عمومی: بارون:

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیاد؟

لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد؟

روی ماهش کجا پنهون شده اون رفته کجا؟

چرا از اونور ابرا دیگه بیرون نمیاد؟

نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف!

عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد.

منو کشتی توبا اون خنجر دوریت عجبه!

چرا از این دل دیوونه یکم خون نمیاد؟

مگه تو بی خبری مومو پریشون میکنم؟

دل تو حتی واسه موی پریشون نمیاد!

دلت از بس که لطیفه و سفیده مث برف.

از خجالت تو برفی تو زمستون نمیاد.

تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو اومدی.

درارو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمیاد…

ترانه سرا مریم حیدرزاده

درباره یَلدا

دانشجوی رشته ی روانشناسی مقطع کارشناسی اهل رشت
این نوشته در شعر, صحبت های خودمونی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 Responses to عمومی: بارون:

  1. 1

    سلام آآآآآآآآآآلی بود در پناه حق

  2. 2
    احمد عبدالله پور احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر یلدا خانم
    مرسی بابت شعری که این جا قرار دادید
    عااالییی بود و منم لذت بردم از خوندنش
    به هر حال مرسی بابت این شعر روزتون خوش و ایام به کام و شادی و خدا نگهدار

  3. 3
  4. 4
    سکوت, آرامش says:

    سلام…

    آفرین یلدا…

    آفرین…

    عالی بود…

  5. 5

دیدگاهتان را بنویسید