شوخیه مگه بسازی با این گرونی؟

**** به نام خدا **** درود به هم محله ای های با صفا. خوبید؟ چه می کنید با این همه خوشی و خُرَّمی که با نوسانات عرض نصیبمون شده؟ آب و برقتون که سالمه هان؟ جاییشون درد نمی کنه؟ مال ما که دو هفته ی قبل خیلی اوضاعشون وخیم بود و مدام می رفتن و می اومدن و دچار وسواس حرکتی شده بودن و نمی دونستن دارن میان یا دارن میرن. خلاصه این رفت و آمد ها ادامه داشت تا یهو جمعه ی گذشته، چند تا آدم پر زور به نشانه ی اعتراض اومدن از بالای در کوچه مون داخل و سیمای کنتور برقمون رو یه ناخنکی زدن و

خب تا اینجای پست رو که خوندید، اگه به نظرتون جالب بود و خواستید ادامه اش رو بخونید، با نام کاربری وارد محله بشید یا به سادگی نام نویسی کنید.

پوریا علیپور

درباره پوریا علیپور

درود به همگی. متولد بیست و دوم خرداد ماه سال 1370 در شهر مشهد هستم. اصالتم آذریه، مقدار بیناییم هم در حد تشخیص رنگ و نوره و شب ها هم همون تشخیص رنگ برام تقریبا ناممکن میشه، دانشجوی مقطع کارشناسی رشته ی زبان و ادبیات عربی هستم. فردی بسیار درونگرا با دایره ی ارتباطات محدود، احساساتی و زودرنج هستم. سابقا تو زمینه های قرآنی فعالیت داشتم و رتبه های متعدد استانی و کشوری رو کسب کرده بودم، اما شرایط موجود باعث شد به تدریج به سمت موسیقی سوق داده بشم. فعالیت من در چند سال اخیر تو حوزه ی خوانندگی پررنگ تر شده. یکی از بزرگ ترین آرزو هام هم بدل شدن به یه خواننده ی اسم و رسم داره. اگه حمل بر خود ستایی نباشه، من خودم رو لایق رسیدن به چنین آرزویی می دونم، اگه ارادم رو تقویت کنم البته. به عقیده ی من، جای بینایی نداشته مون رو باید فقط دو تا چیز بگیره که من ازش بهره ی کمی رو بردم، یکی پوست کلفتی و دیگری اراده ی قوی. مرسی که شناسنامه رو خوندین. خوش باشین.
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, طنز, موسیقی ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.