میاین یکم کلاه برداری کنیم؟ واسه چپاول هستید؟

سلام
والا از شما بی معرفت تر ندیدم.
آخه این رسم هم محله ای بودنه که یه سر به همسایهتون نزنید و احوالی ازش نپرسید؟
ماه تا ماه در خونه, پاورقی. [صندق پیغام خصوصی] َش نزنید
نه شما بگید
خب میخواستم یه راز رو باهااتون در میون بزارم.
سراتونو بیارید جلو!
آهان
بستهههه باابا
میخواستم سر یه شرکتی و البته یه تی تی اسی و یه نرم افزاری رو کلاه بزارم.
اما هیچ جوره نتونستم.
این شد که  گفتم عقلهامون رو بزاریم رو هم ببینیم چیکار باس بکنیم.
حالا میگید این کلاه  رو سر کی باید بزاریم؟
سرتون رو بیارید جلوتر.
جلوتر.
جلوتر.
خوبه.
راستش میخواستم اگه میشه یه شبیخون به شرکت پکتوس بزنیم.
تعجب کردی؟
آره میخوام کتابخونش رو یه چپاول درست حسابی کنیم.
آخه میدونید؟
بعضی از کتابهاشون رو به هیچ وجه من الوجوه نمیشه از جای دیگه گیر آورد.
باورتون نمیشه؟
خب یکیتون بره کتاب نیمی از وجودم اثر نسرین قدیری, یا بغض تنهایی یا خیلی از کتابهای رولد دال رو برا من بیاره ببینم.
دیدید نیست.
البته اگه یه جفت چشم خداوند مهربون به من داده بود حتما با کتاب بینایی میخوندمش.
ولی حالا که نداده.
میخواستم از شما استادان, متخصصان, کامپیوتر دوستان بپرسم آیا میشه یه طوری  کتابهای نرم افزار bookreadereh navid رو ازش استخراج کنیم؟
اگه هم نمیشه میتونیم با شرکت پکتوس هماهنگی کنیم که بعضی از کتابهاشون رو در اختیار ما بزارند؟
خواهش میکنم تا میتونید فکر کنیدو فکر کنید.
خیلیهامون به کتابهاش احتیاج داریم.
خود نرم افزار هم زیادی سنگین و پر درد سر هستش.
من که عطاش رو به لقاش بخشیدم.
خخخخخ
خب تو کامنتا میبینمتون.
بای.

درباره سامان

درود بر خانندگان Biography من. سامان بهمنی هستم. 19 ساله از استان کردستان. دانشجوی فقه و حقوق شافعی دانشگاه تهران. تا کلاس پنجم در مدرسه استثنایی توحید سنندج درس خواندم و از پایه ی شش به بعد به صورت تلفیقی در مدارس عادی تحصیل کردم. دو سال آخر متوسطه را هم در مجتمع شهید محبی سپری کردم. نابینای مطلق مادرزاد هستم. از علایقم میتونم به موسیقی, ورزش, زبان انگلیسی, کامپیوتر, مطالعه, تماشای فوتبال, نویسندگی, مسافرت و بودن در جمع دوستان اشاره کنم. رابطه ام با جامعه نابینایان کمتر ولی در بعضی محفلها و انجمنهای نابینایان عضو هستم. همانطور که گفتم به موسیقی علاقه ی بسیار زیادی دارم و خوشبختانه در این زمینه موفق هم بوده ام. ساز تخصصی ام پیانو هست و نی را هم تا حدی فرا گرفته ام. دو سال پیاپی مقام اول تکنوازی پیانوی استان را کسب کردم. موسیقی سنتی و سپس پاپ را خیلی دوست دارم و از جمله خانندگان مورد علاقه ی من استاد محمدرضا و همایون شجریان, سالار عقیلی, استاد معین, شادمهر و محمد اصفهانی هستند. سعی میکنم بخشی از وقتمدر روز را به مطالعه به خصوص کتابها و رمانهای ایرانی و خارجی اختصاص دهم. از میان رشته های ورزشی به گلبال, شنا و شطرنج بیشتر از همه علاقمندم و فعالیت داشته ام. عضو تیم گلبال کردستان بودم . فوتبال را هم خیلی دوست دارم. هوادار دو آتشه تیم پرسپولیس و رئال مادرید هستم. تا جایی که بتوانم بازیهای حساس پرسپولیس را در ورزشگاه آزادی از نزدیک میبینم. دو خواهر نابینا دارم که فارق التحصیل رشتههای ادبیات داستانی و علوم تربیتی هستند. به نوشتن واقعا عشق میورزم. به گفته دبیرانم انشاها و متنهایم به لطف خدا همیشه عالی بوده. به بازیگری هم علاقه دارم. تا به حال دو فیلم کردی بازی کرده ام که اولی به اسم دف به کارگردانی آقای بهمن قبادی که توانست جوایز معروفی همچون: جایزه بهترین مستند کوتاه از فستیوال فیلم بین‌المللی Docusur، اکتبر ۲۰۰۶، اسپانیا • جایزه بهترین فیلم کوتاه از چهارمین فستیوال فیلم همه جاده‌های نشنال جئوگرافی، واشنگتن دی‌سی، اکتبر و نوامبر ۲۰۰۷، ایالات متحده آمریکا • جایزه منتخب تماشاگران از چهارمین فستیوال فیلم همه جاده‌های نشنال جئوگرافی، سانتا فه، نوامبر و دسامبر ۲۰۰۷، نیومکزیکو را کسب کند. و دومی به اسم افصانها های کردستان. در سریال محکومین که اخیرا از تلویزیون پخش شد, قطعه ای با پیانو اجرا کردم که به دلایلی اجازه پخش نیافت. از اردیبهشت ماهه سال 94 به محله نابینایان پیوستم. اصولا من آدمی شاد, شوخ, بسیار رک و شفاف, پایه مسافرت و بودن با دوستان, کمی زودجوش, نه کاملا خوشبین و نه کاملا بدبین, هوادار جناح اصلاحطلب و لیبرال هستم. دوستانی که مایل بودند با بنده تماس بگیرند میتونند از ایمیل: sepehr.sotoodeh135@gmail.com و یا شماره ی 0 918 439 13 93 استفاده کنند. و خداوند گفت بگذار نور باشد و نور بود. و خداوند گفت بگذار زندگی باشد و زندگی بود. اما قبل از هر چيز خداوند گفته بود و بگذار تا عشق باشد که هرگز چیزی مانند آن را نیافریده ام که نور و زندگی را عشق پیوند میدهد .... پس عشق بود و نور و زندگی.
این نوشته در صحبت های خودمونی, طنز, کامپیوتر, کتاب, نرم افزار های کاربردی ارسال و , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

12 Responses to میاین یکم کلاه برداری کنیم؟ واسه چپاول هستید؟

  1. 1
  2. 2

    درود. خَخ ولی فکر نکنم بشه. مگر اینکه خود شرکت موافقت کنه و بهمون بده. البته نشد که وجود نداره ولی خب کار سختی به نظر میرسه.
    حالا به کامبیز میگم بیشتر فکر کنه تا بینیم چی میشه.

  3. 3
    احمد عبد الله پور says:

    سلام و درود بر داش سااامی والا من که بیسوادم ولی اگه چیزی میدونستم شک نکن که حتماً کمکت میکردم
    به هر حال امیدوارم که با تعامل و گفت و گو حلش کنی
    به هر حال مرسی بابت این پست روزت خوش و خدا نگهدار

  4. 4
    رسول رضایی says:

    سلام سامی جان.چندین سال پیش دانشگاه اصفهان این کار رو کرده بود و می تونست کتابها رو از نرم افزار پکتوسدر بیاره.ولی راهش رو به ما نگفت.یه تماسی با آقای هادیان یا سمیعی بگیر

  5. 5
    عدسی بشاشadasi says:

    درود!
    خب امیر سرمدی که معاون مدیر کل شرکت کاکتوس است و همه کاری ازش برمیاد و نیازی به کلاه برداری تو نیست…
    خودت باهاش تماس بگیر و مشکلت را دوستانه بیان کن تا دوستانه تر حل بشه!

  6. 6
    Mehdi rajabi says:

    دروووود. اگه راهشو پیدا کردی تکخوری نکن. به ما هم بگو. بای.

  7. 7
    حمیدرضا آب روشن says:

    ببین همچین نوشتی کلاهبرداری گفتم حالا میخواد چی کار کنه@@!!! یه نفر از موزه ی لوبر یه سکه ی تمام عیار طلا رو برده بود که تو یه شیشه ی ضد گلوله بود و یه هشدار دهنده ی بسیار حساس هم داشت!!! حالا این سامان میخواد یه کتاب رو از یه نرم افزار در بیاره اسمش رو گذاشته چی!!!!!!؟ خب برو توش اگه منوی ادیت داره کپی رو بزن یا ctrl +a بزن که متنش سلکت شه و کپیش کن اگه بشه اگه هم نشد یه تماس با خودشون بگیر این که کد سورس نرمافزارشون نیست که اگه در آوردی بگی من خیلی کار شاقی کردم خخخخخخخخ

دیدگاهتان را بنویسید