بایگانی نویسنده: احمدرضا

درباره احمدرضا

درود بر دوستان. احمدرضا میرزایی هستم سال تولد 1358 محل تولد نورآباد ممسنی یکی از شهرستانهای استان فارس هست. تحصیلاتم را تا پایان دوره متوسطه در شیراز گذراندم همان سال در رشته زبان انگلیسی وارد دانشگاه شدم و در سال 82 موفق به گرفتن مدرک فوق دیپلم از این رشته شدم در سال 83 خوشبختانه موفق شدم وارد شغل شریف معلمی بشم شغلم را خیلی خیلی دوست دارم در سال 85 دوباره وارد دانشگاه شدم و سال 88 مدرک لیسانس را در رشته علوم تربیتی گرفتم بعد از شغلم به کتاب خیلی علاقه دارم تقریبا هر نوع کتابی را میخونم موسیقی. ماشین سواری. شطرنج. فوتبال. و گردش را خیلی دوست دارم یک پرسپولیسی دو آتیشه هستم راستی در اردیبهشت سال 90 ازدواج کردم و در اواخر اسفند همان سال خداوند بهترین هدیه زندگیم را به من داد بهترین لحظه زندگیم وقتی بود که مادرم آرتیمان عزیزم را در آغوشم گذاشت و در آغوش من بود که با شنیدن صدای من چشماش را باز کرد البته در سال ۹۵ بار دیگه اقبال به من لبخند زد و دومین فرزندم پا به عرصه گیتی گذاشت واقعا همسرم و فرزندانم را عاشقانه دوست دارم و فقط به خاطر اون هاست که زنده هستم


شما بگید امین نامه یعنی چی؟

درود بر دوستان عزیزم. امیدوارم ملالی نداشته باشید. بازم دلم گرفت بازم گفتم پست بزنم بازم درد دلم را بگم شاید سبک بشم. از اون جایی که اکثر ما بدون وام نمی تونیم صاحب چیزی بشیم بنده هم واسه این … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 42 پاسخ

ساده ولی واقعی

شب بود ساعت ۱۲ خوابیده بودم بعد از ۹۰ و بوقی خیر سرم زود خوابیده بودم آره همین چند شب پیش بود همین طور که بین خواب و بیداری بودم خانم صدا زد احمدرضا: هااااا احمدرضا. هاااا. چیه بابا خوابیدم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , | 66 پاسخ

نکاتی درباره غذا خوردن و لباس پوشیدن یک نابینا

درود بر دوستان عزیز و هم محلی های مهربونم امیدوارم که با این گرمای کلافه کننده وحشتناک کنار بیاین این جا که من هستم تا مرز ۵۰ درجه هم رسیده ولی شنیدم خوزستان از ۵۰ هم گذشته خلاصه که جرات … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , | 17 پاسخ

اصلاح آقایان با ژیلت و پودر نظافت

درود بر همه دوستان عزیز و گرامی خودم امیدوارم که حال و احوالتون خوب باشه و در زندگی ملالی نداشته باشید چند وقتی بود که می خواستم این مطلب را این جا قرار بدم ولی گرفتاری های مختلف مجال نمی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , | 79 پاسخ

به نظر شما واسه ارشد چه کار کنم؟

درود بر دوستان عزیز و هم محلی های دوست داشتنی خودم راستش یه مشکلی دارم که گفتم با شما مشورت کنم قضیه این هست که بعد از سالها فیلم یاد هندوستان کرده و تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدم من در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, صحبت های خودمونی | 17 پاسخ

دانلود آموزش گام به گام جلد اول عربی هفتم ویژه دانش آموزان نابینا

درود بر دوستان عزیزم امروز واسه دانش آموزان کلاس هفتم در حد بضاعت اندکم یه هدیه ناقابل آوردم ولی لازم می دونم چند نکته را تذکر بدم ۱ رشته من عربی نیست بنا بر این اگر لهجه عربی ندارم بر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, صوتی, کتاب, کتاب صوتی, کودکان و نونهالان | برچسب‌شده , , , , | 12 پاسخ

خاطره رفتن من به اصفهان

درود بر دوستان عزیزم حال و احوالتون چی طوره خوبید؟ راستش چند روز پیش یه خاطره واسه من رقم خورد که گفتم این جا بنویسم که به قول مجتبی یه چیزی نوشته باشم از یک ماه پیش با برادر خانمم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , , , , , | 28 پاسخ

مجموعه ای از تصاویر برای والدین نابینایی که دوست دارن به کودکان خود حرف زدن بیاموزند

درود بر دوستان عزیزم. امروز با یه پست دیگه خدمت شما رسیدم. مجموعه ای از تصاویر را واسه شما آماده کردم. خودم استفاده کردم و نتیجه گرفتم. می پرسید چه نتیجه ای؟ الآن میگم. این تصاویر واسه والدین نابینا خوب … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, کودکان و نونهالان, معرفی ابزار | برچسب‌شده , , , , , | 23 پاسخ

هر کس دعا می خواد بیاد داخل دعا نویس اومده خخخ

درود بر شما دوستان عزیز و دوست داشتنی خودم حقیقتش چند وقتی میشه که پستی نگذاشتم دیدم جای من این وسط مسط ها خالی هست گفتم بگذار حکایت منم بشه حکایت اون سوار معروف که قبلا توی منطقه ما زندگی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی, طنز | برچسب‌شده , , | 36 پاسخ

چرا این خواب های وحشتناک دست از سر من برنمیدارن

دنبالم گذاشته با اون کابل سیاهش به جونم می افته ازش خواهش می کنم نزنه میگم من که کاری نکردم ولی اون بی توجه به حرفم فقط میزنه میگم تو را خدا بسه به خاطر کاری که نکردم میگم غلط … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, داستان و حکایت, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , , , | 39 پاسخ

دو خاطره از من چرا من عصا دست گرفتم و آیا همیشه باید به مسیر های آشنا اعتماد کرد؟

درود برهمه هم محلی های عزیزم امیدوارم که همیشه شاد و خوشحال باشید راستش تصمیم گرفتم اتفاقاتی را که چند روز پیش و چند سال پیش واسه من پیش اومد این جا با شما در میون بگذارم به قول بانو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 39 پاسخ

باور های غلط ما درباره ازدواج نابینا با نابینا

درود بر دوستان گل و گلابم اول باید یه آفرین ویژه بگم به مقاله جالب شهروز واقعا مقاله کامل و خوبی بود مدت ها بود که می خواستم چنین پستی را بزنم ولی دست دست می کردم ولی امروز با … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, اجتماعی, خاطره, روانشناسی, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 18 پاسخ

تجربیات یک نابینا از پرورش مرغ در منزل

درود بر دوستای گل و گلابم راستش وقتی پست جالب عمو حسین را دیدم گفتم منم سرگرمی خودم را باهاتون در میون بگذارم بنده حدود پنجاه تا مرغ و خروس در منزل نگهداری می کنم یه باغچه حدودا ۳۰ متری … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در آموزش, آموزش های رایگان, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , , | 38 پاسخ

چرا بعضی دوستان نابینا در رویا و خیال بافی به سر میبرن

درود بر همه هم محلی های عزیز و دوست داشتنی راستش خیلی وقت بود که فکر میکردم چه موضوعی را واسه اولین پستم قرار بدم تا این که طی صحبت هایی که با یکی از دوستانم داشتم به موضوع جالبی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اجتماعی, خاطره, صحبت های خودمونی | برچسب‌شده , , | 40 پاسخ