یه کتاب صوتی معرکه. دانلود کتاب رنج همبستگی. بر اساس زندگی لاله و لادن

سلاااااام
خوبید؟
خوش میگذره؟
همگی خوب هستید؟
خب خدا رو شکر
راستش دیشب یه کتاب صوتی خوندم که واقعا قشنگ بود
حدس نمیزنید
این کتاب در باره دو تا از پدیده های عجیب جهان بود
زندگی نامه کامل لاله و لادن
مطمئنم همه ی شما برای یک بار هم شده اسم لاله و لادن به گوشتون خورده
خب. درست حدس زدید
لاله و لادن, دو دختر دو قلو که از ناحیه ی سر به هم چسبیده بودند
همه ی ما اکثرا فقط یه اسم و یه حرف شنیدیم
این کتاب رو یکی از دوستان خوبم بهم معرفی کرد که از همینجا خیلی ازش سپاس گذاری میکنم
امروز با خودم گفتم این کتاب رو بیارم بذارم تا شما هم بخونید و لذت ببرید
خب بریم سراغ کتاب
نام کتاب: رنج همبستگی
بر اساس زندگینامه لاله و لادن بیژنی
نویسنده: پری نوش سنیعی
اُه کتابهای این  نویسنده همیشه خیلی قشنگ بوده و هست
حتما بخونید
انتشارات روزبهان
گوینده: نرگس قیاسی
ضبط شده در کانون نابینایان مهرگان
من با خوندن این کتاب واقعا به فکر فرو رفتم
رنجی که ما نابینا ها از نابینایی میبریم, در برابر رنج و عزابی که این دو خواهر از به هم چسبیدگی کشیدن قابل قیاس نیست
در طول وقتی که ۲۱ فصل این کتاب رو خوندم از خودم که گهگاهی به خاطر نابینایی و محدودیت هایش نزد خدای خوبم شکایت کردم خیلی خجالت کشیدم
فهمیدم که پشتکار یعنی چه
فهمیدم که طلاش کردنِ واقعی چیه
خدایا. هزار و هزار بار به خاطر لطف و مرحمت بی شاعبه ات تو را سپاس میگویم
فقط تو دانایی
خیلی مهربانی
خیلی خیلی
راستی, هنگام خوندن این کتاب فکر کردم که حتما خیلی جاهاش دروغ هست و داستانه
ظاهرا, این کتاب از دفتر خاطرات لاله و لادن گرفته شده
راست و دروغش رو خدا میدونه و ناشر و نویسنده اش و بس
بیش از این حرف نزنم خوبه ها
خب بریم سراغ لینک دانلود
عزیزان. برای دانلود این کتاب زیبا با حجم ۹۰ مِگ
از این لینک استفاده کنید
امیدوارم پسندیده و دانلود و بخونید
سپاس گذار از همگی
تا پستی دیگر به خدا میسپارمتون که پناه همه ی ما بندگان ضعیفه
بدرود
بدرود

درباره سامان

درود بر خانندگان Biography من. سامان بهمنی هستم. 19 ساله از استان کردستان. دانشجوی فقه و حقوق شافعی دانشگاه تهران. تا کلاس پنجم در مدرسه استثنایی توحید سنندج درس خواندم و از پایه ی شش به بعد به صورت تلفیقی در مدارس عادی تحصیل کردم. دو سال آخر متوسطه را هم در مجتمع شهید محبی سپری کردم. نابینای مطلق مادرزاد هستم. از علایقم میتونم به موسیقی, ورزش, زبان انگلیسی, کامپیوتر, مطالعه, تماشای فوتبال, نویسندگی, مسافرت و بودن در جمع دوستان اشاره کنم. رابطه ام با جامعه نابینایان کمتر ولی در بعضی محفلها و انجمنهای نابینایان عضو هستم. همانطور که گفتم به موسیقی علاقه ی بسیار زیادی دارم و خوشبختانه در این زمینه موفق هم بوده ام. ساز تخصصی ام پیانو هست و نی را هم تا حدی فرا گرفته ام. دو سال پیاپی مقام اول تکنوازی پیانوی استان را کسب کردم. موسیقی سنتی و سپس پاپ را خیلی دوست دارم و از جمله خانندگان مورد علاقه ی من استاد محمدرضا و همایون شجریان, سالار عقیلی, استاد معین, شادمهر و محمد اصفهانی هستند. سعی میکنم بخشی از وقتمدر روز را به مطالعه به خصوص کتابها و رمانهای ایرانی و خارجی اختصاص دهم. از میان رشته های ورزشی به گلبال, شنا و شطرنج بیشتر از همه علاقمندم و فعالیت داشته ام. عضو تیم گلبال کردستان بودم . فوتبال را هم خیلی دوست دارم. هوادار دو آتشه تیم پرسپولیس و رئال مادرید هستم. تا جایی که بتوانم بازیهای حساس پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی از نزدیک میبینم. دو خواهر نابینا دارم که فارق التحصیل رشتههای ادبیات داستانی و علوم تربیتی هستند. به نوشتن واقعا عشق میورزم. به گفته دبیرانم انشاها و متنهایم به لطف خدا همیشه عالی بوده. به بازیگری هم علاقه دارم. تا به حال دو فیلم کردی بازی کرده ام که اولی به اسم دف به کارگردانی آقای بهمن قبادی که توانست جوایز معروفی همچون: جایزه بهترین مستند کوتاه از فستیوال فیلم بین‌المللی Docusur، اکتبر ۲۰۰۶، اسپانیا • جایزه بهترین فیلم کوتاه از چهارمین فستیوال فیلم همه جاده‌های نشنال جئوگرافی، واشنگتن دی‌سی، اکتبر و نوامبر ۲۰۰۷، ایالات متحده آمریکا • جایزه منتخب تماشاگران از چهارمین فستیوال فیلم همه جاده‌های نشنال جئوگرافی، سانتا فه، نوامبر و دسامبر ۲۰۰۷، نیومکزیکو را کسب کند. و دومی به اسم افصانها های کردستان. در سریال محکومین که اخیرا از تلویزیون پخش شد, قطعه ای با پیانو اجرا کردم که به دلایلی اجازه پخش نیافت. از اردیبهشت ماهه سال 94 به محله نابینایان پیوستم. اصولا من آدمی شاد, شوخ, بسیار رک و شفاف, پایه مسافرت و بودن با دوستان, کمی زودجوش, نه کاملا خوشبین و نه کاملا بدبین, هوادار جناح اصلاحطلب و لیبرال هستم. دوستانی که مایل بودند با بنده تماس بگیرند میتونند از ایمیل: sepehr.sotoodeh135@gmail.com و یا شماره ی 0 918 439 13 93 استفاده کنند. و خداوند گفت بگذار نور باشد و نور بود. و خداوند گفت بگذار زندگی باشد و زندگی بود. اما قبل از هر چيز خداوند گفته بود و بگذار تا عشق باشد که هرگز چیزی مانند آن را نیافریده ام که نور و زندگی را عشق پیوند میدهد .... پس عشق بود و نور و زندگی.
این نوشته در اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, مقاله ها ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

22 Responses to یه کتاب صوتی معرکه. دانلود کتاب رنج همبستگی. بر اساس زندگی لاله و لادن

  1. 1

    سلام سامان جان خیلی کتاب جالبی باید باشه. دارم دانلودش میکنم. مرسی تشکر.

  2. 2
    کامبیز کامبیز اسدی says:

    سلام سامی. خواستم کامنت بذارم دیدم اگه بذارم بد میشه. خودت میدونی منظورم چیه. خوب شد سوتی ندادم.
    دمت گرم و مثل خودم خوشحال و شنگول و منگول باشی

  3. 3
    تینا says:

    سلام. تشکر بابت گذاشتن کتاب. پرینوش صنیعی واقعا نویسنده ی قابلی هست. پیشنهاد میکنم دوستان کتاب پدر آن دیگری رو هم از ایشون حتما بخونن. البته فیلم این کتاب هم ساخته شده که به نظرم در مقابل خود کتاب واقعا ضعیفه. چیزی که درمورد نوشته های ایشون دوست دارم اینه که برعکس خیلی از رمانهای ایرانی به جای اینکه کل کتاب رو درمورد عشق و عاشقی بنویسن فقط بخشی از اون رو به عشق و بخشهای دیگه رو به واقعیتها اختصاص میدن. به هر حال از حسن انتخابتون ممنون

    • 3.1

      سلام
      خیلی ممنون از حضورتون
      من هم دقیقا همین عقیده رو دارم
      اگه خدا بخاد خودم کتاب پدر آن دیگری رو میذارم
      واقعا کتاب قشنگیه
      هر چند من نفهمیدم تو این کتاب عشق و عاشقی جاش کجا بود
      خخخخ
      ممنون از کامنت
      راستی من فیلمش رو ندیدم

  4. 4
    احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر سامی جوون خوبی پسر چه خبرا خوش میگذره یا نه خب من کاملاً لاله و لادن رو میشناسم و افتخار میکنم که این دو هم استانیم بودن و واقعاً حیف شد که نشد از هم جدا بشن به هر حال مرسی بابت این پست عالی حتماً شب که حجم مجانیم فعال شد و اگه خوابم نبرد ساعت دوازده و نیم مث دیشب میام برا دانلود و حتماً هم میخونمش به هر حال مرسی بابت این کتاب روزت خوش و خدا نگه دار

    • 4.1

      سلااااام احمد جان
      خوب داداش؟
      خیلی ممنون از کامنتت
      راستی, اونا جدا شدند
      اشتباه میکنی
      فقط بیچاره ها نود دقیقه جدا از هم بودند
      من خیلی متاثر شدم

  5. 5
    somayeh says:

    درود بسیار آلی دست مریضاد بر شما و بر تمامی دوستانی که با اهدای کتب مفید به همنوعان هم کارشون فاله و هم تماشا هم عزیزانمون رو به مطالعه سوق میدن و تشویق میکنن و هم خدمتی بس بزرگ میکنن به قول دوست خوبمون تینا اگر دوستان عزیزمون که دستی بر مطالعه دارن محبت کنن کتبی رو تقدیم دوستان کنن که هم جنبه ی سرگرمی داشته باشه و هم مارو با واقعیات زندگی رو در رو کنه کاری بسیار شایسته هست مثلً بنده کتابی رو خوندم با عنوان آن سوی نیزار که نوشته ی آقای حسن کریمپور بود این کتاب هم آشنایی با آداب و فرهنگ اصیل بومی ما بود هم جنبه ی سرگرمی داشت هم به طور جذابی یک عشق واقعی رو به قلب انسان آگاه میفهموند

  6. 6

    دوستان, من یه ویدیو رو پیدا کردم که شرح حال اون دو قلو رو کاملا بیان کرده
    اون رو آچلود کرده و در اختیار میذارم
    واسه این این کار رو میکنم که ممکنه بعضی چیزها در کتاب به دروغ بیان شده باشه
    خب این ویدیو کوتاه رو با حجم ۷ مِگ از
    اینجا

    دانلود کنید
    با سپاس

  7. 7
    گوشه نشین says:

    سلام سامان جان اولاً تشکر بخاطر گذاشتن این کتاب ثانیاً همان طور که احمد گفت بسیاری از مردم شیراز لاله و لادن را خوب میشناسند تا آنجا که من اطلاع دارم پدر و مادر این دو خواهر بعد از تولدشان نتوانستند از آنها نگهداری کنند لذا یک پزشک خَیر آنها را به منزلش برد و تربیت آنها را به عهده گرفت و بقیه ماجرا …

    • 7.1

      سلام گوشه نشین عزیز
      امیدوارم خوب باشی
      خیلی ممنون از کامنتت
      راستی یه لحظه من فکر کردم میگی یه پزشک خر. وقتی هجی کردم دیدم منظورت خیّر هست
      خخخخخخخخ
      موفق باشی دوست من

  8. 8

    سلام مجدد سامان جان. دیروز از همون وقتی که بهت کامنت دادم تا شب حول و حوش ساعت ۱۲ داشتم میخوندمش. بعد از اتمام غم‌انگیز کتاب اعصابم خط‌خطی شد. به حدی که جواب تماسهای دوستانی که بهر دلیل بهم زنگ میزدند رو یا نمیدادم یا سربالا میدادم!
    به این فکر میکردم که ای کاش از همان بدو تولد پزشکان اقدام به جداسازی میکردند. لااقل اگه اون موقع قتل نفسی هم صورت میگرفت بهتر از این بود که بنده خداها با همین وضعیت رشد کنند, درس بخونند, زحمت بکشند, کلی خاطرات شیرین برا خودشون و دیگران رقم بزنند و آخرالامر هم اینجوری اونم در سن ۲۹سالگی از دنیا برن. آخه داغ بچه تازه متولد شده رو میشه حداکثر ظرف ۳-۴روز حل کرد اما داغ ۲جوان ۳۰ساله که برا خودشون خانمی شدند رو به این سادگیها نمیشه از یاد برد. خصوصاً آنکه کلی دوست و خاطر‌خواه پیدا کرده بودند و حتی خانواده شون هم با اونها انس گرفته بودند, همین خانواده ای که غصه میخوردند که اینها بار گناهند!
    به هر حال بازم سامان جان از انتشار و به اشتراک‌گذاری این کتاب واقعاً تشکر میکنم. بازم از این کتب تأثیر‌گذار بذار. مرسی.

    • 8.1

      دوباره سلام
      منم حولُ حوشِ شش عصر شروع به خوندن کردم تا ساعت سه صبح
      میدونستم که فردا تو مدرسه خواب آلودم اما ذره ای اهمیت ندادم
      منم میگم کاش تو بچگی جداشون میکردند
      ولی خوب دیگه خداوند میخواست از زندگی اونا عبرت بگیریم
      واقعا هزاران درود بر این سختکوشی و روحیه و پشتکار و از همه مهمتر. ایمان
      پس بیاییم در هر شرایطی امیدمون رو به خدا از دست ندیم
      همیشه شکرگذارش باشیم
      بی تردید خداوند مهربون هیچ کاری رو بدون حکمتی نمیکنه
      راستیتش من اون اول کتاب با خودم گفتم که چرا خدا دو آدم رو با این شرایط بیافرینه
      حدود فصول هشت یا فکر کنم دوازده بود که فهمیدم چه قدر احمقم
      راستی قلم نویسنده هم به راستی زیبا و تأسیر گذار بود
      هر چند که تغییراتی در اصل زندگی نامه ایجاد شده بود اما به هر حال این در همه ی زندگینامه ها و سفرنامه ها دیده میشه
      کاریش هم نمیشه کرد
      خیلی ممنون از حضور با ارزشت مهدی عزیز
      موفق باشی دوست خوبم

  9. 9

    سلام مجدد اندر مجدد! تازه ویدیو رو دیدم. تشکر سامان جان اما بنظرم بعید میدونم نویسنده کتاب غلو کرده باشه! آخه از مقدمه ای که اول کتاب نوشته و نگاه حساس‌گونه ای که در تنظیم این کتاب داره بعید میدونم مطالبی رو دخل و تصرف کرده باشه. تشکر.

    • 9.1

      سلام اندر سلام اندر سلام
      خخخخخ مثل list of 1:1:1:
      والّا معمولا این شک برای خاننده ایجاد میشه و معمولا هم چنین چیزی دیده میشه
      مثلا همین اسم خانواده ای که اونا رو قبول کرده بود
      تو کتاب سعادتی هست و در واقعیت صفاییان
      البته خب میدونم اسمها در عصل اهمیت زیادی ندارند.

  10. 10
    پریسا says:

    سلام سامی. میگم۱چیزی بگم؟ اگر بگم این کتابه رو خوندم، پدر آن دیگری رو هم خوندم، چماقت رو بالا می بری آیا؟ خوب خوندم چیکار کنم؟
    عالیه که کتاب میاری اینجا سامی. ادامه بده و موفق باشی!

  11. 11
    سعید says:

    درود سامان نازنین ممنون از اینکه درخواستم را بی پاسخ نگذاشتید ثانیا از زحماتی که میکشی سپاسمندم.

    • 11.1

      سلام
      ببخشید. اما یادم نمیاد کدوم درخواست
      اگه کتاب صوتی بوده و به دستت نرساندم واقعا معذرت میخوام خیلی خیلی
      چون احساس کردم طعنه ای در کلامت وجود داره
      خخخخخخ
      ببخشید
      خیلی ممنون از کامنتت.

  12. 12

    درود مجدد
    به خاطر دیر جواب دادن به کامنت ها از آقای عزیززاده محترم و دوست داشتنی, خانم پریسا گل, گوشه نشین جون و سعید عزیز معذرت میخوام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × پنج =