شیخ فرید الدین عطار نیشابوری رأس مثلث عرفانی در ایران

یکی از شاعران و بزرگان ایران زمین که تا کنون آن طور که شایسته است نزد ایرانیان و خارج از مرزهای ایران شناخته نشده است ابو حامد فرید الدین عطار کدکنی نیشابوری می باشد. گر چه تحقیقات زیادی را بر روی زندگی, اندیشه و آثار او انجام داده اند ولی این تحقیقات اندک است و آنچنان که باید عطار را نشناسانده است. زندگی و شخصیت عطار هنوز در بین متخصصان ادبیات فارسی مطرح است و نزد عامه مردم هنوز آن چنان که شایسته اوست شناخته شده نیست. آن چنان که مولوی و حافظ و سعدی و فردوسی نزد مردم این سرزمین مطرح هستند عطار نیشابوری نا شناخته می باشد. 25 فروردین روز بزرگداشت این شاعر و عارف مسلک گران مایه می باشد.
فرید الدین عطار نیشابوری در سال 540 ه. ق در کدکن حوالی شهر نیشابور به دنیا آمد شهر نیشابور که سابقه تاریخی و فرهنگی در تاریخ ایران و جهان اسلام دارد تا زمان عطار گذر حوادث خوب و بد بوده است و شخصیتهای فرهنگی و سیاسی را به تاریخ ایران عرضه کرده است. عطار از خانواده یک پزشک سر بر آورد و خود او بعد ها در نیشابور به کار داروگری و پزشکی پرداخت و جسم بیماران را درمان می کرد و بعد ها این کار را رها کرد و به کار روح بیماران و سالکان طریق پرداخت.
اشتباهی که همیشه در بین ادب دوستان رخ می دهد این است که اکثر شعرای ایران زمین را عارف می دانند که این مسأله درست نیست. درست است که زندگی بعضی از شاعران ما عارفانه است و از مضامین عرفانی در اشعار خود صحبت کرده اند ولی آنها عارف نبودند و زندگی عادی خود را می کردند درست است که در یک برهه از زندگی بر اثر حوادثی متحول می شدند ولی عرفانی که در آنها می بینیم مثل عرفان بایزید و منثور حلاج و عرفای دیگر چند قرن اولیه اسلامی نیست. فرید الدین عطار نیشابوری هم از این گونه شعراست که اگر به جای عارف به او عارف مسلک بگوییم راهی خطا نرفته ایم. استاد فروزان فر عطار شناس برجسته تاریخ ایران بیان می دارد که: فرید الدین عطار نیشابوری درمانگری ماهر در شهر خویش بود و دیدارش با درویشی عارف که با یک جمله جان به جان آفرین تسلیم کرد او را متحول کرد و حرفه درمانگری را رها کرد و پا به طریقت عرفان گذاشت و اشعاری در مضامین عرفانی سرود. عطار نیشابوری رأس مثلث شعر عرفانی ایران است مثلثی که دو قاعده آن را سنایی و مولوی نگاه داشته اند. با بررسی شعر عطار می توان دریافت که عطار هم به مانند سنایی از مضامین ناب و پیچیده عرفانی در شعر خود استفاده کرده است بر خلاف مولوی که شعر او فهم آسانی برای عوام دارد و بیشتر برای مردم شناخته شده است. سالکین راه و خواص هستند که شعر عطار و سنایی را می شناسند و حتی به قول عطار که اشعار خود را برای سالکان راه حقیقت می دانست. نکته جالب در مورد شعر عرفانی عطار این است که بر خلاف شعر مولوی مضامین شعر عطار مملو از اندیشه ناب عرفانی است و الفاظ رکیک و کم مایه در شعر او نیست ولی شعر مولوی کمی به سمت عوام پسندی رفته است و از مضامین کم مایه هم در اندیشه عرفانی او می توان دید با توجه به اینکه مولوی اندیشه عرفانی خاص خود را دارد. این عطار است که در اندیشه مولوی تأثیر زیادی می گذارد آنجا که مولوی هشت ساله در مهاجرتش به قونیه از بلخ بر سر راهش در نیشابور نسخه ای از اسرار نامه عطار را به عنوان هدیه از شیخ می گیرد و شیخ پیش بینی می کند که این کودک روزی آتش بر دل سوختگان عالم می زند و امروزه در قرن بیست و یکم می بینیم که مولوی به عنوان یک شاعر پارسی گو در میان مردم جهان از شهرت خاصی بر خوردار است و این شهرت را تقریباً مدیون شیخ عطار نیشابوری می باشد.
شعرای پارسی گو پس از حمله عرب تقریباً یادی از ایران باستان در ذهن خود داشتند اندیشه و کلام دین زردشت در ایران باستان و حتی تا به امروز یک اندیشه شاد و طبیعت گرا می باشد بنا بر این این اندیشه بر شاعران چند قرن اولیه ایران اسلامی تأثیر گذاشته است کسانی مثل فردوسی و دقیقی حماسه سرایی را بر می گزینند و کسانی مثل رودکی و منوچهری و فرخی سیستانی طبیعت را بر می گزینند و این دو گروه از شاعران ادبیات فارسی در شعر خود از مضامین حماسی و طبیعت و یا عشق زمینی صحبت می کنند. این مقدمه ای است برای اینکه بپرسیم چرا در تاریخ ادبیات فارسی شعرای ایران در قرن پنجم و ششم به سمت شعر عرفانی رفته اند؟ جامعه ایران پس از حمله ترکها به ایران و روی کار آمدن دولتهای ترک نژاد کاملاً دگرگون شد و کاملاً از روحیه ایران باستان فاصله گرفت این جو را حمله مغولان تکمیل کرد تقریباً اندیشه عقلانی در این جامعه رو به زوال رفت اندیشه زهد گرایی, خرافات خانقاه نشینی به اندیشه عرفانی دو سه قرن اولیه اسلامی راه یافت و مردم جامعه به سمت اخلاق نا پسند و ریا کاری روی آوردند یأس و نا امیدی به مردم روی آورد و آنها را به گوشه خانقاه ها کشاند این اندیشه فکر غالب جامع ایران شد و تا سالها در ایران ماند و ریشه دواند. در این زمان است که کسانی مثل عطار و سنایی سنگ بنای شعر عرفانی را گذاشتند اما شعر ناب عرفانی و با محتوای زندگی و اندیشه عرفای چند قرن اولیه اسلامی. ولی با گذر زمان و مقدماتی که در بالا اشاره شد اندیشه شعر عرفانی در مولوی و حافظ و شعرای دیگر دوره مغول تحول پیدا کرد و شعر عرفانی را آن گونه که در اشعار عطار و سنایی می بینیم نمی توانیم در اشعار این شاعران و شاعران این دوره ببینیم.
این شاعر مثنوی سرا آثار زیادی را به ادبیات ایران تقدیم کرد که امروزه مایه فخر و مباهات ادیب دوستان و پارسی زبانان در سراسر جهان می باشد آثار او از دو قسمت نظم و نثر تشکیل می شود که به قرار زیر است ……
1 تذکره مسجع تذکرة الأولیا که همان طور که از نامش پیداست زندگی نامه و حکایاتی جالب از نود و پنج تن از عرفای اسلامی و « به قول عطار برای شگون کتاب امام جعفر صادق ( ع ) و امام محمد باقر ( ع ) به آن اضافه شده است » می باشد.
2 مثنویات عطار به نامهای منطق الطیر, اسرار نامه, الهی نامه, مصیبت نامه به نظم.
3 دیوان رباعیات مختار نامه.
4 دیوان اشعار او به قصیده و غزل.
مهمترین کتاب عطار منطق الطیر می باشد که نام این کتاب برگرفته شده از قرآن کریم است. گفته شده محتوای این کتاب از رساله های عرفانی ابن سینا است و این کتاب بر کتاب پرنده آبی موریس مترلینگ در غرب تأثیر فراوانی گذاشته است. در این کتاب پرندگان به دنبال شاه مرغان باید به کوه قاف بروند سیمرغ که کمال مطلق در بین مرغان می باشد. هدهد به عنوان راهنمای این مرغان آنها را راهنمایی می کند و این مرغان را با سختیها و رنجهای راه آشنا می کند و حکایتهای زیبای عرفانی را برای این مرغان در طول راه تعریف می کند. به هر حال این مرغان باید هفت وادی عرفانی را طی کنند تا به سیمرغ برسند از این مرغان عده ای بر اثر سختی راه پشیمان می شوند و عده ای می میرند و تاب رنج سفر را ندارند. آنها در بالای کوه قاف خسته و درماند به آنچه می خواستند نمی رسند و نا امید می شوند. باقی مانده مرغان که سی مرغ است ندایی می شنوند که ای بی خبران سیمرغ خود شمایید و کمال مطلق را باید در خود جستجو کنید نه در جای دیگر, و این تمثیلی است برای انسان حقیقتجو که برای رسیدن به خدا و کمال مطلق به بی راه نرود سختیهای زیادی را تحمل نکند بلکه برای رسیدن به خدا از خود شروع کند و این نکته اشاره به حدیث پیامبر اسلام دارد که فرموده اند: من عرف نفسه و قد عرف ربه ( هر کس خود را شناخت خدایش را شناخته است ). طلب, عشق, معرفت, استغنا, توحید, حیرت, فقر و فنا هفت شهر و یا وادی عطار می باشد که سالک راه باید آنها را طی کند تا به حقیقت و کمال مطلق برسد. انسانها با پاکیزگی نفس و دور بودن از رذایل اخلاقی می توانند پای در این راه بگذارند. آنها نباید خسته شوند و یا نا امید شوند زیرا عطار پایان خوشی را در این راه بیان کرده است.
شیخ فرید الدین عطار نیشابوری شاعری است که آن چنان که شایسته اوست شناخته نشده است. ایرانیان وظیفه دارند که این شاعر گران مایه را چه در داخل و چه در خارج از مرزهای ایران به جهانیان بشناسانند. در چند سال اخیر بر اثر تبلیغاتی که کشور ترکیه برای مولانا جلال الدین بلخی کرده است این شاعر پارسی گو را بیشتر به جهانیان شناسانده است. کم کاری که ما در مورد مولوی و به خصوص عطار نیشابوری انجام داده ایم. امید است که هر ایرانی این شاعر و سالک راه عرفان را که شهید راه وطن شد یعنی در حمله مغول در سال 618 ه . ق جانش را از دست داد را به همه جهانیان بشناساند اول از خود مردم ایران شروع شود و بعد اندیشه های او و شعر او به تمام ادب دوستان جهان شناسانده شود.

درباره اسماعیل ترکی دستگردی

درود اگر یادداشت را خواندید نظری بدهید تا نکته ای یاد بگیرم با سپاس esmaeiltorki.3752@gmail.com و دوباره سپاس
این نوشته در تاریخ, شعر, مقاله ها ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 Responses to شیخ فرید الدین عطار نیشابوری رأس مثلث عرفانی در ایران

  1. 1

    سلام بر جناب ترکی عزیز.
    بسیار مقاله ی جالبی بود.
    یکی از بهترین بخشهای این مقاله تمیز دادن شعرا و عرفا بود که من تا حالا خیلی به این ماجرا دقت نکرده بودم.
    ممنون از این مطلب.

  2. 2
    کامبیز اسدی says:

    اگر من بهش بگم عارف حرفم درسته چون واقعا عارف بود. هرچند به پای بایزید و حلاج نمیرسه.
    هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ ایم.
    بخاطر روزگار بد اونوقت بود که مولوی میگه: کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
    دمت گرم

  3. 3
    عرفان says:

    درود
    در خصوص ظهور حکومتهای ترک نژاد و تأثیرشون بر جامعه باهاتون موافقم
    من خودم هم آدم شاد و طبیعتگرایی هستم و به خاطر همینم از اشعار عرفانی خوشم نمیاد
    جناب ترکی اینطور که من متوجه شدم شما آدم با دانشی هستید و با افراد با دانشی هم در ارتباط هستید
    من هم تشنه ی دانستن تاریخ هستم لطفا راههای تماس با خودتونو اینجا بزارید
    تا از تجربیات ارزشمندتون بیشتر بهرهمند بشیم
    سپاس

  4. 4
    اسماعیل ترکی دستگردی says:

    درود دوستان. اولا سپاس. دوما عرفان عزیز راههای تماس من در معرفی خودم آمده حال اگر تلفن تماس می خواهید ایمیلی به من بزنید تا خصوصا به شما بدهم. سوما از مدیران سایت درخواست دارم تا مجوز بررسی بعضی از اندیشه ها در تاریخ و ادیان را به من بدهند من فکر کنم با رعایت همه جوانب استقبال خوبی از مطالب بشود چیزی که در همه سایتها مجاز است و رعایت می شود.

دیدگاهتان را بنویسید