مهدی قادری، تولدت مبارک

سلاااااااااااااااااااام به تموم هم محلی های گل و گلاب.
ما رو نمیبینید که خوشحالید هاااااا.
من کلا پست نمیذارم و فقط بعضی موقع ها میام و کامنت میدم خخخخخ.
حالا اینا رو ول کنید..
نیومدم نیومدم نیومدم. آخرش با تولد اومدم اونم چه تولدی.
اول یکی بیاد این بادکنکا رو ازم بگیره بادشون کنه بزنه به دیوارای محله خیلی شیک و باحال.
کیکشو دیگه بودجه نداشتم نخریدم. یه نفر بیاد بانی بشه یه کیکِ خوشگل بگیره که شمعو بذاریم روش.  میدونید، خیلی گرون شده آخه..
فشفشه هم آوردم. هل ندین به همه نفری یه دونه میرسه. فقط مواظب باشید نسوزینا خطرناکه حسن.
اینم یه شمعه که روش عدد ۱۷ نوشته شده که باید بدیم یه نفر فوتش کنه. هرکی خواست بیاد فوتش کنه.
هااااااااااااااااااااااااااااای نه آقا من گفتم هرکی بیاد فوتش کنه شما چرا میای جلو آخه.
آقا این شمع صاحاب داره الکی که نیست خخخخ.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خوب الان میگین چقدر دیوونه هستا. خوب تو عنوانِ پست نوشته بودی دیگه.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مهدیِ قادری، دوستِ خیانتکار و یعنی چیزه ببخشید خط رو خط شدش دوباره بذارید بگم.
مهدیِ قادری، دوستِ خُل و چِلِ ای بابا ببخشید باز هم اشتباه شد. نمیدونم چرا وقتی حرف میزنم این کیبورده یه چیز دیگه مینویسه.
آقا خلاصه اینکه.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آآآآآآآآآآ. خوب دوست عزیز نزن تو سرم خوب میگم.
مهدیِ قادری، دوستِ عزیزم، تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک..
۱۷ ساله شدنت رو بهت تبریک میگم و امیدوارم هرجا که هستی، موفق و شاد باشی. البته تو یکی که همیشه شادی خخخخ. بزنم به تخته.
کجا بودم؟ آها. امیدوارم که هرجا هستی موفق و شاد باشی و در تمامیِ مراحل زندگیت، اتفاقهای خوب برات بیفته..
ما که بعید میدونم تا ۱۲۰ سال دیگه زنده باشیم خخخ. امیدوارم ۱۲۰ سالگیت رو تو این محله جشن بگیریم.
دیگه چیزی هم مونده بگم؟ ها نه نمونده. فقط اینکه تو کامنتا انتظار دارم بیاید بترکونیدا. فعلا خدافظی.

درباره امیرمحمد رمضانی

به نام خدایی که هرچه داریم از اوست. من، امیرمحمد رمضانی هستم و در بیستم بهمن سال 1379 در تهران متولد شدم و از زمانی که به دنیا آمدم، نابینا بودم. کلاس اول را در مدرسه ی دکتر خزائلی گذرانده ام و از کلاس دوم تا ششم، در مدرسه ی شهید بهشتی تهران درس خواندم و پس از آن، برای تحصیل در مقطع راهنمایی یا همون متوسطه ی اول، به مدرسه ی شهید عبدالی رفتم و هم اکنون که 16 سال دارم، در همین مدرسه مشغول به تحصیل هستم و خدا را شکر، تا الآن در درسهایم موفق بوده ام و برای سایر دوستان نابینایم، در هر کجا که هستند، آرزوی موفقیت میکنم.
این نوشته در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.