وقتی که رفتی بهار بود و ازآن روز که رفتی بهار رفت.

إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

بازگشت همه ی ما به سوی اوست.

درگذشت مادری فداکار ،دلسوز و همسری مهربان را به فرزندانش و دوست خوب و عزیزم آقای جواد نوعی و خانواده همسرش از صمیم قلب تسلیت میگم و امیدوارم روحش قرین رحمت و آرامش باشه.

متاسفانه ساعت ۱۹یکشنبه ۱۱فروردین۱۳۹۸ با خبر شدم که همسر دوست هنرمندم آقا جواد بعد از ۴سال زجر کشیدن و تحمل بیماری سرطان مغلوب این بیماری مهلک شد و به جهان ابدی پَر کشید.

دوستان و هم محله ای ها امروز ۱۲فروردین پیکر این بانو به خاک سپرده می شود ،از عزیزانی که براشون امکانپذیر هست خواهش می کنم که نماز شب اول قبر رو برای این مادر زجرکشیده به جا بیاورند ،امیدوارم که توشه ای باشد برای آخرتمان.

و از دوستانی هم که در اردبیل ساکن هستن در صورت امکان برای تشییع جنازه اگر بروند اطمینان دارم که باعث تسلی جواد جان خواهد بود.

امروز دلم آتش گرفت و دوباره جای خالیت را حس کردم
می دانم جای تو خوب است
و فرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند

آخر می دانم که بهشت زیر پای توست….
کاش فقط امروز نگاهت را داشتم
خدایا کاش فقط یک بار دیگر آغوشش را داشتم!

درباره شادمهر

با سلام و عرض ادب خدمت هم نوعان شادمهر هستم در 19بهمن 1361به دنیا اومدم و دوران کودکی تا 20سالگیم رو در یک خونه ویلایی در یکی از کوچه های با صفا و پُر شور منطقه شرکت نفت یکی از شهر های نفت خیز گذراندم از سن 7سالگی مشغول به یاد گیری کیبورد یا همان اُرگ شدم و از سن 12سالگی گروه اُرکستری رو برای شادیه مجالس مردُم پایه ریزی کردم و باعث افتخارم هست که بخشی از شاد کردن جشن های هم وطنانم به عهده من هست و تا به امروز هم ادامه پیدا کرده چندین گروه کنسرتی هم یا به عنوان نوازنده و یا رهبر گروه درشان حضور داشتم که همگی اجرا ها موفق بودن. که یکی از اجرا ها که سال 1377بود بنام گروه المان که خاننده گروه هم داریوش بود که در برنامه استیج سال 1395در شبکه منو تو شرکت داشت و یکی از نوازنده های گیتار گروه هم در حال حاضر برای کنسرت های جناب ستار و شادمهر عقیلی گیتار باس میزنه . و این دو دوست همکار هم اکنون ساکن آلمان هستن از سال 1380هم فروشگاه لوازم موسیقیم رو دایر کردم و نمایندگی چندین شرکت معتبر رو هم دارم و از اوایل سال بعدش هم با چند شرکت برای اصلاح چندین ضعف در کیبورد های در حال تولید همکاری داشتم که این هم کاری ها ادامه پیدا کرد تا در سال 1394با شرکت وارد کننده یاماها هم کاریمون زیاد تر شد که با تیمی که مستقیم با شرکت یاماها ژاپن در ارتباط بود حضور داشتم و این افتخار نسیبم شد که تعدادی از ریتم های فابریک بخش ایرانی کیبورد psr-a3000 یاماها رو من ساختم در سال 1384هم در آموزشگاه آبنوس در شیراز زیره نظر استاد شهامت جاوید به یادگیری پیانو پرداختم و در سال 1386هم استدیو ای راه اندازی کردم و کارهای آهنگ سازی و تنظیم رو هم در لیست فعالیت هام گنجاندم من از سن10سالگی دوچار بیماری rp شدم ولی تا سن 26سالگی به صورت معمولی همه جا میرفتم دوچرخه سواری و مُتُر سیکلت و ماشین سواری می کردم و در فوتبال گُل کوچیک گُلر بودم و زمین چمن هم پست دفاع ولی کم کم بیناییم تحلیل رفت و از 2سال پیش تا به امروز پیشرفت بیماریم به ترز عجیبی شدت پیدا کرد و از مرکز چشمام دیدم بسیار کم شده به علت این که هم بازی های من در کودکی بچه های اینگلیسی و آمریکایی و هندی و پاکستانی بودن و در محیط رشدم شبیح به آداب اروپایی ها بزرگ شدم و زندگی کردم دختر و پسر ها رو به یه دید میبینم در واقع هر دو برای من یکسان هستن و سعی میکنم جنسیت برای هم کاری و دوستی سالم و طرز بر خوردم تبئیز آمیز نباشه و تا اونجا که از دستم بر بیاد کمک کنم و محبت بورزم چند بار هم فرصت برام فراهم شد برای خروج از کشور که دو بارش برای اجرا موسیقی در دبی در سال های 1378و 1380بود و یک بار هم تا مصاحبه در سفارت آلمان در سال 1393 به قصد اقامت رسید ولی رد شدم با وجود داشتن دعوت نامه و فعلا شرایطش پیش نیامده چون هم چنان قصد خروج دارم چون از لحاض شغلی آینده درخشانی رو در دورنمای بیرون از ایران برای خودم در شرکت های تولید کننده کیبورد میبینم در حال حاضر هم غمی بزرگ و دردناک به ضرب دشنه ای که با نامردی زده شده در کنج قلبم خانه کرده گذران زندگی می کنم و افتخار میکنم که در جمع شما بزرگواران و هم نوعان خوبم هستم راه های ارتباط با من s19fakhri@gmail ,09177420145 هستش
این نوشته در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

46 پاسخ به وقتی که رفتی بهار بود و ازآن روز که رفتی بهار رفت.

  1. 1
    نازنین says:

    سلام. صمیمانه تسلیت عرض میکنم. از خداوند برای جناب نوعی و خانواده محترمشان صبر، و برای روح همسرشان آرامش ابدی خواستارم.

  2. 2
    پریسا says:

    سلام. امسال بهار چه تلخ شروع شد! به جناب نوعی از صمیم دل تسلیت میگم. مادر فقط یکیه. کفر اگر نباشه من بهش خدای خاکی میگم. آخه هیچ همتایی واسش روی خاک نیست. خدا روح این مادر تازه درگذشته و تمام مادرهای از دست رفته رو قرین رحمت کنه و به دل جناب نوعی و باقیه مادر از دست داده ها صبر و توانی برای تحمل بده!

    • 2.1
      شادمهر says:

      درود پریسا جان دوست خوب و مهربانم
      ابتدا من از تو تشکر می کنم بابت زحمتی که کشیدی

      و اُمیدوارم مادرت سلامت باشه و خودت و مادرت عمری طولانی همراه با تندرستی داشته باشین

  3. 3
    پسر پاییز says:

    سلام من هم بنوبه خودم خدمت این دوست عزیز تسلیت عرض مینمایم و برای ایشون از خداوند طلب صبر میکنم امیدوارم هرچی خاک ایشونه بقای عمر بازماندگان باشه

  4. 4
    حسین یزدانی says:

    سلام. تسلیت عرض میکنم

  5. 5

    با سلام و عرض ادب به خدمت دوست بسیار بسیار خوبم آقا جواد نوعی گرامی.
    از این اتفاق تلخ بسیار متأثر شدم.
    از صمیم قلب درگذشت همسر محترمت رو به تو و سایر اعضای خانواده تسلیت و تعزیت عرض میکنم و برای آن عزیز سفر کرده از درگاه ایزد منان رحمت و غفران, و برای شما و سایر بازماندگان صبر مسألت میکنم.
    انشاالله غم آخرتون باشه, هرچند فیالواقع غم آخری نیست و این اتفاق ممکن هست امروز یا فردا برا هر کس از ما پیش بیاد, لیکن این جمله بنظرم میتونه حداقل یه تسلی خاطر باشه.
    ارادتمند:
    مهدی و احمد عزیززاده.

  6. 6
    سید کیان سید کیان says:

    آقا جواد سلام. تسلیت مرا هم بپذیرید. انشا الله غم آخرتون باشه. از بارگاه الهی صبر جزیل برای شما و رحمت ابدی برای همسرتان خواهانم.

  7. 7
    داوود حاجنصیری says:

    سوز دل درد بیمادری را، بهر هیچکس توان تحمل نیست! و این آتش گرگرفته در دروم را، تمامی آبهای دنیا نیز، خاموش نخواهند کرد

  8. 8
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    سلام.
    خدا بهتون صبر بده.‌تسلیت منو پذیرا باشید.‌

  9. 9
    محمود هژبری محمود هژبری says:

    سلام. تسلیت ارز میکنم و از خدا براشون آرامش روحی رو طلب میکنم و از خدا میخوام که به جناب نوعی بزرگوار صبر عنایت کنه. خیلی متاسف شدم.

  10. 10
    ايمان ايمان says:

    سلام بر دوست و همنوع گرامی. بنده هم از صمیم دل به شما تسلیت میگم. از خداوند بزرگ میخوام که روح این عزیز تازه گذشته شما رو غریق رحمت بکنه و به شما و خانواده محترمتون صبر بده. لطفا ما هم محلیها رو هم در سوگ و غم خودتون شریک بدونید.

  11. 11

    سلام، من هم به جواد عزیز عرض تسلیت دارم و خیلی واسش ناراحت شدم.
    امیدوارم که خدا به خودت و خانواده اون مرحومه صبر عطا کنه.
    سخته و با هیچ واژه ای نمیشه بیانش کرد.
    به سعید عزیز هم این غم رو تسلیت میگم

  12. 12

    سلام. تسلیت من را نیز پذیرا باشید. خداااااااااااااااااااااااااااا.

  13. 13
    گوشه نشین says:

    سلام انشا اللاه که مشمول رحمت خداوند باشد روحش شاد و برای باز ماندگان طلب صبر بردباری آرزو مند هستم

  14. 14

    سلام. درک میکنم خیلی سخته نمیدونم باید چی بگم اینجور وقتا.
    دلم میخواد همش خبر شادی بشنوم و بخونم و همه شادمان باشن و به آرزوهاشون برسن.
    اینجور وقتا آدم واقعا واژه کم میاره برای گفتن.
    برای شما و خانواده از خداوند صبر و آرامش و برای آن مرحومه هم غفران، رحمت و نعیم ویژه آرزومندم. مهمان سفره اهل بیت باشند.

  15. 15
    کریمی says:

    سلام. عجب سال بدی هست این امسال.
    تو این مواقع, من بیشتر خوشحال میشم تا ناراحت.
    خوشحال از اینکه عزیز از دست رفته, دیگه درد نمیکشه. دیگه راحت راحته. واقعاً بیماری یه ثانیه اش هم سخته, چه برسه به اینکه مدتش زیاد هم باشه.
    جواد رو دورادور میشناسم, بهش تسلیت میگم. دیگه واقعاًواژه ها در مقابل غمها و اندوههایی به این بزرگی, خیلی حقیرند. امیدوارم آقا جواد بتونند طاقت بیارند و سعی کنند با تلاشهاشون رضایت مادر رو فراهم کنند و تو زندگیشون موفق باشند.

    • 15.1
      شادمهر says:

      سلام علی جان متاسفانه چندین سال هستش که شروع خوبی نداشتیم نه عمومی و نه خصوصی

      و واقعا منم باهات موافقم همسر جواد واقعا راحت شد هر چند این حرف سخته

  16. 16
    کامبیز کامبیز says:

    شادمهر یه دونه ای.
    منم تسلیت میگم.

  17. 17
    امید بدویان says:

    سلام. جواد عزیز من هم تسلیت میگم و همچنین به جامعه ی هنری نابینایان که واقعا همه ی ما مثل یک خانواده هستیم و در غم هم شریک. خدا انشا الله عمر با عزت به جواد عزیز عنایت کنه. تسلیت بنده رو هم پذیرا باشید.

  18. 18

    منم به جواد عزیز تسلیت میگم.
    خدا صبرتون بده آقا جواد.

  19. 19
    خانم کوچولو says:

    سلام
    منم تسلیت می گم. امیدوارم خدا به بازماندگانشون صبر بده و بعد ایشون بتونن آرامش رو هرچند سخت به دست بیارن.

  20. 20
    مادر بزرگمهر says:

    سلام و عرض ادب و احترام حضور آقای نوعی گرامی ، تسلیت من و بزرگمهر رو هم پذیرا باشید

  21. 21
    شادمهر says:

    مجدد جواد عزیزم تو کامنت ها هم وظیفه خودم دونستم که بهت تسلیت بگم و واقعا خودم رو در غمت شریک میدونم ،و یادم نمیره که از سال ۱۳۹۴ که تو عید خبر بیماری همسرت رو گفتی واقعا از صمیم قلب غصه خوردم

    و یک لحظه از فکر نبودن مادر تو این ۴سال در کنار محمد کوچولو و دخترت آسوده خاطر نبودم و نگران تو و شرایط بعد از این غم ،آرامش نداشتم

    روحش شاد باشه خیلی زجر کشید امیدوارم حالا روحش در آرامش باشه و اطمینان داشته باش که خدا تنهات نمیزاره و خودش یه جور مشکلاتت رو رفع و رجوع می کنه

    من هم هر کاری از دستم بر بیاد دریق ندارم برات برادرم

    خداوندا چنان کن سرانجام کار که تو خوش نود باشی یُ ما رستگار

  22. 22
    ریحان says:

    سلام. من هم حضور آقای نوعی گرامی تسلیت میگم.
    خداوند به شما صبر بده و روح عزیزتون را قرین رحمت خودش کنه . انشاءالله

  23. 23

    درود به همگی.
    از شنیدن این خبر تأسف بار شوکه و ناراحت شدم. آخه چرا هر چی بلاست باید سر آدم های خوب بیاد؟
    مگه گل پسری مثل آقای نوعی که هر چی از خوبی هاش بگم کم گفتم، چه بدی در حق کسی کرده بود که باید یه عمر به عزای خانمش بشینه؟
    خدایا! چرا جون اونایی که سرنوشت ما رو گروگان گرفتن و بهمون ظلم می کنن رو نمی گیری!
    یعنی رو زمین به این بزرگی، یه خانم جوون و مادر دو تا بچه جا اشغال کرده بود؟
    کِی می خوای عدالتت رو نشون بِدی پس خدا؟ هان؟ کِِِِِِِِی؟
    کِی نوبت یه خنده ی از ته دل به ما میرسه پس؟
    چرا هر چی غمه رو سر ما آوار می کنی؟
    واقعا اعصابم خرده بابت این همه جوون مرگی، بابت این همه تلخی، این همه روز بد…
    بسه دیگه خدا!
    ما اگه کفر هم میگیم، کفرمون رو تو در میاری خدا.
    یه ذره بیشتر هوای جواد و امثال جواد رو داشته باش…

    آقا جواد: نمی دونم پیامم به دستت میرسه یا نه اما برات آرزوی صبر می کنم. آخه بچه هات چه گناهی کردن؟
    خودت که این قدر با مرامی، چرا باید تو این سن دچار چنین مصیبتی بشی؟

    اون روزی که داشتم تو ماشین جون می دادم، اون قدر به خدا التماس کردم تا نفس بند اومدم رو بهم برگردوند. منی که این قدر شر بودم، اما چرا به شما فرصت دوباره نداد؟
    پس خدا کِی می خواد خوبای واقعی رو تشویق کنه که ما آدم بدا هم تشویق به خوب شدن بشیم؟ امتحان چی رو داری پس میدی آقا جواد?
    این بی عِدالتیا کلی علامت سؤال برام به جا گذاشته که جوابشو هیچ وقت دریافت نخواهم کرد.
    *تسلیت جواد جان*

    • 23.1
      شادمهر says:

      درود به شما پوریا جان
      فقط میتونم بگم متاسفانه
      اون چیزی که من ۴سال بود ازش به خاطر داداش گُلم میترسیدم پیش اومد
      با بخشی از حرفات کاملا موافقم
      و حتما ابراز هم دردیت رو به جواد عزیز خواهم گفت

  24. 24
    javad/tyros says:

    ای کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت.
    با عرض سلام و ادب خدمت یکایک دوستانی که ابراز محبت نمودند.
    از برادر بزرگوارم شادمهر جان هم نهایت سپاس و قدردانی را دارم که همیشه حق برادری را ادا کرده اند.
    انشا الله در شادیهاتون بتوانم جبران کنم.
    شرمنده دیر خدمتتون رسیدم وظیفم بود همان روزهای اول جواب بنویسم که برادر بزرگوارم شادمهرجان عزیز شرمنده ام کردند.
    والا دنیا سرمو با مشکلاتش گرم کرده یه جورایی آواره مانده ام اما چه کنم خدا واسمون اینطوری خواست ما هم در برابرش جز تسلیم بودن کار دیگری نمیتونیم انجام بدیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *