دسته‌ها
شعر

باران و… عطر یاس

دلم باران و عطر یاس
دلم قلبی پر از احساس
دلم یک اولین دیدار
همینجا، زیر باران، بی حصار چتر میخواهد
دلم یک اولین بوسه
تپیدنهای دل از شوق حسی تازه و مبهم
دلم یک حال آشفته
همان حالی که یک دفعه بگویی دوستت دارم
دلم از جنس این احوال میخواهد…
من و تو، کوچه ای خلوت
و بوی خاک باران خورده، عطر خوب نیلوفر
بهار آرام و پاورچین
نشسته بین دستانت
دو تکه آسمان انگار
شده مهمان چشمانت…
تو میگیری در آغوشم
نفس میگیرم از عطر بهار بین دستانت…
دلم میخواهد این لحظه
میان مامن آغوش گرم تو رها باشم
بنوشم از شراب ناب چشمانت
و هر لحظه
همآغوش خدا باشم

Avatar photo

از غزل

با سلام. فرزانه ی عظیمی هستم، متولد یازده آبان هزار و سیصد و هفتاد و دارای مدرک کارشناسی حقوق.

37 دیدگاه دربارهٔ «باران و… عطر یاس»

غزل خخخخخ

باراني ام , باراني ام , باراني از آتش

يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش

.

اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر

سوزان و من محبوس در زنداني از آتش

.

اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد

با واژه اي ممنوع ، با انساني از آتش

.

بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد

بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش

.

تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش

بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش

.

كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد

من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش

.

اين روزها محكوم ِ اعدامم به جرم عشق

در انتظارم بشنوم ، فرماني از آتش

جالب بود خخخخ

سلام ای دختر افغان پیامی گویمت از جان
بکوش در راه آزادی که تو انسان آزادی
خدایت آفرید آزاد اسارت بر کسی ننهاد
اسارت را بشر بگذاشت کسی کز نور حق کم داشت
پس اکنون دست هم گیرید که با هم داد خود گیرید
زسفاک و زدنیا دوست زهر ظالم که گفت هست دوست

سلاااام و درود بر آبجی فرزانه
خوبی آیا خوش میگذره آیااا
خب واااای عجب شعر و دل نوشتهی بود
خیلی زیبا بود و پر از احساس
من که از خوندنش لذت بردم و خیلی از این دل نوشته خوشم اومد
به هر حال مرسی آبجی بخاطر این متن زیبا و مرسی بابت این پست
شبت خوش و بارونی به هماره یک فنجون قهوه ترک تلخ بدرود و خدا نگهدار

سلام عظیمی
ببین هر وقت من بیخوابی زده به سرم و حالم بد بوده و اومدم اینجا تو اینجا شعر جدید داشتی این داستانش چیه؟
حالمو خوب کرد.همه چیش به جا بود. همه چیش.
امیدوارم همیشه از این چیزا بخوای و به خواسته هات هم برسی
ارادت از اون زیاداش

خخخخ واییی تو این وقت شب چرا بیخوابی زده سرت؟؟ ای بابا!!! خخخ بیخیال همه چی درست میشه برو بخواب. خوب خدا رو شکر که حالتو تونسته خوب کنه. امیدوارم همه چی بر وفق مرادت باشه و تو هم شاد شاد باشی

ناراحتم که چرا دیر به این پست سر زدم آخه بعضی وقتها بعضی چیزا خیلی تکراری میشند و ممکنه آدم از خوندنشون خسته بشه ولی این یکی فرق میکنه یک احساس واقعی یک درخواست برای عشق واقعی یک عشق زمینی و قابل درک و فهم و خلاصه تقریبا همش زمینیه. تشکر میکنم غزل بانو یا فرزان خاتون خخخ. ولی اگه مأمن مینوشتی بجای مامن خععلی بهتر بود خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بفهمم که منظور مأمن هست.
خلاصه که آرزومند آرزوهایت هستم به همه آرزوها و خواستهایت دست یابی دختر خوب ایران زمین.

دیدگاهتان را بنویسید