دانلود و متن ترانه «رنگ یاس» کاری زیبا از خوبرویان همنوع در چار محال بختیاری

یاران و مهربانان همیشه همراه، درودتان باد

 

دوستان  نازنین اخیرا آهنگی بسیار زیبا از فرشتگان خوب چار محال بختیاری بدستم رسید. خودم بسیار  پسندیدم بسیار لذت بردم برای همین تصمیم گرفتم این کار و آهنگ زیبا را با شما هم به اشتراک بگذارم.

اسم این آهنگ رنگ یاس است که چند تن از گل دختران نازنین چار محالی به صورت همخوانی اجرا کرده اند.

 

خانم سمیه تیموری یکی از این خوانندگان این آهنگ میگوید: شاعر این آهنگ خانم فاطمه فدایی و آهنگساز آقای مصطفی  محمدی و همخوانان هم سه خواهر همنوع  محمودی مرضیه نظری و سمیه تیموری هستند که دکلمه وسط آهنگ را هم خود خانم تیموری اجرا کرده اند.

این آهنگ تیرماه سال ۸۶ در جشنواره موسیقی کشوری اجرا شده است که بعنوان آهنگ برتر از نظر شعر و آهنگ برگزیده شده است.

 

برای این هنرمندان همنوع آرزوی پیشرفت کامیابی و پیروزی روز افزون داریم.

 

بد نیست که با چگونگی  دست یافتن  من به این آهنگ هم آگاه بشید یکی از دوستان خوبمون که البته از خیلی جهات با هم متفاوتیم و خب این اشکال نداره و اصل باید پذیرفتن و احترام متقابل در هر شرایطی باشه، ولی این دوست خوب این آهنگ را بعنوان یک نقطه ضعف و اشکال برایم فرستاد و گفت که ببین دختران چار محالی فلان و بهمان کرده اند و خلاصه خواست که ایرادات غیر منصفانه و نه این زمانی، بگیره که از قضا من بسیار این آهنگ و شعر را پسندیدم و الآن هم من و آهنگ زیبای فرزندان خوب چار محالی در خدمت شما هستیم.

پس بی درنگ آهنگ رنگ یاس را از

اینجا با حجم ۶مگ

 

دانلود کرده و مثل من از شنیدنش لذت ببرید.

و در ادامه هم متن شعر را میتونید مطالعه فرمایید.

 

پیروز شادکام و مهربان باشید.

 

ترانه  رنگ یاس

 

همه میگند که چشمام خیلی خیلی قشنگه ولی افسوس! ای وای! نمیدونم چه رنگه

 

میگند چشمام چه آبیست، مگه آبی چه رنگه

 

میگند هم رنگ دریاست، مگه دریا چه رنگه؟

 

میگند هم‌رنگ یاسه! آخ، مگه یاس چه رنگه؟

 

میگند چشمام قشنگه، مگه چشمام چه رنگه؟

 

*********

 

خودم میگم که چشمام به رنگ شب سیاهه ولی این شب همیشه فروغش نور ماهه

 

اگه چشمام سیاهه اگه رنگی نداره! ولی قلبم سپیده دلم رنگ امیده

 

دستام هردو میبینن تو این دنیا خدا را

دستام هردو میخونن کتاب عاشقا را

 

سر انگشتام میفهمند که گلها هم چه رنگه

 

درختها آسمونها زمینامون قشنگه

 

حالا من هم میدونم که این دنیا چه رنگه

 

به رنگ خوبیُ عشق به رنگ سادگیمه.

 

درباره عمو حسین

من حسین علی موحدزاده هستم متولد 28 خرداد 1342. از سال 1351 وارد سازمان آموزشی ابابصیر اصفهان شدم. از کلاس اول تا پنجم را در 4سال خواندم. سال دوم راهنمایی بودم که انقلاب شد. از اول سال 59 ما را به مدرسه کریستوفل که از آلمانها گرفته بودند بردند. ابتدا با دانشآموزان کریستوفر غریبه و بیگانه بودیم چون در دو فرهنگ متضاد رشد کرده بودیم. اما خیلی زود با بسیاری از آنها دوست و مأنوس شدیم. این دوستی و در نتیجه همبستگی منجر به این شد که از مسؤولین ابابصیر بخواهیم که در جهت دولتی کردن مدرسه اقدام کنند. آخر, آنها قبل از انقلاب میگفتند که پولهای شاه حرام و نجس است و ما نمیخواهیم از این پولها بگیریم و ترجیح میدادند که از مردم کمک بگیرند تا از دولت که وظیفه ذاتی و قهریش بود. به هر حال اعتراضات بالا گرفت, ما کلاسها را تحریم کردیم در محوطه ی سازمان کریستوفل تظاهرات میکردیم. تا اینکه سر انجام ابابصیریها دیگر نتوانستند بیشتر از این مقاومت کرده دوام آورند, و در 13 دی ماه 1360 با کمک نیروهای شهربانی آن زمان فرار را بر قرار ترجیح دادند. مدتها مدرسه توسط خود بچه ها اداره میشد, یک شورای دانش آموزی تشکیل دادیم که من هم عضو آن بودم. شبها برای اینکه ابابصیریها مبادا اقدامی علیه امنیت مؤسسه و بچه ها کنند به نوبت در محوطه سازمان گشت میزدیم. حال و هوای خوبی داشتیم. آنچنان اتحادی بین نابینایان اصفهان به وجود آمده بود که با یک تلفن که از طرف کسی برای کمک میشد همه در کمترین زمان حضور پیدا میکردند. در یک مورد روزی یکی از مسؤولین سپاه اصفهان گفته بود که ما در کردستان پدر اشرار و ضد انقلاب را در آورده ایم آن وقت اینجا چندتا نابینا سر ما کلاه میگذارند. یادم هست روزی دو تن از مسؤولین ابابصیر به کریستوفل آمده بودند تا با مسؤول جدید حرف بزنند, بچه ها فهمیدند جمع شدند دم دفتر, بحث با آنها بالا گرفت و سر انجام بچه ها که خشم زیادی از آنها در دل داشتند, با آنها درگیر شده کتک مفصلی به آنها زدند. این قضیه پنجشنبه بود. شنبه متوجه شدیم که رفته اند و از دست چند نفر که یکی از آنها من بودم شکایت کرده اند, پس مأمور به دنبال ما آمد که ما را ببرد کلانتری. باز بچه ها متوجه شدند و گفتند که ما نمیگذاریم اینها را تنهایی ببرید همه ی ما در این قضیه دست داشتیم و باید همه را ببرید. مأمورها رفتند و بعد از یک ساعت با یک کامیون که با آن سرباز جابجا میکردند برگشتند و همه را بردند. منظورم از گفتن اینها این بود که بگویم ببینید چه وحدت و اتحادی داشتیم. و حالا چی؟ هر کس سرش بکار خودش هست و باید سعی کند کلاهش را سفت نگه دارد تا باد نبرد. ولی تا اتحاد بین بچه ها ایجاد نشود مشکلات به همین منوال ادامه خواهند داشت. ما با اتحاد است که میتوانیم حق کار کردن را که یک حق شهروندی است مطالبه کنیم. و به بسیاری دیگر از حقوق انسانیمان دست یابیم. به هر حال تقاضای دولتی شدن به مسؤولین ارائه شد قصد ما این بود که کریستوفل را به آموزش و پرورش بدهیم ولی شورای انقلاب با واگذاری آن به بهزیستی موافقت کرد. سال 61 برای ادامه تحصیلم به زادگاهم شهرضا رفتم دوران دبیرستان را آنجا گذراندم. اواخر 62 به استخدام راهآهن درآمدم و در سال 63 هم در دانشگاه طباطبایی تهران در علوم اجتماعی قبول شدم و در نتیجه به تهران منتقل شدم و همزمان هم درس میخواندم و هم کار میکردم. سال 68 هم ازدواج کرده و هم اکنون دارای دو فرزند به نامهای یاسین و یاسمن هستم. و فعلا هم از کار باز نشسته شده منتظر که کی از دنیا هم باز نشسته شوم. باقی بقای همه ی شما دوستان و پسران و دختران گل و نازنینم. دوستتان دارم. عمو حسین
این نوشته در اجتماعی, اطلاع رسانی, خاطره, روانشناسی, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

25 پاسخ به دانلود و متن ترانه «رنگ یاس» کاری زیبا از خوبرویان همنوع در چار محال بختیاری

  1. 1
    عرفان صَفَری says:

    سلام به عموی مهربون

    مرسی از شما

    شنیدم خیلی خوب بود

  2. 2

    عالی بود عمو جونم

    برای شما و این گروه اآرزوی موفقیت دارم

  3. 3
    وحید says:

    سلام عمو جان.
    گوش دادم و آهنگ قشنگي بود.
    مرسي از بابت پست و اطلاعاتي كه راجع به آهنگ داديد.
    شاد و پيروز باشيد.

  4. 4

    سلام و درود این حقیر همواره خدمت عموحسین
    واقعاً آهنگ جالبی بود
    بابت آپلود این فایل در محله از تو تشکر میکنم
    در پناه حضرت حق همواره سایه ات مستدام و خدا نگهدار

    • 4.1

      درود بر هادی گرامی و عزیز. منم از ابراز لطفت تشکر میکنم. همیشه پیروز و شادمان باشی. واقعا درود بر دختران پاک طینت و هنرمند همه ایران زمین و بویژه چار محالیهای نازنین.
      مهرت مستدام هادی جان

  5. 5

    سلام اینطور که فهمیدم، این ترانه مال گروه سرود یک مدرسه هست.
    به هر حال جالبه که این ترانه پخش شده.
    ما هم تو گروه سرود یکی دو باری مقام آوردیم.
    دوران جالبی بود.
    به لطف این گروه های سرود و مسابقات قرآن من اردوهای زیادی رفتم.
    دورانی بود واسه خودش.
    موفق باشی.

  6. 6
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام.
    ای کاش افراد ناآگاه از خواب غفلت بیدار بشن. ای کاش ازش میپرسیدی الان جنابعالی با شنیدن این آهنگ چه بلایی سرت اومد که این کارو منع میکنی.
    البته معتقدم برای بیداری ملت ها باید زنان مملکت آگاه باشن.
    در ضمن من چند وقت پیشا با ی نبینک چشم زمردی دیدار داشتم. چشاش خیلی خوش رنگ بود.

    • 6.1

      درود بر رعد گرامی محله. بله منم آرزوی آگاهی و بلند نظری برای خودم و همگان دارم. با حرفات دربست موافقم.
      درسته زیبایی ظاهر و بخصوص چشمها در جذاب بودن افراد خیلی تاثیر داره ولی خب چیکار کنیم دنیا دار التبعیض است یکی چشماش خیلی قشنگه یکی هم مثل من چشماش خیلی زشت و ترسناکه. چه کنیم با تبعیض بدنیا میآییم با تبعیض زندگی میکنیم و با تبعیض هم میمیریم.
      پیروز و شادکام باشی رعد کبیر.

  7. 7
    احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر عمو حسین عزیز و خوب خودم
    خوب هستید که انشالله عمو حسین عزیز
    وای عجب متن زیبایی داشت این آهنگ البته هنوز خود آهنگ رو دانلود نکردم و نگوشیدم
    ولی باید آهنگش هم مث شعرش عالی باشه
    به هر حال عمو حسین مرسی بابت این آهنگ حتماً دانلود کرده و میگوشم
    ایام به کام و شادی روزگارتان هم خوش و خدا نگهدار

    • 7.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      احمد خدا بگم چه کارت نکنه خخخ از بس به خاطر اینکه دان میکنی و بعدا میگوشی خندیدم که سر خودمم اومده . تازه اونم در مسائل کاری. چون من در چند کانال تلگرامی به خاطر کارم عضوم که مداوم در حال دان کردنم یا عکسا و فایلهارو سیو میکنم . اونقدر زیاد شدن که ی بار چند ساعت وقت گذاشتم تا اونا رو دسته بندی کنم. نشون به اون نشون که تموم هم نشده. به خودم گفتم دیگه چیزیو سیو نمیکنم تا اون قبلیارو دسته بندی کنم خخخ

    • 7.2

      خواهش میکنم احمد. خوش اومدی

  8. 8
    ریحان ریحان says:

    سلام عمو. دانلود کردم و الان هم میرم سراغش و میشنومش. تشکر از شما

  9. 9

    درود عمو حسین گرامی، وقتتون خوش.
    هر چند از اوایلش خوشم نیومد اما یهو اوج گرفتنشون کار رو برام دل نشین کرد.
    فقط ای کاش شعرش قوی تر می بود.
    اما با همین سادگیش، قطعاً تأثیرش رو در مخاطب بینا خواهد گذاشت.
    اما در مورد خودم باید بگم که همه می گَن که چشمات خیلی خیلی تَرسناکه، شکمت چاق و لُپ هات شیرین و خوش خوراکه.
    خخخخخخخخخخخ.
    ای کاش خدا لا اقل چشم های ما نابینایان رو این شکلی نمی آفرید، خوش به حال اونایی که حالت چِشماشون طبیعیه.
    عمو میشه از صاحب اثر اجازه بگیرین که در کانال آپارات نابینایان ایران بار گذاری کنمش؟
    ممنون می شم اگه این زحمت رو بکشید.
    شاد باشید

    • 9.1

      درود بر پوریای نازنین و پر انرژی. جالبه که اون چه درباره خودت گفتی درباره منم صدق میکنه با این تفاوت که من زشتی یا زیبایی را کار خدا نمیدونم و فقط علتشو عوامل طبیعی میدونم. پوریا همیشه بعنوان یک فرد خوشفکر و واقعبین و روشنبین برام مطرح بودی و البته که هنوزم هستی ولی سعی کن از واقعبینی و منطقی نگری فاصله نگیری پسر خوبم. در مورد بارگذاری در آپارات هم صوتیش که اشکالی نداره چون خودم هم برای بارگذاری در محله خیلی تلاش کردم که صاحبان اثر را پیدا کنم و بالاخره موفق شدم و گفتند که چون در فضاهای مختلف منتشر شده انتشارش در جاهای دیگر هم بلامانع میباشد. فقط میماند فایل تصویری این اثر که امیدوارم آن هم در اختیارمان قرار گیرد. این دوستان چار محالی در دو بخش اجرای موسیقی و لباسهای محلی شرکت کرده اند که در هر دو مورد برتر شناخته شده اند که اگه شد سعی میکنم فایل تصویری هر دو بخش رو گیر بیارم و هم در اینجا آپ کنیم و هم شما در آپارات. به هر حال از حضورت در این پست صمیمانه سپاسگزارم پوریای محبوبم.

  10. 10

    سلام. قشنگ بود.
    شعر قشنگی هم داشت.
    ممنون عمو

  11. 11
    عرفان says:

    درود
    بسیار زیبا بود لذت بردم
    درمورد اون دوستی که این و بهتون معرفی کرد هم سکوت باید کرد فقط سکوت
    سپاس از شما عمو جان
    بدرود

    • 11.1

      درود بر عرفان گرامی. درسته سکوت باید کرد و البته باید سعی نمود که همواره دوستیها و مهربانیها حفظ بشه. امیدوارم روزی همه ما به آگاهی کامل دست یابیم. سپاسمندم از حضور سبزت نازنین.

  12. 12
    somayeh says:

    درود و هزاران سلام خدمت دوستان عزیزم و همچنین خدمت عمو حسین بزرگوار که زحمت پخش و انتشار این کار ناقابل رو بر عهده داشتن و خب یه تشکر ویژه از تمام دوستان عزیزی که با لطف و محبت و صمیمیت هرچه تمامتر خودشون مارو مورد لطف قرار دادن و لایق گوش کردن دونستن چند مطلب رو لازم میدونم خدمت دوستان عزیزم متذکر بشم اول اینکه عذر میخوام از اینکه دیر خدمت رسیدم و پاسخگو بودم اما عزیزان بدونید که هر گونه انتقاد از طرف شما موجب دلگرمی و مایه ی رونق زندگی برای ما هست پس دست تمامی شما رو به گرمی میفشارم و به نمایندگی از تمامی عوامل این کار میگم که صمیمانه دوستتون میدارم و همواره محتاج نوربارون دعای قشنگ و سرشار از برکتتون هستم دوم اینکه دلیل اینکه شرمنده ی دوستان شدم کسالتی بود که پشت سر گذاشتم و متأسفانه نشد خدمتگذار دوستان باشم و محبت دوستان رو سپاسگذاری کنم سوم اینکه خدمت جناب غلامی عارضم که بله ما این کار رو به پیشنهاد مدرسه ی رودکی فارسان اجرا کردیم و خب از جهات مختلف و سازمانهای مختلف تعیید شد و به جشنواره ارجاع داده شد و در آخر باید خدمت دوست عزیزی که راجع به قوت شعر فرموده بودن عرض کنم که بله بنده و تمامی دوستانم در اجرا با فرمایش شما کاملً موافق هستیم یک مطلب نباید از خاطر بره و اونم اینکه بله اول این شعر از شاعر خانم فدایی نبود ایشون با توجه به عکس العمل و تأثیری که از ضعف در همین اوایل شعر گرفتن باقی شعر رو با تضمین از اولش ادامه دادن پس در واقع از قسمت خودم میگم از ایشونه بازم میگم ارادتمند تمامی دوستان عزیزم هستم همواره پیروز موفق و سربلند باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب معادله رو بنویس تا بدونم ربات نیستی * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.