شهر خبر معلولین. انتشار بیست و پنج خبر در شمارگان سی و پنجم

با سلام و احترام به همراهان محله نابینایان و پیگیران همیشگی مجموعه شهر خبر معلولین در سال 1395.

این طرح، روز یکشنبه 22 فروردین سال 95 آغاز شد، در همون شمارگان نخست نقاط ضعف و قوتش مورد بررسی قرار گرفت و از شمارگان دوم، اهداف و رویکرد های این مجموعه تشریح شد.
31 فروردین سال 95 که دومین شماره ی این مجموعه منتشر شد، اعلام کردم از این پس هر ده روز یکبار شما میتونید پیگیر آخرین اخبار حوزه معلولین و نابینایان باشید.

از شماره نخست تا شماره سی و پنجم که امروز در آخرین ساعات سال 95 داره منتشر میشه، 878 خبر رو واستون گرداوری کردم و در واقع، هیچ خبر مرتبط با معلولین نبود در این سال که در خبرگزاری های رسمی کشور منتشر بشه و در این مجموعه جای نگیره.

به هر حال، همه ی سعیم رو کردم که این مجموعه به صورت منظم طبق اونچه که قول داده بودم، در این تارنما منتشر بشه و امروز دوشنبه سی اسفند 95، آخرین شمارگان شهر خبر معلولین رو تقدیم حضورتون میکنم که شامل 25 خبر میشه.
سال 1396 رو به تک تک شما عزیزان تبریک میگم و از صمیم قلب آرزو می کنم بهترین های ممکن، هر چیزی که خودتون تو دلتون از خدای مهربون میخواید، در انتظارتون باشه و در سال جدید واستون محقق بشه.
از اونجایی که در مسافرت هستم و دسترسی چندانی به اینترنت ندارم، احتمالا نتونم در زمان مناسب پاسخگوی کامنت های شما عزیزان باشم.
لذا عدم یا تأخیر در پاسخگویی به دیدگاه های این پست رو به بزرگواری خودتون ببخشید.
امیدوارم در سال 96، با طرحی نو و خلاقانه تر از شهر خبر، در خدمتتون باشم.
به امید دیدار در سال نو

اخبار معلولین در سایر خبرگزاری ها

تعداد اخبار: 9 خبر

ایلنا، آخرین نشست خبری رئیس سازمان بهزیستی. 14 درصد کاهش معلول زایی در سال 95

ایسنا، مناسب‌سازی فضاهای عمومی نباید معطل کمبود بودجه بماند

مهر، وام مسکن بلاعوض به خانواده های دارای ۲ معلول

تسنیم، چند قدم راه رفتن معلولان با نوعی دستگاه تولید ملی

ایسنا، معاینه چشم راهی برای تشخیص گردش خون

وبسایت پکتوس، با شعب بانک های دسترس پذیر در ایران آشنا شوید

وبسایت پارالمپیک، فرصت های پیش روی خانه ملت برای کمک به ورزش جانبازان و معلولان

وبسایت پارالمپیک، سرمربی تیم گلبال جوانان بانوان معرفی شد

وبسایت پارالمپیک، فدراسیون نابینایان سال پر رویدادی در پیش دارد

اختصاصی ایران سپید

تعداد اخبار: 16 خبر

تحریریه چشم انتظار نظرات مخاطبین

آخرین روزهای اسفند که از راه میرسد، یعنی بهار آرام آرام نزدیک میشود و هر کوی و برزنی رنگ و بویی بهاری میگیرد؛ حتی تحریریه ایران سپید، نوید. آمدن بهار برای ما از همان روزهایی است که مشترکین روزنامه با خانم طیوری، دختر صبور و مهربان بخش اداری تماس میگیرند و جویای سالنامه و تقویم سال جدید میشوند، از همان روز زمزمه ها در تحریریه آغاز میشود که راستی برای ویژه نامه امسال چه کنیم که مطالب جالبتر و خواندنیتر باشد، جلسه میگذاریم و صحبت میکنیم، هر کس نظری میدهد و بعد از تأیید شدن پیشنهادها، کار شروع میشود، بچه ها به دنبال سوژه ها میروند تا در نهایت میشود این ویژه نامه ای که پیش روی شماست، اما بهتر است در این روزهای آخر اسفندی تشکر کنم از زحمات تک تک همکارانم، از خانم مصرقانی که با جدیت و پشتکار مثال زدنی امور اجرایی را پیش میبرند و ستون جذاب و خواندنی کشکول و حوادث را برای شما مینویسند، از آقای سرایی همکار نکته سنج و دقیق که در طی سال با گزارشها و گفتگوهای جذاب با میهمانان مورد علاقه شما، مسئولیت صفحات فرهنگی و هنری روزنامه را بر عهده دارند و هر روز ویرایش صفحات روزنامه از زیر دستان توانگر ایشان میگذرد. از خانم جعفری، خبرنگار دلسوز ستون پیگیری و حوزه بهزیستی که در طی سال با پیگیری خبرها و مسائل و مشکلات شما به دنبال راهی برای آگاهتر کردن متولیان به امور معلولان است و روزانه خبرهای اجتماعی و اقتصادی را برایتان تهیه و تنظیم میکند. از خانم کباری، کارشناس خبره بهداشت و سلامت که گهگاه در تحریریه نیز نقش پزشک را برایمان دارد و وقتی دچار درد و مرضی آنی میشویم، از تجویزهای به جای ایشان بهره میبریم. از نیروهای حق التحریرمان آقایان امید هاشمی، کارشناس خبره فناوریها و تجهیزات نابینایان و مترجم توانمند ستون از شش نقطه جهان و امیر سرمدی که به رصد ورزش نابینایان میپردازد و محال است خبری در ورزش نابینایان اتفاق بیافتد و بتواند از دستان توانمند امیر فرار کند. از خانم پرستو ولدخان که با عشق به کتاب، کتابخانه و کتابخوانی تمام واژه های چوب الف را برایمان مینویسند، تشکر ویژه ای دارم. امید است که همکاریهایشان در سال جدید با تحریریه بیشتر از گذشته باشد، اما همه زحمات و تلاش دوستان تحریریه محقق نمیشود، مگر زمانی که مدیر موفق مجموعه، یعنی آقای معینی با سالها تجربه  در امور معلولان سکان هدایت مجموعه را بر عهده داشته باشند. خوانندگان گرامی! شاید با خودتان تصور کنید که خودم یا همکارانم را زیادی تحویل گرفته ام، اما میخواهم بدانید که اینجا گروهی هستند که هر صبح با عشق واژه ها را کنار هم میچینند تا شما بهترینها را بخوانید. میدانم که کسب رضایت صد در صدی مخاطبان کاری محال و غیر ممکن است، اما خشنودیم که هستید و با نظرات و پیشنهادهایتان یاریمان میکنید. امیدواریم از ویژه نامه های امسال نهایت لذت را ببرید. سال نو پیشاپیش مبارک و نوروزتان پر از لبخند باد.

سمیه افشینفر، سردبیر روزنامه ایران سپید

 

از شش نقطه ی جهان. مؤسسه رهیاب، پلی میان دو ملت

در آخرین شماره از ستون هفتگی «از شش نقطه جهان»، به سراغ افغانستان میرویم. کشور همسایه مان که سالیان درازی است که سایه جنگ بر سرش افتاده و همین حضور شوم باعث افزایش نرخ ابتلا به نابینایی در این کشور شده است. در این شماره به سراغ نهادی رفته ایم که با به کارگیری شیوه های نوین سعی دارد توانمندیهای لازم برای زندگی بهتر را در اختیار نابینایان قرار دهد.
نکته جالب در باره این نهاد، حضور یکی از هموطنانمان به عنوان مدرس، برنامه ریز و یکی از مؤسسان این نهاد است. این نهاد را دو نابینا شکل داده اند. یکی ایرانی و دیگری اهل افغانستان. بنفشه یعقوبی و مهدی سلامی، در دوران تحصیلشان در تهران، نرد عشق باختند و با هم وعده کردند که بعد از ازدواج به زادگاه بنفشه برگردند و به نابینایان این کشور خدمت کنند.
بنفشه یعقوبی در کابل متولد شده است.  مدرسه  و دانشگاه را در ایران خوانده  و دو مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشتههای علوم  سیاسی و روابط  بین الملل از دانشگاههای افغانستان گرفته است.  بخشی از کارش نویسندگی و سرودن شعر است.
یعقوبی پنج سال پیش وقتی از مهاجرت برگشت با مهدی سلامی، نابینای ایرانی ازدواج کرد.  همسر او بعد از ازدواج شهروند افغانستان شد. این زوج نابینا نهادی برای کمک به نابینایان ایجاد کرده و با هم کار میکنند.
بنفشه یعقوبی میگوید: “فکر میکنم وقتی انسان تصمیم میگیرد موفق شود، برای رسیدن به اهدافش تلاش میکند، آهسته آهسته میتواند حرکت کند. من هم همین طور، فقط کوشش کردم حرکت کنم، هنوز به چیزهایی که دوست دارم برسم نرسیده ام. در این راه همیشه  خانواده، دوستان و اطرافیانم  تشویقم کرده اند.”
او در ایران با  مهدی سلامی  تصمیم گرفت که پس از پایان دانشگاه به افغانستان  باز گردند و برای کسانی که دارای معلولیت بینایی هستند، کار کنند.
آنها بعد از بازگشت به افغانستان نهاد خدمات بازتوانی “راهیاب” را ایجاد کردند و به آموزش، بازتوانی و آگاهیدهی به افراد دارای معلولیت اقدام کردند.
این فعال حوزه نابینایان  میگوید که خانواده اش  هیچگاه به او این حس را  نداده است که نابینا و معلول است. نابینایی او را بزرگ نکرده و این بسیار مهم است.
او میگوید: “مشکلات زیاد دیدم، به ویژه وقتی به افغانستان آمدم. شاید صد بار به زمین افتادم. به حدی که استخوان پایم  جابجا شد. اصلا برایم مهم نیست. هرکس شاید زمین بخورد. شاید یک بینا را هم ماشین  بزند. از همین رو نابینایی برایم مهم نیست.
یعقوبی میگوید که وقتی از شاگردانش میپرسد که چه مشکل دارند؟ آنان جوابی برای او ندارند. این ناشی از رفتاری میشود که او با شاگردانش دارد و همیشه تلاش میکند که موضوع نابینایی در زندگی آنان پر رنگ نباشد.
بنفشه یعقوبی میگوید معلولان در افغانستان با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند. او درکنار اینکه زمینه آموزش نابینایان را فراهم کرده، برای آنها دادخواهی نیز میکند.
دغدغه اصلی او ایجاد سهولت برای معلولان در نهادهای دولتی، غیردولتی و فراهم کردن زمینه کار برای آنان است.
به گفته او معلولیت در همه کشورها وجود دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت. برای این او در افغانستان کار میکند تا به معلولان توجه شود و حقوق قانونی آنان در نظر گرفته شود.
خانم  یعقوبی میگوید  که سه درصد  مشاغل در ادارات باید به معلولان اختصاص یابد که هنوز تحقق نیافته است.
او میگوید معلولان در مجلس سنای افغانستان یک نماینده دارند، اما تلاشها برای اینکه معلولان در مجلس نمایندگان هم نماینده ای داشته باشد، ادامه دارد.
نهاد راهیاب که توسط  بنفشه و همسرش ایجاد شده، به نابینایان کمک میکند تا خواندن و نوشتن و کار با کامپیوتر را یاد بگیرند.
مهدی سلامی، نابینای ایرانی و همسر خانم یعقوبی مدرک کارشناسی علوم تربیتی دارد. او به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسوی صحبت میکند و در مرکز رهیاب مسئولیت آموزش کامپیوتر و موسیقی به نابینایان را دارد.
امید هاشمی

 

تشکیل سازمان نابینایان،  گامی برای استقلال حقوقی. گفتگو با پری زنگنه

درباره پری زنگنه، زندگی و آثار شنیداری او در حوزه موسیقی کلاسیک و همچنین آثار نوشتاریش، بسیار سخن گفته شده و گفتگوهای فراوانی از سوی رسانه های داخلی و بین المللی با این خواننده نامآشنای موسیقی کلاسیک انجام و منتشر شده است. بر هیچ شنونده و اهل موسیقی، هنر این بانوی پر آوازه آواز، پوشیده نیست؛ به ویژه دوستداران موسیقی فولک ایرانی که روایات مختلفی از این گونه بومی را تعقیب میکنند، ارادت خاصی به آواز پری دارند. میگویم آواز پری، چون اخیراً کتابی با عنوان «آواز پریها» به قلم پری زنگنه روانه بازار شده که مؤلف، کوشیده تا مباحث مربوط به الفبا و مبانی موسیقی را به زبان ساده برای هر علاقه مند، اعم از موسیقیدان یا هنرجوی مبتدی موسیقی و حتی غیر موسیقیدان عاشق موسیقی، ارائه دهد. اما گفتگوی من با این خواننده قدیمی موسیقی کلاسیک، به بهانه انتشار این کتاب نیست؛ گرچه در پایان گفتگو، خود او توضیحات مبسوطی درباره کتابش ارائه میدهد. محور اصلی این گفتگو، بر اندیشه اخیر این بانوی هوادار حقوق نابینایان متمرکز است. پری زنگنه بر آن است، نابینایان باید برای احقاق حقوق نادیده گرفته شده شان، جدا از سازمان بهزیستی، باید سازمانی مستقل داشته باشند تا بتوانند با استقلال حقوقی، خواسته هایشان را مطالبه کنند. گفتگوی حاضر، ابعاد این اندیشه را واکاوی میکند: – مبنای اندیشه شما مبنی بر تشکیل یک سازمان مستقل جهت مطالبه حقوق و خواسته های نابینایان از کجا ریشه میگیرد؟ از زمانی که من نابینا شدم، طی ارتباط با افراد نابینا، متوجه شدم مسائل متعددی در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و حضور مستمر نابینایان در جامعه، وجود دارد. به نظرم رسید که باید برای حل این مسائل باید فکری جدی کرد. از سویی، میبینیم که امروز با پیشرفت فناوریهای نوین، امکان سوادآموزی و تحصیلات عالیه نابینایان نسبت به گذشته بهتر شده و امکانات زیادی در اختیار فرد نابینا قرار گرفته تا مثل سایر شهروندان بتواند از حقوق خود بهره مند شود. از این رو، خواسته ها و تواناییهای فرد نابینا مانند سایر شهروندان جامعه است و این نکته ایست که باید جامعه به آن توجه کند. در نتیجه، تشکیل یک سازمان یا وزارتخانه –هرچند مطالبه وزارتخانه ناممکن مینماید-، اما سازمانی در حد وزارتخانه آرزوی همیشگی من از زمانیست که با نابینایی آشنا شدم. من در طول این سالها شاهد بوده و هستم که متأسفانه پیگیری امور زندگی نابینایان در حوزه های اجتماعی و فرهنگی، بر پایه ترحم بوده و این موضوع در طی این سالها به وفور دیده میشود. حال آنکه با پیشرفت فناوریهای نوین، امکان حضور نابینایان در مدارج علمی و حرفه ای مثل وکالت، فراهم شده و این افراد میتوانند شانه به شانه با افراد جامعه پیشرفت کنند. – به مشکلات اشاره کردید؛ خواهش میکنم به عنوان نمونه چند مورد را به طور شفاف مطرح کنید! موارد زیادی در این زمینه قابل طرح است؛ مثل اشتغال. من اشاره کردم که افراد نابینا در حرفه هایی مثل وکالت، شانه به شانه با سایر وکلا پیش میروند. یکی از مشکلات مهم، بحث رفت و آمد نابینایان است. با گسترش روز به روز شهرهای بزرگی مثل تهران، میبینیم چهره شهر امروز یک شکل دارد و فردا شکل دیگر و همین تغییر سریع چهره شهر، مشکلات زیادی در رفت و آمد نابینایان ایجاد میکند. ازدواج هم یکی دیگر از معضلات و مشکلات نابینایان است. در کنار این موارد، تضییع حقوق اجتماعی نابینایان هم معضل مهمیست که متأسفانه مغفول مانده؛ وقتی ما شاهد اتفاقات ناگواری مثل اسیدپاشی به یک دختر جوان که منجر به نابینایی او میشود، هستیم؛ میبینیم عوامل تولید یک فیلم سینمایی بدون در نظر گرفتن حقوق اجتماعی این دختر، بخشی از زندگی او بعد از نابیناییش را به تصویر میکشند. پیگیری و مطالبه حقوق نابینایان در این موارد به عنوان نمونه و موارد فراوان دیگر، با تشکیل چنین سازمانی میسر میشود. – با توجه به اینکه سازمان بهزیستی متولی امور معلولان و طبعاً نابینایان است، آیا در خدمات رسانی این سازمان به افراد نابینا در کنار سایر معلولان، نقایص و اشکالاتی وجود دارد که باعث شده تا شما به فکر مطالبه تشکیل سازمان ویژه نابینایان بیفتید؟ ضمن تقدیر از زحمات مسئولان سازمان بهزیستی، باید اذعان کنم که سازمان بهزیستی مسئولیت خدمات رسانی به تمام آسیبدیدگان جسمی، مثل معلولان ذهنی را دارد و حمایتهای خوبی مثل ارائه خدمات پرستاری و نگهداری این افراد را دارد، اما من بارها تأکید کرده ام که نابینا، معلول ذهنی نیست. به نظر من سازمان بهزیستی نمیتواند به طور جداگانه و مستقل به امور نابینایان رسیدگی کند. از دیگر سو، کسانی که مسئولیت اداره سازمان ویژه نابینایان را  بر عهده میگیرند، باید اشراف کامل به مسائل و امور نابینایان به طور خاص داشته باشند. – بنا بر آنچه من دریافتم، منظور شما از تشکیل این سازمان، نفی فعالیتهای سازمان بهزیستی نیست، اما معتقدید سازمان مستقل نابینایان، مطالبات نابینایان را محققتر میسازد. دقیقاً همینطور است. ببینید واژه معلول در تعبیر عامیانه که از قدیم هم خیلی مرسوم بود، یعنی علیل و عاجز. درست است که با از دست دادن یک عضو، معلول میشویم، اما من معتقدم نابینایان به سادگی و با کمک یک فرد بینا کاملاً قادر به انجام امور زندگیشان هستند؛ این کمک از افراد بینا هم در مواردی جزئیست. شما امروز شاهد این اتفاق خوب هستید که بسیاری از امور حقوقی در دفاتر حقوقی توسط فرد نابینا به خوبی انجام میشود. بنا بر این، اطلاق واژه علیل و عاجز به فرد نابینا درست نیست. – نقش نابینایان در اداره امور این سازمان در حوزه های مختلفی مثل مدیریت، اجرا و پیگیری تا چه میزان باید باشد؟ بعد از نابینا شدنم، توانستم با چهره هایی مثل مرحوم دکتر محمد خزائلی و ان جی اوهایی که برای نابینایان فعالیت میکردند، آشنا شوم و همین آشنایی، به من کمک کرد تا با قوانین بین المللی مربوط به نابینایان آشنا شوم. در آن قوانین آمده که اداره امور فرد نابینا باید بر عهده خود او باشد؛ معنای این قانون، بر قادر بودن فرد نابینا به انجام فعالیتهایش دلالت دارد. پس نمیتوانیم اصرار کنیم که ای فرد نابینا! تو توانایی رسیدن به مراتب بالای اداره امور خودت را داری، اما باید افراد دیگری عهده دار اداره امور تو باشند. این خلاف قوانین بین المللیست، حال آنکه امروز میبینیم هیئت مدیره بسیاری از ان جی اوها را افراد بینا تشکیل میدهند و این توهین است. – به نظر شما، در اجرای چنین طرحی میزان حمایتهای دولتی و بخشهای خصوصی به تفکیک نقشها، تا چه میزان باید باشد؟ اصلاً این سازمان باید از سوی دولت حمایت شود تا به طور کاملاً قانونمند عمل کند. یعنی باید این سازمان مثل سایر دوائر دولتی، دارای رسمیت بوده و نه فقط در قامت یک سازمان، بلکه به عنوان یکی از ارکان دولت محسوب شود. اگر منظور شما از بخش خصوصی، ان جی اوهاست، طبیعیست که ان جی اوها میتوانند با حمایتهای مختلف امور خود را پیش ببرند. – نقش قانون جامع حمایت از حقوق معلولان در پیشبرد طرح شما تا چه اندازه است؟ اتفاقاً الآن که در مرحله بازنگری این قانون هستیم، بهترین زمان برای تفکیک مسائل نابینایان از سایر معلولان است و قطعاً تصویب و اجرای این قانون کمک بسیاری در اجرای این طرح خواهد داشت. – اخیراً شما کتابی به نام «آواز پریها» را روانه بازار نشر کرده اید. لطفاً کمی درباره این کتاب بگویید. عنوان این کتاب را بر این اساس انتخاب کردم که بگویم، من تنها پری آوازخوان نیستم، بلکه پریهای دیگری هم هستند که آواز میخوانند و مدل آوازشان مثل پریست. این کتاب شامل چند بخش است از جمله، بحث آوازخوانی که به صورت کاملاً دسته بندی شده است. ریشه این فکر هم از وجود چند شاگردی که دارم شکل گرفت. خب من این شاگردان را به دلیل اینکه آواز من همچنان تمرین شود، تعلیم میدهم. احساس کردم بسیاری از هنرجوها در آموزشگاهها، فرصت لازم برای مرور برخی موارد را ندارند، به همین علت، بر اساس روشهای علمی که مطالعه کرده بودم، سعی کردم به زبان روان و ساده، برخی مبانی را آموزش دهم. هدفم فقط آموزش برخی مبانی آوازی به زبان ساده بود. اشاره کلی به ترانه هایی که خواندم، بخشی از خاطرات، اشاره به آواز کلاسیک و حتی موسیقی ایرانی، از بخشهای دیگر این کتاب است. البته این را هم اضافه کنم که من نسبت به موسیقیدانهایی که کتاب تألیف کرده اند، شاگردم و ادعایی ندارم، اما همانطور که گفتم، هدفم ملموس ساختن موسیقی و مبانی آن برای مبتدیان آواز و حتی علاقه مندان غیر موسیقیدان بود. این کتاب توسط انتشارات کتابسرا منتشر شده و طی توافقی که فیما بین مؤلف و ناشر به عمل آمده، کتاب به صورت نیمبها عرضه میشود و همچنین در سی امین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه خواهد شد. – به عنوان سخن پایانی، اگر نکته ای دارید، لطفاً بیان کنید. چند سال پیش کتابی به نام «آن سوی تاریکی» تألیف کردم که سومین کتاب من است. این کتاب برای آشنایی جامعه با فرد نابینا نوشته شده است تا بدانند در مواجهه با فردی که نابیناست یا نابینا شده، چگونه رفتار کنند. من مطالعه این کتاب را به عموم جامعه پیشنهاد میکنم؛ البته کتاب در مرکز رودکی هم به بریل برگردانده شده است.

مجید سرایی

 

نوروز باستانی با تکنولوژیهای مدرن

پیدا کردنِ سرگرمیهای مناسب برای گذران یک تعطیلات طولانیِ دو تا سه هفته ای کار آسانی نیست. مگر چند روز را میتوان صبح تا شب به دید و بازدید گذراند؟ یا مگر میشود تمام تعطیلاتش را به گشت و گذار گذراند؟ این است که اگر فکر میکنید از تعطیلات طولانی نوروز دچار ملال و خستگی خواهید شد، خوب است که از همین حالا به فکر چاره ای برای این اتفاق باشید. اکثر ما با فرا رسیدن یک تعطیلات درست و حسابی مثل نوروز، به اولین چیزی که فکر میکنیم، کتابهایی است که دوست داشته ایم در طول سال کهنه بخوانیم، اما مشغله زیاد این اجازه را به ما نداده که به سراغشان برویم. خوب یادم هست که قدیمترها که بساط اینترنت به این شکل همه گیر نشده بود، نیمه دوم اسفند برای کارکنان مؤسسات تولید کننده کتابهای بریل و گویا، یکی از پر ترافیکترین برهه ها به حساب میآمد. همه میخواستند هر طور که شده خودشان را به این مراکز برسانند تا برای دو سه هفته پیش رو خوراک فکری تهیه کنند. حالا اما کمتر شاهد چنین جنب و جوشهایی هستیم. قلب اصلیترین تولید کننده محصولات فرهنگی نابینایان که یکی در میان میتپد و دیگر اثری از آن رفت و آمدهای پر شور و حال دیده نمیشود و به مدد ارزان شدن تکنولوژی، هر کس هم هاردی خریده و کوهی از کتاب در اختیار دارد و خود و اطرافیانش را از این نظر تأمین میکند. با این حال اما علاقمندان کتابهای صوتی، بینیاز از اینترنت نیستند. اگر جزو گروه دلبستگان کتابهای صوتی هستید، سر زدن به دو سایت audiolib.ir و navaar.ir را به شما پیشنهاد میکنیم. این دو سایت، مراجعی هستند که اقدام به تولید چنین کتابهایی کرده اند و در آنها هم کتاب رایگان پیدا میشود، هم برخی کتابها که با شیوه ای حرفه ای ضبط شده اند، در قیمتهای مختلف در اختیار کاربران قرار میگیرند. گوش دادن به برنامه های اینترنتی هم در روزهای نوروز میتواند جذابیت خاص خودش را داشته باشد. منظور همان فایلهایی است که به عنوان «Podcast» میشناسیمشان. پادکستها برنامه های دنباله داری هستند که شبکه های مختلف رسمی و غیر رسمی آنها را تولید میکنند و کاربران میتوانند به کمک سایتها یا نرم افزارهای خاصی به صورت منظم آنها را دانلود کرده و در هر زمان که برایشان مناسبتر است، به آنها گوش دهند. برای آن که از دردسرهای مربوط به گشتن و دانلود کردنِ پادکستهای سریالی خلاص شوید، میتوانید از اپلیکیشنهایی استفاده کنید که اصطلاحاً آنها را PodCatcher یا گیرنده پادکست میخوانند. این برنامه ها به کمک «RSS» وبسایتهای مختلف قسمتهای جدید پادکستهای دلخواه شما را پیدا میکنند و حتی در بسیاری مواقع به صورت خودکار برایتان دانلود میکنند. «ناملیک»، نام یکی از بهترین نمونه های داخلیِ گردآورنده پادکست است. «ناملیک» جایی است که جمعی از تولید کنندگان پادکستها علاوه بر انتشار آنها در وبسایت یا کانال شخصیشان، یک نسخه هم در آنجا آپلود میکنند. برای این وبسایت یک اپلیکیشنِ اندروید هم طراحی شده که علاوه بر این که امکان دانلودِ هر پادکست را در اختیار کاربر قرار میدهد، به محض به روز شدنِ هر کدام از سریالهای پادکستی، خبری مبنی بر انتشار آن پادکست در قسمت اعلانهای گوشی نمایش داده میشود. برنامه هایی که در این وبسایت منتشر میشوند، حوزه های مختلفی را شامل میشوند. از اخبار تکنولوژی گرفته تا مباحث هنری و از صدای طبیعت گرفته تا برنامه ای که طی آن، هر شب یک داستان کوتاه با صدای یکی از گویندگان که بعضاً هم از چهره های شناخته شده هستند خوانده میشود و اسمش را گذاشته اند «قصه شب». برای استفاده از امکانات این وبسایت به آدرس: www.namlik.com مراجعه کنید. حال که از پادکستها سخن به میان آمد، بد نیست یادی هم بکنیم از سایت «شنوتو». این سایت هم به آدرس shenoto.com، مرکزی است برای به اشتراک گذاری کتاب، پادکست و هر نوع فایل صوتی. البته این سایت از نظر استانداردهای دسترس پذیری در شرایط خوبی قرار ندارد، اما به هر حال، لنگان لنگان میتوانیم گلیم خود را در میان انبوه فایلها، از آب بکشیم.

یکی دیگر از حوزه های صوتیِ جذاب برای عامه مردم و به طور خاص نابینایان، سخنرانی است. سخنرانی متخصصان و کارشناسانی که در جلسات مختلف انجام میشود و علی القاعده انسان توان شرکت در همه آنها را ندارد. اگر اهل گوش کردن به سخنرانیها باشید به شما سایت صدانت را پیشنهاد میکنیم. سایت صدانت که به همت جمعی از علاقمندان به مباحث فلسفی و فرهنگی اداره میشود، مرجعی است مستقل برای دسترسی آسان به تازه  ترین مطالب، سخنرانیها و مضامینی که در این حوزه قرار میگیرند. برای استفاده از یادداشتها و سخنرانیهای منتشر شده در صدانت، به آدرس 3danet.ir سر بزنید. توجه داشته باشید که لینکها در صدانت به اصطلاح وبگردها مستقیم نیستند و فایلها عموماً بر روی mediafire میزبانی میشوند. پس، لازم است پیش از  دانلود، در مورد نحوه دریافت فایل از این میزبان، تحقیق کنید.

امید هاشمی

 

مروری بر اتفاقات ورزش نابینایان در شش ماه نخست 1395

سال 1395 با فراز و فرودهای بسیاری برای ورزش نابینایان و کمبینایان به پایان رسید. در کنار برگزاری مسابقات باشگاهی و قهرمانی کشور در رشته های مختلف، پارالمپیک 2016 ریودوژانیرو را میتوان مهمترین رویداد برای ورزش کشور منجمله ورزش نابینایان قلمداد کرد. رخدادی که سهم ورزش نابینایان از آن، سه مدال نقره بود. در ادامه، مهمترین اتفاقات ورزش نابینایان در شش ماه نخست سال 95 و نقدی بر عملکرد ورزشکاران نابینا و کمبینا و مسئولین این حوزه را بررسی میکنیم. در اوایل اردیبهشت، مسابقات قهرمانی کشور دو و میدانی نابینایان زیر 17 سال برگزار شد که در بخش آقایان، اصفهان با 45 امتیاز قهرمان شد، همدان با 35 امتیاز در جایگاه دوم قرار گرفت و زنجان نیز با 27 امتیاز سوم شد. در بخش بانوان، فارس با 25 امتیاز اول شد، زنجان با 19 امتیاز در جایگاه دوم قرار گرفت و اصفهان با 12 امتیاز، عنوان سومی را از آن خود کرد. کمبود نیروی انسانی در دو و میدانی نابینایان حس میشود که توجه بیشتر در رده پایه، میتواند به پیدا کردن استعدادهای جدید کمک کند. نوزدهم اردیبهشت، مسابقات گلبال جانبازان بصیر به پایان رسید که در دسته برتر، آذربایجان غربی اول شد، مازندران عنوان دومی را از آن خود کرد و کرمان سوم شد. در روزهای پایانی اردیبهشت ماه، رقابتهای باشگاهی شطرنج نابینایان با قهرمانی منطقه آزاد اروند خوزستان با 15.5 امتیاز به پایان رسید. گیلان با 13 و تهران با 12 امتیاز در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند. نکته جالب توجه در این مسابقات، شرکت تنها شش تیم بود که چهار تیم از دو استان تهران و خوزستان بودند و در واقع، تنها 4 استان در این رقابتها شرکت کردند. در اوایل خرداد ماه، مسابقات باشگاهی دو و میدانی نابینایان در دو بخش بانوان و آقایان برگزار شد. در اواسط خرداد ماه، تیم ملی فوتبال پنج نفره کشورمان به تورنمنت بین المللی برزیل اعزام شد که توانست عنوان نایب قهرمانی این مسابقات را از آن خود کند. پیروزی مقابل آرژانتین در نیمه نهایی و شکست در برابر برزیل میزبان در فینال، تجربیات ارزشمندی از این رقابتها را نصیب ملی پوشان فوتبال نابینایان کشورمان کرد. 18 خرداد، مسابقات قهرمانی کشور گلبال پیشکسوتان به پایان رسید که مازندران اول، تهران دوم و اصفهان در جایگاه سوم قرار گرفت. 28 شهریور، پانزدهمین دوره مسابقات پارالمپیک با کسب مقام پانزدهمی برای کاروان کشورمان به پایان رسید. کاروان فرهنگی-ورزشی منا در این مسابقات، 8 طلا، 9 نقره و 7 برنز و مجموع 24 مدال بدست آورد. در این میان، عملکرد ورزش نابینایان در پارالمپیک ریو را میتوان از نظر کیفی، بهتر از لندن ارزیابی کرد. هرچند این بار هم دست ورزش نابینایان از کسب مدال طلا در پارالمپیک کوتاه ماند، اما ورزشکاران نابینا و کمبینا در ریو سه مدال نقره بدست آوردند. در حالی که در لندن، تنها موفق به کسب یک نقره شده بودند. دو و میدانی نابینایان را میتوان با کسب دو مدال نقره در ریو، موفقترین رشته ورزشی نابینایان قلمداد کرد. سه دونده نابینای کشورمان توانستند، دو نقره توسط سامان پاکباز در پرتاب وزنه و سجاد نیکپرست در پرتاب نیزه بدست آورند. حمید اسلامی در دوی 1500 متر که شانس کسب مدال برای وی نیز قابل تصور بود، پس از انجام مسابقه در مرحله مقدماتی، از سوی داوران دیسکالیفه شد و نتوانست راهی دیدار نهایی شود. در همین رشته در پارالمپیک لندن، هاجر تکتاز، سجاد نیکپرست و عرفان حسینی سه نماینده ورزش نابینایان بودند که تنها یک نقره توسط سجاد نیکپرست کسب کردیم. لذا عملکرد دو و میدانی نابینایان را در ریو، میتوان بهتر از پارالمپیک پیشین ارزیابی کرد. اما ملی پوشان فوتبال پنج نفره نابینایان که در 2012 لندن با شکست مقابل ترکیه در جایگاه ششم قرار گرفته بودند، در ریو با ارائه نمایشی خیره کننده، به فینال صعود کردند و در دیدار نهایی، مغلوب برزیل میزبان، قهرمان تمامی ادوار پارالمپیک در فوتبال نابینایان از آتن تا لندن شدند. کسب عنوان نایب قهرمانی در فوتبال پنج نفره نشان داد، پتانسیل نیروی انسانی در این رشته در کشور وجود دارد. اما کمبود زیرساختها کاملاً حس میشود. اما جودوی نابینایان در ریو، چه از نظر کیفی و چه کمی، عملکرد ضعیفتری نسبت به لندن داشت. چند ماه پیش از آغاز پارالمپیک، خسرو گلکار، سرمربی وقت تیم ملی جودو با فشار کمیته ملی المپیک برکنار شد و محمدرضا یوسفزاده جای ایشان را گرفت. مظلومی، رئیس فدراسیون نابینایان این تغییر را باعث پیشرفت و کسب نتایج بهتر جودوی نابینایان در ریو ارزیابی کرد، اما پس از پایان رقابتهای پارالمپیک و کسب دو عنوان پنجمی توسط امید نوری جعفری و حمزه ندری نشان داد این تحولات هم نتوانست باعث بهبود کیفی نتایج جودوی نابینایان در ریو شود. در ویژه نامه بعدی، مهمترین اتفاقات ورزش نابینایان در شش ماه دوم سال 95 را بررسی خواهیم کرد.

امیر سرمدی

 

فناوری های امیدبخش. بمب خبری HIMS در CSUN ۲۰۱7

آن دسته از نابینایان که اخبار تکنولوژیهای مرتبط با حوزه بینایی را دنبال میکنند و در این عرصه، به اصطلاح رایج این روزها، «Geek» به حساب میآیند، حتماً در جریان هستند که یکی از پر اتفاقترین نمایشگاههایی که در خصوص این تکنولوژیها دایر میشود، CSUN است که همه ساله در آغاز ماه مارس در کالیفرنیای ایالات متحده برگزار میشود. تقریباً میشود گفت که اگر کسی میخواهد بداند که در طول یک یا دو سال آینده قرار است چه فناوریهای تازه ای در دنیای نابینایان عرضه شود، میتواند اخبار این نمایشگاه را رصد کند. امسال هم این نمایشگاه پر بود از خبرهای جالب و شاید یکی از جالبترینهایش، عرضه یک یادداشتبردار اندرویدی از سوی HIMS، یکی از معتبرترین تولید کننده های نمایشگر بریل در دنیا بود. این وسیله ۷۵۰ گرمی، یک نمایشگر بریل ۳۲ کارکتری است که تولید کنندگانش آن را یک تبلت بریل به حساب میآورند. طراحان این دستگاه به این دلیل از این توصیف برای این دستگاه استفاده میکنند که در طراحیش، از اندروید به عنوان سیستم عامل استفاده شده است. نام این نمایشگر، Polaris است و HIMS، با الهام از نام Polaris office viewer که برنامه ای شبیه به Microsoft Office است، این نام را برای این نمایشگر انتخاب کرده است. در طراحی Polaris از اندروید نسخه پنج یا Lollipop استفاده شده است و طراحانش ادعا میکنند هر زمان که تغییر قابل توجهی در نسخه های بروزترِ اندروید اتفاق بیفتد یا گوگل دیگر Lollipop را پشتیبانی نکند، این امکان را دارند که اندروید را بروزرسانی کنند. این دستگاه از نظر سخت افزاری بسیار قابل قبول است و در طراحی آن از یک پردازشگر هشت هسته ای ۲.۱ گیگاهرتزی استفاده شده است. رم دستگاه هم ۲ گیگابایت در نظر گرفته شده است. حافظه داخلی پولاریس هم ۶۴ گیگابایت خواهد بود که برای چنین دستگاهی، بسیار قابل قبول است. وایفای، بلوتوث، HDMI و USB هم از دیگر امکاناتی است که در این دستگاه در نظر گرفته شده است. همچنین یک صفحه نمایش کوچک هم در بالای دستگاه تعبیه شده که میتواند ارتباط نابینا با اطرافیانش را تسهیل کند. البته افرادی که علاوه بر نابینایی دچار اختلالات شنوایی هم باشند میتوانند از صفحه نمایش به عنوان ابزار ارتباطی استفاده کنند. در طراحی Polaris، این امکان در نظر گرفته شده که کاربران بتوانند از تمام امکاناتی که یک کاربر عادی در سیستم عامل اندروید در اختیار دارد، استفاده کنند. کار با Polaris به وسیله کلیدهای بریل و سایر کلیدهایی انجام میشود که روی دستگاه طراحی شده، اما از آنجا که سیستم عامل اندروید برای صفحات لمسی ساخته شده، برای کاربریِ راحتتر، یک بخش کوچک هم به عنوان صفحه لمسی بر روی دستگاه گنجانده شده است. این دستگاه قرار است از ماه مه سال جاری و با قیمت ۵۸۰۰ دلار در بازارهای جهانی عرضه شود.

امید هاشمی

 

سخن هفته ای نود و پنجی

این یادداشت، آخرین سخن هفته در سال جاری است. به همین دلیل نگاهی اجمالی به فلسفه این ستون و دستآوردهای مورد انتظار از آن داریم. اگر بخواهیم سال 95 را از نگاهی کاوشگر به تحولات جامعه افراد دارای آسیب بینایی بررسی کنیم، سالی آرام و کم نوسان بود، دستآورد بزرگی نداشتیم، اما اگر از شاخص اقتصادی بگذریم، پسرفتی هم نداشتیم. شهرهایمان مانند گذشته به کندی مناسب سازی میشوند. یعنی ایمنی شهرها برای تردد نابینایان بسیار کند بهبود مییابد. در زمینه آموزش نیز دستآورد چشمگیر جدی نداشتیم؛ هرچند تفاهمنامه های سازمان بهزیستی با دانشگاه آزاد و پیام نور گامهای ملموس در بهبود تحصیل افراد دارای معلولیت محسوب میشود، اما در زمینه تولید محتوای آموزشی و وسایل کمک آموزشی پیشرفت محسوسی حاصل نشد است. وضعیت مدارسمان نیز به همان منوال است. در عرصه تجهیزات کمک زیستی افراد آسیبدیده بینایی نیز تحول ملموسی نیز نداشتیم. البته در این میان رها شدن مرکز رودکی به حال خود، قطعاً پسرفت جدی در تولید منابع اطلاعاتی نابینایان بود که امید است هرچه سریعتر تدبیر شود. از نظر اشتغال نیز بهبود ملموسی نداشتیم و همچنان اجرای تمام و کمال سهمیه سه درصد استخدامی یا افزایش جذب نابینایان در بخش خصوصی آرزوی بر زمین مانده نابینایان و کمبینایان است. در سطح تشکلها رویدادهای گفتنی، یکی مجمع عمومی شبکه تشکلهای نابینایان و کمبینایان کشور «چاوش» بود و دیگری، همایش بزرگ جامعه بینا، شهروند نابینا در دانشگاه کاشان و با فعالیت جامع نابینایان آن شهر. با این اوصاف، ما نیاز داریم در سال آینده در چند محور اصلی مانند تهیه و توزیع تجهیزات، تولید منابع اطلاعاتی مورد نیاز جامعه نابینایان، ایمن سازی ملموس شهرها و اشتغال پایدار نابینایان، به ویژه تحصیلکرده های رو به افزایش، تحولی مثبت و اثر گذار شکل دهیم و این امر، عزم و حرکت جمعی نابینایان و تشکلهایشان را میطلبد.

سهیل معینی

 

چوب الف. اشمیت، نویسنده ای اخلاقگرا و صمیمی

اریک امانوئل اشمیت, داستان و نمایشنامه نویس فرانسوی در بیست و هشتم مارس 1960 در لیون فرانسه به دنیا آمد. دکترای فلسفه گرفت و به خاطر داستانهای کوتاه, نمایشنامه ها و رمانهایش جوایز ادبی بسیاری را به دست آورد. آثار اشمیت اغلب چنان لطیف, انسانی و صمیمی هستند که بسیار بعید است کسی از خواندن آنها لذت نبرد. داستانها و نمایشنامه های اشمیت کمتر اجتماعی و بیشتر فلسفی و روانشناختی هستند.  اشمیت به پیچیدگیهای روان آدمی, به تنهایی, به عشق و مرگ, به هویت انسان گم شده در دنیای مدرن, به سالمندی و نیاز انسان به معنا و به تمام آن دغدغه های انسانی میپردازد که همه آدمها, گذشته از شرایط اجتماعی, نژادی, مذهبی و تحصیلیشان, این دغدغه ها را عمیقاً تجربه میکنند. همین است که آثار این نویسنده را این همه خواندنی و جذاب میکند. در روایتهای اشمیت تقریباً همیشه عشق را, عشقی انسانی و به دور از ابتذال را راه حل نهایی درماندگیها و تنهاییها و گمگشتگیها خواهید یافت. سخن گفتن از عشق و مرگ، هرگز نه تکراری میشود و نه ملالآور. همین است راز ساده ماندگاری بسیاری از آثار ادبی و هنری. به هر حال معنویت و صمیمیت نهفته در آثار اشمیت که با افول اخلاق در جامعه بازاری شده فرسنگها فاصله دارد, در آستانه بهاری که به استقبالش میرویم, تجربه ای کمنظیر و دوست داشتنی خواهد بود. خواندن این داستانها حتی شده برای زمانی اندک, دقایقی, چند ساعتی… خواننده را به دور از فشارها و شتاب ماشینی و توقف ناپذیر زندگی روزمره, به تأمل و آرامش و اندیشه و تجربه نابترین حقایق بشری دعوت میکند. داستانهای اشمیت پس از پایان یافتن آخرین صفحه شان تمام نمیشوند، بلکه احساس و اندیشه ناشی از تجربه این روایتهای انسانی, تا ساعتها و بلکه روزها همچنان با خواننده خواهند بود. چنانکه گویی به تجربه زیسته او تبدیل شده اند.

نمایشنامه های مهمانسرای دو دنیا, خرده جنایتهای زن و شوهری و نوای اسرارآمیز, مجموعه داستانهای کوتاه یک روز قشنگ بارانی, گلهای معرفت و انجیلهای من و رمانهای زمانی که یک اثر هنری بودم, سوموکاری که نمیتوانست تنومند شود و ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ, بخش از آثار اشمیت هستند که خوشبختانه به صورت کتاب صوتی هم تولید شده و در دسترس دوستان اهل ذوق قرار دارند. نویسنده این سطور، به ویژه خواندن داستان اسکار و بانوی گلیپوش در مجموعه داستان گلهای معرفت را به همه دوستان اهل مطالعه پیشنهاد میکند. نه به این سبب که این داستان لزوماً زیباترین داستان اشمیت است, بلکه بیشتر به این سبب که یکی از زیباترین داستانهاست که چون آخرین داستان یک مجموعه است, ممکن است دیده نشود و حال آنکه خود به تنهایی دنیایی تجربه و زیبایی و لطافت و انسانیت است.

این شماره از ستون حاضر، مقدمه ای بود برای فصلی جدید در چوب الف که در آن, به یاری خداوند متعال, به طور مفصل به رمان, داستان, نمایشنامه و فیلمنامه خواهیم پرداخت.

پرستو ولدخان

 

یک پیشنهاد، معرفی یک عیدی فرهنگی

چند روز پیش به یکی از این کتابفروشیهای درست و حسابی تهران رفته بودم ببینم میشود چندتا هدیه برای عیدی بر و بچه ها دست و پا کنم! صاحب کتابفروشی که کار اصلیش انتشار کتاب است، از آن آدمهای خوش ذوق و اهل مطالعه است که از گپ زدن باهاش کلی چیز میشود یاد گرفت. خلاصه داشتیم تازه ترین کتابهای صوتی و فیلم تئاترها را وارسی میکردیم که یک محصول جالب، توجهم را جلب کرد و حیفم آمد توی روزنامه خدمت همراهان هنر دوست معرفیش نکنم. فیلم تئاتر چهار نمایشنامه خوانی، در واقع خوانش چهار متن نمایشنامه است به شیوه های متفاوت و با شرکت نویسندگان این متون که در سال 1394 در پردیس سینمایی چهارسو برگزار شده است. این برنامه ها مانند سایر فیلم تئاترها که چند سالی است در فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی عرضه میشوند, به طور مستقیم هنگام اجرا فیلمبرداری شده اند و دارای تمام امتیازات و کاستیهای برنامه های زنده هستند. نکته ای که این اثر را از دیگر فیلم تئاترها متمایز میکند، خوانش تمام متن بدون بازی در صحنه است که برای دوستانی که به نمایشنامه خوانی علاقه دارند میتواند بسیار جذاب باشد. تمام شرایط و ویژگیها و حالات صحنه و بازیگران را میشنوی و میتوانی همه را تجسم کنی. اولین نمایشنامه با عنوان خدای کشتار به سبک ایرانی را فرهاد آییش نوشته و با همراهی سه هنرمند دیگر خوانده است. این متن را فرهاد آییش بر اساس متن نمایشنامه «خدای کشتار» اثر مشهور یاسمینا رضا که چندی پیش در تالار اصلی تئاتر شهر اجرا شد, نوشته و به قول خودش آن را بومی سازی کرده است. هر هنرمند یک نقش را خوانده و علیرغم نبودن بازی در صحنه, نقشخوانان کوشیده اند حالات و احساسات نقش خود را به شنونده منتقل کنند. نمایشنامه «تهران زیر بال فرشتگان» را هم نادر برهانی مرند نوشته و نقشخوانان با همراه موسیقی متن و افکتهایی برای فضا سازی, خوانده اند. در این گونه برنامه ها معمولاً علاوه بر نقشخوانان, یک راوی هم حضور دارد که بخشهای مربوط به توضیحات صحنه و حالات شخصیتها را میخواند. محمد چرمشیر، اما متن «سه خواهر» را خودش نوشته و خودش هم خوانده است. سه خواهر از مشهورترین نمایشنامه های آنتوان چخوف, داستان کوتاه و نمایشنامه نویس بنام روس است که در ایران بارها و توسط هنرمندان مختلف اجرا شده است. چرمشیر در شروع اجرا گفته که متن نمایشنامه سه خواهر، اثر آنتوان چخوف را با تغییرات اندکی بازنویسی کرده ام. کار حمید امجد با عنوان «مردی که زنش را گم کرد», در واقع یک مونولوگ است بسیار شبیه به داستان کوتاه که نویسنده به زیبایی آن را برای مخاطبان مشتاقش خوانده است. این اثر جالب را نشر فیلم تئاتر مرکز موسیقی بتهوون در قالب دو حلقه dvd به بازار محصولات فرهنگی عرضه کرده است. مدیر پروژه، عباس غفاری و کارگردان تلویزیونی، احسان بشارت است. علاقه مندان میتوانند این اثر را از طریق فروشگاههای اینترنتی یا مراجعه به کتابفروشیها تهیه کنند.

پرستو ولدخان

 

راهنمای گردشگری. شماره ها و تارنماهايي که پيش از سفر بايد بنویسید و ببينيد

تارنمای آنوبانینی به نشانی www.anobanini.ir/index/fa یکی از بهترین تارنماها در حوزه گردشگری است که نه تنها امکاناتی برای معرفی کامل موزه ها، آشنایی با هتلها و تورهای گردشگری دارد، بلکه مسیرهای گردشگری خاصی را نیز پیشنهاد کرده و حاوی تمام جاذبه های گردشگری هر استان با توضیحاتی کامل است. – در تارنمای ستاد تسهیلات سفر به نشانی http://www.ichto.ir میتوانید تمام مسیرهای سفر پیشنهادی این ستاد را به استانهای مختلف ببینید. در این تارنما همچنین روستاهای گردشگری، تورهای مجری سفرهای ارزان قیمت (همگانی)، مراکز پذیرایی درون شهری، تأسیسات اقامت، سفره خانه ها، واحدهای پذیرایی، گالری عکس و دفاتر خدمات مسافرتی در سراسر کشور به شکلی کامل معرفی شده اند. – در تارنمای سازمان هواشناسی کشور به نشانی http://www.irimo.ir/farsi هر روز وضعیت هوای کشور در هر استان مشخص میشود. – در تارنمای هتل یار به نشانی اینترنتی http://www.hotelyar.com بیش از 100 هتل کشور وجود دارد که میتوانید از طریق اینترنت در آنها اتاق رزرو کنید. – حتماً پیش از سفر به تارنمای پایگاه اطلاع رسانی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به نشانی http://www.police.ir برای بررسی وضعیت ترافیکی راهها هم سری بزنید. – بدون این شماره تلفنها سفر نکنید: مرکز اطلاعات راههای کشور: 9-88878031 تلفن گویا 141 – سازمان هواشناسی: 1966070018 تلفن گویا 134 – اطلاعات پروازهای کشور: 199 و 61021 – شرکت قطارهای مسافری رجا: 139 – سازمان حمل و نقل و پایانه ها: 955295200 – اورژانس: 115 – پلیس: 110

محبوبه مصرقانی

 

آکادمی فارس فاتح لیگ باشگاهی فوتبال پنج نفره نابینایان شد

سومین دوره رقابتهای باشگاهی فوتبال پنج نفره نابینایان چهارشنبه 18 اسفند در شیراز آغاز شد. در این مسابقات شش تیم در دو گروه سه تیمی به مصاف هم رفتند. در گروه اول، آکادمی نابینایان فارس، فولاد اکسین خوزستان و روشندلان خلیج فارس هرمزگان حضور داشتند و در گروه دوم، تیمهای ارژن فارس، هیأت نابینایان گیلان و هیأت نابینایان آذربایجان شرقی جای گرفتند. در روز اول این مسابقات، آکادمی نابینایان فارس با نتیجه 1 بر 0 مقابل روشندلان خلیج فارس هرمزگان به پیروزی دست یافت. هیأت گیلان با نتیجه ۳ بر 0 آذربایجان شرقی را مغلوب کرد و ارژن فارس با همین نتیجه هیأت آذربایجان شرقی را شکست داد. آکادمی فارس نیز ۲ بر 0 فولاد اکسین خوزستان را از میان برداشت. در روز دوم این رقابتها، ارژن فارس با دو گل از سد هیأت گیلان گذشت و فولاد اکسین با یک گل روشندلان خلیج فارس هرمزگان را مغلوب کرد. در مرحله نیمه نهایی این رقابتها، فولاد اکسین خوزستان با برتری 1 بر 0 در ضربات پنالتی، برابر ارژن فارس فینالیست شد و آکادمی فارس نیز با پیروزی 1 بر 0 مقابل گیلان به مسابقه نهایی راه یافت. در فینال سومین دوره رقابتهای باشگاهی فوتبال پنج نفره نابینایان، آکادمی نابینایان فارس با نتیجه 1 بر 0 فولاد اکسین خوزستان را شکست داد و قهرمان این مسابقات شد. در دیدار رده بندی نیز ارژن فارس با نتیجه 4 بر 0 بر هیأت گیلان چیره شد و در جایگاه سوم ایستاد. روشندلان خلیج فارس و هیأت آذربایجان شرقی نیز پنجم و ششم شدند. نکته جالب توجه در خصوص این مسابقات، عدم حضور تیمهای فوتبال نابینایان تهران و کرمان بود که در ادوار قبلی این مسابقات همواره حضور داشتند. همچنین با توجه به اینکه تنها شش تیم حاضر بودند، بهتر بود این تورنمنت مانند اکثر مسابقات باشگاهی به صورت دوره ای برگزار شود تا تمام تیمها بتوانند با هم رقابت کنند.

امیر سرمدی

 

قهرمانی بهزیستی اصفهان و هیأت خوزستان در مسابقات باشگاهی لیگ برتر و دسته اول گلبال

پرونده رقابتهای لیگ برتر و دسته اول گلبال آقایان در سال 95، با قهرمانی تیمهای بهزیستی اصفهان در لیگ برتر و هیأت نابینایان خوزستان در دسته اول بسته شد. دور برگشت از سیزدهمین دوره مسابقات باشگاهی لیگ برتر و دسته اول گلبال آقایان، شنبه 21 اسفند در تهران به پایان رسید. در لیگ برتر، هفت تیم سایپا، کیهانبد تهران، شهید هرندی تهران، نیرو گستر خراسان رضوی، هیأت اردبیل، هیأت تویسرکان و بهزیستی اصفهان حضور داشتند. مسابقات دسته اول نیز با حضور پنج تیم ابابصیر اصفهان، هیأت خوزستان، هیأت بابل، بهزیستی گلستان و باران قروه کردستان برگزار شد. تیمها به صورت دوره ای به مصاف هم رفتند که در نهایت در مسابقات لیگ برتر، بهزیستی اصفهان با 27 امتیاز عنوان قهرمانی را از آن خود کرد، هیأت نابینایان اردبیل با 25 امتیاز در جایگاه دوم قرار گرفت و شهید هرندی تهران با 22 امتیاز سوم شد. هیأت تویسرکان به عنوان تیم هفتم و شهرداری بانه به علت عدم حضور در این مسابقات، به رقابتهای دسته اول سقوط کردند. بهترین خط حمله این مسابقات، با 104 گل زده از آن هیأت اردبیل شد و بهزیستی اصفهان هم با 46 گل خورده، عنوان بهترین خط دفاع را به خود اختصاص داد. در لیگ دسته اول، هیأت خوزستان با 19 امتیاز قهرمان شد، ابابصیر اصفهان با 18 امتیاز در جایگاه دوم قرار گرفت و باران قروه کردستان با 9 امتیاز سوم شد. در نهایت، تیمهای هیأت خوزستان و ابابصیر اصفهان به لیگ برتر سال آینده صعود کردند. هیأت خوزستان با 100 گل زده و 58 گل خورده، عنوان بهترین خط حمله و دفاع این رقابتها را به نام خود ثبت کرد. پتانسیل استانها در ورزش گلبال بسیار فراتر از آن است که در مجموع لیگ برتر و دسته اول، تنها 12 تیم شرکت کنند. لذا میطلبد هیأتهای استانی با جذب اعتبارات لازم، حضور فعالتری در این رشته داشته باشند.

امیر سرمدی

 

صدای خاطره ها. از میان خاطرات شما

از 12 سالگی عضو کتابخانه گویا و بخش قرائتخانه مرکز رودکی شدم که آن روزها به «سازمان» معروف بود. هنوز هم بعد از این همه سال، عده ای از رفقا با همان عنوان از مرکز رودکی یاد میکنند. یادم نمیرود روزی که برای عضویت به همراه پدرم به آنجا مراجعه کردم، با محیطی پر جنب و جوش مواجه شدم؛ محیطی مثل مدرسه شهید محبی، محل تحصیلم. منتها با این تفاوت که تعداد مراجعه کننده های سن و سالدار خیلی زیاد بود و شاید آن روز، کم سن و سالترین مراجعه کننده من بودم. این جنب و جوش تا چند سال پیش هم ادامه داشت، اما به تدریج از حال و هوای آن کم شد. این روزها که پرنده هم پر نمیزند و آدم واقعاً دلش از بودن در محیطی که روزی محل رفت و آمد نابینایان علاقه مند به کتاب بود، اما امروز از آنها خبری نیست، دلش میگیرد. خدا کند دوباره –اما با تدابیر و اندیشه های به دور از منفعت طلبی-، مرکز رودکی رونق گذشته را پیدا کند. غیر قابل انکار است که بخشی از خاطرات خوب من و امثال من در این مکان فرهنگی رقم خورده است. الغرض، من خیلی کتاب میخوانم؛ البته شاید این «خیلی کتاب خواندن»، وجه تمایز نسبت به سایر کتابخوانها نباشد، شاید تنها امتیاز من نسبت به عده ای، سرعت در مطالعه کتاب، چه گویا و چه بریل باشد. همین موضوع، ارتباط من با مرکز یا سازمان سابق را مستمر ساخته است. یادم میآید یک روز برای گرفتن کتاب وارد مرکز شدم و بنا بر روشی که به تدریج به رسم بدل شد، ابتدا به بخش قرائتخانه مراجعه کردم. بر اساس آن رسم، ابتدا در قرائتخانه با مطالعه فهرست کتابهای تازه تولید شده یا فهرست کتابهای ماهها یا سالهای قبل، کتاب مد نظر را انتخاب میکردیم و بعد از آن، وارد بخش گویا میشدیم و به روال قرائتخانه عمل میکردیم. وقتی لیست کتب بریل را مطالعه میکردم، به کتابی درباره داروین برخوردم که متأسفانه اسم کتاب الآن در خاطرم نیست؛ این هم یکی از تبعات مطالعه با سرعت زیاد است. باری، کتاب را درخواست کردم. مسئول قسمت قرائتخانه، خانم حاتمیان بود که همچنان آن مسئولیت را بر عهده دارد و امیدوارم همیشه در مقاطع مختلف کار و زندگی، موفق باشد. این نکته را هم اضافه کنم که از زمان عضویتم در کتابخانه های مرکز تا امروز، مسئولان هر دو کتابخانه همیشه با گرمی و صمیمیت با من و سایر مراجعه کننده ها برخورد کرده اند و به جرأت میتوانم ادعا کنم که هیچ کس، از مسئولان کتابخانه های مرکز، خاطره تلخی در ذهن ندارد. خلاصه، وقتی کتاب را درخواست کردم، خانم حاتمیان به آرشیو مراجعه کرد و بعد از چند دقیقه، با لبخندی بر لب برگشت و گفت: جلد اول و سوم کتاب موجود است، اما جلد دومش نیست. بعد از شنیدن این خبر، من هم خندیدم، با این حال تصمیم گرفتم جلد اول و سوم کتاب را بگیرم. وقتی بر گرفتن کتاب اصرار کردم، باز همان لبخند بر لبان خانم حاتمیان ظاهر شد. کتاب را گرفتم و رفتم و چند روز بعد که برای تحویل جلد اول و سوم و گرفتن جلد دوم مراجعه کردم، باز همان لبخند بر لبان خانم حاتمیان نقش بست. واقعاً هم خنده دار بود. تصور کنید جلد اول و سوم کتابی درباره یک نویسنده معروف را بخوانی و بعد از آن، جلد دوم را مطالعه کنی. همانطور که گفتم، مسئولان کتابخانه ها با صمیمیت و مهربانی غیر قابل وصفی پذیرای مراجعه کننده ها بوده اند. یک روز که برای گرفتن کتاب، مثل سایر دفعات عازم مرکز بودم، در راه به علت نامناسب بودن پیاده روها و وجود وسایل مختلفی که توسط مغازه داران در کف پیاده رو پهن بود، دقت نکردم و با تیر چراغ برق برخورد کردم. خب پیاده روها تنگ و قدیمیست و بافت آن مناطق (بهارستان) بازسازی نشده است و همانطور که گفتم، متأسفانه مغازه دارها هم رعایت حال نابینایان را نمیکنند. بر اثر برخورد با تیر چراغ برق، احساس سوزشی در پیشانیم کردم، اما بیتوجه به آن به مسیرم ادامه دادم. وقتی وارد مرکز شدم، در بخش گویا خانم عطایی، یکی از مسئولان آن بخش، متوجه خون روی پیشانیم شد و با مهربانی، خون را پاک و زخم را پانسمان کرد.

“با سپاس از حسین شیرخانی”

 

پیگیری. مسابقات شنای بانوان میان کشورهای مسلمان

در آخرین شماره از ستون پیگیری در سال 95، میپردازیم به ادامه صحبتهای سمیه شاعری، نایب رئیس بانوان فدراسیون ورزشی نابینایان و کمبینایان که در مجموعه قبل قسمتهای اول و دوم آن را خواندید و در این بخش، قسمت پایانیش را میخوانید: شاعری در خصوص ورزش شنای بانوان در فدراسیون میگوید: «ورزش شنای بانوان با مشکل بینایی، بعد از یک وقفه پنج ساله در سال 93 با دورهای داوری مسابقات نابینایان و کم بینایان کار خود را از سر گرفت. داوران با حضور در کارگاهها و گذراندن دوره، موفق به دریافت گواهی داوری برای شنای بانوان شدند. در آبان ماه سال 95 مسابقات شنای جوانان و بزرگسالان کشوری را برگزار کردیم. مسابقات شنا با توجه به شرایط دینی و مذهبی کشور ما مسابقات برون مرزی ندارد. وقتی اعزام برون مرزی در یک رشته ورزشی نباشد، استقبال از آن رشته در میان افراد کمتر خواهد بود. وی میافزاید: به دلیل استقبال و علاقه مندی ورزشکاران شنا، صحبتهایی صورت گرفته تا مسابقات برون مرزی میان کشورهای اسلامی، به میزبانی ایران برگزار شود، اما در حال حاضر این موضوع در دست کارشناسی است.» سمیه شاعری، نایب رئیس بانوان فدراسیون ورزشی نابینایان و کم بینایان در خصوص افزودن رشته های جدید به فدراسیون نابینایان برای بانوان میگوید: «با توجه به تماسهای مکرر بانوان نابینا برای افزودن ورزش جودو به این فدراسیون، سال گذشته چندین بار از استانهای مختلف استعلام کردیم تا تعداد ورزشکاران جودویشان را به فدراسیون اعلام کنند. همزمان با مسابقات بهمن ماه گلبال، 6 نفر از ورزشکاران جودو در استانهای مختلف برای این رشته اعلام آمادگی کردند و طی صحبتهای صورت گرفته با رئیس فدراسیون نابینایان و کم بینایان، قرار است با دعوت از این شش ورزشکار، سطح و توانمندی آنها را مورد بررسی قرار دهیم و حتی اگر یک نفر هم آمادگی حضور در مسابقات را داشت شرایط لازم برای حضور در مسابقات برون مرزی را برایش فراهم کنیم.» شاعری در ادامه صحبتهایش با اشاره به استقبال کمرنگ برخی استانها از ورزش بانوان نابینا و کم بینا می افزاید: «بوشهر، لرستان، قم، ایلام و البرز در بخش ورزش بانوان نابینا و کم بینا بسیار ضعیف عمل کردند. از استان قم فقط شطرنج را داشتیم که نشان از مشارکت کم دختران نابینا در این استان است. اما استان هایی همچون سمنان، اصفهان، فارس، گلستان، مازندران، آذربایجان، تهران و… در اکثر بخشها و رشته های ورزشی بانوان فعالیت بسیار دارند. به صورت فرهنگی در جامعه ما محدودیتهایی دربخش ورزشی برای بانوان وجود دارد. این محدودیتها برای بانوان نابینا چند صد برابر بیشتر از بانوان با وضعیت جسمانی سالم است. حضور دختران معلول یا نابینا در عرصه های ورزشی یا دیگر بخشهای جامعه قطعاً با مشکلات مختلف مالی یا تردد در سطح شهر همراه است. حضور دختران نابینا در میادین ورزشی به مراتب سخت تر از پسران نابینا است. وی با اشاره به نگاههای حرفه ای به ورزش بانوان نابینا می افزاید: حضور بانوان در بخش ورزشی با توجه به مشکلاتی که ذکر کردم، همواره با مشکلات فراوانی رو برو است. با این شرایط بانوان نابینای ما در میادین ورزشی حضورپیدا میکنند و ما هم از آنها نتیجه حرفه ای در مسابقات را انتظار داریم، اما این نکته حائز اهمیت است که آیا ما به عنوان مسئولان ورزشی این قشر به آنها امکانات ویژه و تسهیلات خاص هم ارائه کرده ایم؟ آیا ما توان این را داریم به آنها متفاوت نگاه کنیم یا متفاوت خدمت دهیم؟ پس نباید سطح توقع ما از این افراد بالا باشد. ما بانوان مستعدی در ورزش داریم که با کمترین امکانات و سخت ترین شرایط تمرین میکنند و این من هستم که باید مسیر را برای این ورزشکاران هموار سازم تا بتوانند استعداد درونی خود را در عرصه های بین المللی به نمایش بگذارند. خوشبختانه در این سالها نگاه خانواده ها به استعداد دختران نابینایشان بیشتر شده است. برای یک دختر نابینا و کم بینا تمام زندگی با ورزش کردن و فعالیت اجتماعی معنای بهتری پیدا میکند و چه بسا با فعالیتهای ورزشی روحیه و جسمشان هم شاداب خواهد شد. وی در پایان صحبتهایش با اشاره به افزایش روحیه دختران نابینا در رشته های ورزشی میگوید: اگر من مسئول بتوانم 5 دختر معلول و نابینا را از خانه ها بیرون بکشم و به فعالیتهای اجتماعی و ورزش دعوت کنم، قدم بزرگی برداشتم، چرا که وقتی دختران نابینا در بخش مسابقات برون مرزی به مقام دست پیدا میکنند و جوایز متعددی دریافت میکنند، هم از نظر روحی و هم از نظر مالی تأمین میشوند. با اینکه محدودیتهای جسمیشان سدی برای این ورزشکاران نیست و با تلاش خستگی ناپذیر استعدادهای خود را تقویت کرده و در عرصه های ملی و بین المللی خود را اثبات کرده اند، اما این استعدادها اگر حمایت نشوند، سرد شده و خاموش میشوند..

(محدثه جعفری)

 

آهنگ و درنگ. اصطلاحی به نام موسیقی مدرن

از زمان پیدایش ستون آهنگ و درنگ تا به حال، به جز معدود دفعاتی که به دلیل همزمانی انتشار ستون با رویدادهای خاص، به گزارش و نقد آن رویدادها پرداختیم، در سایر شماره ها سعی کردیم در فضایی هرچند محدود، به معرفی چیزی که با نام موسیقی کلاسیک در دنیا شناخته میشود بپردازیم. پدیده ای که اساس و شالوده بسیاری از موسیقیهایی است که امروزه در سبکهای مختلف، این طرف و آن طرف شنیده میشود، به طور جد، وامدار هنرمندان و آفریدگارانِ بزرگی است که در بازه زمانیِ ششصد سال گذشته، انواع و اقسام خلاقیتها را در موسیقی به وجود آورده اند و تئوریهای مختلف را طرحریزی و قابل استفاده کرده اند. از موسیقیِ قرون وسطی نوشتیم و موسیقی باروک، کلاسیک و رمانتیک را واکاوی کردیم و نمونه های صوتی از هر دوره را با هم شنیدیم و برخی از ماندگارترین آفرینندگان هر دوره را هم شناختیم. در آخرین شماره از آهنگ و درنگ در سال ۹۵، بد نیست نگاهی داشته باشیم به متأخرترین دوره از دوره های اصلی در موسیقی کلاسیک و پرونده معرفی دوره های مختلف موسیقی را در پایان سال، ببندیم و در سال تازه، به سراغ مفاهیمِ تازه برویم. آنچه که در میان اهالی موسیقی به عنوان آخرین دوره از دوره های اصلی و چهارگانه موسیقی شناخته میشود، دوره ای است که با نام موسیقی مدرن از آن یاد میشود. موسیقی مدرن یا نوگرایی در موسیقی، به دیدگاهی فلسفی و زیباییشناسانه اشاره دارد که برگرفته از تغییر در زبان موسیقایی و توسعه آن در سالهای پایانی سده ۱۹ میلادی و ابتدای سده ۲۰، است. در این دوره، واکنشهای مختلفی برای به چالش کشیدن و تفسیر دسته بندیهای قدیمیتر موسیقی رخ داد به شکلی که نوآوریهایی برای گشودن راهی تازه در سازماندهی و رسیدن به دیدگاههای ملودیک، هارمونیک و صدایی تازه در موسیقی پدید آمدند و نگاه جهانی زیبایی شناسانه را در ارتباطی نزدیک با دوره ای بزرگتر، قابل شناسایی و هویتدار از نوگرایی در هنر آن زمان، تغییر دادند. از ویژگیهای برجسته این دوره، کثرت در زبان موسیقی است که نشان میدهد هیچ سبک موسیقایی تا کنون، در موضع غالب نبوده است. حقیقت ذاتی این تفکر، این اعتقاد است که موسیقی به هیچ وجه پدیده ای ایستا نیست که توسط حقایق همیشگی و اصول کلاسیک تعریف شود، بلکه پدیده ای است، ذاتاً تاریخی و تکاملی. در حالی که اعتقاد به پیشرفت موسیقایی یا اصل نوآوری در مدرنیسم، تازه و یکتا نیستند، بلکه مانند ارزشهایی هستند که به طور ویژه در مواضع زیبایی شناختی نوگرایی اهمیت دارند. بحث در باره موسیقی مدرن زیاد است، اما این بحث را در اینجا خاتمه میدهیم و ادامه آن را به ذهن کنجکاو و جستجوگرِ مخاطبانمان وامیگذاریم. اما به عنوان یک نمونه صوتی از دوره مدرن، لطفاً گوش کنید به فانتزی برای ویلن با همراهی پیانو، اثر آرنولد شونبرگ.

امید هاشمی

 

عیدانه.  شور و شیرینهای عید

تعطیلات عید نزدیک است و خرید کردن حال و هوای قشنگی به این روزهایمان میدهد؛ خرید مواد غذایی هم در این میان پررنگ تر و مهمتر است. شیرینی و شکلات، آجیل و میوه برای پذیرایی از مهمانان نوروزی است. علیرغم وضعیت بسیار مناسب تولید خشکبار و وفور محصول، بازار آجیل یکی از بی سامانترین بازارهای شب عید است و فروشندگان به هر نرخی که دلخواهشان است محصولاتشان را عرضه میکنند. اما شما اگر میخواهید آجیل خوب با قیمت مناسب را خریداری کنید، بهتر است سری به نمایشگاههای بهاره بزنید؛ چرا که تعداد فروشندگان آجیل و شکلات و… بسیارند. برای همین، بازار رقابت داغ داغ است و این امتیاز را به شما میدهد که با تست محصولات، بهترین را با قیمت مناسب خریداری کنید. برای آنکه از میانگین قیمتهای بازار آگاه باشید، ما سری به مراکز خرید آجیل و شکلات زدیم تا با بررسی قیمتها شما را در خریدتان یاری کنیم. اگر قصد خرید از فروشگاههای بهاره را دارید، بهتر است بدانید مغز گردو هر کیلو 56 هزار تومان، انجیر کیلویی 22 هزار تومان، توت خشک کیلویی 34 هزار تومان، مویز هر کیلو 27 هزار تومان، گردو خورشتی 40 هزار تومان؛ تخمه آفتابگردان، تخمه کدو و مرمری زرد، تخمه محبوبی و تخمه ژاپنی به ترتیب، کیلویی 12، 20، 15 و 25 هزار تومان است. پسته اکبری و مغز بادام و فندق دستچین هر کیلو 56 هزار تومان و پسته کله قوچی 39 هزار تومان است. البته این اقلام در غرفه ها با قیمتهای متفاوتی عرضه میشوند؛ مثلاً در غرفه ای پسته اکبری  42 هزار تومان، گردو کاغذی 28 هزار تومان بود. بادام زمینی با رنج قیمتی از کیلویی 15 تا 25 هزار تومان نیز در این نمایشگاه عرضه میشود. آجیل چهار مغز هر کیلو 42 هزار تومان. بادام منقا هر کیلو 40 هزار تومان. میتوانید شکلات کاکائویی با مارکدارک در سه درجه تلخی 38 درصد، 54 درصد و 78 درصد را با قیمت هر کیلو 17 هزار تومان خریداری کنید. همچنین شکلات کاکائو با مغز مارک شیرین عسل را با قیمت هر کیلو 28 هزار تومان و همچنین شکلاتهای دیگر با مارکهای مختلف را میتوانید با رنج قیمتی از 42 الی 55 هزار تومان تهیه کنید. پشمک حاج عبد ا… کیلویی 17 هزار تومان. شیرینی آلمانی درشت هر بسته 25 هزار تومان، شیرینی نخودچی هر بسته 11 هزار تومان است. با گشت و گذار در شیرینی فروشیهای شهرمان قیمت چند قلم از این محصولات خوشمزه، اما زیانآور را جویا شدم. اکثر شیرینی فروشیها شیرینیهایی که میشود در این ایام به مدت بیشتری مصرف و نگهداری کرد را در ظرفهای یک کیلویی تا یک کیلو و 200 گرمی بسته بندی کردند. قیمت برخی از این شیرینیها به طور تقریبی: یک بسته شیرینی نروژی 31 هزار تومان، رویال شکلاتی 25 هزار تومان، فرانسوی 21 هزار تومان، تسمه ای مربایی 20 هزار تومان، سوئدی 22 هزار تومان. کرانچ 19 هزار تومان و شیرینی تر، کیلویی 15 هزار تومان است.

محدثه جعفری

امیر سرمدی

درباره امیر سرمدی

فعال رسانه ای نابینایان، متولد سال 68 و ساکن تهران.
این نوشته در اجتماعی, اخبار ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 Responses to شهر خبر معلولین. انتشار بیست و پنج خبر در شمارگان سی و پنجم

  1. 1

    سلام عالی بود ممنون خسته نباشی عید مبارک

  2. 2
  3. 3

    دروووود. مرسی امیر. سال نو تو هم مبارک باشه.به جرأت میگم یکی از بهترین کارایی هست که انجامش میدی. واقعاً ایول و خسته نباشی. امیدوارم ادامه داشته باشه.
    البته بگما. اون قسمتی که تبسم هم منتشر کرد قشنگ بود خَخ.
    مرسی و هزاران مرسی بر تو.

  4. 4
    مظاهری says:

    مثل همیشه عالی.
    عید بر شما و خانواده ی سه نفرتون مبارک، امیر سرمدی پرداکشن،
    آرمان سرمدی پرداکشن و تبسم چلوی

  5. 5
    مهدی 313 says:

    سلام و عرض ادب. دست شما درد نکنه و سال خوبی را برای شما آرزومندم. موفق و پیروز باشید

  6. 6
    فرشته says:

    سلااام. همه رو خوندم و از چوب ا خیییییلی لذت بردم
    سپاس فراوون
    امیدوارم شما در کنار تبسم جان و آرمان کوچولوی دوست داشتنی سال خوب و سرشار از خاطرات شیرینی رو داشته باشید.

  7. 7
    فریبرز کردلو says:

    سلام آقا امیر بابت انتشار این پست ها ازت ممنونم و با آرزوی بهترین ها برایت در سال 96

  8. 8

    سلااااام آقا امیییر!
    عیدتون مُباااارک!
    ممنون بعضی از بخشاشو خوندم!
    عاالیه واقعا ضحمت میکشین!
    ممنوووووووووووووووون!
    خسته نباشین و فعلا با اجازه مرخص!

  9. 9
    کامبیز کامبیز says:

    امیر رفته دهات، و نت نداره این پست را امیر منتشر نکرده بلکه روحش منتشریده.
    تشکر ای روح امیر

  10. 10
    کورش says:

    امیر عزیز سلام. عیدت مبارک. به خاطر امتشار این پست خوب ممنون. امیدوارم همیشه شاد و پر انرژی باشی.

  11. 11

    درود امیر جان با نهایت تقدیر و تشکر بابت این همه خوبی
    انشالا سال پر از شادی و نشاط و آرامشی داشته باشید.
    در پناه الطاف بیکران او آرام باشید.

  12. 12

    سلاااااام امیر عزیز.
    واقعا بهت خسته نباشی میگم و سال خوبی رو واستون آرزو میكنم.
    امیدوارم كه سال 96 خبرهای درجه یك واسمون بزاری و
    موفق باشید.

  13. 13
    کاربر 2018 کاربر 2211 says:

    سلام آقای سرمدی. سال نو شما و خانواده معظمتان مبارک و خجسته باد. تشکر.

  14. 14
    سعید عابدی says:

    سلام و سپاس بابت زحمت شما. یه نکته به نظرم آمد که گفتم مطرح کنم: بارها توی روزنامه عبارت هایی مثل “دارای آسیب بینایی”, “دارای معلولیت” و نظایرش نوشته می شود. حد اقل من که زیر بار نمیرم کسی این گرفتاری ها را به عنوان “دارایی” بِهِم قالب کنه. بهتره بنویسید “مبتتلا” یا “دچار” معلولیت. اگه از من نمی پذیرید غلط ننویسیم مرحوم ابو الحسن نجفی را ببینید.

  15. 15

    سلام امیر جان، سال نو مبارک، سالی سرشار از خبرهای خوش و اتفاقات خوب را برای شما و خانواده ی محترمتون آرزو دارم، از طرف من گل پسرتون را ببوسید، از این مجموعه ی شهر خبر هم واقعاً استفاده کردم یک دنیا ممنون.چ یا علی

  16. 16
    حمیدرضا آب روشن says:

    سلام خیلی خوبه که تو زدن این پست اخبار پشت کار داری
    آهان راستی این ترجمه ی شاین چی شد؟ داوود که فکر کنم تموم شده کارش
    و این که این پکجاز آپدیتش کی میاد؟ مگه قرار نبود فروردین بیاد؟
    اگه هنوز قراره تغییر کنه به اون موارد اشکالات این رو هم اضافه کن که این تبدیل ورد به انگلیسیش صد درصد یه فایل رو تبدیل نمیکنه و همیشه آخر فایل رو میندازه یا این که محدودیت صفحه داره یا تا آخر هر فایلی نمیخونه

دیدگاهتان را بنویسید