ماجراهای مو از ماست!قسمت اول

به هیچ کس تا حالا نگفتم ولی به شما میگم؛من یکی از هنرام اینه که خیلی خوب بلدم مو رو از ماست بکشم بیرون. من دلم می خواد چندتا کلمه ی جدید تو فرهنگستان پارسی بچپونم که هیشکی تا حالا بهش فک نکرده؛می خوام هم باعث سرفرازی شما بشم و هم آبرومو خودم با دست های خودم-ببخشید با حرفای خودم-ببرم.حالا کلمه ها از این قراره.دلم می خواد از این به بعد:
نگیم تلفن، بگیم بگومگو. نگیم کلاس بگیم شاگردانه. نگیم لاستیک یا تایر بگیم هوادار، نگیم تیوپ بگیم هواخواه، نگیم بگیم تن خواه، نگیم حمام بگیم پاکستان، نگیم عینک بگیم جهان بین، نگیم سینما بگیم جهان نما، نگیم تلویزیون بگیم خودنما، نگیم رادیو بگیم بی نما، نگیم لامپ بگیم شب نما، نگیم مستضعف بگیم بینوا.
تا قسمت بعدی مو از ماست، فعلا.

درباره حمیدرضا

سلام.من حمیدرضا هستم.متولد بیستم خرداد علاقه مند به رایانه و مطالعه و تنقلات و حله حوله و فست فود.
این نوشته در طنز ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 پاسخ به ماجراهای مو از ماست!قسمت اول

  1. 1
  2. 2
    پوریا نامدار پوریا نامدار says:

    هاهاهاهاهاها. همه چیز دیده بودم اما این مدلی را ندیده بودم.

  3. 3

    آقا اجازه, اگه نخوایم بگیم مو از ماست, چی باید بگیم.

  4. 4

    کجایی تو پسر؟!
    اردوی تهران میایی؟
    مهدی و علی و امیر رو بردار با هم بیایید.
    خودت اگه بیایی مهمون منی

  5. 5
    S.313 says:

    سلام ماستش بدجور کش دار بود خخخخخ

  6. 6
    رسول رضایی says:

    سلام. به نظرم خیلی خوب نیومد. اصلا نخندیدم. ببخشید که تعریف نمی کنم، ولی منتظر بخش های بعدی هستم و می خونمشون.

  7. 7
  8. 8
    مسعود میر خلف says:

    سلام منتظر قسمت های بعدی هستم. خوب تر می شد جواب کامنتای دیگر رو هم میدادید

  9. 9
    حمیدرضا says:

    ببخشید مسعود جان وقت نمی کنم کامنتارو چک کنم.شرمنده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + = fifteen