سینما محله، قسمت اول: فیلم سینمایی در دنیای تو ساعت چند است، به صورت توضیحدار، اختصاصی محله نابینایان.

 

سینما محله و گام اول،  یک فیلم سینمایی از نوع توضیحدارش: در دنیای تو ساعت چند است؟

 

 

سِیر داستان گلی، دختری که سال ها پیش از ایران مهاجرت کرده و حالا که بعد از سال ها برگشته با انبوهی از موارد آشنای ناشناس مواجه شده. موارد آشنایی که به طرز درد‌ناکی تغییر کردن و ضمن آشنایی به خاطر تغییراتی که به خودشون دیدن به شدت متفاوت به نظر گلی می رسن.
این وسط، هم‌کلاسی قدیم گلی، پسری که همه دیوونه می دوننش همچنان در تمام ابعاد زندگی و حضور گلی، دنبال گلی سابق می گرده و اصرار داره که به خاطره ی گلی ای که در گذشته می شناخته وفادار بمونه و گلی رو به خودِ دیروزش برگردونه.
با هم به تماشای شنیداری فیلم توضیحدار در دنیای تو ساعت چند است که در واقع قسمت اول از برنامه سینما محله هستش، بریم!

سینما محله قراره هر ماه با روایت خانم مریم امینی یک فیلم سینمایی رو به صورت توضیحدار پخش کنه.

اول در رادیو به شکل لایو و در نهایت نسخه تنظیم شده در وب سایت محله نابینایان.

 

مشخصات و خلاصه ای از داستان:

راوی: مریم امینی.
تنظیم: فاطمه خلیلی.
مدت زمان: 1 ساعت و 36 دقیقه.
کارگردان: صفی یزدانیان.

عاشقانه، محصول ایران، 1394.

 

در دنیای تو ساعت چند است؟ اولین ساخته بلند صفی یزدانیان در مقام کارگردان محسوب می شود.
در این فیلم به جز لیلا حاتمی و علی مصفا تعدادی از بازیگران بومی استان گیلان نیز به ایفای نقش پرداختند. بازی زری خوشکام، مادر لیلا حاتمی و همسر علی حاتمی بعد از چندین دهه حضور کمرنگ، از نکات جالب توجه این اثر میباشد.

گلی بعد از بیست سال زندگی در فرانسه یک باره تصمیم می گیرد به ایران و به زادگاهش، شهر رشت سفری کند. فرهاد در رشت به استقبالش می رود و می گوید که آشنایی قدیمی است، اما گلی اصلاً او را به یاد نمی آورد.

دانلود فیلم توضیحدار در دنیای تو ساعت چند است

 

درباره محسن صالحی

محسن صالحی هستم, متولد 11 آبان 1369 و ساکن شهرستان سمیرم. به علت بیماری RP از سال 93 تا 94 با افت شَدید بینایی رو‌به‌رو شدم و در حال حاضر فقط تشخیص نور دارم. جهت ارتباط و ارسال پیشنهادات و همکاری با برنامه هات گوش کن, با آیدی تلگرام @HotGooshkon1 و ایمیل HotGooshkon@Gmail.Com در تماس باشید.
این نوشته در متفرقه ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

8 Responses to سینما محله، قسمت اول: فیلم سینمایی در دنیای تو ساعت چند است، به صورت توضیحدار، اختصاصی محله نابینایان.

  1. 1
    محمود هژبری says:

    واقعا سایت رنگ و بوی دیگه به خودش گرفته. عالیه. خسته نباشید.

  2. 2
    بانو. says:

    سلاام واقعا فوق العاده بود.
    ممنون خانم امینی.
    کلا فیلم دشواری بود به نظرم من و حقیقتا شما خیلی خوب از پسش بر اومدید و مرررسی که هستید خیییلیی……
    بودن شماهایی حقیقتا قوت قلب هست و رنگ باختن محدودیت هایی که واقعا به تنهایی نمیشه برشون داشت…..
    مرررسیییی
    خییییلی خیییلی

    و تشکر از شما آقای صالحی و این فرصتی که فراهم اوردید

  3. 3

    همان وقت که به سینما آمد، باید می دیدمش. اما ندیدم. فکر کنم دوستی پیدا نکردم تا با او بروم و این فیلم را ببینم. شاید هم به تازگی فیلم دیگری را دیده بودم. نمی دانم.
    یک روز دوستم آهنگی برایم پخش کرد. تیتراژ همین فیلم بود. خیلی خوشم آمد. گفت که عمویش از تورنتو برایش فرستاده است. عمویش در آنجا مردم را با فرهنگ مردم گیلان آشنا می کند.
    دلم خواست فیلم را ببینم اما دیگر در سینما نبود. بگذریم که چند وقت بعد، او هم برای همیشه به کانادا رفت. دوستی که با او در رشت خاطره های بسیاردارم.
    شبی توی راه اصفهان بودم که همین فیلم از تلویزیون اتوبوس پخش شد. خودم شناختمش. از آهنگش. از بارانش. از اشتراک های میان رشت و فرانسه اش.
    تنها بودم. من بودم و یک فیلم که بسیار مشتاق دیدنش بودم و حالا همان فیلم، که پر بود از تصویر و زیرنویس و گذر از حال و گذشته به یکدیگر.
    داشتم دیوانه می شدم. تلاش کردم تمام فیلم را بفهمم. به واکنش های مسافران هم توجه داشتم. پایم که به اصفهان رسید، فیلم را خریدم تا با خواهرم نگاه کنیم. بهتر شد. اما امروز،… حال خوبم قابل وصف نیست. فیلم، خیلی خوب توضیحدار شده است. شاید در چند مورد صدای توضیح و مکالمه روی هم آمده باشند که با چند ثانیه عقب بردن فیلم، مسئله حل میشود.
    من این فیلم را واقعاً دوست داشتم. از همان اول که ندیده بودمش. وقتی یکی از بستگان ما به ایران و به رشت آمد از من خواست تا او را به بازار رشت ببرم. وقتی آنجا قدم می زدیم، نفس های عمیق می کشید و می گفت: درست همینجاست. همینجا توی فیلم در دنیای تو ساعت چند است. ما داریم همان جا راه می رویم.
    من این فیلم را زندگی می کنم. بارانش را؛ وارشش را؛ محله هایش را؛ باورهایش را؛ و سر آخر چه خوب شد که،…
    این فیلم پر بود از ناگفته ها. شعر پایانی هم همین را می گوید.
    ترجمه شعر را برای تان می نویسم.
    او که به چهره ات رنگ بیم و امید می دهد، او که قلق هایت را می داند، او کیست؟ او کیست؟ او کیست؟
    او که به جانت می دهد مستی بهاران را، رخوت خماران را، او کیست؟ او کیست؟ او کیست؟
    هی هی! چیزی مگو. او کیست؟ راز چیست؟ گیرم که سکوت کنی. آن را می دانم. آن را می خوانم.

    • 3.1
      مریم امینی says:

      خانم جوادیان عزیز
      ممنونم بابت حوصله ای که برای نوشتن کامنت به خرج دادید. کامنت زیباتون منو غرق شادی و احساسات کرد. انقدر به وجد اومدم که از آقای صالحی خواستم یه اکانت توی سایت به من بدن تا بتونم خودم بیام و جواب کامنتتونو بنویسم. (البته با تشکر از آقای درفشیان که زود ثبت نام منو تایید کردن)
      اول خیلی خوشحالم که فیلمو دوست داشتید. حقیقت من خودم با این فیلم زندگی کردم. موسیقی این فیلم، حال خوب کن ترین موسیقی برای منه و سالهای سال هر زمان که خسته و نا امید میشدم، موسیقی این فیلم بود که حال منو عوض میکرد. رشت و بازار رشت به واسطه این فیلم برام مثل حضور تو یه عالم دیگه بود. توی هر شهر و شهرستانی وقتی به بازار محلی سر میزدم، سعی میکردم صدای بازار رشت و برای خودم مجسم کنم. خوشحالم که شما هم این لحظاتُُ با من شریک بودید.
      و در آخر بسیار بابت ترجمه تیتراژ پایانی ازتون ممنونم. مدتها بود دلم میخواست معنیشو بدونم، ولی دوستی نداشتم که گیلکی بلد باشه.

  4. 4

    سلام خیلی خوشحال شدم که این سینما را اینجا راه انداختید خیلی زحمت کشیدید تشکر.

دیدگاهتان را بنویسید