کمی حرف خودمونی. وارد بشید کمی کامنت بازی کنیم

سلام دوستان. خوبین؟ خوشین؟
این روزا که مملکت و اتفاقات یکی از یکی قشنگترش نمیذاره هیچ کسی خوب باشه. اما شما با تمام این اتفاق ها اگه تونستین حتما خوب باشین و حال خوبتون رو به بقیه هم انتقال بدین.
داشتم تو فهرست اعضای محله میگشتم که ی شخصی رو پیدا کنم که ازش ی پست پیدا کنم، حالا نه اون شخص محترم رو پیدا کردم و نه پست مورد نظرم رو.
رسیدم به اسم خودم، ی لحظه رفتم سر اولین پستم. وای که از اون سال تا به الان چقدر زندگیم عوض شده و چقدر اتفاقات خوب و بد برام افتاد. یعنی قشنگ با تمام نابیناییم این تغییرات و بزرگتر شدنم رو دارم میبینم.
کامنت ها رو که داشتم میخوندم میگفتم خدایا این یعنی منم با این نوشتنم؟ اصلا باورم هم نمیشد. ولی خب. زندگی بدجور آدما رو عوض میکنه بچه ها. یهو به خودت میای میبینی ای دل غافل چقدر همه چی عوض شده.
دم این بچه های سایت گرم که توی اولین پست من سنگ تموم گذاشته بودن ماشالا همگی خوش آمد گفته بودن به من. از کامنت اول که برای سرکار خانم پریسا بود تا کامنت آخر که رسیده بود به آقا وحید که من نرسیده بودم بهشون پاسخ بدم متاسفانه.
دوستان از زندگی با تموم سختیاش و خوبیاش لذت ببرید. امروز که اومدم توی این فهرستی که گفتم، شناسنامه خودمو هم ویرایش کردم.
واقعا این سایت بستر خوبیه واسه کنار هم بودن. بیاین و توی این پست کمی کامنت بازی کنیم با هم خخخخخ.
ببینم کی باز میشه بیام تو سایت و این پست رو ببینم، بعدش بگم خدایا. این من بودم؟ زندگیه دیگه. به قول استاد معین عزیز میگه چی؟ میگه: «عمر گران میگذرد خواهی نخواهی». تو کامنت ها میبینمتون. خوش باشین و سلامت. حق نگهدارتون.

درباره میلاد کابی

سلام. من میلاد کابی هستم. متولد سال 1380 در استان بوشهر. علاقهعهمند به فوتبال و تیم پرسپولیس. علاقهمند به کار های تدوین و صدا برداری. نابینای مطلق هستم و دیپلم کامپیوتر رو هم دارا هستم و علاقهمند به کامپیوتر هم هستم. باعث افتخار و خوشحالیمه که در کنار شما دوستای گوشکنی هستم. راه های ارتباطی: شماره تماس: 09176295987 ایمیل: miladkabi2017@gmail.com
این نوشته در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 Responses to کمی حرف خودمونی. وارد بشید کمی کامنت بازی کنیم

  1. 1
    سامان says:

    ایول پسر. خوشحالم که اینجا سر زدی و پست هم گذاشتی. یادش بخیر. از اولین باری که با هم تو اسکایپ صحبت کردیم پنج شیش سال میگذره. هرچند هیچوقت ارتباطمون به اون پررنگی که میبایست نبود که برمیگرده به نوسانات روحی و تحولات شخصیتی و دیدگاهی که تو این چند سال منو درگیر خودش کرده، ولی با این اوصاف همیشه تورو از اون دسته نابینایان میدونستم که ارتباط باهاشون ضرری نداره و برای بی حاشیه بودندت برات احترام قائل بودم. حالا ایشالا گذرم بیفته به بوشهر و حسابی بریم دور دور. البته چون من آدمه به شدت گرمایی هستم امید زیادی به بوشهر اومدن من نیست. تو یه دستی بجنبون بیا تهران یا سنندج در خدمت باشیم.

    • 1.1
      میلاد کابی says:

      سلام عزیز دل. خوبی؟ آره اون زمون های قدیم اسکایپ خیلی بین ما معروف بود ولی الان همه شدن تیمتاکی. ولی خب من تیمتاکم زیاد نیستم و بین 3000 سرور موجود من شاید توی پنج تا سرور هم نباشم. خوشحال شدم دیدمت. به امید دیدار

  2. 2

    خب سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام! خب این پسته یعنی چیز پُسته خخخخخخ اومد و من خوندمش گفتم منم یه چی بنویسم: خب من بخوام بگم که خودمم مثل همه یعنی از نظر خودم هم چیزای خوبی هست هم بد: چیزای بد برا من اینه که دیگه نمیشه مدرسه رفت، نمیشه رفت بیرون تفریح، کاشکی کرونا میموند لاعقل بدتر نمیشد چون سال پیش هم کرونا بود ولی در حد خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد هم مثل الآن نبود: من چند باری با بابام میرفتیم بیرون ولی خب بازم کم بود ولی سال بعدش که الآن هست دیگه حسابی بدتر شد. الآن تو این تابستون من اول میخواستم فقط بخور و بخواب داشته باشم خخخخخخخخخخخخخخ: ولی من دیگه برنامه نویسی میکنم و بازی هم میکنم. بیشتر stw میرم که خیلی کیف میده:
    دیگه الآن بدیهای دیگه ای هم که هست زیاد وقتی برا دور هم نشستن کنار مهمونا و اینا نیست: اصلاً مهمونمون کجا بود خب ما اصلاً نمیتونیم به دلیل کرونا مهمون دعوت بکنیم: البته میکنیم ولی کم: خالم بعضی وقتا میاد یه بارم پسر خالم اومد با هم دو هفته حسابی بازی کردیم ولی خلاصه این تابستون و گذروندن دوران کرونا خیلی سخته:
    من اول فکر میکردم یه چی ساده هست فکر میکردم فقط من رو از شر درسها خلاص میکنه: البته الآن با هیچ درسی مشکلی ندارم ولی خوشحالم کرونا اومد خخخخخخخ شوخی میکنمممممممممممم.
    ولی راستشو بخواین کلاس چهارم آقامون خیلی خوب بود یعنی معلممون: خیلی خوب درس میداد ولی خب خیلی سخت گیر نبود: ولی نزدیک عید، بزرگترین کار سختی که تا کلاس چهارم ندیده بودمش رو نشون داد:
    گفت باید کل واژه نامه رو از حرف الف تا ی رو حفظ بکنید:
    خب من معنی بعضی کلمات یعنی چیز بیشترشون رو بلد بودم ولی خب میگفتن باید طبق واژه نامه بگید.
    یعنی طبق معنی که تو واژه نامه نوشته شده معنی کلمه رو بگید.
    ولی خوشبختانه فرداش تعطیل شد:
    اول گفتم وقتم زیاده که بخونم ولی بعدش گفتن تا یه هفته، هنوز یک هفته تموم نشده بود که گفتن تا عید مدرسه ها رو میبندن.
    البته فکر کنم همه جا.
    ولی خب اون روزا کرونا خیلی خیلی هم دردسر نداشت تازه شروع شده بود و ما فقط باید ماسک میزدیم و دست و صورتمون رو میشُستیم.
    خخخخ خیلی حرف زدم فقط بگم که خخخخخخخخخخخخخ تو پست کامنتیم یه چی گفتم و خلاصه که به من با اونکه فکر میکردم خیلی شادم ولی کرونا زورش به من رسید و تمام شادیهام رو ازم گرفت: البته خودم دارم سعی میکنم با کارهای من در آوردیم خودم رو شاد بکنم.

  3. 3

    سلام حالتون چه طوره؟ خوبین؟ یادش به خیر چه روزایی بود. الآنم هست. باز هم خواهد بود. همیشه هست. روزا همیشه خوبند. این حال ما هست که بنا به دلایلی تغییر میکنه.
    لذت ببر از زندگی وگرنه:::::::

  4. 4
    ابراهیم says:

    سلام حق باشماست
    یه مدته همه بدجور درگیر شدیم
    من درگیر ضبط کتاب و چه و چه یکی دیگه درگیر برنامه نویسی و خیلی چیزا
    کاش میشد بجز تیمتاک اینجا هم فعال بود
    گفت نوشت خندید
    و خوش بود
    دلتون شاد

    • 4.1
      میلاد کابی says:

      سلام. آره این روزا 99 درصد فعالیت های اینجا داره توی تیمتاکش انجام میشه که خب دوستان استقبال هم میکنن و خوبیش اینه که چیزای مفیدی رو که اونجا برگذار میشه توی سایت هم قرار میگیره و ما هم میتونیم استفاده کنیم. شاد باشین و سلامت

  5. 5
    رعد بارانی says:

    سلام خوب کردی که دوباره پست زدی
    بله روزگار میگرده و به ناچار باید تغییر کرد و اگر تغییر نکنیم باختیم
    خوشحالم که میبینم جوون ها و نوجوون ها هم اینجا رو دوست دارن

دیدگاهتان را بنویسید