان اطراف به فرد نابینا میده.

    • 10.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مشتبهی منظور من از تیک این چیزا نبود .
      چون بازی با دکمه لباس و یک سری کارها توسط بیناها هم انجام میشه .
      منظور من حرکات های عجیبی که یک بینا اصلا انجام نمیده .
      اون آقای توی اتوبوس حرکتش خیلی زیاد بود .
      خدایا چرا رها نمیاد و به من کمک نمیکنه .؟؟؟
      _______
      مشتبهی معلومه که لمس کردن حق مسلم شماست .
      تازه من اگه مهربان خانوم و سانازیو ببینم چشامو میبندم و صورتشون هم لمس میکنم و اگه منو لمس نکنن ناراحت میشم . چون با خودم میگم نکنه منو دوست نداشتن خخخ
      راستی بچه های ابتدایی هم خیلی علاقه به لمس و بغل کردن دارن خخخ
      فک کن بچه نبین ها دیگه چی میشن خخخ
      راستی سر روی میز گذاشتن موقع حرف زدن استاد و معلم که امر پسندیده ای هست . چون نشان از خستگیه .
      مشتبهی من منظورم این حرکات نیست .

  11. 11
    سعید ویسی پور says:

    رععععد بزرگ یک پدیدۀ قرنه . قدرشو بدونید . چرا که هر هزار سال یکی مثل من متولد میشه که با همه خوبو بدیاتون ، دوستتون داره . ____________________________
    صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را،
    تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.

    سپاس برای ارسال این پست ارزشمند.

    • 11.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر سعید خوشبخت .
      میگم تو هم پدیده قرنی . چون من و تو و بقیه آذری ها دست خودمون نیست . خااااااصیم خاااااص هاهاها
      __________________
      در ضمن سعید باید به تو بگم :
      مادر دهر ندارد پسری بهتر از این

  12. 12

    سلام بر رعد عزیز
    چه پست ارزشمندی!
    راستش من بعضی وقت ها کمی تکون میخورم اما هروقت به خودم میام سعی میکنم که زود متوقف بشم اما همیشه سرم را بالا نگه میدارم نه خیلی بالا هاااااا
    هر وقت هم با یکی حرف میزنم چه نابینا چه بینا سعی میکنم که صورتم را به طرفش میگردونم تا به قول پری سیما بی احترامی نشه.

    • 12.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مهربان خانوم شاید نباید اسم این حرکاتیو که من میگم تیک گذاشت .
      چون تیک به قول شاگرد جدید ، حرکتی غیر ارادی در مواقع عصبی شدن و استرسه .
      شاگرد جدید گفت اسم این حرکات را باید حرکات ناهنجار گذاشت.
      وقتی کسی حرف میزنه و مثل پاندول خودشو حرکت میده خب به این حرکت میگن ؛ ناهنجار خخخخ
      شاگرد جدید و خوبم برو زود امتحان بده و بیا .

  13. 13
    محمد رضا خوشی محمد رضا خوشی says:

    سلام
    آخ آخ
    چه بد
    من اگر تیک داشتم بقدری از خودم بدم میامد که نگو
    این که میگی طرف صورتش را به سمت شیشه گرفته بوده به خاطر این هست که
    نابینا با گوشش ارتباط میگیره
    گوشش را طرف شما گرفته
    و صورتش سمت شیشه
    خب
    نابینا انقدر باید خوش‍تیپ و با کلاس بگرده که
    طرف عشق کنه
    نابینا باید جنبه داشته باشه که بینا ها راجع بهش نظر بدن
    اگر این جوری باشه بزرگ میشه
    این بود نظر،من

    • 13.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام خوبی پسر باهوشم.

      محمد خان یزدی فک کنم تو ازون با جنبه های نبین باشی.

      اگه من ی روزی ی جایی دیدمتون و گفتم که فلان حرکتو انجام نده ، نزنی منو مثل توپ گلبال پرتاپم کنی خخخخ

  14. 14
    سعید says:

    درود به خانم خانمای محله چه عجب دوباره دستونو بردید ازیکیاز نصایح ناب را در آوردید. نبان

    • 14.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلااااااااام بر سعید تنها و خالی خخخ
      آخه همه سعید ها با فامیلی میان ولی تو سعید خالی هستی خخخ
      پسر با ادب و مهربون خودم که همیشه به رعد میگه خانوم خانوما هاهاها
      رعد مثل زبل خانه و دستشو میبره و از توی انبان و کیسش برای نبین ها مطلبای سودمند میاره خخخخ
      سعید ای کلک خوب همیشه از معرفی خودت در میری ها خخخ

  15. 15
    سعید says:

    نمیدانم چرا کلمات جا بجا شد منظور انبان بود با پوزش.

  16. 16
    آرتیمان says:

    درود بر همکار گرامی نه تنها نمی زنیم توی سرت از این فکر تو استقبال می کنیم راستی شاید به این دلیل به تو نگاه نکرده که نمی خواسته مرتکب گناه بشه خخخخخخخه

  17. 17
    مهدی ترخانه says:

    خوب داش آکل با عصای سفیدش با یک سرفه بلند , که نشانگر اعلام ورودش هست . با عصای سفید طلا کوب اش که تازه خریده میاد تو .
    خب یه نگاه این ور یک نگاه اون ور .
    سرشو بالا گرفته و سعی میکنه که زیاد هم خم نشه … یک کم شونه هاشو میده عقب و مثل قدیما که ورزشکار بود کمی هم دوتا دستش رو از هم دیگه باز میکنه و با اعتماد به نفس داخل میشه .
    با صدایی پر از اعتماد به نفس با عصای سفید جواهر نشانش میاد و کنار رعد بارانی , روی صندلی میشینه .
    رویش رو به سمت رعد برمیگردونه و خیلی با ادب و محکم بهش میگه که تمام قد اومدم که لایکت کنم . داش مهدی اومد داداش . هر سوالی داشتی روی چشمم میذارم .
    میدونم که نیت رعد چیه و خیلی هم خوشحالم که این پست رو دیدم .
    تا کی باید هی از چیزهای خنده دار و خوشحال کننده بگیم .
    من یکی که اومدم اینجا چیز یاد بگیرم و چیز یاد بدم .
    من به خوبی میدونم که رعد داره چی میگه . خیلی خوب و عالی میتونم تصورش کنم که کل اون جمعیت چطور در مورد اون نابینا , که بر خلاف تصور دوست رعد و بقیه مسافران اون اتوبوس , چه مسخره و تلخ در مورد اون چیزی که میدیدند از اون نابینا , به سرعت قضاوت میکردند .
    چه خوب شد که رعد اون جا بود و به خاطر روح قشنگش و علاقه باور نکردنی ای که به بچه ها داره , با سماجت منحصر به فردی که فقط در رعد دیده میشه , به دوستش ثابت کرده که اشتباه میکنه .
    دوستان خیال میکنید چند تا ببین ما تو این دنیا داریم که بخوان اینقدر دلسوزانه برامون فرهنگ سازی کنند.

    • 17.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      وای چه قدر قشنگ فیلم داش آکل رو به تصویر میکشی .
      مهدی تازه نبین ،به نظرم تو حافظه خوب و دقت بالایی داری .
      این سایت به وجود تو خیلی نیاز داره .
      ببین الان بیشتر بچه ها منظور حرفای منو نگرفتن .
      فک کن مثلا یکی رفته خواستگاری و در اون جمع به جای اینکه روی مبل صاف و بی حرکت بشینه ،شروع کنه به حرکت دادن سرش به صورت پاندول ساعت . چقدر عجیبه .
      یا دست ببره توی دهنش خخخ
      مهدی مرسی که همیشه هستی .
      راستی من خیلی امیدوارم بیناییت برگرده . خییییلی

  18. 18
    مهدی ترخانه says:

    راستی یادم رفت سلام . خخخ
    حالا که چی همه یادشون میره دیگه . !!

  19. 19
    مهدی ترخانه says:

    من قد بلندی دارم و تازه گی ها دارم مراقبت میکنم که زیاد خم نشم و وقتی نشستم یا راه میرم تو دید مردم بد جلوه نکنه …
    کاش میشد یه جوری به دوستان اهمیت این مینیک و رفتار ما در چشم جامعه رو گوشزد میکردم .
    همین قدر بگم که خیلی از ساعات روز به این فکر میکنم که چطوری مراقب رفتارم باشم تا مبادا وضعیت جدید روی من اثر بزاره و به کل چون خودم رو نمیبینم , پس بیخیال نظر مردم باشم .
    چون میدونم خیییییلی تو طرز برداشت جامعه از من تاثیر داره .
    هر چی بگم کم گفتم .

  20. 20
    مهدی ترخانه says:

    من چه بخواهم چه نخاهم یکی از حس های پنجگانه ام رو از دست دادم . اگر چه به شدت به این اعتقاد پیدا کردم که این حس ها پنج تا نیستند و شش حس هستند.
    هیچ کس هم مثل من نمیتونه این قدر اطمینان داشته باشه .
    شاید شنیدید که میگن عقل مردم به چشمشون هست , هان؟
    اگر نبود که اینقدر مردم به آب و آتیش نمی زدند که با هزار تا بدبختی و آه و ناله برن و یک میلیارد پول ماشین بدند , اونم در کشوری که تو اتوبانهای استانداردش بیش از ۱۲۰ تا سرعت نمیشه راند . یا همش باید تو این ترافیک ها وقتت رو صرف کنی .
    مگه چقدر میتونه کولرش بیشتر خنکت کنه یا صندلی هایش چقدر میتونه نرم تر و منعطف تر باشه .
    خیال میکنید چقدر راحتی و امکانات داره که اون فرد رو قانع کنه که یک یا چند میلیارد پول بی زبان رو خرج راختی اش کنه .
    من کل زندگی ام رو تو ماشین های مختلف سپری کردم و همشون رو امتحان کردم .
    یا خانه هایی ویلایی که چندین و چند اطاق خواب و نشیمن داره . و رقم های نجومی صرفش میشه .
    اونم در کشوری که مادری برای تامین احتیاجات اولیه اش , مجبور به فروش کودکش میشه . و هیچ کس کمکش نمیکنه .
    تا حالا خیلی شنیدیم که فلان کار کلاس نداره یا خوش به حال اون دختره که دوستش ماشین شاسی بلند داره .
    خوب اینها رو گفتم که به اهمیت ظاهر تو جامعه مون بیشتر پی ببریم .
    ما تو دنیای بینا ها زندگی میکنیم . دنیایی که بینا ها اداره اش میکنند و برایش خوب و بد مینویسند .
    خیلی دوست دارم اگر چه میترسم به کسی بر بخوره ولی با تفاوت هایی که این دو دنیا با هم دارند , بیشتر آشنایتون بکنم .

    راستی رهگذر این محله تو این پست زیاد دست به عصا راه میره . بیچاره میترسه زیاد حرف بزنه . خخخ از رعد یاد بگیر . بچه جنوب شهر تهرون و بی باک . خخخ
    یادم نبود سنش بالاست اذیت میشه بنده خدا هی این پله ها رو بره بالا بیاد پایین کامنت بذاره . خخخ یه نگاه به ساعت کامنت من بکنه !!!
    بازم میام رعد بزرگ .
    هر سوالی داشتی از من نابینا بپرس تا همه بفهمند که نابینایان با حقیقت مشکلی ندارن .بلکه برعکس .

    • 20.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مهدی خان ، رها در حال قدم زدن در این پست اونم با عصای یاقوت نشان رعد بزرگه .
      ولی کسی که روحش رها و آزاده ، نهایت دو روز بتونه جلوی زبونشو بگیره خخخ روز سوم از سرزنش کسی واهمه نداره .
      رها کجایی بیا بابا هههه

      • 20.1.1
        رهگذر says:

        راس میگی مهدی… من عصا دس گرفدم ننه… بخاطر پیریه مادر… از این فضای مجازی میترسم یوخده ننه… وگرنه که تو دنیای حقیقی عصا ندارم… راحت با بچا مراوده دارم… حتی شده به آقایون گفتم این چه طرز لباس پوشیدنه؟ خخخخخخخخ… دعواشون کردم… بهشون میگم تو باس ریش بذاری. تو باس موهات بره بالا.. تو باس شلوار لی بپوشی و این لباس برازندت نیس مثلاً…یا بچه ابروهاتا وردار و موهاتا رنگ کن… ولی راجع به تیکها خداییش تا حالا حرفی نزدم… رعد خیلی بی باکه خداییش… بدونم بچه ها ناراحت نمیشن خب از این به بعد چیزی ببینم میگم بهشون…شومام خیلی کارت درسته آق مهدی… دقیقیا…خخخخخخخخخ… خب منم بچه جنوب اصفانم … یه بار یکی از بچا ازم پرسید من چه شکلی ام؟ بش گفدم تو دهنت گشاده… از این گوشِت شرو شده تا اون گوشِت رفده…خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ…
        حالا چشم… تیکها را هم میگم… فک میکردم بچا بدشون بیاد حرفی بزنم…اما میدونی چیه مهدی؟ من خیلی با بچا قاطی شدم دیگه برام خیلی عادی شده خیلی رفتارا… دیگه نمیبینم انگار.

        • آره رهگذر تو را به خدا به ما كه حتما بگو! جان هركي كه دوست داري بگو حتما حتما.
          يادت نره هاااااا
          ما اصلا ناراحت نميشيم
          دوست داريم هميشه رفتار هاي حركتي مون طبيعي باشه تا اونجايي كه ميشه
          ما اونوقت ها تو خوابگاه نمايش كه تمرين ميكرديم سعي ميكردند با تمام حركات به ما ياد بدند حركات صحيح خيلي براشون مهم بود و خيلي مهم بود كه ما حركات را درست انجام بديم

  21. 21
    مظاهری says:

    سلااام صبح شمااا به خیییرر،!!!
    فکر میکنم بازم پست با این موضوع داشتیم ولی هرچقدر این پستها بیشتر باشن بهتره مرسی رعد جان،
    من تیکم وقتی ظاهر میشه که استرس دارم، هی انگشتامو تقتقتق میشکنم،
    خلاصه که خانواده مدرسه یا حتی یه دوست صمیمی میتونه خیلی مفید باشه،

    • 21.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مظاهری مهربون و جسور خوبی ؟
      نه اینا تیک های مورد نظرم نیست. چون طبیعیه . و خیلی از ببین های ندید بدید هم بهش مبتلا هستن . خخخخ

      ولی مثلاً یه دختر نبین در حال راه رفتنه ، دستاشو خیلی با قدماش تکون بده . حرکت خیلی زیاد .
      راستی گفتی :بازم پست با این موضوع داشتیم ولی هرچقدر این پستها بیشتر باشن بهتره مرسی رعد جان،
      آره ی پست دیگه داشتم با موضوع زبان بدن و میمیک صورت . ولی در اونجا به این موضوع نپرداخته بودم .
      شاید هم قبلا یکی دیگه با همین موضوع پست زده که من بی خبرم .
      ممنون

  22. 22

    سلام بر رعد بزرگ توی این پست به مطلب مهمی اشاره کردید ما نابیناها خیلی باید مراقب حرکات و رفتارهامون توی جمع باشیم
    همون تیک ممکنه نظر خیلیها رو در مورد ما تغییر بده و اکثریت مردم دیدشون در مورد ما منفی بشه
    همین طور که دوستان اشاره کردن خانواده ها نقش مهمی توی برطرف کردن این مشکلات دارن مثلا میتونن اگه این حرکتها رو از ما دیدن بهمون گوشزد کنن که دیگه تکرار نشه
    در مورد صحبت کردن چهره به چهره هم من واقعا از اون شخص تعجب میکنم آخه من خودم هرکس باهام حرف میزنه خواه ناخواه صورتم رو به طرفش بر میگردونم ازتون تشکر میکنم پست خوبی بود.

    • 22.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر وحید خوش صدا .
      فک کن اون پسر بره ی زن ببین بگیره ،زنش داره باهاش حرف میزنه آقا صورتشو اونور کنه و دستش تکون بده و گاهی هم پاهاشو .
      آیا اون ونوسی نباید دیوونه بشه خخخ
      آیا اون ونوسی اگه راهی تیمارستان بشه عجیبه ؟؟هاهاها
      البته میگن مرد نبین و زن لال بهترین زوج دنیا میشن خخخ
      راست میگن به نظرت ؟؟؟

  23. 23
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! خطکشی اولی را مبایل من میگه دش دش دش —–خطکشی دومی را میگه اندسکر اندسکر ________ حالا بگو ببینم تو چرا روش خطکشی را عوض کردی و همان — را استفاده نکردی؟ پس حالا بیا برای من و دوستان توضیح بده که این خط— با این خط ___ چه تفاوتی دارد و شکلش را هم توصیف کن… تو که ادعا میکنی دانایی حالا داناییتو ثابت کن، اما مطلب بعدی… بیناهایی که توقع دارند موقع صحبت با نابینایان آن نابینا باید صورتش را به سمت صورت بینا میکس کند خیلی خودخواه و مغرور و متکبر هستند… وقتی دو فرد بینا با هم صحبت میکنند چشم در چشم میدوزند و بعضی از حرفهایشان را با اشاره ی پلک و ابرو برای یکدیگر میگویند و بعضی اوقات با حرکات لبها یا با اخم صورت با هم حرف میزنند… پس دو بینا برای این موارد صورت خود را رو به صورت یکدیگر میکس میکنند، به نظر من افراد بینایی که با نابینا صحبت میکنند و توقع دارند فرد نابینا مانند بینا صورت در صورت حرف بزند خود بینا کمبود دارد و نمیتواند تمرکز بگیرد و انتظار دارد با نگاه کردن به صورت طرف مقابل تمرکز بگیرد… مگر بیناها مشکلات ما را حل میکنند یا کمبودهای ما را جبران میکنند که از ما انتظار دارند که ما کمبودهایشان را با صورت در صورت جبران کنیم و برای ما تعیین تکلیف میکنند و اسمش را احترام به خود و طرف مقابل میگذارند؟! من وقتی به بعضی از قوانین احترام گذاشتن فکر میکنم خنده ام میگیره… مثلا راننده داره رانندگی میکنه و با پشت سریاش صحبت میکنه و بعضی اوقات بی اختیار سرش را به عقب میچرخونه و حرف میزنه… مثلا افرادی با تلفن صحبت میکنند و آنقدر سر و دستهایشان را تکان میدهند که کسی که از دورتر میبیندش چه فکری میکنه… عادتهای اشتباه بیناها بسیار عالی و خوب و خوشایند و قابل احترام است ولی باید برای نابینایان تعیین تکلیف کنند و اختیارات زندگی را از وی بگیرند و آنطور که بیناها دوست دارند مجبورش کنند زندگی کند و اسمش را احترام بگذارند… من اگر بخواهم از خودخواهی و خودپسندی و غرور و تکبر بیناها بنویسم مثنوی هفتاد من میشود پس همینجا به حرفهایم پایان میدهم و میکروفون را به رعد به اصطلاح دانا میسپارم تا بیاید مرا قانع کند که اشتباه میکنم… البته من منطقی حرف زدن را میپذیرم و فردی غیر منطقی نیستم، خوب حالا وقتش رسیده که برم کامنت های دوستان را بخوانم و دوباره بیام!

    • 23.1
      ساناز امیدی says:

      سلام من تا حدودی حرف های شما را قبول دارم ولی باید ببینیم چه کسی به آدم تذکر میده بستگی به طرفش داره ما نباید همه را یجور بسنجیم ما چیکار داریم ب کسی که خودش بده یا بیشخصیته ما باید از آدم های عاقل درس بگیریم اونا برای خودمون میگن من که شخصا از تذکر بجا و سازنده خیلی خوشم میاد

      • 23.1.1
        عدسی بشاشadasi says:

        درود! من هم خیلی ناجور نیستم ولی بحث و گفتگو را دوست دارم… کسی که خودش ظرفیت شنیدن تیکهای خودش را نداشته باشه و وقتی تذکر میدهد فقط انتظار دارد شخص نابینا بدون چون و چرا بپذیرد چون یک بینا دارد تذکر میدهد و راضی نمیشود وارد بحث و گفتگو شود… مثلا در یک مهمونی دو یا چند نابینا حضور دارند و بقیه بینا هستند همه شوخی میکنند و میخندند و اگر نابینا شوخی کرد بهش تذکر میدهند که نباید تو شوخی میکردی و وقتی به تذکر دهنده اعتراض کند فرد بینا میگوید: همه خیلی بد به تو نگاه میکردند… من بارها به تذکر بیناها اعتراض کرده ام و جواب قانع کننده ای برای تذکرشان نداشته اند و حتی حوصله ی بحث و گفتگو را هم نداشته اند… حالا هم اینجا این بحث را باز کردم ببینم به چه نتیجه ای میرسد… به نظر من کسی که موضوعی را باز میکند باید آنقدر ظرفیت داشته باشد که بتواند جوابهای قانع کننده به طرف مقابلش بدهد… این موضوع برای من بسیار جالب و خوشایند است که دوست دارم ساعتها وقت بگذارم تا به نتیجه برسم!

        • رعد بارانی رعد بارانی says:

          سلام بر عدسی بهونه گیر .
          خوب نخوندی دیگه خخخ
          من نگفتم بیا حرکات چشمو و ابرو رو انجام بدهد. ولی واقعا هیچ موجود زنده ای اگه صورت شما به سمتش نباشه عکس العملی از خودش نمیتونه انجام بده .
          من این آزمایشو روی حیوانات هم انجام دادم . مثلا گربه ها وقتی سرمون و صورتمون به طرفشون میچرخه میو میو و ادا و عشوه میان خخخ
          پس اینو بدون اگه کسی داره باهات حرف میزنه روتو اونور کنی خیلی بد میشه .
          بعد فک کنم تو نیش زدنت خیلی وحشتناک باشه .
          به شخصه اگه زن یا مردی رو ببینم که در جمع های مختلط شوخی های خارج از عرف میکنه به هیچ وجه باهاش در ارتباط نخواهم بود . بهش اعتراض نمی کنم ولی ازش فاصله میگیرم .
          از من به تو وصیت اگه میخوای محبوب دلها باشی در جمعی که ونوسیا هستن شوخی خارج از عرف نداشته باش .
          بعد تو به نصیحتهای همسرت گوش کن ،همین کافیه

  24. 24

    سلام بر رعععععععععععد بزرگ.
    به من که بر نخورد یعنی این طور آدمی هستم من خخخخ
    تمام حرفای شما درسته ولی در مورد تیک های عصبی متأسفانه نمیشه کاری کرد من تا حالا هر دوستی که داشتم و تیک عصبی هم داشته هر چی ما یا دوستای بیناش بهش گفتیم افاقه نکرده بعضی ها صریح و ساده میگن به تو چه دلمون میخواد بعضی ها هم میگن دلمون میخواد مثلاً سرمون رو به چپ و راست تکون ندیم ولی نمی تونیم و یادمون میره و بعضی ها هم میگن که این کار بهمون آرامش میده به کسی که ضربه نمی زنه شما چی کار دارید که میگید!؟؟
    خلاصه که من یک مورد هم ندیدم که تیک عصبیش رفع شده باشه.
    خیلی کار قشنگی می کنید که این ها رو می نویسید.
    موفق باشید.

  25. 25
    هستی says:

    سلام رعد جونم در کل خیلی با حالی تو نمونه ی بارز یه دوست خوب هستی به قول قدیمیا دوست خوب باید آینه ی دوست باشد من خودم هیچ تیک خاصی ندارم و همیشه سعی می کنم تمیز و شیک پوش باشم و به دوستام هم این روسفارش میکنم برای اینکه ماها زیر ذره بین هستیم و اگه یه وقتایی از نظر ظاهری به خودمون نرسیم موجب ترحم بیشتر مردم قرار می گیریم و من به شدت از این موضوع متنفر هستم و همیشه در مراسم ها و مهمونی ها البته اگه حمل بر خود ستایی نباشه از همه سرتر هستم و ازدوستهای گلم هم می خوام که همیشه خوش تیپ و شیک پوش باشنرعد عزیزم از تو هم به خاطر این پست خوشگلت بی نهایت سپاسگزارم دوستت دارم زیاااااااد

    • 25.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر هستی خانوم.
      ببخشید دخملم کمی صدات و چهرت برام آشناس .
      کجا دیدمت نوه خوبم ؟؟؟
      خیلی دخمل تیزی هستی که خودت از همه میخوای بهت بگن . اینجوری دوستات باهات راحت و بی رودربایسی حرف میزنن

  26. 26
    بانو says:

    سلام بر رعد گرامی
    واقعا پست عالیی هست از اون پست ها که اگر تامل کنیم حتما رستگار میشیم.
    من هم قبلا یه پست در این خصوص زدم, بچه ها کامنت های جالبی گذاشتند که فکر کنم عنوانش تیک تیک یا یه چیزی تو همین مایه ها بود ….. باز هم ممنون از توجهتون

  27. 27
    مهدی ترخانه says:

    از قدیم گفتند خواهی نشوی رسوا ==همرنگ جماعت شو .
    درسته که ما از بعضی از بینا ها دل خوشی نداریم . و شاید کسانی مثل من باشند که از دل خوش نداشتن از بابت نابینایی گ, خیلی بیشتر رد شده باشند . ولی نمیشه که اینجوری با لجبازی از جامعه مون بخواهیم که اونها بیاین و با کمبود های ما بسازند . ما میخواهیم اینجا به یک راه حل خوب و آموزنده برسیم و با لجبازی چیزی درست نمیشه .
    من زمانی که دارم موزیک گوش میدم و هدفون تو گوشم هست , کارهایی میکنم که برای بقیه خنده دار هست . این در زمان بینایی ام هم صادق بود . خیال میکردم که تمام دنیا دارن مرتضی پاشایی گوش میدن خخخ فقط از این متعجب بودم که چرا این آکله گرفته ها آهنگ به این قشنگی رو باهاش حال نمی کنند . خخخخ

    خوب به نظر بلند منظر دوستان گرامی , این من بودم که داشتم اشتباه میکردم یا مردم دور و برم که خیال میکردن من دیوونه شدم ؟ هان؟
    خوب صد در هزار من مشکل دارم دیگه . چون با گوش سپردن مطلق به آهنگ مورد علاقه ام شور حسینی گرفتم و دارم کارهای نا مربوط میکنم .
    با غرق شدن در سمع موسیقی , چشمان قشنگ قبلی ام هم نمیدیدند که مردم با چه لبخندی مضحکانه دارن نگاهم میکنند . به خودم که بیام کلی خجالتم میشه . ولی الان که نبین هستم دیگه بدتر … باید بهم قاه قاه بخندند که متوجه بشم .
    دوستان دیگری هم تو کامنت ها دیدم که به اشتباه کارهای خیلی کوچک رو به تیک تشبیه کرده بودند .
    مثلا پسر من تا پارسال ناخنش رو میخورد و یک سالی میشه که تونستم از سرش بندازمش . که بینا و کاملا سالم هم هست .
    یا دوستی داشتم همکلاسی در میدان قدس کنار میدان تجریش . در پرانتز من سال اول نظری رو اونجا درس خوندم .
    اون اولین باری بود در عمرش که به مدرسه دولتی آمده بود و کنارم مینشست . آنقدر با دهان موهای روی دست راستش رو می کند و میخورد , که پدر و مادرش دیگه اجبار کرده بودند که دستش را که با باند و چسب زخم بسته بودند و نبایستی باز کند , تا این عادت از بین برود . که ما هم شیطنتانه کمکش میکردیم تا باند رو جوری باز کنه و ببنده که مادرش نفهمه خخخ تا اون بتونه کمی به عادتش برسه ها ها .
    خوب ما چون اولین بار هستش که داریم در این مورد صحبت میکنیم , این اشتباهات هم پیش میاد که تمام عادات غلطی که داریم و برای همه هم کم و زیاد وجود داره رو به نابینایی نسبت بدیم .که این اشتباه است و خیلی تند روی .
    اولین و اصلی ترین چیزی که این پست خوب به ما یاد میده اینه که : درسته که ما با گوشمون ارتباط برقرار میکنیم , وبا رساندن گوشمان به طرف صورت مخاطب سعی در این داریم که به بهترین وجه کلمات او را بشنویم بصورت کامل . ولی این کار در رسوم و آداب مردم ما و بیشتر مردم جهان نوعی بی اعتنایی به مخاطب تلقی میشه . دیگه لازم نیست که بگم مردم ما با نابینایان غریبه هستند . و کم اونها رو میشناسند ولی باید ما دست به کار بشیم و با ترک عاداتمون و تغییر اندکی که در خودمون میدیم , بیاییم و بیشتر و بهتر همرنگ جماعت بشیم .
    ما داریم تو دنیای بینایی زندگی میکنیم .
    از اونها حقوق شهروندی طلب میکنیم .
    خواستار سهمیه های معلولین هستیم و همسان سازی شهرمون , پس چرا باید فکر کنیم که نباید با فرهنگ عامه خودمون رو بیشتر تطبیق بدیم ؟
    من نابینا چون تصویر وسیع و سریعی از محیط پیرامون ندارم , به همین خاطر نمی تونم مثل اونها رفتار کنم و بعضی از رفتارهایم زیادی و مفرط میشه .
    چون من یک سفیر از طرف نابینایان هستم مثلا تو اون اتوبوس , با علم به اینکه بیناها کمترین اطلاعی از توانایی های ما ندارند و من نیز همین طور فکر میکنم , پس سعی میکنم بهترین رفتار رو با پرس و جو و تحقیق , از خودم بروز بدم تا ارتباط بهتری بین ما و بقیه برقرار بشه .
    این بود انشای پر از غلط غلوط من نابینا .

    • 27.1

      لایک لایک هزار بار… آقای ترخانه کامل و جامع نوشتید.

      • 27.1.1
        رعد بارانی رعد بارانی says:

        مهدی خان ای همشهری عزیز واقعا خیلی خوب و دقیق به همه مواردو ذکر میکنی .
        انشات که عالی . املات که بیست .
        اخلاق که مثبت بیست.
        هر چی بگم کم گفتم.
        به نظر من تو باید یکی از پست گذاران باشی که هر هفته یک موضوعو مطرح و به چالش بکشی .
        تو دست و زبون ظریفو از پشت بستیااااا

  28. 28
    رهگذر says:

    خره بیا تا براد از تیکهام بگم:
    من وقتی استرس دارم راه میرم…
    وقتی ناراحتم راه میرم…
    وقتی خوشحالم راه میرم…
    وقتی عاشقم راه میرم…
    وقتی فارقم راه میرم…
    وقتی گشنمه راه میرم…
    وقتی سیرم راه میرم…
    وقتی هیجان زده ام راه میرم…
    وقتی غمگینم راه میرم…
    من الان دارم راه میرم…
    من برم یوخده راه برم…
    کار نداری برم راه برم؟
    چیکارم داری؟ خب دارم راه میرم…
    بیمیری خره بذار راه برم…
    اگه گذاشتی یه کم راه برم؟
    همش که دارم راه میرم….
    عه عه عه…

  29. 29
    مریم شیبانی says:

    سلام خانم رعد
    البته صحبتهای شما کاملا درسته
    خب دیگه این بر می‌گرده به خانواده فرد نابینا که باید در مورد این مسائل براش توضیحات بدند
    و این جور مسائل را به او گوشزد کنند.
    ولی یک مسئله دیگه هم هست
    فرد نابینا خیلی زود توی چشم مردم می‌ره و تمام نگاه‌ها را به خودش جلب می‌کنه
    مردم همش دوست دارند ببینند که اون نابینا چی جوری راه می‌ره و یا براشون عجیبه
    و اصلا ندید بدیدند خخخ
    حالا اگر اون نابینا هم حرکات غیر معمول داشته باشه بیشتر جلب توجه می‌کنه
    خود بیناها هم گاهی این حرکات را دارند و خودشون را هی تکان می‌دند
    ولی, چون توی چشم نیستند کمتر اون حرکاتشون به نظر می‌یاد.
    در مورد نگاه کردن هم شاید بتونم حدس بزنم برای چی نگاه اون فرد به جای دیگه بوده
    من فکر می‌کنم شاید اون فرد دوست نداره دیگران توی چشمهاش نگاه کنند
    می‌دانیم که چشم انسان اگر قادر به دیدن نباشه انحراف پیدا می‌کنه و یا حرکات غیر عادی داره.
    که البته وقتی آدم نتونه ببینه این چیزها مهم نیست.
    ولی باز هم این یک حدس بود
    شاید هم چون شما خانم بودید می‌خواسته مستقیما با شما چشم توی چشم نشه
    من خودم گاهی که صحبتهام با یکی طولانی می‌شه و چشمهام خیلی خسته است
    سرم را پائین می‌اندازم و سرم را به نشانه گوش کردن به حرفهای طرف آرام آرام تکان می‌دم
    و گاه گاه سرم را بالا آورده و بهش نگاه می‌کنم.
    نابینا بودن خیلی سخته, خیلی
    خودت با خودت کنار نیامدی تازه باید همش حواست به دیگران هم باشه
    از این که این مسائل را هم مطرح می‌کنید ممنونم.
    موفق باشید

    • 29.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مریم جون دقیقا درست میگی .
      مردم نه از روی فضولی بلکه از روی تعجب و کنجکاوی به یک نابینا نگاه میکنن.
      چون با خودشون فک میکنن این نبین ها چطور فک میکنن.
      پس چرا وقتی نمی بینن مثل ما فکر میکنند . ؟
      مردم بی تقصیرن . اطلاعی ندارن .
      _______
      راست میگی نبین بودن سخته .
      ولی خیلی ها ثابت کردن که میشه بر سختی ها غلبه کرد

  30. 30

    من وقتي اعصابم خورد ميشه خيلي ميخورم آيا اينم تيك حساب ميشه؟
    واااااي وقتي اعصابم خورده اينقدر ميخورم كه بتركم خيلي هم راه ميرم حالا كدوم تيك حساب ميشه؟

    • 30.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      عزیزم اینا تیک نیست .
      ای کاش شاگرد جدید زودتر بیاد و توضیح بده خخخ .
      به قول ایشون اسم این حرکاتیو که منظور من هست باید رفتارهای نابهنجار گذاشت خخخ
      بخور تا توانی به حدی که دلت درد نگیره. نوش جان

  31. 31
    احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بی پایان خدمت رعد کبیر محله, من هم به نوبه خودم از شما بابت گوشزد کردن این نکات عالی و خوب تشکر میکنم چون که باعث میشه که ما بفهمیم چه کاری اگر بکنیم بده و دید جامعه نسبت به ما و جامعه بزرگ نابینایان منفی میشه و اگر چه کار بکنیم از دید جامعه خوبه و باعث میشه که بهتر بتونیم با افراد بینا تعامل کنیم چون همینطور که میدونید یکی از راههای تعامل بیناها با هم از طریق چشم هست که ما از آن محرومیم پس شاید بتونیم از طریق رهنمودهای شما کمی بهتر رفتارمان را کنترل بکنیم اگر باز هم چنین رهنمودهایی داشتید ما را بینصیب نگذارید, در پناه حق بدرود و خدا نگهدار

  32. 32

    سلام بر رعد گرامی.
    ببینید، این تیکهایی که نابیناها دارن متاسفانه یه معضل واقعی هست که خیلیها نمیخوان این معضل رو بپذیرن و خیلیهای دیگه هم این تیکها رو خصوصیت اورجینال نابیناها میدونن.
    یکی از بارزترینهای این تیکها بالا گرفتن بیش از معمول سر و یا پایین انداختن بی رویه ی سر هست که بیشتر به عدم آگاهی که به دلیل بیتدبیری و یا بیخیالی خانواده هاشون برمیگرده، اگه از کودکی به این افراد تذکرات لازم داده میشد دیگه این گرفتاری از سنین نوجوانی کاملا مرتفع میشد.
    دست توی چشم کردن و حرکت سر به طرفین البته کاملا بدون دلیل دو تا دیگه از این تیکهاست.
    یه پست دیگه هم شما منتشر کرده بودید درباره رفتار نابیناها در مهمانیها و اجتماع که به نظر من یکی از ارزشمند ترین و بهترین پستهایی بود که در محله منتشر شده، که من سعادت گذاشتن کامنت رو در اون پست رو نداشتم.
    این آموزه ها و تذکرها بسیار اساسی و دلسوزانه و ارزشمند هستن، بچه ها تو رو خدا یاد بگیرید و به دیگران هم انتقال بدید که این باعث سر افرازی ما نابیناها در مقابل بیناهاست.
    اینکه اگه بیناها همچین توقعی از ما داشته باشن از تکبر و بی ادبیشون باشه رو من اصلا قبول ندارم و اعتقاد دارم که این خود ما هستیم که باید پرستیژ اجتماعی خودمون رو حفظ کنیم و با آداب جامعه خودمون رو وفق بدیم، نه دیگران همه ی خصوصیات بی منطق ما رو بی دلیل بپذیرن و هیچگونه عکس العملی هم از خودشون نشون ندن.
    بسیار ممنون از این پست و اون پست میمیک صورت که قبلا منتشر شده بود.

    • 32.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر مهرداد خان .
      بهبه خوش اومدی .
      واقعیتش تیکهای افتضاح تری شنیدم که قابل بیان در محله نیست. خب من به مدرسه نبین ها زنگیدم و گفتم در حال تحقیق در مورد حرکات غیر متعارف نبین ها هستم. و مدیرشون ی چیزایی گفت که وحشتناک خخخ
      منظور من اون حرکات بود و الا اینایی که دوستا میگن قابل تحمله. و واقعاً مشترک با ببین هاست. البته افراد خیلی کمی از ببین ها در حالت عادی تیک دارن.
      ولی خب بازم میگم : اینی که سرشون به سمت مخاطب نباشه برای هیچ ببینده ای قابل تحمل نیست .
      ممنون از حضور مهربانت

  33. 33
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! ببین دوست عزیز: این تو هستی که مطالب دو کامنت منو با دقت نخواندی و مطلب را درک نکردی… مثالهایی که من زدم در جمع مردها بود و تو با بدبینی مطالبم را خواندی و از موضوع منحرف شدی و با ناراحتی پاسخ دادی… پس لطف کن برو با دقت بیشتر نوشته های مرا بخوان و با خوش بینی به آن بنگر سپس بیا تا با هم دوستانه و با صمیمیت بیشتر به گفتگو بنشینیم…!

    • 33.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام و هزاران درود به عدسی محله .

      نبینم ناراحت شده باشی . من که اصلاً از تو ناراحت و عصبانی نشدم. پشت سرت هم گفتم عدسی عسل محلس و خیلی هم عاقلو زیرکه .
      چون ی بار من بهش گفتم که با ونوسیا شوخی نکن ، رعایت کرد.
      خب ی لحظه فک کردم رفتی توی ی مهمونی مختلط و شوخی کردی خخخخ
      ببخشید نوه ی ۱۳ ساله خودم. بیا کمی شیرینی بخور . هاهاها کامت همیشه شیرین.
      ولی به خاطر رنگین کمون هم که شده وقتی با ی ببین میحرفی سرتو به سمتش بچرخون . حتی حیوانات هم باید صورتتو به سمتشون متمایل کنی . چه برسه به ببینااااااااا.
      با عرض معذرت از ببین های عزیز . دیگه چه کنم . مجبورم به اهمیت مساله اشاره کنم و مثال شیکو پیک بزنم خخخخخ

  34. 34
    شاگرد جدید says:

    سلااااااام من اومدم. بهبه عجب پستی بارانی جونم. خب بچها من تقریبا کامنتای همتونو دیدم. خیلیاتون تیکو با حرکاتی که آدم وقتایی که استرس داره انجام میده اشتباه گرفتید. مثلا زهره جانم گفته بود که انگشتاشو میشکنه یا خانم کاظمیان گفتن که وقتایی که عصبی میشن زیاد میخورن. بچها اینا تیک نیست. یعنی بهتره بگم که تیکی که رعد مد نظرشه نیست. بعضی از آدما تیک عصبی دارن یعنی مثلا ی نفر حتی بینا وقتی عصبی میشه پلکش میپره یا یکی از شونهاش ناخودآگاه تکون میخوره یا شاید بعضیاتون از مادربزرگ پدربزرگاتون شنیده باشید که میگن چند وقتیه پاهامون میپره خب اینا همون تیک عصبی هست که ساناز گلی هم گفته بود توی بیناها هم هست این حرکات برای خیلیا اتفاق میفته که البته همونم خوب نیست باید تا جایی که میشه نباشه ولی نکته ای که بارانی میگه ی سری حرکات ناهنجار و اضافه و عجیب قریبه. من فکر کنم خیلیاتون تو بچها دیده باشید کسایی رو که سرشونو تکون میدن یا به چپو راست تکون میخورن. این حرکات حرکاتی هستند که اصولا نبینا انجام میدن و یخورده نامتناسبه. بعضی کارا هم حرکت نیست ولی اشتباهه مثلا اینکه بعضی نبینا بلد نیستن از چنگال استفاده کنن و از پنگال یا همون پنج انگشت مبارک استفاده میکنن. یا خوردن ی سری خوراکیا که روش خاصی داره و باید حتما از ی ببین بپرسیم. شاید روشی که تا الان استفاده میکردیم از نظر خودمون خیلیم بد نبوده باشه و کارمونم راه بندازه ولی عرفش اون کاری که ما انجام میدیم نیست. نمیدونم خوب توضیح دادم یا نه

  35. 35
    شاگرد جدید says:

    راستی یادم رفت بگم ی سری از تیکها که عصبی هستن خود آدم نمیتونه اونا رو کنار بذاره و باید از ی روانشناس کمک بگیره

    • 35.1
      رهگذر says:

      سلام همسفر… بعضی از این تیکها مال مزاجم هست… من یه دو سال پیش گرفتار یه سری مشکلات عجیب و غریبی شدم که از جمله تیک بود… وقتی خواب بودم یه هو مثلاً دستم شیش متر میپرید هوااااااااا… از شدتش از خواب میپریدم…خخخخخخخخخ… وقتی رفدم دکتر معلوم شد که سودا و بلغمم زده بالا… حالا که رژیم غذاییم رو اصلاح کردم و رو به تعادلم دیگه تیک هم به سراغم نیمیاد… یعنی ما باس مواظب غذا خوردنمونم باشیم…
      خیلی خوب توضیح دادی… آره این تکون دادن بی مورد سر یا همونطور که عمو چشمه گفتند بالا گرفتن زیادی سر یا پایین انداختن زیادی کله خیلی توی بچه ها دیده میشه…

      • 35.1.1
        رعد بارانی رعد بارانی says:

        خب به نظرم اگه قفل زبونت باز بشه ، کلی عالی میشه .
        کمی بخند . شوخی کن .
        رهای من بدون حرفای دلنشین که رها نیست . بلاس خخخ

  36. 36
    شاگرد جدید says:

    سلاااام رهگذر همسفر. چه جالب! نکته خوبی بود. ی چیزی که خییییلی بده که البته توی بیناها هم کموبیش هست ولی نه توی جووناشون اکثرا کسایی که سنشون بالا رفته یا نسبت به تیپ و استایلشون بی اهمیتن. اینکه قوز میکنن این خوب نیست. یکی از دوستان نوشته بودن که قدشون بلنده و سعی میکنن که صاف بایستن. این خیییییلی عالیه. هممون باید این کارو انجام بدیم.

    • 36.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      اسم اون دوست قد بلند جناب آقای ترخانس .
      همشهری رعععد بزرگه . تازه به جمع نبین ها پیوسته .
      خیلی دقیق و محترمو صبوره .
      اگه برای ریاست جمهوری کاندید بشه ؛ فک کنم رای بیاره

  37. 37

    سلام.
    رهگذر تو باز شروع کردی؟
    چه قدر باید بهت تذکر بدیم؟
    بابا بسه دیگه خخخ.
    الکی مثلاً دارم به رهگذر استرس وارد میکنم خخخ.
    خب قبل از پودر شدن توسط رهگذر بگم که من وقتی یه جا نشسته باشم تو یه جمع یا یه جلسه ای، اگر حوصلم سر بره پدر قفل بند ساعتمو در میآرم انقدر که هی بازش میکنم و میبندمش. یعنی به جان خودم بهترین قفل بند رو این ساعت من داره فکر کنم چون تا حالا که خراب نشده دیگه دارم عصبانی میشم یه کاری دستش بدم خخخ.
    خب بذار از رعد انتقام بگیرم.
    چی فکر کردی؟ من خیلی ببین دیدم که وقتی یه جا نشستن و با کسی حرف نمیزنن، هی یا فین فین میکنن، یا گلوشونو الکی صاف میکنن، یا الکی سرفه میکنن، یا هی ای خدا ای خدا میکنن، یا یه همچین چیزایی.
    اینا تیکای شنیداری هست که ما از ببینها گرفتیم.
    برو واسشون تعریف کن تا حالشون جا بیاد خخخ.
    اوخ رهگذر داره میرسه من رفتم.
    الفرااااااار

    • 37.1
      رهگذر says:

      آق داداش یا خودت پسرتا میزنی چرخش میکونی یا خودم میزنم گوشت کوبیدش میکونم…شوما بزرگتری.. هر چی شوما بگی رو حرفت حرف نیمیارم… کتلت یا کوفته تبریزی؟ خخخخخخخخخخ

      • 37.1.1
        رعد بارانی رعد بارانی says:

        شبو شور با بند ساعت بازی کردن اصلا تیک مخصوص نبینی نیست و ضایع به هیچ وجه
        ولی میری روی اعصاب بقیه .
        در مورد پیخو فینو پیف و خِرخِر کردن که ههههه طرف خب سرما خورده .
        پیخ گلوشو مجبوره صاف کنه ههههه
        ولی خودم با اینکه آلودگی صوتی دارم ولی خدا نکنه کسی بعد از غذا خوردن با زبونش لای دندوناشو پاک کنه هههه
        دیونه و روانی میشم هههه
        در ضمن به رها چپ نگاه کنی از پا در چاه ویل دوزخ آویزون میشی . جوری که تموم جونت از گوشات و دهنو دماغت میاد بیرون خخخخ

        • رعد بارانی رعد بارانی says:

          رهایی ، به نظر سرب داغ بریزیم توی گلوش و بعد یکی انگشتاشو فرو کنیم توی روغن داغ . ده بار خودت زحمت سرخ کردن نوک انگشتاشو بکش که نتونه بلمسه .
          توی گوشاش هم قیر داغ بریزیم خخخ

  38. 38
    بانو says:

    بازم سلام همگی
    رعد خانمی واقعا چنین پست هایی چه برای اولین بار باشه مطرح میشه یا هزارمین بار در محله ضروری هست خیییلی ….
    با اجازه من آدرس لینک پست تیک تیک حتما بخونید رو میذارم اینجا و چون هم میدونم خیلی ها حوصله باز کردن یه لینک دیگه داخل این پست رو ندارند بعضی از نکات مهمش رو میارم اینجا کپی میزنم.

    http://gooshkon.ir/1392/01/%d8%aa%d9%8a%d9%83-%d8%aa%d9%8a%d9%83-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d8%ad%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%8b-%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%af/#comments

    • 38.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام. چه جالب . نه من حوصله باز کردن لینکو دارم.
      اتفاقا خیلی هم عالی . اینجوری انگار دو خانواده غذاهاشونو با هم شریک شدن . یاد فیلم میهمان مامان افتادم .
      اونقدر سفره رنگارنگ شد که نگو . چون همه همسایه ها هر کدوم یک غذا آوردن .
      فیلمشو نگاه کنید .

  39. 39
    بانو says:

    متن پست تیک تیک حتما بخونید:
    یکی از مسائلی که گریبان گیر ما هست و می تونه دید منفیی را از ما در دید اقشار دیگر جامعه ایجاد کنه, تیک هایی هست که در برخی از ما وجود داره, من معمولاً این مشکل را در بچه هایی دیدم که بصورت مادرزادی نابینای مطلق هستند اما بقول اصولیین هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشه.
    دوستان لطفاً دلگیر نشید و از من نرنجید چون اصلاً همین رنجش است که به این مشکل دامن زده و اون رو بصورت یک عادت در آورده,
    بعضی از ما حتی آنهایی که دارای تحصیلات بالا و حتی جایگاه اجتماعی خوبی هستیم نیز اگر در خود با چشم دیگران بنگریم به این مسأله بر می خوریم, مثلاً بجای نگاه کردن به دیگران در هنگام صحبت کردن گوش خود را به سمت طرف مقابلمان می گیریم و حتی ممکن است بسیار به او نزدیک شویم البته بی قصد خاصی فقط برای بهتر شنیدن که این عمل ممکن است موجبات دلخوری طرف مقابلمان را فراهم آورد که او نیز به دلایلی این موقعیت راتحمل کرده و رنجش خود را بر رنجش ما ترجیح می دهد و به ما تذکر نمیدهد,
    گاه اوقات سر یا بدن خود را حرکت می دهیم, گاهی دست در چشممان می کنیم و تیک هایی که اگر کمی در خود یا دیگران بنگریم می توانیم مصادیقش را پیدا کنیم.
    دوستان وقتی من نابینا یا نیم بینای دوچار تیک در جامعه حاظر می شوم, این نابینایی من نیست که باعث طرد من از اجتماع می شود بلکه رفتار نا متعارف من است که زمینه ساز دید منفی در دیگران می گردد و سبب بی اعتمادی آنان نسبت به من میشود.

    بیایید از خود شروع کنیم, همین امروز از افراد خانواده خود یا دوستان نزدیکمان در این باب پرسش کنیم و از آنها بخواهیم اگر در برخوردهای ما رفتاری غیر متعارف را دیدند به ما تذکر بدهند و باور کنید این اولین قدم در راه اثبات خود به جامعه و دستیابی به جایگاه حقیقی مان در اجتماع است.

  40. 40
    بانو says:

    بعضی دوستان به تیک های خودشون واقفند ولی نمی دونند چطوری میشه یا می تونند از شرش راحت بشند.

    آقای اصغر هم گفتند:
    سلام. تیک داشتن, و رفتار نامتعارف یکی از آثار تبعی ندیدن است. علت دیگرش شاید استرس باشه. چون ما رفتار های دیگران را نمیبینیم نمیدونیم چطور باید رفتار کنیم و غرور لعنتی و کاذب هم اجازه نمیده از دیگران سوال کنیم. نکته ی جالب اینه که گاهی میخواهیم رفتار متعارف داشته باشیم در این کار افراط میکنیم. مثلاً در هنگام ایستادن خیلی خشک و نظامی می ایستیم. ما میتوانیم بدون اینکه گوشمان را به طرف مخاطب بچرخونیم, حرف هاشو بشنویم این مشکل قابل حل است چون علت یابی شده, ولی اگه ما بدونیم چرا دست به چشم میمالیم شاید بتونیم حل مشکل کنیم. من که هنوز به علت این موضوع پی نبردم اگه کسی میدونه علت این کار رو بگه. اگر هرکسی تیک هاشو تو محله بازگو کنه خیلی به بقیه کمک میکنه. نیازی هم نیست اسم واقعی خودش رو بگه سپاس.

    پ

  41. 41
    بانو says:

    آقای چشمک هم میگند:من یک نظر روانشناسی می دهم. تیکها معمولا به قشر خاصی مثل نابینایان بر نمی گردد هرچند ممکن است در این قشر به خاطر ندیدنشان خیلی تو چشم بزند ولی مخصوص نابینایان نیست. تیکها به علتهای متفاوتی به وجود می آیند که اصلیترین آن اضطراب و استرس است که می تواند به هر علتی باشد. و تا زمانی که این اضطراب ها حل نشود تیک از بین نمی رود. در واقع تیکها از روان ما بر می خیزند و اکثر مردم وقتی برای حل تیکهایشان به مشاور مراجعه می کنند که این تیکها زندگی اجتماعیشان را به هم زده است. مثلا شوهر خانمی که زنش پایش را هی بالا می اندازد یا مداوم پلک می زند یا خر خر می کند از دست او شاکی است و کارشان به طلاق کشیده است. همانطور که نخودی در پست بسیار آموزنده شان گفتند ما نیز باید قبل از این که این تیکها زندگیمان را بهم بزند برایش فکری کنیم.

  42. 42
    بانو says:

    آقا محمد میگند:
    سلام,ما خودمون تقسیر کاریم,مثلا وقتی میبینیم دوستمون تیک داره,بهش نمیگیم و به سادگی ازش میگذریم.خوب اگر خودمون به خودمون نگیم,هیچ کس از مشکله خودش خبر دار نمیشه,من کسایی رو میشناسم که وقتی تیکشونو بهشون گفتم,تعجب کردن و گفتن ما خودمون نمیدونستیم,بعد اون تیکو ترک کردن,بینا ها هم که بهمون نمیگن,حالا نمیدونم چرا!شاید دوست ندارن ما ناراحت بشیم,من خودم هم تیک دارم,تیکم هم اینه که بیشتره اوقات پامو تکون میدم,خیلی ها بهم گفتن ترک کن,خودمم برای ترکش خیلی تلاش کردم,اما نمیدونم چرا نمیشه,دوستان خاهش میکنم یه راه بگین که بی برو برگرد,بتونه مشکله تیکمونو حل کنه,ممنون,بای

    پ

  43. 43
    بانو says:

    یکی از دوستان علت تیک دار شدنش رو ارتباط با بعضی دوستانی می دونه که تیک دارند, البته نمی دونم به نظرتون آیا این خودش می تونه دلیل بشه یا حد اقل علت اصلی آیا؟

  44. 44
    بانو says:

    جناب چه اهمیتی داره گفتند:
    تیک ها مختص نابیناها نیست بسیاری از ادمها تیک دارند حالا چه صوتی یا حرکتی…ولی بعضی تیک ها بیشتر توی دید هست هم واسه شدت انجامش هم نوع تیکمثلا مالیدن چشم در نابیناها و کودکان عادی بسیار زیاد هست که برای نابیناها جالب نیست شما اگر میخواهید تیک های خودتون رو ترک کنید کم کم از شدت اون کم کنید یا اون رو با یک عمل دیگه جایگزین کنید مالیدن چشم را با دست کشیدن به موها…بعد در مرحله بعد از موها برید به سمت مرتب کردن لباس .. درضمن همه تیکها بد نیستند یا شاید بد دیده نمیشند شاید همه شما با کسانی مواجح شدید که صدای خودشون رو صاف میکنند هرزگاهی این یک تیک صوتی هست ولی بیشتر ما که با این تیک ها روبرو میشیم اون را بد نمیدونیم ….من خودم بیشتر صدام رو صاف میکنم البته بیشتر این به خاطر این هست که زیاد حرف میزنم!همیشه اظتراب دلیل تیک نیست بعضی وقتها بیکاری در موقعیت یا حس راحتی نکردن یا تفکر …دلیلهای برای تیک هستند اگر به تیک واقع بینانه نگاه کنیم میشه اول اون رو تعدیل و کم کم به تیک های بهتر و سرانجام اون رو حذف کرد نگذارید که در هیچ زمانی هوشیاری تون کم بشه تا تیک ها یا کارهای مشابه بروز بیابند…فکر کنم

  45. 45
    بانو says:

    جناب رهگذر که نه این رهگذر فعلی محله هستند می گند:

    شاید تیکها آثار افکار و فشارهای روانی ما باشد که به صورت رفتارهای غیر عادی ظهور می کند.
    مثلا بعضی دوستان موقع صحبت سرشان را به این طرف و آن طرف می چرخانند! یا وقتی که بیکارند دور خودشان می چرخند! یا یک تیک عمومی که مخطص نابینا هم نیست شرمنده ناخن جویدن است ! یا با موهاشون بازی می کنند!
    تمرکز فرار از استرس و یا عادت هم می تواند از عوامل تیکدار شدن ما باشد
    یک راه حل ساده: برای اینکه تیک تان از بین برود کافی است بر روی تیکتان یک اسپیس یا کلید فاصله بزنید تیکتان پاک می شود یا un check می شود. !!
    منم خودم تکه کلام دارم زیاد در صحبتام می گم بقول معروف و یا باصطلاح…

    پ

  46. 46
    بانو says:

    ….حس خوبی بهم میده.
    انگار آروم میشم…..
    به نظرتون اون هایی که تیک دارند از تیک شون لذت هم میبرند آیا؟

  47. 47
    بانو says:

    آقای خادمی هم گفتند:
    كتك زدن تيك نيست. اگه بود كه اسپيس ميزديم برش ميداشتيم. نابهنجاري رفتاري از نوع به شدت شديد هستش.
    پا كشيدن و دست كشيدن و درآوردن صدا براي تشخيص موانع هم از نظر من تيك نيست يك رفتار تطبيقي هست كه طي جريان انتخاب طبيعي در نابيناها به صورت قريزي شكل ميگيره.
    حرف زدن با خود يا با اشيا در بيناها هم هست و آره. قبول دارم كه تيك بدي محسوب ميشه. چرا ميترسي بگي مردم ميگند يارو ديوونهست.
    من تيك بدي كه داشتم و خيلي خيلي كم شده فشار دادن انگشت هام روي قرنيه چشم هام بود.
    نكنيد آقا خانم بده به خدا.
    براي ترك هر عادت بد بايد خود كنترلي از درون و كنترل از بيرون و عمل جايگزيني را همزمان انجام بديم تا حل بشه. من كردم شده.

  48. 48
    بانو says:

    خب دیگه تموم شد خخخ شکلک جدی الفراااار

    • 48.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      بهبه . چرا فرار ؟؟؟؟؟؟؟. بسی خوشمان آمد .
      به این میگن مشارکت پستی .
      واقعاً لذت میبرم وقتی همه با هم و دست در دست هم ، همۀ داشته هاشونو بریزن رو هم .
      دستت هم طلا .
      ی سئوال ، محمد اونجا همین محمد اینجاس ؟؟؟؟

  49. 49
    بانو says:

    و این هم آدرس یه پست دیگه در باره تیک با عنوان تحلیل روان شناسی راجع به تیک ها و عادت ها از آقای چشمک

    http://gooshkon.ir/1392/02/bad-habits/

  50. 50
    مهدی ترخانه says:

    سلامی دوباره , خوب با یه کم خوندن کامنت ها دارم یواش یواش به این نتیجه میرسم که من خیلی باید از این به بعد مواظب حرکاتم باشم . حتی من تصمیم گرفتم که دوباره ورزش کنم , کشتی که ندارن و فوتبال هم نمیدونم بلد باشم …ولی میخوام بدنم رو رو فرم و ورزیده نگه دارم , مثل قبل . میدونید آخه چون تحرک قدیمی ام رو ندارم عضلاتم تنبل شدن دست به نقد دیروز خودم یه بارفیکس سفارش دادم و دست به آچار شدم و زدمش به چارچوب . بگذریم که دخترم از وقتی این کار رو کردم خیییلی خوشحاله . برای اینکه یه تاب بدون نوبت پیدا کرده خخخ . حالا سوال دارید چرا بارفیکس و شنای سینه و حرکات ورزشی در منزل ؟ خیلی از دوستانی که باهاشون در ارتباطم , از این نگران هستند که وزنشون مبادا بالا بره . دیروز به یکی شون یه نسخه ورزشی دادم که چراغ خاموش هست ولی اینجا رو ول نمیکنه و ازش خواهش میکنم که حرفم رو زمین نیندازه .
    خوب داشتم میگفتم : اگه من یک آدم قد بلند لاغر باشم خوب زیاد خوشم نمیاد , چون باریک و دراز جلوه میکنم … اما اگه قد بلندی با توازن هیکل همراه باشه . خوب میشه مثل قدیما .
    خوب من چشمم نمیبینه باید خیال کنم که همه هم من رو نمیبینند؟
    دوست ندارم بابای بچه هایم , یک آدم لاعر دراز یا یک آدم چاق بلند باشه .
    تا حالا هر چی جلوی خودم رو ول کردم و بیخیالی طی کردم بسه .
    به دوستان هم توصیه میکنم تا حدی که کالری مصرف میکنند , موظف به سوزاندنش هم باشند . خیلی راحت میشه در یک اطاق کوچک هم شنا رفت و بارفیکس کار کرد و حرکات شکم و در آخر حرکت و تقویت عضلات کمر و گردن رو انجام داد .
    اگر کسی سوالی داشت میتونه اینجا یا تو خصوصی از من بپرسه خوشحال میشم . یا شایدم یه باشگاه اینجا زدیم خخخ همه چی از پستچی و نامه بر و ثبت احوال و قهوه خونه که داریم , خوب ما هم یه پنچرگیری , یه الکتریکی , و یه باشگاه هم میزنیمیه دو قران کاسب شیم دیگه خخخ

    • 50.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      وااااای عالی شد مهدی عزیز.
      اگه بدونی با خوندن کامنتت چقدر انرژی گرفتم که نگو .
      امیدوارم روزی برسه که بیایی و بگی داری عصازدنو شروع میکنی .
      شاگرد جدید هم کم ببین بود . تازگی شروع کرده و دیگه الان خوب بلده
      پسرم ی حرکت تو کلی انگیزه و تنوع در زندگی بچه هات میشه . ورزش کن . آفرین .
      هر روز صبح به محضی که چشتو باز کردی ، به خدا بگو منو به اونجا ببر که خودت میخوای .

  51. 51
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    عدسی کامنتتو که حذف شده دیدم .
    کلی گویی . خخخخ نه خب قبول کن که من یک ببین ندید بدید هستم . و دارم به این قضیه از دید خودم نگاه میکنم .

    بعد افکار ی خانوم و ی آقا مسلما مثل هم نیست .
    ___________
    عدسی
    راستی چرا اینقدر توی جیبات پر چیزمیزه خخخخ
    خالیشون کن . زشته . جیبای کتت قلمبه سلمبه و آویزون شده و نمای خوبی نداره .
    نگران زباله دونی نباش خخخ من اونجا کامنتتو دیدم .
    آخه چرا حذفش کردید ؟؟
    لطف کنید توهین های غیر مستقیم و مستقیم و مغرضانه رو پاک کنید نه کامنت های اینجوریو

  52. 52
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! ای کاش میدانستم کجای کامنتم مشکل داشت که با پتک مدیریتی رو به رو شد… به هر حال جای تشکر داره که به من لطف کردید… شما انتظار دارید من مانند بعضی از دوستان ناراحت شوم و اینجا را ترک کنم… اما من همچنان کم نمیارم و ادامه میدهم و تا زمانی که کسی جواب منطقی ندهد همه جا هستم… کسی که به خودش اجازه بدهد روی کامنت بنده پتک بکوبد کم آورده و یک طرفه به قاضی میرود…! آهای چرخ گردون بچرخ تا بچرخیم…!

    • 52.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      کار خوبی میکنی که ترک نمیکنی خخخ
      کامنتت واقعاً جای پتک نداشت. اینا فک میکنن من رعععد بی جنبه هستم و با انتقاد تو ناراحت میشم.
      اما مدیران ویرایش و پیرایشی ، لطفاً کامنتایی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم حاوی کینه ورزی بی دلیل و یا توهین است حذف بنمایید .
      باشد که روزی برسد که کامنتای خودتان هم فیلتر شود . تا دل عدسی خنک شود هاهاهاها

  53. 53
    سجاد نبی لو says:

    سلام و بله با شما موافقم البته در مورد بچه های مادرزادی نابینا بیشتر صدق می کنه من به یکی گفتم این مطلب رو و تا۳۰ ثانیه متوقف شد جلو و عقب رفتنش بعد با کمال ناباوری از اطاق فرمان گفتند که حالا چپ و راست می زنه حرکت رو داشتی واقعا چقدر موثر بود توصیه ما هنوزم هست این تیک حاجی البته بره یک سر ترکیه بیاد حل میشه به امید خدا.

  54. 54
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! خاطره ای از یک نابینای جویای کار که به همراهی کودکی به دفتر فرماندار تحصیل کرده ی شهر میرود و پس از خارج شدن از فرمانداری کودک میگوید: مگر دست در بینی کردن کار بدی نیست؟ پس چرا اون آقا که رفتیم پیشش دستش را داخل بینیش میکرد و به زیر کشوی میزش میمالید…! بدترین تیک که بین بعضی از مردم رواج دارد و فقط نابینا مجاز به آن نیست دست در بینی کردن است… حالا پتک کوبان عزیز آماده باشید که زودتر بکوبید و آبروی سایت را بخرید…!

    • 54.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      عدسی ی برنامه مستند دوبله نشون دادن که حرکات آدم ها رو زیر نظر گرفته بودن از ۵ ساله تا ۷۰ ساله .
      خلاصه دست توی دماغ کردن ی امر طبیعی بود خخخ
      ولی معمولا به جز اون مدیر نادون بقیه میدونن که وقتی کسی اونارو نمیبینه دست توی مماغشون کنن .
      حالا نبین ها هم باید مطمئن بشن که این کارو کسی نبینه . ههههه

  55. 55
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! ویرایش کننده ی عزیز لطفا ویرایش کن و برگردون…!

  56. 56

    سلام مجدد.
    امتحانات خوشبختانه تموم شدند ولی نامه اعمالم هنوز آماده نشده و در حال تایپه یک قسمتش اومده رضایت بخش بوده هفده ولی هنوز خیلی مونده تا تکمیل بشه
    به هر صورت من در دانشگاه شیراز درس می خونم و استادانم هم که می دونید شیرازی هستند و خب دیگه شیرازی ها خسته اند دیگه خخخخخ

    • 56.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      اولش بگم حسین من دوستای شیرازیم واقعا زبرو فرز بودن.
      ولی اینو صرف خنده داشته باش خخخ

      ۱.آمو ولوم کن
      ۲.آمو حوصلم نمشه
      ۳.آمو صلوات بفرس
      ۴.آمو بیزو بعد
      ۵.آمو فایده نداره
      ۶.آمو صلاح نیس
      ۷.آمو ولش کن
      ۸.آمو تو هم حال داری ها
      ۹.آمو … نوم نمی شه

  57. 57
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! فعلا برم به گروه های واتساپ رسیدگی کنم که اینجا کمتر حرفهای منطقی زده میشه و بیشتر تحمیلی است!

  58. 58
    مهدی ترخانه says:

    خوب اگه ما بیاییم و بگیم که نابینا فلان اخلاق بد رو داره و بینا نداره و یا بگیم همه مشکلات به سالهای نابینا شدن هست بسیار اشتباه کردیم .
    ما اینجا باید این فکر رو بکنیم که اگه میخوایم نقد بشیم و پیشرفت کنیم , بایستی از نقص هایمون شروع کنیم . از وقتی که پستچی داره برام یک از صد غلط میگیره , خیلی مواظب تایپ کردنم شده ام و میبینم که یواش یواش دارم به خط بندی و بعضی مسایل نگارشی بی اعتنا میشم و دارم جلوی خودم رو میگیرم . خوب اگه این پستچی محترم که نمیدونم دقیقا کی در اون زمان بوده و شاید پریسیما یا بقیه دوستان فرقی نمیکنه از من هی تشکر کنه و نکات قوت من رو میگفت , من هیچ وقت به این فکر نمی افتادم که تو این دوسال و اندی که نابینا شدم یواش یواش دارم به نکات دستوری و املایی ای که قبلا محال بود , بی اعتنا میشم . این یک مثال از نقد سازنده هستش .
    بر خلاف نابینایان , بسیاری از بینا ها رو دیدم و میشناسم که خیلی از عادات بد رو دارند و جزیی از زندگیشون شده .
    جدا کنیم کسانی که با مصرف مواد مخدر در بینا ها , این همه توهم و جرم های ناشی از اون رو به جامعه تحمیل میکنند که نابینا ها هم از صدماتش بی نصیب نموندن .
    راستی چرا ما به دلیل اینکه خیلی ها این کار رو میکنند باید به نواقص و مشکلاتمون امتداد ببخشیم ؟
    من یک عصای سفید خریدم . میدونید که این عصا کارش غیر از راهنمایی من چه چیز دیگری میتونه باشه . اعلام اینکه من نابینا هستم و میبایست که نظر بینا ها به من معطوف بشه تا هم به من و هم به دیگران صدمه و آسیبی نرسه . یعنی میگیم که بینا ها من رو ببینید .
    برای همین هم هست که رنگش رو سفید انتخاب کردند . چون منعکس کننده ترین رنگ در میون رنگ ها همین رنگ سفید هستش . یعنی در تاریک ترین محل ها هم با کوچکترین منبع نور , شروع به خودنمایی میکنه تا دیگران متوجه ما بشند . پس ما در تیر رس دید جامعه هستیم و اگر کوچولو ترین حرکت علنی ای رو در بیرون نشون بدیم , سریع دیده میشه . چون مردم از نبین ها چیز زیادی نمیدونند و با اوصافی که در بالا گفتم , بیشتر کنجکاو و دقیق میشن .

  59. 59
    رهگذر says:

    ببقشید همساده.. برادون یه کاسه لایک آوردم… فاتحه شم بوخونید لطفاً…. خدا رفتگونی شوما رم بیامرزه…خخخخخخ

    • 59.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      کاست بخوره توی ملاجت. ببر ببر ، نخواستم. حالا که از دهن افتاده آوردیش اینجا ههههه
      اه اه بوی زخم هم میده . معلوم نیست توش چه وروره جادویی هم ریخته هههه

  60. 60
    ریحان says:

    سلام

    تیک نابینایی ۲۱ !! نمیدونم شاید دارم ۲۰!! اون وقت خودم خبر ندارم ۱۹ !! خخخ

    اما بنظرم اکثر نابینا ها میدونن ک هین صحبت با دیگران صورتشون رو باید برگردونن طرف گوینده یا مخاطبشون اما مثلا بنظرم گاهی به این جهت این موضوع رعایت نمیشه ک حوصلشون نمیشه برگردن خب به همین سادگی ۱۸!! خخخ گاهیم چش طرف اذیت میشه مستقیم نیگا کنه خب ۱۷!! مثلا نمونش خودم وقتی میخوام مستقیم به صورت طرف نیگا کنم اصا راحت نیستم خدافظ

  61. 61
    حدیثه حدیثه says:

    سلام تیک داشتن که بینا و نابینا نداره ممکنه تو هر قشری یکی تیک داشته باشه که باید درمان بشه مثلاً ما یکی از فامیلامون سرشو یه دفعه میندازه بالا خب اون بینا هم هست این یک مشکله ربطی به نظر من به بینا یا نابینا نداره من خودم کم بینا هستم اما خواهرم که نابینا بود اصلاً تیک نداشت نباید کلی گویی کنیم بگیم همه ی نابینایان مادرزاد اینگونه اند
    تازه اون بنده خدا شاید چون سر وصدا تو ماشین زیاد بوده در واقع گوششو به سمت شما گرفته تا بهتر صدای شما رو بشنوه که این باعث میشه روش به سمت پنجره باشه خییییلی از بقیه ی مردمم هستند که برای اینکه صدارو بهتر بشنوند گوششون به سمت شما می گیرن ولی اون حرکت موقع موسیقی تو یه محفل عمومی نمی دونم چی بگم اما بازم میگم مخصوص اون آدم بوده نه تمام نابیناها یا حتی عده ی زیادی از نابیناها
    موفق باشید

    • 61.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      خب این دومین کامنته که میگن رعد کلی گویی کرده . التماس تفکر دارم . برم فک کنم . شاید هم بالواقع باشم.
      ولی دختر عزیزم اگه کامنتارو خونده باشی متوجه میشی که منظور من از تیک ، چی بوده .
      پس وقتی کامنتا و توضیحات منو خوندی بیا بگو آیا من کلی گویی کردم.؟؟؟؟
      موئید باشی عزیزم.

  62. 62
    مهدی ترخانه says:

    یک روز داشتم با کسی جر و بحث میکردم …!
    من طبق عادت همیشگی که داشتم و دارم به سمت صدایی که میاد بر میگردم .
    اما چون میخواستم زودتر حرفهایش رو بزنه و نوبت دعوا به من برسه , رویم رو از قصد به سمت مخالف برگردوندم تا بیشتر ادامه نده . این کار من خیلی باعث رنجش و عصبانیتش اتفاقا شد و حتی نتونست اعتراضش رو مخفی نگه داره خخخ اونجا من فهمیدم که زیاد هم بد نیست که رویت رو برگردونی و یک کمی دلت خنک بشه ها ها ها .
    اما در بقیه اوقات خیلی بدون اینکه حواسم باشه به سوی صدا بر میگردم .
    خیلی وقتها شده با یک بدبختی ای روبروی تلویزیون دراز کشیدم واصرار هم داشتم که صورتم رو به تلویزیون باشه که هیچ عمدی هم نبود , ولی عادت …
    خوب اون موقع من تنها بودم و نزدیک خوابم هم بود و میتونستم راحت تر دراز بکشم ولی حالا که فکر میکنم میبینم خوب این هم یک عادته و برای انعطاف اون و تغییرش باید انرژی مصرف کرد .
    یادش بخیر وقتی مینیک صورت ناصر ملک مطیعی رو بیاد میارم میبینم که چقدر حرکات چشم و ابرو تونست این بازیگر رو به موفقیت برسونه و نمونه دیگرش جیم کری بازیگر فیلم احمق و احمقتر یا جری لوییس مرحوم یا همین رامبد جوان که با حرکاتش بسیار تونست در بازیگری موفقیت کسب کنه
    خوب اگه چشم و ابرو رو کم کنیم , باید از دیگر اندام هایمون استفاده کنیم تا به مقصودمون برسیم . خیلی از ایتالیایی ها رو اگر دست و پایشون رو ببندی نمیتونند حرف بزنند خخخ این ها یک هنر هست و باید کم کم بیاموزیم . البته خانم ها هم چون با هم میفتند خیلی شلوغ میشه و همه با هم حرف میزنند , سعی میکنند که با حرکات دست و صورت و لنگ و لقد خلاصه منظورشون رو از این ور سالن , پر از ازدحام , به شمسی خانم که اون طرف سالن هستش برسونند.خخخخ
    فکر کنم ننه رهگذر هم این جوری باشه .
    راستی تو اون کامنتش چقدر راه رفت بنده خدا ….! خخخ
    سن و سالی هم ازش گذشته بینوا ولی بازم اینقدر فعاله خخخ
    الان هم بنده خدا یک کاسه دستش بود اون بالا نمیدونم لاک بود برایت آورده بود یا نمیدونم لایک …!
    گرفتی ازش بنده خدا از جنوب اصفهان اومده از دیروز تو راه بود , تازه رسیده دم خونه تون بگیر از دستش بنده خدا خسته اس خخخخ

    • 62.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مهدی فک نکنم تو با میمیک چهره مشکل داشته باشی . چون فک کنم در دوران جوانی حرکات ابرو هم کار کردی خخخ
      در ضمن آدم نباید برای زجر کش کردن همسرش ازین حربه استفاده کند هههههه
      *******
      ببین مهدی نوۀ خوب و فهیمم؛ هر چه زودتر بیا خبرایی که رعععد دوست داره بهش بده .
      من عازم یک سفرم . امیدوارم وقتی برگشتم بهم خبرشو بدی . خخخخخ

      • 62.1.1
        رعد بارانی رعد بارانی says:

        مهدی بقیه سرب داغی که از شکنجه شبو شور برام مونده تثار رها میشه خخخ
        سرب داغ در دهنش ؛قیر جوشیده در چشاش و روغن بو داده در گوشاش هههه
        بلکه سرو کلش پیدا بشه ههههه
        خوب میدونه چقدر دوسش داریم برامون ساز میزنه اعه اعه اعه

      • 62.1.2
        رهگذر says:

        نبینم پش سر مُرده حرف بزنی آق مهدی؟…خخخخخ… ننه بابا رعدته نه من…هاهاهاهاهاهاهاههااهاه… من مث فرفره ام ماشالله هزار ماشالله… بزن به تیر تخته داداشی… راس گفدی آق مهدی.. من از اونام که وقتی حرف میزنم اونقده چش و ابرو و دس و پا و همه وجودمو به کار میگیرم که مخاطبم گیج و گول میشه میفته میمیره… خب من از بچگی دوس داشتم هنرپیشه بشم، خدا زد پس کله م هیچی نشدم…ننه ی خالی شدم…خخخخخخخخخخخخخ…

        • رهگذر says:

          چیکارم داری آکله گرفده؟ سرب داغ تو حلق خودد بیریز بلکم زبونت کوتاه شه… روغن بو داده چیه؟ اون ذرت بو داده س مجید دلبندم.. منکه سر و کله م از صب تو پست تو داره رژه میره.. چقده تو ناسپاسی آخه؟ بزنم با اره برقی قطعت کونم باد عصا بسازم واس دوسام؟ هاهاهاهاهاههاهاهاهاهاها… بقیه دم جعبه میوه بسازم برفسم تو بازار سیب زیمینی فروشا؟ هععییییی خره سر سیاه زمستون آتیشت میزنن تو دَلِه این میوه فروشا… عجب عاقبتی داشدی آق دادا… خخخخخخخخ

  63. 63
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! بچه ها به این خبر بسیار مهم توجه کنید… بنده پر از تیک هستم و به هیچ عنوان هم راضی نخواهم شد و امکان نداره که آنها را کنار بگذارم یا ترک کنم… من هر جا که گوشهایم صدای آهنگ بشنوه بی اختیار عصبهای کمرم به لرزه می افتد و به قر کمری تبدیل میشود و کور شود چشمی که نتواند ببیند یا بخواهد اسم ناروا مانند دیوانگی به من یا امثال من نسبت دهد… آزادی بیان و آزادی عمل حق من و دوستان من و همنوعان من است…! شاید روزی تیکهای خودم را در یک پست با عنوان دفتر خاطرات یا عنوان آزادی کامل من نوشتم و پست کردم!

    • 63.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      ههههههه
      منظورت اینه که رعععد بزرگ کور بشه ؟؟؟
      پس چرا در لفافه سخن میگویی ؟؟؟
      اگه من نبین شوم که همتونو مجبور میکنم روزی صد هزار تومان به حسابم واریز کنید . چون بی دستو پاتر از اونم که بتونم گلیممو توی محله بشورم خخخخ
      رعععد نبین خخخ

  64. 64
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! راستی تو کجا جیبهای منو دیدی که قولومبه شده؟ من در یکی از گوشیام عکس دوچرخه سواری روی واتساپم است و روی گوشی دیگر جای راننده او تو بوس با کلاه دوری و عصای سفید نشسته ام… برو ببین روی دو واتساپ چه عکسهای باحالی دارم و بیا اینجا بگو کودوم عکس جیبهام پر و غولومبه شده تا برم خالیش کنم!

  65. 65
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! زبونش لال بشه کسی که آرزوی نابینایی تورو در سرش بپرورونه… تو جایت درست است… اما افرادی که مانند آن همکارت یا دوستت فکر میکنند شاملشون میشود… تو فقط اطلاع رسانی کردی و ما را به خودمان آوردی که بیشتر بدانیم که از طرف بعضی از بیناهای عقده ای تحت نظر مسخرشان هستیم… واقعا این بعضی از بیناها تا کی میخواهند از ما سلب آزادی کنند و برای ما قانون وضع کنند و توقع نابجا از ما داشته باشند!

    • 65.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      رعد بزرگ شماره مریخی های نبینیو نداره .
      فقط عکس شبو شور رو دیدم .
      خودم حدس میزنم که جیباتو پر کنی خخخ
      ****
      وای همکارم دختر بسیار خوبیست . خب باید عدسی بگم مردم ما بی تقصیرن اطلاعی از نبین ها ندارن .
      منم این اطلاعاتو در مدت یک سالو نیم به دست آوردم .
      بعد اینو مطمئن باش هیچ فرد بینایی قصد مسخره و رنجاندن نبین هارو نداره .
      اگر هم اطرافیانت میگن این کارو بکن اون کارو نکن هدفشان آزار تو نیست .
      بازم میل خودته . هر کاری که دلت میگه انجام بده .
      اگه دوست نداری زیر بار نرو .

  66. 66
    گوشه نشین says:

    سلام بر رعد بارانی که به نظر میرسد بر خلاف اسم مستعارش که خشن به نظر میرسد بسیار مهربان باشد. اولاً که پست جالبی بود من بهترین دوستانم را کسانی میدانم که نکات رفتاری را به من یاد میدهند و از این قبیل دوستانم چیزهای زیادی یاد گرفته ام . ثانیاً در کامنتی که در پست خانم کاظمیان نوشته بودید اشاره به این داشتید که بین بیسایه و گوشه نشین و …. ابهام دارید در این مورد به استحضار میرسانم کهسعی میکنم که به زودی یک پست بزنم و شناسنامه جدیدی که وقایع سه گانه در آن پیش بینی نشده باشد منتشر بنمایم . ضمناً من همیشه از مطالبی که شما مینویسید لذت میبرم . موفق باشید در همه مراحل زندگی

    • 66.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      وای گوشه نشین خود خودتی ؟؟فک کنم پسر خوبم باشی ؟
      درسته ؟؟حرف زدنت کمی شبیه بی سایس .

      شما لطف داری که پستای مغز پسته ای رعد بزرگ و اساطیریو میخونی .
      از گوشه نشستن به درآ و روی بنما .
      چه عالی که میخوای پست بزنی . امیدوارم من اون زمان باشم خخخ .
      راستی حتما اشاره کن که مدل نبینیت چیه . خخخخ

  67. 67
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! ۰۹۱۳۷۱۷۱۲۸۲ عکس روی واتساپ راننده اتوبوس شدم.. ۰۹۳۵۶۳۶۸۵۶۳ عکس روی واتساپ نفر دوم دوچرخه ی دو نفره هستم…!

  68. 68
    ندا says:

    سلام رعد عزيز و مهربونم از پستهاي كاربردي و مفيدتون خيلي ممنونم. شما داريد توي اين پست درباره حركات زايد نابيناها صحبت ميكنيد نه تيك. چون حركات زايد با تمرين قابليت حذف شدن دارند اما براي حذف تيك بايد دارودرماني و روان درماني انجام بشه. تيك غيرارادي هست اما خيلي از نابيناها ميدونن دارن مثلا حركت ميكنند اما برحسب عادت به كار خودشون ادامه ميدن و اگه از بچگي يه آدم دلسوز مانع از اين كار ميشد ادامه پيدا نميكرد.از مهمترين حركات زايد نابيناها ميتونيم به اين موارد اشاره كنيم: چرخيدن به دور خود بصورت دايره وار، فرو بردن دستها به داخل چشم و فشار دادن چشمها كه در دراز مدت باعث بد فرم شدن چشمها ميشه، چرخاندن سر به سمت چپ و راست يا جلو عقب و يا دوراني.
    در پايان از تمام دوستاني كه حركات زايد دارن خواهش ميكنم بطور جدي دنبال حذف اين حركات باشن چون يه فرد كم بينا با ديدن اين حركات دل ضعفه ميگيره و متأسف ميشه چه رسد به بيناهايي كه با اينگونه مسايل بيگانه اند.از والديني هم كه فرزند نابينا دارن عاجزانه درخواست و التماس ميكنم كه اگه بچشون اين حركات زايد رو داره حساس باشن و نذارن اين حركات ادامه پيدا كنه.

    • 68.1
      ندا says:

      سلام من دوباره اومدم. اسم علمي اين حركات حركات زائد هست و هنوزم از نظر علمي كسي نميدونه كه چرا اين حركات در نابيناها وجود داره. اين حركات تو افراد مبتلا به اوتيسم يا در خود ماندگي هم هست.اي كاش تو هر پستي كه از اين حركات تحت عنوان تيك ياد شده اصلاح بشه و به حركات زائد تغيير كنه تا اگه يه پژوهشگر يا معلم خواست در اينباره بدونه از زبون خودمونم يه سري واقعيتها رو كشف كنه. آخه اينجا مهمترين گنجينه اطلاعاتي درباره نابيناهاست.
      پيشنهاد ميكنم كه: هر روز ساعت خاصي رو به انجام حركات زائد اختصاص بديد و در طول روز هر وقت خواستيد اين حركات را انجام بديد به خودتون بگيد مثلا ساعت ۱۰ شب به مدت ربع ساعت وقت داري كه اين حركت رو انجام بدي اما حالا نه حالا بايد مثلا موسيقي گوش بدي يا يه كار خاص ديگه انجام بدي. به هيچ وجه به خودتون اجازه نديد كه ميل انجام حركت زايد بر شما پيروز بشه و دربرابر وسوسه هاي مثلا تابيدن يا سر تكون دادن مقاوم باشيد و كوتاه نياييد.يه دستبند كشي ببنديد روي دستتون و به محض اينكه متوجه شديد كه ناخودآگاه شروع به حركت زائد كرديد دستبند رو بكشيد و محكم روي دستتون رها كنيد و به خودتون بگيد ساعت ده حالا نه. اولش ممكنه روزي ده بيست بار مجبور باشيد به خودتون نهيب بزنيد ولي به مرور به روزي يك بار و صفر بار ميرسيد. نااميد نشيد ممكنه چندين بار تلاشتون بي نتيجه باشه ولي با سماجت مثل هميشه پيروز خواهيد شد. اگه چندتا حركت زائد داريد سعي كنيد كه يكي يكي حذف شون كنيد وقتي از حذف يكي مطمئن شديد بريد سراغ بعدي.

    • 68.2
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلاااااااام ندا.
      خدای من تو چه با کمالات و چه جستجوگری .
      باور کن از پریشب که این پستو زدم دارم خودمو میکشم که بفهمونم این چیزایی که من منظورمه تیک نیست .
      شاگرد جدید خوب اشاره کرد . خخخخ
      مدیرای مهربون بنا به درخواست منطقی ندا جون اسم پستو عوض کنید .
      میدونی چرا اسم پستو این گذاشتم خخخخ چون به سمعمم رسوندنکه اسم رعد باعث بالا رفتن بازدید میشه ههههه
      ندای فهیم ،از الان به مدت یک ساعت وقت داری که یک عنوان جالب برای پست انتخاب کنی.
      مدیران به هوش باشید .

      • 68.2.1
        ندا says:

        سلام رعد خانم گل! ببخشید من خیلی دیر اومدم. شما نسبت به من لطف دارید و من از لطف شما حسابی ذوقیدم. واي خانم اجازه ما نتونستيم به موقع تكليفمونو انجام بديم تورو خدا نمره كم نكنيد. خانم اجازه ميشه چون خیلی از گذاشتن پست گذشته پیشنهاد كنم که اگه مایلید فقط تو متن پست کلمه تیک به حرکات زاید تغییر کنه و عنوان پست بدون تغيير بمونه؟
        راستي ناشناس محترم هم كه نميدونم خانم هستند يا آقا درست اشاره كردند من رفتارهاي نابينايي يا نابيناگري رو هم تو متون روانشناسي ديدم اما حركات زائد رو بيشتر ميپسندم چون به نظرم گوياتره.

  69. 69
    مهدی ترخانه says:

    خوب من هنوز دارم یاد میگیرم و یکی از معدود خلقیاتی که در خودم میتونم پیدا کنم ] همین کنجکاوی و آموختن هست . از بچگی حرف بابام تو گوشم مونده که تا آخر غذایی که تو بشقابم میکشم رو بخورم و این اخلاق تا الان تو ناخودآگاهم مونده و یکی هم به خاطر علاقه و سختی کشیدن در کودکی ام , سعی کردم با آموختن و بالا بردن معلوماتم بطور مداوم , و هر چند به کندی , ولی ساکن نمونم . هر چی فرابگیریم کم هستش …
    تازه متوجه میشیم که هیچی نمیدونیم و این بزرگی خدا رو میرسونه.
    من در خلقیات قدیمم , منظور در بینایی ام که ۳۴ سال طول کشید و تمامی شخصیتم رو شامل شد , خیلی از عادات بد رو مثل همه دوستان دیگر به همراه آوردم و برای دور شدن از اونها میدونم که کار سختی رو در پیش دارم , مثل همه .
    به خصوص که مثل من سن ات بالا رفته و دیگر مغزم برای تغییر , با دفاع مقابلم می ایسته .
    همه ما کلکسیونی از اشتباهات و خوبی ها هستیم .
    بیش و کم …
    اما چه خوبه که به قول دوستمون ندا خانم , با برنامه ریزی روز به روز ازشون بکاهیم .
    در اوایل نابینایی من دوستی رو می شناختم که به غلط گیر معروف بود در این محل . شاید الان با نام دیگری باشه و من بی اطلاع هستم .
    ولی زمانی من با ایشون آشنا شدم که داشت غلط های من رو گوشزد میکرد . من خیلی خوشحال شدم که دارم از ایشون چیز یاد میگیرم و بهش هم گفتم .
    در عین حال که تازه نابینا شده بودم و خیلی هم به خودم اعتماد به نفس داشتم .
    ولی خیلی عمر کار خوب اون دوست ما دوام نیاورد و برای کم شدن جنجال و ناراحتی , مجتبی مجبور به زدن پست های مستقل , برای غلط ها شد و کم کم فکر کنم همه پذیرفتند و این یک روال شد …
    اگر کمی فکر مون رو بکار بیندازیم میبینیم که نابینایی که خط اصلی اش خط بریل هست , چقدر با استعداد میتونه باشه که به این خوبی و وسعت خط بینایی رو تایپ کنه و روز به روز هم گسترده تر بشه .
    حرکاتی که رعد هم گفت فکر کنم همین اندازه مهم باشه که عده ای قلیل , به اون عادت کردند و به قول ندا خانم که اسم خوب و درستی به اون نسبت دادند . و فکر هم نمی کنم که تیک نامیده بشه و کسی هم به این کلمه اعتقاد نداره .

    • 69.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مهدی غلط یاب دوست فاطمه حسینی بوده . و گویا شوووور نموده . خب پس باید بی خیال غلط یابی که خودش اشتباه میکنه شد ههههه
      والله منم از همون اول میگفتم اینی که می گم با تیک فرق داره خخخخ
      ولی مهدی جان بیا بگو که این حرکات چقدر میتونه در چشم بیننده عجیب و نامانوس باشه .
      آیا تا قبل از نبین شدنت اگه ی نبین در کوچه و بازار میدی که ازین حرکات داره و با توجه به معلوماتی که داشتی فکری که همکار من کرده بود به ذهنت خطور نمیکرد ؟؟؟؟

  70. 70
    مهدی ترخانه says:

    راستی عذر میخوام رها خانم .
    به خدا از دهنم پرید ] کیه که ندونه سن وسال خط قرمز همه خانم های دنیاست خخخخ .
    منظورم این بود که پیر شی ایشاالاه .
    خیلی زحمت کشیدی دختر گلم . خخخخخ
    آخه ذوق زده شدم .
    تا حالا این همه لایک رو یک جا , اونم تو یه کاسه با هم ندیده بودم خخخخ

  71. 71
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سخنی با رعد :

    ای رعد تو را چه میشود که چندین دختر ونوسی به این سایت اومده ولی پل ارتباطی میان خودت و آنها برقرار نکردی .
    وای بر رعد سست پیمان و خسته .
    ای ماهرویان نبین مرا سفری ناگزیر در پیش است . اگر به سلامت به دیار امن خویش رسیدم ،پلی از نور بین خویش و شما خواهم ساخت . ههههه
    اول صبحی عجب بساطی داریم هاهاهاها
    ای کاش تمام نبین های مادرزادی کامنت تورو بخونن .
    درود بر ندا.
    مشتبهی ندا ازین به بعد حکم فرمانده نبین هارو داره . به حرفش گوش بدید .
    حرکت زائد با تیک فرق میکنه .
    چقدر خوشحالم که ی مطلب علمی فهمیدم . ندایی واقعیتش هدف من از زدن پست شناخت بیشتر نبین ها و ایجاد صمیمیت بین آنها و خودم است .
    و الا خوب میدونم که مثلا پست های غلط ننویسیم هیچ کاربردی نداره خخخ چون اگه کسی واقعا املا براش مهم هست دنبالش رفته خخخخ
    باور کن با این کامنت تو حس میکنم این بار به یک کشف مهم در مورد نبین ها فائق اومدم .
    مرسی

  72. 72
    ثنا says:

    سلام من فقط اومدم از مهربانی رعد رهنما تشکر بکنم کامنت دونی پر میباشد فعلً میرم پستهای دیگه رو بخونم واسه همین درباره موضوع چیزی نمیگم چون میترسم تکراری باشه و نبیننهای عاقل بسیار و نظرات جامع شونم فراوونه

    • 72.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر ثنای محترم و کاربلد و تا اونجایی که یادمه کدبانو . عزیزم اگه نبین مطلقی حتما وقت بذار و بخون . ضرر نمیکنی .
      لطفت مستدام

  73. 73
    مهدی ترخانه says:

    منم با حرکات زاید , که ندا خانم فرمودند بی نهایت موافقم .
    یا عادات غیر مرسوم .
    اگه من تو پست شما چندین بار کامنت دادم و برگشتم , به خاطر اهمیتی بوده که برای موضوعش به شخصه قایل بودم و نه چیز دیگری .
    هر چند زیاد خوشایند برای معدودی نباشه و کمی خطری ولی من بیش از هر چیزی میخوام با دوستان همیاری کنم تا آخرش به نتیجه ای برسیم .
    خانم رعد که نمیدونم ایشاالاه داره میره مسافرت ولی قبل از اون از محبوبیتش استفاده کرده و میخواد به یک نتیجه ای برسه .
    من به اندازه موهای سرم مسافر و معلول جابه جا کردم و باهاشون درد دل یا گفت و گو داشتم .
    با قاطعیت اعلام میکنم که یکی از تحصیل کرده ترین و دانا و باهوش ترین در معلولین , نابینا ها هستند .
    نه خودم که اون وسط گیر افتادم نمی دونم کدوم طرفی هستم خخخ هم بینا بودم و حالا هم افتخار میکنم که در جمع نابینا ها هستم و نمی دونم ولی دارم سعی میکنم که شاید مفید باشم .
    من میخوام بعد از مسافرت تو به سلامتی یک پست بزنم و در باب توانایی هایی که بعد از نابینایی برایم جایگزین شده و در بین نابینا ها پر رنگ هست ولی مردم آشنایی ای با اونها ندارن بزنم .
    اینجوری مساوات شاید رعایت بشه .
    باور کن رعد در حق نابینا خیلی اجحاف میشه اگه فقط به نقاط ضعف بپردازیم .
    از اون ور هم اینکه هیچ انتقادی نشه و فقط به به و چه چه .

    • 73.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      وای مهدی خان ترخانه نازی آباد الاصل ،اصلا به حرفو حدیثا اهمیتی نده خخخ
      اتفاقا من از شما و بقیه دوستان که سعی در پربار کردن این پست داشتند ممنون هستم .
      اینجا دنیای مجازیست . من هم که دو روزه دارم اینجا کامنت میدم و میخونم باور کن سرم شلوغه و از بی کاری نیست .
      پس دل قوی دار و هر حرفی که به نظرت درسته بگو .
      باز هم از شما و ندا و بانو و بقیه خیلی خیلی متشکرم

  74. 74
    مهدی ترخانه says:

    من به واسطه عادات قبلی ام در بینایی , در بسیاری موارد با عدم ارتباط صحیح با مخاطب رو تجربه کردم .
    خیلی وقتها به عادت بینایی از حرکات چشم و ابرو استفاده کردم که تا حدودی در نابینایی سخت هست .
    من هم این عادت رو سعی دارم کم کنم و بیشتر با ترکیب صوت و حرکات , به منظورم که انتقال احساساتم هست برسم . خوب باید اعتراف کنم که این عادات قبلی من در حال حاضر زیاد کاربردی و مطمین نیست و من رو به مقصودم که همانا انتقال و درک متقابل هست کمتر میرسونه .
    اینجاست که برای من خیلی مشکل میشه که بخواهم به عادات چندین ساله ام پایان بدم و روش های جدیدی رو جایگزین کنم .
    سخت ولی شدنیه . با صحبت هایی که ندا خانم کردند و چه خوب توضیح دادند که چطور میشه با برنامه ریزی و پشتکار شبانه روزی و وقت گذاشتن , به بسیاری از عادت های اضافی ی خودمون پایان بدیم .
    فرقی نمیکنه حالا من عادات بد دیگری دارم و شما یک سری دیگه اما چیزی که خیلی مهم هستش اینه که تنها خودمون میتونیم به خودمون کمک کنیم و بس . باید بخواهیم .
    من اول خودم رو عرض کردم تا دوستان در مرحله بعدی خودشون رو اگه خواستن محک بزنن .
    هیچ کس کامل نیست و عاری از عیب .
    اصلا لزومی نداره که تک تک بیاییم و تو جمع اعتراف کنیم . بلکه میتونیم به قول معروف کلاه خودمون رو نزد خودمون قاضی کنیم و چند دقیقه سکوت و به طور روزانه شروع کنیم به تفکر و بررسی اعمال و رفتار روزمره خودمون .
    این حرف رو به بینا ها هم میزنم و مربوط به نابینا به تنهایی نیست . بینا ها بیشتر به این رفتار های بد ادامه میدن و یکی از بزرگترین دلایلش هم میتونه اعتماد به نفس کاذب باشه که همه دارند .
    نمی دونم میتونم با این آسمون ریسمون ها به جایی صحبت رو برسونم یا برعکس . ولی سعی کردم تو این پست خوبت بتونم مفید باشم و بحث رو نذارم منحرف بشه تا شاید به نتیجه مورد نظرت که میدونم خیر هست بیشتر نزدیک بشی .
    خوب ما هم اندازه خودمون و دانسته هامون . البته که خیلی هم میتونم اشتباه فکر کنم .
    ممنون

    • 74.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      مهدی خان اینو بدون که اینجا پست من نیست . اینجا متعلق به همه ماست .
      من واقعا خوشحال میشم که افراد بیان و نظراتشونو بگن .
      حرفهای شما هم که با طلا باید نوشت و بر سر در محله آویزون کرد و اصلا دادش دست رهایی و تبدیلش کنه به یک تابلوی قشنگ . عکس های تابلوهای تذهیبشو برام فرستاد . واقعا این دختر اعجوبه و هنرمنده . خیلی از کاراش هم برجسته کرده که نبین ها بتونن لمس کنن .
      رهایی اینجا بدون تو قفسه نداره هاهاهاا

      • 74.1.1
        رهگذر says:

        منا میگی؟ خخخخخخخخخ… باور نکن آق مهدی…
        ای هنر….
        من از تو یادگار ندارم
        غیر از همین جنون تماشا
        غیراز مسیرهای نرفته
        غیر از قرارهای مبادا
        پشت کدام صورت بودن
        پنهان کنم حماقت خودرا
        باید کجای خانه بریزم
        شنزارهای ساعت خود را؟…
        باید که در خودم یَله باشم
        صیاد و طعمه و تله باشم
        میترسم از روایتِ آوار
        از سنگهای پنجره آزار
        میترسم از بخار دهانها
        از جیک و پوک تیرکمانها
        میترسم از پرنده ی آزاد
        از دستهای خونی صیاد
        دلخوش نکن به آن ورِ میله
        آنجا کرانه های خروش است
        پرواز را به خاطره بسپار
        این آسمان پرنده فروش است
        بیرون شروع در به دریهاست
        دار الاماره ی ننه سرماست
        بشنو صدای هقهق ابرم
        من واپسین دقایق ابرم
        خط خورده ی جهان مُچاله
        یک سوگواریِ همه ساله…
        چشم از غروبِ منظره بستم
        تا در خودم گریسته باشم
        جدی نگیر فلسفه ها را
        من زیستم که زیسته باشم
        ما بر درخت رابطه هر بار
        نقاشیِ فریب کشیدیم
        با فکر آن بهشتِ معلَق
        در کافه ها دو سیب کشیدیم
        سیبی بزن کبودترم کن
        سنگین بچاق و دودترم کن
        چرخی بزن که کام بگیرم
        از قلبم انتقام بگیرم
        من با خودم قرار ندارم
        تابوتم و مزار ندارم
        در مشت بسته ی چمدانم
        چیزی به جز غبار ندارم…

        • لاااااااایک رهگذر.
          شعر از خودت بود؟؟؟؟؟؟؟؟

          • رهگذر says:

            نه عزیزم.. من شعر نمیگم خیلی…این شعر از احسان افشاریه…
            بذار یه تیکه دیگه شم برات بنویسم:
            تنهایی ام زنی است که هر شب
            همخوابه ی تمام صداهاست
            یک زن که از تمام جهانش
            چیزی به جز سکوت نمیخواست
            تاریکیِ تمامِ زمینم
            غربت کشِ عبورِ زمانم
            تنها مگر به سیلیِ سیلاب
            خود را از این جنون بتکانم
            من پیشگوی فاجعه بودم
            دیوانه ای که غارِ خودش بود
            در سالنی به وسعت هستی
            تنها در انتظار خودش بود
            آری منم تفاله ی خلقت
            محصولِ یک دعای نکرده
            آدم گریزِ قبله ی متروک
            شیطانِ سجده های نکرده
            آری منم.. ترانه ی اندوه
            خاکسترِ رباعیِ خیام….

    • 74.2
      ندا says:

      سلام آقاي ترخانه كوشا! چقدر خوشحالم كه با شما تو دنياي مجازي ارتباط دارم و واقعا ازتون انرژي ميگيرم. از اينكه به كامنت من لطف داريد بي نهايت ممنونم. اما لازم ميدونم خواهرانه به شما پيشنهاد كنم كه قبل از تلاش براي حذف حركات زائد اول ببينيد اصلا حركت زائد داريد يا نه يعني اول از يه آدم بيناي تيزبين كه در صورت امكان كارشناس خبره امور نابينايان باشه يا مثل رها زياد با نابيناها باشه بخواهيد كه در شناسايي حركات زائد به شما كمك كنه و بعد در صدد حذف حركت زايد برآييد. نكنه يه موقع حركتهاي خوب خودتونو چون فكر ميكنيد زائده حذف كنيد. حركات چشم و ابرو رو كه در زمان بينايي ازشون استفاده ميكرديد حالا ارزيابي كنيد كه آيا هنوز داريد ازشون درست استفاده ميكنيد يا غلط. اگه درست و موثر استفاده ميكنيد و در مخاطب احساس خوبي ايجاد ميكنيد لزومي به حذف كردن شون نيست.به نظر من شما نبايد خودتونو وادار كنيد كه چون نابينا هستيد بايد اجبارا به سمت صوتي شدن بريد. من اگه جاي شما بودم غربال ميكردم حركات خوب رو نگه ميداشتم و حركات بد رو حذف ميكردم.

  75. 75
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! وقتی جایی من تند و تیز حرف میزنم همه از من بدشون میاد و حتی کار به جایی میکشه که بعضی از نوشته هایم را پاک میکنند… به نظر من یکی از اشتباهات بعضی از انسانها رودروایسی با طرف مقابلشون است که همه جا میخواهند احترام بگذارند ولی نمیدانند که چگونه احترام بگذارند و چه موقع از حقشان و خودشان دفاع کنند… وقتی من میگویم با خوشبینی مطالب منو بخوانید و با من وارد بحث و گفتگو شوید برای این است که به نتیجه ی خوبی برسیم نه اینکه یکدیگر را سرکوب کنیم… در جامعه ی واقعی که مردم فقط حرف میزنند و تذکر میدهند و حوصله ی بحث و گفتگو ندارند… در جامعه ی مجازی هم که همه آنقدر بدبین هستند که فقط دوست دارند حرف خودشان را به کرسی بنشانند و کسی که مثل من بجای چند نفر حرف میزند را سرکوب کنند… کسی که حرف میزنه و فقط انتظار احترام و تقدیر و تشکر داره و ضد مرد شده و دوست نداره با مردهایی مانند من نوعی گفتگو کنه… یه ضرب المثل هست که میگه: مار هرچی از پونه بدش میاد در لونش سبز میشه… در این محله هرکی از من بدش بیاد: من بیشتر باهاش وارد بحث و گفتگو میشوم و لزومی به احترام گذاشتن و تقدیر و تشکر کاذب از طرفم نمیبینم…! حالا اگه چند تا خانم با ادبیات بهتر همین مطالب مرا بنویسند مورد دلخواه بعضیا میشوند!

    • 75.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      عدسی دیگه همه هچی تموم شد .
      اینو بدون که رعد بزرگ با تو مشکلی نداره و برات کلی احترام قائله .
      تو هم آزادی .
      در ضمن کامنت ندا خانومو بخون . و ببین جریان چیه .
      اول و آخر هم ببین های ندید و بدید باید شمارو درک کنن و هم شما خواه ناخواه مجبوری خودتو با اونا وقف بدی .
      شاد باش و خوشحال . دنبال حرف و سانسور هم نباش .
      من و تو بزرگ این محله هستیم و باید بعضی از حرفارو زیر سیبیلی رد کنیم بره
      هاهاها

  76. 76
    ناشناس محترم says:

    با سلام
    می خوام دراین باب من هم براتون چند مطلب رو بگم اگه اجازه میدید/
    بله به قول شما خانم رعد “تیک” در روانشناسی استثنایی و تربیتی این نوع رفتارا به نام رفتارهای نابینایی شناخته شده که علتشم اینه که رفتارها بیشتر در افراد نابینا دیده شده مثلا تکون دادن سر به سمت راست چپ یا جلو و عقب یا چرخوندن.. . تکون دادن بدن به طرفین یا جلو عقب/// انداختن سر به پایین هنگام نشستن یا راه رفتن ///
    جالبه در سفری که با دوستم به شهر شیراز داشتم با خانمی آشنا شدیم که با تعجب می گفت که من اولش باور نکردم که شما نابینا باشید و از اعصای دستتون فهمیدم
    اولم تیپتون اصلا خیلی کلاس بود و به افراد نابینا نمی خورد و مثل افراد خوشتیپ بینا پوشیدین //// مثل آدمای بینا به سمت کسی نگاه می کنید که داره حرف می زنه //// سرتون رو وقتی نشسته بودید پایین ننداختین ////// ما با بچه های نابینا شیراز “با پوزش از بچه های شیراز نقل قول خانم شیرازی ” آشنا هستیم اکثرشون هنگام نشستن و راه رفتن سراشون پایینه >…
    همه این رفتارا دلیل خاصی دارن از خجالتی بودن فرد نابینا تا کم رویی و عادت کردن به اون کار و ….
    مثلا من وقتی که داشت بینایی چشم راستم ضعیف میشد بخاطر بهتر دیدن اجسام نا خود آگاه سرمو به سمت شونه راست کج میکردم تا چشم چپم تقریبا در سقل جسم قرار بگیره و بتونم بهتر ببینم به حمدالله بینایی چشم چپم ۰ شد و این مشکل برطرف شد
    اما به قول دوستان تیک هایی هم آدمای بینا دارن چرا ما نابیناها نداشته باشیم مثلا چک کردن عصبهای بویایی از طریق بینی هنگام بیکاریی یا دست کردن تو گوش جهت تنظیم جهت های گوش برا شنیدن بهتر/////
    دوستان ادب اجتماعی از ما انتظار داره
    ۱ وقتی با کسی حرف می زنیم حد اقل سرم و صورتمون سمت گوینده باشه تا گوینده سخن فکر نکنه که به حرفاش گوش نمیدیم..//..معنی اجتماعی این حرکت اینه که من دارم به حرف شما گوش میدم و برای طرف مخاطبتون احترام میگزارید و عکس این این معنی رو میده که من حوصله شنیدن حرف شما رو ندارم //// شر تون رو کم کنید/// بینا و نابینا نداره ////
    ۲ – تو روابط اجتماعی دیدن حرکات صورت جزی از تعاملات اجتماعی هست که طرف مقابل شما بتونه احساسات درونی شما رو بخونه… دلیل ندیدن من یا تو دوست نابینا دلیل خوبی نیست که از این کار سرباز بزنیم////
    ۳ – نشستن درست تو ماشین یا در یک صندلی در هر محیط رسمی جز ادب فردی و اجتماعی هست فقط باید سر مرد تو یه جا پایین باشه اونم تو مراسم خواستگاری که بتونید دخترو غول بزنیم که بگن به به بهبهبه چه پسر سر به زیری هست /////
    ۴ – ببخشید مگه ماشین یا اداره یا هر محیط خارج از خونه دیسکو هست که سر و کمر، راست و چپ میشه///دوستان با مورور زمان میشه این عادتهارو کم کنیم و یا از بین ببریم فقط با تمرین ///
    ۵ – نحوه درست شنیدم رو تمرین کنیم و هیچ وقت سر و صورتمون رو کج کوله نکنیم تا بهتر بشنویم
    ۶ همیشه مثل ورزشکاری بایستیم و راه بریم سر بالا سینه جلو قدمها مستحکم ولی با احتیاط
    مرسی تنک یو از مخاطب خواننده///// /// ///

    • 76.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      سلام بر ناشناسی که حس میکنم از خطه زیبای شمال غرب برای رعد کامنت نوشته و منت بر سر من گذاشته .
      خدارو شکر که کم کم داریم با مشارکت دوستان به جاهای خوب خوب میرسیم .
      نکته ۴ خیلی جالب بود هههههه
      مرسی که اومدی و نظرات جالبتو برای هم نوعان به اشتراک گذاشتی .

    • 76.2
      ندا says:

      سلام برشما نظر شما رو لايك ميكنم اما در مورد شش بايد حواس مون باشه كه خشك و غيرقابل انعطاف نباشيم كه مثل نظامي ها خشك و خيلي غيرقابل نفوذ جلوه كنيم اونم بايد تعادل داشته باشه.

  77. 77
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! ما سیبیل نداریم که بخواهیم زیر سیبیلی رد کنیم… حالا تو برو کامنت اول و دوم منو با دقت بخون بعدش برو کامنت خودتو که در جواب من نوشتی را بخون تا احترامی که به من گذاشتی را ببینی… بعدش بیا یه جمع بندی از پستت و نظراتش بکن و نتیجه گیری کن و در یک کامنت پایانی قرار بده و کار را تمام کن…!

    • 77.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      وای عدسی تا بوده رعد بزرگ به دانش آموزا گفته برید نتیجه گیری کنید . خب خودم که خیلی تنبلو درگیرم .
      نتیجه گیری نمیخواد که .
      این پست تاریخ انقضاش رسیده و باید به دست فراموشی سپردش .
      التماس تفکر . در ضمن همه دوستت داریم . دنبال بهونه نگرد و الا بهت میگیم ملا بونه گیر خخخ

  78. 78
    عدسی بشاشadasi says:

    درود! من قصد کردم در این پست با جدیت تمام حرف بزنم و لحظه ای خارج از موضوع پست حرف نزنم اما تو که صاحب پست هستی فقط تلاش کردی که منو از موضوع اصلی منحرف کنی…!

  79. 79

    سلام
    خانم رعد پستتون خوب بود
    نظرات بقیه رو از کامنت ۵۰ تا آخر سعی کردم بخونم
    نظرات ندا خانم هم آموزنده بود
    خب با وجودی که میگید تقریب ۱ سال نیم با نابینایان آشنا شدید به نظرم
    همین شناخت اندک هم شما رو خیلی به نتایج خوب نسبت به نابینایان رسونده که بهتون تبریک میگم
    اما منم نظرم رو کوتاه میگم
    گرچه هم بینا و نابینا ممکنه دارای عیوب ظاهری باشند که انشا الله بتونیم اصلاح کنیم
    اما من هم نظرم اینه ما نابینایان باید در فضاهای عمومی رفتارمون طوری باشه که افراد مقابلمون ما رو تحسین کنند بقیه در کامنت بعد

  80. 80

    به نظرم این رفتارها حتي در ازدواج هم تأثیر خواهد گذاشت.
    اگر فرد نابینا رفتار مناسبی داشته باشه حتماً میتونه ازدواج موفقی داشته باشه
    یکی از کارهایی که ما نابیناها باید درست انجام بدیم نحوه غذا خوردنمون هست
    مثال بزنم
    من حدود ۳ ماه پیش مهمان از اهواز داشتم
    داشتم خیلی عادی غذا میخوردم که
    بعد متوجه شدم این دوستان از ما فیلم گرفتند
    بعد که پرسیدم چرا این کار رو کردید
    گفتند ما خیلی تعجب کردیم از اینکه تو به این خوبی غذا میخوری بدون اینکه مثلاً اون سفره رو کثیف کنی

  81. 81

    شاید در نگاه اول خیلی برای ما نابینایان چندان هم پیچیده نباشه اما خب به قول خانم رعد
    خیلی از بیناها از نابینایان و کارهاشون اطلاع ندارند
    و به نظرم ما هم اگر کمی در رفتارهاموندقت کنیم جای دوری نمیره
    و خیلی هم حساس نباشیم بهتره

  82. 82

    سلام
    به نکته بسیار مهمی اشاره کردی. در سال‌های گذشته من شروع کردم به نوشتن مطالبی با موضوع «من نابینا هستم» و قصد داشتم در آن به چنین مواردی بپردازم، ولی همه گفتند که چون اینجا افراد بینا هم هستند جای مناسبی برای طرح مشکلات تخصصی‌مان نیست!!!
    حالا قرار است که کی و کجا و از طریق چه کسانی این مشکلات به نابینایان
    آموزش داده شود نمی‌دانم!

  83. 83
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام بر پسرهای خوب و عاقلم . مهدی خان آفرین به نکته سنجیت .
    راستی ببخشید که دیر جواب دادم . آخه در سفری دور هستم .

    عارف عزیز به ببین های ندید بدید کاری نداشته باش. همین جا پستهاتو منتشر کن و دست بجنبون.
    من منتظر هستمااااا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

fifty two − = 50