احمد عبدالله پور ، استاد بزرگوار ، تشکر تشکر

درود ضمن عرض ادب و احترام خدمت تک تک شما هم محله ای های عزیزم ، مطالب ارزشمند و پرمحتوایتان را همواره میخوانم و از این همه شوق و ذوق و علاقه ای که به محله دارید احساس رضایت و خوشبختی دارم  . عزمتان را می ستایم و بر ادامه این روند رو به پیشرفت توسط تک تکتان سفارش و تاکید می کنم .از اینکه محدودیت ها را یکی یکی بدون خستگی پشت سر می گذارید و تجربیاتتان را با دیگران به اشتراک می گذارید بسیار خوشحالم . از اموری که مورد توجه این حقیر است همانا یادگرفتن و کسب مهارت ها و آموزش هائی از شما عزیزان است

خب تا اینجای پست رو که خوندید، اگه به نظرتون جالب بود و خواستید ادامه اش رو بخونید، با نام کاربری وارد محله بشید یا به سادگی نام نویسی کنید.

درباره قنبر

درود متولد 1973 میلادی ، دارای مدرک لیسانس مدیریت دولتی از دانشگاه پیام نور هستم که به روش عادی موفق به اخذ مدرک شده ام . از اواسط دهه 80 به تدریج دچار مشکل بینائی شدم و این مشکل به آنجا رسید که از خواندن و نوشتن به صورت عادی محروم شدم و این معضل بخاطر تصادف من شد که به تدریج این مشکل بروز کرد .مدتی دچار افسردگی شدم و این موضوع آنطور شد که برای مراسم خاک سپاری یکی از مردان خوب رفته بودیم و هنگام بازگشت و بمنظور تسلی خانواده مرحوم به خانه رفتیم و هنگام خروج من کفش هایم را نیافتم و فردی با صدای بلند خندید و عنوان کرد که کفش هایش را نمی شناسد ؟! اینطور شد که گوشه گیر شدم .از دیماه 89 همزمان با تولید پارس آوای دو به زندگی عادی برگشتم و هم اکنون با آموزش های لازم که از محله و سایر دوستان عزیزم گرفتم توانسته ام یک رابطه منطقی با دنیای مجازی داشته باشم .از این بابت از خدای خودم شاکر هستم. محله نابینایان را به همین صورت که هست برای عموم باشد را بیشتر می پسندم ، ضمن اینکه خواستار حفظ آن به هر طریق ممکن در برابر نا امنی های مجازی هستم . از زحمات کلیه دوستان عزیز هم تشکر و قدر دانی می شود .
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.