دلم تنگه نخون آواز رفتن

بالاخره لحظه رفتنش رسیده. همون لحظه ای که برای همه کسانی که میخان از عزیزی جدا بشن خیلی سخت و غم انگیزه,
مخصوصا اگر لازم باشه که برای دیدار بعدی زمان زیادی بگذره.
اما بعضی از رفتنها دست ما نیست.
چمدون سبز خوشرنگشو باز کرده و داره وسایلی رو که با خودش آورده بود با دقت داخل اون قرار میده.
یه گلاب پاش زیبا, چند پیراهن خوش نقش, یه دیوان حافظ, یک شیشه عطر و یه سری وسایل دیگه.
بعد در چمدونو می بنده و کناری قرارش میده. با لبخندی تلخ میگم عجب زود گذشت! چه قدر خوشحال بودیم که تو پیش ما بودی.
چه قدر برامون قصه و خاطره گفتی! چه قدر به گردش رفتیم! به جنگل و کنار دریا و دامن طبیعت. چه قدر به کوه و به دل دشت رفتیم و چه قدر اونجاها عکس گرفتیم و خاطره سفر نوشتی!م
می دونم طبق دفعات قبلی که بدیدن ما اومده بود در همین زمان تصمیم به رفتن می گرفت
و اصرار هم بی فایده است چون این رفتن برای ما هم عادت شده,
که آخر زمستون بیاد سه ماهی بمونه و بعد سوار قطار فصلها بشه و بره.
پس آماده میشم که برای بدرقه او به ایستگاه قطار برم.
بدرقه ای هم تلخ و هم شیرین. تلخ از بابت رفتنش و شیرین به امید دیدار در سال بعد و آغاز شور و نشاطی دیگه.
موقع رفتن میگه خیلی هم دلگیر نباش.
وقتی من برم یه مهمون مهربون و خوب دیگه بخونتون میاد
که می تونه برات خیلی خیلی بیشتر خاطره سازی کنه.
برات سوغاتیهای زیبا میاره. بیشتر به گردش میری. فصلی که کودکیتو به یادت میاره. آبتنی تو حوض خونه و بستنی یخی و خوردن هندوانه توی حیاط زیر سایه درخت.
و من با خودم فکر می کنم عجب رفت و اومد و تغییر زیبایی !و با خودم زمزمه می کنم:
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد!.

درباره پسر پاییز

سلامی چو بوی خوش آشنایی من مهدی رحیمیپناه هستم متولد مهرترین ماه سال ۱۳۵۴ در شهر اصفهان نابینای مطلق دارای مدرک کاردانی کامپیوتر و در قسمت بازاریابی و فروش یک شرکت خصوصی فعالیت میکنم به مطالعه کتاب و شعر و خوردن چای و گوش دادن به رادیو و موسیقی علاقمندم و با شناسه پسر پاییز در خدمت دوستان در محله نابینایان هستم
این نوشته در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

20 پاسخ به دلم تنگه نخون آواز رفتن

  1. 1
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    تو رو خدا بذارید بره. تابستونم کم محلی کنید زودتر بره که تا منو نکشه دست بردار نیست خخخ
    ای کاش زودتر پاییز و زمستون بیاد که با گرما میونه خوبی ندارم
    فصل تابستون که واقعا نفسگیره.
    هی می خوام منفی نگم ولی مگه آخه میذارید ههههه
    خب چه کار کنم نمی تونم در رابطه با تابستون و گرما مثبت نگر باشم و حس خوب داشته باشم.‌ازت بدم میاد ای تابستون خخخخ

    • 1.1
      داوود حاجنصیری says:

      سلام اتفاقا و با کمال تأسف من با نظر شما مخالفم برای اینکه بهار و تابستون و مقداری هم از فصل پاییز بخاطر سرد نبودن هوا و اینکه آدم میتونه به راحتی از خونه بیاد بیرون رو دوست دارم درسته که خیلی گرمه و پر از حشرات موزی هست ولی عوضش آدم یه احساس بالا بالایی میکنه انگار تو آسموناست ولی پاییز و وایی زمستون! نگو! من که احساس میکنم افتادم ته یه چاه نمور و باریک و تاریک و خیلی تنگ! اینقدر دلم میگیره که هرچی میخوام گریه بکنم هم نمیتونم هم بغضهام تمومی نداره!

  2. 2
    پسر پاییز says:

    درود بر رعد دانا خانم معلم مهربون اگرچه تابستون خیلی گرم و شاید‌ طاقتفرساست ولی فرصت خوبیه یه سه ماهی دور از هیاهو استراحت کنید شاد باشید ممنون از حضور گرمتون در فصلی گرم

    • 2.1
      رعد بارانی رعد بارانی says:

      پسرم من معاونمو باید تابستونا هم برم.
      حضور در مدرسه بدون دانش آموز و حیاطی داغ از تابش خورشید اصلا برام جذابیت نداره.
      به حیاط مدرسه نگاه میکنمو نور آفتاب چشامو اذیت میکنه با خودم میگم یعنی این همون حیاطه که اون آسمون و بارونو به خودش دیده. چی میکشه حالا
      خلاصه من و حیاط مدرسه ثانیه شماری میکنیم بارون و پاییز و بچه ها دوباره بیان

  3. 3
    پسر پاییز says:

    اآخ آخ چه وظیفه سختی خدا صبرتون بده خخخ

  4. 4
    حمیدرضا آب روشن says:

    خوب مینویسی برو تو کلاسهای نویسندگی ثبت نام کن

  5. 5
    پسر پاییز says:

    سلام حمیدرضاجان ممنون از حضور و نظرت شما ببنده لطف دارین در مورد کلاس اگر فرصت کنم چشم چون صبح تا عصر در محل کارم

  6. 6
    شیده says:

    سلام. جالب بود. باز هم بنویس.

  7. 7
    پسر پاییز says:

    درود بر بانو شیده شما لطف دارین من در محضر شما و سایر هممحلیها شاگردم و دارم درس پس میدم ممنونم از حضورتون موفق باشید

  8. 8
    ریحان says:

    سلام
    نه! نمیشه تابستون رو دوست نداشت!
    از گرمای کلافه کننده ش اگر بگذریم. من ادعا میکنم پادشاه فصل ها.. تابستان!
    به دلایلی دوسش دارم.
    حالا جدای از تعصبی که به تابستون دارم خخخ
    همه ی فصل ها قشنگه. بهار، پاییز و زمستون.
    دلتون گرم به لطف خدا!

  9. 9
    پسر پاییز says:

    سلام بر بانو ریحان هممحلی خوب و مهربان و خوشذوق بهر حال تابستون میاد با لذتهای خاص خودش یاد طعتیلات مدرسه بازیها و شادیهای کودکی بخیر و یک تبریک بمتولدین و عاشقان این فصل گرم و زیبا شاد باشید و موفق

  10. 10
    میرزا مهدی خان says:

    آفرین !خیلی خوب بود و خاطره انگیز .تابستون توی تهران لطفی نداره ولی توی شهرستون های شمال و غرب یه چیز دیگه سَت و مخصوصا منطقه آذربایجان .اهر ،کلیبر ،هریس و اطراف تبریز و اردبیل و انگار دارم همه شو نام می برمآآآ!!!

    • 10.1
      پسر پاییز says:

      درود بر شما بله تابستون میطلبه که آدم فقط بره جاهای خنکتر هرچی خنکتر بهتر فقط باید از گرمای خیلی از شهرا فرار کرد شاد باشید

  11. 11
    رعد بارانی رعد بارانی says:

    میرزا مهدی خان کامنتت حذف نشده. چون کاربر نیستی رفته توی صف انتظار. بد به دلت راه نده پسررر.
    ***
    شرمنده از صاحب پست .‌
    آخه میرزا مهدی فک میکنه کامنتاش حذفه.
    امیدوارم کامنت منو بخونه

  12. 12
    پسر پاییز says:

    سلام ممنون از شما و دقت نظر و راهنماییتون

  13. 13
    گوشه نشین says:

    با سلام و تشکر خوب مینویسید ولی خیلی مختصر نوشتید البته فصل تابستان خوبست در صورتی که برنامه ریزی شده باشد و امکانات لازم هم وجود داشته باشد به هرحال امیدوارم که دانشآموزان و دانشجویان عزیز از فصل تابستان بخوبی استفاده کنند و به قول معروف حالشو ببرند موفق باشید

  14. 14
    میرزا مهدی خان says:

    سلام !از راهنمایی تون متشکرم .سو تفاهم شده بود .ازتون عذر میخوام .
    .
    .
    .
    قدیما یادش بخیر !ابتدایی بودم و اون موقع ها هم هوا خیلی خوب بود و هم آدما مهربون و همدل بودن .من هر سال یه ماه میرفتم تبریز خونه دایی و خاله و عمه ام که هنوزم وقتی به خوشی های اون وقتا فکر میکنم ،گل از گلم میشکفه و دلم میخواد باز بچه بودم و بازم میشد که اون روزا رو تجربه کنم ..واقعا یادش بخیر !!!!

  15. 15
    پسر پاییز says:

    سلام بر جناب گوشه نشین ممنون از حضور و نظرتون این مختصر وداعی بود با فصل بهار که من میخواستم ضمن اراعه مطلب از اطاله کلام جلوگیری کنم تا از حوصله دوستان خارج نباشد چون خیلی از ما حوصله و یا فرصت خواندن مطالب بلند مخصوصا در فضای مجازی را نداریم باز هم متشکرم از حضورتون شاد باشید

  16. 16
    سمانه says:

    سلام. متن زیبا و قابل تاملی بود. سپاس

  17. 17
    پسر پاییز says:

    سلام بر شما بانوی گرامی بله بعضی از خداحافظییها خیلی سختند مثل همین خداحافظی از فصل بهار و پیوستن بتابستان گرم و داغ و البته پرخاطره تابستان خود را چگونه گذراندید موضوع همیشگی انشا در شروع سال تحصیلی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *