توالت مطبخ نما

کاربر محترم! این صرفا یک مطلب طنز با عنوانی مشخص است که اگر آن را میخوانید، مسئولیت عواقبش را پیشتر پذیرفته اید. پس اگر دلتان نمیخواهد نخوانید!

 

راستش پستی که قصد زدن و کشتنش را دارم، اصلا فیتِ محله و اهداف محله است. اولا من در این پست به شما آموزش می‌دهم چطور کوچک‌ترین مشکلات خصوصی خودتان را به محله بیاورید و مابقی موجودات ساکن این محله را هم درگیر آن‌ها بکنید. تفریح هم هست چون با شناخت عمیق و دقیقی که از خودم و آحاد شما دوستان دارم می‌دانم مطالعه مشکلات و مصیبت‌های دیگران برایم و برایتان تفریح محض است. استقلال هم دارد چون باعث می‌شود من به طور مستقل وقت شما را تلف کنم و شما هم به طور مستقل اگر دلتان آمد به من فحش بدهید. این شد آموزش، تفریح و استقلال نابینایان.
حالا مشکل من. راستش از وقتی به خانه جدید نقل مکان کرده‌ام، یک توالت خوش از مشامم پایین نرفته است. تفصیلش اینکه اگر من این قدر ابله باشم که امثال شما را به خانه خودم دعوت کنم و شما هم این قدر ابله باشید که این دعوت را قبول کنید و تشریف مبارکتان را بیاورید، برای اینکه بفهمید همسایه‌ی تحتانی ما برای ناهار یا شام چه تدارک دیده کافیست سری به توالت ما بزنید. می‌پرسید چطور؟ خب عرض به خدمت مبارکتان که معماری آپارتمانی که ما تویش زندگی می‌کنیم به شکلیست که ظاهرا بو و بخارهای مختلف را از مطبخ همایونی همسایه‌ی تحتانی برمی‌دارد و یک راست می‌آورد پخش می‌کند توی توالت ما. خب حتما با خودتان می‌گویید «خب این که خیلی خوب است و شما از استشمام بوهای ناجور حتی توی توالت هم معاف هستید.»
اما موضوع به همین سادگی‌ها هم نیست. این مسئله یک اشکال گنده به نام مشکل تداعی دارد. آخر ما تا چند ماه اصلا دلمان برنمی‌دارد از آن غذاهایی که بویشان را در توالت احساس کرده‌ایم برای خودمان درست کنیم و بخوریم. حالا ما هرچه هم تنوع غذایی داشته باشیم، باز هم، باز هم حداقل هفته‌ای یکی دو بار نوبت به غذاهایی می‌رسد که همسایه بخارهایش را مدتی قبل از همان مجرایی که می‌دانم و می‌دانید برایمان فرستاده است.
مشکل دوم به مسایل اعتقادی مربوط می‌شود. مثلا دیروز صبح اول وقت، همین که در توالت را باز کردیم بوی اسفند مشاممان را پر کرد. اولش فکر کردیم لابد یک نفر می‌خواسته ما وقتی داریم کارمان را انجام می‌دهیم یک وقت چشم نخوریم یا مثلا قضا بلایی از آن بالا یا از این پایین توی فرق سرمان یا هرجای دیگرمان نخورَد. در آستانه کسب لذت از این محبوبیت فراوان بودیم که یادمان به مطبخ همسایه‌ی تحتانی افتاد. اما راستش را بخواهید، برای کسی که در خانواده‌ای مذهبی و تهیدست به دنیا آمده، قضای حاجت با بوی اسفند اصلا و ابدا کار ساده‌ای نیست. این شد که دست به دامن همسایه شدیم و توالت ایشان را که در آن از این امکانات خبری نبود برای مدت سه دقیقه یا کم‌تر اجاره کردیم. وقتی وارد توالت همسایه شدیم، تازه فهمیدیم چقدر دلمان برای یک توالت واقعی تنگ شده بوده و خودمان خبر نداشتیم.
حالا از شما دوستان که مثل خودم گرفتاری‌های ریز و درشت ملت مایه انبساط خاطرتان است درخواست می‌کنم در کامنت‌های این پست برای حل این مشکل من چاره‌ای بیندیشید. فقط جسارتا از هواکش و این چیزها ننویسید که یکی هست، ولی زورش به آن رستوران پایینی نمی‌رسد!

درباره امید صالحی

سلام. من امید صالحی هستم. متولد 28 شهریور 1363 در روستای حسن آباد شهرستان اِقلید از توابع استان فارس. نابینای مادرزاد هستم و درحال حاضر توی امور بین الملل اتاق بازرگانی هم به عنوان مترجم کار می کنم. کتاب و رادیو علایق همیشگی من هستند. راههای تماس با من هم اینها هستند: ایمیل: omidsalehi.sarhad@gmail.com اسکایپ: omid.salehi6 شماره همراه: 09176767937
این نوشته در اجتماعی, صحبت های خودمونی, طنز ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

64 پاسخ به توالت مطبخ نما

  1. 1
    مینا مینا says:

    سلام خخخخخخ من اگه جای شما بودم کلیم کیف میکردم که حتی در اون حال هم میتونم بوی غذاهای خوشمزرو استشمام کنم اصلنم به این فکر نمیکردم که این تداعی مشکلی ایجاد میکنه.

    • 1.1

      سلام. خیلی عجیبه. واقعا سخته و یه جورایی نشدنی. اگه میشه یه کلاس آموزشی بذار ببینم چطور این کارو می کنی! خب البته من ذاتا آدم به اصطلاح بد دلی هم هستم، اما واقعا دیگه داره غیرقابل تحمل میشه.

  2. 2
    احمد says:

    سلام امید جان. بخدا نمیدونم چی بگم بخدا فقط تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که یکی از این بوگیرای قوی که برای توالت هست بخری بذاری اونجا که حد اقل بوی اون بیاد توی توالت ولی واقعا جا خوردم خیلی جالب و یه جورایی بود اصلا.

    • 2.1

      مرسی ازت احمد جان. خودتم جالب و یه جورایی هستی اصلا! اما واقعا کار از این چیزا گذشته. جدی جدی گاهی واقعا مصیبت میشه. آخه تنوعش هم بالاست لامصب. از بوی اسفند بگیر تا هرچی که توی یه آشپزخونه ممکنه به مشامت بخوره ما اینجا داریم. ممنونم که قابل دونستی و به این طنزک ناقابل ما سری زدی.

  3. 3

    درود
    خخخ. نمی‌شه یه بنایی چیزی بیارید لوله یا سوراخی که ازش این بوها می‌یاد رو ببنده؟ این چه نوع معماری‌ای هست آخه.

    • 3.1

      سلام و خخخِ متقابل. راستش خودمان فکر می کنیم از هواکش باشد، اما اگر هواکش را ببندیم، این آشِ شور خیلی بی نمک می شود و به اصطلاح از آن طرف بام می افتیم. امیدوارم منظورمان را به خوبی یا بدی منتقل کرده باشیم. البته هواکش فقط حدس ماست و معلوم هم نیست مجرم حقیقی خودش باشد. باز هم از همراهی شما سپاس گزاری و برای خودمان طلب صبر و استقامت می کنیم.

  4. 4
    سمانه says:

    سلام. حتی تصورش هم برای من خیلی بده. این چه مدلشه دیگه خخخ البته من برعکس اینو تو دانشگاه دیده بودم، یعنی کولر توالت نما بود، بدین صورت که در فصل گرما تا کولر کلاس رو روشن میکردیم بوی نامطبوع دستشویی به طور خیلی زیاادی به مشام میرسید و کلا همه از روشن کردن کولر پشیمون میشدن خخخخ ولی بنظرم شما از این اسپریهای خوشبو کننده هوا بگیرید، قبل از ورود به دستشویی، چند باری درون دستشویی اسپری کنید بعد وارد شوید شاید کمی مثمر ثمر واقع شود…

    • 4.1

      سلام متقابل. راستش به نظر ما آنچه شما داشته اید نه کولر توالت نما، بلکه توالت کولرنما بوده است. یعنی توالتی بوده که پره و سیم برایش نصب کرده اند. پیشنهاد شما را عملی خواهیم کرد، اما به گمانمان آن وقت مخلوطی از توالت، رستوران و عطرفروشی را در مشام خود احساس خواهیم نمود!

  5. 5
    کریمی says:

    درود. چه معمار آینده نگر و حالگیری بوده اون معمار. عجب مردم آزاری بوده ها.
    پیشنهاد من, مثبت نگری پیشه کنید. خَخ. ولی خارج از شوخی اگه واقعیت باشه یه همچین چیزی, باید رسانه ایش کرد. خَخ.

    • 5.1

      راستش خودمان هم خیلی دلمان می خواهد به این بهانه هم که شده لنگمان به برنامه ماه عسل باز بشود و آن آقا بیاید توی توالتمان بغض کند و ما معروف بشویم، اما متأسفانه مسئولان به ما و آنچه دلمان می خواهد توجهی نمی کنند.

  6. 6
    کوچه پس کوچه های آسمان says:

    سلام .
    از راه دور اصلا نمی شه نظر داد و مشکلات پیچیده این چنینی رو حل نمود چون اطلاعات کافی و لازم در اختیار نداریم .باید از نزدیک بازدید بشه و تمام جوانب در نظر گرفته بشه .
    شما ابلهی کنید و دعوت کنید ما هم بزرگواری می کنیم و تشریف میاریم .
    بازدید از مناطق محروم در برنامه کاری ماست .
    ولی تا رسیدن به خیر و سلامت ما دو راه کار موقت به شما پیشنهاد میشه .
    اول :بو نکشید یا اصلا نفس نکشید ،فقط برای سه دقیقه .و اگه نتونستید سعی کنید هر گونه بویی رو فراموش کنید .
    دوم :برنامه غذایی خود را با همسایه هماهنگ کنید تا بوی توالت و مطبخ شما یکی شده و متوجه نشوید بو از کدام است .
    البته بدانید که همانا اسفند موجب از بین رفتن میکروبها می شود .
    و اگه این دو راه مفید واقع نشد فعلا تا رسیدن ما به اجاره کردن توالت همسایه ادامه دهید .
    منتظر کارت دعوت و بلیط هواپیما به مقصد تهران هستیم .فقط هر چه سریع تر چون نوبتامون داره پر میشه .

    ببخشید مزاح کردم .

    • 6.1

      سلام خدمت شما. خب ما دلمان می خواهد جواب شما را از آخر بدهیم. اولا ما کسی که پدرمان را کشته می بخشیم، اما کسی که مزاح کرده را نمی توانیم ببخشیم. دوما ما اگر پول بلیط هواپیما برای گروه تخصصی بازدیدکنندگان توالت را داشتیم، آن را صرف تعمیر همین خراب شده می نمودیم و این گونه مشکلات زندگیمان را برای شما و امثال شما که البته امثال خودمان هم هستید جار نمی زدیم. سوماً همسایه با صدور بیانیه ای اعلام کرده که از این به بعد مبلغی هم به عنوان رهن الخلا از ما دریافت خواهد کرد و لذا این پیشنهاد شما با منطق علم اقتصاد که خودمان استادش هستیم اصلا جور در نمی آید. چهارماً خواص میکروب زدایی خرداد خیلی از اسفند بیش تر است. پس سعی کنید معلومات ناچیز خود را بروز نگه دارید. پنجماً به نظر ما پیشنهاد هماهنگی میان رژیم غذایی ما و همسایه به احتمال خیلی قوی تنها حرف حساب شما در این کامنت باشد که ما آن را هم از سر عناد و لجاج با شما رد می کنیم. ششماً اگر ما سه دقیقه بو نکشیم، آدرس منزلمان با اسم مستعار شما در محله یکی می شود و آن وقت یک بیوه و یک یتیم روی دستتان می ماند که خودتان باید خرج خوراک، پوشاک، تحصیل، تفریح، تخریب، تفریط، تسلیم، تسهیل و ترخیصشان را بدهید و چون ما چنین همت و مروتی در شما سراغ نداریم، همچنان برای حفظ حیات پربرکت خودمان هم که شده بو می کشیم تا فرجی بشود. هفتماً استعمال تنوین در پایان اعداد ترتیبی فارسی کاری ناپسند است، اما ما این کار را هم از سر عناد با شما انجام دادیم. هشتماً اگر ما آن تلفن کذایی را آن روز برنمی داشتیم حالا مجبور نبودیم این حجم عظیم از اباطیل را یک جا در محله ول بدهیم.

  7. 7

    واسه جمعه این یکی یا شایدم بعدی که میخوام بیام بگو کباب شامی و جیگر گوسفند درست کنن که من با آرامش خاطر در فضایی عطراگین از بوی کباب و جیگر به وقایع اتفاقیه بپردازم!

    • 7.1

      خودمان در نظر داریم شما را به آشپزخانه همسایه تحتانی بفرستید تا وقایع اتفاقیه شما در مطبخ همایونی برای ساعات متمادی مشکل ما را حل کند. لطفا به طور آزادانه نظر مثبت خود پیرامون این پیشنهاد را اعلام نمایید. بدیهیست عدم موافقت با پیشنهاد مذنابینا به معنای فسخ دعوت نامه خواهد بود.

      • 7.1.1

        به طور آزادانه نظر مثبت خود پیرامون این پیشنهاد را اعلام و مسئولیت عواقب احتمالی را بر گردن شما می‌گذارم و فحش میذارم هرکی که اول این چالش رو مطرح کرده نره به همسایه‌اش نگویه من امید صالحی هستم و چالش گذاشتم و میخوام مهمونم توی آشپزخونه‌ات قضای حاجت کنه و شما بپذیرید و زمینه این کار رو فراهم نکنه!

  8. 8
    مادر بزرگمهر says:

    سلام به استاد گرامي طبق تجربه ي من دنبال لوله كش حرفه اي باشين مثل مثالي كه از كولر دانشگاه گفته شد و به خاطر اين هست كه لوله ي ونت كه از سرويس هاي بهداشتي تا بالاي پشت بوم ادامه داره و گازهاي فاضلاب رو خارج ميكنه و گاهي اين لوله رو به روي كولر هست و فقط كافي هست مسوول تاسيسات دانشگاه ارتفاع لوله رو طوري بالا ببره تا رو به كولر يا هم سطح كولر نباشن، مشكل سرويس بهداشتي شما هم با كمك لوله كشهاي حرفه اي حل ميشه يعني اميدوارم… سربلند باشيد

  9. 9
    امین مسافرتی says:

    سلام آقای صالحی.
    چی بگم والا. خدا صبرتون بده.
    ولی یه پیشنهاد دارم. مهاجرت!!!
    حالا اینکه کجا مهاجرت کنید رو دیگه باید خودتون تعیین کنید.
    و اگه مهاجرتتون با موفقیت انجام شد، اون وقت یه کارت دعوت برای منم بفرستید. با کمال میل تشریف میآورم.

    • 9.1

      والا اگر امین مهاجرتی بودید شاید می توانستم برایتان کاری بکنم. ضمنا هنوز شرایط پناهندگی استنشاقی اعلام نشده و به محض دریافت اطلاعات در این زمینه، شما را نیز در جریان تند سیلاب قرار خواهیم داد تا آب شما را به سرزمینی مهاجرپذیر ببرد و ما هم از دستتان راحت بشویم.

  10. 10
    پریسا says:

    سلام. آخ خدا جونم داره بالا میاد از خنده. پست۱طرف کامنت ها اون طرف و این طرف و وایی از شدت خنده اکسیژن به مغز نداشته بنده بی تقصیر نرسید سرم گیج رفت طرفش رو یادم رفت کدوم طرف؟
    ببین۱کاری کن خدمات متقابل بشه یعنی حاصل محصولات از اون پایین میاد این بالا و حالا۱طوری این لوله بست ها رو درست کنید که حاصل محصولات این بالا هم استشمام بشه در آشپزخونه اون پایین. به جان خودم این مدلی هم بی حساب میشید هم شاید اون ها خودشون در جهت حل این مشکل اقدام کنن چون باور کن درصد افتضاح این طرف قضیه خیلی بالاتره اگر اجرایی بشه.
    خدایا من دیگه نخندم الان میمیرم!
    زندگیت عطرآگین با عطر بهار نارنج اصل نه از این حاصل محصولی ها و فرعی ها.
    شاد باشی که از خنده ترکوندیم.

    • 10.1

      ما اصلا دلمان راضی نمی شود پاچه شما را بگیریم، اما ظاهرا خودتان سری را که درد نمی کند دستمال بسته اید. در پرتو رهنمودهای روشنگرانه سرکار، قرار شد این پروژه را عملیاتی و به شکرانه موفقیت آن، شما را به صرف چای از قهوه خانه ملکی واقع در تهران بزرگ با بهار نارنج دعوت کنیم. امید است این تصمیم دهان شما را ببندد و بگذارد ما توی تلگرام دمی آسوده بلولیم.

  11. 11
    نیره says:

    سلام به این سبک معماری ایرانی خاص باید احسنت گفت.
    من هم خاطره ای از خانه یکی از اقوام می گویم که بین دستشووی و آشپزخانه دیواری بود با پنجره بزرگی روی آن و به این ترتیب از آشپزخانه طبقه پایین بوی غذا به دستشویی طبقه بالا رسیده و بعد به سمت چپ می پیچید و از طریق پنجره تعبیه شده وارد آشپزخانه می شد. جالبتر این بود که وقتی در دستشویی باز می شد دقیقا روبروی مهمانها بود که در سالن نشسته بودند. و می دانید که شرایط چقدر برای همه دشوار می شد.

    • 11.1

      سلام خدمت شما مترجم بالقوه و ورزشکار بالفعل. راستش کامنت شما را که تلاوت کردیم، با خودمان گفتیم کاش بعضی از ما نابینایان ذره ای از مهارت جهت یابی بوهای غذای خویشاوندان شما را داشتیم و مثلا می فهمیدیم کجا باید به چپ یا راست بپیچیم. نکته دیگر آنکه متأسفانه بوی مطبخ همسایه تحتانی ما برخلاف بوی مطبخ همسایه اقوام شما، جی پی اس ندارد و چپ و راست سرش نمی شود و کل فضا را تسخیر می کند. در پایان هم عرض می کنیم که وقتی خانه اقوام آدم چنین شرایطی دارد، صله رحم در یک فرایند شیمیایی از مستحب موکد به مکروه، و در صورت تداوم شرایط به حرام قطعی تبدیل می شود.

  12. 12
    مسافر says:

    سلام به شما, این هم خب یه جورش هست دیگه, شما میتونید به اتفاق تمامی عناصر ذکور مجتمع, دست به کار بشید, اصلا به پُستایِ آشپزیِ احمد و دیگران توجه نکنید, خودتون فی البداهه آشپزی کنید, اونوقت اونقدر بوهای سوختنی و ازین دست تو مجموعه می پیچه که دیگه برای مدتها به کل این مشکل حل میشه. خانمهای مجتمع رو کلا بی خیال.

    • 12.1

      درود. راستش ظاهرا این مشکل را فقط ما داریم و بعید هم می دانیم عناصر ذکور ساختمان هر قدر هم ابله باشند، باز هم رضایت بدهند به خاطر اینکه ما در توالت به جای بوی غذا بوهای متعارف آن محیط را استنشاق کنیم حاضر به سوزاندن برنج کیلویی خدا تومان یا تخم مرغی باشند که خود مرغ هم از گرانیش مطلع شده برای گذاشتنش عشوه ها می کند.

  13. 13

    سلام دکتر خخخ یه سوال ساختمانتون چند سال ساخته
    اگر قدیمی هست لوله ی هواکشها یکی هست وقتی که هواکش اونها کار میکنه بو رو پاس میده به هواکش شما و اون هم میفرستدش بیرون
    و اینگونه است که شما بوی غذای ایشان را حس میکنید

    • 13.1

      سلام و عرض خخخِ متقابل. ساختمان ما قدیمی نیست، بلکه باستانیست. اما درمورد پاسختان هم باید عرض کنیم که ظاهرا حق با شماست، اما محق بودن شما برای ما بوی متعارف دستشویی نمی شود. ما دلمان می خواهد شما برای حل مشکل ما راهکارهای عملی، مناسب و البته امیدپسند ارائه نمایید.

  14. 14
    مظاهری says:

    آقا اجازه جای دستشویی و آشپزخونه رو عوض کنید! به همین راحتی!
    یا برعکس بشینین سر دستشویی!
    حله دیگه. تمام!

    • 14.1

      یعنی شما می فرمایید آنها بیایند توی توالت ما طبخ طعام کنند و ما برویم توی آشپزخانه آنها خودمان را از غم دنیای بی وفا فارغ کنیم؟ اگر فرمایشتان این است باید بگوییم که خیلی بی انصاف هستید و باید آنچه را برای رفیقتان می پسندید، برای همسایه تحتانی او هم بپسندید. ضمنا ما خودمان قصد داریم با پول یارانه این برجمان یک کارخانه آب ممیوه احداث کنیم که قطعا در آن زمینه نیز از نظرات کارشناسی شما استفاده خواهیم کرد. مگر دستتان به ما نرسد!

    • 14.2
      کامبیز کامبیز says:

      وای یعنی همون نظر من رو دادی زهره!
      مهندسی معکوس

  15. 15

    سلام.
    تنها نظری که برای این شرایط میتونم بدم اینه که این تهدید رو به یک فرصت ایدئال تبدیل کنین.
    به نظرم اول باید این مکان استثنایی رو در کتاب عجیبترین مناطق جهان ثبت کنین.
    در ضمن از جاذبه های توریستی این مکان منحصر به فرد در طول اعصار غافل نشید و تلاشتون رو برای معرفی این شاهکار معماری ناب ایرانی در دنیا به کار بندید.
    با آرزوی تجربه های پارادوکسیکال بیشتر در زندگی برای شما دوست عزیز.
    در سایه مبال استثناییتان خوش وقت و خرم باشید.

    • 15.1

      سلام خدمت شما دوست گرامی و کاربر غیرعادی. خب ما تصمیم گرفتیم پیشنهاد شما را در زمینه تبدیل مکان مورد نظر به یک جاذبه گردشگری عملی کنیم و در راستای اجرای این تدبیر ملوکانه، شما را به عنوان نخستین گردشگر افتخاری دعوت به عمل می باشیم. منتظر حضور سبز شما در فضای قهوه ای جاذبه گردشگریمان هستیم.

  16. 16
    علاء الدین says:

    سلام امید جان!
    اول که اون‌قدر منو دعوت نکردی تا این بلا سرت اومد. این یعنی چوب بی‌صدا.
    دوم، برو یه فکری به حال بددل بودن خودت بکن. ملت پول خرج می‌کنند تو توالتشون بوگیر بذارند، تو بوگیر اقتصادی برات تعبیه کردند ناز می‌کنی.
    سوم، بیشتر از هرکسی درکت می‌کنم. پیشتر مستأجر خونه‌ای بودم که دقیقاً همین مشکلو داشت. معماریش هم مثلاً جدید بود. همسایه خوش‌ذوقی هم داشتیم. غذاهایی می‌پخت که هر روز ما رو در حین انجام کار از بوی عطرهای دل‌پذیر مستفیض می‌کرد. در کل که خوش بگذرون.
    آخرشم یادت باشه اون تماس تلفنی رو پیچوندیا.

    • 16.1

      اولش هم یادمان باشد که آن تماس را ما نپیچاندیم، بلکه شما چند بار دقیقا سر وعده های غذایی تماس می گرفتید و خودتان وقتی متوجه قضیه می شدید حواله به بعدا می دادید که البته این بعدا هنوز فرا نرسیده است. دیگر آنکه واقعا ناز می کنیم و اصلا این نوشته را گذاشتیم تا شما بیایید و ناز ما را بخرید و ما با پولش برویم برای خودمان از اصفهان آب ممیوه بخریم و بخوریم و کار کنیم و بمیریم و موریانه ها بخورند و نفت بشوند تا نوه نتیجه های ساکنان محله خدای نکرده از سرما منجمد نگردند. منتظر تماس شما در ساعات غیر اداری و غیر خوراکی هستیم.

  17. 17
    داوود حاجنصیری says:

    سلام. بجای این همه سؤال و جوابهای بعضا من درآوردی بهتره هرچه سریعتر خونه رو عوض کنی. اگه به این معضل عادت کنی واویلا ها! دیگه از جان که بالاتر نیست! نهایتش کمی اولش سختی میکشید ولی دوباره به آرامش دلخواهت میرسی! سختی کمپولی و هزار مسئله مربوط به اون. بزن به دریا و از اون زباله دونی بزن بیرون تا دیر نشده.

    • 17.1

      سلام. شما سعی کنید به جای این راهکارهای بعضا من درآوردی اندکی به شوخی و خنده بگذرانید. اگر به نخندیدن و نشوخیدن عادت کنید واویلا هااااا. اولش کمی سختی می کشید، اما بعدش سختی ها خودشان شما را می کشند. ضمنا خانه ما به شما سلام می رساند و می گوید در صحبت کردن درباره جایی که انسان ها در آن زندگی می کنند، حداقل های نزاکت را رعایت بفرمایید. با آرزوی لبانی پرخنده و لحنی مهربان تر برای شما، امید.

  18. 18
    کامبیز کامبیز says:

    آقای دکتر من اول پذیرفتم که متن رو بخونم ولی تا وسطش که رفتم گیر کردم.
    نمیدونم توالتش کوچیک بود یا ایراد از منه.
    حالا میشه یه آمپول بهم بزنید تا بتونم کامل بشینم کارمو انجام بدم؟
    وای یه راه حل نوشتم ولی پاک کردم، البته شخصا به خودت میگم.
    ترسیدم آمپول رو بدجور بزنی بهم.
    به اشاره اینجا میگم که باید از روش مهندسی معکوس استفاده بکنی.
    کلی خندیدم بهت خخخ

    • 18.1

      از اینکه کلی به ما خندیدید خخخ گزاریم. ضمنا ایراد از توالت ما نیست، پس تا می توانید به گیرنده خودتان دست بزنید. نکته دیگر آنکه آنچه در ضمیر پلید شما بود را خواندیم اما نمی توانیم عقل نداشته مان را دست امثالکم بدهیم. به امید شب های بهتر برای شما.

  19. 19
    کامبیز کامبیز says:

    باز من خودمو انداختم وسط.
    دکی پریسا در کامنتی که بالاتر مشاهده میشه توی توالت خونه شما بالا آورده، لطفا پیگیری شود و بدون جواب نماند

  20. 20
    خانم کوچولو says:

    سلام
    الان ما باید بگیم پیف پیف یا به به ؟”نمیدونم چرا حالت تهوع گرفتم”
    آقا یه سوال بددددجوووور ذهنم رو درگیر کرده و اونم اینه “بوی اسفند چه ربطی به مسائل اعتقادی داره؟”
    خواهشممندم به این سوال پاسخ دهید
    با تشکرر

    • 20.1
      آرتیمان says:

      درود بر آبجی کوچولو بعضی ها معتقد هستن اسفند شیاطین و ارواح پلید را دور می کنه و چون به طور واقعی خاصیت میکروب کشی و گند زدایی داره این اعتقاد را قوت می بخشه تا حالا نشنیده بودی؟

    • 20.2

      با سلام به نویسنده تازه کار اما خوش آتیه محله. خب خدمت شما عرض می کنیم که از کودکی به ما گفته اند هر زمان بوی اسفند شنیدید صلوات بفرستید و ما آن روز صبح اصلا و ابدا شرایط انجام این کار را نداشتیم و هر کار می کردیم نمی توانستیم اندیشه ناهمگونی بوی اسفند با محیط پیرامونی را از خودمان دور کنیم. امیدوارم جواب ما به جای سوالتان بدجووووری ذهنتان را مشغول کند.

      • 20.2.1
        خانم کوچولو says:

        سلام علیکم بر استاد گرامی
        اهاان متوجه شدمم اما وقتی من بوی اسفند به مشامم میخوره سرفم میگیره جیغم در میاد خخخخ
        حالا یه سوال دیگه بدجووور مخم رو مشغول کرده”خخخ الان میگین عجب آدمیه هی مخش مشغوله خخ. “”کتابی که معرفی کردین آیا صوتیش موجود است؟ البته من هرچی گشتن کردندی پیدا نکردندی”
        مممنووون میشم جوابم رو بدیین
        بااا سپاااس

        • علیک مجدد بر شما و اصحاب شما. کتاب موجود است و اگر یک راه ارتباطی بگذارید آپلود کرده خدمتتان می فرستیم. ضمنا به نظر ما اگر کسی مخش مشغول باشد نشان می دهد که هنوز چیزی برای مشغول بودن هست و این خیلی خوب است.

  21. 21
    آرتیمان says:

    درود بر امید هر چی تلاش کردم این مطلب را این جا ننویسم بازم نشد می دونی چیه؟ مشکل ما بسی بزرگ تر از مشکل شماست تفاوت دست شویی شما با مال ما این هست که شما وقتی وارد دستشویی میشید می فهمید که همسایه چه می خواهد میل کند ولی وقتی ما وارد دستشویی می شویم متوجه می شویم که همسایه چه چیزی برای ناهار و شام میل کرده است البته صبحانه زیاد مشخص نیست مگه این که تخم مرغ مفصلی میل کرده باشن و وای به روزی که قرمه سبزی میل کرده باشن یا پیاز مبسوطی خورده باشن حالا دنبال این هستم یه پولی جمع کنم سیستم چاهش را تغییر بدم و این حدود پنج شش میلیون هزینه بر میداره چون لوله های طبقه بالا با پایین یکی و غیر استاندارد هست

    • 21.1

      نمی دانیم چرا شما هرچه می نویسید اولش نمی خواسته اید بنویسید، کلی به خودتان فشار آورده اید که ننویسید و بعد نوشته ها با فشار از اقصا نقاط شما بیرون زده اند. درباب این مختصر و مفیدی هم که مرقوم فرمودید، اگر پول آن پراید خدابیامرز را زنده کردید که خرج همین فقره بفرمایید، وگرنه گور بابای همان کسی را که پرایدتان را زنده زنده بلعید اجاره کنید تا بودجه لازم برای انجام این کار خیر با عرق جبین خودتان فراهم گردد.

  22. 22
    آرتیمان says:

    آخه می دونی چیه امید تو تخصص عجیبی داری در این که انسان را از کامنت نوشتن پشیمون کنی البته شاید این ناشی از یه سری مسائل باشه

  23. 23
    ابراهیم says:

    خخخخخخ سلام دکتر
    حالا باید منتظر باشیم یهویی همسایه شما بیاد و بنویسه مطبخ دست شویی نشان
    اون وقت باید چکار کرد آیا؟؟؟؟؟
    مرسی حسابی از کامنتها و پست انرژی گرفتم
    و یادم باشه حتما خودمو دعوت کنم خونه شما

    • 23.1

      خواهشمندیم. ما دیگر تصمیم گرفته ایم کار نکنیم و برویم روی پشت بام ملت کامنت بگذاریم و مثل پانل خورشیدی انرژی خانه های مردم را تأمین کنیم. از اینکه این استعداد را از زیر خروارها مزخرف در ذهن ما بیرون کشیدید از شما انتظار داریم.

  24. 24
    ابراهیم says:

    راستی این رو یادم رفت بگم
    یه راه دیگه هم هست از صبح تا شب توالت همسایه رو اشتراکی استفاده کنید شبا هم که بویی نیست نخود نخود

  25. 25
    داوود حاجنصیری says:

    آقا مدیر اجازه؟ ما که بد اخلاقی نکردیم اقا! اجازه آقا؟ ما فط گفتیم یه راه حلی ارائه کرده باشیم آقا آقا بخدا ما منظوری نداشتیم آقای مدیر اجازه؟ از نمره انضباطمون کم نکنید آقا

    • 25.1

      شما از بس آقا آقا گفتید ما را صافیدید. خداوند متعال شما را بصافد. ما هم می دانیم شما منظوری نداشتید، برای همین هم خودمان برایتان منظور آوردیم که یک وقت منظور کم نیاورید. ضمنا ما خودمان انضباط ۱۲ گرفتیم و آب هم از آب تکان نخورد و بعدا فهمیدیم که توی معدل تأثیر ندارد و کلی ذوق کردیم.

  26. 26
    فرشته says:

    خخخ. خیلی جالب بود. یه ایده میخواستم بدم ولی پشیمون شدم حالا بعدا تو تیمتاک میگم چون حس میکنم نوشتنش شخصیتم رو میبره زیر سوال. خخخ. همیشه از نوشته هات لذت میبرم. شاد و موفق باشی

    • 26.1

      اگر یک بار دیگر به نوشته ما آمدید و خودتان را سانسور کردید، خودمان شخصا شخصیتتان را با نوشته هایمان زیر سوال می بریم. ضمنا ما از اینکه شما از نوشته های ما لذت می برید اصلا خوشحال نیستیم، زیرا ما دلمان می خواهد وقتی نوشته ما را تمام می کنید احساس کنید که وقت گرانبهایتان بابت هیچ و پوچ تلف شده و هیچ لذتی اعم از مادی و معنوی نبرده اید. تا آن زمان، ما همچنان خواهیم نوشت و به محض رسیدن به این هدف والا، دست از نوشتن بر نخواهیم داشت. به امید دیدار شما در سرزمین قهرمان پرور قوچ لند!

  27. 27
    مسعود says:

    خخخ امید. واقعا خوشحالم که کامِنتای اینجا رو خوندم و اگه نمیخوندم چه کُلاااااهی سرم میرفت. بِذگَریم. ببین منم دقیقا اینجوریَم که حتی اگه یکی جلوم … هم بازم با خیااالِ راااحت غذامو میخورم. ولی اینکه هر روز بشه خییییلی وحشتناکهههه. ولی به نظرِ من راهِ حلِّش اینه که اصن تو دنبالِ راه حل نگردی. ببین این یکی از دوره های رشد شخصیته که برای هر کسی هم پیش نمیاد خخخ! از این زاویه بهش نگاه کن.

    • 27.1

      خب راستش از اینکه سرنوشت بر این قرار گرفته که شخصیت ما به واسطه کود انسانی رشد کند خیلی به خودمان بالبال می کنیم. اما واقعا دلمان می خواهد این قدرتی را که در این کامنت و جلوی جمع لافش را زدید تست کنیم و اگر درست بود به درستی کار و راستی کردار شما ایمانی سفت بیاوریم. ضمنا بنابر توصیه شما، دیگر نه برای این فقره و نه برای فقرات مشابه، دنبال راه حل نخواهیم رفت. بزرگی می فرمود اگر به دنبال راه حل نباشید، راه حل خودش به دنبال شما خواهد آمد. در پایان برای شما و آن بزرگ آرزوهای خوب خوب می کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *