یک فرصت طلایی برای اون هایی که می خوان بهتر و بهتر بنویسن!

سلام همه. الان مشکل چیه؟ دلم نخواست بگم سلام به همگی گیر کجاست؟ خوب ولش کن. از اول.

سلام همه! امیدوارم بدجوری مثبت باشید. واقعیتش اول تصمیم داشتم جدی و عادی بنویسم و چندتا خط امتحان هم کردم ولی دیدم خوشم نمیاد. یعنی چه جوری بگم۱جوری بود انگار از۱جای دیگه برداشته بودمش و، … ترجیح میدم شبیه همیشه خودم بنویسم. مسخره و خودمونی و به حساب خودم شاید صمیمی.

بگذریم. واسه گفتن این چیزها توی گوش هات آوار نشدم. پیش به سوی اصل مطلب.

گاهی تنها چیزی که ما واسه پرواز به طرف تحقق آرزوهامون می خواییم فقط یک مهلته. زمانی که بهمون داده بشه، امکانی که بشه باهاش پرید، دستی که پرتمون کنه هوا و پروازمون بده یا شرایطی که به هر نحوی بشه سکوی پروازمون به طرف چیزی که همیشه دلمون خواسته بهش برسیم. و گاهی این مهلت ها خیلی تصادفی ولی کاملا به موقع و به جا پیش میاد و کاری که ما باید کنیم فقط گرفتن مطلب و استفاده کردن از موقعیته تا بریم و برسیم.

همیشه دلم می خواست بتونم خوب بنویسم. اون قدر خوب که حس کنم حق مطلب رو با کلمات ادا کردم و سبک شدم. بارها پیش اومد که چه اینجا و چه جاهای دیگه شنیدم کسی می گفت دلم می خواد بتونم بنویسم.

همیشه فکر می کردم کاش می شد یک کسی یادم می داد! اینکه چه جوری می تونم حس و حالم رو بریزم توی ظرف کلمات و عباراتی که واسه توضیح و انتقال درست محتواشون مناسب باشن. خیلی های دیگه داخل همین محله در این ای کاش باهام همراه بودن. و من تصور می کنم حالا مهلتش پیش اومده. دور نیست سخت هم نیست. همینجا بیخ گوشمون. داخل محله.

خلاصه کنم. ببین می دونم خلاصه کردن رو بلدش نیستم ولی سعی که میشه کنم.

نمی دونم از بین شما کسی اسم آقای جمال مبارکی رو شنیده و آثارش رو خونده یا نه. من خودم نمیشناختمشون تا زمانی که اسمشون رو چند هفته پیش شنیدم و داخل اینترنت پیداشون کردم. القصه. ایشون نویسنده هستن. و موافقن به اون هایی که می خوان یاد بگیرن یاد بدن.

طی صحبت هایی که خودم و مدیر محله باهاشون داشتیم، قرار شد هر کسی از بچه های محله می تونه و می خواد یاد بگیره که بنویسه بیاد و زیر نظر ایشون شروع کنه.

آقای مبارکی طرحشون رو با آزمایش شروع کردن. باید بنویسیم. در مورد کلماتی که در پیشگفتار این طرح نوشته شده باید چند خط بنویسیم. حدود پنج خط درباره هر کلمه. بعدش نوشته هامون رو تا ۲۷ اردیبهشت ماه بفرستیم تا به وسیله آقای مبارکی بررسی بشن و اون هایی که قلمشون جوهر داره انتخاب و در ادامه راه با کمک آقای مبارکی پیش برن. خب پس معطل چی هستی؟ طرح آقای مبارکی بعد از توضیحات من موجوده. بخونش و درباره کلمات داده شده بنویس. هر کلمه حدود پنج خط. بعدش نتیجه کار رو ظرف ۱۰ روز آینده، (تا ۲۷ اردیبهشت) به آدرس ایمیل:

Hotgooshkon@Gmail.Com

 

یا آیدی تلگرام:

@Hotgooshkon1

بفرست.

اون هایی که نوشته هاشون از بررسی اولیه موفق رد بشه آماده باشن که در کلاس های تیمتاکی آقای مبارکی شرکت کنن و من یکی که میمیرم واسه تماشای پیشروی های گروهی و آخرش بشماریم ببینیم چندتا کتاب از بچه های محله چاپ میشه. از همین حالا منتظر اون روزم و چه هوا شیرینی بخورم اون روز من! بی خودی چپ نگاه نکن شکمو بودن جنایت نیست.

خب به نظرم هرچی لازم بود رو گفتم و حسابی چونه نامبارکم رو ورزش دادم. حالا برو پایین و طرح جناب مبارکی رو دقیق بخون. کلمه هایی که باید دربارشون بنویسی اونجاست. به نظرم ۱۰ تا باشن. پنج خط واسه هر کدوم توضیح بنویس و همراه با یک بیوگرافی کوچولو از خودت به آدرس های اون بالا بفرست. دیر نکن. ۱۰ روز مهلت داری! نذار واسه وقت اضافه. همین حالا دست به قلم شو.

به نظرت اولین کتابی که از بچه های محله چاپ میشه مال کیه؟ چه قدر دلم می خواد بدونم! باید صبر کرد و دید. شاید اولی خودت باشی! کی می دونه؟ پس بجنب. شروع کن.

موفق باشی!

 

بریم سراغ یادداشتی که آقای مبارکی فرستادن و من عینا اینجا منتقلش کردم.

*******

 

بنام خداوند بخشاینده مهربان.

 

چگونه می نویسیم؟

 

نویسندگی گشایشی از دنیایی متفاوت خواهد بود که ما در آن قرار داریم. اما در عین حال با افکار، عقاید شخص و حتی ریز ترین رفتارهای شخص رابطه ی مستقیم دارد. این مهم  برای یک نویسنده آغازی از یک چالش بزرگ خواهد بود. چالشی از آنچه می اندیشد و از آنچه پیش رو دارد.

نویسندگی هنری بس بزرگ است که تمام دوراندیشی یک جامعه را در خود به جلو می راند و هر چقدر اندیشه یک جامعه بزرگتر باشد، حکایت از آن دارد که  نویسندگان بهتری را در خود جای داده است.

و اما نوشتن در آغاز احساس انجام دینی است که شخص را از درون وادار می کند که با بیانی متفاوت از آنچه دیگران می‌اندیشند قصه‌ای بیافریند و یا حتی مبحثی را به چالش بکشد، تا دیگر اشخاص جامعه از اندیشه‌ی  راست‌تری برخوردار شوند.

و اما با توجه به حوصله ی این طرح و پیگیری ارزشمند دوست عزیزم ( آقای صالحی ) و صحبت های تاثیرگذار خانم جهانشاهی در مورد آموزش نابینایان عزیز ، تصمیم بر آن شد که با همکاری دوستان در بحث آموزش نویسندگی تلاشی را آغاز نماییم. باشد که به امید حق مورد پسند  عزیزانمان  قرار گیرد.

لازم به یادآوری این نکته ی مهم است که در این طرح هدف پرورش استعدادهای اشخاصی است که در امر نوشتن توانایی قابل توجه و همچنین علاقه مندی، پیگیری و تلاش بسیار درآنها پنهان است؛  و در نهایت سعی بر آن خواهد شد  که استعداد این عزیزان را پرورش و آموزش داده، و در نهایت با چاپ کتاب از این عزیزان بتوانیم نویسندگان برجسته ای از نابینایان را به جامعه معرفی گردانیم.

بنابراین از عزیزانی که علاقه مند به نوشتن و نویسندگی در سطح حرفه ای هستند، خواهشمند است که در خصوص کلمات ذیل هر کدام پنج تا ده خط نگارش کنند. ( بدون در نظر گرفتن هیچ آداب و یا رعایت نکات دستوری دست و پا گیر ،

و در پایان هر چه لازم است را از خود بگویند ( بیوگرافی شخص ).

 

  1. زندگی
  2. آفرینش خدا
  3. پدر
  4. مادر
  5. احساس
  6. دین و مذهب
  7. جامعه
  8. زمین
  9. هستی
  10. خودم

 

نگارش این عزیزان در موارد ذکر شده و تقسیم بندی توانایی و استعداد آنها در مورد نوع و نحوه ی آموزش تصمیم گیری خواهد شد.

درباره پریسا

سلام به همگی. من پریسام. نابینای مطلق و مبتلا به بیماریِ آر پی که رفته رفته بیناییم رو گرفت و تموم شد. گاهی شلوغم، پیش تر ها بیشتر شلوغ بودم ولی الان ها دیگه نه خیلی، همیشه پر حرفم، اگر مواظب نباشم دلم و حس و حالم کار دستم میده، کمی بیشتر یاد می گیرم که مواظب تر باشم، راحت می خندم، گریه هم می کنم ولی دوستش ندارم، این اواخر عاشق سکوت های همراه لبخندم و ترجیح میدم در جهان واقعی جهان صدا ها و صحبت های از هر جنسی و هر مدلی توی حال و هوای بی صدای طلاییه خودم باشم، زندگی رو، خدا رو و همه شما رو خیلی دوست دارم! ایام به کام همگی!
این نوشته در آموزش, اخبار, اطلاع رسانی, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.