احمد عبدالله پور ، استاد بزرگوار ، تشکر تشکر

درود

ضمن عرض ادب و احترام خدمت تک تک شما هم محله ای های عزیزم ، مطالب ارزشمند و پرمحتوایتان را همواره میخوانم و از این همه شوق و ذوق و علاقه ای که به محله دارید احساس رضایت و خوشبختی دارم  . عزمتان را می ستایم و بر ادامه این روند رو به پیشرفت توسط تک تکتان سفارش و تاکید می کنم .از اینکه محدودیت ها را یکی یکی بدون خستگی پشت سر می گذارید و تجربیاتتان را با دیگران به اشتراک می گذارید بسیار خوشحالم . از اموری که مورد توجه این حقیر است همانا یادگرفتن و کسب مهارت ها و آموزش هائی از شما عزیزان است که موجب تقویت و انگیزه شده تا هر روز بیشتر و بیشتر از گذشته به این محل وارد و مطالب جدید تر یادبگیرم که البته در کنار مطالب ارزشمند شما وجود یاوران و هماهنگ کنندگان و عزیزانی است که با دقت و نظارت تمام بر کمترین ذرات توجه دارند و تلاش خودشان را معطوف به هدایت و کمال این محله نموده اند .من اصلا قصد منتشر کردن مطلبی را نداشتم ولی حیفم  آمد تجربه ای را که با هدایت این محله کسب نموده ام را بازگو نکنم و از خدمات این عزیز تشکر نکنم .

در سال گذشته مشکلی برای من اتفاق افتاد که کاملا مسخره و مضحک بود و به دلیل لجاجت ماموران محترم و کمی هم برخوردهای این حقیر برای متنبه نمودن اینان بحث به شکایت کشید و با رفتار و روش های غیر قانونی بالاخره اینان به خواسته خودشان رسیدند ولی از شکایتشان صرف نظر نکردند و دادیار محترم هم پرونده مرا پس از تکمیل تحقیقات با کیفر خواست دادستانی به دادگاه فرستاد و اگر این حقیر با راهنمائی های دوستان مستندات قانونی جمع آوری نمی کردم الان سه ماه تا یکسال حبس داشتم .سرتان را درد نیاورم در ادامه انتشار پست های آئین دادرسی توسط آقای عبدالله پور و پاسخ به کامنت اینجانب کمی به اوج وضعیت خودم در آن پرونده پی بردم و با راهنمائی های ارزشمند این بزرگوار توانستم جان سالم به در ببرم و حکم برائت برایم صادر شود .

در همینجا استفاده می شود و از همه حقوقدانان عزیز محله درخواست دارم تا ضمن ایجاد فضاهائی برای این محله با ورود به حقیقت مسائلی که نابینایان دارند ضمن کسب تجربیات واقعی نسبت به ارتقای سطح استقلال و بالا بردن توان اجتماعی این قشر مدد رسان و یاور باشند .و از همه اینان علی الخصوص آقا احمد حضور بیشتر و استمرار راهنمائی های ارزشمندشان را دارم .پیروز و مانا باشید .

درباره قنبر

درود متولد 1973 میلادی ، دارای مدرک لیسانس مدیریت دولتی از دانشگاه پیام نور هستم که به روش عادی موفق به اخذ مدرک شده ام . از اواسط دهه 80 به تدریج دچار مشکل بینائی شدم و این مشکل به آنجا رسید که از خواندن و نوشتن به صورت عادی محروم شدم و این معضل بخاطر تصادف من شد که به تدریج این مشکل بروز کرد .مدتی دچار افسردگی شدم و این موضوع آنطور شد که برای مراسم خاک سپاری یکی از مردان خوب رفته بودیم و هنگام بازگشت و بمنظور تسلی خانواده مرحوم به خانه رفتیم و هنگام خروج من کفش هایم را نیافتم و فردی با صدای بلند خندید و عنوان کرد که کفش هایش را نمی شناسد ؟! اینطور شد که گوشه گیر شدم .از دیماه 89 همزمان با تولید پارس آوای دو به زندگی عادی برگشتم و هم اکنون با آموزش های لازم که از محله و سایر دوستان عزیزم گرفتم توانسته ام یک رابطه منطقی با دنیای مجازی داشته باشم .از این بابت از خدای خودم شاکر هستم. محله نابینایان را به همین صورت که هست برای عموم باشد را بیشتر می پسندم ، ضمن اینکه خواستار حفظ آن به هر طریق ممکن در برابر نا امنی های مجازی هستم . از زحمات کلیه دوستان عزیز هم تشکر و قدر دانی می شود .
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

18 پاسخ به احمد عبدالله پور ، استاد بزرگوار ، تشکر تشکر

  1. 1
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    دادا قنبر خدارو شکر .
    احسنت به عبدالله پور .
    راستی سلام . وای بازم مدرسم دیر شد هههه برم برم

  2. 2

    سلااام!
    خوندمش خدا رو شکر مدااال نقره!

    • 2.1
      قنبر says:

      درود
      خدا را شکر .اما از خدا نیز تمنا دارم تا ما را که این همه شاکریم در مسیر احقاق حقوق عمومی و ایجاد صلح و آرامش معنوی و حقیقی هدایت و راهبری نماید .از این همه تظاهر و ساده اندیشی خودم خسته شدم .شکر نعمت نعمتت افزون کند ، اما بسیاری از شکر گزاری های ما بخاطر نعمت نیست به خاطر گرفتار نشدن به بدتر از آن است و خودمان از اصل آن دور شدیم و آمخته به آن شدیم بدون هرگونه تغییر واصلاح امورات .
      از اینکه بودید و هستید سپاسگزارم .اما به دلیل اینکه دیر آمدم مدال را به نفر اول سپردم تا به شما اعطا نماید .لطفا از ایشان نقره را دریافت نمائید .البته مواظب باشید این رعد نقره داغتان ننماید .

  3. 3

    سلام.
    خدا رو شکر که تبرئه شدید.
    متأسفانه بعضی ها از کمی اطلاعات حقوقی افراد سوء استفاده میکنن.
    امیدوارم دیگه چنین مشکلاتی براتون به وجود نیاد.

    • 3.1
      قنبر says:

      درود
      محسن عزیز ، ممنون از آرزوی زیبایت .دقیقا فقدان آموزش های لازم و فقر حقوقی موجود در جامعه مورد انجام اجحاف های بیدریغ و زیادی رد جامعه می شود .غرور و سهل انگاری ها و چشم پوشی های مکرر و متعدد و برداشت های شخصی افراد در هر جایگاه اعم از کارشناس یا قاضی سبب رشد چشمگیر این معضلات در اجتماع شده است و این فرایند را داشته باشید و معضل شهر ما را که از دیر باز بخاطر برخی از شهل انگاری های مسئولان و ایجاد فرهنگ زور و دعوا برای حصول خواسته خود و اعمال تذکرات متعدد به دادسراها و قضات محترم که با ترس از خودشان کمترین رفتار مردم شهرما بزرگترین بزه و جرم است که موجبات عقوبت سنگین را در بر دارد را بیفزائید و ببینید که مردم اگر هم اطلاعات داشته باشند روند بد دادرسی خود دلیل کافی است تا به قول ما زندان فاریابی را به چشمان خودمان بخاطر هیچ و پوچ ببینیم .
      جالب اینجاست که همسم به مامور می گوید که همسرم نیست و در زمان دیگری بیائید .۱۱۰ به گزارش مامور حاضر می شود ولی کاری صورت نمی گیرد و به استناد همان صورتجلسه به جرم مزاحمت مامور و شر کت شاکی و به تبع عدم قبول دادستان اتهام تمرد از دستور مامور اقامه دعوی می شود و در خلال این موارد و دادرسی مورد با زور تعویض می شود و با کتمان حقیقت سعی در محکومیت بنده داشتند و کسی هم به خودش این اندازه تلنگور وارد نمی کند که ای بابا مامور محترم به استناد کدام دستور قضائی حق این همه هرج و مرج و رعب و وحشت و نقض صریح قانون را دارد .نص صریح قرآن کاملا نقض شده است که بیت الله و بیت المسلمین مقدس و مورد احترام هستند و ما از شرکت ها قرارداد تجاری داریم و حق مالکیت بر املاک بر دولت لازم و الزامی است و حقوق حیاتی جز با تظر قانون حق قطعی شدن را ندارند .هنوز قاضی ما نمی داند که مطابق ماده ۵۸۰ ورود بدون اجازه جرم است توسط مامور دولت و با این همه سماجت ها خیلی راحت بازگو میکند که وارد که نشده است .حالا بخاطر همین موضوع از این حقیر شکایت نموده و اقرار نموده که وارد می خواسته شود ولی در را باز نکرده اند و بخاطر همین وضعیت الان این حقیر در امن ترین و مقدس ترین کانون اجتماعی خودم بزه و جرم انتسابی را باید از خودم دفاع نمایم .ببخشید طولانی شد .آخه به عنوان مطلع از قوانین با شما درد دل نمودم .

  4. 4

    درود بر قنبر و احمد گرامی. از اینکه انتشار پستهای احمد تونسته به حل مشکل قنبر کمک کنه خیلی خوشحالم. هدف از بودن در این محله هم همینه. حالا منم یه مشکلی رو که اخیرا برام پیش اومده رو مطرح میکنم تا هم اگه دوستان حقوقی راهنمایی داشتند ضمن تشکر ازشون از راهنماییشون بهره مند بشم و هم اینکه تجربه ای بشه برای دیگران.
    من دو سال پیش خودرویی رو فروختم که البته نحوه فروش به این شکل بوده که در دفترخانه وکالتنامه به یک بنگاهی دادم یعنی به اون فروختم. اون بنگاهی هم رفته فروخته به یه بنگاهی دیگه در آباده. بنگاهی آباده هم فروخته به یک نفر دیگر. اون نفر نرفته برای تعویض پلاک چون مدعی میکنه که بنگاهی در آباده ورشکست کرده و در این مدت مفقود شده است. بعد من متوجه شدم که ماشینم هنوز تعویض پلاک نشده و هنوز پلاک به اسم من هست. لذا رفتم و پلاک خودرو و در واقع ماشین رو توقیف کردم. حالا اون خریدار نهایی تماس گرفته و میگه که یک وکالتنامه بهش بدم تا تعویض پلاک کنه. میگه که با اون بنگاهی که حالا نیستش قولنامه تنظیم کرده و مدارک ماشین هم پیشش هست. حالا من موندم که برم وکالتنامه بهش بدم یا نه. چون من یک بار وکالتنامه به یک نفر داده ام. اون اولی هم به دومی وکالتنامه داده که الآن دومی نیستش سومی هم از دومی وکالتنامه نداره ولی قولنامه داره مدارک ماشین هم پیشش هست. میترسم بهش وکالتنامه بدم ولی بعد سر و کله این اولی و دومی پیدا بشه و مدعی بشند که ماشین مال اوناست و من متهم بشم که ماشین رو به دو نفر فروخته ام. خب حالا حقوقدانانها اگه لطف کنند راهنمایی بفرمایند ممنونشون میشم و تجربه هم اینکه وقتی ماشینی رو به شخصی میفروشیم و وکالتنامه به خریدار میدیم حتما بعد از مدتی پیگیری کنیم که آیا رفته تعویض پلاک یا نه. من فکر میکردم که با این وکالتنامه دیگه کار تمومه در حالی که باید بعد از تعویض پلاک میرفتم و سند ماشین رو به اسم خریدار میزدم. البته اشکال از اون خریدار هم هست که ده پانزده میلیون پول داده ولی دنبال تعویض پلاک نبوده و الآن پول رو داده ولی ماشین به اسمش نیست.
    ببخشید که به درازا کشید. پیروز باشید.

    • 4.1
      احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

      درود بر عمو خب من مشکلتون رو با دوستان اون گروه مطرح کردم ولی عمو به نظرم این طور هم نیست که این بنگاه همین طور بدون هیچ چیز این ماشین رو فروخته باشه به هر حال باید یه قولی قراری قولنامهی چیزی تنظیم شده باشه که بنگاهی که شما بهش ماشین رو فروختید به وسیله ی اون ماشین رو به اون بنگاه دوم فروخته باشه و اون بنگاه دوم هم ماشین رو به نفر آخر خب به هر حال هم من و هم شما عمو فعلاً منتظر میمونیم تا شاید اساتید اون گروه بهمون جواب بدن انشالله که به جواب برسیم اگه نشد من از دیگر دوستان و شاید اساتیدم هم پرسیدم تا ببینم که جوابشان چیست ولی شاید هم بشه که شما فک پلاک انجام داده ولی همان طور که گفتم منتظر میمانیم تا به یک جواب دقیق و روشن و جامع برسیم
      فعلاً عمو روز خوش

      • 4.1.1
        احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

        سلام مجدد بر عمو قنبر و یک سلام هم عرض می کنم خدمت عمو حسین عزیز
        خب عمو به شمارتون هم واتسآپ کردم جوابتون رو اما شاید نخونید اینجا هم یک بار دیگه جواب میدم
        البته قبل از جوابم بگم که شما باید با یک وکیل خوب و خبره هم مشورت کنید تا انشالله راه اصولی و اساسی جلوی پایتان بگذارد تا مشکلتان ختم به خیر شود
        خب عمو اول اگر شما رونوشت (کپی ) وکالت نامهتان را دارید که عالیست
        ببینید عمو اگر هم وکالت نامهتان موجود نیست دو شاهد هم باشند که بدانند شما این ماشین را به این بنگاهی فروختهید بازم خوب است فقط شهودتان هر چه نسبت فامیلی کمتری داشته باشند بهتر است
        بعد استعلام بگیرید که آیا این بنگاهی چگونه این ماشین را به بنگاهی که در آباده بوده فروخته به هر حال باید یک قولنامهی چیزی بین این دو بنگاه باشد و بعد هم این خریدار آخری به هر حال باید با یک قولنامهی این ماشین را خریده باشد
        خب اگر این گونه نباشد که دیگر از عجایب است که طرف چیزی را خریده باشد آن هم بدون مدرک
        خب خریدار آخر تنها کاری که میتواند بکند این است که بیاید طرح دعوای حقوقی بکند نسبت به ایادی (فروشندگان)(دستهای) قبلی مبنی بر الزام آنها بر تنظیم سند رسمی که یکی از این ایادی عمو شما هستید بعد هم اگر شما بتوانید با پیگیری و استعلام از بنگاه اول که شما به آن ماشین را فروختهید یا با توجه به وجود رو نوشت وکالت نامه یا شهود دیگر هیچ جرم یا اتهامی متوجه شما نخواهد بود
        البته با یک احتمال خیلیی خیلی ضعیف شاید بشود مشمول فروش مال غیر شود که امیدوارم این گونه نباشد و امیدوارم که با توجه به استعلاماتی که شما عمو انجام میدهید و با توجه به مدارکی که دارید این موضوع یعنی فروش مال غیر منتفی گردد
        حال اگر استعلامات شما به نتیجه رسید به امید خدا که انشالله این گونه هم خواهد بود
        تکلیف شما فک پلاکیست که به نام شماست و دادن یک وکالت نامه ی رسمی مبنی بر انتقال پلاک و انتقال خودرو
        عمو ولی حتماً قبل از همه ی این کارا حتماً با یک وکیل مشورت کنید
        عمو ببخشید اگر جوابم ناقص یا جامع نبود
        همین جا از عمو قنبر هم معذرت میخواهم که در پست ایشان جواب شما عمو حسین را دادم
        به امید بهترینا برای هر دو عموی عزیزم و به امید بهروزی و سعادت و صحت برای همه
        و به امید حل شدن مشکلات حقوقی همه
        شب بر همه دوستان خوش و به شادی و خدا نگهدار

        • قنبر says:

          احمد جان بسیار خوشحال هستم که اینجا در این مطلب هم شما دقیقا همان شخصیت حقیقی و حقوقی خودتان را اثبات نمودید که جا دارد از عموحسین هم برادر عزیزم تشکر ویژه داشته باشم که واقع گرایانه و منطقی این مطلب را مدیریت نمود .و از شما که جدی تر از قبل تلاش نمودید .وکیل را نمی دانم اما تجربه عمو کامل است .
          خودرو سند بنام عمو حسین است .مطابق قولنامه در بنگاه به بنگاه دار فروخته می شود و متعاقب آن وکالت به بنگاه دار میدهد که اغلب این وکالت بلاغزل است و در ب رخی از استان ها می توان از آن استفاده کرد و تعویض پلاک هم نمود اما به جهت تسهیل در امور دلالی بنگاه ها و پایین آمدن هزینه معاملات اقدامات تعویض پلاک و انتقال سند گاها تا منقرض شدن نسل آن وسیله هم اتفاق نمی افتد .گاها در این مسیر افراد زیادی هم می میرند .اما نقطه اصلی که من برداشت نمودم این است که عمو حسین درخواست داشت تا کسی به او بگوید که وکالت دیگکری بدهد یا ندهد که این امر مردود است .عمو حسین سند دارد و سند هنوز بنام اوست پس محکوم به فروش مال غیر نخواهد شد تا زمانیکه دو سند از خودش بیرون ندهد .یعنی اینکه تا زمانیکه وکالت اولی اعتبار دارد و بنگاه دومی هم یا فراری است یا اینکه خریدار آخری با شرایط وسیله را خریده و حالا قصد نم پس دادن ندارد نرود و حقوق فر وشنده آخری را ندهد و مدارک را نگیرد و بخواهد با ننه من غریبم سر عمو حسین را کلاه بگذارد و سند یا وکالت از عمو بگیرد این موضوع را حل کند نه تنها نمی شود این مسئله را حل شده دانست بلکه او محق حق می شود و عمو حسین با دادن وکالت مجدد که نه سندی رد اختیار دارد و نه ماسین را به او نفر آخر فروخته به عنوان فروش مال غیر و کلاهبردار مورد پیگرد قرار میگیرد و بنگاه و خریدار نهائی علاوه بر خودرو صاحب منافع که عمو حسین برای نجات خودش باید خرج کند خواهند شد .
          پس داداش حسین عزیز هیچ کاری انجام ن دهید و وکالتی مجدد اکگر هنوز اینکار را انجام ندادید
          ، هرگز انجام ندهید .موفق باشید .

      • 4.1.2
        قنبر says:

        درود
        احمد جان خوشحال هستم که می بینمتان البته با تاخیر که از سوی بنده بود .و همچنین مسرور بخاطر پشتکار و جدیتت پیشرفت در افراد مختلف متفاوت است و من در وجود شما رموز بالائی می بینم که از خداوند منان مسئلت دارم تا شما را در مسیر اصلی توان و عزمت قرار دهد و شما را در حصول مدد رسانی به مردم موفق تر و باعزم و پشتکار بیشتری قرار دهد .. دقیقا سخن شما علمی و منطقی است .قطعا با شرایطی معامله شده است و عمو حسین فقط می تواند تا اثبات مالکیت توسط مالک حقیقی این خودرو را در توقیف نگهدارد و حق ندارد تا با صدور وکالت دیگری خودش را تا جایگاه متهم و کلاهبردار تنزل دهد .داداش نترس خبری نیست فقط اشتباه نکنی هیچ خبری نیست .مبادا وکالت دیگری بدهی که اصلا فروش مال غیر خواهد شد .و پرس و جویت .رمز موفقیت

    • 4.2
      قنبر says:

      درود
      تشکر از حضور سبز و ماندگارت عزیم .دقیقا مطلبم در راستای سخنان وبیانات و تجربیات ارزشمند شما بوده و نه چیز دیگری و درخواست من هم همانا حضور همان گروه اعلام شده در کامنت ها در محله هستش البته که برخی از محدودیت ها و نگرش ها باید متعادل شود در محله و این سخن اخیر بنده شامل یک طرف نیست بلکه اهداف گروه حقوقی هم صرفا باید چیزی جز راهنمائی و تلاش برای استقلال جامعه هدف باشد .
      در خصوص موضوع مطرح شده ، ابتدا شما به جای وکالت باید انتقال سند میدادید .به دلیل اینکه طرف حساب شما بنگاه بوده و بخاطر اینکه در هزینه انتقال سند صرفه جوئی شود اغلب وکالت می گیرند که مبنای تمام اختلافات بعدی هستش .ماشین را توقیف نمودید کاری پسندیده است و برای خلاصی خودتان و اتفاقاتی که رخ خواهد داد انجام دادید .اما در نظام عقلائی شما حق دادن وکالت را به پیشنهاد دهنده ندارید .احتمالا خودروی مورد نظر با شرایط به نامبرده فروخته شده و مدارک در اختیار او نمی باشد .و اینگونه موارد در بازار معاملات خودرو معمول می باشد .شما هیچ کاری را نباید انجام دهید و همان وکالت باید رو شود و با توجه به قرارداد فروش این روند برگردد و همان شخص اول از شما بخواهد که بروید سند بزنید و یا اینکه وکالت بلاعزل است و نفر آخری با اثبات مالکیت اقدامات انتقال سند را انجام داده و خودروی مبارک را از توقیف خارج خواهد کرد .البته این همه موارد نظر بنده است و شما اصلا حق ندارید با وکیل مشورت کنید بلکه با توجه به تجربه غنی خودتان اقدام نمائید و اطلاع رسانی نمائید .
      البته خیلی ها شاید در محله بگویند که معنی ندارد ما که ماشین نداریم .اما بنده هم ماشین ندارم اما این روند را کنترل دارم و این قضایا در موارد دیگر زندگی هم شمابه هستش .با عرض پوزش .

  5. 5
    احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر عمو قنبر و دیگر دوستان
    خب عمو خوش حالم که مشکل شما حل شده و امید که مشکل دیگر دوستان هم حل بشه
    عمو حسین عزیز من مشکلتون رو در یکی از گروه های واتسآپی که اتفاقاً حقوقیست و مال خود بچه های نبین هم هست مطرح میکنم ولی میخوام بدانم که در وکالت نامهتان آیا وکالت در انتقال خودرو و وکالت در تعویض پلاک قید شده یا نه و آیا شما کپی یا رونوشتی از این وکالت نامه دارید یا نه و در ضمن آیا شاهدی هم دارید که خودرو رو انتقال دادهید یا نه به نظر من تا تکلیف وکالت نامه ی اول مشخص نشده فعلاً دست نگه دارید و ببینید که انتقالات بعد از انتقال شما به چه صورت بوده حال من مشکلتان را در آن گروه مطرح میکنم تا انشالله به جواب مستندتر و بهتر برسیم
    عمو قنبر اگر مشکل شما هم حل شده این من نبودم که به شما یاری رساندم بلکه تلاشهای خودتان هم بوده به امید این که در صحت و سلامت و به دور از هر گونه مشکل باشید
    روزتان خوش و خدا نگهدار

    • 5.1
      قنبر says:

      درود
      احمد جان تشکر میکنم از حضورت و راهنمائی های ارزشمندت .خب فعلا که برائت صادر شده است و ظرف بیست روز باید اعتراض شود و شاکی حق اعتراض دارد تا ببینیم که چه می شود .اگر اعتراض شود فقط فرصت می خرند .در ضمن شکایت بنده نیز که بخاطر قطع مجدد اتفاق افتاده گویا منع تعقیب خورده به دلیل قطع و همچنین ورود به عنف که برخی معتقدند که ورود اتفاق نیفتاده ولی اینان به قصد ورود و حق مالکیت بر کنتور مالکیت حقیقی بنده را زیر سوال برده اند و با اطلاع پلیس و اقامه دعوی بخاطر همین موضوع بنده را به دادسرا فراخوانده اند و عجب از دادستان محترم که بنده را محکوم نموده بود ! اما حالا خیلی سهل انگاری است که بخواهم این سخن را بشنوم که اینان ورود نداشته اند اما از ورود بدتر و قلمرو وحشیانه تری را از خود به نمایش گذاشتند و اتهام استفاده غیر مجاز را به اینجانب نسبت دادند .حالا می خواهم بنویسم اینگونه دعوی ها و استنباط های آقایان در مقام شخصیت های حقوقی خیلی ساده و قابل هضم نیست .مبدا تمامی اجحاف و ظلم ها و بی عدالتی در جامعه است .م. به هر حال در مورد خواست این حقیر هم دور از واقع ننوشتی اما این را هم بدان ممکن است سخنان موازی را شنیده باشم و یا اینکه اطلاعات بنده در جای خودش کامل هم باشد که از تجربیات دیگران اخذ نمودم اما نفوذ کلام و راهنمائی و نحوه مناسب آن در موقعیت مورد نظر سازنده اصلی نتایج مهم زندگی افراد و رقم خوردن برگ عظیم و مهم آینده اشان خواهد شد .
      از شما درخواست میکنم با طرح موضوعات واقعی و تبادل اطلاعات در این محله به اقتضای وقت و حوصله اتان در مباحث حقوقی کوشا باشید .خلا وجود گروه حقوقی در محله علی رغم دارا بودن افراد قهار زیاد معضل بزرگ و چالش عظیم می باشد .

  6. 6
    پریسا says:

    سلام عمو قنبر! عمو می دونید چند وقته این اطراف نمی بینمتون آیا؟ زنده باد احمد آقای خودمون! عمو قنبر خوشحالم که دردسر هرچی که بود حل شد و شما ازش خلاص شدید. ولی این طرف ها بیشتر دیده بشید دیگه! منتظرم ها!
    همیشه شاد باشید هم شما هم احمد آقای محله هم همگی!

    • 6.1
      قنبر says:

      درود
      سرکار خانم گرامی پریسا
      ممنونم از ابراز لطفتان نسبت به اینجانب .گاه گاه یهستم .مثل برخی ها نرفته ام که برنگردم .هیچ وقت هم سعی نکردم آنقدر غرق در محله شوم که از زندگی ام باز بمانم و خیلی وقت ها هم نخوناستم با حمایت های احساساتی چرخ این محله را لنگ بگذارم .وزنه ای هم نیستم .اما در این مدت مواردی دیده ام که هر کدام از ما با نگرش های خاص خود وارد شدیم و با قهر و غضب طبیعت محله یا کنار زده ایم یا کنارمان زده اند .و همه اینها بایسته و شایسته یک زندگی اجتماعی و طبیعی خوب است .اما خوشحال هستم که شما از وقتی که هستید اینجا را با جان و دل دوست داشتید و دارید و در فواصل مختلف نیز سکوت کرده اید و با سکوتتان راهنما و کارگشا برا یمحل بوده اید .حتما به خواسته شما گوش فرا داده و در این محله هستم .اما بخاطر همین تاخیر که می بینید آدم ها کسالت ها و گرفتاری های دارند که باید به رتق و فتق آنها نیز بپردازند .من هستم و خدا بخوناهد باقی خواهم ماند به شرط اینکه همواره درهای این محله برای عموم باز باشد.

  7. 7
    قنبر says:

    درود
    ضمن عذرخواهی از همه دوستان ، بی ادبی مرا نسبت به پاسخگوئی به کامنت ها در زمان انتشار بپذیرید . این حقیر به دلیل سرماخوردگی شدید پس از اصلاح چندین باره مطلبم به استراحت رفتم و اصلا حوصله کاری را نداشتم .لذا اینطور شد که شد .از همه شما عزیزان معذرت می خواهم .به امید روزهای خوب و روشن .

    • 7.1
      قنبر says:

      درود
      از آقای احمد عبدالله پور کمال تشکر را دارم .ا زدوستان علاقه مند و دانشمند مباحث حقوقی درخواست حضور بیشتر و پررنگ تری را در محله دارم .نحوه نگرش های مثبت می تواند در استقلال روز افزون نابینایان سهم بسزائی داشته باشد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− five = three