شما بگید امین نامه یعنی چی؟

درود بر دوستان عزیزم. امیدوارم ملالی نداشته باشید. بازم دلم گرفت بازم گفتم پست بزنم بازم درد دلم را بگم شاید سبک بشم.
از اون جایی که اکثر ما بدون وام نمی تونیم صاحب چیزی بشیم بنده هم واسه این که ماشینم را عوض کنم تصمیم گرفتم یه وام بیست میلیونی بگیرم. اداره ما زحمت کشیده و جهت رفاه حال ما فرهنگیان، ما فرهنگیان مثلا محترم را به بانک ملی معرفی می کنه تا وام بیست میلیونی با سود ۱۸ درصد بگیریم. دقت کنید سودش زیاد نیست ها فقط ۱۸ هیجده درصد هست و بازم از اون جایی که اگر این بانک های فداکار نبودن ما صاحب هیچی نمی شدیم به اداره رفتم و با کلی تشریفات یه نامه گرفتم و به بانک رفتم. وقتی کارمند بانک مشاهده کرد بنده نابینا هستم گفت باید امین نامه داشته باشی. گفتم آقا جان مادرت اذیت نکن امین نامه دیگه چیه؟ گفت شما چون نابینا هستی باید امین نامه داشته باشی. گفتم آقا تو را خدا گیر الکی نده من نامه کسر حقوق روی پرونده قرار میدم. گفت اون که آره ولی ما امضای تو را قبول نداریم اومدیم ما وام را به تو دادیم و تو بعدا گفتی این ها کلاه سرم گذاشتن و پولی به من پرداخت نکردن.
گفتم این که مسأله خاصی نیست خانمم و یه نفر دیگه همین جا با مدارک شناسایی حاضر میشن و گواهی میدن که من وام را دریافت کردم ضمنا وام را که شما نمی کنید توی گونی و بکنید بارم مستقیم وارد حسابم میشه پس معلوم میشه که بنده وام را دریافت کردم. خلاصه از من اصرار و از اون آقا انکار تا این که موتورم داغ کرد و هر چی از دهنم در اومد بهشون گفتم. تازه نکته فاجعه بار این قضیه این هست که این آقایون به این امین حق برداشت هم میدن. من بهشون گفتم اگر این امین حالا هر کس که می خواد باشه پول ها را بالا کشید چه کسی پاسخ گو هست؟ اون ها پاسخ دادن تو باید کسی را انتخاب کنی که بهش اعتماد داشته باشی. گفتم خرگوشای باهوش فرقی نمی کنه من چه کسی را معرفی کنم اومدیم من پدرم را به عنوان امین معرفی کردم امروز با هم گل و بلبلیم فردا اختلاف پیدا کردیم اون وقت کی می خواد پاسخ گوی من باشه؟
هرچی گفتیم و دلیل آوردم افاقه نکرد حتی لج کردن و گفتن ما وام را به تو نمیدیم. حالا من رفتم امین نامه بگیرم، اول رفتم دادگاه، بعد یه نامه دادن رفتم پاسگاه، اون ها هم یه نامه دادن رفتم دکه پلیس ناجا، اون ها مجددا بعد از تحقیقات نامه را امضا کردن گفتن برو پاسگاه، بعد دوباره یه نامه دادن گفتن برو دادگاه، توی دادگاه رفتم طبقه دوم، اون جا یه کار هایی روی نامه انجام دادن گفتن برو طبقه سوم، اون جا دوباره گفتن برو طبقه دوم، خلاصه چند بار در حالی که بچه هم توی بغلم بود رفتم بالا و اومدم پایین تا عاقبت بهم گفتن الآن سیستم قطع شده برو فردا بیا تا امین نامه را بهت بدیم.
خیلی دلم گرفته چرا ما این قدر باید بدبخت باشیم!

درباره احمدرضا

درود بر دوستان. احمدرضا میرزایی هستم سال تولد 1358 محل تولد نورآباد ممسنی یکی از شهرستانهای استان فارس هست. تحصیلاتم را تا پایان دوره متوسطه در شیراز گذراندم همان سال در رشته زبان انگلیسی وارد دانشگاه شدم و در سال 82 موفق به گرفتن مدرک فوق دیپلم از این رشته شدم در سال 83 خوشبختانه موفق شدم وارد شغل شریف معلمی بشم شغلم را خیلی خیلی دوست دارم در سال 85 دوباره وارد دانشگاه شدم و سال 88 مدرک لیسانس را در رشته علوم تربیتی گرفتم بعد از شغلم به کتاب خیلی علاقه دارم تقریبا هر نوع کتابی را میخونم موسیقی. ماشین سواری. شطرنج. فوتبال. و گردش را خیلی دوست دارم یک پرسپولیسی دو آتیشه هستم راستی در اردیبهشت سال 90 ازدواج کردم و در اواخر اسفند همان سال خداوند بهترین هدیه زندگیم را به من داد بهترین لحظه زندگیم وقتی بود که مادرم آرتیمان عزیزم را در آغوشم گذاشت و در آغوش من بود که با شنیدن صدای من چشماش را باز کرد البته در سال ۹۵ بار دیگه اقبال به من لبخند زد و دومین فرزندم پا به عرصه گیتی گذاشت واقعا همسرم و فرزندانم را عاشقانه دوست دارم و فقط به خاطر اون هاست که زنده هستم
این نوشته در خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

42 پاسخ به شما بگید امین نامه یعنی چی؟

  1. 1
    مهدی 313 says:

    سلام دوست عزیز و فرهنگی. میگما خوبه تونستی این همه کار رو صبح تا ظهر بکنی. خخخ
    چند سال پیش برای یک نقل و انتقال سند, صاحب ملک یک وکالتنامه تام الاختیار بهم داد. خلاصه به دلایلی آن معامله انجام نشد. منهم وکالتنامه رو به خودِ طرف دادم. بعد از حدود هشت سال بهم گیر داد بیا بریم باطلش کنیم. منم می گفتم بابا احتیاجی به من نداره. خودت وکالتنامه دادی, خودت هم می تونی بری باطلش کنی. وقتی میرفت دفترخانه باطلش کنه بهش گیر میدادن که باید طرف مقابلتم باشه. و باز هم خلاصه چند روز پیش بالاخره رفتم برای باطل کردن آن وکالتنامه. کارهاش انجام شد و اصلا مدارک من رو هم نخواست. اما به مرحله ای رسید که منهم باید امضا می کردم. یکی از زیردستان محضردار فهمید من مشکل بینایی دارم رفت و در گوش محضردار پچ پچ کرد و اومد و گفت احتیاج به امین هست. گفتم امین برای چی؟ گفت برای اینکه این متن رو بخونه و شما امضا کنین. یک لحظه قرمز شدم که بابا این یک ابطال ساده یک وکالتنامه هستش. امضا میکنم میره. کی اصلا می فهمه من مشکل بینایی دارم یا نه. اونم گفت نمیشه. از کجا میدونی طرف درست میخونه؟ گفتم خودِ صاحبِ ملک که وکالتنامه داده امین من. گفت نمیشه. اون یک طرف امضاء هستش. منم با همان قرمزی عصامو درآوردم و گفتم ما که رفتیم. این وکالتنامه از نظر من باطله. محضردار که دید سروصدا رفته بالا اومد جلوی منو گرفت و گفت بی خیال خودِ متصدی که جروبحث میکرد امین بشه. خلاصه طرف خوند و ما هم امضا کردیم. وقتی داشتم میومدم بیرون گفت ده تومن هزینه امینِ. منم هیچ توجهی نکردم و بی تفاوت گوش کری زدم بیرون. ای خدای بزرگ شکرت که در بین گل و بلبلان خلقمان کردی.
    چقدر طولانی شد. ببخشید. ببین می تونی از طرف اداره تون وام رو به اسم خانمت بکنی که از این بند و بساطها راحت بشی؟

  2. 2
    مسعود says:

    یک جمله ی آرامشبخشی توی اینطور وقتها هست که میتونیم استفاده کنیم. ر… تو این مملکت.

  3. 3
    همیشه تنها says:

    بانک ملی خیلی بچه های نابینا رو اذیت میکنه! من هم چند سال پیش مشکل مشابه همینو داشتم و اینقدر نابیناییمو توس سرم کوبیدن که با خشم و نفرت حسابی که قبلا در همین بانک مرخرف ملی باز کرده بودم رو با خشم و نفرت بستن! جالب اینجا بود که میگفتن حیفه!رحسابتو نبند! ممکنه برنده خودرو آنچنانی و اینچنانی بشی منم با عصبانیت گفتم ماشین بخوره توی سر خودتون پولمو بدید برم به جهنم! گفتن این بانک دولتیه ما هرچی میگی و اجرا میکنیم طبق آییننامه است! گفتم ! ببخشیدا اینجور حرف میزنم فقط میخوام انزجار خودمو از بانک ملی بیان کنم. آره. گفتم برید گم شید با اون آییننامه تون! خلاصه حسابمو تا انتها ازشون پس گرفتم و پنج هزار تومنم رو هر کاری کردم ندادن که ندادن. منم همونجا دفترچه و کارت حسابمو جلو چشای باباغوری خودشون ایکه تیکش کردم ریختم روی پیشخوانشون لعنتیا رو! آره داداش! بانک ملی مزخرفترین بانکیه که من سراغ دارم!

    • 3.1
      احمدرضا says:

      درود بر شما شما کار خوبی کردید ولی بدبختی ما این جاست که ما نمی تونیم حساب مون را ببندیم چون حقوق را از طریق همین بانک به ما میدن

  4. 4
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    اعصابم خرد شد ……

  5. 5
    رضا says:

    سلام اتفاقا من برام توی بانک رفاه این مشکل پیش اومد. ولی بخشنامه جدید اومده که نابینا نیاز به اینجور چیزا نداره باید راحت حساب باز کنن و راحت وام بدن نمیدونم واقعا چی بگم. خدا صبرتون بده.

    • 5.1
      همیشه تنها says:

      آخه اگر بخشنامه رو ببینن باز یه چیزی! ولی مسئولین بانک ملی بطور کلی منکر وجود چنین بخشنامه ای هستن و خنده دار تر اینکه میگن این بخشنامه اگرم باشه مربوط به نابینایان نیست! ههههه خیلی مسخرهس بخدا!

    • 5.2
      احمدرضا says:

      درود بر شما
      یارو مال عهد شاه وزوزک هست اصلا بگه بخشنامه چیه

  6. 6
    Eagle says:

    سلام احمدرضا. باید سفت و سخت اونجا وای میسادی و بهشون میگفتی که بخشنامه شماره ۲.۸۹۸۵ مصوبه ۱۳۹۵/۰۷/۱۰ رو جلو خودت در بیارن و بفهمن که از نظر همون قانون مسخره ای که خودشون بهش استناد می کنن هم نابینا نیاز به امین نداره. اگه نیاوردن باید همونجا با بازرسی کل بانک مربوطه تماس می گرفتی و صبر می کردی تا بیان. خلاصه می گفتی یا همین قانون زپرتی خودتونو اجرا می کنین یا من تا فردا صبح همینجا میشینم. دمت گرم.

    • 6.1
      احمدرضا says:

      درود بر شما فردا می خوام به همین بخشنامه استناد کنم ولی باور کن فایده نداره آدم خوابیده را میشه بیدار کرد ولی آدمی را که خودش را به خواب زده هرگز نمیشه بیدار کرد

  7. 7

    اینا معمولاً از بخشنامه اطلاعی ندارند و یا خودشونو به بی اطلاعی میزنند.برای همین من همیشه بخشنامه توی کیفم هست و اگر مشکلی پیش بیاد بهشون نشون میدم،البته که من و خانمم بدون امضای امین دست چک هم داریم اما برای برخی مواقع لازمه که بخشنامه نشون داده بشه.

  8. 8

    سلام
    واقعا دلم برای خودمون و کلا این قشر مظلوم میسوزه
    جدی ما باید چیکار کنیم!
    منم از بانک ملی متنفرم
    بانک رسالت هم تازگی گیر داده که شما نمیتونید بدون امین اینجا حساب باز کنید!
    قرار شد بخشنامه را ببریم بهشون نشون بدیم تا دهنشون بسته بشه
    خیلی از این قوانین بیخودی عصبی میشم!

    • 8.1
      احمدرضا says:

      درود بر خانم کاظمیان مهربون واقعا به تمام معنی عصبی شدم بعضی وقت ها با خودم میگم ما فقط باید بریم بمیریم نمی دونم شایدم جای دیگران را تنگ کردیم

  9. 9
    گوشه نشین says:

    سلام این که خوب است من یک مدت پیش برای برداشتن مبلغی پول به عابربانک مراجعه کردم ولی بدلیل یک اشتباه همراهم عابربانک کارتم را ضبط کرد چون عابربانک مربوط به بانک صادرات مراجعه کردم یک نفر که پشت باجه بود
    پرسید چکار دارید گفتم کارتم را میخواهم گفت شما باید امیننامه داشته باشید من گفتم که اولاً که امین نامه دیگر نیاز نیست ثانیاً گرفتن کارت که امین نامه لازم ندارد گفت نه حتمن لازمست من هم بقول معروف آمپر چسباندم که سر وکله رئیس بانک پیدا شد و گفت موزوع چیست خلاصه معلوم شد که آقایی که پشت باجه بود یک نظافت چی بوده که چون کارمند مربوطه میخواسته یک ساعتی جیم بزند این آقا را بجایش نشانده رئیس هم بشدت اعتراض کرد و با عذرخواهی فراوان کارت من را هم دادند تعجب من در این بود که این آقای نظافتچی از کجا میدانسته امیننامه چیست

  10. 10
    همیشه تنها says:

    فقط هم باهم یکصدا بگیم خدا بانک ملی رو لعنت کنه! مخصوصا بانک ملی رو که این همه ازش تنفر داریم

  11. 11
    ابراهیم says:

    سلام هیچی نمیتونم بگم
    من پارسال همین مشکل رو با بانک رفاه داشتم
    هرچی میگفتم بابا من خیر سرم حقوق خوندم امین کیلو چنده
    انگار داشتم تو گوش …. یاسین میخوندم
    به هر حال اینجا ایران است و صدای ما به گوش کسی جز خودمون نمیرسه

  12. 12
    قنبر says:

    خیلی دلم گرفته چرا ما این قدر باید بدبخت باشیم!
    درود
    احمد رضا خدا صبرت بده اما تو هم یک خدا صبری به من بده که از عصر روز دوشنبه مطلبی را برای بازبینی و انتشار فرستادم اما هنوز منتشر نشده لابد باید امین نامه داشته باشم خ خ خ خ خ خخخخ .
    بعد اینکه نام منو می آوردی مسئله حل بود چرا سهل انگاری نمودی ! حالا که تسلیم شدی تازه بهت بگم اولشه بعدی هاشو هم منتظر باش یعنی تا آنجائیکه پیش می روند که وامت ندهند که ندهند حالا من گفتم تو برو آرزوی مردن و بدبختی کن ؟ باید محکم بایستی و دقیقا هم ۵ میلیون تومانی هم در حسابت واریز کنی مرحله آخر والا وام بی وام .اصلا بانک های دولتی و نیمه خصوصی و قدیمی دارای سیستم بسته و ناتوان از سیستم الکترونیکی هستند اون بابا دقیقا با سیستم بیگانه است و در واقع بی سواد تشریف دارد .خیلی راحت می گفتی که بنده در این بانک مزخرف حساب دارم و تمام این تشریفات قبلا حل شده است و اگر باز نشد و نفهمید نزد رئیس بانک می رفتی و بعد اگر نشد به بازرسی اداره امور شعب استان تماس می گرفتی و اونا موظف به حل مسئله بودند .خوب من که تا حالا مشکل حادی نداشتم در این بانک و بقیه بانک های صادرات اما مختصر برایت بنویسم که طولانی نشود ! برای خرید زمینی مجبور بودم سپرده هایم را به هم بریزم تا این مسئله را تمام کنم قصد داشتم مقدار سیزده میلیونی را از بانک صادرات و هفت میلیون تومانی را هم از بانک ملی بردارم تا این مشکل حل شود دیماه ۱۳۹۴ بود قبل از آن با رئیس صحبت کردم و گفت حالا بعدا بیا شاید کاری انجام دادم که به من برخورد و روز موعود با درخواست تسویه وام همسرم و تعداد سه فقره سپرده جمعا به مبلغ هیجده میلیون وارد بانک شدم مسئول اعتبارات که منو می شناخت با درخواست خودم وام خودم و همسرم را تسویه نمود و برای حل مسئله خودش سپرده همسرم را برای اقدام به باجه سپرد اما رئیس در جریان بود و کارشکنی را شروع کرد که به سپرده فرزند خردسالم گیرداد و بنده هم عصبانی بودم بازی را وارد جریان سروصدا نمودم و بدون معطلی به بازرسی و بعد هم به حراست بانک در استان تماس گرفتم حالا بنده تماس اینها را دارم و بانک شلوغ شد و تعطیلی باجه ها همان و معطل شدن مردم همان اینها هی تماس داشتند و باید پاسخ میدادند تازه رئیس حوزه شهرستان هم وارد معرکه شد خلاصه رئیس تهدید به شکایت در قوه محترم قضائیه نمود و با وساطت تحویلداری که آشنا هستند اغلبشان برای اخذ امضا همسرمآمد و در ساعت ده و نیم این جریان با دریافت میلغ بیست میلیون وجه نقد توسط برادرم ختم به خیر شد البته رئیس حوزه را روز بعد تهدید کردم تا برای حل وفصل به بانک بیاید والا ده میلیون تومان دیگر را تهدید کردم که بیرون ببرم ؟ و در ساعت مورد نظر بنده که وارد بانک شدم برق بانک قطع بود و تعجب من از اینکه مغازه های مجاور برق داشتند و به خاطر تاخیر رئیس حوزه این اقدام را برای ممانعت از خروج وجوه دیگر انجام داده بودند .ببین همکار محترم اون وقت هائی که باید به فکر باشیم نیستیم و در این مواقع گرفتار می شویم .

    • 12.1
      احمدرضا says:

      درود بر شما
      عجب حکایتی داشتید ها ولی همکار عزیز مگه اون کارمند نمی دونه که من توی همین بانک حقوق می گیرم مگه نگفتم نامه کسر حقوق روی پرونده قرار میدم

  13. 13
    قنبر says:

    درود
    در بهمن سال قبل برای ضمانت به بانک رفتم ، چیه تعجب کردی احمد رضا بله ضمانت مگه چیه ؟ آره برای ضمانت رفتم بعد هم با اخذ امضا انگشت محترممان هم به جوهر آغشته شد و چند انگشت هم ما بر روی اسناد معاملات بانکی چسبانیدیم ! هر چی گفتم که بابا بی خیال شو متصدی با خیال اقدام به اخذانگشت نمود .بیرون آمدم و با اینکه هنوز وام واریز نشده بود باز هم عصبانی به بازرسی و حراست و امور شعب و روایط عمومی و معاون اداره امور شعب استان و خلاصه به تعداد انگشت هائی که زده بودم تماس گرفتم و اوایل امسال برای ضمانت مجدد رفتم حتی استعلام را هم برایم موجه نشان داد علی رغم اینکه مبلغ یک میلیون و سیصد هزار تومانی را وام گیرنده محترم که ضامنش بودم نداده بود باز هم امکان ضمانت را داشتم و وقتی که برای امضا رفتم بدون اخذ انگشت انجامش دادند و گفتند قنبر بخاطر تو سریع انجام دادیم ؟ این در حالی بود که برای وام گیرنده استعلام و برای همین نوع وام مشابه اثر انگشت ضامن در زیر ورقه مرقوم شد /؟
    در ضمن سه سال قبل وام ۵ میلیون تومانی دادند و قرعه بنام ما افتاد و وقتی ضامن مدارکش را آورد گفتم که ورقه ها را بیار تا امضا کنیم که رنگ مسئول اعتبارات بانک پرید ضامن گفت اینو ها . امضا بدون اخذ استعلام انجام دادیم و حالا وقت واریز ۵۰۰ هزار تومان پیش پرداخت بود و اینکه تا بعد از عید حق برداشت نداریم و حساب بسته خواهد شد ؟ اعتراض به تعاون اداره کل بردم و اون با تعجب گفت که مرکز استان یک میلیون و دویست هزار تومان است و شما از این مبلغ ناراحت هستید که گفتم بنده اگر داشته باشم که وام نمی گیرم و قول مساعد دادند که سفارش کنند و من گفتم که برود مشکل مرکز استانی ها را حل کند من خودم این مسئله را حل میکنم که فقط از من خواستند که برگ دریافت یا سند دریافت ا بروم امضا کنم و اولین نفر وام را به حسابم ریختند و به سهولت در همان روز برداشتش نمودم و الان بیش از دوست هزار تومانش باقی مانده است و احساس وام گرفتن جدید ندارم و الا خودشان می دانند که حال و روزشان چه خواهد شد .

    • 13.1
      احمدرضا says:

      اتفاقا من دیروز به بانک ملت رفتم اون جا به عنوان ضامن واسه یکی از دوستانم که می خواست بیست میلیون وام بگیره امضا کردم هیچ مشکلی هم پیش نیومد نه امین نامه خواست نه هیچ چیز دیگه

  14. 14
    قنبر says:

    درود
    تا وقتی که حق و حقوقمان را ندانیم همیشه همین است .بهترین توصیه برای شما همانا داشتن بخشنامه است .بعد هم سال جدید بانک ملی تسهیلات بانکی را با سامانه متمرکز و ورود اوراق بانکی در سامانه انجام میدهد شما می توانید با صفحه خوان ها آن را مطالعه بفرمائید .نهایت اینکه چند سال قبل شخصی از همکاران ما به بانک آمد و نزد مسئول تسهیلات درخواست پرونده وامی را نمود که برادر اندرش به جای پدرش امضا نمود و او اینگونه ادعا داشت و مسئول کمی ناراحت شد و بعد به سادگی جواب داد که اگر امضا جعل باشد ما که نبودیم ولی سند برداشت اون توسط پدرت امضا شده است و ما وام را به حساب پدرت واریز نمودیم که شخص مزبور پا پس کشید و رفت .
    حالا اگر می خواهی بدبختی را از خودت دور کنی و ثابت کنی که سزای مردم آزار ، آزارش هست این نکته را اجرا کن من نمی دانم امین چه کار می کند اما امین را با خودت ببر و بهش هم بگو که دم نزند وقتی که اوراق بانکی را برای امضا آورد درخواست کن تا قرار داد را متصدی اعتبارات و یا خود مسئول تسهیلات بانکی واخوانی کند و از امین خودت هم بخواه که خواندن و نگارش متن را کنترل کند اون وقت شاید کمی معطل بشی اما یاد کارمند همیشه خواهد ماند که مردم آزاری نکند که نکند با وجود معرفی اداره و کسر حقوق این همه درد سر ! من به این روش اعتقاد دارم و سالها قبل از حساب شخصی ام بدون هرگونه سند رسمی برادرم با امضای خودم دریافت میکرد روزی خودم رفتم و تحویلدار گیر داد که کارت شناسائی ! گفتم که تحویلدار بغلی سید منو می شناسد که دیدم سند را پرت کرد و گفت برو اون امضا کند و بیا که سند و دفترچه را محکم بر سرش کوبیدم و به سراغ رئیس رفتم و نبود و معاون لعنتی هم کلاسی خودم بود دستور به حل مسئله داد و آمدم پول را گرفتم اما با جسارت تمام دیدم گفت هر وقت که بیائی باید کارت شناسائی بدهی ؟ برگشتم مغازه و دفترچه بعدی برداشتم و به سراغش رفتم آمد و با وقاهت گفت که چی گفتم پانصد هزار تومان صد تومانی می خواهم ۵ دسته هزار تومانی داد که گفتم خیر ۵۰ دسته صد تومانی گفت الان می آورم رفت و دوستی دیگر که خیلی به من احترام می گذاشت صدایم کرد که اشاره کردم نمی شنوم و بعد معاون آمد و با تندی دفترچه ام را کنار گذاشت و گفت بعدی را انجام بده که هشدارش دادم نشد که نشد و شش ماه آزگار ادامه دادم تا بالاخره عذر خواهی کرد این هم کلاسی محترم و خودم هم روزی با تعداد کیسه های سکه وارد بانک شدم و در باجه های مختلف گذاشتم حالا یا تحویلدار بدبخت باید این سکه ها را می شمرد یا اینکه هر چه من ادعا میکردم ماشین می کرد و مشتریان را از معطلی نجات میداد /؟!
    ما دردمان از به قول مجتبی خود کم بینی است .
    راه حل زیاد است اما بانک ها همینقدر بنویسم که نمی توانند با مشتریان خود بد رفتار کنند مگر اینکه ما خودمان بخواهیم .
    راستش هم نمی توانم این مسائل را درک کنم و برایم خیلی عجیب است عجیب .

    • 14.1
      احمدرضا says:

      ببخشید ها ولی ما مردم برده های بانک ها هستیم وقتی می خوان بهمون وام ۱۸ درصد بدن به جای این که اون ها ممنون ما باشن ما ممنون اون ها هستیم اگه ما نبودیم که سود های آن چنانی بدیم کارمند های بانک این همه وامهای چند صد میلیونی بدون سود نمی گرفتن به نظر من حقوق تمام کارمندای بانک از خون سگ هم نجس تر هست چون حاصل بدبختی دیگران هست

  15. 15
    قنبر says:

    درود
    امیدوارم که به سادگی فهمیده باشی امین نامه یعنی چه و چطور باید دنبالش بگردی !
    حالا برم ببینم که مطلبم توضیحدار شده یا خیر و سرانجامش چیست ؟

  16. 16
    پسر پاییز says:

    سلام اینو که چیزی نیست اینطور که پیش میره میگن چون تو نابینایی روت پسورد میزارن سرعتتو میارن پایین اون وقت فقط با فیلترشکن میشه باهات ارطبات برقرار کرد

  17. 17
    علاء الدین says:

    سلام آقا امحدرضا!
    کم‌پیدایی هم‌استانی!
    در تمام زندگیم دو بار از من امین خواستند که حالا حوصله ندارم بنویسمشون. شاید یه روزی در قالب یه مطلب منتشرش کردم. ولی این قصه‌ها هم‌چنان ادامه دارد که دارد. اعصاب‌خردکن بود، آن هم در بانک ملی که باید قانون‌مدارترین بانک کشور باشه.

  18. 18

    سلام احمدرضا
    پس خدا به داد من هم برسه
    که البته اگه می خواست برسه این حیوانات اینقد ما رو آزار نمی دادن.
    امیدوارم بتونی این قضیه رو هرچه زودتر با درد سر کم حل کنی.
    یه سؤال:
    از کجا باید بخشنامه ی مربوط به لازم نبودن امین رو پیدا کرد؟
    منظورم بخشنامه ای هست که آرم بانک مرکزی یا یه نهادی رو داشته باشه که بشه بهش استناد کرد.

    • 18.1
      احمدرضا says:

      درود بر همکار عزیزم راستش من هم خیلی دنبال چنین بخشنامه ای با آرم بانک مرکزی هستم اگه گیر آوردی من را هم خبر کن بازم ممنون

  19. 19

    احمدرضا نباید تسلیم میشدی کی گفته سرتو بندازی پایین بری دادگاه امیننامه بگیری. چرا به بازرسی و سرپرستی نگفتی. این اولین باری هست که میشنوم باید بریم دادگاه امیننامه بگیریم تا حالا نداشتیم. باید صبر میکردی رایزنی میکردی. آخه پسر جون فوری که نباید بدوی دادگاه برای این کوفتی. کسانی هم که نیاز به بخشنامه دارند میتونند با انجمن روشنبین اصفهان تماس بگیرند چون کوششهای آنها بود که بخشنامه لغو امین صادر شد. خلاصه که احمد از دستت عصبانی شدم پسر. حالا چند روز وام عقب می افتاد چی میشد راهشو پیدا میکردی

    • 19.1
      قنبر says:

      درود
      داداش گلم عمو حسین ، با عرض گرمترین و بهترین سلام ها خدمتتان . عصبانی نباش درسته که این احمدرضا عجول بوده ولی مطمئن باش وامش جلو نیفتاده و اون مامور هم قصد انجام کار ایشان را در کوتاه مدت نداشته است به هر وضعی باشد این وام تا سرحد و نهایت و غایت دیماه معطل خواهد شد و ایشان حق برداشت را در ماه بعد خواهد داشت اگر هم شانس بیاورد جزء نفرات دسته اول باشد والا تا خرداد سال بعد هم ادامه خواهد داشت .هر چند که تاکید شده که هر کس درخواست نمود معرفی به بانک شود اما این بخش اداره است و بانک هم مسئولیتی خطیر دارد .امید که احمد رضا بتواند در اسرع وقت ماشینش را خریداری نماید .اما بخش تسلیم شدن را قبول دارم .تا زمانیکه از حقوقمان دفاع نکنیم و هر چی گفتند همان بشود هیچگاه اصلاحی صورت نمی گیرد .
      من خودم آنقدر عصبانی هستم از شرکت نامحترم گاز شهرمان که نگو و تا حالا سه شکایت کرده ام اما هنوز هیچی به هیچی و همه آن رد شده است .و شکایت آنها هم نهایت با تبرئه شدن من تمام شد .نمی دانم اشتباه قاضی بود که کیفر خواست علیه اینجانب صادر شد یا نه اما تا کنون نتیجه ای نداشته است و بعضا هم باید کمی کوتاه آمد که بنده نیم آیم .اما از نگاه دیگر شاید احمد رضا بهترین کار را کرده و اعصابش را خرد نکرده است اما باز هم انتشار این مطلب حاکی از عصبانیت او است و هر طور که برویم باز سخن شما اصل است و بس .
      موفق و مانا باشید .امید که این بزرگوار هم اخبار وامش را کامل کند .

      • 19.1.1
        احمدرضا says:

        درود و سپاس بر شما عمو قنبر و عمو حسین عزیزم راستش من بعد از پستم با کارمند بانک درگیری فیزیکی پیدا کردم ولی افسوس با وجود این که دست به دامن بازرسی و استناد به بخشنامه شدم بازم اون ها موفق شدن و بازم با وجود این که اون ها اون کارمند بانک را محکوم کردن ولی کار خودشون را کردن و مرا ملزم به داشتن امین نامه کردن نکته وحشتناک این قضیه این جاست که وقتی امین نامه را گرفتم متوجه شدم قاضی زحمت کشیده و همه اموال من را به خانم سپرده و خانم با این امین نامه می تونه تمام اموال من را صاحب بشه حتی فکر می کنم می تونه خونه من را بفروشه من هم با خودم و این زندگی لج کردم فوقش خانم کلک از آب درمیاد مگه چی می تونه ببره من از دار دنیا یه خونه و یه زمین دارم جهنم بگذار این ها هم بره فدای سر مسئولین و قانون گزاران ما که هیچی نداریم بگذار این ها را نداشته باشیم دیگه خسته شدم از بس با یه مشت احمق زبون نفهم سر و کله زدم به بازرسی هم گفتم همش تقصیر ماست که می خوایم مثل آدم زندگی کنیم غافل از این که شما قبلا سند حیوون بودن را شش دانگ به نام ما زدین این حرفای شیکی را هم که می زنن فقط به درد خر کردن خودشون می خوره نکته جالب قضیه این جاست قاضی که چنین حکمی را صادر کرده اصلا از من نظر نخواست و من را ندید واقعا باید به حال ما گریست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ forty nine = fifty one