وقتی کاسب‌کار‌ها در مردابی به نام تجهیزات توانبخشی تور پهن می‌کنند

گوش‌کن را تقدیر می‌کنم که بودنش باعث شده بستری فراهم شود که چنین صدا‌هایی هم شنیده شود. در این نوشتار بنا دارم در جایگاه روزنامه‌نگاری که سعی دارد مستقل باشد، حاصل تحقیقاتم را در باره‌ی یکی از داغ‌ترین سوژه‌های تجهیزات کمک‌زیستی و توانبخشی، در اختیار هم‌نوعانم قرار دهم. پس، تا پایان این متن با من همراه باشید و از راهنمایی‌ها و تجربه‌هایتان در موضوع مورد بحثِ این متن محرومم نکنید.

 

قصه از کجا شروع شد؟

ماجرایی که می‌خواهم برایتان تعریف کنم، بر‌می‌گردد به اولین دوره‌ی نمایشگاه تجهیزات توانبخشی؛ جایی که یکی از شرکت‌های تازه فعال شده در حوزه‌ی تجهیزات ویژه‌ی نابینایان، درِ باغِ سبز را به مخاطبانش نشان داد و شروع کرد به معرفی انواع و اقسام وسایل و ابزار‌هایی که تا به حال نابینایانی که با اینترنت و دنیای آن سوی آب‌ها ارتباط و آشنایی نداشتند حتی نامشان را هم نشنیده بودند. از مایکرو‌ویو گویا بگیر تا عصایی که با رسیدن به مانع می‌لرزد و شما را از وجود مانع آگاه می‌کند. همچنین شرکت‌هایی بودند که ادعا می‌کردند می‌توانند محصولاتی را که نابینایان پیش‌تر برای خریدشان دچار مشکل بودند، به راحتی و با کم‌ترین هزینه‌ی اضافه برایشان خریداری کنند. مثلاً کاربر نابینا پیش‌تر برای خرید ماشین تایپ پرکینز مجبور بود دنبال یک مسافر که قصد سفر از آمریکا به ایران دارد بگردد و با هزار خواهش و تمنا از او بخواهد که پنج شش کیلو از میزان باری را که می‌تواند با خود حمل کند به پرکینز او اختصاص دهد.

تا پیش از آن اتفاق نابینایان تقریباً هیچ دسترسی به تجهیزات خارجی ویژه‌ی این گروه نداشتند و فقط کسانی که دوست و آشنایی خارج از ایران داشتند می‌دانستند آن سوی مرز‌ها چه خبر است و بعضاً هم پیش می‌آمد که مسافران خارجی، نمونه‌هایی از این تولیدات را با خود بیاورند. شرکت‌هایی از این دست اما سد را شکستند و محصولات را به نمایش عموم گذاشتند. روزنامه‌ی ایران سپید هم در گزارشی مفصلاً به حضور شرکت‌هایی از این دست در نمایشگاه پرداخت و همین توجه‌ها هم بود که موجب شد دوستان نابینای ما به طور مستمر با شرکت‌های این چنینی در تماس باشند و اشتیاق فراوانی به داشتن محصولات وارداتی آنها از خود نشان دهند.

 

مشکل از کجا شروع شد؟

ما هم مثل هر نابینای علاقمند، و البته به دلیل اشتغال به روزنامه‌نگاری شاید کمی هم پیگیر‌تر از سایرین، اخبار شرکت‌های این چنینی را پی‌گیری می‌کردیم تا این که اتفاقاتی افتاد که نگارنده را بر آن داشت تا قدری دقیق‌تر ماجرای واردات محصولاتی از این دست را بررسی کند.

هر چند که ممکن است باعث طولانی و خسته کننده شدن این نوشته شود اما بد نیست یکی از این اتفاقات را با شما هم به اشتراک بگذارم. حتماً خبر دارید که حدود دو سال می‌شود که شرکتی مدعی است دستگاهی با نام DAISY PLAYER که از زبان فارسی هم پشتیبانی می‌کند وارد و عرضه می‌کند. این عرضه تقریباً در پاییز سال ۹۴ آغاز شد. نخستین نمونه‌های تبلیغات این محصول را اینجا ببینید. در آن زمان ادعا می‌شد که «DAISY PLAYER» که البته هیچ وقت هم نام تولید کننده‌اش مشخص نشد، فارسی را پشتیبانی نمی‌کند و شرکت در حال رایزنی برای فارسی کردنش است. در همان نمونه‌ی تبلیغاتی که در بالا آمد، قیمت این دستگاه چیزی بین ۱۷۰ تا ۱۹۰ دلار آمریکا ذکر شده است. زمان گذشت و محصول هم فارسی شد. با همان صدای محبوب این روز‌ها یعنی Espeak. بعد از آن، از سوی این شرکت‌ها تماس‌هایی با دفتر روزنامه برقرار شد مبنی بر این که لازم است تبلیغات این محصول در ایران سپید هم منتشر شود. بنا به احساس مسئولیتی که داشتم از این دوستان خواستم نمونه‌ی Daisy Player را که البته تا آن موقع هم اسمش Daisy player بود و هیچ اسم دیگری نداشت برایم ارسال کند تا قدری در باره‌ی مختصات دستگاه کنکاش کنم. این «Daisy Player» هم از آن اسم‌های جالب است. مثل این که شما یک اتومبیل وارد کنی و وقتی می‌خواهی در بازار عرضه‌اش کنی آن را با نام عمومیِ «اتومبیل» معرفی کنی و نگویی این اتومبیل را کدام کمپانی تولید کرده و نامش چه است. کوتاه سخن این که این دستگاه به دستم رسید و دیدم با دستگاهی مواجه شده‌ام که نه بر روی جعبه و نه خود دستگاه محض رضای خدا و مشتری حتی یک کارکتر هم درج نشده بود. مسؤولان شرکت محترم وارد کننده هم که هر بار به شکلی از بردن نام تولید کننده تفره می‌رفتند. نیاز به تحقیق آنجایی برای من بیشتر حس شد که یکی از مسؤولین وارد کننده در یک مکالمه‌ی تلفنی اعلام کرد که برای برگزاری جلسه با تولید کنندگان «Daisy Player» عازم سفر به تایوان هستند و در مکالمه‌ی فردا اظهار کرد که برای جلسه‌ای با تولید کنندگان راهی هنگکنگ هستند.

خلاصه این که با بررسی‌های فراوان بالاخره توانستیم «کشف»! کنیم که این محصولات را شرکتی چینی به نام «وین ویژن»، تولید می‌کند.

گشتی در سایت شرکت تولید کننده نشان می‌دهد که آنها امکان تک‌فروشی ندارند و محصولاتشان را فقط در تیراژ بالا عرضه می‌کنند. عرضه‌ی محصولات با تیراژ بالا هم قواعد و چانه‌زنی‌های خاص خود را می‌طلبد؛ از همین رو، اثری از قیمت محصولات روی سایت دیده نمی‌شود. در آن روز‌هایی که ما این بررسی‌ها را انجام می‌دادیم هم شرکت وارد کننده قیمت محصولش را از ۹۵۰ هزار تومان به یک میلیون و سیصد هزار تومان رسانده بود. بر آن شدیم که هر طور شده دریابیم تولید کننده این محصول را با چه قیمتی به فروش می‌رساند. لذا، در قالب یک ایمیل، از تولید کننده خواستیم قیمت «Daisy Player» که البته آن موقع دیگر دریافته بودیم مدلش Evo E5 است را در اختیار ما قرار دهد. البته این شرکت ساعت‌های لمسی و گویا هم تولید می‌کند که قیمت آنها را هم خواسته بودیم. اما آنچه در جواب ایمیلمان دریافت کردیم، موجبات حیرت و نا‌باوری ما را فراهم کرد. بد نیست متن ایمیل را عیناً همینجا برای شما هم کپی کنم! متن ایمیل «وین ویژن» به این شرح بود: Dear Omid,

Morning. I was back to work from summer holiday.

As per watch price list, please refer to attached file.

For Evo E5 Daisy talking book player/recorder, promotion price 95USD.

For Evo E10, our new and advanced model, dealer price is 135USD, if you have large quantity, we discuss further.

For Daisy talking book player/recorder, now only Farsi TTS from Espeak if you have other good solution which works under linux system we could discuss Farsi TTS integration.

Best regards

Daniel

همانطور که در این ایمیل می‌بینید، قیمت مدل E5، یعنی همان مدلی که در ایران عرضه می‌شود، فقط و فقط ۹۵ دلار است. این یعنی رقمی کمتر از چهارصد هزار تومان. البته از آنجا که قیمت نود و پنج دلاری به ادعای «وین ویژن» قیمت به اصطلاح تخفیف خورده‌ی این محصول است، از آنها خواستم قیمت بدون تخفیف را اعلام کنند که این پاسخ را دریافت کردم: «Hi Omid, Good day. Evo E5 dealer price is 115USD, we have promotion policy fo…» بر اساس این پاسخ، قیمت برای فروشنده ۱۱۵ دلار در نظر گرفته شده است. یعنی چیزی در حدود ۴۶۰ هزار تومان. حالا چطور می‌شود که این محصول به قیمت یک میلیون و سیصد هزار تومان در بازار ایران به فروش می‌رسد، چیزی است که نه من از جزئیاتش با خبرم و نه احتمالاً شما.

اتفاقاتی که شرحش در بالا آمد، مرا بر آن داشت تا سراغی هم از سایر محصولاتی که به این شکل وارد ایران می‌شوند بگیرم و ببینم اوضاع در مورد آنها چطور است. به موارد بسیار جالبی بر خوردم که چند نمونه‌اش را ذکر می‌کنم. قیمت ماشین پرکینز کلاسیک در فروشگاه پرکینز، ۷۷۵ دلار ذکر شده. یعنی سه میلیون و صد هزار تومان. اما وقتی با شرکت تماس گرفتم قیمت پنج میلیون و پانصد هزار را دریافت کردم. مورد  جالب دیگر دستگاه مایکرو‌ویو گویا است که در تماس با شرکت، قیمت سه میلیون و پانصد هزار تومان برایش ذکر شد اما در بررسی‌ها مشاهده شد که این دستگاه در فروشگاه اینترنتی آمازون با قیمت ۲۷۷ پوند یا چیزی حدود یک میلیون و چهارصد هزار تومان به فروش می‌رسد. همین قضیه در مورد ساعت‌های گویا و لمسی هم وجود داشت؛ به طوری که در فایل Excell ارسالی از سوی «وین ویژن»، قیمت‌های این ساعت‌ها بسته به نوع، بین سه تا پانزده دلار در نوسان بود و مثلاً بهترین نوع ساعت لمسی ۱۵ دلار عرضه می‌شد این در حالی است که همان نوع ساعت در ایران حدود ۱۴۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.

 

این همه را گفتیم که چه؟

 

از نظر حقوقدانان، وقتی می‌توان به یک پدیده لفظ گرانفروشی اطلاق کرد که قیمت مصوبی برای چیزی وجود داشته باشد و فروشنده از آن نرخ مصوب عدول کند. اما در مواردی که در بالا ذکرش به میان آمد، از هیچ قیمت مصوبی عدول نشده؛ چرا که اصولاً قیمت مصوبی وجود ندارد. بنا بر این، شرکت‌هایی که دست به چنین کاری می‌زنند، قانون را زیر پا نگذاشته‌اند. بر اساس قواعد بیع یا خرید، فروشنده قیمتی را مشخص کرده و این خریدار است که تصمیم می‌گیرد با آن قیمت آن محصول را بخرد یا نه. آنچه این شرکت‌ها زیر پا می‌گذارند، در حقیقت چارچوب‌های وجدان و اخلاق است که البته ما نمی‌توانیم برایشان در این زمینه محدودیتی مشخص کنیم. پس، شاید بهترین کار این باشد که پیش از خرید هر محصول، اول به کمک اینترنت و اطرافیانِ آگاه، به طور دقیق و مفصل در موردش تحقیق کنیم و صحت آن را از جوانب مختلفی مثل امکانات و قیمت به دقت مورد بررسی قرار دهیم، بعد اقدام به خرید کنیم. مواردی که در بالا صحبتش به میان آمد، فقط چند نمونه از اتفاقاتی بود که در حوزه‌ی تجهیزات توانبخشی در ایران رخ می‌دهد. قطعاً موارد دیگری هم بود که به دلیل طولانی شدن متن از مرورشان صرف نظر کردیم. ای کاش این حوزه، متولیِ منصف و آگاهی می‌داشت که اوضاع این چنین آشفته نمی‌شد که برخی بخواهند از این آشفتگی صیدِ ماهی کنند. اما حالا که این متولی وجود ندارد، بر ما است که پیش از خرید به اندازه‌ی کافی مطالعه کنیم تا پس از خرید جزو مغبون شدگان طبقه بندی نشویم.

درباره امید هاشمی

از بد حادثه ساکن تهرانم و فعلاً به عنوان ستون نویس ایران سپید و در مواردی هم مدرس انگلیسی و کامپیوتر و مترجم در خدمت دوستان هستم.
این نوشته در اخبار, اطلاع رسانی, گزارش, مقاله ها ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

74 Responses to وقتی کاسب‌کار‌ها در مردابی به نام تجهیزات توانبخشی تور پهن می‌کنند

  1. 1
    مظاهری says:

    سلام.

    خدا به شما خیر بده که بقیه رو هم آگاه کردین.
    من لینک پست رو در گروه هایی که هستم منتشر میکنم
    سپاس

  2. 2

    درود
    ممنون بابت اطلاعرسانی و احساس مسئولیت شما نسبت به هم نوعان خویش
    من هم این اطلاعات مفید را در اختیار همشهری ها و هم استانیهای هم نوع قرار خواهم داد.
    با تشکر مجدد

  3. 3

    درود. واقعاً اینا پیش خودشون چی فکر کردند. فکر کردند نابینا هیچی نمیدونه یا اینکه کلاً اَ هیچ جا خبر نداره یا به دستش نمیرسه خبرا.
    مرسی که در راستای آگاهی افکار عمومی همنوعان قدم بر میداری آقا امید.
    خدا واقعاً بهت خیر بده که این رسالتو به خوبی هر چه تمومتر به انجام میرسونی.
    همچنان منتظر اخبار بعدی هستیم تا بعضیا حساب کار دستشون بیاد که گر چه اینگونه امور متولی ندارند, ولی ما نابینایان هالو نیستیم که همی جوری کورکورانه هر چی بگند بگیم باشه.
    ارادت.

    • 3.1
      امید هاشمی says:

      چاکریم علی جان. البته متأسفانه معدود رفقایی هم هستند که به صرف این که یه وسیله جدید‌ه و اسمِ دهن پر کنی داره، مشتاق می‌شن که بدون تحقیق و بررسی و به هر قیمت ممکن اون‌و به دست بیارند. البته که زیاد نمی‌شه ایرادی به دوستان گرفت. به هر حال هر کدوم از ما، تشنه‌ایم برای ابزار‌های جدیدی که یه سر سوزن زندگی‌مون‌و آسون‌تر کنه. ولی خب این اشتیاق ما به داشتن ابزار‌های جدید نباید باعث بشه بعضی‌ها به جامعه‌ی نابینایان به چشم یک فرصتِ «هلو برو تو گلو» نگاه کنند.

  4. 4

    سلام
    من که روزی ۱۰۰۰۰۰ بار به خودم میگم آفرین چون نمیزارم چنین شرکتها یی سرم کلاه بزارن.
    همیشه قبل از باور کردن حرف این شرکتها با شرکت تولید کننده مکاتبه میکنم
    تشکر از شما برای خبر دار کردن ما

  5. 5
    تینا says:

    سلام. تفاوت قیمتها واقعا وحشتناکن. البته تمام محصولات خریداری شده قیمت بالایی ندارن ولی به نظر من کسی که داره این همه هزینه میکنه قبلش حتما باید یه تحقیقی بکنه که با این همه تفاوت قیمت سرش کلاه نره.
    از شما هم بی اندازه ممنون بابت این اطلاع رسانی و آگاه کردن ما. البته نه فقط برای این پست، بابت تمام پستهای مفیدتون.

  6. 6
    قاصدك says:

    سلام بر آقای هاشمی، خسته نباشید. بنده هم از این اطلاع رسانی و زحمات شما تشکر میکنم. شاد باشید.

  7. 7

    درود بر شما آقای هاشمی گرامی
    واقعا ممنونم که چنین دقیق و کامل ما رو از وضعیت مطلع کردید. اطلاعات شدیدا مفید بودن. من فکر می‌کنم که استفاده از یکی از شرکت‌های میانجی که کار ورود محصولات خریده شده از طریق سایت‌های خارجی رو به ایران انجام می‌دن در وضعیت فعلی که هیچ شرکت قابل اعتمادی به طور اختصاصی برای تهیه وسایل ویژه نابینایان وجود نداره شاید مطمئن‌تر باشه. البته قیمتی که این شرکت‌ها دریافت می‌کنن هم کم نیست، ولی حد اقل یه دستگاه رو با قیمت بیشتر از دو برابر به ما نمی‌فروشن.
    اگه وضع آموزش زبان انگلیسی توی ایران اینطور نبود چنین شرکت‌هایی نمی‌تونستن به این راحتی مردم رو تیغ بزنن.
    باز هم ممنون، شادکام باشید.

  8. 8
    کاربر 2017 says:

    سلام آقای هاشمی. اول از اینکه رفتید و تحقیق کردید بسیار متشکرم. آقا واقعا خرید وسائل توانبخشی نابینایان خودش یه مشکل اساسی است. چون یه متولی درست درمون تو کشور برا وارداتش وجود نداره و چون خریدها هم اکثر توسط بهزیستی صورت می گیره شرکتها هم فکر می کنن دیگه چی یه بودجه مفت اومده برا بلعیدنش سر و پا می شکنن. اگه یه متولی باشه بر این کار واقعا نظارت کنه این طور نمی شه!!! من که خودم وقتی می خوام برا اداره خرید کنم زمین و زمان و رو می چرخم تا یه محسول ارزون و با کیفیت پیدا کنم… افراد متعددی دست به عرضه این کالاها می زنن در یه جائی گفتم که ما چون اکثر وسائل مون با فناوری روز سر و کار داره مجبوریم از وسائل وارداتی استفاده کنیم که اونم بازار درستی نداره…. کاش مسوولین بهزیستی هم وقت خرید سخت گیر نبودن که حتما باید از یه شرکت همه چیزهاتون رو خرید کنید همین باعث می شه که محسولات گرونتر و خریداری بشه. بازار آشفته ای است و این وسط فقط دودش به گوش بچه های نابینا می ره و نونش به جیب شرکتها….

  9. 9
    گم نام says:

    سلام
    نظرات آقای هاشمی نظرات جالبی هستند اما نکات تاریکی دارد که هر فرد تیزبین را به فکر فرو می بَرَد. در ادامه به برخی از این موارد اشاره می کنم:
    1. چرا آقای هاشمی به این موضوع در اعلام قیمتهای کالاهای وارداتی به تعرفه های گمرکی آنها که اغلب بیش از 30% می باشد. اشاره نمی کنند؟ البته تعرفه های پایین تری نیز برای تجهیزات معلولین وجود دارد که تنها شرکتهای دولتی از آن زد و بندها برخوردار می شوند، و معمولا به شرکتهای خصوصی تعلق نمی گیرد. مثلا در صورت تشخیص بازرس که این محصول در ایران قابل تولید می باشد شامل تخفیف گمرکی نخواهد شد. بگذارید برای دوستان کمتر آشنا توضیح دهَم تعرفه گمرکی چیس. این نوعی مالیات است که به زبان ساده درصدی از قیمت تمام شده محصول را دولت از وارد کننده دریافت می کند و به این ترتیب قیمت فروش آن در ایران به همان مقدار بالا خواهد رفت چون وارد کننده مالیاتی را که پرداخت کرده است نهایتا از خریدار دریافت می کند.
    با پیگیری و آگاهی که آقای هاشمی دارند ایشان حتما به این موارد آشنا هستند چرا در محاسبه قیمت به آن اشاره نمی کنند؟
    2. شرکتهای تولید کننده برای این که یک دستگاه را برای کاربران یک کشور خاص محلی سازی کنند مثلا زبان آن کشور را در میان افزار دستگاه قرار دهند یا تغییراتی در کاربری آن ایجاد کنند از سفارش دهنده می خواهند که یا یک سفارش بزرگ دهد مثلا 1000 دستگاه سفارش دهد یا باید پولی را به عنوان حق الزحمه ایجاد این تغییرات بپردازد. وارد کننده پولی را که پرداخت کرده است را به عنوان هزینه بر روی قیمت تمام شده دستگاه می کشد.
    باز هم باید سوال کنم چرا آقای هاشمی که در این زمینه ها آشنایی کافی دارند در محاسبه قیمت این گونه محصولات به این مورد اشاره نمی کنند؟
    3. چرا اشاره نمی شود که برای مثال بریل دیسپلییی های جمع و جوری که شرکت نماد ارائه می کند بای اینکه محصول یک شرکت معتبر ژاپنی شناخته شده است قیمت بسیار مناسبتری از بریل دیسپلهای هیولای قدیمی شرکت پکتوس دارد که قطعاتش در چین تولید می شود و در ایران منتاژ می شود و ادعا می شود تولید داخل است؟اگر این شرکت نماد یا هر شرکت دیگری وارد بازار نمی شد احتمالا تا زمان سکونت بشر بر روی ماه شرکت پکتوس همین محصولات از رده خارج خود را به خورد نابیناها می دادند. باز خوب است که یک رقیم آمد و این شرکت به تکاپو افتاد که محصولات خود را بروز کند و قیمتها را نیز تعدیل کند.
    4. من یک سوال مهمتر هم دارند، چرا در تمام این سالها که شرکتی مانند پکتوس خون نابینایان را در شیشه کرده بود و محصولات خود را با قیمتهای نجومی می فروخت این صداهای مخالف و این افشا گریها وجود نداشت؟ شاید دوستان جوانتر به یاد نداشته باشند اما بهتر است اشاره کنم آن قدیم ها که کامپیوترها رو میزی بودند و کِیسهای بزرگی داشتند نابینایان باید برای نصب یک برنامه نوید یا امید کِیس را زیر بقل می زدند به شرکت پکتوس می رفتند تا برنامه برای آنها نصب شود. تازه حقالزحمه هم برای این کار از نابینایان می گرفتند.
    5. خوب اجازه دهید من یک حدس را مطرح کنم که چرا ناگهان این صداهای مخالف بالا می گیرد آن هم تنها از یک شرکت چرا این انتقادها که در اصلِ خود تا حد زیادی درست هستند برای دیگر شرکتها مطرح نمی شود؟ بییاید نگاهی به سایت شرکت معزز پکتوس بیندازیم اخیرا مقالات مفیدی در مورد کامپیوتر در آن منتشر می شود. که الحق هم برای کاربران مفید هستند و هم نگارش حرفه ای و تمیزی دارند. مشخص است یک فرد مطلع نابینا آن را برای دیگر نابینایان می نِگارَد. ناگهان نام چه کسی را در پایین آنها می بینیم. جناب آقای امید هاشمی.
    شاید این یک ارتباط اتفاقی باشد من نمی دانم. اما موضوعی نیست که ساده از کنارش باید گذشت. اما من شخصا این عبارت روزنامه نگار بیطرف را تنها با توجه به نوشته ایشان و تنها نوشته فعلی ایشان باور ندارم.
    6. نتیجه گیری،
    من با چنین فعالیتهای روزنامه نگاری به شدت موافق هستم اصولا کار روزنامه نگار افشاگری است. اما واقعا بی طرفانه، مثلا این مقاله باید در مورد فعالیت بی در و پیکر شرکتهای وارد کننده تجهیزات معلولین می بود و از تمام شرکتهایی که به این گونه فعالیتها مشغولند افشاگری می شد.
    دوستان عزیز برای جامعه نابینایی بهتر است که چند شرکت رقیم دربازار هم زمان فعال باشند و با هم رقابت کنند. اگر بازار انحصارا به دست یک شرکت بیوفتد همان بلایی به سر نابینایان می آید که سالها پکتوس بر سرشان آورده است. پس با نوشته های خود سعی نکنیم یک شرکت را از بیخ و بن از بازار بیرون بیندازیم. بلکه با ایجاد یک ارتباط و گفتگو سعی کنیم شرکتها را مجبور کنیم که خواسته ها و نیازهای ما را بر آورده کنند. بر اساس خواست ما رفتار کنند. و برای مشتریان خود احترام و ارزش قاعل شوند.
    اگر یکی از دوستان زحمت بکشد این نظر را به عنوان یک پست بر روی سایت بگذارد سپاس گذار خواهم شد. چون من حساب کاربری بر روی این سایت ندارم.
    اجازه دهید صداهای مختلف نظرات مختلف منتشر شود و از برایند آنها مطمئنا تنها شما خوانندگان قضاوت می کنید و بهترین نتیجه را می گیرید.
    با تشکر

    • 9.1
      حسین حیدری says:

      باسلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی.
      من هم به نوبه خودم لازم میدانم چند نکته را متزکر شوم.
      1. در ابتدا متزکر میشوم که هم اکنون که بنده در حال تایپ این دیدگاه می باشم، طبق صرافی المپیک، به آدرس: http://www.o-xe.com
      نرخ فروش دلار در لحظه 3887 تومان، و خرید آن 3872 تومان می باشد.
      طبق فرمایش جناب هاشمی بزرگوار، قیمت پایه این دیزی پلیر 115 دلار امریکا می باشد.
      در ابتدا، قیمت خام این دستگاه را در واحد تومان به دست می آوریم.
      فرمول: قیمت به دلار P در نرخ فروش R مساوی است با: قیمت به تومان L
      طبق فرمول قیمت خام این دستگاه به تومان برابر است با 445280 تومان.
      فرض میگیریم که 30 درصد ارزش کالا هم بابت گمرک به آن اضافه میشود که قطعاً چنین نیست.
      با این اوصاف قیمت جدید برابر خواهد بود با 578864 تومان.
      یعنی هزینه گمرک این محصول را 133584 تومان فرض کرده ایم.
      از طرف دیگر طبق تماسی که با نماد فناوری داشته ام، اشخاصی که این پلیر را قبل تر خریده اند، میتوانند با پرداخت 200000 تومان آن را فارسی نمایند!
      یعنی نماد دارد از TTS متن باز، درامد کسب میکند که به نوبه خود جالب است.
      حال این را هم در نظر میگیریم که محصولی که هم اکنون به فروش میرسد از قبل فارسی شده است.
      پس به قیمت قبلیمان 200000 تومان اضافه میکنیم که میشود 778864 تومان.
      حال این قیمت کجا و 1300000 تومان کجا!
      البته که فروش چنان محصولی توسط نماد کلاه برداری ای بیش نیست.
      این را هم باید در نظر بگیریم که ما ماکزیموم گمرک را حساب کرده ایم و 200000 تومان بابت فارسیخوان را هم پذیرفته ایم.
      وگرنه قیمت واقعی قطعاً کم تر از این خواهد بود.
      با این حال نماد حد اقل 521136 تومان اضافی از مشتری دریافت می نماید.
      میبینید که نمی شود منطق را دور زد!
      2. همانطور که اشاره شد، برای فارسی کردن این محصول هزینه زیادی صرف نشده است.
      بنده در پی فارسی کردن محصولم مستقل از نماد فناوری هستم و گزارش کارم را بعد از آن در همین محله پر از صداقت ارائه خواهم داد.
      3. همه میدانند که شرکت telesoft از شرکت های پایین رده می باشد و در دیسپلی ها و نوت تیکر هایش از سلولهای درجه 3 استفاده می کند.
      4. دوست عزیز شما ظاهراً با ساز و کار تجارت و اقتصاد آشنا هستید. پاسخ شما این است!
      بازار انحصاری کالای خاص.
      بنده به هیچ وجه قصد طرفداری از شرکت پکتوس را ندارم. نه این که بگویم پکتوس فلان است. پکتوس بهمان است، چون این جانب تا کنون از خدمات و محصولات پولی این شرکت استفاده نکرده ام.
      فقط این را بدانید که پکتوس یک شرکت دانش بنیان است! نه سود بنیان! نه جیب بنیان!
      5. نام درخشان جناب هاشمی آنقدر فروزان است نزد جامعه نابینایان که بتوانند تشخیص دهند ایشان از چه منظوری به این موضوع مینگرند.
      این را هم بدانید! ایشان منظورشان تمام شرکتهای از ایندست بود نه فقط نماد فناوری امروز.
      این را میگویم چون ایشان سابقه درستی در افشاگری خیلی حقایق را داشته اند.
      در پایان، اگر شخص یا نهادی مورد نقد تند قرار گرفته است، عذر میخواهم چون حقایق را با زبانی دیگر نمی توان چنین واضح بیان کرد.
      موفق باشید.

    • 9.2

      سلام، بله حق با شماست، با وجود چند رقیم می شود رقابت سالمی داشت. توجه داشته باشید، فقط با وجود چند رقیم. اما با وجود چند رقیب احتمالا چرخه ی صنعت کشور دچار رکود می شود چون رقیب هستند و رقیم نیستند.
      برای آشنایی با معنی این واژه، به آدرس زیر مراجعه شود:
      http://dictionary.abadis.ir/fatofa/%D8%B1%D9%82%DB%8C%D9%85/
      ضمنا از جناب هاشمی هم بسیار ممنونم بابت پست های محدود اما بسیار مفیدشون.
      پیروز و بهروز باشید.

    • 9.3
      امید هاشمی says:

      سلام بر دوست تیزبین اما گمنامم. از این که نقاط تاریک گزارش این بنده را روشن فرمودید از شما سپاس می‌گزارم. در مورد تعرفه‌های گمرکی پیش‌تر در پاسخ به برخی دوستان چیزکی نوشته‌ام که می‌توانید به آن پاسخ‌ها مراجعه کنید. اما به هر حال شما یک مثال برای من بیاورید که محصول چینیِ noname، سیصد درصد بالا‌تر از قیمت تولید در کشور مقصد فروش برود. در مورد محلی‌سازی یک محصول خاص هم جناب حیدری مبسوط توضیح دادند. در ضمن گیریم که یک شرکت برای فارسی‌سازی یک محصول مجبور شده ۱۰۰۰ دستگاه هم پیش‌خرید کند. آیا منِ مصرف کننده باید جور پیشخرید را به گردن بکشم؟ فلان شرکت می‌توانست به جای هزار‌تا، صد تا پیشخرید کند. این که فلان شرکت بدون داشتن شناخت از بازار هدف تعداد بالایی پیشخرید کرده و حالا از پس فروشش بر نمی‌آید، دخلش به منِ مصرف کننده چه؟ البته یادآوری هم می‌کنم که espeak یک موتور صوتی رایگان و متن‌باز است. ضمناً فقط daisy player فارسی شده. مایکروویوی که در شرکت موجود نیست و به شکل مسافری وارد می‌شود چرا سرنوشتی مثل daisy player دارد؟ نکند آن هم فارسی شده؟ در مورد پرکینز چطور؟ در مورد سومی که فرمودید، فقط می‌توانم به باز‌تکرارِ عبارتِ جالبِ «یک شرکت معتبر ژاپنی شناخته شده» بسنده کنم. فرموده بودید که مصداقی برای اصل بی‌طرفی پیدا نکردید اما من باید عرض کنم که ما تیر ماه سال گذشته شرکت پکتوس و جمعی از صاحب‌نظران حوزه‌ی رایانه را که قطعاً شما و بقیه‌ی دوستان تک تکشان را انسان‌های معتبر و قابل اعتمادی می‌دانند، دعوت به نشستی در محل روزنامه کردیم تا سنگ‌هایی از همین دست را با هم وا بکنند. اتفاقاً فایل صوتی جلسه هم در همین سایت و در سایت روزنامه موجود است. می‌توانید مراجعه کرده و بشنوید. همین اتفاق در مورد گاتا هم افتاد و دوستان حتماً به خاطر دارند. اما در مورد شرکت محترمی که شما زیر پرچمش سینه می‌زنید، بیش از دو سال است که چندین بار از آنها خواسته ایم در کنفرانسی مشابه رو در روی نابینایان بنشینند و به آنها پاسخ دهند اما تا به حال پاسخی جز طفره و حاشا دریافت نکرده‌ایم. سر آخر هم این که دوستان اینجا نیامده‌اند که حدسیات شما را بشنوند. ما بر اساس مدارک مواردی مطرح کردیم و بس. اگر بر اساس مدارک پاسخی وجود داشته باشد، به گوش جان خواهیم شنید.

  10. 10
    محمدرضا راشاد says:

    سلام امید جان. ممنون از اطلاع‌رسانی مستندی که انجام دادی.

  11. 11

    درود بر شما آقای هاشمی عزیز. از این که اینطور برای پیگیری امور تلاش می کنید از شما سپاس گزارم. بهترین ها برای شما باد.

  12. 12
    رضا بخشی لاکتاسرائی says:

    سلام، مرسی از اطلاع رسانیتون ولی حرفی از قیمت دلار و حزینه های ورود کالا به ایران و هزینه هایی که بایستی به بنگاه ایران داده بشه و مالیاتی که این شرکتها بایستی به دولت بدند، نزدین. ای کاش یک محصور رو از ابتدا تا انتها که به دست مشتری میرسه، مورد بررسی قرار میدادین تا متوجه بشیم که مثلاً قیمت کالای خریداری شده بدون مالیات 9% چه قدر هست و با مالیات 9% به چقدر افزایش پیدا میکنه. خیلی متنتون شفاف نبود. بیشتر حالت دیکته کردن داشت. فقط خواستین بگین که چی خوب هست یا چی بد هست. لطفاً یک گزارش کاملتر ارائه بدین. حتی اگه 50 صفحه هم بود ارادی نداره ولی با جزئیات تمام باشه. حتی اگه امکانش وجود داره اسامی شرکتها رو هم بگین. اگه لازم شد میتونین توی چند پست متوالی هم این گزارشات رو به دستمون برسونین ولی در فاصله کم که رشته پژوهش از دستمون در نره. حرکت خوبی رو شروع کردین ولی لطفاً با جزئیات بیشتری اطلاعات بدین. موفق باشین. منتظر اطلاع رسانی های بعدیتون هستم.

  13. 13
    سید علی موسوی says:

    سلام فكر نميكنم اين شرايط فقط براي تجحيزات توانبخشي باشه قيمت به دلار دراوردن كار مهمي نيست تمام مردم ميدانند كه فلان ماشين در خارج از كشور يا حتي مناطق أزاد بسيار ارزان است ولي همان ماشين داخل كشور بيش از دوبرابر قيمتش به دلار فروخته ميشود اين را نميتوان به يك شركت نسبت داد و فرياد زد از طرفي ماشين هاي ساخت داخل يك سوم قيمت داخل به كشورهاي عربي فروخته ميشود اين را هم تمام مردم ميدانند ولي سودي ندارد اين اشتباه است كه معلول به يك شركت خصوصي كه كارش تجارت و هدفش سوداوري است به عنوان يك نهاد حامي معلولان و خيريه توجه كند اين تفكر سالهاست به اشتباه به افراد نيازمند تجحيزات توانبخشي تزريق شده است كه تنها باعث افزايش توقع نابجا شده و شركت هاي خصوصي را شعبه اي از بهزيستي ميدانند

    • 13.1
      امید هاشمی says:

      سلام. متأسفانه مثال خوبی انتخاب نکردید. قضیه‌ی اتومبیل با موارد دیگر کاملاً متفاوت است؛ چرا که دولت قصد حمایت از تولید داخل را دارد و به همین دلیل هم عوارض واردات خودرو به ایران تقریباً چیزی معادل صد در صد است. بنا بر این، قیمت یک خودرو وارداتی، دو برابر قیمت آن در کشور محل تولید خواهد بود. چرا شما به طور مثال قیمت لپتاپ یا flash memory یا گوشی مبایل را با کشور‌های خارجی مقایسه نمی‌کنید؟ مثلاً در مورد گوشی مبایل به جرأت می‌توانم بگویم به جز برخی برند‌های خاص که اصولاً نه متولی درستی در ایران دارند و نه مشتری آن چنانی، قیمت گوشی مبایل با سایر بازار‌های دنیا هیچ تفاوتی ندارد.

  14. 14

    امید عزیز! پیش از هر چیز از زحمت شما جهت اطلاع رسانی ممنونم. به نظر من مشکل اینه که ما مانند مردمان سایر کشورها به طور مستقیم به بازارهای جهانی دست رسی نداریم و همین یک دلیل مهم هست که بعضی ها به خودشون اجازه می دن این گونه رفتار کنند. نکته دوم اینه که کاش همه ما مانند جناب عالی احساس وظیفه کنیم و در این باره بیشتر احساس تکلیف کنیم. بهزیستی هم که سالهاست خواب تشریف دارد. به هر حال باز هم سپاس

  15. 15

    سلام آقای هاشمی و ممنون از زحمتی که کشیدید، خوب من سعی می کنم یک مورد از این وسایل را با اجازه ی شما به صورت ذهنی بررسی کنم که البته آنچه به ذهنم میرسد را می نویسم به امید این که پاره ای از ابهاماتی که برخی دوستان فرمودند برطرف شود. یک دستگاه دیزی پلیر e5 460 هزار تومان اگر هزینه ی گمرک و فارسی سازی قیمت را به دو برابر افزایش دهد، می شود 920 هزار تومان یعنی 20% افزایش قیمت برای استفاده از e-speak و 30% هم برای گمرکی. یعنی 340 هزار تومان سود به فرض حد اکثر مالیات گمرک و حد اکثر هزینه ی سفارشی سازی محصول. به هر حال امیدوارم ساز و کار مناسبی برای رقابت سالم این گونه شرکتها و نیز رعایت همزمان حقوق افراد معلول تعریف شود تا هم شرکتهای فعال در این حوزه انگیزه ی فعالیت را داشته باشند و هم افراد معلول بتوانند بیش از پیش به تجهیزات مورد نیازشان دست پیدا کنند. باز هم از اطلاع رسانی شما ممنونم.

    • 15.1
      امید هاشمی says:

      ممنون قربان به خاطر مثالی که زدید. البته ما راجع به جزئیات نرخ‌های گمرک در مورد این محصولات اطلاعی نداریم اما جالب است بدانید که جناب مستطاب vin-vision، با سه شرکت در ایران مشغول تجارت است که محض نمونه من دیروز با یکیشان تماس گرفتم و قیمت ساعت لمسی را جویا شدم و متصدی اظهار فرمودند ۱۲۰ هزار تومان. وقتی مارک یا برندِ ساعت را پرسیدم، فرمودند از آنجا که اگر ساعت مارک یا برندی می‌داشت ما مجبور می‌شدیم گمرکی بپردازیم و این باعث بالا رفتن قیمت عرضه می‌شد، ما از تولید کننده خواستیم هیچ مارکی روی محصول درج نکند. خلاصه از این مدل اتفاق‌ها هم در این شرکت‌ها امری طبیعی محصوب می‌شود.

  16. 16
    علاء الدین says:

    سلام!
    تا کی معلولان فقط نردبانی برای بالا رفتن دیگران خواهند بود؟!!
    اطلاع‌رسانی بسیار مفیدی بود. از شما بسیار متشکرم. امیدوارم پس از این بیشتر شما را در محله ملاقات کنیم.

  17. 17
    محمد‌قاسم کفیلی says:

    سلام استاد
    با توجه به کامنتها, و پاسخهایی که خودت و دوستان دادین, به نظرم یه نکته ای میرسه.
    مشکل اصلی ما این نیست که چرا این دوستان تاجر, اینجوری با ما تا میکنن. چون هر کس از بین ما میدونه که نابینایان, از قشر متوسط و در بیشتر مواقع, متوسط با اندک یا شاید بسیار تمایلی به پایین هستیم.
    و قاعدتا پرداخت چنین هزینه هایی, چه به پکتوس, چه به نماد فناوری,یا هر شرکت دیگه که بنده اطلاع ندارم از اسامیشون, برای اکثریت قشر ما, سنگین, کمر شکن, یا شاید اصلا غیر ممکنه.
    با توجه به این نکته, و این که در کشورهای خارجی, بیمه گویا وظیفه تأمین وسائل توانبخشی رو بر عهده داره, و اکثرا اینها مستقیما با فروشندگان وارد معامله نمیشن, شاید بهتر باشه, یه نهادی به وجود بیاد که فقط وظیفه اش خرید وسائل توانبخشی باشه. چون از بهزیستی که آبی گرم نمیشه. به آفتاب قله دماوند تو فصل زمستون شباهت داره.
    در پایان این برنامه, ازت متشکرم و امیدوارم باز هم از این کار ها ی خوب خوب انجام بدی.
    سلامٌ علی من اِتَّبَعِ الهدی.

    • 17.1
      امید هاشمی says:

      سلام قاسم جان. این دوستان هم قطعاً با نیتِ تک فروشی به من و تو که کالا وارد نمی‌کنند. متأسفانه هدف همه‌شون این‌ه که یه هو با تیراژِ بالا بهزیستی رو مورد عنایت قرار بدند و خلاص. و الا تک فروشی کردن بین نابینایان که اساساً تهش چیزی نداره. به هدی جان هم سلام برسون.

  18. 18
    عباس says:

    سلام دوست عزیز در گران فروشی اون شرکت تردیدی نیست ولی دو نکته اولا شما هزینه ی باربری و گمرک و سود شرکتو حساب نکردید ثانیا مثلا خانم من که الان ماکرو ویو میخواد چی کار کنه هرچند گرون ولی به دردمون میخوره من فکر میکنم نظر شما بیشتر شخصی بوده البته شرمنده ها ولی من از کارمندای ایرانسپید برخوردای اینچنینی زیاد دیدم شما نمیگفتید هم خب هر کسی عقل داره خوب و بدو تشخیص میده به هر حال امیدوارم روزی برسه که ایرانسپید از تخریب این و اون دست بکشه

    • 18.1
      امید هاشمی says:

      سلام. اولاً که من کارمند ایران سپید نیستم و به جز مطالبی که اونجا می‌نویسم، هیچ چیزش به من هیچ ربطی نداره. این مسائل‌و می‌تونید با کارمندای ایران سپید مطرح کنید. در ثانی، به نظر شما هزینه‌ی واردات و گمرکی و حمل و نقل و چه و چه انقدر زیاد می‌شه که یه کالا با سیصد درصد افزایش قیمت مواجه بشه؟ سوم این که در مورد واردات برخی محصولات مثل مایکروویوی که خودتون مثال زدید تحقیق کنید ببینید آیا نحوه‌ی ورودش به ایران، مصداق واردات پیدا می‌کنه یا نه. در ضمن من به کسی توصیه‌ای نکردم که بخره یا نخره. شما دوست داری با سیصد درصد بالاتر از قیمت تولید چیزی رو بخری، خب بخر. من فقط اطلاع‌رسانی کردم. برای این که تو و بقیه‌ی دوستانم از قیمت واقعی کالا‌ها خبر داشته باشید و آگاهانه خرید کنید. این بده به نظرت؟

  19. 19
    داوود نظری says:

    سلام به امید عزیز دوست خوب خودم.
    خب میدونید من خودم از این دستگاه های پلیر به اصطلاح دیزی پلیر دارم که با نام ویکتور ریدر معروفند که مدلهای مختلفی داره
    البته یه مارک دیگه هم هست که خیلی از ویکتور ریدر کوچکتره و اسمش اگه یادم نرفته باشه پ ت پ باید باشه که اگه اشتباه گفتم سخت نگیر چون احتمالش هست که این اسم رو درست بیاد نسپرده باشم.
    حالا این ویکتور و پتپ هردو مثلا در آلمان سیصد و پنجاه یورو هست و اینکه در شرکت تولید کننده ی چینی این چند فروخته میشه رو نمیدونم اما شنیدم که همینها رو اگه تو آمریکا بخریم اریزونتر میشه خریدشون
    شاید توی اروپا گمرکی این کالاها بالا باشه نمیدونم
    ولی این چیزی که اون شرکت که تو ازش حرف زدی البته بطور غیر مستقیم دیزیهاش با این دیزیهای ویکتور ریدر و پتپ فرق داره
    و من که دارم از این ویکتور استفاده میکنم فارسی بودن یا نبودنش برام هیچ اهمیتی نداره
    چون اولا متون فارسی که در زبان فارسی چندان موجود نیست که ما بخوایم از فارسیخوانی که قادر به خوندن اون متون باشه تو این دستگاه استفاده کنیم و خود دستگاه هم کارایی چندان پیچیده نداره که فارسی شدن دستگاه رو الزام آور بکنه.
    ضمنا بنظر من که هر روزانه ساعتها دارم از این دستگاه استفاده میکنم این دستگاه چیز خاصی نیست که آدم بخاطرش بخواد بالای یه میلیون بپردازه
    خب یه گوشی اندرویدی هم میتونید بخرید که با برنامه ی اسمارت آدیو دقیقا مثل همین دستگاه های ویکتور ریدر و پتپ براتون کارایی داشته باشه
    الآن من هم باید دستگاهم رو همراهم داشته باشم هم گوشیم رو خب اینا با هم گاهی سخت میشه
    خلاصه عیب دیگه ی این دستگاه ها باتریشونه که اگه خراب شد تو ایران گیر نمیان و باید برای خرید باتری به یکی بگین براتون از اروپا یا جای دیگه بیاره و باتریش تو اروپا تقریبا سی یورو هست
    که بنظر من قیمت کمی هم نیست
    خلاصه اگه بچه ها از همون نرم افزار اسمارت آدیو استفاده کنن بهتره چون دقیقا همه ی امکانات این ویکتور ریدر و اون یکی رو کامل داره
    این دستگاه رم بزرگ میخوره یعنی همین رمهایی که مال دوربین هستن و ظرفیتش نهایتا 32 گیگ هست
    اما تو گوشی دیگه این محدودیت هم وجود نداره
    و کتابخونهای حرفه ای هر چقدر که نیازشونه میتونن رو رمشون کتاب بریزن

    • 19.1
      امید هاشمی says:

      سلام داوود خان. ارادت داریم. dream reader رو هم روی گوشی تست کنید. لذت خواهید برد. عدم شفافیت یعنی همین که این دوستان دارند. وقتی می‌گی ویکتور، خب کاملاً مشخص‌ه که کی تولید کرده و از کجا می‌آد و قیمتش چقدر‌ه و در آمریکا انقدر فروخته می‌شه. این اطلاعات برای منِ مصرف کننده هم به راحتی در دسترس‌ه. ولی دوستان محصولی رو به بازار عرضه کردند که ما برای فهمیدنِ نامِ شرکت تولید کننده‌اش مجبوریم دست به دامن تکنیک‌های کشف و شهود بشیم!

  20. 20
    رسول رضایی says:

    سلام. از شما به خاطر همه تلاشهایی که کرده اید متشکرم. واقعا مطلب بسیار بسیار جالب کارآمد و موثری است.
    باز هم ممنون.
    تنها من می توانم بگویم که بیش از 70 درصد مشکلات ما نابینایان به دلیل ناکارآمدی و بی توجهی عمدی سازمان بهزیستی است.
    ولی خوب کار شما و امثال شما دوست گرامی پاسخی به ضرب المثل کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من است.
    باز هم از مطلب بسیار عالی شما متشکرم.

  21. 21
    داوود نظری says:

    امید خان این برنامه ی دریم ریدر رو من گیر نیاوردم میشه یه لینک بهم بدی ببینم چی هست آیا از اسمارت آدیو بهتره یا در همون حده

  22. 22

    درود مجدد. باز هم مرسی آقا امید, همه ی نظراتو خوندم, خداییش انصافتونو قربون.
    بابا یه جنس رو حد اقل با دو برابر قیمت بفروشید نه دیه با سه برابر قیمت.
    اتفاقاً این دوستمون مثال خوبی زد آقا امید.
    یعنی اگه با اتوموبیل هم مقایسش کنیم که تولید داخله, باز هم یه فاجعه اتفاق افتاده.
    واقعاً این موضوع با هیچ موازینی سازگار نیست و ای کاش این موضوعاتو به شکل گسترده رسانه ای کنید تا شاید وجدانهای خفته یه کمی قلقلک بشند تا شاید رنگ بیداری به خودشون ببینند.
    بنظر میرسه بابک زنجانی ها کم نیستند خَخ.
    ولی جدی جدی این موضوعاتو به شکل گسترده و تو همه ی صفحات و شبکه های اجتماعی و خبر گذاریها حتی شده به زبانهای مختلف ترجمه کنید تا کاملاً عمومی بشه و جلوه ی جهانی هم به خودش بگیره. هر چه عمومیتر, بهتر.
    ارادت زیاد, و عزت مستدام.

  23. 23
    حسین حیدری says:

    سلام بر شما جناب استاد هاشمی بزرگوار
    از این شفافیت بجا و کامل نهایت سپاس را دارم.
    راستی. بابت ورود ناگهانی به بحث هم عذر میخواهم. فقط خواستم خدمت شما درس پس دهم.
    واقعاً دید مرا نسبت به محصولات unclear بسیار شفاف نمودید.
    به هر حال برایتان آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.

    • 23.1
      امید هاشمی says:

      سلام حسین خان. توضیحات شما اتفاقاً بسیار هم به جا و روشن‌گر بود. وجود دوستانی مثل شما این امیدواری رو می‌ده که نسل جدید حواسشون جمع‌ه و به این راحتی‌ها نمی‌شه دورشون زد. هشیاری‌تون ماندگار.

  24. 24
    ندا says:

    سلام! از زحماتی که میکشید و همچنین، اطلاع رسانی شما بی نهایت ممنونم!

  25. 25
    سمانه says:

    با سلام خدمت شما و سپاس فراوان از اطلاع رسانی شما. فقط من یه سوال دارم اونم اینکه آیا این اطلاع رسانی ها دردی از ما کم میکنه البته به هیچ وجه قصدم بی ارزش کردن کار ارزشمند شما نیست ولی منظورم بیشتر اینه که مثلا من الان میدونم این شرکت ها فلان کالا رو با قیمت صد برابر دارن به فروش میرسونند و من هم اتفاقا به همون کالای خاص نیاز اساسی دارم بنظرتون باید چه کرد؟ باید اون کالا رو با علم اینکه قیمت نجومی داره خرید یا اینکه نیاز رو نادیده گرفت؟ متاسفانه بخاطر محدودیت هایی که در کشور داریم تقریبا به شکلی مجبور به خرید از همین شرکتهای گران فروش ایرانی که تعدادشون هم بسیار کم هست هستیم اگر واقعا یک بازار رقابتی در کشور برای این محصولات بود قطعا این چنین مشکلاتی پیش نمیومد ولی اختصاصی بودن بازار برای یک شرکت همین سو استفاده ها رو متاسفانه به همراه داره خصوصا اینکه هیچ متولی بر کار این شرکت ها نظارتی نمیکنه و اینها هم هرطور که میخوان عمل میکنند

    • 25.1
      امید هاشمی says:

      سلام. در همین حد که خودمون متولی بشیم و بر کارشون نظارت کنیم و جور دوستانی که اسماً متولی هستند و برای این کار حقوق می‌گیرند رو بکشیم، خودش قدم بزرگی به حساب می‌آد.

    • 25.2

      با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و با تشکر در همین جا از امید عزیز سمانه خانوم سؤال من از شما این است که چرا فکر میکنید که ما به کالاهای این شرکت واقعا نیاز اساسی داریم که مجبور باشیم آنها را با 3 برابر قیمت بخریم. من 2 3 تا مثال خدمتتان عرض میکنم مثلا دستگاه daisyplayer که این شرکت با 3 برابر قیمت ارایه میدهد هرچند که حتی یک 1 قرونی هم بابت فارسی کردنش هزینه به دوستان نابینایی که در ایران این دستگاه را فارسی کرده اند پرداخت نکرده است قابلیت خواندن فایلهای daisy را دارد در هالی که شما اگر برنامه voiceDreemReader را نصب کنید همین قابلیت را در گوشی به شما میدهد. این دستگاه قابلیت خواندن فایلهای متنی و pdf را دارد که در گوشی هم با همان برنامه شما میتوانید به راحتی فایلهای pdf را به هر زبان که باشد با صدای espeak که در دستگاه هم همین صداست بخوانید حتی برای زبانهای دیگر میتوانید در گوشی صدا دانلود کنید که در این دستگاه نمیتوانید. قابلیت رادیو دارد که تمامی دستگاه ها دارند. قابلیت ضبط دارد که هم گوشی و هم حتی voiceRecorder های sony با کیفیتی چند برابر بهترش را دارند قابلیت قطبنما دارد که در گوشی این هم هست. پس چه قابلیتی دارد که ما مجبور باشیم که 3 برابر قیمت آن را بخریم. یا مثلا دستگاه noteTaiker که این شرکت ارایه میکند اولا فقط فایلهای txt را نشان میدهد و ثانیا برای نشان دادن فارسی هم در ایران مجانی آن را آماده کرده اند و ثالثا ورودی فارسی هم هنوز ندارد و اگر دانشجویی آن را بخرد و با خود سر کلاس ببرد باید فینگیلیش بنویسد. وقتی با خرید یک کیبرد بولوتوس دار تمامی این کارها را با گوشی میتوانیم انجام دهیم به صورت کاملا استاندارد یا حتی با ضبط کلاسها و پیاده سازی آنها در منزل چرا باید این دستگاه غیر استاندارد برای فارسی را تهیه کنیم. حتی دستگاه مایکرو ویو گویا هم که آورده اند و خیلی گرانتر از بازار هم میفروشند به جرات میتوانم بگویم که چون خودم این را تست کرده ام میگویم وقتی ما میتوانیم کار با مایکرو ویو های معمولی را که لمسی نیستند را یاد بگیریم چرا باید این کار را انجام دهیم. من خودم شرکت که رفته بودم برای دیدن تجهیزاتشان عصایی را به من نشان دادند که میگفتند کربنی است و نشکن و قیمتش 400 هزار تومان است وقتی من عصای خود را که ساخت شرکت امبیوتک امریکا است را در آوردم و به مسؤولشان که خانوم سخایی بود گفتم که مگر نمیگویید که نشکن است شما یک زربه به عصای من بزنید و من هم یک زربه به این عصا تا مقاومتشان را ببینیم خودشان عصایشان را جمع کردند و قبول نکردند در حالی که عصای من 70 دلار قیمت داشت. دیگر قضاوت با خود دوستان باشد.

  26. 26
    احمدرضا says:

    درود بر شما
    اول بسیار سپاس گزارم که اطلاع رسانی فرمودید این کار بزرگ تحت هر عنوانی و به هر دلیلی هم باشه جای تقدیر داره خسته نباشید
    دوم اصولا کسی نمی تونه سر بالای 90 درصد از نابینا ها کلاه بگذاره چون معمولا این درصدی که گفتم چنین پولی را در اختیار ندارن که این دستگاه ها را خریداری کنن
    سوم من از این شرکت نه خوشم میاد نه می تونم ازش چیزی بخرم ولی به هر حال توی بازار تجارت که حلوا خیرات نمی کنن باید به اون ها هم حق بدیم که نفع خودشون را در نظر بگیرن همون طوری که ایران خودرو نفع خودش را در نظر می گیره و مدیر اون یه روز که از خواب بیدار میشه پراید هفت میلیونی را می کنه 21 میلیون. اصلا هم توی کت من یکی نمیره که چنین سرقت بزرگی را تحت لوای حمایت از تولید ملی بپذیرم من چند سال پیش با وام یکی از این ماشین ها را خریدم دو ماه دیگه این وام تموم میشه ولی اگه بگم اشکم در اومد تا باز پرداخت وام تموم شد اغراق نکردم شاید با خود تون بگید حالا چه اجباری داشتی ماشین بگیری؟ باید بگم توی جایی که من زندگی می کنم داشتن ماشین واجب هست نه مترو داریم نه حتی یه خط اتوبوس و نه حتی یه کوچه آسفالت

  27. 27

    خیلی خوب بود.
    امیدوارم یه کارگروه تشکیل بدیم کل نابینایان ایران یه راه حل همیشگی و پایدار برای تهیه وسایل کمک توانبخشی بسازیم.

  28. 28
    حمیدرضا آب روشن says:

    سلام چه میشه کرد با این سود جویان؟
    ای کاش بشه جوری این مطلب رو منتشر کنید که افرادی که هنوز با این محله هم آشنا نشدند یا سر نمیزنند هم این مطلب رو بخونن نمیشه تو ایران سپید هم چاپ بشه؟

    ممنون از این پیگیری مسئولانه

  29. 29

    سلام.
    تشکر از آقا امید عزیز که این اطلاع رسانی رو انجام داد.
    ی سوال غیر مرتبط اگر اجازه باشه ازتون بپرسم جناب هاشمی:
    همونجور که ایران سپید اطلاع رسانی کرده بود اسفند سال گذشته قراردادی با بهزیستی و دانشگاه پیام نور نوشته شده بود که, از اون پس حضینه های پیام نور رو خود بهزیستی پرداخت کنه و دیگه نیازی نباشه دانشجو پرداختی کنه تا بعد بهزیستی هرچی کرمش بود رو به دانشجو بده.
    میخواستم بدونم اون طرح به کجا رسید؟؟
    من خودم دانشجو پیام نوری هستم و الان برام پرسشه برا انتخاب واهد باید 172 هزار تومن پرداخت کنم تا سایت باز بشه برا انتخاب واهد.
    خواهشن پیگیری کنید ببینید آیا این ترم حضینه رو باز خودمون باید پرداخت کنیم یا باید نامه از بهزیستی بگیریم ببریم دانشگاه تا مثل آزادی ها سایت باز بشه بتونیم انتخاب واهد کنیم.
    البته من بخاطر عجله ای که داشتم پرداختش کردم ولی گفتم از شما بپرسم ببینم نتیجه چی شد و اگر امکانش باشه حتما پیگیری کنید در موردش.
    با تشکر.

    • 29.1
      امید هاشمی says:

      سلام سعید جان. ممنون از لطفت. اما ایران سپید هم مثل هر روزنامه‌ی دیگه‌ای چند سرویس داره و هر کدوم از اعضای تحریریه مسؤولیت یه حوزه رو دارند و قاعدتاً در مورد همون حوزه‌ی خودشون هم اطلاع دارند. بنا بر این، من فرد ذی‌صلاحی برای پاسخ دادن به سؤال شما نیستم. فکر کنم بهتر باشه با دفتر تحریریه تماس بگیرید و با خانم جعفری که ستون پیگیری رو می‌نویسند صحبت کنید. موفق باشی عزیز.

  30. 30
    بهروز افروز says:

    سلام. امید جان شاید هیچ کس مثل من خوب ندونه که چقدر در این خصوص دغدغه داشتی و حرص خوردی و زمان گذاشتی. تو مرکز رودکی که کارشناس تجهیزات توان بخشی بودم، در مورد همین محصول و کلی محصول عجیب غریب دیگه با این شرکت دو سه هفته یه بار مشکل داشتیم. محصولاتی که الآن هم وقتی بهشون فکر می کنم روانم به قِیقاج می افته! و چه قیمتهایی! کاش فرصت داشتم تو همین محله از اون روزها و چیزها می نوشتم! همونهایی که با خودت بارها درد دل کرده بودم. چون در حد نوشته تو برای بچه ها کاربردی نیست، ترجیح میدم به مرور زمان فراموششون کنم. ممنون که خارج از وقت حرفه ای خبرنگاریت برامون وقت گذاشتی و در حد بضاعتت دونسته هاتو بی منت با هم نوعانت در میون گذاشتی. البته بضاعت چشمگیرت. بازم از این کارای قشنگ بکن. قدرتو می دونیم.

  31. 31
    میرهادی says:

    سلام بر آقای هاشمی نازنین؛ از طرفی حرف جدیدی برای زدن نداشتم و از جانبی نمیتونستم در قبال کار شما واکنشی هم نداشته باشم. ضمن تشکر از پیگیریهای شما، دوس دارم به واکنش نماینده ی شرکت مورد اشاره کمی دقت کنیم:
    فردی با آیدی «گمنام» وارد محله میشه و مسائلی رو مطرح میکنه آنگاه درخواست میکنه نوشتش به صورت یک پست در محله توسط شخص دیگری منتشر بشه؛ واقعا چه چیزی باعث این همه شفافیت میشه؟؟؟ این شفافیت فراوان رو اضافه کنیم به مارک مندرج روی محصول و نام بردن از تولید کننده ی ژاپنی (که پیشتر امید عزیز بهش اشاره کرد).

  32. 32
    سجاد نبی لو says:

    سلام و درود بر شما که با سند و مدرک حرف زدید خروج از گروه وات سپی همین شرکت و گفتن این جمله از من که خدا صاحبش رو برسونه اون زمان دوباره و چند باره با یاوه گویی برخی از دوستان همنوع که این نبی لو هم دوست داره هر جا میره اختشاش ایجاد کنه چرا که من گفتم دوستان به هر حرفی و هر صحبتی اعتماد نکنید و بسنجید بعد عمل کنید این قیمت و این ادعا از نظر من صحیح نیست و زدم بیرون هر چند مهم هم نیست حرف برخی دوستان چرا که من کاری که از نظرم درست باشه انجامش میدم و نظر جمع برام مهم نیست از شما هم متشکرم و این هم ادعایی بر صحت گفته های خودم که اون زمان متهم شدم

    • 32.1
      امید هاشمی says:

      سلام جناب نبیلو. دوستان توجیهات خیلی جالبی هم مطرح می‌کنند از قضا. از جمله این که به مصداق اون حکایت که ملا ایستاد وسط بازار و گفت اینجا مرکزِ زمین‌ه و وقتی دیگران ازش خواستند اثبات کنه پاسخش این بود که اگه شک دارید برید متر کنید، دوستان هم می‌فرمایند اگه راست می‌گید خودتون برید ماشین پرکینز ۷۷۵ دلاری و daisy player ۹۵ دلاری بیارید. استدلالات انقدر محکم و گویا است که باید در کلاس‌های آموزش تکنیک‌های مباحثه تدریس بشن واقعاً.

  33. 33
    قنبر says:

    درود استاد بزرگوار
    مطلب ارزشمندتان را خواندم و مثل همیشه بسیار پرمغز و پربار بود .نمی دانم واقعا سزای گران فروش نخریدن است یا خیر !؟ اما چون عرضه آن محدود است و تقاضا نیز بیشتر از عرضه آن است این مصداق ندارد .ابزار های نظارتی هم خدا خیرشان دهد تا به تعزیرات حکومتی برسیم اداره صنعت و معدن و تعاون و هزار کوفت و زهر مار هی باید سلب مسئولیت کنند و بروند و منافع خودشان را در کنار این موارد از شرکت ها احیا کنند و بس و به ریش نداشته نابینا بخندند .تازه بماند که ما را جز انسان های در حد و فهم خودشان نم یدانند و با پیگیری از ما نیز فرار هم می کنند و صدایی نمی کنند تا شرما دفع شود .

    • 33.1
      امید هاشمی says:

      مخلص قنبر خان. اتفاقاً دقیقاً مشکل اینجاست که دوستان تصور می‌کردند تقاضا بیشتر از عرضه باشد اما این اتفاق نیافتاد. تعداد زیادی daisy player سفارش داده شده و کو مشتری؟ این است که تلاش می‌کنند با چهار برابر فروختن دستگاه‌ها، پیش پرداخت‌هایی را که برای هزار دستگاه داده شده به نوعی جبران کنند.

دیدگاهتان را بنویسید