بچهها بیایید تو براتون سوغات آوردم.

درود  بر شما هم گروهیهای نازنین. من از سفر برگشتم.

جاتون خالی بود. ولی قبل از اون که درباره سفرم و سوغاتی که براتون بیشتر توضیح بدم لازم میدونم که از حضور زیبا و مهربانتون در جشن تولد مهندس رضایی صمیمانه تشکر و قدردانی کنم. واقعا لطف و محبتهاتون مثال زدنی و فراموش ناشدنیه. از ابراز لطف و مرحمت بخودم کمال تشکر را دارم.

به اونایی که التماس دعا گفته بودند باید عرض کنم که قشنگتر اونه که برای رسیدن به خواستها و آرزوهامون به خدای درون خودمون رجوع کنیم. یادتون نره که خدا از رگ گردن بهتون نزدیکتره پس بی واسطه و بدون التماس کردن به این و اون برای دعا کردن، خودتون خیلی راحت و آسان باهاش ارتباط برقرار کنید. اراده و همت بلند، بهترین دعا برای رسیدن به خواستها و آرزوها هستند، با اینحال از همه اون دوستانی که حقیر رو لایق و شایسته دعا دانستند صمیمانه ممنون و سپاسگزارم.

و اما سفر اون هم با دوستان و همنوعان و هم سرنوشتیها لطف و قشنگی خودشو داره که قطعا همهتون تجربه کردین یا امیدوارم که هرچه زودتر تجربه کنید.

اما با همه خوبیها و زیباییهایی که داره، استرسها و دغدغههای خودشو هم داره که یکیش تهیه سوغاتی برای عزیزان نزدیکان و دوستانه.

در سفر هم میشه تبعیض را ملاحظه و مشاهده کرد. یکی با فراغ بال به خرید میره و هرچی که بخواد میخره ولی کسانی هم هستند که توان این کارو ندارند و به حداقلها بسنده میکنند.

سوغاتی و هدیه ارزش خودشو داره و نمیشه انکار و ردش کرد آخه یاد کردن از عزیزان و وابستگان هم در خیلی فرهنگها و ازجمله فرهنگ ما وجود داره و هم اینکه باعث افزایش محبت و صفا و صمیمیت بین خانوادهها و دوستان و آشنایان میشه. ولی وای و لعنت بر بی پولی که نمیذاره آدم بخوبی احساس و محبتشو به اطرافیانش نشون بده. در این سفر دوستانی با من بودند که خوشبختانه توان آن را داشتند که برای عزیزانشون خرید کنند ولی کسانی مثل من هم بودند که مجبور بودیم تا جایی که میشه صرفهجویی و قناعت کنیم. خلاصه که عدم توان خرید سوغاتی یک استرس و دغدغه بزرگی در سفر هست که شاید شما هم تجربه اش کرده باشید.

در این سفر ما از مکانهای مختلف فرهنگی و تاریخی مشهد مثل آرامگاه هشتمین امام شیعیان، آرامگاه فردوسی بزرگ و مقبره و موزه نادرشاه بازدید کردیم که هر کدام لطف و صفای خود را داشتند.

روز آخر هم ناهار را مهمان آرامگاه بودیم که انصافا خیلی شیک و پاکیزه پذیرایی شدیم. ناهار، خورش کرفس بود که هم خیلی خوشمزه بود و هم مقدار زیادی گوشت تازه داشت که چنین غذایی را اگه میخواستیم بخوریم بخوبی بالای 30هزار تومان برامون آب میخورد. دستشون درد نکنه.

اما بهترین بخش سفرم مربوط به ملاقات و دیدار دو دوست نازنین بود که یکیشون دوستی بود که شاید بیش از 40سال پیش باهم هم مدرسه ای بودیم و پس از سالیان درازی این بار موفق به دیدارش شدم که هم او و هم ما بسیار خوشحال و خرسند شدیم.

و اما ملاقات و دیدار مهمتر که به سوغاتی من به شما گرامیان میشه دیدار یکی از هم محله ای هاست که البته نابینا نیست و زیاد هم به محله سر نمیزنه چون گرفتاریهای زیادی داره که برخی خوشایند و برخی هم ناخوشایند هستند.

بله، شاید اسم آیدا الهی را در محله دیده باشید. مدتها پیش بود که پستی با این نام در محله گذاشته شد که نوعی آگاهیرسانی بود.

آیدا در بخش درباره خودش نوشته بود که از معلولین ضایعه نخاعیهاست و نوشته بود که حتی برای تنفس هم مشکل داره. خلاصه خواندن سرگذشت آیدای نازنین و عزیز مرا علاقهمند به شناخت بیشتر کرد.

لذا قبل از سفر بهش اطلاع دادم که مشتاق دیدارش هستم. او هم استقبال کرد.

قراری گذاشتیم و به منزلشان رفتیم.

خانواده ای که شامل یک پدر و یک مادر و آیدا بودند با لطف و صفای بخصوصی از من و دوستم استقبال کردند. پدر و مادر آیدا ما را به اتاقش راهنمایی کردند.

آیدای ما متاسفانه کل بدنش بجز سرش و تا 40درصد یکی از دستانش، بی حس و ناکارآمد هستند. او مجبور است مرتب روی تختخوابش باشد و همه کارهایش برعهده مادر و پدر مهربونش هست.

ولی آیدای ما با عزمی راسخ به تلاش و فعالیت برای مفید بودن ادامه میده که خوشبختانه موفق هم بوده هست و خواهد بود چون این رمز و راز زندگی است که اگر اراده کنی و اگر تلاش کنی حتما بر مشکلات پیروز خواهی شد.

خب بیش از این پرچانگی نمیکنم و برای آشنایی بیشتر با این فرشته دوست داشتنی ارجاعتون میدم به بسته سوغاتیها که برید درشو باز کنید و خودتون ببینید که چیا براتون آوردم.

بعد که گوشیدید و اگه خواستید کامنتی بذارید حتما و حتما میدونید که آیدا و امثال او نیازی به ترحم و دلسوزی ندارند و نداریم پس لطفا به این مسئله توجه داشته باشید و از کلمات و عبارات ترحمآمیز و اینکه مثلا با خواندن و شنیدن سرگذشت آیدا حالا فهمیدید که باید قدر سلامتیتون رو بدونید، اکیدا و شدیدا و عمیقا خودداری کنید و فقط به این نکته توجه داشته باشید که آیدا یک انسان عادی و معمولیه که دچار حادثه شده ولی از پا ننشسته در حال جنگ با مشکلاته و قطعا پیروز هم خواهد شد.

یه نکته دیگه هم که نمیدونم بگم یا نگم. بگم. بگم. بگم. نه نمیگم، حال و حوصله حاشیهسازی نه، داارم خخخخخ. فقط سربسته میگم شاید اینم یکی دیگه از تفاوتهای بین ما نابیناها با دیگر معلولینه آخه نمیدونم اگه بجای آیدا به یه دختر نبین میگفتم که میخوام بیام خونهتون ببینمت، چی میگفت. بیشتر فکر میکنم که میگفت که نمیشه. بابام میگه برا چی میخواد بیاد ننم میگه چیکار داره که میخواد بیاد آجیم میگه چیکارس که میخواد بیاد ولی آیدا با یه ارتباط معمولی درخواستم رو قبول کرد بخانوادش گفته بود و اونام از من و همراهم چه استقبال گرمی کردند. اینکه با آیدا و خانوادش عکس گرفتیم که دیگه جای خود داره.

در ضمن آیدا سه خواهر دیگه هم داره که همگی تحصیل کرده  مادر و پدرش هم بازنشسته آموزش و پرورش هستند و واقعا بمعنای واقعی اهل ادب و فرهنگ.

 

خب میریم سراغ سوغاتی و لینکهای دانلود.

گفتگو با آیدا 12مگ

 

عکس تکی آیدا

 

بازم عکس تکی آیدا

 

عکس مشترک اول

 

عکس مشترک دوم

 

 

 

 

 

عکس مشترک سوم

 

عکس مشترک چهارم

 

در این عکسها اونی که با کت و شلواره و بقول بچههام انگار میخواد گریه کنه، منم. خخخخ.

خلاصه بار دیگه از آیدای نازنین و مهربون و از خانواده دوست داشتنی و مسؤولیتپذیر و سختکوش اش، بخاطر اینهمه لطف و محبتی که به حقیر داشتند کمال تشکر و سپاس را دارم. امیدوارم که سالیان سال سایه این پدر و مادر نازنین بر سر آیدا مستدام باشه.

برای آیدا هم آرزوی توفیقات روز افزون دارم و امیدوارم که روزی یکی از مترجمان سرشناس و مطرح کشورمون بشه.

و در آخر میگم که:

همت بلند دار که مردان روزگار

از همت بلند بجایی رسیده اند. ناگفته پیداست که منظور از مردان کل بشریت و انسانهاست و نه یک جنس خاص.

و باز امیدوارم که آیدا بتونه به این پست  سر بزنه و خودشم به کامنتها جواب بده.

و آخر اینکه باقی بقاتون جانم فداتون.

دوستتون دارم. پیروز باشید. مهر و مهربانیتان پایدار و جاودانه.

این نوشته در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, گزارش ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

93 Responses to بچهها بیایید تو براتون سوغات آوردم.

  1. 1
    گوشه نشین says:

    سلام بهبه مشهدی زیارت قبول خوش آمدید اگر زیارتتان هم مثل سوغاتی هایتان باشد که بسیار عالی است و حرف ندارد البته که شما بهتر میدانید که التماس دعا یک عرفست و شاید هم یک تعارفست که به طور سنتی از قدیمل ایام سینه بسینه به ما رسیده به هرحال نقل سفرتان بسیار جالب و خاطره انگیز بود بخصوص آیدا خانم که سرگذشت ایشان برای من آموزنده و عبرت گرفتم واقعاً درس گرفتم از مقاومت این بانوی بزرگوار در پایان باز هم از شما برای این پست جالب و آموزنده متشکر و سپاسمندم موفق باشید انشا اللاه سفر بعدی کربلا و حج عمره و تمتع … …

  2. 2

    درود بر عموی مهربونم

    رسیدن به خیر

    مهرتون مانا

  3. 3

    درود. ایول به تو و ایول به آیدا.
    امیدوارم روزی خبر اینکه آیدا بر قله های افتخار ایستاده رو تو محله بخونیم.
    مرسی عمویی. واقعاً مرسی. ایول به شعور معرفت و مرامت.

    • 3.1

      ایول بخودت به مهربونی هات علی دوست داشتنی. همه ما همین آرزو رو داریم که آیدا به بهترین موقعیت و جایگاه اجتماعی دست پیدا کنه. قطعا آیدا هم همین آرزو را برای ما داره پس همگی ما یکی هستیم یک پیکریم همه عضو یک دیگریم. پس زنده باد خودمون و زنده باد تمامی انسانهای شرافتمند پر تلاش و مفید برای خودشون و دیگران. سپاس از حضورت بی ادعای گرامیتر از گرامی.

  4. 4
    مسعود says:

    درود عمو حسین.
    یک پیش درودِ جانانه هم به شرف و عزمِ آیدا بانو که دمش خییییلی گرمه!
    ممنون عمویی از مطلبِ دلچسبت. حتما دانلود میکنم و همین امشب گوووشش میدم تا به معنای واقعی خوووب بخوابم خخخ!
    بازم تشکر اونم از نوعِ وییییژش.

  5. 5
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!
    اول مواظب باش یه وقت از اینور بوم یا اونور بو نیفتی…خخخخخخ
    اون ناهار مهمونی هم نوشجونتون…
    حالا هم مشغول گوشیدن ثوقاتت هستم!

  6. 6
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!
    خوب من این گزارش را گوش دادم… البته حالا بهتره که برم بخوابم و صبح به اداره بروم و سر فرصت دوباره با دقت بیشتر بگوشمش…
    البته تو هم برای گزارشگری بدک نیستیا…
    با تشکر از ثوقاتی زیبایت!

  7. 7
    بهار خانم says:

    سلام سلام عموی نازنین از پله های زیرزمین نخوری زمین خخخ
    دمتون گرم عمو ای ول داری بهترینها رو برای شما آرزومندم همیشه به سفر باشی. از آیدای عزیز و خانواده گلشم سپاسگزاریم که مهمون نوازی کردن و دوستان رو با روی گرم پذیرفتن انشالله موفق باشه همیشه آیدا

    • 7.1

      سلام سلام بر بهار خانم گل و گلاب. خانمی شاخه نباته خانمی یه بقچه قند. خانمی خدا باهاته ایشالا بختت بلند خخخخ. فکر کردی فقط خودت بلدی شعر در وکنی. تشکر میکنم از حضور پر مهرت بهار خانم خوب محله. همیشه شاد و مهربون باشی.

  8. 8
    آرتیمان و آرتین says:

    درود بر دوست عزیزم عمو حسین و سپاس از این هدیه ارزشمند گوش دادم و بسی لذت بردم میگم آیدا تنبلی نکنی هآآآآآ باید چند تا شاهکار بزرگ را هم ترجمه کنی من منتظر ترجمه های خوبت هستم راستی می خوای اگه اومدم مشهد آرتیمان و آرتین را بیارم ببینی؟ نه فکرش را که می کنم می بینم تو اصلا مستحق چنین مجازاتی نیستی که با این عاملین رفع آسایش رو به رو بشی آخه خیلی شیطونن البته آرتین هفت ماهش هست و تازه داره شروع می کنه ها راستی یه تبریک ویژه هم دارم واسه جامعه پزشکی ایران آفرین بر همت بلند شما که این قدر راحت یک انسان را به دردسر می اندازید بدون تعارف بگم حالم از پزشکای ایرانی به هم می خوره تقریبا هیچ کدوم وجدان ندارن گواه ادعای من هم این هست که همه هوای هم دیگه را دارن اگر یه کدوم خطا می کنه بقیه هم تاییدش می کنن من تا حالا اشتباهات زیادی از پزشکان دیدم ولی تا حالا ندیدم این سازمانی که ناظر بر کار پزشکان هست پزشکی را محکوم کنه همه واسه هم دیگه نوشابه باز می کنن وقتی هم داری باهاشون حرف می زنی خودشون را طوری می گیرن انگار خدا هستن چند وقت پیش کتفم در رفته بود ساعت 12 شب این اتفاق افتاد رفتم بیمارستان ولی آقای متخصص که ماهی سیصد میلیون می گیرن تا توی بیمارستان باشن حاضر نشدن کار دو دقیقه ای من را انجام بدن گفت باید بستری بشی تا فردا صبح برات جا بندازم من گفتم چه کاریه من پول الکی بدم من که می خوام درد بکشم میرم خونه درد می کشم فردا صبح میام بستری میشم وقتی فردا صبح اومدم که کتفم را جا بندازه باهام لج کرد گفت چون دیشب بیمارستان نموندی من عملت نمی کنم برو شیراز خلاصه با پا در میانی خواهرم و کلی رو زدن به این و اون آقای دکتر سر انجام ساعت 2 بعد از ظهر رضایت دادن من را به اتاق عمل ببرن و کتفم را جا بندازن می دونید حدود 14 ساعت کتفت در رفته باشه چه دردی داره؟ مسلما خیلی از شما ها نمی دونید و امیدوارم که هیچ وقت هم ندونید در هر صورت واسه آیدای عزیز آرزوی موفقیت دارم آفرین دختر تو یه قهرمان هستی

    • 8.1

      احمد عزیزم درودت باد. از ابراز لطف و محبتت سپاسگزارم. متاسفانه اشتباهات پزشکی در کشورمون زیاده و هر روز بیشتر هم میشه. چرا آیدا و آیداهایی باید از نعمت سلامتی بخاطر یک اشتباه و نرسیدن محروم بشند. امیدوارم که روزی شاهد به حداقل رسیدن اشتباهات پزشکی باشیم. ولی خب احمد اگه اون اشتباه رو کردند و آیدا فعلا خونهنشین شده ولی از اون طرف همین پزشکها هستند که آیدا الآن میتونه نفس بکشه میتونه حرف بزنه. یعنی یه جورایی هم باید از پزشکان هم گلهمند بود و هم ازشون تشکر کرد. نمیدونم اتوبوسی که آیدا باش سفر میکرد کمربند داشته یا نداشته اگه نداشته که وای بر اتوبوس و نداشتن امنیتش و اگه داشته و آیدا نبسته که دیگه چی بگم بگم وای بر آیدای بی احتیاط یا نگم. نه نمیگم ولی امیدوارم همه ما یاد بگیریم اصول ایمنی رو رعایت کنیم و ایمنسازی همه مکانها و وسایل به یک فرهنگ در جامعه تبدیل بشه تا این اتفاقات دلخراش کمتر رخ بده. بازم تشکر از حضورت احمدم. دو فرشته نازنین رو از طرف عمو ببوس.

  9. 9
    سارای سارای says:

    سلام عمو حسین
    زیارت قبول رسیدن به خیر و خوشی همیشه به گردش
    چه خشگله آیدا جان و صورت خنده رو و دوست داشتنی داره.
    اصلا به صورتش نمیاد بیماری و مشکلی داره اینقدر که بشاشه و ناز میخنده.
    اونقدری هم که شما توی پست تشریح کردید توی عکس وخیم به نظر نمیاد
    چون قشنگ نشسته و روی تخت خدا را شکر
    و از لحاظ جسمی هم مشکل ظاهری که مشاهده نمیشه توی عکس
    فقط یک دختر سفید رو و ناز و خشگل روی تختش نشسته
    خب شمارو که شناختم دیده بودم قبلا عکستونو
    مادر آیدا جان هم که مشخص بود
    2 تا آقای دیگه هم بودند یکیش تپل بود یکی دیگه لاغر و بلند که یکیشون حتما پدرشه
    گفت گوتون هم داره دانلود میشه
    سپاس فراوان از سوغاتی ارزشمند شما
    من که خاطرم نیست آیدای عزیزو
    ولی امیدوارم که آیدا جان را باز هم در محله ببینیم.
    خوشحال شدم
    خوب باشید همیشه

    • 9.1

      درود بر سارای نازنین. از تشریح عکسها میتشکرم. خیلی خوب آیدا را توصیف کردی بنظر میرسه که همینه که میگی یعنی دختری زیبا جذاب و خوشرو و خنده رو. اون آقای قدبلند پدر آیداست و اون آقای تپل هم دوستم آقای ژیانی هستند جالبه یعنی آقای ژیانی اینقدر طبیعی ایستاده که متوجه نشدی که نابیناست! قشنگی کار در این کار مدیریت خود آیدا بود یعنی اون موقعیتها رو تعیین میکرد از مادر میخواست که کدوم رو پاک کنه یا نگه داره خلاصه از روی تختش فرمان میداد این ملکه نازنین. بازم از حضور زیبا و توصیف خوبت سپاسگزارم سارای مهربون محله

  10. 10
    کامبیز کامبیز says:

    سلام عمو رسیدن به خیر
    ترحم و دلسوزی برای کسیست که اراده نداره.
    من رو کسایی که میشناسند میدونن که اهل تعارف نیستم و چیزی که حقیقت نباشه رو نمیگم.
    کسی رو در محله قدرتمندتر و با ارادهتر از ایشون ندیدم. در دنیا مثل ایشون کم پیدا میشه.
    درود بر توانایی و اراده شما آیدا خانم.
    چندین بار گوش خواهم داد تا یاد بگیرم. به بلاگ هم سر خواهم زد و از تجربیاتتون استفاده خواهم کرد

    • 10.1

      درود بر کامبیز گرامی خوب خودم. با حرفات کاملا موافقم که میگی ترحم مال کسیه که اراده نداره. آیدا میتونه نیروی محرکه ای برای همه ما باشه. فکر میکنم در حال حاضر کمترین کاری که میتونیم به آیدا بکنیم اینه که کتابشو بخریم. پس از همه دوستان میخوام که حداقل یک نسخه از کتاب داستان فراموش ناشدنی ترجمه آیدا الهی را خریداری کنند و بدیگران هم توصیه خرید بکنند. آیدا هزینههای زیادی را متحمل میشه و قطعا با این حداقل همکاری میتونیم انگیزه بیشتری در او بوجود بیاریم. اگه آیدا اطلاعات بیشتری از کتاب بده تا موقع خرید بهتر بتونیم نشونی بدیم ممنونش میشیم. دوستانی که در کتابخانههای عمومی کار میکنند احتمالا بتونند همکاری مؤثرتری داشته باشند. بازم تشکر میکنم از حضورت کامبیز گرامی.

    • 10.2
  11. 11
    سارای سارای says:

    وااای فایلو گوش دادم
    چه دختر قدرتمندی هستی آیدا جان
    واقعا برای همه ما الگو تلاش و استقامت و صبر هستی.
    برای تو و پدر و مادرت هر چی که آرزو دارید منم آرزو میکنم.
    خوب باشی همیشه.

  12. 12
    فروغ فروغ says:

    درود عمو.
    رسیدن بخیر.
    یک دنیا متشکرم بخاطر این که لینک صحبت هاتون با آیدا خانم رو برای دانلود گذاشتید. حطما دانلود و گوش خواهم کرد و لذت خواهم برد و چیز یاد خواهم گرفت. شاد, سلامت و موفق باشید.

  13. 13
    کامبیز کامبیز says:

    عمو اسکایپ باهم درباره اش حرف میزنیم.
    من قول میدم و نهایت تلاش خودم رو میکنم.

  14. 14
    مرد اردیبهشت says:

    درود بر شما و درودها بر آیدای نازنین… بسیار تأثیرگذار بود سخنانشان… اتفاقِ تلخی برایشان افتاده، اما خوشحالم با یاریِ پدر و مادرشان و با همت و اراده ی خودشان توانسته اند بر مشکلات و موانع غلبه کنند و انسانی موفق باشند در حیطه ی خودشان… از صمیمِ قلب آرزوی پیروزی و بهروزیِ افزونتر دارم برایشان… سپاس به خاطرِ انجامِ این گفتگوی ارزشمند…

  15. 15

    سلام جناب موحدزاده. ممنونم از سوقاتی خوبتون. اما جسارتا به نظرم اینکه ما کتاب یک نفر رو بخریم که ازش حمایت کنیم اوج ترحمه. من که شخصا کتابی رو می خرم که بهش علاقه مند باشم. اما علاوه دوستانی که خانم الهی قطعا در حوزۀ نشر دارند، می تونم دوستان تازه ای به ایشون معرفی بکنم که حاضر باشند بعد از حصول اطمینان از کیفیت کارشون باهاشون در زمینۀ چاپ کتاب به شکلی همکاری بکنند که به امید خدا هم کتاب های خوبی واسه ترجمه انتخاب بشن، هم اسم یه ناشر معتبر روی کتاب باشه، و هم حقی از ایشون توی این بازار مکارۀ نشر ضایع نشه. منتظر جوابتون هستم. ارادت فراوون.

    • 15.1

      درود بر امید فهیم و دوست داشتنی. قسمت دوم نظرتون را بسیار لایک میکنم. پس اگه راهی برای بهتر فروختن کتاب سراغ دارید لطفا بهشون اطلاع بدید. آیدا نمیدونست که باید با نام کاربریش وارد بشه برا همین تا حالا از کامنتها اطلاع نداشت امیدوارم که بتونه با نام خودش وارد پست بشه و با ما و شما بیشتر صحبت کنه هرچند که احتمالا نوشتن خیلی براش آسان نباشه ولی به هر حال جواب خواهد داد. در مورد اینکه آیا خرید یک کتاب ترحم هست یا نیست والا نمیدونم چی بگم نظرات میتونه مختلف باشه ولی این یه امر رایجه که مردم اینطوری از هم حمایت میکنند. قبلا شنیده بودم که طرفداران یک جریان فکری برای حمایت از روزنامه مورد علاقهشون بر خودشون وظیفه میدونند که اون روزنامه رو بطور عمده خریداری کنند برای اینکه تیراژ اون روزنامه بالا بره و هم به انتشار و بقایش کمک کرده باشند و هم وانمود کنند که جریان فکری و روزنامهشون چقدر طرفدار داره. فکر نمیکنم این کار اسمش ترحم باشه. بالاخره دیدگاهها با هم فرق داره ولی شما لطف کنید پیشنهاد خودتون رو عملی کنید. بازم از حضور سبزت تشکر میکنم امید عزیزم. پیروز و سربلند باشی.

    • 15.2
      آیدا says:

      سلام آقای صالحی عزیز
      با نظر شما موافق هستم
      و البته ممنون میشم اگر با ناشرانی در ارتباط هستید برای چاپ کتاب دومم من رو یاری کنید
      ممنون از لطفتون

  16. 16
    آیدا says:

    سلام خدمت دوستان گوشکنی عزیز و مهربان
    ممنون از عمو حسین عزیز و بامحبت که دیدارشون سعادت و افتخاری بود.
    ممنون از اظهار لطف ایشون و لطف و محبت شما دوستان خوبم
    با اجازتون من در یک کامنت به پیام های پر مهر شما دوستانم پاسخ میدم
    ممنون از همگی که نسبت به من اظهار لطف داشتید.
    در پاسخ دوستمون، چشمممم انشاالله حتما ترجمه های بیشتری انجام میدم. آرتیمان و آرتین هم قدمشون روی چشم. براشون آرزوی سلامتی و شادی دارم.
    راستی اتوبوسی که من سوارش بودم کمربند نداشت!
    ممنون از دوستی که نسبت به ظاهرم لطف داشتن. خداروشکر با همه ی مشکلات جسمی ظاهرم عادی باقی مونده. و شکر خدا تحت هر شرایطی لبخندم رو حفظ کردم.
    و در آخر باز هم از همه ی شما دوستان خوبم تشکر می کنم

  17. 17
    Eagle says:

    سلام عمو. رفتی مِشَد پیش مام میومدی دیگه. خلاصه کارت عالی بود. آیدا رو هم خودم خدمتش ارادت داشتم و می دونم که دختر موقر و بسیار جا افتاده ایه. اما راجع به انتقادت: نه عمو، این طرز تفکر ربطی به نوع معلولیت طرف نداره، چه بسیار دخترای نابینا که بسیار به روز و مترقی می اندیشن و چه بسیار معلولان ضایعۀ نخاعی یا جسمی حرکتی که گرفتار جزم اندیشی و تعصب خرافی هستن، خلاصه این معضل خاور میانه هستش و خیلیا گرفتارشن البته عده ایم به حق این سدو شکوندن و احسنت بر اونا. زنده باشی و البته برقرار عمو.

    • 17.1

      بهبه عقاب تیز پرواز خودمون خیلی خوشآمدی دوست خوبم. انتقادت رو میپذیرم ولی خب تجربیات مختلف منو به این نتیجهگیری رسونده. درمورد سر زدن به تو دوست مهربونم مطمئن باش که مزاحم میشم بذار موقعیتی دست بده باید فرصت ویژه ای برای شما گذاشت. این سفر همراه با کاروان بود و میبایست با دوستان همراه باشیم. بازم تشکر میکنم از حضور پر مهرت مرتضای نازنین.

  18. 18
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام .
    رعد بزرگ خیلی از شما متشکره که عکس هم میذارید واس ببینها.
    حس میکنم قبلا آیدارو دیدم . چون قیافش برای خیلی آشناست.
    فعلا باید سریع برم که سرم شلوغه

    • 18.1

      درسته رعد بزرگ بودن عکس مطلب رو مستندتر و واقعیتر میکنه. از حضورت میسپاسم. سرت خلوت شد بازم به ما سر بزن.

    • 18.2

      جسارتا من هر وقت شما رو دیدم یا داشتید می رفتید، یا رفته بودید، یا می خواستید برید، یا اصلا نیومده بودید!

      • 18.2.1
        رعد بارانی رعد بارانی says:

        امید اون زمان که رعد بزرگ کف محله نشسته بود و با همه خوش و بش میکرد نبودی که منو ببینی . واقعیتش اون زمان دبیر بودم و توی خونه زیاد کار نداشتم . ولی الان معاون پرورشی شدم و کار با کامپیوتر و گزارش نوشتن و پرسه در کانالهای مختلف مربوط به شغلم واقعا کلافم کرده .
        اون زمان رعد ارگانیک بودم و چون اصلا با گوشی و مانیتور کاری ندشتم چشام ضعیف نبود ولی الان حس میکنم زود چشام خسته میشه .
        خب خودت خوبی امید . از خودت بگو . الان خوشی یا عالی ؟؟

        • رعد بارانی رعد بارانی says:

          در ضمن اون زمان رعد نبین ندیده بودم خخخ یعنی تا حالا نابینا ندیده بودم و وحشتناک و عجیب برام جالب و شگفت انگیز بودید . البته فقط و فقط نابیناهایی که از بدو تولد نبین بودند برام جالب بودن. شاید باورت نشه وقتی غلطهای املاییشونو میدیدم کلی توی دلم قربون صدقشون میرفتم . ولی الان رعد نبین دیده ام . ی بار هم با ی نبینک رفتم بیرون و اون دختر هی دوست داشت بیرون شیرینی و خوراکی موراکی بخوره . منم دعواش کردم و گفتم دختر خوب کمی جلوی شکمتو بگیر و الا چاق میشی . بعد بهش گفتم ما ببینها که همش کلی خوراکیا بهمون چشمک میزنن و باید کلی بر دیده و دل خنجر بزنیم . اما تو فکرتو کنترل کن . هههه کلی دعواش کردم امید .
          امید الان دیگه زیاد به تفاوت نبین ها با ببین ها فکر نمیکنم . حتی غلط املاییهاشونم میبینم عصبانی میشم خخخ خلاصه یا از این ور یا از اون ور یا کلا از شش جهت جغرافیایی در حال افتادنم . هههه

        • سلام.
          پيشنهاد ميكنم از صفحه خوان استفاده كنين.
          هزار صفحه كتابم بخونين اصلا خسته نميشين!

        • خب زمونه عوض شده حسابی. زمونی که ما بچه تر بودیم، نه این که حالا بچه خشک باشیم! خب داشتم می فرمودم: زمانی که ما بچه تر بودیم اگه کسی معلم پرورشی می شد نونش توی روغن بود. میومد سر کلاس و همه رو به ایمان، تقوا و عمل صالح تشویق می کرد و بعد هم چندتا شعار هفته می گفت که هرکی عشقش می کشید حفظ می کرد و هرکی هم عشقش نمی کشید مجبور بود حفظ کنه! خب این از ده دقیقۀ اولش. بعد هم عملا هرکی هرکار دوست داشت می کرد و به مدت 80 دقیقه همگی در بی کاری مطلق پرورش می یافتیم. اما حالا قربون برم خدا رو، معلم ریاضی و زبان و غیره به بچه ها تکلیف میدن که بابا ماماناشون توی خونه واسشون انجام بدن و اون وقت معلم های پرورشی باید فضای مجازی رو واسه پاسخ به شبهات و این چیزا شخم بزنند.
          خب از خودم بگم یه کم. همچنان بی بهونه خوشم و به جز حادثۀ پلاسکو ملالی نیست.

          • رعد بارانی رعد بارانی says:

            امید دبیر پرورشی نیستم . معاون پرورشیم . سر کلاس نمیرم . ولی سر صف برای بچه ها آهنگ شاد میذارم . طرح لبخند و ورزش با آهنگهای شاد دارم . بچه ها باید علاوه بر خوندن دعا اونم به زبون فارسی بیان لطیفه تعریف کنند و قبل از ورود به کلاس بخندن. در ضمن قبل از اینکه حراست منو بخواد خودم رفتم پیششون و حسابی ازشون گله کردم که شما چه کار کردید که همه ازتون میترسن . چرا مدیر و بقیه از اینکه من آهنگ شاد میذارم می ترسن که شما همه رو محکوم کنید . خلاصه اون بنده خدا هم گفت والله ما از شما کسب اجازه میکنیم و از شما مهر تاییدو میگیریم خخخ خودت بهتر از ما میدونی چه کار کنی . راحت باش . هههه

            • خب یعنی وقتی بچه ها خندیدند و رفتند سر کلاس، شما تا فردا صبر می کنید که برگردند؟ اینکه اوقات فراغتش خعععععععلی میشه! وفات یافتم از حسادت!

              • رعد بارانی رعد بارانی says:

                امید هااااااااان؟
                من این مثالو زدم که متوجه بشید که رعد بزرگ بر خلاف شنیده ها به گریه و زاری انداختن افتخار نمیکنه و با موسیقی مشکل نداره.
                تزیینات مدرسه انواع مسابقات و اجرایی کردن بخش نامه ها که الی ماشالله اند و صحبت با دانش آموزان مشکل دار و هزاران کار بی کارونه دیگه بر عهده منه . اووووف فکر کردی فقط به لبخند بچه ها میپردازم خخخ مسلما در این بین بخش نامه هایی به دستمون میرسه که بهش اعتقادی ندارم . ولی سعی میکنم بچه ها رو به سمتو سوی انسان بودن راهنمایی کنم . به مطالعه تشویق کنم و به صلح و دوستی و دوری از کینه و نفرت و جنگ .
                حسین الزمان معذرت که پستت رو به حاشیه های طرح دار طلاکوب مزین نمودیم . راستی هر برگه ای که حاشیه داشته باشه که خیلی هم از نظر ببین ها زیباست .
                در آخر هم باید مژده بدم به تهرونیا که از شنبه تا دوشنبه بارندگی داریم یوهو

                • واقعا ممنونم که از خدا واسه بچه های معصوم دیو درست نمی کنی… واقعا ممنونم که به بچه ها یاد میدی، که میشه به آوازهای زمینی عشق ورزید و انسان هم بود… از همۀ این ها مهم تر، ممنونم که سعی می کنی فرقی بین ببین و نبین قایل نشی.

        • آيداي عزيزم سلام.
          امروز قسمت شد با شما و موفقيتهات آشنا بشم.
          اسمت برام آشنا بود ولي تا حالا چيزي دربارت نخونده بودم.
          واقعا شما شاهكار خلقتي.
          من كه اصلا آدم صبور و شجاعي نيستم، نميدونم چي بگم و چطوري از موفقيتهات و همت خانوادت تقدير كنم.
          واقعا نميتونم الآن راحت بنويسم اما سعي ميكنم بهت ايميل بدم.
          بهترينها رو براي خودت و خانوادت از خداوند آرزومندم.

    • 18.3
      آیدا says:

      سلام رعد عزیز
      واقعا، قیافه ام آشناست؟

  19. 19

    سلام عمو، زیارتتون قبول! عمو، خیلی خیلی خیلی ممنون از شما که رفتید و به ایشون سر زدید، و با ایشون مصاحبه کردید! از ایشون، به خاطر اینکه افتخار دادند، متشکرم. به نظرم ماها باید تابآوری، و امید رو از ایشون الگو بگیریم. باز هم ممنون.

  20. 20
    احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

    عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت عمو حسین عزیز
    امیدوارم که این سفر سیاهتی و زیارتی به شما عمو حسابی خوش گذشته باشد
    خب یک هدیه ی خوب به ما دادید
    راستش رو بخواهید من هم میخواستم کمی بیشتر با آیدا خانم آشنا بشم که به وسیله ی شما و با لطفی که شما انجام دادید
    و به وسیله ی این فایل حتماً که این طور خواهد بود
    روزگارتان خوش ایام به کام خدا حافظ و نگهدارتان باد

  21. 21
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    رعد بزرگ با صدایی مهیب به حسین خان میگه آی عمو منو مسخره میکنی خخخ
    من به شخصه آدم مذهبی نیستم ولی به شدت حضور خدا رو در زندگیم حس میکنم . اتفاقا خیلی هم تفکر میکنم و هر چیزی هم که بشنوم در بست قبول نمیکنم .
    به عنوان معاون پرورشی هم همیشه اولویت اصلی خودمو شاد کردن بچه ها دونستم . با اینکه خودم با حجاب هستم و اینو هر کسی که شماره منو داره از عکس پروفایلم تایید میکنه ولی هیچ موقع کسیو به رعایت حجاب مجبور نکردم. چون به نظرم حجاب یعنی حجب و حیا. خیلی از عقاید مردم سرزمینم به نظرم غلطه ولی با افرادی مثل پائولو کوئلو و کارترین پاندر و …. هم عقیده ام که خدا هر لحظه مواظب ماست . و چه بسا از اون بی خبریم . البته اصل قانون علت و معلول هم به موازات اون قبول دارم .
    ای بابا امروز همش آستینمو گرفتید و نذاشتید برم . پس برم کمی نسکافه که برام ضرر داره بخورم که می خوام کمی لذت ببرم از ناپرهیزی خخخ

  22. 22
    عرفان says:

    درود
    طرز فکر شما و اراده ی آیدا رو میستایم
    سپاس از شما عموی میهن دوست و آزاد اندیشم
    بدرود

  23. 23

    سلام.
    زيارتتون قبول.
    من خودم به دعاي ديگران خيلي اعتقاد دارم.
    قرآن و احاديثم بر دعا براي ديگران خيلي تأكيد دارن!
    مثلا اونجايي كه حضرت فاطمه اول براي مؤمنين دعا كردن و براي خودشون دعا نكردن.
    يا مفهوم حديثي از امام صادق كه براي ديگران دعا كردن و براي خودشون دعا نكردن.
    چون دعا در حق خودمون ممكنه مستجاب نشه اما در حق ديگران اگه دعا كنيم، هم در حق اونا مستجاب ميشه و چندين برابرش درباره خودمون!
    آيه 77 سوره فرقانم كه ميفرمايد: بگو اگر دعايتان نباشد، پروردگارم به شما اعتنايي ندارد.
    بر اساس روايات، دعا سلاح مؤمنه.
    پس تلاش خودمون كه بايد باشه، اما توفيق و رحمتش رو خدا عنايت ميكنه.

    • 23.1

      زهرابانو از حضور و نظر خوبت تشکر میکنم. اصل اینه که با هر دیدگاهی که باشیم به یکدیگر احترام بذاریم همو دوست داشته باشیم باهم دوست و رفیق و برادر خواهر باشیم که خوشبختانه همه اینها بین ما ساری و جاری هست. بازم ممنون و بازم تشکر زهرابانو. مهرت پاینده.

  24. 24
    وحید says:

    سلام عمو جان.
    رسيدن بخير و زيارتتون قبول باشه.
    واقعا ممنون كه اين فايل را با ما به اشتراك گذاشتيد و سوغاتي خيلي خوبي هست. حتما دانلود مي كنم و ازش استفاده مي كنم.
    به آيدا خانم بابت اراده و پشتكارشان تبريك ميگم و اميدوارم هميشه دلشان شاد باشد.
    تشكر از هر دو عزيز بزرگوار.
    پيروز باشيد.

  25. 25
    کامبیز کامبیز says:

    سلام. من هیچ علاقه ای به بحث دینی ندارم اما در قرآن منظور از اون آیه دعا برای خود هست یعنی من برای خودم و جمع یک دعای کلی کنم نه این که بیام برای شما مخصوصا دعایی کرده باشم.
    مثل آیه آخر سوره بقره و آیات دیگر که من برای خودم و جمع دعا میکنم که ما رو ببخشه. من بیام بگم خدایا فلانی رو شفا بده یا فلان کار رو بکن در قرآن نیست

    بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى ‏كند در حقيقت‏ شما به تكذيب پرداخته‏ ايد و به زودى عذاب بر شما لازم خواهد شد.
    این یعنی شما چون برای خودتان دعایی نکردید خدا توجهی به شما نکرد
    به این آیه هم توجه بکنید:
    و بترسيد از روزى كه هيچ كس چيزى [از عذاب خدا] را از كسى دفع نمى ‏كند و نه از او شفاعتى پذيرفته و نه به جاى وى بدلى گرفته مى ‏شود و نه يارى خواهند شد

  26. 26
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    آیدایی جون من رعد بزرگم . بله قیافت آشناست . شاید شبیه یکی از شاگردانم هستی .
    خیلی خوبه که خودتو با شرایطتت وفق دادی. سر گذشتتو شنیدم . و توی دلم آفرین میگم به وجود پر صلابتت

  27. 27
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!
    مثل اینکه بازار چت اینجا داغ داغه….
    خوب حالا منم به دو نفر از دوستان پیامی میدهم تا شاید بخوانند و رستمار شویم…!
    خانم سارایی به اون پست که به صفحه بعد رفته سری بزن و اون پستی که از من خواستی را ببینش…
    دوست عزیز مرد اردیبهشت من دوست دارم بیشتر با تو آشنا شوم… اگر لطف کنی با من تماس بگیری…
    0913 717 1282
    با تشکر فراوان و با غرض پوزش از صاحب پست که اینجا کمی شیطنت کردم و بجای عرض مسخره بازی در آوردم!

    • 27.1
      سارای سارای says:

      سلامی دوباره
      ممنونم آقای عدسی رفتم دیدم.ممنونم.
      من برای لینک دادن بدون اینکه وارد پست بشم.
      روی عنوان پست نگه میدارم انگشتمو.بعد کپی لینکو میزنم.
      فکر کنم با موبایل هم راست کلیک کنید بیاره.
      البته دیگه نابیناییشو نمیدونم حتما خودتون واردترید.
      بازم تشکر فراوان.
      خوب باشید.

  28. 28

    درود.
    برای آیدا خانم پیشرفت روز افزون رو آرزو می کنم.
    ممنون آقای موحدزاده.
    شاد باشید

  29. 29
    بانو. says:

    سلام
    فایل رو دانلود کردم حتما گوش می دم و به نظرم کار جالبی بوده…. جدا ای ول به آیدا و خانواده شون که شما رو راه دادند خخخخخ
    زیارت تون قبول

    • 29.1

      درود بر بانوی خوب محله. راه گم کردید خواهر. خععلی منتظر قدوم بانوانه و ملوکانه شما بودیم. اصولا کم به ما و پستهایمان افتخار حضور میدهید. بعععله دیگه ما اینیم دیگه فکر میکنی همه مثل نبینکها هستند خخخخخ. به هر حال از ظهور و حضورت سپاسمندم آرزومند آرزوهایت هستم. پیروز و مثل همیشه مهربان باشی.

  30. 30
    بانو. says:

    می گم آیدا جون اگه می خونی منو و کامنتم رو:
    منم می خااام بیام ببینی منو خخخخخ شکلک عاشق اینم که دوست های ندیده مجازی که البته حقیقی هم هستند رو ببینم ….
    کلا شکلک ارادت و دست دوستی
    و راستی خوش به حالت مشهدی هستی شکلک چرا من مشهدی نیستم خوووووب هاااان

  31. 31
    محمد سیستم says:

    سلام و عرض ادب به عمو حسین عزیز.
    از پستتون نهایت لذت را بردم. امیدوارم هر روز شاهد پیشرفت همه ی معلولان در کشورمون باشیم و تشکر ویژه میکنم از شما به خاطره توجهتون به همه ی معلولان و تشویقهای مکررتون. سایتون کم نشه از سر همه ی ما. موفق و پاینده باشید عمو حسین دوست داشتنی راستی داشت یادم میرفت آیدا خانوم تبریک میگم به پشتکارت و برایت بهترینها را آرزو میکنم. خوشبخت باشی یا بهتر بگم خوشبخت شو این یک دستورست خخخ.
    خدا نگهدار.

  32. 32

    گاهی وقتها در میمانم از بیان احساسم. دختری با هزاران امید و آرزو در چشم بر هم زدنی توانایی چهار اندامش را از دست میدهد. به خود که می آید، پس از آن همه درد و رنج و اشتباه، به داشتن یک شغل فکر می کند. خدای من! شاید واقعا محرومیت نعمت بزرگیست که ما از آن بی خبریم. شاید شاد بودن و درد نان نداشتن، شوقی برای ادامه زندگی به ما نمیداد. اما نه. این گونه هم نیست. غم نان که نباشد، آرزوها بسیارند. انگیزه ها هرگز تمام نمیشوند. سفر، به هر کجا که دلمان میخواهد، حالمان را خوب میکند. و شاید هم هزاران آرزوی خوب دیگر که اکنون در فضای ذهنم نمیگنجد.
    آیدای عزیز! درود بر تو که اهل همت هستی. دیشب آقای فاطمی می گفت:
    همت بلند دار که مردان روزگار، از همت بلند به جایی رسیده اند.
    به تو افتخار میکنم. هم سرزمین من.

  33. 33
    روشنک روشنک says:

    سلام عمو
    ممنون بابت پستت و افتخار میکنم به آشنایی با آیدای عزیز و سلام و ارادت فراوان به ایشون
    حالا از این حرفها گذشته حالا که اسم پست سوغاتیه عمو من سوغات میخام زعفرون و اینا

  34. 34
    روشنک روشنک says:

    هاها اولا که ما این حرفا سرمون نیمیشه سوغات از مدل زرشک و زعفرونمونا میخایم
    بعدشم عمراااا اصفونی جماعت سر قفلی اموالشا دست کسی بده خخخ

  35. 35
    reza1356 says:

    سلام
    آفرین بر همت بلند آیدا خانم
    بعضی از هم نوعان باید از تلاش و پشتکار ایشان با داشتن این همه مشکلات درس گرفته و تکانی بخورند تا در سایه تلاش به موفقیت برسند .
    با تشکر و به امید آینده ای روشن برای همه
    اسکایپ
    a.mostajeran
    0913 208 5002

  36. 36
    somayeh says:

    درود بر عمو حسین بزرگوار و درود بر آیدای عزیز و دوست داشتنی سایشون مستدام و خدا بهشون همچنان قوت زندگی بده من که اون قدر مشتاق شنیدن صدای این عزیز رو دارم که گوش نکرده بی صبرانه نظر ناقابلم رو تقدیم میکنم امیدوارم این آیدای گل دختر همیشه زنده پاینده پیروز و سربلند باشه و همچنان الگوی حقییر و دوستان عزیز من باشند و دست پدر و مادرشون رو هم از دور میبوسم و ازشون نحایتً ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید