بخاری, بستن شیلنگ و تست نشتی

درود دوستان عزیز , امید که شادی , مهمون خونه های دلتون باشه و گرمِ گرم . امروز بیاییم درمورد وسیله ای که خیلی باهاش سر و کار داریم این روزها , یعنی بخاری کمی بحث کنیم . موافقین ؟
من میخواستم کامل تر بنویسم و از لوله و کنتور و شیر و اینها هم بگم , که راستش , کمی طولانی شد , پس دوباره نوشتم که به بخاری حداقل بتونیم کمی بپردازیم .
ایران میدونین که دومین ذخایر گاز طبیعی دنیا رو داره , البته بجز پلاسکو خخخ . اما باید بگم که هیچ کدوم از سوخت هایی که نام میبرم , به گرد گرمای گاز هم نمیرسند .
بنزین , گازوییل , چوب , نفت و الی غیر . میدونین , این رو داخل اتومبیل های گازسوز تجربه کردم .
شما هم حتما در مواردی , مثل پیکنیک و گردش هاتون , احتمالا با جاهایی که گاز وجود نداشته و یا طبیعت , برا گرمایش خودتون از بخاری های غیر گازی استفاده کردین , یا اونهایی که در روستا هستند , میدونم که هنوزم آمار غیر قابل باوری هست , که مدارسشون فاقدِ گاز کشی هستند . متاسفانه , و این بخاری های نفتی و گازوییلی رو از نزدیک دیدند .
اون دوستان میتونند شهادت بدند , که گرمایش گاز , خیلی بیشتر از اون سوخت هاست . اما متوجه باشیم که گاز هم خطرات خودش رو داشته و داره .بیایین از شیلنگ , یا اول از شیر گاز که از عَلَمَک منشعب شده شروع کنیم . اول یه هشدار بدم که وقتی بخواییم بخاری رو جاش رو تغییر بدیم , یعنی شیر لوله کشی بدون هیچ بست و شِلَنگ ای رها میخواد بشه , اونم با یه دستگیره قرمز رنگ , باید اگه میخواد این شیر طولانی مدت بدون مصرف توی خونه با دستگیره بمونه , یه کاری باید بکنیم , اونم اینه که یک مهره که به راحتی با یک امبُر دست باز میشه , رو باز کنیم , و دستگیره رو در یک جایی که بتونیم بعدا در موقع نیاز بَرَش گردونیم , بذاریم . حتما یادتون نره که مهره رو دوباره روی دستهِ خالی , بذاریم , که گم نشه , همیشه با مهره و پیچ ها این کار رو بکنین .
این کار رو از اون جهت میگم که , اگه شیر بدون مصرف کننده و بست و شیلنگ , اونم با دستگیره روی شیر گاز , رها بشه ] با هر تلنگر یا ضربه ای میتونه باز بشه و گاز رو بدون هیچ مانعی , توی خونه مون منتشر کنه که خیلی خطرناکه میشه .
خب روزهای خونه تکونی نزدیکه و ما نبین ها , از همه مستحق تر به خونه تکونی خخخخ و نزدیک تر . این رو بیشترش برای دوستان مستقل عرض کردم که یادشون بمونه .

شیلنگ : شاید با لمس نشه یا کمتر بشه که ما دو شلنگ آب و گاز رو تفاوت هاش رو ببینیم , خب اما باید بدونیم که شیلنگ گاز رو شاید بشه برای آب , صرف کرد , اما برعکسش امکان نداره , یعنی غیر مجاز و ایمنی هست . دلیلش هم چندین لایه بودن شیلنگ گاز و استقامت و ایمنی اش هست . از نظر بینایی اگه بگم , شیلنگ گاز معمولا شیلنگ ای قرمز رنگ , و سطحی صیقلی و صاف داره . یک لایه شفاف , لوزی های منظمی رو زیر خودش به ما نشون میده که بینایی میشه دیدش , این لوزی های منظم , همون کار نخ هایی رو میکنند , که روی سیم هدفون شما قرار داره , جلوگیری از کش اومدن و استقامت بیشتر شیلنگ , حتی یادمه , شماره ی ISO و مقدار فشاری که میتونه شیلنگ تحمل کنه رو روش چاپ شده که مقیاسش به PCI اگه اشتباه نکنم , نوشته . پس اکیدا حق استفاده از شیلنگ های غیر استاندارد , یا آب رو نداریم .
بست : این حلقه کوچولو در اینجا که به اندازه انگشتریه , اما خیلی کاربردش در صنعت و ماشین آلات زیاده و به اندازه های مختلف و انواع گوناگون. شاید بگیم که شیلنگ به خوبی و چفتی به حلقه ورودی شیر گاز وصل شد , خوب فکر نکنم به بست لزومی باشه . باید بگم که سخت در اشتباهین , با سرد و گرم شدن لوله و شیر که فلزی هستند ,در پرانتز متذکر بشم که فلز سریع تر از شیلنگ , یا همون ماده تشکیل دهنده اش , نوعی پلاستیک تغییر حجم میده در سرما و گرما ….
انقباض و انبساط صورت میگیره , حتی با کم, و زیاد شدن فشار در ساعات مختلف مصرفی شبانه روز که مصرف متغیّر هست , این فشار کم یا زیادمیشه , اتصالهای ما امکانش هست که شل یا سفت تر بشه .
پس نصب اون انگشتری کوچولو , که باید دو سر شیلنگ , هم قسمت مصرف , و هم قسمت شیر علَمَک , در محلی که احساس میکنیم , تاکید میکنم , با لمس احساس میکنیم که شیلنگ به درون اون لوله فلزی که معمولا دارای چند شیار هست برای بهتر گیر افتادن بست و شیلنگ , بست کوچیک ما بسته بشه , یعنی اون محدوده مشترک رو ازش نگهداری کنه .
ببینین من الان ماشین خودم , بخاری جلویی اش از زیر , آب کم میکنه , یعنی نشتی داره , این نشتی , روز به هیچ وجه وجود نداره , ولی شب که لوله ها که فلزی هستند و سریعتر از جنس دیگه , یعنی جنس شیلنگ , منقبض میشن , , یه ناهماهنگی به وجود میاد . لوله کوچکتر میشه و شیلنگ , نه به اون اندازه , این چیزی هست که روز , با جریان آب داغ درون ماشین که جاریه و در گردش به کلی منتفی میشه ولی صبح به صبح , با چند لیتر کمبود , یا کسر آب مواجهیم , که مانع ریختن ضدیخ در این سرما شده که با ریزش آبی که گفتم , کار بیهوده ای شده و این رو چند روزه که باید به کسی بفهمونم و راستش کمی الان نگرانش هستم . دلیلش هم راه دورم هست . اینو مثال زدم , چون شباهت زیادی بین آب , و گاز وجود داره , هر چند با هم فرق ماهوی دارند , مایع و گاز , اما هر دو , سیال و جاری یا نشت کننده هستند . یکیشون رو میتونیم لمس کنیم و احساس , اما برعکس , گاز لمس کردنی نیست اما به جاش , شامه نوازه . ولی هر دو سیال و نشت کننده اند .
بست ها به دو صورت هستند , یا دور تا دورشون حفره های افقی ما میبینیم , یا مقداری حفره یا شیار های موازی , کنار هم دور حلقه انگشتری که من تشبیه اش میکنم هست فرق زیادی در شکلشون نیست , اما اگه توجه بشه , یکیشون تا یک سوم مدرج شده , و نوع دیگر , کاملا مدرج هست که انعطاف اون بست رو میتونه افزایش بده .
سعی کنین اولا از بست اندازه و منطبق با شیلنگ که تقریبا نوعی استاندارد در بینشون هست استفاده کنین , اما اون نوعی که شیار های کامل در کل بدنه خودش داره , قادره که خیلی بیشتر از اونی که شیار محدود داره , جمع بشه , و متقابلا , اجسام یا چیزهای کوچکتر از خودش رو هم میتونه سفت کنه و نگه داره که مورد علاقه من , نوع دوم هست . چون جاهای دیگه هم , البته درکارهایی به ابعاد بزرگتر , تونستم ازش استفاده کنم .
برای بستن و همون , سفت کردن , هم میتونین از پیچ گوشتی , یا درستش رو بگم , پیچ گَشتی , یا انبُر دست یا دم باریک استفاده کنین , چون هم اون پیچ گوشتی دو سر یا دو سو بهش میخوره , هم دور پیچ مذکورمون که همون پیچِ سفت کننده بست باشه , آچار خور هست و اگه آچار کوچیک که خیلی معمول نیست دارین یا انبُر دست , میتونین بست رو باهاش محکم کنین . , جوری که بست , از جاش به راحتی تکون نخوره , نه زیاد و نه کم که بست دور بتونه بزنه و آزاد باشه .
پس شیر گاز بسته باشه , شیلنگ رو تا انتها به داخل خروجی یا نَری , فرو میبریم و روی محلی که شیلنگ با میله , به هم فرو رفته , بست رو محکم میکنیم که لازمه اش , بست رو داخل شیلنگ قرار دادن در ابتدا باشه بهتره «, تا اینکه بست رو باز کنیم که اصلا توصیه نمی کنم .
باید بگم که فکر نمیکردم اینقدر طولانی بشه خخخخ . خب میشه بخاری و روشن کردنش رو به یه پست شماره دو تعویق اش انداخت .اما چیزی که هست ., بحث کمی نیست و برای هر قسمتش , نمیشه نکاتی رو نگفت که ناقص نشه . ولی بهتر دیدم , بیشتر برای دوستان مستقل , و دوستانی که دارند مستقل میشن و تجربه کسب میکنند , کمی از تجربیات عملی ناچیزم رو به اشتراک بذارم , در ضمن مواردی بس گسترده تر و کامل تر هم هست که میتونند بیشتر دوستان تحقیق کنند و در همین پست به اشتراک بذارن . هر چند تخصصی در اینکار ندارم , اما سالها تجربی , این کار رو با لوله های گاز و آب درون اتومبیل انجام دادم . و کمی تجربه بود که به اشتراک خواستم بذارم و دور از اشکال هم حتما نیست .
اما تا یادم نرفته , و بحث رو کمی تکمیل تر اش بکنیم , باید از نشت یابی , یا تست کاری که انجام دادیم , غافل نشیم .
به هیچ عنوان من و شما حق اینکه با کبریت و فندک , شیلنگ رو و اتصالات رو تست کنیم رو به هیچ وجه نداریم . تاکید میکنم این رو . راه درست و توصیه شده اش , استفاده از کمی محلول آب و تاید , یا مایع ظرفشویی هست . هنگامی که ما کارمون تموم شده و تمام مسایل فنی رو به انجام رسوندیم , درسته که داریم از سرما میلرزیم و زودتر به بخاری و شعله گرم و مطبوعش نیازمند باشیم , اما کمی صبر چیز بدی نیست . خخخ.
از نظر بینایی , حباب هایی که از محلولِ آب و تاید ترکیب شده , در محل نشت نمایان میشن , و یه صدای فیس مانند که مثل پنچری تایر و دوچرخه می مونه .
اینجا اگه این قسمت اش بینا باشه کنارمون خیلی خوبه , البته با نواحی حساس پوست , مثل پشت دست , یا صورت یا نزدیک کردن گوش , هم تا حدودی میشه تست رو عملی کرد , اما به بینا و دیدن عدم وجود حباب , من بیشتر برای مبتدی ها توصیه میکنم . یا همون , وصیت خودمون خخ .
در دو طرف اتصالی که شیلنگ و بست رو بستیم , و همین طور , در موقعی که همه بست ها رو محکم کردیم و از سفت بودنش مطمین هستیم . و مهمتر اینکه شیر گاز هست که باید الان باز بشه و فشار گاز به داخل شیلنگ ها تزریق . این هست که اگه نشتی وجود داشته باشه , اون محلول به ما کف , یا همون آژیر قرمز رو نشون میده .
در آخر هم یه خاطره مربوط بگم , من و عمویم با یک سواری پیکان ,چندین سال پیش , به مسافرت میرفتیم . در راه کمی موتور ماشین اذیتمون کرد و مجبور شدیم کمی از شیلنگ جلوی ماشین , بنزین بکشیم که با پارگی شیلنگ بنزین , که همیشه در کنار موتور و حرارت قرار داره و مدتی که بگذره , حالت ارتجاعی خودش رو از دست میده و شکننده میشه . در پرانتز البته .
خب شیلنگ بنزین ما با کمی تکان , شکست و بی شیلنگ موندیم وسط جاده تهران , شمال . یه ماشینی که جلوش رو گرفتیم و خدا پدرش رو بیامرزه , , برای کمکمون ایستاد .

اون وقت ها , کمی انسانیت و کمک , بیشتر به چشم میخورد . قضیه مال زمانیه که من هنوز مُهر گواهینامه ام خشک نشده بود . خلاصه پیرمردی با عشق به ما اون شب یه تجربه , به غیر از کمک بزرگی که کرد , داد . از قضا اون یه تیکه شیلنگ زاپاس داشت , ولی ماشینش با ما فرق میکرد و همین طور , قُط شیلنگ .
عموی من پیشنهاد کرد که کمی با فندک اون شیلنگ رو دور از ماشین گرم کنیم و به جای اصلی اش جا بزنیم .
اما اون پیرمرد جا افتاده , که هر جا هست خدا نگهدارش باشه , به من حداقل یه چیزی یاد داد .
اون شیلنگ رو درون آب رادیاتور , جایی که آب به ماشین میریزیم , داخل کرد , ماشین و آب اون , که تازه خاموش شده بود , داغِ داغ بود . شیلنگ , به سرعت منعطف شد و نرم . و به راحتی , درون محفظه کاربراتور , و پمپ بنزین فرو رفت . و کار ما وسط بیابون , بدون خطر و با اندک ترینِ امکانات , راه افتاد .
اینجا بحث , بحث استفاده از تصورات و تعقل رو میرسونه که من و عموی بی صبر مون , ازش بی بهره بودیم . و برای شما اینکه اگه شیلنگ ای رو , به خصوص , گاز خواستین که به هر علتی در جایی استفاده کنین , یکی از بهترین راه ها برای منعطف کردن و جا رفتن در شیر , یا پشت بخاری , یا هر وسیله گازسوز ای همانا آب گرم میتونه باشه که به هر دلیل ای , اعم از استاندارد نبودن یا اشتباه کارخونه از حد مجاز بزرگتر , یا ضخیم تر بود , از آب جوش برای نرم کردن شیلنگ , میشه استفاده کرد .
خب بحث واقعا زیاده و جا محدود و حوصله شما , اما امیدوارم که اول , سرتون رو درد نیاورده باشم , دوم , بهتون اعتماد به نفس کاذب نداده باشم که دست به کارهای خطرناک بزنین , که باعث بشه که دیگه نتونم از این پست ها بزارم .
حال میشه در پست های ادامه اش , اگه دوست داشتین , بخاری , شومینه , و اقسام دیگه گرم کننده ها رو , کمی واکاوی کنیم و تشریحشون . تا بهتر با دونستن طرز کارکردشون , ازشون استفاده بهینه تری کنیم .
تکرار میکنم تمام مراحل بالا , با وجود یه بینا بهتره که انجام بشه و بیشتر دلیلم , آشنایی با مراحل کار , و عیب یابی , در مواقع ضرورت بود . شاید این تست گاز , برای زن و شوهری که نبین هستند و بینا در کنارشون نیست , و خدای ناکرده , بوی گاز شنیدند , به تونه بهترین کمک رو برای تست بکنه . یا دانشجوهای عزیز که تنها منزل کردند.
تا مطلبی مشابه , اگه خدا بخواد , بدرود و تمامیتون رو به ایزد ایران زمین میسپارم . یا حق .

درباره مهدی ترخانه

درود , مهدی ترخانه متولد تهران به تاریخ 1358 در فروردین ماه . تا سال 92 بینا بودم و راننده اتوبوس داخل شهری . در خادثه ای هولناک وقتی از پارکینگ با موتور برمیگشتم , تصادف کردم و پیشانیم ضربه سختی خورد و بر اثر خونریزی و نرسیدن دکتر ها , اعصاب بیناییم دچار کم خونی شد و با وجود چشم های سالم , دوران تاریکی شروع شد . به اندازه کافی در دو دنیا زندگی کردم و از دنیای بینایی تجربیات خوبی رو با خودم دارم . خیلی کارها رو امتحان کردم و دست به خیلی ریسک ها زدم و حالا که میبینم , اندازه یک آدم زنده درست و حسابی , دنیا رو گشتم و خدا رو شکر کمتر چیزی بوده که بهش نرسیدم . خیلی زود تن به ازدواج دادیم و حاصلش هم دو جواهر جفت به نام های آرین و آیدا هستند. که زندگی رو برام معنا میکنند و مرهم درد هام هستند . به گذشته که نگاه میکنم , میبینم هیچ گاه خداوند من رو تنها نگذاشت و همیشه و همه جا یاری ام کرده , با وجود اینکه انسان خشکه مذهبی نیستم و خدایم روبا قلبم میبینم , و می پرستمش . درست بیاد دارم روزی رو که برای اولین بار یک موتور قسطی خریدم و باهاش به کار مشغول شدم و شروع به کسب روزی حلال کردم تا زمانی که تصادف کردم از اتوبوس شخصی ام بر میگشتم . و الان هم با راننده در خط مشغول است . از این به بعد هم کوچک ترین ناراحتی ای ندارم چون میدونم بازی زندگی ام رو چه کسی برام میچینه . و خدا رو شاکرم که هیچ وقت تو زندگیم نه مال حروم وارد شد و نه دستم رو جلوی کسی دراز کردم و الان هم خدا را شکر کاملا مستقل و با احترام زندگی میکنم . از علاقه هایم هم بگم بعد از مادر و میوه های زندگیم , به کارهای فنی خیلی علاقه دارم و کیف میکنم وقتی حرف آچار و پیچ گوشتی وسط میاد . دو تا دیپلم فنی هم از سازمان فنی حرفه ای دارم که یکیش سیم پیچی الکترو موتور هست و دیگریش جوشکاری برق . که برای بابا برقی یه رغیب محسوب میشم خخخخ . و یک استقلالی قدیمی هستم و همین طور اگثر ورزش ها رو امتحان کردم مثل کونگ فو , تکواندو و در نوجوانی , مدرسه فوتبال استقلال , اما کشتی رو ادامه دادم و چندین مدال در تهران هم به دست آوردم . 4 سالی هم هست که با دوستان آشنا شدم و با آموزش های یاران , و تجربه قبلی ام از کامپیوتر , تونستم تو این مرحله هم دوباره خودم رو وفق بدم mehditarkhane@gmail .com mehdi.tarkhan ایمیل و اسکایپم هستند و راه های ارتباطی ام . شاد باشین و شاد و سلامت بمونین .
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, صحبت های خودمونی, معرفی ابزار ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

48 پاسخ به بخاری, بستن شیلنگ و تست نشتی

  1. 1

    درووود داش مهدی. خوبی عزیزم. خعیییلیی دیر به دیر میایی. چرااا آخه. دلمون تنگ میشه خو.
    ولی این کاریو که گفتی و البته بیشترشو انجام دادم و با راه انداختن بخاری مشکلی ندارم.
    شیلنگ گاز رو هم میتونم از هر شیلنگ دیگه ای تشخیص بدم خدا رو شکر.
    شاید اگه حسش بود و حوصله داشتم یه آموزشی از تعمیرات شیرآلات منزل بزنم. نمیدونم بشه یا نه ولی خب معتقدم اینا رو بیشتر باید حضوری به کسی یاد داد نه با نوشتن و حتی صوت. ولی اشتراک تجربه بد نیست و خیلی هم عالیه.
    پس منتظر پستهای بعدیت هم هستیم. اس اس سَروَره. دلت آبی آبی.

    • 1.1
      مهدی ترخانه says:

      درود علی جان ,
      باهات موافقم .
      من دو سه بار نوشتم و مجبور به دوباره نویسی شدم , آخه نمیشه بدون توضیح جزییات ,, حق مطلب رو ادا کرد .
      میتونستم از ریگلاتور و کنتور و اون شیر اصلی هم نام ببرم که جاش خالی شد و به درازا میکشید .
      باید بگم که شیری که کنار کنتور هست , شیر اصلی کل منزل هست و در هنگام ضرورت , کل گاز منزل رو قطع میکنه .
      اما باز کردنش , بعد از هر زمانی , باید منوط به وارسی وسایل مصرفی گازسوز خونه باشه که باز نمونده باشند که اونم باید مُفَصَل بابتش توضیح میدادم که میبینی که خیلی به درازا میکشید .
      تو خودت فنی هستی داداش .
      در ضمن دل و جونت آبی خخخ

  2. 2

    چه لذتی داره از دست یه استقلالی مدااال بگیری و تو پستش اوووول بشی. مداااالمو میخواااام. هم طلا و هم نقره. بده بیاد در راه خدا.

    • 2.1
      مهدی ترخانه says:

      اینم مدال خدمتت خخخخ
      دلت طلایی و نقره فام باشه داداش .
      راستی تو هم از یه جایی شروع کن . من جای خالی اینجور پست ها رو راستش دیدم . که که دست و پا شکسته , مینویسم . روزی روزگاری , یکی از دوستان به کارش میاد , اما امیدوارم که خوب بخونه , و از منابع دیگه هم کمک بگیره که بدون خطر هر روز , مستقل تر از دیروز بشیم .
      زنده باشی و بازم بهمون سر بزن .

  3. 3
    پریسا says:

    سلام. آخ جون از این مدل پست های شما! لطفا باقیش رو هم در پست های بعدی بذارید. بخاری و شومینه و الباقی. با اجازه این رو هم کپی می گیرم تا هم سر فرصت دوباره و دوباره بخونم، هم در آرشیو مطالب از نظر خودم با ارزش و کاربردیم نگهش دارم!
    بسیار ممنون از پست پر محتوا و کارآمدتون! علی راست میگه لطفا بیشتر باشید تا بیشتر از آگاهی های شما بهره ببریم!

    • 3.1
      مهدی ترخانه says:

      درود به پریسا بانوی محله ,
      از دیدنت خوشحال شدم .
      امید که ارزش کپی رو داشته باشه .
      این شروع دکه فنی بود که گفتم , اما امیدوارم دوستانم کارهای خطرناک باهاش نکنند ,
      خیلی خوبه که با اکثر لوازم آشنا بشن دوستان و سعی ام رو میکنم .
      در ضمن کتاب هاتون رو هم خیلی میپسندم و خودم خیام رو پاراف کردم و دیدم که چه مصییبتی هست .
      کامل بشه میدم یه بازبینی اش کن و به دوستان برسون .
      خیلی کار سختیه و ه خصوص که شعر رو که من تو بینایی بیشترش رو خونده بودم , رو اعراب گذاری کردم که حق مطلب رو بده . البته شاید نسخه چاپی اش هم باشه , اما اون هم به نظرم اعراب گذاری اگه بشه , تا حدودی به زیبایی غزل میتونه بیفزایه .
      مرسی که هستی و انرژی مثبت میدی .

  4. 4

    درود بر شما آقای ترخانه. حسابی دلتنگ تون شده بودیم.
    عجب پرونده نابی رو باز کردید. پسران نابینای من، دانش آموزانم رو عرض میکنم. همواره فکر میکنم که پتانسیلی از انرژی های کشف نشده دارند. در مواقعی که مسئول تأسیسات وارد کلاس ما میشد، از ایشون میخواستم تا ابزار کارش رو به بچه ها نشون بده. خوب میدونم که اگر نسبت به چنین مسائلی آگاهی لازم رو داشته باشند و عملا در خانه پدری دانسته ها رو به اجرا بذارند، در آینده با اعتماد به نفس بیشتری به جامعه ورود خواهند کرد.
    از قضا امسال خانه جدید ما دارای شوفاژ هست و بخاری رو به انباری منتقل کردم.
    اما گاز و لباسشویی رو خودم وصل کردم. کولر گازی رو هم سرویس کردم. البته ناگفته نمونه که به کارگران اسبابکشی پول خوبی دادم ولی این کارها از خودم بر میومد و دیگه پول چندانی هم برام باقی نمونده بود. لباسشویی خیلی سنگینه و من برای این که اون رو به سهولت حرکت بدم، زیر هر یک از پایه ها چسب پهن چسبوندم. به گونه ای که قسمت چسبندگی به پایه چسبید و قسمت صیقلی هم روی زمین ماند.
    البته این رو هم ذکر کنم که خیلی وقتها دچار اشتباه شده ام ولی اشتباهی رو دو بار تکرار نمیکنم. در خصوص نشت هم باید عرض کنم که من بیشتر به صدای گاز گوش میکنم. ضمن این که بعد از بستن شلنگ، دور محلهای اتصال رو با دستمال مرطوب تمیز میکنم تا از قبل بوی گاز روی آن نمونده باشه. بعد از چند دقیقه با بوییدن محلهای اتصال، و نیز گوش کردن با دقت از وضعیت نشتی آگاه میشم. صد البته به محض ورود فردی آگاه با وجود این که به کارم اطمینان کامل دارم، از اونها میخوام که کار رو بازبینی کنند.
    تجربه انعطافپذیر کردن شلنگ با آب جوش رو بسیار پسندیدم.
    مشتاقانه منتظرم تا آقای بی ادعای گرامی و یا شما در خصوص شیر آلات هم صحبت کنید تا من هم به اطلاعاتم در این زمینه بیفزایم.
    قرار نیست حتما خودمون دست به کار بشیم و تمام این کارها رو خودمون انجام بدیم. اما دونستنش به ما کمک میکنه تا راحتتر متوجه توضیحات تعمیرکار بشیم و سؤالاتی که از آنها میکنیم، ریشه در اطلاعاتی صحیح داشته باشند. بسیار سپاسگزارم بابت این پست.

    • 4.1
      مهدی ترخانه says:

      درود خدمت بانوی مستقل محل .
      منم از دیدار شما خوشوقتم .
      اسباب کشی رو عمری تجربه کردم , زمان زیادی وانت داشتم و سر بی درد برای کمک .
      خودم هم مستاجر بودم و کلی برای خودم و دیگران , این کار رو کردم .
      من راستش از وقتی نبین هستم , یه جورایی از کمتر کسی میخوام کمک بگیرم . میدونم کار درستی نیست , اما شاید غرورم میگه که این کارها برات یه زمانی شدنی بوده , و حال با اینکه به گردن خیلی ها حق داشتم و میتونستم کمک بگیرم , راستش کارگر گرفتم , و فکر کنم خیلی هم اثولی تر انجام شد .
      یه رول هایی هستند , که کشویی بودند . مخصوص زیر یخچال ها که زیرشون , چندین چرخ کوچیک پلاستیکی در دو سر داشت . خودش هم کوتاه و بلند میشد و حالت کشویی داشت . وقتی زیر بار وزن یخچال میرفت , البتهت در دو طرف یخچال , جفت بودند اینها . یخچال نزدیک به پنجاه کیلویی , به راحتی جلو و عقب میتونست با یه فشار اندک بره , یه ضامن هم داشت که اندازه یخچال یا لباسشویی که متغیر هستند رو وقتی , با خاصیت کشویی اش تنظیم میکردین , دیگه تغییر درازا نمیداد و فیت میشد . برای تکون دادن وسایلی که همیشه قصد تحرکشون رو به اجبار مکانشون دارین , این راه خوبیه .
      اما اون خلاقیت شما رو میرسونه و به نظرم , ما چیزی نداریم , جز کسب اطلاعات گوناگون , و انجام خلاقیت , به طبق شرایط جسمانی مون .
      بوی گاز هم خیلی میتونه بمونه و آدم رو گول بزنه . بخصوص گاز مایع , که از خلوص و تراکم بیشتری برخورداره . این شرایط رو من توصیه میکنم که اول هوای تازه به محیط برسونین , شاید سرد باشه , اما دیدم که در سکوهای باز که ماشین ها رو شارژ گاز میکنند , با ناباوری , جایی مثل پمپ بنزین رو میگم , که متصدی در زمان وصل , یا قطع نازل , که رویش به مکانیه که گاز داره به ماشین تزریق میشه , اونم با قدرت و فشار بالا , سیگار به دهان داشته که من ترسیدم و چون دوست و همکار بودیم , بهش گفتم بزار من فرار کنم , بعد از این کارها بکن . که بعد از چند مرتبه دیدن , دیگه برام کمتر ترسناک بود .
      البته این همیشگی نبود , اما میخوام بگم که گاز در محیط باز , بسیار فرار و کم زور هست . اما وقتی حرف منزل در بسته , اونم در زمان سرما به میون میاد , میشه ازش یه غول یاد کرد .
      در مورد شوفاژ هم صحبت میکنیم , اما اگه شوفاژ تون , با وجود تعداد مکفی توی منزلتون , اطاق رو گرم نمیکنه , بگین راه ها ای رو بهتون بگم .
      اگه سوالی بازم داشتین , در خدمت هستم .

  5. 5
    ریحان says:

    سلام برا آقای ترخانه گرامی..لایک!..عالی بود..!اما من اون مرحله تست رو ترجیح میدم با کبریت باشه..!خخخ مرسی از پست خوبتون منتظر ادامه ش هم هستم…

    • 5.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام خانم ِ ریحان ,
      البته شاید شما نشتی های کوچیک رو تجربه کردین و منظورتون هست .
      اما اگه نشتی ای بیشتر از تصور ما باشه , , شاید راتون جمع کردنش آسون نباشه .
      اولش دست پاچگی هست , بعد میتونه حرارت به شیلنگ آسیب بزنه . من دوبار دچار سوختگی شدم . توصیه نمیکنم ,
      ترجیح هم میدم , با برق گرفتگی برم بهشت خخخخ . تا با سوختگی . شوخی بود
      اما چرا کمی آب و کف رو تجربه نمیکنین ؟
      از کبریت دم دست تره . ها
      مرسی از دل پر جراتتون خخخخخ

  6. 6
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام بر پسر همه کاره و دست به آچار محله. کجا بودی نبودی ؟
    چرا میری و ی خبر هم نمیدی ؟نمیگی اگه رعد بمیره خبردار نمیشی که حلواشو بخوری ؟
    محض اطلاع باید بگم این روح سرگردان منه که داره از بهشت برین برای شما تایپ میکنه هاهاها

    • 6.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام بابا رعدی خخخ
      حلوا دوست دارم , اما نه حلوای تو رو خخخ .
      خب اجازه , اومدم دیگه !
      راستی میگن بهشت , توش جوب هایی از اونی که قرمزه و من ابدا علاقه ای بهش ندارم , و همین طور , عسل یا انگبین , همینجور جاریه .
      راستش یه دو دوتا کردم دیدم , عسل که برای جاری شدن و جریان داشتن , گرمای زیادی نیاز داره خخخخخ .
      فکر کنم همون برم موتور خونه جهنم بهتر تره , حداقل میتونم خواننده های مورد علاقه ام رو ببینم . بعدشم میتونم تعمیرات انجام بدم و تو موتور خونه اش کار کنم .
      بعید میدونم پرسنلشون رو باهاش آتیش بازی کنند خخخخ . فکر کنم بهم احتیاج داشته باشند و از قیر داغ و قیف و اینها خبری نباشه , شوخی بود .
      من که بخوام یا نه , به زور میبرندم بهشت برین , شکلک اعتماد به سقف , اونم به اندازه مکفی .
      خدا نکنه بی بابا رعدی بشیم . زبون گاز بگیر

  7. 7

    وااااااای ببین کی اومده. درووووووود بر آقا مهدی عزیز خودم. آقا خعععلی کم پیدا شدیااا. با ما به از این باش. از آموزش و توصیههای ارزشمندت سپاسگزارم مهدی جان. با حضورت صفای بیشتری به محله بده. پیروز و سرفراز باشی.

    • 7.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام عمو جان .
      ثفا از خودته , میاییم ایشاالله
      شما که بزرگ مایی و اینها درس پس دادنه .
      خیییلی از دیدنت خوشحال شدم .
      پاینده باشی عمو .

  8. 8
    بانو. says:

    سلااام بر آقای ترخانه گرامی
    خیییلی شدییید کم پیدا شدید تو محله آقای مهندس ان شا الله که دنیای حقیقی اون قدر خوب و خوش بوده براتون که علتش لذت بردن از زندگی اون طرف بوده باشه
    و اما به نظر من که همه آقایون این پست رو درست دقیق بخونند که خییلی مهم و حیاتی هست ما خانم ها هم یه خورده بخونیم که اگه یه آقایی پیدا نشد درستش کنه دیگه گیر نکنیم تو سرما بی بخاری خخخخ
    مرسی بابت پست و اشتراک دقیق تجربیات و دانسته هاتون با ما

    • 8.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام به نخودی محل
      دیگه چوب کاریمون نکنین , مهندس و اینها خخخخخ
      اتفاقا برعکس , هر وقت حالم خوش باشه , میتونم کمی تمرکز کنم , و الا که زمونه با ما کنار نیومده .
      علت اینکه میرم سراغ اینجور پست ها , به دلیل نبودشون توی آرشیو محله هست .
      یا اگه باشه , کمبودشون , کامپیوتر و برنامه رو دوستان زیادی دارند روش کار میکنند .
      از آشپزی هم بگم که اگه خانم بودم , با همه کم اقبالی ای که بهش میشه , میرفتم سراغش .
      اونم بهش کم توجهی میشه .
      بازدیدش کمتر برام مهیجه تا اینکه اگه بتونم مشکل حتی یک دوست رو در زمانی حل کنم .
      خوبیش اینه که بهش دسترسی دارند دوستان بعدا . و شاید کمکی بهشون بکنه .
      ما هم که جز زحمت براتون چیزی تا حالا نداشتیم .
      ایشا الله شما هم در کنار بقیه آموخته هاتون , اینها هم به دردتون بخورند .
      مرسی از اظهار لطفتون , زنده باشی بانو .

  9. 9
    مهدی 313 says:

    سلام دوست عزیز
    ممنون از نکات مهم که گذاشتی . بنظر من اینها سر تیتر بودند اکثرا و هر کدوم کلی جزییات داره که نوشتنش و توضیحش کلی طولانی میشه . ممنون و خسته نباشید
    موفق و پیروز باشید

    • 9.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام هم نام گرامی .
      بله باهات موافقم , به همین خاطر هم نمیدونستم از کجاش شروع کنم .
      دستور بخاری و تشریح اون رو دوستان بهم داده بودند , اما هر کاری کردم که تو یه پست جمع و جورش کنم نشد ..
      اما از هیچی بهتره . یه نکته هم بتونه برسونه , من راضیم .
      ممنون مهدی عزیز

  10. 10
    بانو. says:

    راستی من چقدر دوست دارم یعنی یکی از آرزو هام هست یه بار سوار این کامیون بیست چهار چرخ ها بشم خخخخخ اون آقای پیر هم احتمالا کامیونشون بیست چهار چرخی نبود آیا؟ یه کتاب خوندم اسمش قیدار بود شما خوندیدش آیا؟
    شلنگ گاز تقریبا فکر کنم با لمس هم متفاوت باشه از شلنگ آب البته من زیاد انواع شلنگ آب ها رو ندیدم همین طوری میگم, بافتش ظریفتر و ریزتر هست ولی شلنگ آب اون هایی که روش شیار شیار هست شیاراش بیشتر درشت هست یا کلا سطحش صاف و سیقلیه و قطر ها و حالت جنسشون هم متفاوت هست که من بلد نیستم توضیح بدمشون….
    بازم مرسی جدا پست جالبی بود.

    • 10.1
      مهدی ترخانه says:

      خیلی جالب گفتین . من پدرم تریلی ۱۸ چرخ یه مدتی داشت , خودم جوجه اتوبوس سوارم خخ .
      باید بگم ماشین ها , تا یه قسمتی از بزرگی , اکثرا تا ده چرخ , یک تیکه هستند . یعنی وقتی فرمون رو بچرخونی , ادامه ماشین هم همون طرف میره .
      از ده چرخ معمولا بیشتر , که میشنوید , تو کامیون ها , میشن تریلی , یدک کش و اسمهای دیگه .
      هستند تریلی هایی که از هیجده چرخ هم فرا تر هستند و برای بردن بارهای بسیار سنگین ازشون استفاده میشه . مثلا دستگاهی به صورت کامل با کشتی میاد , روی زمین انتقالش تا نصف جهون , با این تریلی ها هست . از شمردن بعضی چرخ هاشون سر آدم سوت میکشه . اونها دو ماشین سواری در عقب و جلو فقط اسکورتشون میکنند . شش ماه شاید زمان ببره که از بندر عباس , به تهران برسند .
      حتی اجازه عبور از خیلی از پل ها در مسیر رو ندارند و باید راه سازی براشون مسیری جداگانه ایجاد کنه , چون پل ها قدرت تحملشون رو ندارند و تخریب میشن .
      اما کلی بگم که تریلر ها , همون کامیون ها هستند با قدرت بالا , که اکثرا آمریکایی هستند . مثل قطار , یه کامیون , تریلری رو با چندین چرخ میکشه و میتونه هر جا خواست , ازش جدا بشه . به اون کامیون , میگن اصطلاحا , اسب . ماک , ماشینیه که عکس و تمثال یه سگ , مثل اونهایی که لپ هاشون اویزونه , استاد این کارهاست . سازنده اش هم میدونسته که کسی جز سگش , بهش وفا نمیکنه و اسم این غول ماشین ها که زمان شاه وارد کشور شدند رو , اسم سگش , ماک میزاره , شبیه سگ آقای پِتی وِل , تو کارتون بی خانمان هاهم هست . میگن وارث ثروت هم همون سگ بوده تا بمیره .
      این نابغه , عقلش رسیده که ازدواج کار درستی نیست خخخخ .
      در مورد شیلنگ , نوعی که برای آبه , درسته از نظر شیارها که گفتین , اینم اضافه کنم که حفره داخل شیلنگ , هم میتونه معیار باشه , آب سوراخ بزرگتری از شیلنگ آب داره . بعد , آب رو اگه نوکش رو لمس کنیم , میبینیم که یک لایه اکثرا بیشتر نیست , در حالیکه , گاز , چندین لایه هست که جنس های مختلفی هم دارند .
      بعد انعطاف پذیریشون رو بگم , اگه دو تا شون نو باشن , آب خیلی منعطف تر از شیلنگ گاز هست . و سبک تر .
      من که تو این مدت , مثل بینایی تونستم حدسشون بزنم . مطمینم شما هم میتونین , چون اون توصیفاتی رو که شما و من دادیم , تاثیر زیادی روی جنس و تغییر فیزیکی و لمسی شون ایجاد میکنه که به بهترین شکل میشه تشخیصشون داد .
      حالا راهی هم هست که ببینیم , این شیلنگ ای که ما از انباری برداشتیم , اصلا سالم هست یا سوراخ شده .
      بهترین راه , نگه داشتن اون سر شیلنگ , و فوت کردن , به داخل , از سمت دیگره که نباید بتونیم این کار رو بکنیم , اگه دو طرف رو , یکی با دست , و دیگری با دهان بهش بدمیم و خوب نگه اش داریم , .
      خب اینها رو بیشتر میگم برای کلیه دوستان , نه فقط برای شما , که همین که این نکات رو شما گفتی یه بخش دیگه رو از سوالهای ناجواب رو پاسخ دادیم , یا کامل تر اش کردیم به کمک شما .
      بعضی از اینها رو من هم خودم بعضی مواقع بهش کمتر فکر میکنم , چون عمری , جوری دیگه تشخیص میدادم اشیا رو و شما میتونین اینجوری بیشتر کمکم کنی .
      راستی اگه اون کتابِ خوبیه , بخونمش , چون یکی از مشکلات ام برای کتاب خونی , شروع یه کتاب خوبه از کلی کتاب که میبینم . راستش یه زمان کتاب اجاره میکردم در کودکی . اما فکرم و تمرکز لازم رو هنوز نتونستم بدست بیارم
      بازم نکته ای دیدین , شما و دوستان , در هر موردی میشه اگه بلد بودیم جواب بدیم
      شد یه انشا خخخخ .
      اما خب تلنگری به منه , برای باز آوری خاطرات شیرین گذشته . و ازتون ممنونم

      • 10.1.1
        مهدی ترخانه says:

        در ضمن , اون پیرمرد جا افتاده , فانتزی منه برای اون زمان که پیر شدم خخ
        اون سواری داشت , ولی مدلی خارجکی و نه خیال کنین که مدل بالا باشه , احتمالا , خیلی فنی بود و بازم احتمال میدم که راننده ای قدیمی .
        بسیار صبور , در حالیکه , من و عمویم , در اون بیابون , شب هنگام , خودمون رو باخته بودیم که یه شیلنگ به این بی ارزشی , چطور ما رو بیابون خواب کرد امشب , جایگزینی هم براش نبود , در کودکی , وقتی داشتم پیچ و مهره های پدرم رو جمع میکردم , یکی از دوستان با تجربه پدرم , وقتی دید که من سر سرانه و کودکانه , خیلی از واشر های کم ارزش رو جمع نکردم , این رو بهم گفت , که یه روزی , وسط بیابون , حاضری کلی پول بدی و همین واشر کم ارزش رو داشته باشی , تا کارت راه بیفته .
        این تکمیل اون تجربه بود . هر دو رو به جون دل خریدم و همیشه مشتاق به دست آوردن تجربیات بیشتر و متفاوت هستم , روزی به کار میان .
        بعد از این کار اون پیرمرد , هر دوی ما , به اون مرد با تجربه , استاد خطاب میکردیم . نه حاج آقا , یا عمو جون .چیزی که چند ثانیه قبلش مورد خطاب قرار میدادیم . با اون حرکت ذهنیت و ارزش اون و جایگاهش , دیگه به بینایی ما و لباس یا ماشینش بستگی نداشت , ما سراپا , مرید تجربه و اشتیاقش , برای به اشتراک گذاشتن بدون چشم داشت , با دیگران شدیم , اون مرد رایگان , خدمت و درس بزرگی رو در اون بر ِ بیابون به ما داد و میدونم انرژی مثبتی که منتقل کرد , به خودش سریعا بر میگرده .
        این میتونه برای روان شناسی , یا تعامل ما تو جامعه هم بسیار چشمگیر و قابل عبرت باشه . آدمها ,بعد از نگاهشون , که یک تصویر کلی بهشون در ابتدا میده , میرن که با طرف صحبت کنند , ببینین با نابینا های موفق چطور اطرافیون برخورد میکنند , دیگه از نظر اونها , اون عصای سفید , نشونه ضعف نیست , بلکه نشونه یه کوله بار از تواناییه . که چون از ذهنیت مردم باخبرم , این توانایی ها رو , در نبین ها به دلایلی که خودشون دارند چندین برابر میدونند و براش ارزش بیشتری قایلند .
        خوب حالا یهه دقیقه سکوت و تنفس , به دلیل اینکه من از قالب روغنی خودم بیرون اومدم . خخخ .
        ولی وصیت قلبی ام رو به دوستان گفتم . هرگز فکر نکنین که شما باید یه سری کارهای تکراری انجام بدین , شما به گفته خانم پریسا که از شاگردانشون تعریف میکرد در بالا , پر از انرژی و قابلیت هایی هستین که خودتون اولا باید کشفشون کنین , بعد هم سعی کنین مثل همیشه از هر مطلبی , تجربه ای رو کسب کنین که مطمینم ضرر نمیکنین

  11. 11
    کامبیز کامبیز says:

    سلام داش مهدی. میدونی که من قلبا بهت ارادت خاص دارم.
    از این که تجربیات با ارزشت رو در اختیار ما گذاشتی سپاسگزارم.
    کم‌پیدا شدی. زود زود بیا بهمون سر بزن

    • 11.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام کامبیز جان ,
      منم همین ارادت رو قلبا به شما دارم عزیز .
      به روی چشم در خدمت دوستانم هستم .
      ممنونم که اینهمه به من لطف داری .

  12. 12
    سعید شریفی says:

    درود به آقای ترخانه ی عزیز
    از پست عالی و کاربردیتون ممنونم
    امیدوارم از این به بعد بیشتر از این نوع پست ها برامون بزارید
    پیروز باشید

    • 12.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام سعید عزیز .
      ممنونم از لطفت بزرگ وار .
      این از کم کاری منه و حتما بیشتر ازتون یاد خواهم گرفت .
      ممنون که هستی .

  13. 13
    مریم شیبانی says:

    سلام
    خیلی خوب بود و حتما بقیشو بذارید.
    خیلی خوبه که خانمها هم از این جور مسائل و تعمیرات یک چیزائی بلد باشند.
    واقعا آفرین به خانم جوادیان که خودشون بیشتر این کارا رو انجام می‌دند و تقریبا واردند
    من که خیلی دوست دارم در مورد شیرآلات و ..نکته‌هائی یاد بگیرم و امیدوارم جناب بی‌ادعا هم یک آموزش این شکلی بذارند و همین طور شما
    ولی خب بگم حرارت نفت و گازوئیل به گمانم بیشتر از گاز باشه ولی اونا آلودگیشون و جابه جائیشون سخت‌تره ولی گرماشون بیشتره
    موفق باشید و منتظریم

    • 13.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام خانم شیبانی .
      بله من دست تنها هستم و داش علی و دوستان دیگه , باید دست به کار بشن و بیان وسط .
      از نظر حمل و نقل که شکی نیست که گاز با یک پمپاژ , میتونه سریعتر و راحت تر به منازل برسه , تا مایع . اونم به این وفور که تو ایران داریم .
      اما یه نکته , ما اگه یه مقدار معین از گاز , مثلا یک متر مکعب گاز رو با یک لیتر گازوییل تقریبا برابر بدونیم , که نزدیک هستند .
      حالا میزان گرمایی که از این یک متر مکعب گاز و یک لیتر گازوییل , در شرایطی که بهینه بسوزند مطابقت بدیم , حرارت به دست اومده از گاز , تقریبا به دو برابر گازوییل به صورت مشخص میرسه .
      طولانی نشه , من ماشین هایی با یک مدل رو مثال میزنم , یک کارخانه .
      یکی کلا گازسوزه , یکی کاملا یکسویه , گازوییل سوز . همین کارخونه و مهندسینش , آلیاژ و نوع خنک کننده در این دو ماشین یک مدل که نمونه اش هست به وفور . بسیار متفاوت هستند .

      در گازسوز , پنکه ای مداوم در حال گشتن هست که بهش فن میگن , اما در گازوییل سوز اون ماشین , این پنکه , با تسمه به موتور وصل هست و با زیاد و کم شدن چرخش موتور , کم و زیاد میشه .
      ماشین گازسوز , به سرعت بعد از روشن شدن , بخاری هاش میتونه روشن بشه که حاکی از سریع تر داغ شدن آب موتور هست . ولی خود در مقابل اینجور نیست .
      منظور من به مقدار معین از هر کدوم و مشتعل شدن اون مقدار , و اندازه گیری حرارت ناشی از سوختن دو مقدار معین بود .
      حال اینکه میشه یه بخاری نفت سوز رو زیادش کرد با شیر هایی که نفت رو به داخل بخاری هدایت میکنند , یا پیچ بخاری گازسوز رو کشید پایین که مصرف و سوخت اینجا مطابقت نداره
      ولی خوب حرفهامون همش ماشینی شد خخخخ , خب یه مزیت معکوس از این دو هم بگم که گازوییل و بنزین , دو برابر قدرت ماشین های هم سطح و برابر خودشون رو تولید میکنند و شتاب و قدرت ماشین گازسوز , خیلی کمتر از بنزین و گازوییل هست , اونم در شرایط مساوی . ولی باور بفرمایین حرارت گاز در محیط بسته , خیلی بالاست .
      ممنون از حضور و نظر با ارزشتون . موفق باشین

  14. 14
    رضا بخشی لاکتاسرائی رضا بخشی لاکتاسرائی says:

    سلام، خیلی عالی بود. منتظر پستهای بعدیتون هستم.

  15. 15

    سلام مهدی جان
    ایول!
    مرسی که برگشتی به میدون!
    این نکاتت راجع به بست خعلی واس من عالی بود!
    خودم چون تو لوازم خانگی کار می کنم واس من به درد میخوره در خصوص وسایل گازسوز که تولید می کنیم بشه مشتری ها رو راهنمایی کنم.

    • 15.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام مجتبی جان ,
      ممنونم که بهم لطف داری گلم .
      خیلی تفاوت تولید و رقابت زیاد شده . اما همگی , از این شیوه تقریبا برای ایمن کردن استفاده میکنند .
      حال بیشتر منم به بهانه بخاری , لوازم دیگه گازسوز خونه رو هم مَد نظر داشتم که به اونها هم میتونه تعمیم پیدا کنه .
      شرمنده که نه من قلم خوبی مثل دوستان دیگه ندارم , هم آموزش متنی نمیتونه خیلی چیزها رو , کامل ادا کنه .
      با این حال ما به دستور شما تو میدون هستیم اگه خدا بخواد .
      موفق و شاد باشی دوست عزیز .

  16. 16
    javanmardeh daana says:

    سلام بر آقای ترخانه عزیز. حخب منم تو انجام این کارا مشکل پشکلی ندارم خوشبختانه. تقریبا هر سال انجام میدم. فقط یه بار بخاریُ کامل بازش کردم تیکه تیکه شد کلا بعد مامانم بردش شستش دید که چه راحت شسته میشه. دیگه از اون موقع هر سال میگه بخاریُ باز کن راحت بشورمش. خخخ

    • 16.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام جوانمرد .

      معلومه مادر خبی داری و قدرش رو باید بدونی ,
      بخاری هایی که من دیدم , از چند بخش مجزا تشکیل شدند , بیشترشون با پَرچ به یک اُطاقک یک شکل ایجاد شدند , یه محفطه سوخت و دم و دستگاه و مشغل هم دارند که درون این اُطاقک به صورت مجزا هستند و حتما هم بسته , به دلیل اینکه باید اون گاز c o رو به خارج به وسیله لوله ها به بیرون منتقل کنند .
      به طور معمول فندک , و مشغل رو اگه میشویید , توصیه نمیکنم , اما میدونم که احتمالا اون اُطاقک منظورت هست که بزرگ تر و در قسمت بیرونی هست .
      توصیه میکنم بزاری قشنگ خشک بشه و بعد دوباره برش گردونی , البته خود بخاری هم رو میشه اول تمیز کرد و بعد نصبش کرد , اینها مثل کولر , , مصرف فصلی دارند و به خصوص کولر رو باید سالیانه قبل از مصرف , سرویس کرد , چون تو محیط باز هست , و دلیل دیگرش , مکانیکی تر بودن کولر هست تا بخاری ,
      که حتما به سرویس سالیانه محتاجه .و روغن کاری و تعویض حتی الاامکانن , پوشال و تسمه , اگه فرسودگی ای باش ه
      که این برای بخاری صدق نمیکنه .
      ممنون که نظر خوت رو به اشتراک گذاشتی ۲

  17. 17

    سلام
    از شما به خاطر به اشتراک گذ اری اطلاعات مفیدتون ممنونم
    موفق باشید

    • 17.1
      مهدی ترخانه says:

      درود بر خانم پریسیما ,
      اول از حضورتون مفتخرم .
      دوم اینکه , مدتی نبودم و خبر خوشی به بنده رسید , البته با تاخیری زیاد .
      اگه این بار هم مشتبه نشده باشم , باید اول سراپا , یک تبریک جانانه به ازدواج شما تمام قد عرض کنم . و خوشبختی تون رو بیشتر و بیشتر , از خداوند ایران زمین طلب کنم .
      راستش چون زمان رو از دست داده بودم , رو ام نشد که به اون پستتون سر بزنم و این اولین باره که شما رو زیارت میکنم .
      به شما و دوست خوبم بسیار تبریک میگم و برای هر دوی شما , روزهایی طلایی و زیبا رو , همراه با شادی , آرزومندم .
      بسیار ممنونم که تشریف اوردین .

  18. 18

    من یه نکته طبق تجربه ی شخصی خودم بگم و در برم تا استاد نیومده.
    تو تابستون بهتره که شیر کنتر گازو تا آخر باز نکنیم. چون خود گرما باعث انبساط گاز میشه و یه جورایی فشار گاز بیشتر میشه.
    بهتره که شیر رو تا آخر باز نکنیم تا شیلنگهای متصله به لوله ها دچار فشار زیاد نشند.
    البته اینو بگم که این نکته واس خونه هایی که دچار افت فشار گاز هستند زیاد کاربردی نداره.
    این نکته بیشتر واس خونه های ویلایی و جاهایی کاربرد داره که از یه لوله ی گاز چند خانواده استفاده نکنند. در واقع اون لوله ی گاز بیرونی اختصاصی واس یه خونه باشه.
    باز هم مرسی ازت داش مهدی. چااااکریییم.

    • 18.1
      کامبیز کامبیز says:

      چاکری یکی از وظایف اصلیتِ. خوب انجامش بدی.

    • 18.2
      مهدی ترخانه says:

      بله درست میفرمایی .
      این رو هم اضافه کنم که در صورت معیوب بودن ریگلاتور , که بیرون بسته میشه و کارش , متعادل کردن فشار شاه لولههههه کل منطقه هست , یا دزدیده شدن یکی از قطعاتش , که به وفور اتفاق میفته و دلیلش , جنس اون و بیشتر توسط معتادین انجام میشه , احتمال این هست
      روی هم رفته , ریگلاتور , که بیرون از منزل کار میزارند , یا جاهای دیگه که اسمش رو میشنویم , کارش , متعادل کردن فشار سرسام آور شاه لوله هست , که میخواد به یه منطقه گار برسونه و طبیعیه این فشار , در صورت عیب این ریگلاتور , که مثل زنگ خانه , بیرون قرار داره و گرد هم هست , این فشار میتونه متعادل نشه
      برای همین , دیدم که افراد بر حسب سلیقه شون , ریگلاتور رو با آهن و قفل هایی , میدند که محصورشون کنند .

      دیگه نرسیدیم به اونها , اما تو نوشته اولم که پاکش کردم و از نو نوشتم , از اونجا شروع کردم , اما دیدم به درازا کشید .
      راستی خوب شد یادم انداختی , اون شیری که میگی , کنار کنتور , شیر اصلی تمام خونه هست , همیشه یادتون باشه کجا قرار داره و چه طرفی , کاملا بسته میشه , این برا مواقع اضطراری , واقعا حیاتیه که خوب شد بهش اشاره کردی .
      البته باز کردنش بعد از مدتی , دوباره با خطر مواجه هست , چون احتمال اینکه وسایلی دارند از اون استفاده میکردند و الان باز موندند میره که اول باید همه رو دوباره چک کرد , بعد شیر رو باز کرد که خطر نشت نباشه .
      دمت گرم که بهش اشاره کردی و یادم انداختی .

  19. 19
    محمود هژبری محمود هژبری says:

    سلام آقای ترخانه. عالی بود. مرسی.

    • 19.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام جناب مهندس هژبری .
      از اینکه به من لطف داشتین , خیلی ممنونم .
      امید که به درد دوستان بخوره .
      موفق و پیروز باشین .

  20. 20
    روشنک روشنک says:

    سلام
    پست جالب و کاربردی بود
    خیلی مممنون بابت نکات مفیدی که آموزش دادین

    • 20.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام ,
      خوشحالم که نظرتون اینه . خوبه که توی آرشیو محل بمونه و دوستان بتونند موقع لزوم , و یا الان , کمی از اینجور اطلاعات داشته باشند .
      مرسی از لطف شما .

  21. 21
    رهگذر says:

    میگم اوسا ما مخمون نشتی داره. چیطوری باس تستش کونیم و ببندیمش که عقل و درایتمون هی هرز نره؟
    دلمون براد تنگ شده بود آق راننده.

    • 21.1
      مهدی ترخانه says:

      خخخ سلام رهگذر محل .
      استاد خودتی خخخ .
      من یه کمی بابا برقیم , و بقیه اش راننده .

      اینقدر از این حرفها کسی نمیزنه , ما رو مجبور میکنن پا تو کفش اداره گاز و آب و برق و مخابرات بکنیم خخخ .
      کاشکی پست های برنامه کامپیوتری و اینها کم بود , کلی پست اونجوری میزدیم آبجی .
      راستی ما هم دلمون تنگیده بود واسه لهجه شما .
      ببینم نصف جهونی ها , روزی چند دقیقه بخاری شون رو روشن میکنند ؟!!!خخخ
      آخه شنیدم مثل تلویزیون میگن برای اینکه داغ نکنه , تند تند بابا ها میرن خاموشش میکنن خخخ الفرااااار

  22. 22

    سلام
    با سپاس از شما این موضوعی که راجع بهش اینجا توضیح دادید خیلی به درد ما خورد به خصوص اینکه ما دو نفر خیلی باید بیشتر دقت کنیم
    خیلی تشکر که این پست را با ما اینجا به اشتراک گذاشتید.

    • 22.1
      مهدی ترخانه says:

      درود بر خانم کاظمیان بزرگوار .
      بله روی سخنم هم خانم هایی مثل شما مستقل بود .
      من تو زندگی خانم های فنی زیادی دیدم و این غیر قابل دسترسی نیست .
      بخصوص شما که نمیتونین به هر کسی برای کمک اعتماد کنین و خیلی جاها بایستی که خودتون آستین بالا کنین .
      امید که مفید واقع بشه , به دوستتون هم سلام برسونین .
      هر سوالی داشتین , میتونین با ایمیل داخل شناسنامه ام تماس بگیرین .
      خوشحال میشم بتونم کمکی بکنم .
      موفق باشین

  23. 23

    سلام. عجب پست تمیز و توپی بود.
    خیلی خیلی عالی.
    از اونایی که فقط تو این محله پیدا میشه.
    بیشتر از این برامون از این پستها بذارید استاد.
    موفق و سربلند باشی.

    • 23.1
      مهدی ترخانه says:

      سلام شهروز ,
      یه تبریک جانانه , که فکر میکنم , اینجا جاش نباشه , اما مثل سخن آخر توی فیلم سوته دلان وثوقی , همه عمر دیر رسیدیم .
      اینم روش .
      برات آرزوی قلبی و صمیمانه و خالصانه خوشبختی و نیک فرجامی رو از ایزد ایران زمین دارم و امیدوارم که رابطه تون , پایدار و سراسر شاد باشه و بمونه .
      بعد , استاد خودتی . من سعی میکنم راهی رو برم که کمتر رفته میشه , شاید اینجوری , بتونم به حداقلی از دوستان , کمکی بکنم . اشتیاق و علاقه من به کامپیوتر و نرم افزار کم نیست , اما اساتید دیگه زیادن . و بهتره من به همین پست های فرعی بپردازم , شاید که کمی , در زمانی ضروری , بتونم به یک دوست کمکی کنم و بتجربه ای رو منتقل .
      برات آرزوی سربلندی و عشق , تو این ایام کهن سپندار مزدا رو آرزو دارم .
      ممنونتم دوست عزیز .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *