تجربه ی اولین شغل قسمت 2: کلاسهای برنامه نویسی اندروید یهویی!

سلام.
خوبی؟
راستی میدونی این سری پست قسمت صفر هم داره!
پس اگه دنبال قسمت یک به عنوان نقطه ی شروع میگردی اشتباه میکنی برو ما از صفر شروع کردیم.
اگه این قسمت رو تازه میخونی و قسمتهای قبلی رو نخوندی حتما از قسمت صفر شروع کن.

تجربه یه کلاس برنامه نویسی عمومی در دانشگاه!

تعجب نکنید دانشگاه علامه هم میتونه کلاس برنامه نویسی اندروید برگذار کنه!
من وقتی این کلاس رو تو لیست کلاسهای مهارت افزایی دانشگاه دیدم بال در آوردم!
حالا یه مشکلی توی سیستم ثبت نام پیش اومده بود که نمیتونستم ثبت نام کنم.
ولی فقط این مشکل برای من بود ظاهرا.
هی ظرفیت کلاس داشت کمتر و کمتر میشد.
4 نفر. 3 نفر.
رفتم پیش مسئول I T دانشگاه.
سلام وقت بخیر.
من میخوام توی این کلاس برنامه نویسی اندروید ثبت نام کنم.
بزارید ببینم….
فقط 2 نفر مونده.
بزارید براتون ثبت نام کنم.
مرسی.
بعد از ثبت نام کلی سرشون غر زدم که این چه سامانه‌ای که دارید!
ایشون هم گفتن همینه که هست!
خلاصه کلاس برنامه نویسی اندروید در 5 جلسه رو ثبت نام کردم خخ.
البته از همون اول شک داشتم که از این کلاسهای 5 جلسه ای که کلش 25 ساعته نتیجه ی خاصی در بیاد.
درست حدس میزدم.
2 3 جلسه ی اول به نصب ابزارهای موجود گذشت.
و کلا بچه ها چون انسانی بودن هیچ background و تجربه ی I T نداشتن.
استاد هم سوءاستفاده ی لازم رو از این قضیه کرد و به جای android studio کاز محیط eclipse استفاده کرد که کلا چند سالیه برای برنامه نویسی اندروید به کار نمیره.
البته فقط برای اندروید به کار نمیره و برای خیلی از برنامه های تخصصی و enterprise و وب هنوز جزو 2 3 گزینه ی اول برنامه نویس ها به کار میره.
کلا فکر نمیکنم از اون کلاس کسی برنامه نویس اندروید شده باشه، البته شاید کسی باشه که بعدا این راه رو دنبال کرده و با مطالعه و یا کلاسهای دیگه تونسته به جایی برسونه.
ولی برای من که خیلی تجربه ی خوبی نبود و بهتون توصیه میکنم که اگه میخواید توی کلاسی در هر زمینه‌ای شرکت کنید توی کلاس هایی که ادعا میکنن، در زمان کوتاه مهارتی رو به صورت حرفه ای بهتون یاد میدن یا در یک شب شما رو پولدار میکنن شرکت نکنید.
اگه بخوام راستش رو بگم اون کلاس یه مزیت خوب هم داشت.
برای من رایگان بود!
دانشگاه گفته بود که اولین کلاس مهارتی رو میتونیم رایگان استفاده کنیم و کلا نمیدونید یه کلاس رایگان چقدر میچسبه! خخ.

در چه زمینه هایی میتونم به عنوان برنامه نویس نابینا به صورت حرفه ای کار کنم؟

از اونجایی که همونطوری که گفتم هدفم از انتشار این سلسله پستها بیشتر اطلاع رسانی تا قصه تعریف کردن، میخوام اینجا یه فصل جدیدی رو باز کنم و یه سری اطلاعات که فکر میکنم اگه شما هم در خودتون کمی انگیزه این کار رو میبینید، احتمالا براتون مفید خواهد بود رو بهتون بگم.
پس اگه میخواید قصه بخونید میتونید این یکی دو فصل رو با خیال راحت رد کنید ولی ممکنه اگه بعدا این فصول رو بخونید و سوالی داشته باشید من کامنتتون از دستم در بره و نتونم بهتون پاسخ بدم.
اما اگه بعدا دارید این رو میخونید، حتما سوالتون رو تو کامنتها هم میتونید بپرسید خخ.
روی این که گفتم یه برنامه نویس نابینا زیاد حساس نشید، واقعا این فیلد هم مثل خیلی از فیلدهای دیگه زمینه هایی داره که اگه نگم ما کلا نمیتونیم فعالیت کنیم توش میتونم بگم ما به صورت حرفه ای احتمالا نمیتونیم توش فعالیت کنیم، پس بهتره از اول اون نقاط رو بشناسیم تا از وقتمون به بهترین شکل استفاده کنیم.
اول از زمینه های معروف شروع میکنم.
احتمالا اینها رو شنیدید.

برنامه نویسی حرفه ای موبایل در بازار کار

واقعا بگم این حتی برای خودم هم جذابه!
این که یه موبایل داشته باشی که برنامه ای که خودت نوشتی رو اجرا کنه.
این که بتونه کار تو و خیلی از دوستات رو راه بندازه و براشون بفرستی و اونها هم حال کنن.
این که یه بازار چند میلیارد نفری داشته باشی که همیشه گوشیشون دم دستشونه و هر روز چندین بار نوتیفیکیشن گوشیشون رو چک میکنن، خییلیی با حاله.
اما اینجا یه مسئله ی بزرگ هست.
خیلی از این برنامه ها الآن جنگشون روی ui جذابه.
(ui همان صفحات گرافیکی مخفف user interface)
این که یه برنامه خیلی میگیره و همه نصبش میکنن و یا نصب نمیکننش خیییلی به ui یا user interface یا همون ظاهر یا صفحه ی کاربریش بستگی داره.
ما تقریبا برای یادگیری برنامه نویسی موبایل که من در مورد اندروید تجربه ی خیلی کمی دارم تقریبا مشکلی نداریم و اگه برنامه نویسی موبایل رو یاد بگیریم میتونیم به 2 صورت کار کنیم.
البته دقت کنید میگم یادگیری نه کار در بازار کار!
چون گفتم بازار کار پس بحث سرگرمی رو میزارم کنار و این شاخه رو جدا میکنم.
مثلا اگه شما میخواید یه بازی برای نابینایان بنویسید تقریبا جزو سرگرمی حساب میشه تا وقتی که واقعا شرکت یا افراد زیادی روی بازی شما سرمایه گزاری نکنند.
پس راه های موجود میشه:

1. شما یه ایده دارید و خودتون میخواید پیاده سازیش کنید.
مدل درآمدی خاصی در نظر گرفتید و میدونید پول لازم و کافی برای تبلیغات و بازار یابی رو دارید.

در این صورت شما همیشه بدون استثنا نیاز به یه شخص دیگه دارید که ظاهر و ui برنامتون رو براتون بنویسه و اگه اون وسط کار پشتتون رو خالی کنه و جا بزنه چون یه کار بهتر گرفته شما لنگ میمونید و برای جایگزین کردنش با فرد دیگه کلی متحمل هزینه میشید.
2. میخواید توی یه شرکت استخدام بشید. من خودم برای اندروید تا به حال جایی رزومه نفرستادم ولی با قطعیت 90 درصد میگم که چون ui بخش مهم و قابل توجه برنامه های اندرویدی و این جور برنامه ها اینقدر بزرگ نیستن که بخشهای پشت صحنه و logic که بهش back end میگن رو شما انجام بدید و بخشهای ظاهری رو که بهش front end میگن رو کس دیگه ای انجام بده پس میتونیم بگیم شانس تقریبا خیلی پایینی برای استخدام دارید.
3. شما میخواید به صورت فریلنسینگ یا آزادکاری، کار کنید که این هم مثل مورد اول همیشه باید یه ui کار رو در کنار خودتون داشته باشید.
حواستون باشه که خیلی از این برنامه ها رو فقط یک بار نمینویسید و بزنید بره. اینها بارها ویرایش میشن تا به ورژن 1 یا ورژن قابل انتشار در بازار برسند و برای ورژنهای بعدی هم سراغ شما میان پس اگه این راه رو انتخاب میکنید باید حواستون باشه.
من خودم بشخصه خیلی دوست ندارم که همیشه مجبور باشم یه نفر رو در کنار خودم داشته باشم پس من خیلی کار حرفه ای اندروید رو توصیه نمیکنم.
شما هم بیایید و نظرتون رو بگید.
در پست های آینده حتما سعی میکنم فیلد های کاری حرفه ای که میشناسم رو به همراه تحلیل خودم از بازار کارش و شرایطش برای نابینایان رو بگم.
یه بار دیگه میگم.
به دوستاتون بگید, به دوستاشون بگن که “این پست رو بخونید و به دوستاتون معرفی کنید”
باز هم تقدیم به هر کسی که ته انگیزه ای هنوز براش مونده.
happy coding!

درباره حمیدرضا آب روشن

سلام حمیدرضا آب روشن هستم. برنامه نویس پلتفرم تحت وب و desktop به زبان java, سابقه ی آموزش کامپیوتر به افراد دارای آسیب بینایی, لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه علامه طباطبایی, کمبینام و دلیلش هم نه ژنتیک بوده و نه سانحه فقط یه بی دقتی یه اشتباه پرستاری که چون یه کمی زود به دنیا اومدم و باید چشمامو میبست و اکسیژن به اعصاب چشم آسیب رسوند معمولا سعی میکنم زندگیم رو بر اساس علاقم شکل بدم, یه گیک کامپیوتر و تکنولوژی, به زبان هم علاقه دارم. راستی یه آبانی هفتاد و پنجی با خصوصیات منحصر به فرد! از کمک به دوستان هم خوشحال میشم. راههای ارتباط, skype: live:hamidrezaabroshan hamidreza.abroshan@gmail.com
این نوشته در آموزش, اجتماعی, اندروید, خاطره, صحبت های خودمونی, کامپیوتر ارسال و , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

9 Responses to تجربه ی اولین شغل قسمت 2: کلاسهای برنامه نویسی اندروید یهویی!

  1. 1

    سلام.
    خوب شد اومدم سایت و بازم تجربیات شما رو خوندم.
    فرمودین رابط کاربری نقش مهمی در برنامه های اندرویدی داره.
    میخواستم ببینم در برنامه های ویندوزم همینطوره؟
    برنامه های ویندوزی چقدر رابط کاربری و محیط گرافیکی درشون نقش داره؟
    من فکر میکردم رابط کاربری یعنی همینکه ما میتونیم با کیبورد کارهامون رو انجام بدیم و مثلا مثل محیط داس یا ترمینال نیست که کارهای مورد نظرمون رو به جای پیدا کردن گزینه های موجود، باید تایپ کنیم.

    • 1.1
      حمیدرضا آب روشن says:

      سلام.
      مرسی که به پستم سر زدید.
      توضیحتون تا حدودی در باره ی ui یا واسط کاربری درسته.
      در اصل واسط کاربری به همون گزینه ها و پنجره ها گفته میشن که توی خیلی از برنامه ها وجود داره.
      ولی حتی واسط کاربری کامندی هم یه جور واسط کاربری محصوب میشه یعنی یه جور ارتباط بین کاربر و کامپیوتر.
      البته در مورد ویندوز هم حتما در پست های بعدی توضیح میدم.
      و این بحث واسط کاربری خیلی بحث گسترده ای و حتی یه شاخه داره به
      نام UX User experience یعنی تجربه ی کاربری!
      یعنی ما باید تو برناممون تجربه ی خوبی به کاربر بدیم.
      مثلا با سادگی در طراحی یا با استفاده از روانشناسی رنگ و…. که من ازش خیلی هم سر در نمیارم!
      موفق باشید.

  2. 2

    سلام.
    چه موضوع جالبی.
    به نظرم این جور مطالب جاش توی محله خیلی خالیه و امیدوارم بیشتر ببینیم از این به اشتراک گذاشتن تجربه‌ها.
    به خصوص موضوعی که شما انتخاب کردی برای این سری، برای من خیلی خیلی جذاب و البته مهمه، و بی‌صبرم برای خوندن ادامه‌اش.
    شماره اولت که حد اقل کاری که کرد، من رو منصرف کرد از خوندن رشته کامپیوتر، صرفا به خاطر ورود به بازار کار.
    قطعا بقیه تجربه‌هات هم به درد من یکی خیلی خیلی خواهد خورد، و البته به درد خیلی‌های دیگه.
    پس حتما باهامون به اشتراک بذارشون.
    امیدوارم توی کاری که پیدا کردی صد درصد موفق باشی و کار‌های بهتر بیان سراغت.
    موفق باشی 🙂

    • 2.1
      حمیدرضا آب روشن says:

      سلام مرسی.
      اول بگم که من این سری رو از قسمت صفر شروع کردم نه 1 پس اگه دوست داشتی قسمت صفرش رو هم ببین.
      بعد هم چرا از بازار کار منصرف شدی؟
      من مگه چی نوشته بودم؟

      • 2.1.1

        آره دیگه شماره اولت شماره صفره اون رو خوندم ☺
        در مورد بازار کار هم، از جمله ام سوء برداشت شد انگار.
        منظور این بود که از این که ۴ سال درگیر رشته کامپیوتر بشم فقط به خاطر اینکه به مدرکش برای استخدام نیاز دارم، منصرف شدم.
        چون ظاهرا تو بدون مدرک دانشگاهی مرتبط تونستی تو مصاحبه پذیرفته بشی، و گفتی که توی اکثر آگهی‌ها در مورد مدرک تحصیلی پیش‌نیازی وجود نداره.

        • درود آقای ایزدی گرامی، در آگهی های استخدام و در مصاحبه های کاری تقریبا همیشه مدرک تحصیلی درجه کارشناسی یکی از الزامات است. و اصولا شرکتها تمایلی برای استخدام برنامه نویسی که دست کم مدرک دانشگاهی ندارند نشان نمی دهند. اگر مدرک دانشگاهی حتی غیر مرتبط نداشته باشید شانس بدست آوردن شغل را برای خود بشدت کاهش خواهید داد. متاسفانه شرکتها غالبا در مورد افراد معلول چندان خوشبین نیستند چه برسد که آن فرد مدرک دانشگاهی هم برای نشان دادن بخشی از توانمندیهای خود نداشته باشد. البته غیر ممکن نیست فقط کار بسیار مشکلتر خواهد شد. البته که اگر شخصی امکان این را داشته باشد که در رشته کامپیوتر تحصیل کند، این تخصص در ادامه به او کمک خواهد کرد و قطعا بهتر است.

          و قبل از اینکه این کامنت من این شایبه را ایجاد کند که من با حمید اختلاف نظر جدی دارم عرض کنم که البته این پست ها فقط نظر و تجربه شخصی حمید است اما ایشان پستهای خود را قبل از انتشار برای من هم ارسال می کنند و نظر من هم جویا می شوند. حتما خود حمید هم در پستهای بعد در این مورد بیشتر توضیح خواهد داد و تجربه مصاحبه های خودش را با شما در میان خواهد گذاشت.

      • 2.1.2
  3. 3

    سلام.

    خیلی عاالی.

    چرا نمیتونیم ui خوب طراحی کنیم؟

    • 3.1
      حمیدرضا آب روشن says:

      چون ui به بینایی و انیمیشن مرتبطِ و خب مثل اینه که بگی چرا ما نمیتونیم نقاشی بکشیم؟
      البته این تجربه ی منِ و شاید افراد دیگه بتونن امتحانش کنن و تجربه ی دیگه ای داشته باشن من دیدم بعضی دوستان ادعای کشیدن نقاشی هم دارن!!

دیدگاهتان را بنویسید