تو با منی، هرجا برم. من و عمو رضا، همین الآن یهویی!

سلام دوستای گلم
خوبین؟
اوضاع بر وفق مراده آیا؟
دوستای خوبم، چند روز پیش از آرزویی که داشتم و دوستم بهش خندیده بود واستون نوشتم. یادتونه که آرزوم چی بود؟ سارای یادته؟؟ خخخ آفرین دیدن عمو رضا. البته هنوزم آرزوم هست و خواهد بود و نمییییدونم کی و کجا قراره به این آرزوی دیرین برسم، اصلا میرسم به این آرزو یا نه. بعد از اون گپ و گفتم با شما، به فکر یه کار دو نفره با عمو رضا افتادم،
تو با منی، هرجا برم، مهر تو بند جونمه.اینم لینک کار مشترک خخخ

امیدوارم زیاد بد نشده باشه، البته کار خودمو میگم تنظیم که قطعا عالیه
امیدوارم یه بار از نزدیک ببینمش و حد اقل شعرم واسه تولدش رو بهش بدم.
یعنی میشه؟
مثل همیشه، دوستون دارم و این یه تعارف نیست، همه ی زندگی منه
لحظاتتون سرشار از لبخند خدا

درباره غزل

با سلام. فرزانه ی عظیمی هستم، متولد یازده آبان هزار و سیصد و هفتاد و دارای مدرک کارشناسی حقوق.
این نوشته در صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.