شاید بازی سیزدهم، شاید هم آخرین بازی از این فصل مافیا!

درود

خب پیش از هر کاری، فایل بازی دوازدهم که پنجشنبه شب، هفدهم تیرماه از رادیو گوش‌کن پخش شد تقدیم حضور شما.

احتمال داره بعضی بگن دلیل یه خط در میون شدن بازیهای رادیویی مافیا برنامه های هم زمان باشه و یا چیزهای دیگه، اما من میخوام همون جمله تکراری رو به کار ببرم که اصولا هر آغازی را پایانی و هر پایانی را شاید آغازی دیگر است خخخخ!

تازه مثل این برنامه های فصلی که سیزده قسمتین، خیلی کلاس داره که ما هم بعد از حدود البته سه ماه و نیم برنامه، با اعلام این که این فصل تموم شد و به زودی برمیگردیم دممون رو بذاریم رو کولمون و الوداع!

خلاصه که خارج از همه این شوخی جدیها، امشب برابر است با پنجشنبه شب که میشه 31 تیرماه و میخوایم اگه بشه و مسئله خاصی نباشه بازی سیزدهم رو برگزار کنیم.

زمان شروع بازی همون 22 (10 شب) و زمان هماهنگی برای حضور شرکت کنندگان مایل به بازی مثل گذشته همون 21:30 (نُهُنیم شب) در کانال سالن بازی سرور تیمتاک محله هست.

دیگه واسه کلاسشم شده یه جوری جور بازی امشب رو جور کنید تا صااااااااف آخر تیرماه کتاب این فصل از مافیا رو ببندیم و بریییییییییییم تا دیگه کی فرصتی دست بده و بازم بتونیم بازی مافیای صوتی داشته باشیم.

در پایان یاد و خاطره اون بازیهای اول رو گرامی میدارم و ضمن نام بردن از مسعود ملایی خدا بیامرز، از نام برده میخوام که امشب بیاد اجرا یا شرکت در بازی آخر این فصل رو در خدمتش باشیم و بعد بازی هم چون کتاب این فصل سنگینه با هم کولش کنیم ببریم بذاریمش تو تاقچه کانال سالن بازی تا سرمشقی باشد پیش روی سایرین! چه بسا از آن عبرت گرفته و بر اساس همون عبرتی که نمیدونم چی هست و میگیرن تصمیم بگیرن چطور عمل و زندگی کنن!

درباره سعید درفشیان

درود من سعید درفشیان هستم! حالم در حدی که بیشتر از اون نشه تصور کرد خوبه و مطمئنم بهتر هم میشه! من آدم خوشبختی هستم که فکر میکنم با الکی خوش بودن و مثبتاندیش بودن خالی هم میشه به همه جا رسید و هیچ دلیلی نداره که آدم هیچ سختیی بکشه! به نظر من آدم باید تو زندگیش چیزی جز لذت رو تجربه نکنه و این شدنیه! فقط یه نکته! سختی نکشیدن رو با تنبلی اشتباه نگیریم! وقتی من تشنهم میشه، میرم سر یخچال، پارچ رو برمیدارم، آب رو میریزم توی لیوان و میخورم! منتها چون تشنمه، از رفتن سر یخچال تا نوشیدن آب رو تماما با لذت انجام میدم! ولی مطمئنم اگه روزی به این نتیجه برسم که باید یه نفر لیوان آب رو بیاره بده دستم تا از نوشیدنش لذت ببرم، بازم به این هدفم خواهم رسید و فقط کافیه که خودم بخوام!
این نوشته در اخبار, اطلاع رسانی, بازی, برنامه های رادیویی ویژه نابینایان, پادکست, صوتی, مسابقه ارسال و , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

4 Responses to شاید بازی سیزدهم، شاید هم آخرین بازی از این فصل مافیا!

  1. 1

    سلام.
    فقط انصافاً به بچه ها با تأکید مؤکد بگید که فریاد نزنند و از اون هم مهم تر میکروفون آقای عشقی رو هم یک کاریش بکنید انگار همه با بیتریت 320 باشند و ایشون 16 در این حد تفاوت وجود داره.
    من از همون اول به بهنام نصیری به خاطر اطمینانی که در لحنش موج می زد به عنوان یک مافیا شک کرده بودم و بسیار در تعجبم از این که چه طور بقیه روش اجماع نکردند.
    کارآگاه هم بسیار ضعیف بود و در حدی نتونست به نقشش عمل کنه که من به خانم محمدی به عنوان کارآگاه شک کرده بودم.
    در کل به همه دست اندر کاران خسته نباشید میگم.

  2. 2

    سلام.
    نمی دونم کامنت های این پست خونده میشه یا نه چون جوابی داده نشده اینو میگم ولی از اون جایی که میکروفون آقای عشقی حسابی تغییر کرده و همین طور بچه ها فریاد نمی زنند حتماً خونده میشه دیگه!
    مگه نه!
    اما در مورد بازی که به عنوان قسمت هشتم اینجا قرار گرفته باید بگم که بازیکن ها خیلی بد بودند حتی باتجربه ها هم انگار نمی دونستند باید چی کار کنند کاملاً اتفاقی به نظرم بازی تموم شد.
    چیزی که اصلاً متوجهش هم نشدم این بود که آقای حیدری که چند بار بچه ها اسمش رو می آوردند دقیقاً کی بود؟
    تا جایی که از معرفی متوجه شدم کسی به نام آقای حیدری در بازی نبود.

  3. 3
    مسعود says:

    سلام سعید. من به شدت مریضم و شاید فقط به عنوان شنونده امشب بِتونم کنارتون باشم. امیدوارم بازی خوب و پر جُنب و جوشی رو ببینیم از بچه ها. ‌

  4. 4

    سلام.
    حالا که داره گویا پرونده بازی مافیا بسته میشه بذارید بگم که حتی اگر نذارید هم باز خواهم گفت که … راستی شما می تونید نذارید بگم؟ مثلاً حتی اگر این کامنت رو هم پاک کنید باز بالاخره من حرفم رو گفتم دیگه! یه چیز دیگه وقتی یکی میگه: بذارید بگم دقیقاً اون مخاطبانش چه کاری باید انجام بدن در راستای گذاشتن برای گفتن این فرد. احتمالاً زیاد بیدار موندم دارم چرند می بافم.
    ولی حالا می خواستم بگم که من بالاخره متوجه شدم که جواب کامنتی که در بازی هشتم گذاشته بودم و دنبال آقای حیدری می گشتم چیه! یک وقت فکر نکنید از اون موقع داشتم تلاش می کردم ها! کاملاً اتفاقی فهمیدم که اون حیدری در بازی هشتم کی بود.
    حالا اگر تمام شد یا نه باید بگم که من مافیا رو از همین بازی ها یاد گرفتم و سرگرمی خوبی بود برام گوش دادن به بازی بچه ها و بعد از یاد گرفتنش هم تونستم با دوستان بینام -منظورم دوستانی که بینا هستند هست نه کسانی که نامی ندارند می دونم که می دونید دلم میخواد بیشتر توضیح بدم- بازی کردم و خوش گذشت بهمون یک سری روش هم اختراع کردیم که با گاد ارتباط بگیرم بدون این که بقیه بفهمند.
    خلاصه که حسابی دمتون گرم.

دیدگاهتان را بنویسید