بایگانی نویسنده: مهدی بهرامی راد

درباره مهدی بهرامی راد

متولد 9 اردیبهشت 1359 . ساکن اصفهانم . از همان کودکی متوجه شدم آرپی دارم و کمی با بقیه فرق می کنم. از کودکی به نوشتن و داستان نویسی علاقه داشتم . کتاب زیاد می خواندم . از رمان گرفته تا کتابهای فلسفی , کشاورزی , علمی , تاریخی , با ربط و بی ربط . می خوندم و می نوشتم . اولین رمانم را سال 78 نوشتم . به دنبال چاپش رفتم ولی بخاطر نداشتن رزومه و اعتبار باید خودم هزینه چاپش را می دادم . پس رمان نویسی را موقتا رها کردم . در کنار کار متوجه شدم علاقه شدیدی به فیلم دارم و نوشتنم را در آن راستا تنظیم کردم . دوره فیلمنامه نویسی مرحوم احمد بیگدلی رو رفتم و چند کتاب خوندم . متوجه شدم که چه کار باید بکنم . اولین داستانم را سال 88 فیلمنامه کردم آنهم بعد از یک سال و نیم تحقیق . یک فیلمنامه علمی که بخاطرش مصاحبه ها کردم و کتابهایی گاها ششصد صفحه ای یا چند جلدی خوندم . به محض ارائه به سازمانی که آنهم با تلاش خودم یافتمش استقبال شد . تهیه کننده و کارگردان انتخاب شد . کار پیش تولید خوب پیش می رفت که به بحران اقتصادی سال 89 و تحریم ها برخورد کردیم و بودجه فیلم باقالی شد . خخخ طی این سالها به عنوان فیلمنامه نویس و منتقد , در بعضی گروههای هنری اصفهان و تهران شناخته شده ام . با اینکه هنوز نوشته ای از فیلمنامه هایم تولید نشده ولی بعنوان مشاور فیلمنامه در بعضی کارها انتخاب می شوم و متن هایی را برای اصلاح و نظر یا بازنویسی برایم می فرستند . از اواخر سال 89 بیماری آرپی ام با روند تندی شروع به پیشرفت کرد و خیلی در کارهایم اختلال بوجود آورد . در کمتر از یکسال به جایی رسیدم که فقط نور می دیدم . نه چهره ای تشخیص میدادم و نه می توانستم تنها به جایی بروم . اولش دیگران کمکم می کردند ولی به مرور خسته گی و کلافه گی را در لحن و رفتارشان حس می کردم . پس گوشه گیر تر شدم و خود را با نوشته هایم سرگرم می کردم . و اما اکنون خوشحالم با این محله آشنا شدم . بچه هایی از جنس خودم . مثل خودم که همدیگر رو می فهمیم . تجربه های یکسان و حرفهای قابل ملموس داریم . تلاش می کنیم و به خودمان متکی هستیم . هنوز می نویسم و رمان دومم را مدتی پیش تمام کردم و منتظر جواب چند ناشر هستم که ببینم چاپ می کنند یا نه . البته از خدایشان است چون طرح داستان رو می دونند چیه . با عصا به جاهای مختلف میرم و منتظر دیگران نیستم . و آینده از آن ماست . موفق و پیروز باشید راههای ارتباطی : 09386722122 آی دی تلگرام: @mahdibahramirad لینک کانال پیک شفا که خودم مدیریتش می کنم: @peyk_shafa ایمیل : Mahdi.bahrami.rad@gmail.com کانال خط خطی های مهدی بهرامی راد: @khatkhatiha59


تبریکی به بلندای رنگین کمان, تشکری از یک قلب مهربان

تبریکی به بلندای رنگین کمان, تشکری از یک قلب مهربان تا سالها, قبل از اینکه بینایی را از دست دهم نمی دانستم روز جهانی عصای سفید هم داریم. همانطوری که الآن هم خیلی ها نمی دانند چنین روزی وجود دارد. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 41 پاسخ

پست به روز شد، بازنویسی دوم بجنگ تا بجنگیم! اولین داستان ارسالی برای طرح گام سوم

بسم الله الرحمن الرحیم در این دو روز با خوندن دو پست سر کیف اومدم و داستان نیمه کاره را بازنویسی کردم. یکی خاطره رهگذر و دیگری خاطره خانم جوادیان. با یکی خندیدم و با یکی دیگر حسهای متفاوت را … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, تاریخ, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | 88 پاسخ

از یک دورهمی ساده تا تبریک جشن عروسی یک هم محله ای البته با کمی تاخیر

سلام خدمت همه دوستان عزیز و بزرگوار. امیدوارم همگی در سایه ایزد منان خوب و سلامت باشید. بی مقدمه بریم سر اصل مطلب. چهارشنبه ظهر بود که با تماس یکی از دوستان محترمه, بانو وکیل محله,به یک دورهمی دوستانه دعوت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 37 پاسخ

گام سوم؛ طرحی برای داستان نویسی به صورت کارگاهی و نقد در قالب مسابقه

سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان و بزرگواران طرح گام سوم به پیشنهاد و پی گیری علاء الدین عزیز منتشر می شود و من فقط منتشر کننده طرح هستم و ان شالله با همکاری و همیاری یکدیگر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, مسابقه | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 17 پاسخ

دستمال کاغذی

عرض کنم خدمتتون طوطیان شیرین سخن و راویان شکر دهن بیان کردند که سال گذشته وقتی به منزل تشریفمان را آوردیم عیال محترمه و مکرمه را در بستر و آماده برای سرما خوردن یافتیم. عطسه های پیاپی و آبریزش های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , , , | 36 پاسخ

چهار دیواری

کلافه با خانم از املاکی اومدیم بیرون. گرمای هوا, تیزی آفتاب, تشنگی و از همه مهمتر بی پولی حسابی قرمزم کرده بود. می خواستم عصایم را در بیاورم و یک راست مسیری را طی کنم که خانم دستم را گرفت … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , | 25 پاسخ

آه! کاش میدیدم

  هشدار: تمامی اسامی، شخصیت‌ها، و رخدادهایی که در این داستان آورده شده‌اند، ساخته‌ی ذهن نویسنده هستند و واقعیت ندارند. هرگونه تشابه اسامی این داستان با اسامی اشخاص موجود در دنیای واقعی، کاملاً ناخواسته بوده و از کنترل نویسنده خارج … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 50 پاسخ

گفتگویی دوستانه یا درددلی مشترک

بسم الله الرحمن الرحیم سلام به همه دوستان بزرگوار. امیدوارم همگی خوب و هدفمند باشید. می خواهم کمی سرتان را با حرفهایم درد بیاورم. مدتهاست پراکنده گویی نکرده ام و حالا شروع می کنیم: اواسط بهمن ماه سال گذشته بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , , , | 40 پاسخ

دیوانه گی

بسم الله الرحمن الرحیم سلام به همه دوستان عزیزم. سال ۱۳۹۷ هجری شمسی را به همه شما بزرگواران تبریک می گویم. امیدوارم در پناه خالق یکتا, سالی پر از امید و موفقیت را پیش رو داشته باشید. خلاصه دلم برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 45 پاسخ

کمی حرف خودمونی و یک فراخوان از دوستان گل گلاب

بسم الله الرحمن الرحیم. بعد از سلام و ادب و چطورید و خوبید آیا و من بهترم و اوضاعتون چگونه است و اینا میرم سر اصل مطلب. دیروز یک فیلم کوتاه کمتر از پنج دقیقه ای دیدم و شنیدم. خلاصش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, اخبار, اطلاع رسانی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 28 پاسخ

شوخستان:از حواشی سفر غافلگیرانه رعد بارانی به منزل رهگذر

در کتب عهد عتیق و باستان آمده که رعد دانا و حکیم, بسیار دلتنگ سفر گشته و بعد از تفکری بسیار حکیمانه, از بین انبوه دوستانش یکی را برمی گزیند تا به سویش رهسپار گردد. اما مانعی سخت پیش روی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 41 پاسخ

دانلود رمان صوتی ” اقیانوس مشرق ” صوتی شده اختصاصی سایت گوش کن

به مناسبت شهادت حضرت رضا علیه السلام, بنا داشتیم کتابی با موضوعیت آن حضرت را صوتی کنیم و در اختیار شما دوستان قرار دهیم. لذا گوینده این اثر خوب خانم رهگذر, با جستجو و دقت نظر, این رمان را برای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در تاریخ, داستان و حکایت, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , | 21 پاسخ

ایستگاه آخرِ عزیز

یک شب تا شب به خانه میرسم و در را باز می کنم: سلام. ولی مثل همیشه صدای آرش را نمی شنوم که می دوید جلویم و با خوشحالی سلام میکرد. صدای نالانی از اتاق خواب به گوش می رسد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | 58 پاسخ

سفرنامه کربلا, پیاده روی اربعین حسینی, قسمت دوم

بسم الله الرحمن الرحیم بسم رب الحسین تاریخ دقیقش یادم نیست, ولی یادم است سه شنبه هفت و نیم صبح, مجهز و آماده, کوله به کولم, بند کفش ها بسته, بیرون خانه منتظر بقیه ایستاده ام. در دلم شوری به … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , | 37 پاسخ

سفرنامه کربلا و پیاده روی اربعین حسینی – قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحیم. بد جوری درونم به تکاپو افتاده بود. توصیف هایی که سال های قبل از دوستان شنیده بودم و حس غریبی که درونم قل قل می کرد که من هم باید آذر امسال به پیاده روی اربعین … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی, گزارش, مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , | 33 پاسخ

داستان واقعیتی تلخ از درددل یک دوست, بخش سوم: نهال

واقعیت تلخ از درددل یک دوست بسم الله الرحمن الرحیم دخترک لبهایش را با دندانش گاز می گیرد. به قاضی چشم دوخته و دستهایش می لرزند. نیم ساعت قبل. راهروی دادگاه دخترک هفت ساله, کنار مادرش نشسته. زن با چهره … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, اجتماعی, حقوقی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی, کودکان و نونهالان, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , | 59 پاسخ

نکاتی پیرامون سلامت جسمی نابینایان و کم بینایان: رابطه انحراف لگن و مسائل نابینایان و کم بینایان

نکاتی مهم درباره سلامتی نابینایان و کم بینایان   بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام و درود فراوان به همه دوستان عزیزم مبحثی را که می خواهم بیان کنم حتما درگیرش شده اید و اگر هنوز نشده اید, خواهید شد.   … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, اخبار, خاطره, صحبت های خودمونی, گزارش | برچسب‌شده , , , , , , | 22 پاسخ

آنچه بر من گذشت: غیبتی چند ماهه

خلاصه گزارش از چند ماه غیبت   بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود فراوان به محله و کوچه پس کوچه هایش, و بر همه هم محلی های عزیزم. بد قول ترین فرد محله بعد از مدتها غیبت اومد. غیبتی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, صوتی, گزارش | برچسب‌شده , , | 33 پاسخ

کاری از سمانه, رهگذر, محسن صالحی. اینم سورپرایز مسابقه نامه ای به مادر, بفرمایید دانلود

سلام سلاااام خدمت همه دوستان و هم محله ای های عزیییز همگی خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ خب خدا رو شکر که خوب و خوش و سلامتید و اگر هم نیستید برید باشید. غم و غصه نباید تو دلهاتون جایی داشته باشه. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اخبار, اطلاع رسانی, شعر, صحبت های خودمونی, صوتی, گزارش, موسیقی | برچسب‌شده | 66 پاسخ

طنز: کامبیز در غرب وحشی

دوئل, کامبیز در غرب وحشی کامبیز تشنه لب, خسته و کوفته, کشان کشان در بیابانی بی آب و علف, پیش می رود. هیچ جنبنده ای دیده نمی شود. نفس هایش به شماره افتاده اند. لبهایش از خشکی ترک خورده و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان و حکایت, طنز | برچسب‌شده | 61 پاسخ