آموزش متنی بازی جدید زنگبار از مجموعه بازیهای Playroom و . . . . . .

الان دقیقا یه ساعت مونده به تحویل سال که دارم نوشتن این پست رو شروع میکنم.

سعی میکنم قبل از تحویل سال منتشر بشه.

بازی جدید Hearts رو توی پست قبلی معرفی کردم و الان در خدمتتون هستم با آموزش بازی زنگبار یا Zanzibar از مجموعه Playroom.

مقدمه

بازی زنگبار یکی از بازیهایی هست که با طاس انجام میشه.

این بازی در کشورهای فرانسوی زبان بیشتر با نام 421 شهرت داره و در فرانسه و کبک در کافه ها این بازی رو انجام میدن.

قوانین بازی

تو این بازی در هر دور سه طاس میریزیم و هدف اینه که از شر ژتونها خلاص بشیم.

ژتون که یادتون هست! تو بازی 99 هم داشتیم.

اونجا باید نمیذاشتیم ژتونها رو ازمون بگیرن و عکسش اینجا باید هر چی ژتون تو دستمون هست بدیم به بقیه.

هر بازیکن که همه ژتونهاش رو به بقیه بده برنده میشه و از بازی خارج.

بقیه بازی رو ادامه میدن تا فقط یه نفر بمونه که همه ژتونها تو دستشن و اون بازنده بخت برگشتهست خخخ!

تعداد ژتونها به صورت پیش فرض 21 هست که البته میشه مستر همون اول تصمیم بگیره کم و زیادشون کنه.

انجام بازی

بازی زنگبار در دو مرحله انجام میشه.

توی مرحله اول یا Loading, ژتونها روی میز هستن و بازنده هر دور باید تعداد ژتون مورد نظر رو از روی میز برداره.

وقتی ژتونها بین بازیکنان تقسیم شد، نوبت به مرحله دوم میرسه..

خب البته شایدم نرسه.

چون اگه ژتونها تو مرحله اول همهش به یه نفر رسیده باشه دیگه نیازی به مرحله دوم نیست!

تو مرحله دوم یا Unloading: باید بازنده هر دور از برنده اون دور تعدادی ژتون بگیره.

روش بازی این جوریه که در دور اول به صورت تصادفی یکی از بازیکنها انتخاب میشه و طاسهاش رو میریزه.

از سه طاس ریخته شده یه ترکیب به صورت عدد سه رقمی در میاد که به این ترکیب با توجه به اعداد تشکیل دهندهش امتیازی تعلق میگیره.

اگه بازیکن موفق نشد ترکیب مورد نظرش رو در پرتاب اول به دست بیاره، میتونه یک، دو یا هر سه طاس رو برای بار دوم و در صورت نیاز بار سوم هم بریزه تا به ترکیب مورد نظرش برسه.

در هر حال با ریختن طاس برای

بار سوم هر نتیجه ای که به دست بیاد ثبت میشه.حالا اگه کسی در بار اول یا دوم پرتاب طاس به ترکیب مورد نظرش رسید و نوبتش رو تموم کرد، دیگه نفرات بعد از او هم فقط به تعداد فرصتی که او استفاده کرده فرصت دارن.

مثلا اگه نفر اول در بار دوم ترکیب دلخواهش رو به دست آورد، نفرات بعد هم فقط دو بار فرصت دارن طاس بریزن.

تو همین اثنا اگه نفر دوم با طاس ریزی اول ترکیب دلخواهش حاصل شد، نفرات سوم به بعد دیگه فقط یه بار فرصت دارن طاس بریزن.

خلاصه وقتی همه بازیکنها طاس ریختن و ترکیبها برای همه ثبت شد، اگه در مرحله اول باشیم، به اندازه امتیاز قویترین ترکیب به دارنده ضعیفترین ترکیب ژتون داده میشه.

در مرحله دوم کمی تفاوت هست.

بازم همون اتفاق مرحله اول میفته ولی با کمی تفاوت.

این بار چون هر بازیکن تو دست خودش ژتون هست، دارنده قویترین ترکیب، خودش از ژتونهای دستش به اندازه امتیازش ژتون به دارنده ضعیفترین ترکیب میده.

مثلا اگه شخص A, B و c دارن بازی میکنن و در یک دور به ترتیب هر کدوم ترکیب 10، 6 و 2 امتیازی به دست آوردن، شخص C با ضعیفترین ترکیب باید 10 ژتون یعنی به تعداد امتیاز شخص A دریافت کنه.

حالا اگه تو مرحله اول باشه، ژتونها رو از روی میز برمیداره و در مرحله دوم از خود شخص A میگیره.

پس در مرحله دوم کسی که ژتونهاش رو واگزار میکنه ضمن بهبود موقعیت خودش و نزدیک شدن به برد، باعث زیاد شدن ژتونهای کس دیگه ای میشه و شانس برد اون رو کاهش میده.

البته اگه تعداد ژتونهای موجود چه روی میز و چه تو دست کسی که باید ژتون واگزار کنه کمتر از امتیاز ترکیب به دست اومده باشه به هر حال بازنده همون تعدادی که هست رو میگیره.

مثلا در همون فرض بالا اگه روی میز یا تو دست شخص A به جای 10 ژتون فقط 6 تا باشه شخص C همون 6 تا رو میگیره.

و اما امتیاز ترکیبها به ترتیب از قویترین تا ضعیفترین

خاطر نشان میکنم اعداد 3 رقمی نشون دهنده اعداد سه طاس ریخته شده هستن.

  1. 421: 10 امتیاز.
  2. 111: 7 امتیاز.
  3. 222، 333، . . . 666: از 2 تا 6 امتیاز.
  4. ترکیب هر عدد با دو تا یک: 211، 311، . . . 611: بازم 2 تا 6 امتیاز. دقت کنید توی حالت مساوی ترکیب سه تا عدد یکسان از ترکیب عدد با دو تا یک قویتره.
  5. اعداد متوالی: 654، 543، 432 و 321: دو امتیاز، که منطقا اعداد بالاتر در شرایط مساوی قویترن.
  6. بقیه ترکیبها همه 1 امتیازی هستن و طبعا در شرایط مساوی ترکیب اعداد بالاتر قویترن. مثلا 621 از 542 قویتره.

من عمدا این لیست رو شماره دار زدم برای این که دقت داشته باشید! بین شماره های لیست هم اگه امتیاز مساوی وجود داشته باشه، از اونجایی که همون اول گفتم از قویترین به ضعیفترین ترکیبها رو مینویسم، اونایی که تو لیست بالاترن قویترم هستن.

مثلا اگه تو یک دور هم 222 باشه و هم 211، 222 قویتره و یا اگه هم 211 باشه و هم 654، 211 قویتر به حساب میاد.

دیگه مطمئنا نمیرسم پست رو به قبل از تحویل سال برسونم.

پس باید یه سال صبر کنید خخخ!

من میرم تحویل سال رو با خونواده بگذرونم! بعد که ناهار خوردم و استراحت کردم میام بقیه آموزش و اون . . . . . . رو مینویسم و تقدیمتون میکنم.

پس فعلا امیدوارم سال خوبی رو گذرونده باشید و سالی سرشار از شادی و خوشبختی در مقابلتون باشه.

 

در ساعت 16:39 و بعد از تلاش برای خواب بعد از ناهار که موفقیتی نداشت، اومدم با ادامه پست در خدمت شما باشم.

پس اول میریم سراغ ادامه بازی.

اگه دو نفر یا بیشتر ترکیب دقیقا مساوی به دست بیارن، مثلا ترکیب همه شون 421 باشه، ترکیب جدیدتر قویتر خواهد بود.

بازی زنگبار بازی محبوبی با انواع مختلف هست و حتي به صورتهایی متفاوت در مناطق مختلف انجام میشه.

احتمال بهبود

خودم ارتباطی بین این ترجمه با چیزی که در اصل بازی هست حس نمیکنم ولی چیز بهتری هم پیدا نکردم.

به هر حال این وضعیت یا Amelioration اولا فقط برای مرحله اول هست و ثانیا به صورت پیش فرض فعاله.

در صورت فعال بودن Amelioration , در مرحله اول هم مثل مرحله دوم امکان دوباره ریختن طاس برای دفعات دوم و سوم وجود داره.

اما اگه این حالت فعال نباشه، در هر دور از مرحله اول، هر بازیکن با همون اولین باری که طاس میریزه ترکیب به دست اومده ثبت میشه.

پیشنهاد میکنم Amelioration  رو در حالت فعال نگه دارید.

کلیدهای میانبر

  • 1-6: انتخاب طاس برای دوباره ریختن.
  • Shift+1-6: طاسها رو از حالت انتخاب خارج کردن.
  • Space: طاسهای انتخاب شده رو میخونه.
  • D: آخرین ترکیب طاس ریخته شده رو میخونه.
  • S: آگاهی از امتیازات.
  • T: آگاهی از نوبت.

خب به پایان آمد این بازی حکایت اون چندتا نقطه ای که از اول قولشو داده بودم همچنان باقی!

چند کلمه، جمله یا شایدم صفحه حرف با شما، تا چی پیش بیاد!

تو سالی که گذشت اونقدر اتفاقهای عجیب غریب بین ما و توی این سایت افتاد که شاید پارسال همین موقع کسی باورش نمیشد الان تو این شرایط باشیم!

توی این اتفاقات من تأثیر داشتم، ولی هنوزم معتقدم تقصیر نداشتم، یا اگه لزوما تقصیری هم بوده مال همه بوده و خب منم یکی مثل بقیه!

در عین حال اینم که کسانی فکر کنن تقصیر من بیش از همه بوده هیچ اشکالی ایجاد نمیکنه! چنانچه کسانی هم ممکنه مثل من فکر کنن.

اصولا نمیخوام بگم کدوم یک از این ایده ها درسته، شایدم اصلا از همه زوایا نگاه کنیم هر دوش درست باشه!

مسئله اینجاست که عده ای ناجوانمردانه سعی دارن یک جو تا حدی مسموم رو همیشه توی سایت نگه دارن و هر از گاهی با مسمومتر کردن این جو و چاشنی مظلوم نمایی، بیش از همه تقصیر به سزایی به من نسبت بدن و منو تخریب کنن.

این قضیه منو به فکر واداشت تا حد اقل به خاطر خودمم شده به یک تصمیم درست برسم.

نهایتا نه به یک تصمیم که به یک پیشنهاد رسیدم.

زمانی که برای کمک به مجتبي توی اداره سایت داوطلب شدم، اولا به خودم قول دادم که هیچ وقت از این کار پشیمون نشم و وقتی هم مجتبي توی پست صندلی داغ من ازم پرسید چه موقع ممکنه این سایت رو ترک کنی، گفتم وقتی بی عدالتی ببینم.

الان بی عدالتی محرزی به نظرم توی سایت پیش نیومده و منم از داوطلب شدنم برای کمک پشیمون نشدم، پس هنوز سر قولی که به خودم دادم هستم.

سازندگان جو مسمومی که گفتم، ظاهرا منتظر خروج من از کادر مدیریتن و تا اون موقع هرچند اذعان به این قضیه نداشته باشن آروم نمیشینن!

بنا بر این و از اونجایی که ب نظرم خروج من از کادر خیلی لطمه ای به جایی نمیزنه، پیشنهاد میکنم در صورت موافقت مدیر سایت، از کادر مدیریت خارج بشم، شاید عفول این جو مسموم در مجموع به نفع همه باشه.

به سایر دوستانم هم که نقش مدیریت دارن و این جو مسموم کمتر از من ولی بالاخره یه جورایی شامل اونها هم میشه توصیه میکنم در صورت صلاح دید خودشون در همین جهت قدم بردارن.

در عین حال این همون طور که گفتم صرفا فکری هست که به نظر من برای بهبود اوضاع رسیده و ممکنه درست نباشه.

این امکان هست که با خارج شدنم از کادر مدیریت عملا با این وجود که هنوزم برای کمک در اداره سایت داوطلب هستم، دیگه حتي کمتر از الان هم بتونم کمک کنم و فعال باشم.

برای همین رد یا قبول این پیشنهاد رو به عهده مجتبي میذارم و میدونم که اون در قریب به اتفاق مسائل با یه بررسی همه جانبه میتونه تصمیمی بگیره که در مجموع بهترین تصمیم باشه.

ضمنا حواسم به دوستداران هوای ابری هستااااااا!

یعنی اگه مجتبي تصمیم به رفتن یا نرفتن از کادر رو به خودم واگزار کنه، من چون فکر خودم بوده نمیگم حالا ببینیمو اینا! مطمئن باشید رفتن رو انتخاب میکنم.

پس از هر جهت خیال صاحبان کمین رااااااااحت راحت!

البته به نظر خودم بودن یا نبودنم توی کادر مدیریت ذره ای در اهدافی که از اول داشتم و در فعالیتم توی سایت خدشه ای وارد نمیکنه!

کماکان با پستهای معدود هر از گاهم هستم و اگه کاری باشه که بتونم انجام بدم، همیشه و با کمال میل آماده کمکم.

در صورت پذیرش پیشنهادم دوست دارم با نقش مشارکت کننده به فعالیتم ادامه بدم.

چون همچین نویسنده پرکاریم نیستم که نیاز باشه نوشته هام سر وقت منتشر بشن.

خیال خودمم راحته که یه وقت از فرصت انتشار بی واسطه نوشته هام، ناخواسته سوء استفاده ای نکنم.

من اصل این بخش از پستم رو اول برای خود مجتبي ارسال کردم و این رونوشتش هست که اینجا قرار گرفته.

شاید بپرسید ما بیکار بودیم که باید میخوندیمش؟!

پاسخم اینه که اولا هدینگ داشت میتونستید نخونید! ثانیا اینجا و عمدا اینجا، تو پست آموزش متنی یه بازی که میدونم افراد معدودی میخوننش گذاشتم تا فقط اگه کاربران خودشون بخوان در جریان موضوع باشن، راهی برای این کار هرچند دور از دسترس در اختیارشون گذاشته باشم و مهمتر از همه محض گل روی سازندگان اون جوی که گفتم گذاشتمش اینجا، تا بالاخره با شنیدن از اینو اونم که شده اول سالی شادیشون کمی افزون بشه!

حدود ساعت 19:10 هست که من بعد از کلی وقفه در نوشتن این پست، شامل چایی خوردن، دارو خوردن، گلاب به روتون رفتن به دستشویی و غیره نوشتنش رو تموم کردم و گوش شیطون کر دارم منتشرش میکنم.

شاید این آخرین نوشته ای باشه که خودم منتشر میکنم خخخ!

بازم سال خوب و خوشی رو براتون آرزو میکنم و امیدوارم از آموزش بازی هم خوشتون اومده باشه.

خوش و سالم و پولدار باشید و باشم تا همیشه!

سعید درفشیان

درباره سعید درفشیان

درود من سعید درفشیان هستم! حالم در حدی که بیشتر از اون نشه تصور کرد خوبه و مطمئنم بهتر هم میشه! من آدم خوشبختی هستم که فکر میکنم با الکی خوش بودن و مثبتاندیش بودن خالی هم میشه به همه جا رسید و هیچ دلیلی نداره که آدم هیچ سختیی بکشه! به نظر من آدم باید تو زندگیش چیزی جز لذت رو تجربه نکنه و این شدنیه! فقط یه نکته! سختی نکشیدن رو با تنبلی اشتباه نگیریم! وقتی من تشنهم میشه، میرم سر یخچال، پارچ رو برمیدارم، آب رو میریزم توی لیوان و میخورم! منتها چون تشنمه، از رفتن سر یخچال تا نوشیدن آب رو تماما با لذت انجام میدم! ولی مطمئنم اگه روزی به این نتیجه برسم که باید یه نفر لیوان آب رو بیاره بده دستم تا از نوشیدنش لذت ببرم، بازم به این هدفم خواهم رسید و فقط کافیه که خودم بخوام!
این نوشته در آموزش, آموزش های رایگان, بازی, صحبت های خودمونی, کامپیوتر ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 Responses to آموزش متنی بازی جدید زنگبار از مجموعه بازیهای Playroom و . . . . . .

  1. 1
    کامبیز کامبیز says:

    آیا امکانش هست همزمان که تقصیر داری، تقصیر نداشته باشی؟
    حالا برم بقیه رو بخونم تا اگر نظری بود بفرمایم

  2. 2
    کامبیز کامبیز says:

    از نظر من تو یکی اصلاح نمیشی.
    خوشم اومد که شعارهای من بدون تاثیر نبود.
    مرگ بر سعید.
    عیدت مبارک باشه فیلسوف

  3. 3
    رهگذر says:

    سلام آقای درفشیان. الهام چطوره؟ سلامش برسونید. دلم براش تنگ شده.
    من تو کادر مدیریتی دخالت مخالتی نمیکنم و سرم در نمیارم توی شماها چه خبره. ولی در هر حال امیدوارم همیشه سلامت باشید و هوای بقیه بر و بچ رو داشته باشید.
    من میگم تو هر پست و سِمَت و مسئولیتی که هستیم هوای همو داشته باشیم. حتی اگه یه کاربر خالی هستیم. شومام هوای محله رو داشته باشید. چه در مقام مدیر فنی. چه در مقام معاون کلانتر. چه در مقام آبدارچی. خخخخخخخخ
    بهر حال موفق باشید. با همه اختلافاتی که بین بچه ها پیش اومده، من سعی دارم مستقل فکر کنم و همچنان برا شما احترام زیادی قائلم. خوش باشید و سال جدید سال خوبی باشه براتون، پر از شادی و سعادت

    • 3.1

      درود
      منم ضمن این که برای شما احترام فراوونی قائلم، براتون سالی پر از نیک روزی و سر افرازی آرزو میکنم.
      خیلی سعی کردم گرفتار این مسائل نشم، ولی خب از یه جایی آخرش شروع میشه.
      وقتیم شروع شد، دیگه حرفهایی مثل حرفای شما به عنوان شعار زیباتره تا واقعیت.
      گرچه من خودمم نوشتم که در واقع برای خود من هیچ چیزی تغییر نمیکنه و همون روال سابق رو بازم پیش میگیرم.
      اینیم که گفتم از سر قهر یا حتي این که بعضی دارن منو تخریب میکنن نبود.
      چون کسایی که مشغول این کارن تو روزایی خیلی سختتر از اینم مشغول بودن، الان که دیگه واسه خودمم خنده دار شده.
      بیشتر از این جهت پیشنهاد کردم که شاید با نبود من توی کادر، زهر این تخریبها غیر از من متوجه سایت و بقیه نباشه.
      شاید خود اینم یعنی هوای بقیه رو داشتن.
      به هر حال از حضور و لطفتون سپاس گزارم.

  4. 4
    نازنین says:

    سلام
    اول اینکه سال نو و عیدتون مبارک! دوم
    اینکه ممنون از آموزش. هرچند اهل بازی نیستم. ولی امیدوارم به کار طرفدارانش بیاد. و آخر اینکه منظور شما رو از این که فرمودید به سایر دوستانم هم که نقش مدیریت دارن و این جو مسموم کمتر از من ولی بالاخره یه جورایی شامل اونها هم میشه توصیه میکنم در صورت صلاح دید خودشون در همین جهت قدم بردارن. متوجه نشدم. هرچند شخصا این جو مسمومی که گاهی وقتا باهاش بهمون
    لطف میکنند، برام آزار دهنده هست. ولی معتقدم با کنار رفتن شما یا هر کدوم از ما مشکل حل نمیشه. به علاوه که دوستان هم به هدفشون نزدیکتر میشند.
    راستی شخصا هرجا قضاوت ناصحیحی در مورد شما داشتم، شخصا در حضور همه عذر میخوام. موفق باشید.

    • 4.1

      درود و سپاس از لطف شما.
      منم سال نو رو بهتون شادباش میگم و آرزوی بهروزی براتون دارم.
      منظور من از اون قضیه نه شما و نه هیچ کدوم دیگه از همکاران فعال نبود.
      دو سه نفری غیر از من هستن که اونا هم نقششون بیشتر افتخاریه تا عملیاتی و اتفاقا اسمشون هم چند باری قاطی دعواها اومده.
      مخاطبم اونها بودن.
      فکر نمیکردم بچه های فعال این طور برداشت کنن و همین جا توضیح دادم و امیدوارم اصلاح شده باشه.
      اصلا من هدفم از این پیشنهاد اینه که اوضاع برای شمایی که خالصانه و صادقانه دارید کارتون رو میکنید کمی بهتر بشه و در مجموع پیشبرد اهداف سایت سرعت پیدا کنه.
      ضمن این که منم میشم یه کاربر آزاد که اون وقت اگه دعوایی هم با کسی داشته باشم، دستم خیلی بازتر از اینیه که الان هست.
      بازم ممنون از حضورتون.

  5. 5
  6. 6
    مسعود says:

    هیچی نفهمیدم سعید. میشه کوچولو بازی کنی و صوتی کنی و بذاری تو همین کامنتا؟ نمیخوام تو زحمت بیفتی. همینجوری نَشُستِه نَرُفته.

  7. 7
    مظاهری says:

    سلام. عید بر شما و الهام جان مبارک.
    بازی هم جالب بود. سپاس

  8. 8
    پریسا says:

    سلام. این روز ها به شدت در جهان بیرون از اینترنت گرفتارم همین الان هم هر لحظه ممکنه صدام کنن که بریم بیرون. دیر رسیدم و باید زود برم ولی نمیشه تا شب که برگردم منتظر بشم.
    بازی دوست دارم با اینهمه خیلی کم بازی می کنم، آموزش شما رو هنوز نخوندم، و با بخش آخر و پیشنهاد شما موافق نیستم. البته من کسی نیستم فقط1کاربر ساده ام و شما از مدیر پرسیدید ولی من فضول محله ام دیدم پیشنهاده رو به اشتراک گذاشتید با خودم گفتم پس نظر آزاده این شد که اومدم خودم رو انداختم وسط و دارم میگم من موافق نیستم که شما برید کنار. بحث احساسات هم نیست کامنت نازنین رو به شدت تأیید می کنم و بهتون اطمینان میدم که رفتن شما و رفتن های شما ها دقیقا همون نتیجه ای رو میده که نباید بده! پس لطفا از پیشنهاد های این مدلی انصراف بدید و ای کاش مدیر هم صلاح بدونه که من و نازنین و باقیه هم نظر هامون رو تأیید کنه و با پیشنهاد شما موافق نباشه!
    خیر سرم سعی کردم خلاصه بنویسم. مهلت ندارم باید برم.
    آقای درفشیان! به من و به نازنین و به بقیه گوش کنید! رفتن شما کمک نمی کنه! خودتون هم می دونید!وایی احضار شدم من رفتم. راستی سال نو مبارک!

    • 8.1

      درود
      سال جدید بر شما هم مبارک باشه.
      کاش زمینه ای فراهم نمیشد که هیچ کدوم از ما مجبور به چنین کاری باشیم.
      واقعیتش میدونید؟ من خودمم نمیدونم دقیقا چه کاری درسته؟!
      فکر کردم شاید با یک تغییر همه چیز یا حد اقل بعضی چیزها بهتر بشن.
      در هر صورت اگه با خودم باشه فرقی برام نداره کدوم یکی از این جهات اتفاق بیفته که پیشنهاد پذیرفته بشه یا نه.
      من برای هر کدومش پیش بیاد آمادگی کامل دارم.
      ولی از همه اینا مهمتر اینه که در هر صورت من کماکان توی فعالیتهای سایت هستم و خواهم بود.
      ممنون که سر زدید.

  9. 9

    درود. میخوام اعتراف کنم. اون اوایل شدیدا ازت میترسیدم. ولی، هیچ حس بدی بهت نداشتم. با این وجود که یه ترس محسوس ازت داشتم، شدیدا پرستیژ و کاریزمایی که داشتی و داری رو دوست داشتم و دارم. روزی که به یک دلیل نا معلوم قفسه ی من رو فرستادی هوا، و مجبور شدم که اولین پیام رو بهت بدم ترسم بیشتر شد. این ترس ادامه داشت تا زمانی که اولین تماس تلفنی رو باهات برقرار کردم. اون موقع به مهربونی و دوست داشتنی بودنت پی بردم، و اون ترسه هم ریخت. سعید؟ رفتن تو، همون چیزیه که دوستان میخوان. پس. لطفا، همون سعیدی باش، که من میشناسم

    • 9.1

      درود محمد.
      من همین جام قرار نیست جایی برم!
      اگه اون پرستیژ و کاریزما که گفتی رو داشته باشم، به واسطه نبودن توی کادر مدیریت مشکلی برای این پرژتیز اوه ببخشید پرستیژه پیش نمیاد.
      تازه دیدن بیرون بودن من از کادر مدیریت به عنوان یه کاربر فارغ بااااال باور کن که خالی از لطف نیست.
      یه شیطون بلااااااییم که نگو!
      راستی اون موقع که اف تی پیتو مسدود کردم، یه سوء تفاهم پیش اومده بود؛ ولی به عنوان مدیر فنی وقت باید به سوء تفاهم های امنیتی توجه میکردم.
      این شد که اون شد!
      خوش باشی.

دیدگاهتان را بنویسید