فریاد بی صدا

بگو خنده بگو احساس
بگو یک باغ گل پر یاس
بگو نغمه بگو آواز
بگو عاشق بگو یک ساز بگو دریا بگو بارون
بگو قهوه بگو فنجون
بگو کابوس بگو رویا
بیا بامن کنار حوض
بیا با من بمان یک روز
بیا دنیارو عاشق کن
بیا دریا رو ثابت کن
بیا با من بخوان آواز
بیا با من بزن یک ساز
بشین بر روی این نیمکت
بشین بی غصه بی منت
بشین بر قلب من ای یار
بشین تا لحظه ی دیدار
بشین دنیای من باتوست
بشین رویای من باتوست
بخوان از روزگار دور
بخوان از آدم رنجور
بخوان از عشق و تنهایی
بخوان از شور و شیدایی
بخوان از بغض این شب
بخوان بی گریه بی تب
برو دنبال فردا
برو با شور و فریاد
برو ای مهربانم
برو ای هم زبانم
برو ای یار غمخوار
برو ای یار و همیار

درباره یَلدا

دانشجوی رشته ی روانشناسی مقطع کارشناسی اهل رشت
این نوشته در شعر ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 Responses to فریاد بی صدا

  1. 1
  2. 2
    سجاد رشیدی says:

    سلام یلدا واقعا خییییییلییییییی قشنگ بود راستی تو چرا دکلمه نمیگی?

  3. 3

    درود. قشنگ بود. حمایت نمیخواد که. بگو صداتو ضبط کن و بذار تو محله.
    مگه میخوای بری المپیک حمایت نیاز داری خَخ.
    شوخی بودا به دل نگیری یه وقتی.
    خلاصه که قشنگ مینویسی و منتظر بعدیهاش هم هستیم.

  4. 4
    مروارید says:

    سلام، زیبا بود. موفق باشی

  5. 5
    بانو. says:

    سلام یلدا خانم اهل رشت عزیزم
    باریک الله آفرین
    و امیدوارم بازم پست ازت ببینم تو محله
    شعر های شاد و قشنگ

  6. 6

    سلام یلدا خانم.
    ممنوووووون خیلی خوب بود خوندم!
    بازم شعر بزار.

دیدگاهتان را بنویسید