ماجراهای من و دلتنگیام، و خوابهای دنباله دارم واسه محله!

سلام به همه!
وااای که دلم لک زده بود واسه ی پست زدن توی محله، واسه صمیمیت اینجا، قهر و آشتیاش و خلاصه همه ی ماجراهاش!
مثل کسی بودم که یه غریبه بی اجازه اومده و اتاقشو اشغال کرده، ولی هیچ کاری واسه بیرون کردن این غریبه از دستم بر نمیومد!
هر روز محله رو باز میکردم و با هر بار بالا نیومدنش دلم میگرفت. خلاصه یه چیزی کم بود!
اما اگر بگم خواب دیدم که چه روزی قراره محله مون برگرده باور میکنین؟ به جان خودم راست میگم! از آقای خادمی تو خواب پرسیدم، ایشونم گفتن و دقیقا همون روز محله برگشت!
فکر کنم کسی اندازه من واسه محله خواب ندیده!
اول که پریسا و قناری، بعد هم دور همی و حالا هم که تاریخ اومدن محله پیشمون!
بگذریم، این دلتنگی رفع شد با انتشار این پست، حالا حال زندگیتون چطوره؟
من که حسابی خوبم! نه اینکه غصه و غمی نیست، نه اینکه دلتنگ چیزی نیستم، چرا، همه ی اینا هست، اما روی روالش! یه زندگی آروم و بیصدا و رو به جلو رو دارم میگذرونم که کاش چیزی نیاد و مخل این آرامش نشه!
آروم دلتنگ میشم، آروم دلم میشکنه، آروم شاد میشم و آروم اشک میریزم!
مدتیه دارم از دوستای فضای حقیقیم میخوام که یه روز رو مشخص کنن دور هم جمع بشیم و بگیم و بخندیم، ولی واسه فراهم نشدن بساط این دور همی بهانه های مختلف میارن! خب شاید دل مشغولیای جدید، دوستای جدید، اتفاقای جدید و 1000 تا چیز جدید دیگه باعث شده سرشون حسابی گرم باشه و به این دعوت پاسخ منفی بدن! اشکالی نداره، گفتم که آروم و بیصدا دارم میرم جلو، از کنار این بهانه ها هم آروم و بیصدا میگذرم!
آره، مدتیه آروم گذشتن رو یاد گرفتم، از کنار هر کسی که دلمو میشکنه آروم میگذرم! این گذشتن همیشه به معنی بخشش نبوده، آینده رو نمیدونم، حد اقل الآن یه سری رو نمیتونم ببخشم! آروم گذشتنی که میگم خیلی وقتا به معنی آروم رد شدن و رفتن هست. اونقدر آروم که خود اون طرفم متوجه نشه کی و چجوری رفتم و هرگز نیاد دنبالم!
بعدش توی شبایی که مثل خوره میفته به جون آدم و ذره ذره روح آدمو میخوره، من میمونم و اشکای آروم و بیصدا و کلی چرا. کلی گله بازم آروم که گوش هیچکس از شنیدنشون اذیت نشه!
گفتم زندگی روی روالی دارم، 1شنبه ها و 3شنبه ها از ساعت 9 صبح تا 5 عصر توی انجمن نابینایانمون کلاس زبان و قرآن گذاشتم واسه بچه ها، 4شنبه و شنبه هام هم کم کم داره پر میشه که اگر شد حتما بهتون میگم چجوری. فقط این وسط میمونه 2شنبه و 5شنبه که امیدوارم زودتر واسه پر شدن این 2 روز هم یه کاری پیدا کنم.
حقیقتش خیلی دوست دارم کلاس زبان انجمن رو تا جایی برسونم که حد اقل بچه ها ترسشون از زبان بریزه و حتی اگر توی انجمن هم نخواستن ادامه بدن، خودشون از طریق آموزشگاه ادامه بدن.
هان یه سوال، قبلا از رسیدن به آرزوم به همین زودیا واستون نوشته بودم، ولی این روزا مدام داره امروز و فردا میشه و واااای که این حال بلا تکلیفی چقدر حال بدیههه. دعا کنین خیییلی زود از این حال بیرون بیام. دیشب توی گروهمون که اتفاقایی از جنس آرزوی من داخلش اطلاعرسانی میشه، مدیرمون گفت به زودی خبرای خوشی داره واسمون. وای که این به زودیا چقدر دیییر از راه میرسن!
حالا لنا و سارای هر روز میپرسن چی شد، نگرانم هستن و منم هر روز میگم هنوز اطلاع ندادن! لنا میگه من جای تو نگران و منتظرم، سارای دیشب گفت شماره مدیرتون رو بده من صحبت کنم باهاش، منم گفتم بیخیال نمیخواد خودتو اذیت کنی! گاهی با پریسا قهر میکنم و اونم میگه دیوونه خخخ! کاش این اتفاق هرچه زودتر بیفته تا عده ای از دست من راحت بشن، مخصوصا سارای که قراره باهام بیاد و از همراهیش، و کمکای کسی که داره این اتفاق رو واسم رقم میزنه خیییلی زیاااد ممنووونم.
این از من، شما هم اگر دوست داشتین یه کم از خودتون بگین.
مثل همیشه، دوستون دارم و این یه تعارف نیست، همه ی زندگی منه!
لحظاتتون سرشار از لبخند خدا!

غزل

درباره غزل

با سلام. فرزانه ی عظیمی هستم، متولد یازده آبان هزار و سیصد و هفتاد و دارای مدرک کارشناسی حقوق.
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

34 Responses to ماجراهای من و دلتنگیام، و خوابهای دنباله دارم واسه محله!

  1. 1
    کامبیز کامبیز says:

    اون غریبه من بودم. نمیتونی بیرونم کنی.
    از پرنده میترسی؟

  2. 2

    پس چرا تو خواب من نمیاد خبر مرگش؟

  3. 3
    صادق says:

    با سلام و عرض ادب خدمت شما
    از پستتون متشکرم
    برایتون آرزو ی توفیق میکنم
    موفق باشید

  4. 4

    درود غزل بانو. ما هم دلتنگ نوشتههای شما بودیم. ولی خواهشا از اشکو مشکو اینجور چیزا نگووو دلم میگیره غصه میخورم. دوست دارم همهتون برای همیشه شاد باشید. وجود گرامی همگی شما عزیزانم سرشار از مهر محبت شادی شادکامی شادمانی و لطف و صفا باشه. کاش به آرزویت هرچه زودتر برسی و ما را هم خوشحال کنی. فقط شیرینی یااادت نره.

    • 4.1
      غزل غزل says:

      سلام عمو. این مهربونی شماست که تحمل دیدن ناراحتی ما رو ندارین. ما هم متقابلا شادی رو هر لحظه بیشتر از لحظه ی پیش واستون میخوایم

  5. 5

    درود. امیدوارم که, هر چی زودتر از بلاتکلیفی در بیایی که هیچ دردی بدتر از این یکی حد اقلش من سراغ ندارم.
    حال ما هم تعریفی نداره. مث گذشته. نفسی میاد و میره.
    منتظر خبرای خوشحال کننده از طرفت هستیم. خوشحالیه تو خوشحالیه ماست.
    انجمن راضیان به رضای خدا خَخ.

  6. 6
    ابراهیم says:

    سلام آبجی
    برات روزهای پر از شادی و در اومدن از بلاتکلیفی آرزو دارم
    البته در کنارش یه دکلمه بهم بده کاری که هنوز پسش ندادی
    ببین یا پسش بده یا پرپری رو میفرستم باهت مذاکره کنه
    روزگارت سرشار از شادی و موفقیت های پشت سر هم

    • 6.1
      غزل غزل says:

      سلام ابراهیم! ببین خب هنوز چیزی نخوندم نههه پرپری نهههه هر کار میکنی بکن اون رو واسه مذاکره نفرست. مرسی به پستم سر زدی شاد باشی

  7. 7
    سارای سارای says:

    سلام فرزانه جون عزیزم
    چقده تو خواب میبینی من سالی یکی دوبار بیشتر شاید خواب نبینم
    اصلا صبح بیدار میشم هیچی یادم نیست که خخخ
    اونجارو که محفل ادبی هست خودم هم دوست دارم باشم اصلا حساب همراهی و اینا نذار به منم رفتن اونجا و بیشتر از اون بودن با تو خوش میگذره اگه جور بشه و بریم.امیدوارم که زودتر به آرزوت برسی من و لنا فقط نگرانتیم نمیخوایم خودتو اذیت کنی برای این ماجراها.
    خواب های خوب خوب ببینی.

    • 7.1
      کامبیز کامبیز says:

      با اجازه صاحب پست باید به شما دوست گرامی سلام کرده و مطلبی بیان نمایم.
      بنده شش سال بود که یک خواب هم نمیشنیده و یا نمیدیدم.
      خیلی ناراحت بودم و با خدای خود بسیار راز و نیاز نمودم.
      از خدا میپرسیدم که آیا جریان رحمتت قطع گردیده؟
      زمستان در روز برفی، شنیدم پیرمردی با دستهای لرزان از داروخانه ی مرکزی شهر بیرون میآید. گفتم یا شیخ در این هوای سرد چه میکنی؟
      گفت ای پسرم! مریضم، مریض.
      عرض کردم علت چیست؟
      فرمود سروتونین مخم پایین آمده و دکتر ciprlex تجویز کرده.
      گفتم این یعنی چی؟
      عصبانی شد و عصایش را بر سرم کوبید و گفت:
      نفهم! بیست سال است که خواب نمیبینم.
      گفتم قبلتو، ما نیز همچین دردی را گرفته و به دنبال چاره هستیم.
      گفت پس چرا منتظری؟ برو بخر تا باهم بخوریم.
      خوردیم و تا کنون هر روز صد خواب میبینیم.

    • 7.2
      غزل غزل says:

      سلام سارای جووونم. تو و لنا حساااابی لطف دارین، واقعا محبتاتون رو یادم نمیره کاش بشه جبران کنم! ممنون که هستی دوستم

  8. 8
    سید داوود حسینی says:

    خوش به حال شما که به سایت دل خوش دارید من که واقعا به هیچ چیز دل خوش ندارم

  9. 9

    درود غزل خانم
    خوشحالم که زندگی روال عادی رو واست داره. امیدوارم که خیلی از اینی که هست بهتر هم بشه. در مورد دوستای واقعی و بهونه‌تراشی‌هاشون، زیاد خودت رو ناراحت نکن. اتوی دنیای ما بزرگ‌سالا آدما زیاد واسه‌ی هم وقت ندارن. بچگی نیست که دوستامون همیشه دور و بر بودن. من خودم همین مشکلو همش تجربه می‌کنم. یه خورده ناراحت می‌شم، ولی بعد می‌گم که اینا ارزشش رو ندارن که خودم رو واسشون ناراحت کنم.
    نهایتا هم امیدوارم به چیزی که می‌خوایی برسی.
    شاد باشی.

    • 9.1
      غزل غزل says:

      درود آقای امینی گرامی. در مورد دوستام، قبلا خیلی بیشتر ناراحت میشدم ولی الآن… لحظه ای ناراحت میشم.
      ممنون شما هم هرچییی آرزو داری تک تک و به زودی به همشون برسی.
      شاد باشی

  10. 10

    سلام.
    اینكه روزهای خوبی رو تجربه میكنید خیلی خوبه و امیدوارم كه واسه همه ما اینجوری باشه و حتی ادامه دار و خیلی بهتر از اینها.

    خوابتون هم خیلی جالب بود.
    ممنون از پست و موفق باشید.

    • 10.1
      غزل غزل says:

      سلام آقای صالحی. خب شما اون هات گوش کن رو بفرستین بیاد تا حال هممون بهتر و بهتر بشه!
      سپاس از حضور و کامنت موفق باشین

  11. 11

    ورزش 3/ کارلوس کي روش، سرمربي تيم ملي ايران، با انتشار بيانيه اي تند، به دبيرکل فدراسيون فوتبال حمله کرد.
    سرمربي پرتغالي تيم ملي که در آخرين کنفرانس مطبوعاتي اش با رسانه ها، چهره اي خندان و کمتر ديده شده از خود به جا گذاشته بود، بار ديگر به روال سابق برگشت و اين بار به شدت به دبيرکل فدراسيون فوتبال حمله کرد. در بيانيه اي که کي روش در فيس بوکش منتشر کرد، آمده است:”
    دوستان عزيز
    امروز با انتشار جديد ترين رنکينگ فيفا تاييد شد که تيم ملي ايران با 7 پله صعود و قرار گرفتن در رتبه 23 دنيا، بهترين تيم آسياست؛ بهترين رتبه اي که ايران تاکنون براساس سيستم جديد محاسبات در اين رنکينگ به دست آورد.
    بعد از جام جهاني برزيل و مسابقات مقدماتي جام جهاني روسيه، اين بهترين لحظه‌ي تاريخ فوتبال ايران است و اين نتيجه کار بازيکنان، کادر فني، کار با کيفيت و متداوم ما در 6 سال گذشته است.
    همانطور که بسياري در ايران مي‌دانند اين دستاورد مخالف با روياهاي افرادي بود که تلاش مي‌کردند موفقيت‌هاي تيم ملي ايران را کمرنگ کنند؛ افرادي مثل اسدي، دبير کل فدراسيون فوتبال. يک جادوگر معروف و رقيب دائمي روياها و اهداف تيم ملي.
    اين جادوگر(اسدي) يک مسؤول بي‌استفاده است که هيچ کاري براي توسعه فدراسيون فوتبال انجام نداده و هدف او اخراج مربي تيم ملي و زير سؤال بردن کارهاي وي بوده است؛ او يکي از افرادي است که تلاش کرده رسانه‌هاي ايران و هواداران را به سمت اشتباه سوق بدهد؛ با گفتن اينکه هيچ دليلي براي حمايت از مربي تيم ملي، پروژه و دستيارانش وجود ندارد.
    او يکي از آنهايي است که جايگاهش را با جادوگري به دست آورد؛ با ارتباط با وزير سابق ورزش. اين جادوگر که آدم هاي خودش را دارد (بعضي از آنها خارج از فدراسيون هستند) در فوتبال ايران بسيار معروف است و و چهره ظاهري نقشه اي بود که آقاي کفاشيان را مجبور کرد تا به آقاي نبي که مردي فوق العاده و حرفه اي بود، خيانت کند.
    با دانستن اين سناريو، اکنون بحث در مورد آماده سازي مناسب و متوازن براي جام جهاني بيش از هميشه اهميت پيدا مي کند. اجازه بدهيد اين سوال ها را مطرح کنم:
    1- دبيرکل فدراسيون اسدي! از زماني که بار ديگر با نتايج و واقعيت ها مغلوب شدي و با توجه به اينکه جادوگر بزرگي هستي، نوبت تو نيست که شجاعت و دلاوري ات را نشان بدهي يا بهترين حقه ات را و گوشه اي از جادوگري ات که ناپديد شدن مي تواند باشد، را به فدراسيون فوتبال ايران نشان بدهي؟
    2-با همه احترام، آيا زمان آن نيست که رئيس فدراسيون ما، تاج، به قولش عمل کند، قولي که يک سال و نيم پيش داد و هماهنگي و آرامش را به فدراسيون فوتبال ايران برگرداند و همه آنهايي که به طور سيستماتيک منافع تيم ملي ايران را به خطر مي اندازند، اخراج کند؟ فدراسيون فوتبال ايران نمي تواند بدون اينکه به وظابفش عمل کند، به دنبال حمايت و کسب احترام از بيرون باشد. در اين لحظه ويژه، هواداران فوتبال ايران به دنبال يک موقعيت قوي و باثبات هستند؛ براساس منافع تيم ملي.
    آيا زمان برآورده کردن قول ها و تصميمي گيري براي ساختن يک آينده موفق براي تيم ملي ايران با هماهنگي، احترام و آرامش نيست؟
    3-در نهايت ما چه کاري بيشتري بايد انجام بدهيم تا اين جادو به واقعيت تبديل شود؟
    براي آينده
    کارلوس کي روش

    ما را در کانال تلگرامي «کانال ورزش» دنبال کنيد

  12. 12
    S.313 says:

    سلام غزل منم خیلی انتظار محله را کشیدم واقعا دلم برای پستهای زیبا تنگ شده بود انگار یه چیزی گم کرده بودم خداراشکر زنده بودم و دوباره پستهاتون را میخونم شاد باشی

  13. 13
    بانو. says:

    سلاااام بر غزل خانمی همکار گراااامی و دوست بسی بسیاااار عزیز خودم
    میگم عاشق این مدل نوشته هاتم خییییلی
    پر احساس و ابهام, کلا شکلک حسودیم میشه بهت خخخخخخ بانویی عین هو دیوارم من گمانم خوخوخ
    ای کاش زود زود به آرزوت برسی و شیرینی نارنجکیش رو تقدیم حضورمون کنی و راستی شما هم خواب های با نمکی می بینی ها و اما من میگم اون دو روز آزادت رو بشین توی خونه زیر کولر استراحت کن چه کاریه پرش کنی بری بیرون گرمهههه من که حال بیرون رفتن ندارم از شدت گرما شکلک گرمههههه خییییلییی راستی خوب می کنی با پریسا قهر می کنی خخخخخخخ

    • 13.1
      غزل غزل says:

      سلاااام بانو گلی من خووووبی؟؟؟ با پریسا خوب کاری میکنم قهر میکنم؟؟ با خودتم قهر کنم آیا؟؟
      نه اصلا دوست ندارم خونه بمونم کههه حوصله م سر میره

  14. 14
    سید داوود حسینی says:

    من منظورتان را نفهمیدم منظورتان را واذح بیان بفرمایید

  15. 15
    وحید says:

    سلام غزل.
    ببینم مگه تو قبلا خواب ندیده بودی پریسا تو یه گاوداری مشغول به کار شده و هر روز شیر گاو می دوشه. خب چرا تعریفش نمی کنی آیا؟ الان دقیقا به چی داری می خندی آیا؟ مگه خودت اینا رو تعریف نمی کردی آیا؟ خب چرا الان ساکتی آیا؟
    بیا تعریفش کن دیگه اه عجبا.
    امیدوارم روزهای خوبی رو بگذرونی و پریسا رو به سزای اعمالش برسونی.
    شاد باشی.

    • 15.1
      غزل غزل says:

      سلام وحید!
      ببین، گاوای گاوداری که پریسا توش کار میکنه شیر ندارن که، فقط ماااا ماااا میکنن!
      جدی تعریفش کنم؟ هرچی شد پای خودته هااا!
      باشه. گاااو

  16. 16
    پریسا says:

    سلام غزل. اولا که وحید بمیری اگر این داستان های تو1زمان مجبورم کنه بکشمت به جان خودم می کشمت!
    بعدش هم که غزل یعنی چی دیر کردم که کرده باشم بیا جواب کامنتم رو بده!
    باز هم بعدش هم که خوب می کنم بهت میگم دیوونه خخخ دیوونه ای دیگه مگه میشه عاقل باشی و بشی رفیق من؟ من از عاقل ها بریدم اون ها هم همین طور فقط دیوونه های شبیه خودم دیوونه میشه باهام بپرن. این هم حله.
    باز هم بعدش هم که آخ جون پرنده وایی عاشقشم ولی نمی پرستمش ها گفته باشم.
    همچنان بعدش هم که می خوایی ببخش می خوایی نبخش با خودت ولی از من یادگاری داشته باش و هرگز فراموش نکن. غزل از نظر من1سری چیز ها هستن که فقط1دفعه پیش آمدشون کافیه که دیگه هرگز هرگز هرگز فاعل اون اتفاق رو باورش نکنم. نمی کنم حتی اگر طرف دست راست خدا بشه. فراموش نمی کنم چون مطمئنم داستانِ سیاهی که1دفعه تجربهش کردم اگر غافل بشم1دفعه دیگه تکرار میشه و باز هم و باز هم. پس چه ببخشم و چه نبخشم، که با عرض معذرت نمی بخشم، به هیچ قیمتی فراموش نمی کنم تا دیگه تجربهش نکنم. نمیگم شبیه من ببین و شبیه من باش! فقط میگم مواظب باش. شاید این گفتنم درست نباشه ولی تو دوستم هستی و دلم نیومد نگم. دلم نخواست و نمی خواد تکرار شب هات رو باز ببینم. دیگه چی بود نمی دونم برم سراغ ابراهیم و قهرمان های داستانش داشتم می اومدم این اطراف دیدمشون بجنبم تا غیب نشدن.
    غزل شاد باشی و شاد باشی و شاد!

    • 16.1
      غزل غزل says:

      سلام پرپری!
      چه معنی داره اینقدر دیر میای؟ خوبه جوابتو ندم؟؟ دیوونه ام خب دیگه قبول دارم، تو دیوونم کردی!
      پریسا بعضی وقتا میگم یعنی دنیای من اینقدر داره کوچیک میشه که واسه بخشش یه عده جا نداره؟ اما باز بعدش میگم چرا اصلا کسی باید به خودش اجازه بده کاری بکنه که اشک یکی دیگه رو در بیاره؟ نمیدونم، اصلا این دنیای آدم بزرگا رو دوست ندارم. کاش همیشه نینی میموندم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + هفده =