تقدیمِ ۲ اجرای زنده از خودم و چند خط حرف، امیدوارم خستتون نکنه

**** به نامِ یزدانِ بخشاینده **** درود و سلام به تمامیِ شما دوستانِ گوش کنی. امیدوارم همگی خوب و نرمال باشید و از گزندِ ضدحال های روزگار در امان. خدمت رسیدم تا دو اجرای زنده از خودم رو تقدیمِ حضورتون کنم، با این امید که موردِ پذیرشتون واقع بشه. چند خط وعظ و گله و شکایت از خودمون و خودشون در آستانه ی روزِ جهانیِ نابینایان هم می نویسم و از خدمتتون مرخص میشم. بخشِ اول: فایل های تقدیمی. توضیحاتِ لازمه: هر دو کلیپ با یک گوشی فیلم گرفته شده که فیلم برداریش در حدِ لیگِ دسته دومِ امید های کشوره و لوکیشن و کیفیتِ فیلم برداری هم چندان

خب تا اینجای پست رو که خوندید، اگه به نظرتون جالب بود و خواستید ادامه اش رو بخونید، با نام کاربری وارد محله بشید یا به سادگی نام نویسی کنید.

پوریا علیپور

درباره پوریا علیپور

درود به همگی. متولد بیست و دوم خرداد ماه سال 1370 در شهر مشهد هستم. اصالتم آذریه، مقدار بیناییم هم در حد تشخیص رنگ و نوره و شب ها هم همون تشخیص رنگ برام تقریبا ناممکن میشه، دانشجوی مقطع کارشناسی رشته ی زبان و ادبیات عربی هستم. فردی بسیار درونگرا با دایره ی ارتباطات محدود، احساساتی و زودرنج هستم. سابقا تو زمینه های قرآنی فعالیت داشتم و رتبه های متعدد استانی و کشوری رو کسب کرده بودم، اما شرایط موجود باعث شد به تدریج به سمت موسیقی سوق داده بشم. فعالیت من در چند سال اخیر تو حوزه ی خوانندگی پررنگ تر شده. یکی از بزرگ ترین آرزو هام هم بدل شدن به یه خواننده ی اسم و رسم داره. اگه حمل بر خود ستایی نباشه، من خودم رو لایق رسیدن به چنین آرزویی می دونم، اگه ارادم رو تقویت کنم البته. به عقیده ی من، جای بینایی نداشته مون رو باید فقط دو تا چیز بگیره که من ازش بهره ی کمی رو بردم، یکی پوست کلفتی و دیگری اراده ی قوی. مرسی که شناسنامه رو خوندین. خوش باشین.
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, موسیقی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.