استدلال و برهان دو مفهوم مترادف و متفاوت

یکی از موضوعات اساسی و بنیادی در منطق و به
خصوص در فلسفه استدلال و برهان است این دو مفهوم
شاید به ظاهر یکی باشند ولی اگر بیشتر دقت کنیم این دو
مفهوم یکی نمی باشند یعنی بر خلاف آنچه که در بین مردم
رایج است که این دو اصطلاح با هم شباهت دارند ولی
در علم منطق این دو مفهوم با هم فرق دارند. ما بر آنیم که
در این نوشته مختصر این دو مفهوم را از هم جدا کرده,
و تفاوت آن را در منطق ارسطویی و فلسفه اسلامی با
منطق جدید بیان کنیم و بگوییم که این دو اصطلاح اگر
چه در اکثر مواقع به طور یک مفهوم به کار می روند ولی
در واقعیت این امر درست نیست و از نظر فنی در علم
منطق با هم تفاوت دارند و این یکی سازی در بین مردم
رایج می باشد.
در آغاز باید بگوییم که منطق محض به چهار شاخه
فرعی تقسیم می شود برهان
, مدلها،, مجموعه ها و بازگشتی. از این میان باید بگوییم
که در این تقسیم بندی از نظر موضوعی دو به دو این
شاخه ها با هم شباهت دارند موضوع شاخه برهان برهان
است و موضوع شاخه مدلها استدلال می باشد. چون در
اینجا بحث ما بیشتر حول محور برهان و استدلال می
گردد به بحث شاخه های منطق محض در نوشته ای
دیگر می پردازیم.
اما در منطق برهان همان طور که از اسمش پیدا است
در مورد مطالعه برهان و نظامهای استنتاجی برهانی می
باشد از معروفترین نظامهای استنتاجی نظریه برهان
نظام استنتاجی طبیعی, نظام استنتاجی دیوید هیلبرت و
نظام استنتاجی دنباله ای می باشد که هر کدام از این
نظامها قواعد و اثبات برهان مخصوص به خود را دارند
. منطق مدلها یا نظریه مدلها یک نظام الگو سازی برای
نظامهای منطقی است که موضوع آن استدلال می باشد و
آنچه در این شاخه بسیار مهم است صدق و کذب گزاره
ها می باشد.

پ ۱ منطق مجموعه ها به مطالعه بنیاد ریاضیات از
دیدگاه مجموعه می پردازد در این قسمت مجموعه
ای از موضوعات یا اشیا یا هر چیز دیگر می تواند
تشکیل یک مجموعه دهد و لزوماً آنها می توانند وجه
مشترکی نداشته باشند مانند مجموعه ای از لباسها که
رنگارنگ و یا زنانه و مردان هستند یا مجموعه از اعداد
که یک رقمی یا دو رقمی و چه بسا چند رقمی می باشند.

پ ۲ منطق بازگشتی به مطالعه نظام اعداد می پردازد و
موضوع آن استقرا ریاضیات است البته این استقرا
شباهت کمی به آنچه در منطق و فلسفه است دارد استقرا
ریاضیات مفهومی دیگر است که در جای دیگر به آن می
پردازیم.
استدلال مجموعه از گزاره ها و جملاتی است که حد
اقل از یک جمله یا گزاره تا n گزاره و جمله محدود
تشکیل می شود این جملات یا گزاره ها مقدمه نام دارد و
در پایان این استدلال به نتیجه ختم می شود. دو مسأله
اساسی در استدلال اعتبار و صدق و کذب گزاره ها می
باشد مسأله اعتبار بدین معناست که نتیجه آن استدلال
منطقاً از مقدمات خود تبعیت می کند پس استدلالی نا
معتبر است که نتیجه منطقاً از مقدمات پیروی نمی کند.

نکته دیگر در مورد استدلال صدق و کذب گزاره ها می
باشد اعتبار یک استدلال به صدق و کذب گزاره ها و
ادات یا صورهای منطقی که در آن استدلال استفاده شده
هم بستگی دارد
اما در برهان بر خلاف استدلال دیگر مسائل بالا
مطرح نیست بلکه برهان از یک سری گزاره های
منطقی و به تعبیر جدید تر فرمولهای منطقی تشکیل می
شود و مسأله مهم در برهان که تفاوت اصلی آن را با
استدلال مشخص می کند آن است که ما در استدلال از
مقدمات به نتیجه می رسیم و لی در برهان از نتیجه به
گزاره های آن می رسیم. موضوع اصلی در برهان اثبات
می باشد بر خلاف استدلال که اعتبار یا عدم اعتبار در آن
مطرح می باشد.
در منطق ارسطویی و پیرو آن منطقی که زیر بنای
فلسفه اسلامی وجود داشت برهان و استدلال آمیخته بود و
می باشد. در منطق ارسطویی برهان جایی نداشت آنچه
در این نظام منطقی خود نمایی می کرد بحث استدلال و
اشکال و صورتهای منطقی بود جالب توجه است که حتی
در بحث استدلال صدق و کذب گزاره ها آن گونه که
امروزه در منطق جدید مطرح است مطرح نبود. حال
سؤالی پیش می آید که پس جایگاه بحث برهان در یونان
باستان و فلسفه اسلامی کجاست؟؟ ما گفتیم که در منطق
ارسطو آمیختگی بین استدلال و برهان وجود داشت و
حتی بحث برهان در هندسه و به خصوص هندسه اقلیدس
مطرح بوده است اما باز هم به اعتقاد ما برهانی نا پخته
در این هندسه و منطق وجود داشته است.

خلاصه اینکه استدلال و برهان به ظاهر شبیهند و در
بین مردم مترادف استفاده می شوند ولی در علم منطق دو
مفهوم متفاوتند استدلال بیشتر خاص فلسفه است و برهان
خاص ریاضیات و هر دو مبحث از موضوعات منطق محض می باشند.

درباره اسماعیل ترکی دستگردی

درود آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا
این نوشته در مقاله ها ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.