به دنبال ف. قسمت آخر

با سلام خدمت کلیه عزیزان.
گفتیم که روز دوم و به خصوص سوم واقعً ترس بر من غالب شد. گفتم نکُنه پناه بر خدا بمیره قاتل هم بشیم. برای کمپ که گفتم این بیچاره را که بخواهند همسان با بیناها بدوانند یا اذیت کنند که نمیشه اینجا توی کمپ ولش کرد. بدین سبب به نزدیکترین ترک اعتیاد به خانه براش پرونده سازی کرده ثبت نامش کردم.
در اونجا به من گفتند که چرا زود تر نیاوردمش؟ گفتم آخه من که خبر از این کار ها ندارم. خلاصه بعد از سرم زدن و دارو و این حرف ها حالش آرام آرام رو به بهبودی میرفت. دکتر قرص های زیر زبانی به او میداد.
به همین منوال ف. ترک کرد. و بعد از مدتی با دختری بینا ازدواج کرد.
یواش یواش باز بویش بلند شد که حاج آقا باز معتاد شده. دردسر تون ندهم پنج شش بار خانمش ترکش داد ولی کارگر واقع نشد. ترک عادت موجب مرض است. هرچی نصیحتش میکردم فایده نداشت که نداشت.
ولی واقعً بنازم خانمش را. واقعً ف. را مثل بت میپرستید. به خدا من در عمرم اولین زنی را میبینم که نه تنها سر ناسازگاری به ف. را نگذاشت بلکه باور نمیکنید اینقدر ف. را دوست میداشت که خودش میرفت تریاک میخرید و دهان ف. میکرد. خدا شانس بدهد. چندین سال گذشت. تا یک روز دیدیم ف. با قیافه عبوس به خونه ما آمد و شروع به گریه کرد و گفت داوود جون به فریادم برس. گفتمش تو هروقت کار داری اینجا باید پیدات بشه؟ گفت آخه جز اینجا مگه من خونه امیدی دیگه دارم؟ گفتمش زبون چاخانتم که الحمد لِ الله هیچوقت کند نمیشه؟ خندید و گفت اربابم شمایید. گفتمش اگه از من حرف شنوی داشتی که بدبخت وضعت خیلی بهتر از حالا بود. حالا بگو ببینم چه کار داری؟ گفت داوود جون مدتیست که هروقت میرم سر تریاکهام میبینم دست خورده میشه و کم و زیاد میشند. رفتم زیر زبون خانمم میگه من میکشم یا هروقت جایی هم بخوام برم و وقت نداشته باشم میخورم. و هروقت دهان تو میکنم بویش مرا هم وسوسه میکنه. و این قضیه واقعً داغونم کرده. نمیدونم چه خاکی به سرم کنم؟ جواب مادرش برادرهاش و اقوامش را چی بدم؟ گفتمش ف. روی من دیگه هیچ حسابی باز نکن. من هزاران بار گفتم ترک کن نکردی حالا بکش. به درک. ولی نمیتونستم ناراحتیشو ببینم. گفتم کثافت اول باید زن بدبختتو ترک بدی بعد هم دیگه اصلً نباید ذره ای جلو خانمت چیزی بکشی. گفت پس خودم چه کار کنم؟ گفتم یا باید قربانی زنت بشی یا زنتو قربون خواسته های پلیدت کنی حالا کدومش برات ارزششو داره؟ گفت خوب معلومه باید قربونی بشم. گفتم نگاه کن اگه این حرفت هم مثل ترک کردنت باشه ذره ای ارزش نداره ها گفت دیگه راهی نیست مجبورم. گفتم اگه فکرهاتو کردی حرف بزن. گفت جون تو روی حرفم هستم. گفتم خوب وقتی زنتو ترک دادی میری ترک اعتیاد و برای دراز مدت ثبت نام میکنی و ازشون متادون میگیری. و سهمیه هفتگی هر هفته بهت میدهند. میگند اون هم واقعً خوبه. حالا خوبی زن تو اینه که هنوز آلوده کامل نشده. اگه بدبخت مثل خودت آلوده بشه برای رسیدن به خواهشش دزدی هم حاضره بکنه. ف. دست منو به زور بوسید و گفت واقعً اگه تو را نداشتم بیچاره بودم.
مدتی بعد ف. اومد و گفت خانمم ترک کرد. گرچه آلوده نبود ولی پدرش در اومد تا ترکید یعنی ترک کرد. خلاصه بعد از شرط و شروطم بردمش ترک اعتیاد. و برای دراز مدت ثبت نام شد. اوایلش روزانه و مدتها بعد هفتگی متادون به او دادند. و حال هم راضی هست. ولی از دو طرف فتق بیضه گرفته و در حدود سه تا ۴ سال است که اصلاً با هم همبستر نیستند.
و این بود چکیده ای از داستان ف. حال از شما یک تقاضا دارم و آن این است که خودتون را به جای من و ف. و خانمش بگذارید و بگویید اگه شما بودید چه میکردید؟ در کامنت هاتون بگویید. با تشکر از شما سید داوود حسینی.

 

درباره سید داوود حسینی

سلام. اینجانب سید داوود حسینی نابینای مطلق زاده شده در شیراز تاریخ تولدم اردیبهشت سال 1344 تحصیلاتم دیپلم که از کلاس اول ابتدایی تا اول راهنمایی را در ابابصیر اصفهان و از کلاس دوم راهنمایی تا چهارم دبیرستان را در مدارس بینایی در شیراز گذراندم. بعد از اخذ دیپلم با یاری خداوند طعالی و همت و تلاش خودم در یکی از کارخانه جات شیراز مشغول به کار شدم و حدود 8 سال است که بازنشست شده ام. علاقه مندیهایم به تلاوت قرآن و حفظ کلام روحبخش آن بسیار است و تقریباً 2 جزئاز قرآن را حافظم و در مسابقات کشوری چندین بار به مقام اول دست یافته ام دیگر علاقه مند به اینترنت و آوازها و ترانه های اصیل قدیمی هستم.
این نوشته در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

19 پاسخ به به دنبال ف. قسمت آخر

  1. 1
    محمد رضا خوشی محمد رضا خوشی says:

    سلام
    یک سریال کامل
    میگما
    فتق بیضه دیگه چی هست بگو
    تا منم بدونم چی هست

    • 1.1
      سید داوود حسینی says:

      با سلام خیلی میخای بدونی؟ پس گوش کن. این بنده خدا از بس دنبال تریاک بود که به پروستات و بیذه ها و آلت تناسلیش چنان اثر گذاشته که بیذه ها و بالای آنها زیاد درد داشته که از هر دو طرف غده در اومده که دکترها فتق بیذه اش مینامند.موفق باشید.

  2. 2
    سید کیان کیان says:

    عموزاده خوبم سلام. خسته نباشید شما و خانمتون که چنین موجودی را تحمل و حمایت کردید. من اصلا تحمل اینگونه مسائل را ندارم و توان برخورد مناسب با اینجور افراد را درخودم نمیبینم. سعی و محبت شما را بعنوان یه دوست مهربون برای فِ تحسین میکنم. امیدست که بازنویسی این ماجرای واقعی درس عبرتی برای همه ی خوانندگان آن بشود. جهت بپایان رساندن این مجموعه هم ازت متشکرم. من میدونم و مینویسم که سایر همدلان هم بدانند که برای نوشتن ۸ پست مربوط بماجرای فِ زحمت زیادی را البته بی منت و با اشتیاق متحمل شده اید. واقعا دست مریزاد کاکو جون. بدرود.

    • 2.1
      سید داوود حسینی says:

      با سلام بر کاکوی بزرگوارم. من واقعً هرچه یاد گرفتم حاصل زحمات بی منت شما بوده و واقعً محبتهای شما کاکوی بهتر از جانم را هرگز از یاد نخواهم برد. موفق باشید.

  3. 3
    احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

    سلااام سلاام و دروود درووود بر کاکو آ_سید داود میگما عجب سریالی شدا عجب ماجراهای عجیب غریب و پر درد سری شدا وای که من از تصور این موارد هم تنم به رعشه میفته تا چه برسه بخوام جای شما یا ف یا همسرش باشم من اگه جای شما بودم فکر نکنم این قد میتونستم تحمل چنین موجودی را داشته باشم به نظر من که شما حق رفاقت و دوستی را در حق او تمام و کمال به انجام رسانده اید دوست واقعی به شما میگویند و شما مصداق واقعی این عبارتید دوست آنست که بگیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی نه این که فقط در خوشی و پولدار بودن دوستت باشد اگر شما نبودید الآن نه او و نه همسرش میتوانستند ترک کنند به هر حااال مرسی که این داستان سریالی را این جا برای ما بیان کردید و این باعث شد که ما خیلی درس گرفته و خیلی دیدمان نسبت به واقعیتها روشن شود
    آ_سید شما که نفست حقه یه دعایی هم واسه ما بکن شاید جدت دعایت را برآورده کرد و مشکل منم حل شد به هر حااال مرسی بابت این پست در پناه حق بدرود و خدا نگه دار

    • 3.1
      سید داوود حسینی says:

      احمد جون کاکو جونی سلام. انشاالله هرجا هستی موفق و شاد و خوش باشی و به یاری خدا مشکلتون هم به یاری خدا مرتفع شده و پیوسته زیر سایه آقا بقیتالاه زندگی بر وفق مرادتون باشه. موفق باشید.

  4. 4
    مادر بزرگمهر says:

    سلام به جناب حسینی گرامی
    چقدر دوست خوبی برای جناب ف بودین خداوند دوستان خوب مثل شما را زیاد بگرداند و البته امیدوارم فقط در شادیها و دور همی ها ایشون رو ملاقات کنید و دیگه برای خودشون و شما مشکل ایجاد نکنن خوشحال میشم باز هم از تجربیات خوبتون برامون بنویسین در پناه حق شاد باشید و سربلند

    • 4.1
      سید داوود حسینی says:

      سلام بر مادر بزرگ عزیز. امیدوارم سایه شما نیز بالای سر عزیزانتان مستدام باشد و همیشه در همه وقت لبخند از لبانتان محو نشود. موفق باشید.

  5. 5

    سلام: ممنون که این مجموعه را به پایان رساندین.
    واقعاً حوصله و صبرتان در کمک رساندن به دوستتان ستودنی بود.
    خدا رو شکر که تونستید ف و همسرش رو از دام اعتیاد نجات بدی ولی به هر حال از سرنوشت ف و همسرش ناراحت شدم.
    کاش همه چیز قابل جبران بود.
    اما متأسفانه چیزی که در دوره جدید بین جوانان رایج شده مواد مخدر روانگردان هست که اعتیادش صد برابر مواد مخدر سنتیست تا جایی که روانگردانی مثل هرویین و کراک قابل ترک نیست و روانگردانی مثل شیشه در موارد نادری توانسته اند ترک بدهند.
    واقعاً چه میشود گفت.

    • 5.1
      سید داوود حسینی says:

      با سلام بر شما جناب محسن غلامی. واقعً جز اظهار تءسف و آه و درد چه میتوان کرد و گفت؟ فقط باید دست به دامن خداوند نهاده و بگوییم خدایا خودت پشت و پناه جوانان در این برهه از زمان باش. خودت یاریشان کن. التماس دعا.

  6. 6
    ریحانه says:

    سلام اقای حسینی ، از ابتدا تا انتهای داستان دوستتون رو ، شنیدم! و از شما برا این سری از پستهاتون تشکر میکنم! پیروز باشید

  7. 7
    سارای سارای says:

    سلام آقای حسینی
    کاملا ماجراها واقعی به نظر میرسه چیزی که اکثر معتادا دارن
    یعنی هر روز تو ترکن هر وقت ازشون سوال کنی میگن داریم ترک می کنیم
    فقط میدونم خواستید ماجراها را واقعی و بی کم و کاست شرح بدید هااا ولی پایانش غافلگیرکننده بود
    ته داستان چیزی هست که معمولا توی ذهن خواننده نقش می بنده من موندم چرا همچین موضوع خصوصی را چرا عنوان کردید اونم راجب یه شخص حقیقی؟!؟!؟!
    با اینکه من نمیشناسم و هیچ وقت هم نخواهم شناخت ولی بعضی چیزها باید توی چهاردیواری بمونه.
    ببخشید که پایان داستان شما را نقد میکنم.گفتن و نگفتن این موضوع فکر نکنم چیزی از ماجرای اصلی که در صدد بیانش بودید کم می کرد چه بسا که گفتنش از ارزش نوشته شما که من به عنوان یک داستان و شرح حال بهش نگاه میکنم کاسته.
    اگه حالا این موضوع طوری بود که به ماجرا ربط داشت و مثل خیلی رمانها که از این جور چیزها وساطاش هست طوری نبود ولی یهو پایان داستان اومدید همچین ماجرایی رو هم باز کردید.
    باز هم جسارت من و نسبت به این نقد به بزرگواری خودتون ببخشید چون نوشته شما برام ارزش داشت و جالب بود همشو دنبال کردم و خوندم و واقعا ممنونم از اشتراک چنین مطالب تالیفی و خوبی.
    موفق باشید.باز هم برامون بنوسید.

    • 7.1
      سید داوود حسینی says:

      با سلام بر خانم سارایی. والا اول هدف من فقط عین حقیقت گفتن این موذوع بود. وگرنه هیچکس هم نمیفهمید, میتونستم سر و ته قذیه را ساختگی به هم بیاورم. و به خدا قسم این قسمتی که شما میگویید خدا وکیلی ابهتش مثل برق مرا هم گرفته که چطور اون هم یه نابینا زنش اونقدر دوستش بدارد که چنین کارها برایش بکند. به همین خاطر بود که دقیقً به شما گفتم بگویید اگر شما بودید چه میکردید؟ نمیدانم اسم این کارها را میشود حماقت گذاشت یا دوست داشتن شدید؟ درست است که این مسئله خصوصیست ولی آنقدر هم شدید نیست که حفاظ ها را به هم زند. موفق باشید.

  8. 8

    سلام
    فکر کنم که من یه قسمت را جا گذاشتم!
    نمیدونم قسمت چندم را نخوندم
    حالا به هر صورت به نظر من که خیلی شما صبوری کردید اگر من جای ف بودم هیچوقت این دوست خوب را از دست نمیدادم و همیشه مدیونش میشدم میدونم که اونم شما را از دست نداده ولی بالاخره خیلی شما را اذیت کرده
    واقعا دست شما درد نکنه خیلی کار شایسته ای کردید.
    من دعا میکنم که همیشه موفق باشید.

  9. 9
    احمد محمودی says:

    با سلام اگر ف ترک نکرده تا جسمش رو بیش از این با این داروی شیمیایی تخریب نکرده
    ایشون رو به شعبات کنگره ۶۰ جهت مشاوره ارجاع بدید تا با متد DST
    با شربت تریاک که شامل ۲۵ نوع آلکالویید مورد نیاز بدن هست به درمان برسونند در آنجا بر روی جسم روان و جهانبینی معتاد یا به اصتلاح مسافر کار میشه
    آدرس سایت:
    http://congress60.org/FaIR/
    من آدم کنجکاوی هستم و دست به تحقیقاتی پیرامون متدهای ترک زدم حتی به صورت میدانی هم پیگیری کردم اگر دوست داشتید شماره بدید تا با شما تماس بگیرم راستی به این لینک هم مراجعه شود
    http://congress60.org/Fa-IR/page/43/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AA%D8%B1%D9%83-%D9%88%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-
    %D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%8A%D8%AF-%D8%A8%D9%8A%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%AF
    البته لازم به یادآوریست که گروه NA
    متد دیگری دارند که همانا ترک بی هیچ دارویی و سقوط آزاد میباشد همان کمپ
    کنگره ۶۰ به ریاست مهندس دژاکام معتقد است
    درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان

    کتاب ایشان را هم لینک میدهم که پی دی اف هست اما صفحه خوانها به راحتی میخوانند.این سرگذشت ایشان و ترکهای نا موفق و سرانجام درمان ایشان با روش تدریجی ۱۱ ماهه با تیپر کردندر پلههای زمانی ۲۱روزه
    وی از سال ۷۶ تا کنون پاک بوده و درمان چندین هزار نفر را سبب شدند
    نام کتاب : عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر ۰
    لینک دانود
    http://dl60.ir/multimedia/voice/60Darajeh.pdf
    ابتدا با تریاک درمان میکردنند تا این که دولت بعد سالها متقاعد شد تا شربت ot یا تریاک را تولید کند
    تلویزیون هم سالها پیش سریالی در پشتیبانی از این روش تولید کرد به نام مسافر با بازی پور عرب…
    از قسمت ۲۲ تا ۲۷ کاملاً این متد را با تکنیکهای هنری و پوشش یکی از جلسات کنگره ۶۰ شرح داد.
    ای سریال را میتوانید از لینک زیر دریافت کنید البته باید h بزنید تا لینک هر قسمت را بیابید کمحجم هم قرار دادند این سایت:
    http://mihand.ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1/

    زیاد شد من برادرانه در خدمت هستم

    • 9.1
      سید داوود حسینی says:

      با سلام احمد جان اول این بنده خدا تقریبً ده ساله که متادون میخوره. و به خاطر این میخوره که مثل تریاک که میکشید نشعه باشه و توی کیف باشه. به خاطر همین جواب مثبت به من داد که موقعی که خانمش هم داشت معتاد میشد به این کار پناه برد و دیگه نگذاشت زنش دهانش کنه. و اگه با این کار کیف و سرخوش نمیشد که باز ادامه میداد. هرچه هم میخواست سر خانمش بیاید براش مهم نبود. احمد جان ایشان چون این حالت را دوست دارد و در خونش به قول اوام ریشه کرده حاذر نیست از دستش بدهد. حتا هر از مدتی چند روز متادونو نمیخوره تا بعد از چند روز که یه دفعه بخوره شارج و کیف بشه. خاهش میکنم اگه راه کاری در این مورد دارید جسارتً با موبایلم تماس بگیرید. شماره موبایلم این است ۰۹۱۷۹۶۸۰۸۸۹ موفق باشید.

  10. 10
    امیر تاجیک says:

    سلام من خودمو میکشتم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *