مهدی قادری، تولدت مبارک

سلاااااااااااااااااااام به تموم هم محلی های گل و گلاب. ما رو نمیبینید که خوشحالید هاااااا. من کلا پست نمیذارم و فقط بعضی موقع ها میام و کامنت میدم خخخخخ. حالا اینا رو ول کنید.. نیومدم نیومدم نیومدم. آخرش با تولد اومدم اونم چه تولدی. اول یکی بیاد این بادکنکا رو ازم بگیره بادشون کنه بزنه به دیوارای محله خیلی شیک و باحال. کیکشو دیگه بودجه نداشتم نخریدم. یه نفر بیاد بانی بشه یه کیکِ خوشگل بگیره که شمعو بذاریم روش.  میدونید، خیلی گرون شده آخه.. فشفشه هم آوردم. هل ندین به همه نفری یه دونه میرسه. فقط مواظب باشید نسوزینا خطرناکه حسن. اینم یه شمعه که روش عدد ۱۷

خب تا اینجای پست رو که خوندید، اگه به نظرتون جالب بود و خواستید ادامه اش رو بخونید، با نام کاربری وارد محله بشید یا به سادگی نام نویسی کنید.

درباره امیرمحمد رمضانی

به نام خدایی که هرچه داریم از اوست. من، امیرمحمد رمضانی هستم و در بیستم بهمن سال 1379 در تهران متولد شدم و از زمانی که به دنیا آمدم، نابینا بودم. کلاس اول را در مدرسه ی دکتر خزائلی گذرانده ام و از کلاس دوم تا ششم، در مدرسه ی شهید بهشتی تهران درس خواندم و پس از آن، برای تحصیل در مقطع راهنمایی یا همون متوسطه ی اول، به مدرسه ی شهید عبدالی رفتم و هم اکنون که 16 سال دارم، در همین مدرسه مشغول به تحصیل هستم و خدا را شکر، تا الآن در درسهایم موفق بوده ام و برای سایر دوستان نابینایم، در هر کجا که هستند، آرزوی موفقیت میکنم.
این نوشته در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.